تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر غرب شناسی و اسلام شناسی تطبیقی۳ – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر غرب شناسی و اسلام شناسی تطبیقی۳ شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر غرب شناسی و اسلام شناسی تطبیقی۳ گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر غرب شناسی و اسلام شناسی تطبیقی۳ با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر غرب شناسی و اسلام شناسی تطبیقی۳ از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر غرب شناسی و اسلام شناسی تطبیقی۳ با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر غرب شناسی و اسلام شناسی تطبیقی۳ را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر غرب شناسی و اسلام شناسی تطبیقی۳ :

مقدمه

هرگاه جامعه به منزله مجمع اراده ها و تمایلات فردی تلقی شود هرگز نمی توان از این افراد نظام اجتماعی مطلوبی ساخت؛ زیرا کثرت برای این جامعه امری ذاتی است و وحدت و جمعیت امری عرضی برای آن مطلوب می شود در حالی که در مدینه فاضله اسلامی انگیزه ها در جهت قرب به صفات الهی شکل می گیرند. در ادامه مولفه های سبک زندگی اسلامی در حوزه های گوناگون را با هم بررسی می کنیم.

در حوزه جهان بینی

– اعتقاد به توحید، عدل، نبوت و امامت و معاد و غیب و فرشتگان و کتب آسمانی و وحی و مقدسات و …؛ در نگاه اسلام عالم شهود و ماده بخش بسیار کوچکی از حقیقت عالم است و اکثر نظام هستی در غیب است و امکان برقراری ارتباط با آن وجود دارد و این ارتباط و بهره مندی از آن، حق مومن است و نباید اجازه داد که نگاه ما محدود به عالم شهود شود. (الذین یومنون بالغیب.بقره/ )

– انسان خلیفه الله و “جانشین خداوند” و عبد اوست و نه جایگزین خدا و ظرفیتش دریافت و نمایش تمام اسماءالله است و کمالش در هجرت و فنای در خداوند متعال است.

همه امور زندگی ذیل وحی و در چارچوب قوانین الهی تعریف می شود(نباید مخالف احکام الهی باشند)

عقل حجت است و یکی از منابع درک حقیقت است. و هرگز در مقابل وحی نیست؛ بلکه وحی سلطان علم و مکمل عقل است و برای دیدن حقیقت باید بر روی شانه های وحی بایستد.

منبع دستیابی به حقیقت تنها تجربه نیست؛ بلکه وحی، عقل، تجربه و شهود است.

محور تکامل تاریخ ظهور انسان کامل و ظهور عالم غیب در عالم شهود است و نه تکامل ابزار

– جایگاه فرد و جامعه در فرهنگ اسلامی؛ اسلام قائل به اصالت فرد و اهمیت جامعه است و بیان می‌‌دارد که فرد و جامعه بر هم دیگر اثر گذارند. از دیدگاه اسلام هم فرد مهم است و هم جامعه. به عبارت دیگر، در اسلام برای هریک از افراد به شخصه احکام و دستورهایی وجود دارد که بر استقلال و حفظ شأن و منزلت خود دلالت دارد. همچنین احکام و دستورهایی دال بر توجه به گروه‌ها و تشکل‌های اجتماعی مثل خانواده، بستگان و اجتماع مسلمین داردبه عنوان مثال: مسئول بودن شخص در برابر عملکرد‌هایش. اسلام به شخص می‌‌آموزد که مسئول اعمال خویش است و نه می‌تواند بار خویش را به عهده دیگران گذارد و نه قادر است بار مسئولیت عملکرد دیگران را بپذیرد. و کارنامه هر انسانى را به گردن او بسته‏ایم، و روز قیامت براى او نامه‏اى که آن را گشاده مى‏بیند بیرون مى‏ آوریم. «نامه ‏ات را بخوان؛ کافى است که امروز خودت حسابرس خود باشى. (بقره: ـ). آیات دیگری نیز مثل(بقره: ؛ لقمان: ؛ فاطر: ؛ مدثر: ) به این مهم اشاره دارند.این شیوه سپردن مسؤلیت، به پرورش شخصیت فرد کمک می‌‌کند؛ زیرا انسان زمانی که این مسئولیت منحصر به خودش را درک می‌‌کند، باعث می‌‌شود احساس استقلال نماید و همین او را دقیق و حساس بار می‌‌آورد و در برابر آنچه دور و بر او می‌‌گذرد، واکنش نشان می‌دهد. و نمونه مثال برای جمع گرایی مثل تأکید بر جمع‌گرایی در عبادات، تذکر به وحدت در برابر دشمنان، تقویت اصل برادری در میان مومنان، دعوت به صله رحم و …در این دیدگاه انسان حق ندارد به انسان دیگری نگاهی ابزاری داشته باشد بلکه موظف است تا در یک تعامل دائمی با سایر انسانها به ایشان خیر برساند تا سرانجام خیر تسرّی پیدا کند و جامعه خیرات و فضایل،با عشق به مخلوقات، به عنوان مظاهر الهی، افراد انسانی را به رشد اجتماعی و فلاح و سعادت جاودانه برساند که از دیدگاه اخلاق اسلامی رشد فرد از رشد اجتماع جدا نیست. اما هرگاه جامعه به منزله مجمع اراده ها و تمایلات فردی تلقی شود هرگز نمی توان از این افراد نظام اجتماعی مطلوبی ساخت؛ زیرا کثرت برای این جامعه امری ذاتی است و وحدت و جمعیت امری عرضی برای آن مطلوب می شود در حالی که در مدینه فاضله اسلامی که انگیزه ها در جهت قرب به صفات الهی شکل می گیرند فرد اخلاقی، دیگران را بر خود ترجیح می دهد و لذا تزاحمی در طلب خیر و فضیلت حقیقی که تقرب به خداست رخ نمی دهد. اگر طلب ماده برای فرد اقتضای تزاحم با دیگران را دارد از خود گذشتگی، دروازه ورود به ملکوت الهی می باشد و از آنجا که میدان ایثار و گذشت به اندازه عرض آسمانها و زمین برای هر فردی گسترده است هرگز جدال و کشمکش در نمی گیرد. شاید بتوان گفت دوزخ تنگ و تاریک، تجسم تنگی و تاریکی خودخواهی و خودبرتربینی است و وسعت بهشت، تجسم سعه ایثار و از خود گذشتگی است. بنابر این جامعه مبتنی بر تمایلات و خواسته های متفرق و متکثر افراد نمی تواند وحدتی ذاتی داشته باشد بلکه وحدتش امری عارضی و اعتباری است و احاطه ربوبیت الهی بر جانهای محاط و متکثر، عامل ذاتی وحدت اجتماعی و وفاق در اخلاق جمعی است.

سنت و تجدد؛ اسلام با حذف سنت مخالف است چون معدوم شدن گذشته؛ یعنی بی هویتی، بی شناسنامه بودن، بی معنی بودن، بی ریشه بودن در تاریخ. ‏اسلام معتقد به گفتگوی سنت و تجدد در قالب اجتهاد است. اسلام با اجتهاد و بازخوانی سنت با توجه به مقتضیات و شرایط زمان و مکان موافق است. در این مورد توجه به این نکته مهم است که احکام قرآن و روایات کلی است فلذا می توان با توجه به اصل ثابت و کلی اسلام، مسائل جزئی و متغیّر را پاسخ داد. درست مثل علوم ریاضی که اصول آن ثابت است ولی هر مساله جدیدی را می توان با آن اصول ثابت حل کرد. ضمن این که قواعدی مثل قاعده اهم و مهم، در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان، حجیّت عقل، گشوده بودن باب اجتهاد، قواعد حاکمه فقهی مثل قاعده نفی حرج و نفی ضرر و … به امکان پاسخگویی دین به تغییرات کیفی و نوین زندگی بشر کمک می کنند(اجتهاد پویا).

در حوزه فلسفه

عقل عبارت است از قو تشخیص و ادراک(عقل نظری) و وادار کننده‌ انسان به نیکی و صلاح و بازدارند وی از شر و فساد(عقل عملی). عقل، تفکّر و اندیشه برای این است که انسان نسبت به حقایق عالم هستی، شناخت پیدا کند و بفهمد که خدایی هست. او انسان را خلق کرده و هدایت می‌کند و باید فقط او را عبادت کند و با ابزار عقل، غرائز نفس حیوانی خویش را آن‌گونه که دین گوش‌زد فرموده، تحت کنترل خویش در آورد؛ ولیکن در شناخت حقائقی که مافوق شناخت عقلی است، باید به محضر دین رفت؛ چراکه عقل توانایی شناخت و استنباط آنها را ندارد. عقل قادر به تمیز حق از باطل است. با علوم عقلى مى‌توان به مسائل کلى در قلمرو علوم حصولى دست یافت. گرچه عقل موجودی بسیار فهیم است اما در عین حال محدودیت هایی دارد؛ مثلا قادر به درک ذات خداوند نیست. و یا قدش آن قدر بلند نیست که همه حقایق را ببیند و برای تکمیل خود در مسائل فوق عقلانی(نه ضد عقل) نیاز به شهود و وحی دارد.

الف. فلسفه اسلامی به دنبال وجودشناسی و هستی شناسی است و اساسا موضوع فلسفه “وجود بما هو وجود” است.

ب. ابزار شناخت در اسلام عبارت است از وحی و عقل(عقل متعارف) و شهود(عقل قدسی/ راه دل و قلب و راه تهذیب و تزکیه) و تجربه. ولی در غرب فقط تجربه است(تجربه ضعیف ‌ترین مرحله ‌معرفت است).

در حوزه نظام ارزشی و اخلاقی

اخلاق اسلامی مامور به تنظیم روابط صحیح بین انسان و خدا، انسان و خود، انسان و جامعه، انسان و طبیعت به شرح ذیل است:

– ارتباط صحیح با خداوند:

الف) ارتباط صحیح با خداوند در حوزه نظر: خداشناسی

ب) ارتباط صحیح با خداوند در حوزه عمل: خداپرستی

– ارتباط صحیح با خود:

الف) ارتباط صحیح با خود در حوزه نظر: خودشناسی

ب) ارتباط صحیح با خود در حوزه عمل: خودسازی

– ارتباط صحیح با جامعه:

الف) ارتباط صحیح با جامعه در حوزه نظر: شناخت حقوق تمام اقشار جامعه

ب) ارتباط صحیح با جامعه در حوزه عمل: ظلم نکردن و ظلم نپذیرفتن و نیز پسندیدنِ آنچه برای خود می پسندد، برای آحاد جامعه و نپسندیدن آنچه برای خود نمی پسندد برای تمام اقشار جامعه.

– ارتباط صحیح با طبیعت:

الف) ارتباط صحیح با طبیعت در حوزه نظر: طبیعت را آیات الهی ببیند.

ب) ارتباط صحیح با طبیعت در حوزه عمل: مصرف بدون اسراف و نیز آباد نمودن طبیعت

دیگر گزینه های نظام ارزشی و اخلاقی اسلام عبارتند از:

الف.یقین و تواضع در برابر حق

ب. مطلق بودن و فطری بودن ارزش های اخلاقی متعالی

ج. اصالت فضیلت(در برابر اصالت لذت)

چ. قدسی بودن انسان های الگو و رجوع به ایشان

ر.حضور و نقش آفرینی دین در لایه مرکزی نظام ارزشی

ز. نگاه حداکثری به دین

س. نگاه واقعی و غیر تشریفاتی به آموزه های دینی

ش. اعتقاد به تقدس مفاهیم و شخصیت های دینی

م. شیوع عقلانیت و معنویت و حیا در روابط مابین آدمیان به‌ویژه روابط میان زن و مرد

آیا اخلاق مطلق است یا نسبی است؟

در مورد نسبی بودن اخلاق دو معنا وجود دارد: الف) اصل ارزشی و ضد ارزشی ثابتی وجود ندارد؛ خوبی و بدی به پسند و عدم پسند فرد یا جامعه وابسته است. ب)رفتارها و کارهای اخلاقی با توجه به موقعیت ها و تغییر عناوین دگرگون می‌‌شود. نسبیت به معنای اوّل نادرست است؛ یعنی نمی توان پذیرفت که ارزش های اخلاقی از اصولی ثابت و کلی محروم است. اما نسبیت به معنای دوم درست و قابل قبول است. چون کارهای اخلاقی همیشه به یک منوال نیست. گاهی راست گفتن ارزش اخلاقی دارد و گاهی دروغ(دروغ مصلحت آمیز) بنابراین معنا بعضی از مفاهیم اخلاقی مانند عدل و ظلم به طور مطلق و ثابت، خوب و بد هستند و بعضی دیگر مانند راست و دروغ نسبی اند، اما نسبی بودن آن ها نه به این معنا است که در یک فرهنگ خاص و با توجه به خواسته های شخص تغییر کنند، بلکه به این معنا می باشد که اگر در قالب یکی از آن مفاهیم ثابت دریابد، همیشه خوب و بد می شوند، مثلاً راستگویی چون طبق عدالت است (عدل هر چیز را در جای خود قراردادن) خوب است، اما اگر راست گفتن به صورت یک رفتار و فعل خارجی، مصداق عدالت نباشد، بلکه تحت عنوان دیگری قرار گیرد، مثلاً ظلم باشد، یا انسان بی گناهی را به کشتن دادن باشد، این فعل خارجی بد است. منشاء اخلاق: منشاء اخلاق فطرت است و چنانچه آدمی تحت شرایط تربیتی مناسب(خانواده، حکومت، اجتماع، بهره گیری از دین و …) قرار گیرد اخلاق در جان او شکوفا خواهد شد.

در حوزه مدل های دینداری و دین ورزی

الف. مدل دینداری اسلامی عقلانیت گرا، معنویت گرا و عدالت گرا است

ب. عدم پذیرش پلورالیسم معرفتی و ترویج حقیقت گرایی

ج. عدم نگرش پراگمات به دین و پذیرش دین حتی در صورت تضاد با منافع فردی

م. پذیرش دین به عنوان برنامه رسمی زندگی

ن. تعادل در آخرت گرایی و آبادکردن دنیا

در حوزه هویت

» هویت دینی «را می توان به سبب اهمیت فوق العاده و جایگاه والای آن، مهمترین بعد هویت دانست که نقش بسزایی در هویت بخشی به افراد جامعه ایفا می کند. هویت دینی(یا این همانی که پاسخی الهی به من کیستم انسانهاست) موجب دلگرمی، سرزندگی، نشاط و وحدت و قدرت فرد و جامعه است. هویت دینی از مهمترین عناصر ایجاد کننده همگنی و همبستگی اجتماعی در سطح جوامع است که طی فرایندی با ایجاد تعلق خاطر به دین و مذهب در بین افراد جامعه، نقش بسیار مهمی در ایجاد و شکل گیری هویت جمعی دارد.بر پایه همین قدرت هویت دینی در قرن گذشته سه انقلاب بزرگ رقم خورده: در سال ه.ش انقلاب صفویان با خاستگاه مذهب تشیع و در سال ه.ش انقلاب مشروطه با خاستگاه عدالت و در سال ه.ش انقلاب اسلامی با خاستگاه استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی رقم خورده است.

مهمترین “مولفه های شناختی“ هویت دینی عبارتند از:

اعتقاد به عدل الهی

باور به رسالت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله

اعتقاد به امامان معصوم علیهم السلام

اعتقاد به کتاب آسمانی

باور به مسئلتوحید و معاد

معرفت نفس و خودشناسی

اعتقاد به لزوم انجام فریضه نماز

اعتقاد به لزوم انجام فریضه روزه

اعتقاد به مهدویت

اعتقاد به مرجعیت و تقلید و ولایت فقیه

مهمترین “مولفه های عاطفی“ هویت دینی عبارتند از:

احساس افتخار به مسلمان بود ( شیعه بودن)

احساس غرور و افتخار به سبب زندگی در یک کشور شیعه مذهب

احساس آرامش به هنگام نیایش با خداوند

احساس غرور و افتخار از موفقیت مسلمانان

احساس بیزاری از خدشه دار شدن اسلام

احساس همدری و مسئولیت در قبال سایر مسلمانان

مهمترین “مولفه های اجتماعی“ هویت دینی عبارتند از:

لزوم باور از دستگیری محرومان

گرایش به حفظ حدود شرعی در روابط با نامحرم

مدنظر دادن دینمداری به عنوان یک شاخص در مسئل انتخاب همسر

مدنظر دادن دینمداری به عنوان یک شاخص در مسئل دوستیابی

اعتقاد به لزوم هماهنگی میان ارزشهای شغلی با ارزشهای دینی

اعتقاد به لزوم مدنظر دادن احکام اقتصادی دین به هنگام داد و ستد و معاملات تجاری

مهمترین مولفه های فرهنگی هویت دینی عبارتند از:

تمایل به حفظ ظاهر و پوشش اسلامی

گرایش به شرکت در مراسم و آیینهای مذهبی از جمله مراسم ده اول محرم

اهمیت به صله رحم

رعایت حقوق بدن، خانواده، جامعه، همسایگان و …

رعایت حق الناس در کنار حق الله

دیگر گزینه های مهم در هویت دینی عبارتند از:

الف. توحید و ارتباط با خدا اصلی ترین رکن هویت دینی است

ب. تاکید بر هماهنگی فرهنگ، آرمان ها، الگوها و ارزش های دینی(چه این که تعارض در بین ارزشهای دینی در حوزه نظر و الگوها در حوزه عمل هویت دینی را در بین اقشار جامعه دچار بحران خواهد کرد)

ج. خوشبختانه به دلیل جهان بینی منطبق با فطرت و انعطاف پذیری دین در تطبیق با شرایط مدرن زندگی و نگاه برادرانه به دیگران بحران هویت دینی و اجتماعی، معضل و مشکلی در عالم اسلام و به خصوص تشیع به شمار نمی آید.

و. هویت تاریخی در اسلام مهم و پیوند و پیوست با آن بسیار ضروری است.

در حوزه نظام تعلیم و تربیت

الف.تشکیل مثلث هماهنگ معلم، متعلم و علم بر مبنای آموزه های دینی و روابط اخلاقی حاکم بر استاد و دانشجو

ب. تقدم پرورش بر آموزش

ج. علم اعم از دانسته ها و باورهاست

و. نگاه عبادت گونه به تعلیم و غلبه معرفت، بصیرت و خدمت در انگیزه های متعلم

ی. نگرش دینی- عقلی- شهودی- تجربی به علوم

ن. دین و علم و برهان را جدا ناپذیر و سازگار دانستن

م. عدم نگرش تکنیکی و تسخیر مآب به عالم؛ بلکه طبیعت را آیه الهی دیدن و مصرف بدون اسراف و نیز آباد نمودن طبیعت

س. اصالت داشتن عقل و خرد بشر و معنایافتن تجربه در بستر خرد

ش. نسبت تکاملی علم و دین

در حوزه خانواده

– تعریف خانواده: خانواده فقط از ازدواج بین دو جنس مخالف تشکیل می شود و لا غیر

– تقدس خانواده؛ کارکردهای مهمی مثل تامین امنیت روانی، اخلاقی و جنسی، بقاء و تربیت نسل، رشد مادی و معنوی و … در پرتو خانواده موجب شده تا خانواده در اسلام بنیانی مقدس شمرده شود؛ لذا پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: «مَا بُنِیَ بِنَاءٌ فِی الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنَ التَّزْوِیج(من لا یحضره الفقیه، ج‏، ص: ح ) و نیز از آن حضرت نقل شده: رَکْعَتَانِ یُصَلِّیهِمَا مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ رَجُلٍ عَزَبٍ یَقُومُ لَیْلَهُ وَ یَصُومُ نَهَارَهُ؛ دو رکعت نمازی که مرد متأهل می خواند، برتر از (عمل) مرد مجردی است که شبش را به عبادت و روزش را به روزه داری می گذراند (من لا یحضره الفقیه، ج‏، ص: ح ) و نیز فرمود: مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ فِی النِّصْفِ الْبَاقِی.

– اهدف تشکیل خانواده:

الف. قرب الی الله است(علی علیه السلام در مورد همسرش فرمود: نعم العون علی طاعه الله؛ خوب کمکی است در اطاعت از خدا)

ب. تأمین نیازهای مادی(وَأَنکِحُوا الأَیامى مِنکُم وَالصّالِحینَ مِن عِبادِکُم وَإِمائِکُم إِن یَکونوا فُقَراءَ یُغنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ و َاللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ)

ج. عاطفی و معنوی انسان از جمله دست‌یابی به انس و آرامش(وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»؛روم / )

و. بقای نسل(ساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ/ بقره )

ی. تربیت نسل است(پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: «مَا یَمْنَعُ الْمُؤْمِنَ أَنْ یَتَّخِذَ أَهْلًا لَعَلَّ اللَّهُ أَنْ یَرْزُقَهُ نَسَمَهً تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ؛ چه چیزی مانع می شود که انسان مؤمن زن بگیرد؟! شاید خداوند به او فرزندانی روزی کند که زمین را از «لا اله الا الله» سنگین کنند(من لا یحضره الفقیه، ج‏، ص: ح )

خانواده، کانون تربیت است(قُو اَنفُسَکُم وَ اَهلِیکُم نَارَا) و نیک‌ بختی و بد بختی جامعه انسانی را نیز به صلاح و فساد این بنا وابسته می‌داند(قال رسول الله: ُکلُّ مَولودٍ یُولَدُ على الفِطرَهِ و إنّما أبَواهُ یُهَوِّدانِهِ و یُنَصِّرانِه / شرح نهج البلاغه‌: /)و …

– بنیان های خانواده:

الف. از نظر اسلام روابط بین اعضا خانواده باید بر اساس دستورات قرآن باشد(وَ اذْکُرْنَ ما یُتْلی‏ فی‏ بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیاتِ اللَّهِ وَ الْحِکْمَهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ لَطیفاً خَبیراً؛ ‏و آیات خدا و سخنان حکمت ‌انگیز پیامبر را که در منازل شما خوانده می‌شود یاد کنید. بی‌گمان خداوند دقیق و آگاه است/ احزاب ) و برخی از این دستورات عبارتند از:

– یاد خدا در خانواده؛ فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّهً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَکَهً طَیِّبَ؛ هرگاه بخواهید به خانه ای داخل شوید نخست بر خویش سلام کنید(مقصود از سلام کردن بر خود، سلام بر اهل خانه است و اگر در اینجا نفرمود: بر اهل آن سلام کنید، خواست یگانگی مسلمانان با یکدیگر را برساند؛ چون همه انسانند و خدا همه را از یک مرد و زن خلق کرده است.) که سلام تحیّتی با برکت و نیکو از جانب خداست(نور/) و نیز فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ(نور/ )

– احترام به والدین؛ و َقَضَى رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا. وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا؛ و خدای تو حکم فرموده که جز او را نپرستید و درباره پدر و مادر نیکویی کنید و چنانکه یکی از آنها یا هر دو در نزد تو پیر و سالخورده شوند (که موجب رنج و زحمت تو باشند) زنهار کلمه‌ای که رنجیده خاطر شوند مگو و بر آنها بانگ مزن و آنها را از خود مران و با ایشان به اکرام و احترام سخن‌گو. و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، چنانکه پدر و مادر، مرا از کودکی (به مهربانی) بپروردند تو در حق آنها رحمت و مهربانی فرما.(اسراء/ و )

– صله ارحام(گسترش خانواده)؛ در اسلام از اعضا اصلی خانواده نیز پا فراتر گذاشته می شود و صله ارحام و پیوند با خویشاوندان پدری و مادری نیز فرض شمرده می شود(إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَی/ نحل )

– رعایت عدالت؛ فانکحوا ما طابَ لکم من النساءِ مثنی و ثُلاثَ و رُباعَ فإنْ خفتم الا تعدلوا فواحدهً»(النساء/) یا اعدلوا هو اقرب للتقوی(مائده/ ) یا رسول خدا فرمود: فَاتَّقُوا اللهَ وَاعْدِلُوا بَیْنَ أَوْلاَدِکُمْ»؛ از خدا بترسید و در بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید( بخاری: )

– نیکی به زن؛ کلمه معروف(نیکی) بیش از بار در قرآن آمده و بیش از نیمی از آن درباره رعایت آن نسبت به زنان است مثل و عاشِروهنَّ بالمعروف

ب. محبت و عشق: وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ بُیُوتِکُمْ سَکَناً ؛ خداوند از خانه های شما محل سکونت و آرامش برایتان قرار داد(نحل/ ) و نیز فرمود: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ(روم/ )

ج. مسئولیت پذیری: رسول‌الله می‌فرمود: «کُلُّکُمْ رَاعٍ ، وَکُلُّکُمْ مسْؤُولٌ عَنْ رَعِیَّتهِ: الإمَامُ رَاعٍ وَمَسْؤولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ ، والرَّجُلُ رَاعٍ فی أهْلِهِ وَمَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ ، وَالمَرْأهُ رَاعِیَهٌ فی بیْتِ زَوْجِهَا وَمَسْؤُولَهٌ عَنْ رَعِیَّتِهَا، وَالخَادِمُ رَاعٍ فی مَالِ سَیِّدِهِ وَهُوَ مَسؤُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ» ؛ هر کدام از شما(مثل) چوپان هستید و از هریک از شما در مورد زیر دستانش سؤال خواهد شد. پس رهبر جامعه چوپان و مسئول رعیتش مى باشد. و مرد مسئول خانواده و زیر دستانش مى‌باشد. و زن در خانه شوهر، مسئول زیر دستان خود است. و خدمتگذار چوپان اموال صاحبش است و از او در مورد اموال صاحبش سئوال خواهد شد(بخاری: مسلم: )

و. پایبندی به ارزشها: اصالت خانوادگی(حلال زادگی)، حفظ حیا و رعایت محرم و نامحرم، دین و ایمان و تقوا، صبر و شکر، تربیت افراد صالح، خدمت به خانواده و همسر، حفظ وحدت، احترام به بزرگترها به ویژه والدین، آرامش، اخلاق، فداکاری، رعایت حقوق طرفین، رسیدگی به بهداشت و وضع ظاهری، گفتگو، وفاداری، تکریم همسر، قناعت، و …

– ساختار خانواده

در اسلام ریاست خانواده با مرد و مدیریت داخلی خانه با زن است؛ به دلیل اَلرِجالُ قَوامُونَ علیِ النُساء(نساء/ ) البته واگذاری سرپرستی مرد بر خانواده به معنای برتری مرد به زن در محضر خداوند متعال نیست؛ بلکه به واسطه مصالح اجتماعی و ویژگی های طبیعی و فطری زن و مرد است که خداوند برای هر یک نقش و جایگاه خاصی را در خانواده در نظر گرفته است. تقسیم بندی وظایف به معنای تقسیم بندی جنسیتی و کرامت و برتری مرد بر زن نیست. در واقع ریاست خانواده بیشتر یک وظیفه اجتماعی بر دوش مرد است. این امر کمک می کند، در مواقعی که مصالح خانواده ایجاب می نماید و در شرایطی که اعضای خانواده نتوانستند در مورد مسئله ای با بحث و مشورت و گفتگو صمیمانه به نتیجه برسند، فردی بتواند تصمیم آخر را بگیرد و دیگران نیز آراء او را بپذیرند. و معنای آن تحمیل نظر و مشورت نکردن و … نیست.

پس در واقع می توان گفت زن و مرد در امر خانواده مکمل یکدیگرند و در پیش برد مصالح خانواده دوشادوش یکدیگر قرار دارند و مردان نقش حمایت گر خانواده را بر عهده داشته و باید به بهترین نحو با همسر و فرزندانشان برخورد نمایند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این مورد می فرمایند : «خانواده مرد تحت حمایت او هستند. دوست داشتنی ترین بندگان کسی است که نسبت به کسانی که در حمایتش هستند رفتار خوبی داشته باشد.(وسائل الشیعه ج )

زنان باید به این نکته توجه ویژه داشته باشند که ریاست خانواده امر مهمی است، ولی سلطنت بر قلب مرد زندگی تان، از هر ریاستی ارزشمند تر است. خداوند سلاحی به دست زنان داده است تا بتوانند قلب مرد را به تسخیر در آورند . درست است که در ظاهر مرد بر زن تسلط دارد اما این زن است که اگر بتواند از هنر زن بودن خود به نحوی درست و صحیح استفاده نماید می تواند بر مرد تسلط روحی و قلبی داشته باشد. مرد هم به علّت علاقه و محبتی که در قلبش دارد در برابر خواسته های معقول همسرش خاضع می شود. پس اجازه دهید هر کس بر اساس فطرت الهی خود ریاست کند، مرد رئیس خانواده باشد و شما رئیس قلب همسرتان.

در حوزه جنسیت

اگرچه مدرنیته انسانیت زنان(پاره پنهان) در غرب را آشکار کرد، اما زن بودن زنان(پاره پیدا) را در محاق فرو برد. مدرنیته، معتقد بود برای انسان شدن، زنان را تا حد امکان باید به مردان شبیه ساخت.در نتیجه زن مدرنیته، انسان است، اما با همه اوصاف مردانه و نه زنانه!. اندیشه‌های نو با نادیده‌انگاری «حقیقت زنانگی» آن چنان مقهور اشتراکات زن و مرد شد که زن و حقوق زنانه را فراموش کرد و بدین سان با نادیده انگاشتن هویت زنانه، امنیت وی را در معرض چالش قرار داد. زنانی که از لحاظ اجتماعی قادر به نقش آفرینی در جامعه مردسالار باشند، معمولاً تمام هویت اجتماعی­شان را از زنانگی خویش نمی­گیرند و خود را تا اندازه­ای با نقش ها و کارکردهای اجتماعی مردانه وفق می­دهند اما این زنان هزینه­هایی نیز می­پردازند.

الف.در اسلام زن و مرد هر دو انسان هستند و هیچکدام از نظر انسان بودن بر دیگری ترجیح ندارد و تنها ملاک برتری تقواست؛ چون خاستگاه ارزش­ها و فضائل، نفس و روح انسان است نه جسم او، و زن و مرد در نفس و روح تفاوت ندارند(من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینّه حیوه طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ماکانوا یعملون»/ نحل، )

ب. در نظام ارزشی اسلام، زن انسانی است که تمام لوازم و ابزار را برای ارتقای انسانی و رسیدن به اوج قله عبودیت داراست. اما در نظام حقوقی زن و مرد، ملاک اسلام بر خلاف فمنیسم، “تناسب” است نه تساوی و مبنای آن عدالت، یعنی “اعطاء کل ذی حق حقه”. به عبارت دیگر در نگرش حقوقی اسلام، زن و مرد به لحاظ تکوینی(یعنی از جهت زیستی، روانی و احساسات)، کاملاً از یکدیگر متمایز می‌باشند. به دلیل همین تفاوت‌های تکوینی، تشابه حقوقی آنها امکان پذیر نیست.

ج.محدودیتهای زن در اسلام مربوط به حوزه مسئولیت است نه حوزه فضیلت؛ مثلا -با حفظ اختلاف آراء فقهی-زن نمی تواند مسئولیت مرجع تقلید را به عهده بگیرد اما در فضیلت اجتهاد راه کاملا باز است.

چ. اسلام نمی خواهد زن را در پستو نگه دارد؛ نمونه اش حضور اجتماعی سیاسی حضرت زهرا و زینب کبری و حضرت معصومه سلام الله علیهم اجمعین و آن خطابه های غرّاء فدک و سخنرانی هایی که در مجلس یزید علیه اللعنه ایراد شد. نظر اسلام این است که؛ زن باید توانمندی های فکری و اجتماعی و کاری و جامعیت خود را بروز و ظهور دهد نه برهنگی خود را.

ی. اسلام می خواهد که زن هم نقش مادری و همسری خود را ایفا کند و هم نقش سیاسی و اجتماعی و دینی خود را ایفا کند. البته آنچه در این نوشتار از ضرورت تفاوت حقوقی، به سبب تفاوت جنسی از منظر اسلام بیان گردید، در تأیید تمامی تفاوت های حقوقی جاری در قوانین حقوقی و جامعه فعلی ما نیست؛ زیرا بعضی از این حقوق ها در مرحله قانون و بعضی دیگر در مرحله اجرا، با اهداف عظیم اسلام، فاصله دارند و این تفاوت را به نابرابری و تبعیض علیه زنان کشانده اند؛ همچون دریافت دستمزدهای نابرابر که بر اساس تمایز جنسی استوار شده است. بنابراین لازم است، در جامعه اسلامی چه در مرحله تصویب قوانین و انطباق آن با فقه پویای اسلامی و چه در مرحله اجرا، سیاستگذاری های لازم صورت گیرد تا دامن آن از این ناپاکی ها پاک گردد.

در حوزه مدیریت

الف.نهاد محور

ب.هدایت محور[۱]

در حوزه امنیت ملی. امنیت ملی بستگی به امنیت فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی دارد.

شاخص امنیت فرهنگی: حکمت است؛ حکیم انسان آرمانی و تراز جامعه اسلامی است.انسان حکیم مثل امام ره، علامه طباطبایی ره و استاد مطهری ره و … حکمت عبارت است از ملاحظه هر چیزی همانگونه که هست( و به قول رسول الله: اللهم ارنی الاشیاء کما هی؛ خدایا اشیاء را همانگونه که هستند به من بنما). حکمت حاکمیت عقل بر مملکت وجود است و عفت ساز و شجاعت ساز و عدالت ساز است.ولی علم یعنی دیدن اشیاء آنگونه که می بینیم و نه لزوما آنگونه که هستند.لذا علم خطاپذیر است ولی حکمت نه.فرهنگ اسلامی حکیم پرور و فرهنگ غربی دکتر پرور است. شاخص امنیت اقتصادی:حلال خوری(علم اقتصاد در اسلام علم سلامت معاش در راستای سلامت معاد است؛ یعنی معاش با معاد ممزوج است لذا سلامت معاش تابعی از سلامت معاد است)

شاخص امنیت سیاسی: در سیاست خارجه: حکمت، عزت، مصلحت و در سیاست داخله: عزت، اقتدار، رحمت

شاخص امنیت اجتماعی: انس و محبت و برادری بین انسانها ذیل انس به خداوند(انما المومنون اخوه).این جمعیت مثل افرادی هستند که در یک قایق نشسته اند و سرنوشتشان بهم گره خورده است. و الا یک جمعیت مصنوعی اداری- مکانیکی خواهد بود.

شاخص امنیت نظامی: جهاد و شهادت طلبی(ان الحیاه عقیده و جهاد؛ حیات خود را در گرو عقیده و جهاد بدانیم)

در حوزه سیاست

الف.دیانت عین سیاست و سیاست نیز عین دیانت است.

ب.حرکت دادن مردم به سمت حیات طیبه توسط نظام اسلامی(نظام اسلامی و حاکمیت از عوامل مهم تربیتی شمرده می شوند و موظف به تامین زمینه های سعادت دنیوی و اخروی جامعه هستند)

ج.اخلاقی بودن سیاست، قانونی است که باید بدان عمل کرد و هدف، وسیله را توجیه نمی کند.در اسلام سیاست تابع اخلاق است اما در تفکر غرب این اخلاق است که ذیل سیاست است یعنی اگر سیاست اجازه داد اخلاق می آید.

چ.تقوا و عدالت، پایه‌ اصلی مشروعیت حکوم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *