تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دلائل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام (فضیلت حسبی)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل دلائل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام (فضیلت حسبی) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل دلائل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام (فضیلت حسبی):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل دلائل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام (فضیلت حسبی) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل دلائل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام (فضیلت حسبی) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل دلائل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام (فضیلت حسبی) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل دلائل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام (فضیلت حسبی)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دلائل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام (فضیلت حسبی) :

مقدمه

حضرت فاطمه (س) فضائل «حسبی» فراوانی دارد که هیچ یکی از صحابه بدان نمی رسند؛ زیرا موقعیت تربیتی دخت رسول الله (ص) در بیت نبوت اقتضا دارد علومی را که پیامبر (ص) به امت تعلیم فرمود، حضرت (س) آنها را با درجات بالاتری بیاموزد. مقام والای فاطمه (س) در یادگیری علوم خاص پیامبر(ص)، مقامی نیست که هرکسی بتواند بدان نائل گردد، این موقعیت فقط از ملازمت مجلس وحی بدست می آید و مخصوص کسی است که در بیت رسالت، رشد و تعلیم یافته باشد. در واقع حضرت فاطمه (ع) صاحب البیت، وارث البیت و مشار الیهای قرآنی اهل البیت باشد، از همین روست که وی متصف به صفات قرآنی «کوثر النبی»، «مطهره ی»، «صدیقه» «عالمه»، «محبوبه» و دیگر فضایل ممتازی است که بیانگر ویژگی های اختصاصص اوست. چنین صفاتی از مقام حسبی فاطمه (ع) حکایت می کند. علما گفته اند که امت اجماع دارند فاطمه بر عموم صحابه برتر است کسی در برتری جایگاه او تردید ندارد، احمد بن حنبل می گوید که اهل بیت در فضیلت با هیچ کسی قابل قیاس نیستند، زیرا هر کمالی که برای غیر اهل بیت تصور گردد مرتبه بالاتر آن به فاطمه (ع) اختصاص دارد. بدین ترتیب حضرت صدیقه طاهره (س)، بر دیگران «برتری حسبی» دارد وگرنه لازم می آیدکه موقعیت غائب بر حاضر ترجیح باید یا علم و معرفت مجلس نشین وحی و اهل بیت کمتر از دیگران نگریسته شود هم چنین لازم می آید کسانی که دانایان با ناددانان یکسان باشند و آشکار است چنین دیدگاهی با قرآن سازگاری ندارد. این مقاله به بیان برتری فاطمه (ع) از دیدگاه عقل و نقل می پردازد. یادآور می شود در شماره قبل این نشریه قسمت اول مقاله تحت عنوان «برتری سببی فاطمه (س)» تقدیم خوانندگان محترم شو و اکنون قسمت دوم این مقاله درباره «برتری حسبی حضرت فاطمه (س)» در معرض عزیزان قرار می گیرد

فضیلت حَسبی فاطمه (س)

چنان که فضایل «نسبی» حضرت فاطمه (س) از مقام برتری او حکایت می کنند، فضایل «حسبی» آن حضرت نیز نشانه برتری اوست که این فضایل (حسبی) نیز در دو بخش نقلی و عقلی نگریسته می شود. اما در بخش نقلی، ابتداء به فضیلت قرآنی حضرت فاطمه (س) می پردازیم.

الف: فضیلت نقلی

۱) قرآن

اهل بیت(ع) فضائل فراوانی دارند که کمتر بدان پرداخته شده است. قرآن در آیات معیَنی به طهارت و استجابت دعای اهل بیت گواهی می دهد که به نمونه های اشاره می گردد.

یک: آیه مباهله

در آیه مباهله، فضایل بی مانندی، برای حضرت فاطمه (س) ثابت است یکی از آن فضیلت های انحصاری، مقام استجابت دعا است که می تواند از مقام عصمت آن حضرت حکایت کند؛ زیرا مسیحیان نجران دانستند: اگر فاطمه(س) با شوهر و فرزندانش آمین بگویند هیچ مسیحی ای در دنیا باقی نخواهند ماند بلکه همه در معرض خشم پروردگار قرا گرفته نابود خواهند شد، این مقام بسیار ارزشمند را برای غیر اهل بیت نمی توان تصور کرد و هیچ خانم دیگری نه از هاشمیه و نه غیر هاشمیه در مباهله نبود. قرآن در این زمینه می فرماید:

(فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فقُلْ تعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَهَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ)؛ (آل عمران : ۶۱) پس هر که در این [باره] پس از دانشی که تو را [حاصل] آمده، با تو محاجه کند، بگو: «بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما بستگان نزدیک خویش را می خوانیم و شما نیز نزدیکان تان را فرا خوانید، سپس مباهله کنیم، لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»

صنعانی در تفسیر این آیه می نویسد: «لما أراد النبی أن یباهل أهل نجران أخذ بید حسن وحسین وقال لفاطمه اتبعینا فلما رأی ذلک أعداء الله رجعوا… قال ابن عباس لو خرج الذین یباهلون النبی لرجعوا لا یجدون أهلا ولا مالا» هنگامی که رسول الله (ص) با اهل نجران، خواست مباهله کند دست حسن و حسین را گرفت به فاطمه فرمود: بیائید. زمانی که نجرانیان، اهل بیت را دیدند از تصمیم مباهله برگشتند عباس بن عبدالمطب گفت: اگر ترسایانی که مقابل رسول الله (ع) برای مباهله خارج شده بودند [مباهله انجام می شد] هنگامی که آنها به اوطان شان بر می گشتند خانواده و اموال شان را از دست داده بودند چون خود آنها عذاب را خواسته بودند.

(صنعانی،۱۴۱۰، ۱: ۱۲۲-۱۲۳)؛ (سمرقندی، بی تا، ۱: ۲۴۵)؛ (نسفی، بی تا، ۱: ۱۵۸)؛ (زمخشری، ۱: ۳۹۶؛) (بیضاوی، بی تا، ۲: ۴۷؛ (الغرناطی، ۱۴۰۳، ۱: ۱۰۹)

و نیز رسول الله در معنای قرآنی مباهله (ع) فرمود: خدایا اینها اهل من اند. معنای کلام حضرت (ص) چنین است که دیگران شامل اهل بیت رسول الله (ص) نیستند تا صلاحیت یابند در مقام استجابت دعا قرار گیرند این حصر صریح، افضیلت آن حضرت (س) را بردیگران اثبات می کند. ابن جوزی می گوید: «دعا رسول الله علیا و فاطمه و حسنا و حسینا فقال اللهم هؤلاء أهلی» رسول الله (ص) علی، فاطمه، حسن و حسین را فراخواند و فرمود: بار خدایا! آنها اهل من ‎اند. (عبدالرحمن بن علی بن محمد الجوزی، ۱۴۰۴، ۱: ۳۹۹)

نکته ی مهم مباهله این است که اثبات فضیلت آیه، درآن زمان خاص متوقف خاصی نیست بلکه مقام استجابت دعا برای حضرت فاطمه (س) دوام دارد زیرا شرائط قبولی دعا می طلبد که منزلت اجابت در همه ی احوال برای آنان باشد به این معنا که اگر صدها نوبت مباهله پیش آید حتی در اواخر حیات حضرت (س) باشد حتی پس از رسول الله تصور گردد این مقام برای اهل بیت طاهرین، حفظ خواهد بود. و گرنه آیه قرآنی ممکن است در زمانی از مقام مصداق خویش افتراق یابد که محال است.

بنابر این آیا صحابه یا صحابیات دیگر چنین مقامی دارند که همواره اختیار نابودی کفار به اجابت آمین آنها مشروط باشد؟ چنان چه دست آمین بردارند نظام ترسایان بگسلد و حیات شان پایان یابد؟ جواب منفی است خداوند می داند چه کسی را جز اهل بیت نبوت خویش قرار دهد و کدام خانواده را به طهارت و تآیید وحیانی خویش، مفتخر سازد بدون تردید این فضیلت فوق العاده است که زهرا (س) آن را دارد چه افضلیتی بالاتر از این تصور می شود که دین به دعای آنها همیشه نصرت می یاید و فضیلت شان موجب افضیلت دین بر سائر ادیان می گردد.

دو: آیه تطهیر

یکی دیگر از نقل های قرآنی که دلالت می کند حضرت فاطمه (س) بر دیگر زنان برتری دارد آیه تطهیر است. خداوند در این آیه هر نوع ناپاکی را از اهل بیت نفی می کند و به گونه خاصی آنها را طاهر می داند. قرآن می فرماید:

(إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً)؛ خداوند می خواهد فقط از شما خاندان [پیامبر] آلایش ها را بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند. (احزاب: ۳۳)

ابن عساکر روایت می کند: «أبی سعید الخدری عن أم سلمه رضی الله عنها قالت نزلت هذه الایه فی بیتی إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا قلت یارسول الله ألست من أهل البیت قال إنک إلی خیر إنک من أزواج رسول الله صلی الله علیه وسلم قالت وأهل البیت رسول الله صلی الله علیه وسلم وعلی وفاطمه والحسن والحسین رضی الله عنهم أجمعین هذا حدیث صحیح»؛ (ابن عساکر، ۱۴۰۶، ۱: ۱۰۵- ۱۰۶) ابی سعید خدری از حضرت ام المؤ منین ام سلمه رضوان الله تعالی علیها روایت کرد و گفت: این آیه در منزل من نازل شد به این معنا که همانا خداوند اراده فرمود: تا از شما اهل بیت پلیدی ها را دور کند و به نحو خاصی مطهر گرداند. گفتم: یا رسول الله! آیا من هم از اهل بیت هستم؟ فرمود: خیر! تو بر خیر خواهی بود. تو زوج رسول الله (ص) هستی اهل بیت رسول الله (ص) علی و فاطمه وحسن و حسین اند. این روایت، صحیح است.

هم چنین مناوی می گوید: «أذهب الله عنهم الرجس وطهرهم وشرفهم»؛ (المناوی، ۶: ۱۹) خداوند هر نوع ناپاکی را از آنها دور کرد و آنها را پاک و شریف گردانید و گواهی قرآن به پاکی خاص فاطمه(س) قطعی ترین دلیل است که هیچ منقبتی به درجه برتری آن نرسد، از این لحاظ طهارت و شرافت مزبور نیز انحصاری است که فضیلت ویژه به شمار می آید.

و نیز درباره برتری مریم و فاطمه(س) بحثی است که برخی می گویند: هرگاه مریم نبیه باشد از فاطمه (س) برتری دارد و اگر نبیه نباشد فاطمه (س) از او افضل است.

بعضی می گویند: برای مریم (ع) اوصافی است که نشان می دهد وی نبیه است. خداوند در قرآن می فرماید:

(وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکهُ یا مَرْیمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاک وَطَهَّرَک وَاصْطَفَاک عَلَی نِسَاءِ الْعَالَمِین)؛ (آل عمران: ۴۲) هنگامی که ملائک گفتند: مریم! خداوند ترا برگزیده مطهر گردانید بر زنان عالم برتری داد و از انواع قذارات مادی و معنوی پاک گردانید.

جلال الدین سیوطی می نویسد: «وأخرج ابن أبی حاتم عن السدی و طهرک قال: من الحیض»؛[۱] خداوند مریم را از قذارت «حیض»[۲] پاک کرد. (ابن أبی حاتم، بی تا، ۲: ۶۴۷، ش۳۴۹۱)

از این رو قرطبی مریم را به نحو مشروط بر فاطمه (س) مقدم می دارد و می گوید: «فهی إذا نبیه والنبی أفضل من الولی فهی أفضل من کل النساء قرطبی چنین می گوید: هرگاه فرض شود که مریم نبیه است در این صورت نبی از ولی افضل است پس او از همه زنان برتری دارد لذا افضلیت مریم در فرض نبوت اوست چنان که او نبیه نباشد قهرا افضل زنان عالم نیز نخواهد بود و از طرفی نبوت مریم ثابت نیست و علماء نیز، نبوت مریم را نپذیرفته اند برتری او را فقط مخصوص زمانش می دانند. جلال الدین سیوطی می نویسد: «وأخرج ابن أبی حاتم عن السدی. .. واصطفاک علی نساء العالمین قال: علی نساء ذلک الزمان الذی هم فیه» (سیوطی، ۹۱۱،۲: ۱۹۵) ابن ابی حاتم از سدی روایت کرد و در تفسیر این آیه که یا مریم! خداوند ترا بر زنان عالمیان برگزید. سدی گفت: بر زنان آن زمان وکسانی که در آن زمان بودند مریم (ع) برتری یافت نه این که وی بر همه زنان عالم افضل باشد

ابن ابی حاتم نیز می گوید: مراد از برتری مریم بر زنان عالم، زمان خود است نه مطلقا. (ابن أبی حاتم، ۲: ۶۴۷، ش۳۴۹۱)[۳] در این صورت حضرت فاطمه علی الاطلاق برهمه زنان عالم برتری دارد. به علاوه برخی علماء (المناوی، ۱۴۲۳، ۱: ۵۰)[۴] معتقدند «بضعیت» مقامی است که هیچ درجه ای با آن برابری نکند. از این رو برتری فاطمه(س) با مقام بضعیت و طهارت، برترین فضایل به شمار می آید که در سوره کوثر نیز جلوه دارد.

سه: سوره کوثر

از فضائل مهم دیگر حضرت فاطمه(س) شأن نزول سوره کوثر است. این سوره برای تسلی پیامبر (ص) نازل گردید. گروهی از مفسران کلمه کوثر را به اولاد آن حضرت (ص) تفسیر کرده اند. بیضاوی می گوید: «کوثر، أولاده» (بیضاوی، بی تا، ۵: ۵۳۶) هم چنین وی در تفسیر آیه (هو الابتر) می گوید که خداوند فرمود: «هو الأبتر الذی لا عقب له…أما أنت فتبقی ذریتک»(بیضاوی، بی تا، ۵: ۵۳۷) ابتر، کسی که فرزند ندارد…اما ذریه ی تو باقی است.

ابی سعود عمادی نیز در تفسیر کوثر می گوید: «کوثر، و قیل هو و أولاده و أتباعه أو علماء أمته»؛(أبی السعود، بی تا، ۹: ۲۰۵) کوثر، گفته شده است که این کلمه به معنای اولاد، پیروان و علمای امت آمده است.

نظام الدین نیسابوری می نویسد: «أن الکوثر أولاده لأن هذه السوره نزلت رداً علی من زعم أنه الأبتر کما یجیء والمعنی أنه یعطیه بفاطمه نسلاً یبقون علی مر الزمان. فانظر کم قتل من أهل البیت ثم العالَم مملوء منهم، ولم یبق من بنی أمیه فی الدنیا أحد یعبأ به، والعلماء الأکابر منهم لا حد و لا حصر لهم. منهم الباقر والصادق والکاظم والرضی والتقی والنقی والزکی وغیرهم»؛ النیسابوری، ۱۴۱۶، ۶: ۵۷۶) کوثر، اولاد رسول الله (ص) است. زیرا این سوره جهت رد کسی نازل شده است که گمان کرد رسول الله (ص) ابتر است. هم چنین در معنای آن آمده است که خدا به فاطمه (س) نسلی می بخشد که همیشه باقی خواهد ماند، پس ببینید: چقدر از اولاد اهل بیت کشته شدند؛ اما جهان از وجودشان مملوء است. کسی از بنی امیه باقی نماند که به آنها اعتماد شود. اما علما و اکابر فرزندان فاطمه(س) بی شماراند مانند باقر و صادق و کاظم و رضا و تقی و نقی و زکی و غیر از اینها.

ابن عجیبه در تفسیر معنای کوثر می نویسد: «هو الأبْتَرُ، الذی لا عَقِب له…وأمّا أنت فتبقی ذریتک، و حُسن صیتک وآثار فضلک إلی یوم القیامه، لأنَّ کل مَن یولد مِن المؤمنین فهم أولادک وأعقابک»؛ (ابن عجیبه، بی تا، ۷: ۱۱۴) تو کوثری، دشمن تو یعنی همان طاعن او، ابتر است که بازمانده ای ندارد اما تو در فرزندانت خواهی ماند آوازه ات به خوبی فراگیر است آثار فضل تو تا قیامت دوام دارد زیرا هر کسی که از مومنان به دنیا آیند آنها فرزندان و باز ماندگان تو هستند.

هم چنین است که آلوسی در تفسیر سوره کوثر می گوید: فاطمه(س) در آخرت صاحب نهر کوثر است. او می تواند کسانی را کیفر دهد و از نوشیدن آب محروم کند که در حق فرزندانش ستم روا داشته اند یا آنها را به قتل رسانده اند. وی سپس حدیثی را در تفسیر معنی کوثر، می آورد:

«عن أنس أیضاً قال دخلت علی رسول الله صلی الله علیه وسلم فقال قد أعطیت الکوثر قلت یا رسول الله وما الکوثر قال نهر فی الجنه عرضه وطوله ما بین المشرق والمغرب…لا یشرب منه من أخفر ذمتی ولا من قتل أهل بیتی»؛[۵] (آلوسی، بی تا، ۲۳: ۱۵۳) انس روایت کرد که رسول الله (ص) فرمود: کوثر به من عطا شد. گفتم: یا رسول الله! کوثر چیست؟ فرمود: نهری در جنت است که عرض و طولی به فاصله ی بین مشرق و مغرب دارد…بنابراین کسی که حقوق ما را سبک شمارد، نمی تواند از آب آن بیاشامد. هم چنین کسانی که اهل بیت ما را به قتل رسانده اند، نمی توانند از آب آن بنوشند.

فضیلت سوره کوثر در این است که خداوند برای رسول الله (ص) بوسیله فاطمه(س) علمائی بخشیده است که بسیار بزرگواراند، دین الهی با آنها تقویت می‎شود اما کسانی که بستگان اهل بیت را تحقیر کرده یا آنها را کشته اند، فاطمه(س) از آنها نمی گذرد. بنابر این کوثر در اختیار فاطمه (س) قرار دارد، چنین فضیلتی مخصوص فاطمه(س) است برای احدی از مخلوقات، قابل تصور نیست.

بدین ترتیب آیات مباهله، تطهیر، کوثر و آیات دیگری که در این زمینه وارد شده است، به افضیلت قرآنی فاطمه (س) گواهی می دهد که آن حضرت (س) برترین بانوان عالم است و راه او برای پیروان دین خاتم، چراغ هدایت محسوب می شود.

ب: روایات

فضیلت دیگر دختر رسول الله (س) روایاتی است که دلالت می کند زهرا (س) بر زنان دیگر فضیلت دارد، این بحث در دو محور بیان شود، یکی در باب فعل و عمل که رسول الله (ص) با فرزندش فاطمه (س) چگونه برخورد می کرد، دیگری در قول و گفتار رسول الله (ص) که فاطمه (س) چه جایگاهی دارد؛ اما اکنون فضیلت نقلی فعلی، مقدم می شود.

تصریحات فعلی:

رسول الله (ص) در عمل فضایل فاطمه (س) را به امت ابلاغ فرمود تا آنها به حیرت نیفتند، همواره سفارش های مؤکد رسول الله (س) را به یاد آرند که پیامبر(ص) فاطمه (س) را تکریم می کرد لهذا ضروری است امت با اقتداء به رسول الله(ص) و تصریح فعلی و عملی آن حضرت (ص)، حفظ کرامت فاطمه (س) را پیش گیرند؛ زیرا دوام احترام رسول الله(ص)، به حفظ حرمت فرزند او مشروط است فرزندی که بر اساس شایستگی دینی و قرآنی و حدیثی توانست به مقام اجابت مباهله رسیده برهمه برتری یابد و از این روست که رسول الله (ص) تکریم عملی فاطمه (س)را از فضایل او شمرد بیت او را مرجع معرفی فرمود که این تصریح رفتاری در سیره فعلی و عملی حضرت(ص) مقام برتر فاطمه(س) را بر دیگران اثبات می کند به مواردی از تفضیلات صریح فعلی، اشارت می شود.

یک: احترام ویژه رسول الله (ص) به فاطمه (س)

رسول الله (ص) احترام ویژه برای فاطمه(س) ابراز می داشت، هرگاه فاطمه (س) را می دید در کمال تجلیل برابرش می ایستاد با تکریم بی نظیر او را در کنار خویش می نشاند.

ابوالقاسم طبرانی(الطبرانی، ۱۴۱۵،۴: ۲۴۲) می گوید: «عن عائشه أم المؤمنین قالت ما رأیت احدا من خلق الله اشبه برسول ا لله صلی الله علیه وسلم دینا ولا جلسه ولا مشیه من فاطمه و کانت اذا دخل علیها رسول الله صلی الله علیه وسلم رحبت به و قامت من مجلسها وقبلت یده واجلسته فی مجلسها وکانت اذا دخلت علی رسول الله صلی الله علیه وسلم رحب بها وقام الیها و قبل یدها واجلسها فی مجلسه»؛[۶] ام المؤمنین عائشه می گوید: من کسی را ندیدم که در دین به پیامبر(ص) شبیه تر از فاطمه(س) باشد هرگاه رسول الله (ص) نزد او می‎آمد حضرت (س) به پدر خوش آمد می گفت از جایش بر می خاست دستش را می بوسید او را در جایگاه خویش می نشاند و هرگاه فاطمه (س) بر رسول الله (ص) وارد می شد حضرت (ص) به او خوش آمد می فرمود برابر فاطمه (س) می ایستاد دست دخترش را می بوسید و در جایگاه معزز خویش، امر می فرمود فاطمه (س) شرف جلوس فرمایند و بنشینند.

سفارینی(سفارینی، ۱۴۲۳، ۱: ۲۴۹) حنبلی نیز به سیره حضرت (ص) برابر فاطمه (س) اشاره کرده می گوید: «قالت سیدتنا وأمنا عائشه الصدیقیه رضوان الله علیها: ما رأیت أحداً کان أشبه سمتًا و هدیاً و دلاً برسول الله صلی الله علیه وسلم من فاطمه کانت إذا دخلت علیه قام إلیها فأخذ بیدها وقبّلها وأجلسها فی مجلسه رواه النسائی والترمذی وقال حسن صحیح.»؛[۷] ام المؤمنین عایشه گفت: هیچ کسی را ندیدم که از جهت همسانی دینی، هدایت کامل وحدت حقیقی رفتاری به رسول الله (ص) شبیه تر از فاطمه (س) باشد هرگاه او نزد پدر شرفیاب می شد رسول الله (ص) به جهت احترام فاطمه (س) از جا بر می خواست دست دخترش را بدست می گرفت و می بوسید، سپس او را در کنار خویش می نشاند. نسائی و ترمذی این حدیث را روایت کردند، ترمذی گفت که حسن و صحیح است.

این اخبار صحیح، کمال تفضیل فاطمه (س) را بر دیگران می رساند.

به علاوه حاکم نیشابوری (حاکم نیشابوری، ۱۴۱۱،۳: ۱۷۴) نیز می گوید: «عن عائشه أم المؤمنین رضی الله عنها… و کانت [فاطمه] إذا دخلت علیه قام إلیها فقبلها و رحب بها وأخذ بیدها فأجلسها فی مجلسه وکانت هی إذا دخل علیها رسول الله صلی الله علیه وسلم قامت إلیه مستقبله و قبلت یده هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه»

افزون بر حسن و صحیح بودن حدیث نزد ترمذی حتی روایت بر شرط بخاری و مسلم نیز صحیح است لکن آن دو(بخاری و مسلم) حدیث مزبور را روایت نکردند.

پس پیامبر (ص) برای فاطمه (س) جایگاه بی بدیلی را مد نظر داشت که صحابه و صحابیه دیگر چنین فضیلتی را نداشتند این نگاه ویژه، برای حضرت فاطمه(س) فضلیت مهمی بشمار می آید.

دو: شش ماه حضور در بیت فاطمه (س)

فضیلت عملی دیگر این است که پس از نزول آیه تطهیر، مصادیق آیه تعیین گردید که دختر پیامبر مصداق بارز آن است. رسول الله (ص) در مدت مزبور نزد بیت فاطمه(س) می آمد به ساکنانش بویژه حضرت صدیقه (س) سلام می فرستاد و می فرمود: «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه» این فضیلت نیز چون مباهله قرآنی فقط برای فاطمه (س) ثابت است.

جلال الدین سیوطی (سیوطی، ۱۹۹۳، ۶: ۶۰۷) می نویسد: «وأخرج الطبرانی عن أبی الحمراء رضی الله عنه قال: رأیت رسول الله صلی الله علیه وسلم یأتی باب علی و فاطمه(س) سته أشهر فیقول: إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا»؛[۸] طبرانی از ابی حمراء روایت کرد و گفت: دیدم که رسول الله (ص) نزد باب فاطمه (س) شش ماه می آمد و می فرمود: به درستی که خداوند اراده کرده است که از شما اهل بیت، پلیدی را دور نماید و شما را پاکیزه کند.

ابن کثیر می گوید: حضرت(ص) مدت هفت ماه نزد بیت فاطمه (س) می آمد. وی می نویسد: «عن أبی الحمراء قال رابطت المدینه سبعه أشهر کیوم فکان النبی یأتی باب علی و فاطمه کل غداه فیقول الصلاه الصلاه إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا»[۹] (ابن کثیر، ۱۴۰۸، ۵: ۳۲۱)

حضور منظم رسول الله (ص) تا شش یا هفت ماه پس از نزول آیه تطهیر نزد بیت مطهر زهرا (س) معنای واضحی دارد که مسلمان ها بدانند خانه ای که پس از رسول الله (ص) بایستی مرجع و ملجاء باشد به فاطمه (س) تعلق دارد. بیت او به پرسش ها و حیرت های امت پاسخ می دهد. خانه فاطمه (س) به گواهی قرآن، راه رشد و مستقیم به سوی خداست؛ لذا بایستی مردم دین شان را از آن خانه فراگیرند. آلوسی می گوید: اگر مقدر بود که زهرا در دنیا مدتی بیشتر زندگی کند بدون ترید رسول الله (ص) فرموده بود: «خذوا کل دینکم عن الزهراء»؛ همه دین تان را از زهرا فرا بگیرید. (آلوسی، بی تا، ۳: ۱۵۶)

بدین سبب آمدن رسول خدا (ص) در شش یا هفت ماه نزد بیت مطهر فاطمه(س) می تواند جایگاه وی را برای جویندگان حقیقت روشن کند و به افضیلت برتر و صریح او رهنمون باشد.

تصریحات قولی:

فضایل حَسَبی حضرت زهرا (س) بسیار است، شاید ادعا شود که افرادی می توانند در این فضائل مشترک باشند؛ اما حضرت (س) در این فضایل نیز برتری دارد، همگان بر داشتن این اوصاف اقرار می کنند و می گویند صفاتی مانند:

«صدیقه بودن، اعلمیت، خیریت و محبوبیت فاطمه (س)» نزد پیامبر(ص) از همه بیشتر است که به هرکدام اشاره مختصری می گردد.

یک: صدیقه بودن
فاطمه (س) صادق ترین مردم

فاطمه (س)، شخصیتی است که صحابه و از جمله ام المؤمنین عائشه گواهی داده اند که او صادق ترین مردم است، صالحی شامی (صالحی الشامی، ۱۴۱۴،۱۱: ۴۷) می نویسد: «فی أنها أصدق الناس لهجه. وروی أبو یعلی برجال الصحیح عن عائشه رضی الله تعالی عنها قالت: ما رأیت أحدا قط أصدق من فاطمه رضی الله تعالی عنها إلا أن یکون أباها صلی الله علیه وسلم. وروی أبو عمر عنها قالت: ما رأیت أحدا کان أصدق لهجه من فاطمه رضی الله تعالی عنها إلا أن یکون الذی ولدها صلی الله علیه وسلم.»؛

ابویعلی از ام المؤمنین عائشه با رجال صحیح روایت کرد و گفت: هیچ گوینده ای را ندیدم که از فاطمه (س) صادق تر باشد مگر پدر آن حضرت (ص). خلیفه دوم عمر بن خطاب نیز می گوید: هیچ کسی را ندیدم که راستگوتر از فاطمه(س) باشد، مگر پدرش (ص).

هم چنین علی بن أبی بکر هیثمی (الهیثمی، ۱۴۰۸، ۹: ۲۰۱) درباره لسان صدق عالیه فاطمه (س) روایت می کند: «عن عائشه قالت ما رأیت أفضل من فاطمه غیر أبیها قالت وکان بینهما شیء فقالت یا رسول الله سلها فإنها لا تکذب رواه الطبرانی فی الأوسط وأبو یعلی إلا أنها قالت ما رأیت أحدا قط أصدق من فاطمه ورجالهما رجال الصحیح»؛ ام المؤمنین عائشه می گوید: من شخصیتی برتر از فاطمه(س) ندیدم جز پدرش و گفت: بین عائشه و فاطمه (س) تکدر خاطر پیش آمد، عایشه گفت: یا رسول الله! از فاطمه(س) بپرس که او هرگز دروغ نمی گوید. [هیثمی می گوید: ] این واقعه را طبرانی در معجم الاوسط و ابو یعلی… روایت کرد. رجال روایت هردو [راوی= طبرانی و ابویعلی] صحیح است.

و نیز أبویعلی الموصلی التمیمی (أبی یعلی، ۱۴۰۴، ۸: ۱۵۳، ش۴۷۰۰) نظیر این واقعه را نقل می کند و می گوید: «حدثنا أمیه بن بسطام حدثنا یزید بن زریع حدثنا روح بن القاسم عن عمرو بن دینار قال قالت عائشه ما رأیت أحدا قط أصدق من فاطمه غیر أبیها وکان بینهما شیء فقالت یا رسول الله سلها فإنها لا تکذب»[۱۰] این که فاطمه هرگز دروغ نمی گوید.

مانند این راوایت را مناوی (المناوی، ۱۴۲۳،۱: ۱۶) بیان می دارد و می گوید: «عن عائشه رضی الله عنها أنها قالت: ما رأیت أفضل من فاطمه غیر أبیها. قالت وکان بینهما شیء یا رسول الله، سلها؛ فإنها لا تکذب» فاطمه (س) هرگز دروغ نمی گوید.

بدین ترتیب در نگاهی به روایت های فوق روشن می شود: حضرت فاطمه (س) پس از رسول الله (ص) صادق ترین شخصیت است که افرادی مانند ام المؤمنین عائشه و خلیفه دوم عمر بن خطاب آن را بیان داشته اند و بسیاری از علماء نیز آن را با روایت صحیح نقل کرده اند. از این لحاظ چنین گواهی برای حضرت فاطمه(س) برترین فضیلت است که مرتبه او را بین مردم مشخص می کند. هم چنین روایت های فوق می تواند اشاره نماید به اینکه زهرا هرگز دروغ نمی گوید خواسته ای ناحقی ادعا نمی کند، پس هرگاه زهرا حقی را مطالبه کند راست گفته است و الا گواهی قرآنی و حدیثی درباره اش صدق نمی کند، در حالی که امت اجماع دارند: هر نوع رجس که یکی از آنها کذب و ادعای ناحق است به حکم آیه تطهیر و احادیث صحیح، از ساحت زهرا دور شده است، این ویژگی از کمال صدیقه بودن و اعلمیت او حکایت می کند.

دو: اعلمیت
فاطمه(س) عالم ترین مردم

فاطمه (س) در دانش دینی اعلم مردم و از همه آگاهتر است؛ او با بینش عالمانه، به رد حیرت جامعه پرداخت و مرزهای دقیق بدعت و سنت را تعیین کرد، در این باره ام المؤمنین عائشه روایات مهمی دارد که مراتب برتری فاطمه(س) را می رساند. طبرانی(طبرانی، ۱۴۱۵، ۴: ۲۴۲) و احمد (ابن حنبل، بی تا، ۳: ۱۶۴، ش۱۲۶۹۶) روایت می کنند: «عن عائشه أم المؤمنین قالت ما رأیت احدا من خلق الله اشبه برسول الله صلی الله علیه وسلم دینا ولا جلسه ولا مشیه من فاطمه»؛ ام المؤمنین عائشه می گوید: من کسی را ندیدم که شباهت بیشتر دینی به رسول الله (ص) داشته باشد جز فاطمه (س)، وی در حرکات و سکنات همانند رسول الله (ص) بود.

برتری علمی حضرت زهراء (س) نسبت به زنهای عالم مورد اتفاق علماء است. محب الدین الطبری (طبری، بی تا، ۱: ۱۰۸) می گوید: «ابن عباس عن النبی صلی الله علیه وسلم قال: أربع نسوه سیدات سادات عالمهن مریم بنت عمران وآسیه بنت مزاحم وخدیجه بنت خویلد وفاطمه بنت محمد و أفضلهن عالما فاطمه اخرجه الحافظ الثقفی الأصبهانی»؛[۱۱] بانوان بزرگ جهان، مریم بنت عمران، آسیه بنت مزاحم، خدیجه بنت خویلد و فاطمه(س) بنت محمد هستند؛ فاطمه(س) از نظر دانش بر همه ی آنها برتری دارد.

احادیث صحیح فراوانی درباره علم فاطمه (س) است که دلالت می کند آن حضرت(س) از منظر دینی، کلامی و حدیثی مشابه رسول الله (ص) سخن می فرماید، چنان که ام المؤمنین عایشه بدان تآکید کرد که هیچ کسی در اخلاق دینی به رسول الله (ص) شباهت ندارد جز فاطمه(س) و معلوم است مشخصات دینی، کلامی و حدیثی فاطمه(س) حکایت از برتری علمی او نسبت به دیگران دارد.

فاطمه(س) بهترین فرزندان

تردیدی نیست که فاطمه (س) بهترین فرزند رسول الله (ص) است. احادیث فراوانی دلالت دارد که فاطمه (س) نسبت به فرزندان دیگر در مرتبه کمال و تفوق مقام، قرار دارند، عبد الرؤوف مناوی (المناوی، ۱۴۲۳، ۱: ۵۰) می گوید: «وهبه الله فاطمه من الأحوال السنیه والکمالات العلیا ما لم یطاولها فیه أحد من نساء هذه الأمه مطلقاً. علی أن البزار روی عن عائشه أنها قالت: أن رسول الله صلی الله علیه وسل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *