تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دولت اسلامی و تولید فکر دینی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل دولت اسلامی و تولید فکر دینی شامل 60 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل دولت اسلامی و تولید فکر دینی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل دولت اسلامی و تولید فکر دینی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دولت اسلامی و تولید فکر دینی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دولت اسلامی و تولید فکر دینی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دولت اسلامی و تولید فکر دینی :

ایران، ۵ – ۷/۱۲/۸۱

چکیده: در این مقاله نویسنده با اشاره به مؤلفه های معرفت شناسانه و هستی شناسانه نظام فکری در گذشته، چنین نتیجه گرفته است که به نظر پیشینیان، دانش دینی تولید و توجیه کننده قدرت بوده است; درحالی که به نظر نویسنده با دست برداشتن از آن مبانی سنتی، می توان گفت: این قدرت است که هر دانشی، از جمله دانش دینی را سامان می بخشد .

رابطه فایل پاورپوینت کامل دولت اسلامی و تولید فکر دینی مدتی است که فکر من را به خود مشغول کرده است . ابتدا برداشت خود را از رابطه دو مقوله مهم دولت و دانش دینی مطرح می کنم . هر چند این یک بحث نظری است، اما می تواند پیامدهای عملی بزرگی به دنبال داشته باشد . در اینجا دو مطلب وجود دارد: فایل پاورپوینت کامل دولت اسلامی و تولید فکر دینی . کدام یک مقدم است؟ کدام یک تا به حال آن دیگری را تولید کرده است؟ آیا این اندیشه رایج که دانش در جهان اسلام اصالت دارد و دولت ها را می سازد و هدایت می کند، اندیشه درستی است؟ یا اینکه برعکس، دولت های اسلامی و ساخت قدرت که زندگی سیاسی ما را شکل می دهد، دانش های مناسب این قدرت را تولید می کنند؟ اگر بخواهیم به تسامح حرف بزنیم، کدام یک، علت زایش دیگری است؟

همان طور که اطلاع دارید، تفکر اسلامی تجربه ای طولانی را طی کرده و به ویژه حول و حوش قرن های سوم، چهارم و پنجم هجری تبدیل به علم مسلط شده است . از حدود ۱۵۰ سال پیش و به ویژه از حدود ۱۰۰ سال پیش، تحولاتی در جهان اسلام رخ داده است و جوامع اسلامی به سوی گسست یا اصلاح این دانش ها حرکت کرده اند و می توان نام آنها را دانش های جدید یا نوگرایی در فکر اسلامی گذاشت .

در حوزه فکر اسلامی به طور مشخص سه حوزه دانش را می توان شناسایی کرد که همه در درون یک «نظام دانایی » (۱) و در درون دولت قدیم شکل گرفتند . یکی از این سه حوزه در بغداد شکل گرفت و تحت عنوان دانش سنی در مدارسی به نام «نظامیه » رو به رشد گذاشت . دیگری حوزه ای از دانش در شمال آفریقا است که مرکز آن «الازهر» بود و می توان آن را حوزه مصر نامید . سومین حوزه، دانش شیعی دوازده امامی است . سر منشاء ابتدایی این حوزه در بغداد و قم و با رهبری شخصیت هایی چون ابن بابویه در قم و شیخ مفید و سید مرتضی علم الهدی در بغداد بوده است . سپس شیخ طوسی آن را به نجف کشانید و حوزه بزرگ نجف را تاسیس کرد .

دانش شیعی از لحاظ «ریخت شناسی » با قدرت آل بویه گره خورده بود; همچنان که دانش سنی با قدرت سلجوقی و با خلافت عباسی گره خورده بود . دانش شیعه، پس از آل بویه، در دوران مغول و سپس در دوران صفویه به اوج شکوفایی خود می رسد و از آن پس در یک فرآیند «حاشیه نویسی » می افتد; یعنی دیگر کمتر تولید اتفاق می افتد و روند عمومی به شرح و تفسیر دانش های گذشته اختصاص دارد .

این سه حوزه در درون نظامی شکل می گیرد که ما آن را «نظام سنتی » می نامیم و در درون ساختی از قدرت شکل می گیرد که ما اسمش را «دولت قدیم » می گذاریم . ویژگی دولت قدیم مسلمانان، اقتدارگرایی بود; یعنی دانش های سنتی ما نیز اقتدارگرا هستند .

اکنون دوباره سؤالم را مطرح می کنم: کدام یک از این دو، اصالت داشتند و دیگری را تولید کردند؟ کدام یک از آنها، آن یکی را تغذیه می کند؟ کدام یک مستقل است و کدام یک تابع است؟

در تفکر اسلامی سه فرضیه برای پاسخ به این سؤال مطرح شده بود . اما پیش از طرح آنها، توجه شما را به اهمیت این بحث جلب می کنم . اهمیت عملی این بحث، آن است که ما هم اکنون در دوران جدیدی از «نظام سازی » قرار گرفته ایم; با به عبارت دیگر در دوران جدیدی از «دولت اسلامی » . من اینجا مفهوم دوران را معادل Period نمی گیرم بلکه معادل epoch یعنی گسست از گذشته و شروع یک چیز جدید، یک «شکل نو» و یک «حرکت جدید» .

به نظر من دولت جدید ما یک چیز جدید، یک گسست از گذشته و یک تاسیس جدید است . حال در برخورد با این دولت، بررسی آن را از کجا باید شروع کرد؟ آیا از دانش هایی که این را ساختند؟ یا اینکه این دولت باید دانش مناسبش را تولید بکند و برنامه های مناسبش را طراحی کند؟ به هر حال این بحث راهبردی، و هر متفکری است که سعی می کند در درون دولت اسلامی به جامعه اسلامی بیندیشد .

اما سه فرضیه ای که اشاره کردم:

فرض اول: بعضی از مسلمانان عقیده دارند که قدرت، دانش را می سازد . اگر این فرض درست باشد، باید گفت که دانش مسلمانان در گذشته و طبعا در امروز، باید تابعی از نظام قدرت باشد .

فرض دوم: عده ای دیگر معتقدند که اصالت با علم و دانش است . بنابراین اگر فرض دوم را بپذیریم آن وقت علت آشفتگی های جامعه را باید در آشفتگی دانش ها دید . دانش های ما به گونه ای شکل گرفتند که زندگی سیاسی ما تحول پیدا کرد .

فرض سوم: ابن طقطقی معتقد است که قدرت، مادر دانش نیست و دانش هم مادر قدرت نیست، اما این دو به گونه ای با هم هم زیستی دارند که خصلت همدیگر را پیدا می کنند .

چنان که می دانید، دانش اسلامی یک دانش همبسته است . اگر رهیافت نیچه را پیش روی خود قرار دهیم، آن وقت می توان گفت که بهترین راه آن است که یکی از این دانش ها و یا یک شاخه از این دانش ها را در نظر گرفته و چگونگی شکل گیری آن را در تمدن اسلامی بررسی کنیم . آن گاه شاید بتوانیم به تعمیم فرضیه خود خطر کنیم و چون من بیشتر با مباحث سیاسی آشنا بودم، این مورد را در حوزه دانش سیاسی انتخاب کردم . بنابراین، پرسش من این است که دانش سیاسی مسلمانان، چگونه در این سه حوزه سنی، فاطمی و شیعه دوازده امامی شکل گرفت و چه خصلتی داشته و دارد؟

در تفکر اسلامی، فرضیه ای که به دانش و طبعا دانش سیاسی اصالت می دهد و آن را مقدم بر قدرت می گیرد، سابقه ای قوی تر و دیرینه دارد . بنابراین فرض، دانش، زندگی را سازمان می دهد و دستگاهی به نام دستگاه دولت را تولید می کند تا بتواند جامعه خود را اداره کند . به این ترتیب، فرضیه ای که من در اینجا مطرح می کنم، عکس فرضیه مشهور مسلمانان است که اصالت را به دانش می دادند و قدرت را تابعی از دانش می گرفتند .

البته کسانی که فرضیه رقیب را مطرح می ساختند، یعنی تقدم قدرت را مطرح می کردند کم نبودند . شخصیت هایی مثل ابوعثمان عمروبن بحرجاحظ (درگذشته به سال ۲۵۵ قمری) – که از رهبران معتزله و صاحب کتاب مشهور الحیوان است – در مقابل تفکر رایج تقدم دانش و قداست دانش، موضع می گیرند و اهمیت را به قدرت می دهند . غیر از او، شخصیت دیگری مانند ابن خلدون نیز اصالت را به قدرت و دولت می دهد . در بخش آخر کتاب مقدمه ابن خلدون که اختصاص به دانش ها دارد، چنین آمده است: «این از اسرار الاهی است که دانش ها فقط در تمدن ها شکل می گیرند و تمدن ها را هم دولت ها می سازند .» بدین سان، وی نیز تقدم را به قدرت می دهد . تفاوت جاحظ با ابن خلدون در این است که جاحظ از خاستگاه روان شناختی قدرت صحبت می کند و قدرت را فردی تر می بیند اما ابن خلدون از هیکل و ریخت اجتماعی دانش صحبت می کند . او معتقد است که قدرت، جمعی و اجتماعی است . ابن خلدون از جریان های جمعی قدرت صحبت می کند و به فلاسفه قدرت در جهان غرب که از شاخص ترین آنها می توان نیچه و میشل فوکو را نام برد، بسیار نزدیک است .

هنگامی که از قدرت و دانش صحبت می شود باید به این نکته اشاره کرد که متفکران قدیم ما، در صحبت از اصالت دانش، همواره سه پیش فرض را پذیرفته بودند:

۱ . دانش می تواند حقیقت را بازنمایی کند . علوم، قدرت درک حقیقت را دارند و می توانند پدیده ها را آن گونه که به حق هستند درک کنند و بازنمایی کنند . یعنی متفکران قدیم ما معتقد به توانایی دانش در کشف حقیقت بودند .

۲ . حقیقت اشیا، ثابت است . یعنی هیچ چیز در حالت صیرورت نیست . در تفکر قدیم ما، صیرورت، امری عرضی است و ثبات اصل است . این تفکر تا حدی برآمده از الگوی یونانی هم بود . یعنی هر چیز که فی نفسه خوب و مطلوب است برای ابد این چنین است . برای مثال اگر نظم سیاسی درست، نظم سیاسی سلطانی است، هیچ گاه نباید تغییر بکند . چون این اصل است و الگو نباید تغییر بکند .

۳ . چون صیرورت در حقیقت پدیده ها ممکن و مجاز نیست، بنابراین دگرگونی دانش ها نیز مجاز نیست; پس هر دگرگونی را نوعی پسرفت تلقی می کردند و درست به همین دلیل بود که حدود ۱۰۰۰ سال به تلاش برای پیوند بین نظام سلطانی و دانش منبعث از نظم سلطانی دست زدند . حالا اگر فرض کنیم که ساخت قدرت به سمتی حرکت کند که زندگی، ساختار دموکراتیک یابد، این دانش ها موضع منفی خواهند گرفت; چراکه اصل را بر نظام سلطانی می دانند . با این پیش فرض ها، پیشینیان بحث های مهمی را مطرح کردند . آنها قواعدی را نیز برای فکر در نظر گرفته بودند:

الف) تحت عنوان قاعده «هو هویه » ; یعنی حقیقت همانی است که کشف شده است و دیگر بیشتر نیست .

ب) اصل عدم تناقض; یعنی اگر چیزی را امروز خوب می بینی برای ابد خوب است و هرگز نباید دگرگون شود .

پ) نگاه دوگانه به مسائل; یعنی از لحاظ اخلاقی یک نظم یا خوب هست یابد و شکل سومی ندارد .

اما اگر بتوانیم این فرض ها را وارونه کنیم، آن وقت مسئله این گونه دیده می شود که اگر ابتدا نظام قدیم و دولت قدیم در جهان اسلام شکل گرفته بود و به دلایلی برای اداره خود دانشی را ساخت که مناسب خودش بود، این امر چگونه شکل گرفت؟ قدرت قدیم چگونه این دانش را ساخت؟

چنان که می دانید، تفکر حاکم بر تمدن اسلامی عموما تفکری «ن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *