توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل دین و دینداری در جهان معاصر؛ در گفت و گو با استاد مصطفی ملکیان، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل دین و دینداری در جهان معاصر؛ در گفت و گو با استاد مصطفی ملکیان شامل 92 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل دین و دینداری در جهان معاصر؛ در گفت و گو با استاد مصطفی ملکیان در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل دین و دینداری در جهان معاصر؛ در گفت و گو با استاد مصطفی ملکیان با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل دین و دینداری در جهان معاصر؛ در گفت و گو با استاد مصطفی ملکیان نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل دین و دینداری در جهان معاصر؛ در گفت و گو با استاد مصطفی ملکیان هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل دین و دینداری در جهان معاصر؛ در گفت و گو با استاد مصطفی ملکیان اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دین و دینداری در جهان معاصر؛ در گفت و گو با استاد مصطفی ملکیان :
هفت آسمان: آیا نوع و میزان نیاز انسان معاصر به دین نسبت به گذشته تغییری کرده است؟ اگر این نیاز تشدید شده است به کدامین قرائت؟ و نیز چه مؤلفه هایی در جهان امروز در این تشدید نیاز مؤثر بوده است؟ استاد: راستش را بخواهید، سؤالتان، به سبب شدت ابهامی که دارد، لا اقل برای من، قابل جوابگویی نیست. مثلا، معلوم نیست که منظورتان از لفظ دین، دقیقا، چیست. می دانید که از این لفظ معانی بسیار عدیده ای اراده می توان کرد. ممکن است، بر حسب بعضی از معانی این لفظ، انسان امروزی هیچ نیازی به دین نداشته باشد و، بنا به برخی از معانی دیگر آن، انسان امروزی همچنان نیازمند دین باشد ولی نوع نیازش، در قیاس با نیاز انسان گذشته به دین، متفاوت شده باشد یا میزان نیازش بیشتر یا کمتر و شدیدتر یا خفیفتر شده باشد. وانگهی، وقتی از مقایسه نیاز انسان معاصر با نیاز انسان گذشته به دین می پرسید، مرادتان از لفظ گذشته چیست و منظورتان از انسان گذشته کیست. گذشته هم شامل یک ثانیه پیش می شود و هم شامل ده سال پیش و هم شامل یک قرن یا ده قرن یا صد قرن پیش. انسان چه زمانی را با انسان امروزی، از نظر نوع و میزان نیاز به دین، مقایسه کنم؟ اما شاید بتوان سخن را از جایی آغاز کرد که هم به ارائه تعریف خاصی از دین، که تعریفی کارکردی
(
functional
)
است، بینجامد و هم تا حدی پاسخگوی پرسش شما باشد; و آن جا مبحث «محدودیت طبیعت انسان » است. تقریبا همه ما قبول داریم که کرانمندی و محدودیت یکی از جنبه های لاینفک طبیعت آدمی است. نیازی به تامل و تفکر فراوان نیست تا دریابیم که قدرت ضبط و مهار بعضی از اوضاع و احوالی را که برای ما پیش می آیند و از نظر ما اهمیت دارند نداریم. گاهی احساسات ناخواسته ای، نظیر افسردگی، ترس، تنهایی، و کشمکش با خود، مایه دردسر و گرفتاری ما می شوند. حوادثی مانند جنگ، مرگ، شکست، تنگدستی، و بیماری نیز به یاد ما می آورند که ما غالبا در برابر عوامل عمده ای که زندگی و رضایت باطن ما را تهدید می کنند بسیار ضعیف و عاجزیم. بسیاری از ما نه برای زندگی خود معنایی می یابیم و نه در اموری که، در جهان، رخ می دهند هدفی می بینیم. باز، بسیاری از ما دلنگران رفتارهای نامطلوبی هستیم که از خودمان سر می زند یا نگرانیم از اینکه چرا نمی توانیم رفتار دیگران را تغییر دهیم یا جلوی ظلم و بی عدالتی شان را بگیریم. همه اینها موجب پیدایش اضطرابهای وجودی، بی قراریها، و دلهره ها می شوند و محدودیت و تناهی ما را پیش چشمانمان می آورند. به نظر من، آغاز احساس این فقدانها، محدودیتها، و کمبودها مقارن است با آغاز اقبال به دین. درست همانطور که وقتی شخصی، در حال فرار، به انتهای یک کوچه بن بست می رسد نخستین واکنش طبیعی، و چه بسا ناآگاهانه اش، این است که چشم برمی دارد و به بالا می نگرد تا ببیند که آیا راهی برای برگذشتن از دیوارها و پشت سر نهادن موانع هست یا نه، انسان نیز به محض اینکه به مرزهای وجودی خود می رسد و به حدود و ثغور خود وقوف می یابد، گویی، رو به سوی بالا می کند. دین می کوشد، به نحوی از انحاء، انسان را در غلبه بر احساس فقدان، محدودیت، و کمبود یاری دهد. اگر این تحلیل درست باشد، لازمه اش این است که اگر نوع بشر از محدودیت خود تجربه ای نمی داشت دینی پدید نمی آمد; و من این لازمه را قبول دارم و بدان ملتزمم. یک موجود نامحدود و لا یتناهی به دین نیاز ندارد; چنین موجودی، در واقع، خداست و خدا متدین و محتاج دین نیست. البته اینکه هر فرد انسانی ای کدامیک از مظاهر محدودیت وجودی خود را درک کند و کدامیک از این مظاهر را درک نکند یا اینکه کدامیک از جلوه های محدودیت خود را بیشتر یا کمتر و شدیدتر یا خفیفتر احساس کند به علل و عوامل چندگانه ای وابستگی دارد و از جمله به محیط اجتماعی ای که در آن زندگی می کند و، علی الخصوص، به سنخ روانشناختی خود او توقف تمام دارد. و از همین مطلب می خواهم نتیجه ای بگیرم که، اگر چه مستقیما به جواب سوال شما ربطی ندارد، با اینهمه، مهم به نظر می رسد و آن اینکه، در طول تاریخ، نه همه جوامع نیاز یا نیازهای واحد و مشترکی به دین داشته اند و نه همه افراد. ممکن است جامعه امریکایی کنونی نیاز یا نیازهایی به دین داشته باشد کاملا متفاوت با نیاز یا نیازهایی که جامعه روم دو هزار سال قبل داشته است; و نیز امکان دارد که شخص شما نیاز یا نیازهایی به دین داشته باشید یکسره متفاوت با نیاز یا نیازهای من. پال تیلیش، الاهیدان پروتستان مسلک و اگزیستانسیالیست معروف روزگار ما، که در کتاب الاهیات سامانمند
[
Systematic Theology
]
خود تصریح کرده است که: تناهی وجود است که ما را به مساله خدا سوق می دهد، در کتاب شجاعت بودن که به زبان فارسی هم ترجمه شده است، اضطرابهای وجودی عمده ای را که انسانها تجربه می کنند و از رهگذر آنها آدمیان به دین رو می کنند سه چیز می داند: اضطراب ناشی از عجز از گریز از مرگ، ترس از بی معنایی و بی هدفی، و دغدغه نتایج اعمال. سخن من این است که محال نیست، و حتی بعید هم نیست، که انسانهایی باشند که به مقتضای محیط اجتماعی خودشان و مخصوصا سنخ روانی خودشان پاره ای از این اضطرابها را نداشته باشند و، در عوض، پاره ای اضطرابها و ترسها و دغدغه های دیگر داشته باشند. مثلا، به نظرم می آید که کسی مثل زوربا در رمان زوربای یونانی نیکوس کازانتزاکیس را دقیقا نتوان دارای همین اضطرابهای تیلیشی دانست. به هر حال، به نظر می رسد که اینکه در قرآن آمده است که: فاذا رکبوا فی الفلک دعوا الله مخلصین له الدین (و چون به کشتی سوار شوند خدا را بخوانند و دین را برای او خالص کنند) و اینکه اروپاییان می گویند: در سنگر انفرادی هیچ کس منکر خدا نیست نشان دهنده این گرایش انسان است که وقتی با حد و مرزهای وجودی خود روبرو می شود به دین رو می کند. دین این حد و مرزها را، در بعضی از موارد، از میان برمی دارد و، در سایر موارد، قابل فهم و تحمل می کند و، در هر دو حال، به انسان کمک می کند تا درد و رنج کمتری احساس کند. از این حیث، سخن پال پرویسر
(
Paul
Pruyser
)
بسیار دلنشین است که: دین، از لحاظ روانشناختی، چیزی شبیه عملیات نجات است و از دل اوضاع و احوالی سر برمی آورد که در آن کسی فریاد می زند: کمک! کمک! در واقع، همه ادیان در این قول متفقند که: انسان محدود است و محتاج کمک. اینکه جلوه ها و مظاهر محدودیت انسان در همه آدمیان بیکسان درک نمی شود و، در نتیجه، هر فردی برای بر آوردن نیاز یا نیازهای خاصی به دین رو می کند، سبب می شود که نحوه دینداری انسانها هم با یکدیگر متفاوت شود. بعضی دینداریهای فردی دارند و بعضی دینداری های نهادی; یعنی به نظر برخی از انسانها تدین به معنای رعایت مناسک و شعایر و اعتقادات و احکام یک جامعه دینی خاص است، ولی به نظر برخی دیگر تدین چیزی جز در پیش گرفتن راه منحصر به فرد شخص خود نیست. تفاوتی که والتر کلارک
(
Walter Clark
)
میان دین ارثی و دین شخصی می گذارد، تفاوتی که ناک
(
Nock
)
میان دین ناشی از التزام به یک عقیده و دین ناشی از تغییر یک عقیده می گذارد، تفاوتی که ابراهام مزلو
(
Abraham Maslow
)
بین دین روحانیون و دین پیامبران و عرفا قائل است، فرقی که جان دیوئی
(
John Dewey
)
بین رعایت دین و متدین بودن می نهد، اختلافی که اریک فروم
(
richFromm
)
میان دین اقتدارگرا و دین انسانگرایانه می بیند، و اختلافی که ویلیام جیمز
(
William James
)
بین جزمیات و تجارب قائل است، همه، علی رغم فرقهای باریک و ظریفی که با یکدیگر دارند، در واقع، به تفاوت میان دینداری فردی و دینداری نهادی باز می گردند. از این گذشته، همانطور که خانم مری میداو
(
Mary Meadow
)
نشان داده است، نحوه دینداری متدینان، بسته به سنخ روانی شان، به چهار قسم قابل تقسیم است . اهل شور و نشاط، که برونگرا و کنشگرند، رسالت و ماموریت و وظیفه خود را این می دانند که فلک را سقف بشکافند و طرحی نو در اندازند و به وضع عالم و آدم نظم و نظام دیگری ببخشند.«همسایگان »، که برونگرا و کنش پذیرند، سعی دارند که مصداق خیرخواهی و محبت دینی باشند و خدمت از سر رحمت و شفقت به بندگان خدا سرلوحه زندگی شان است و به زبان حال می گویند: عبادت به جز خدمت خلق نیست، به تسبیح و سجاده و دلق نیست. «خلوتیان اهل راز و نیاز»، که درونگرا و کنش پذیرند، ذوق و مشرب عرفانی دارند و تاکیدشان بر این است که عمرشان را، حتی المقدور، در حال دعا و مناجات و عبادت خدا یا مراقبه بگذرانند. «اهل ریاضت »، که درونگرا و کنشگرند، گرایششان به تقویت اراده، طرد و نفی هیجانات و احساسات و عواطف، و اجتناب از اشتغال به شواغل دنیوی و زخارف مادی و تمتعات اینجهانی است. دسته اول و دوم بیشتر دلمشغول انسانهایند و دسته سوم و چهارم بیشتر دغدغه خدا دارند. غرضم این است که دینداری یک صورت و شکل ندارد و صور و اشکالش بمراتب بیش از آن است که فی بادی النظر گمان می بریم. و نمی توان مدعی شد که فقط یکی از این صور و اشکال دینداری حقیقی است و بقیه دینداری کاذب و متدین نمایی است . این انحاء مختلف دینداری هم به چند و چون نیازهایی بستگی دارد که انسانهای مختلف نسبت به دین در خود احساس می کنند و چند و چون آن نیازها نیز به عوامل مختلفی وابسته است که مهمترین آنها سنخ روانشناختی آدمیان است. با توجه به آنچه اجمالا و شکسته بسته گفتم می توان دین را بر حسب کارکردی که دارد، یعنی تخفیف درد و رنج آدمیان از راه رفع یا توجیه محدودیتهایی که احساس می کنند ، تحدید حدود کرد. نوع و میزان نیاز انسانها به دین نیز، اعم از نیاز افراد انسانی و جوامع انسانی، متفاوت است، ولی این تفاوت را ظاهرا نمی توان متوقف بر زمان کرد و گفت که انسان معاصر، از این حیث، با انسان گذشته فرق دارد (بگذریم از ابهامی که در لفظ گذشته وجود دارد و بدان اشاره شد). آری، اگر بپذیریم که انسان معاصر در قیاس با انسان مثلا پانصدسال پیش نیاز بیشتری به اخلاقی زیستن دارد (که، به نظر من، پذیرفتنی است) و اگر قبول کنیم که اخلاقی زیستن محتاج یک سلسله مقبولات و عقاید ما بعد الطبیعی است (که این هم، به گمان بنده، قابل قبول است) و اگر باور داشته باشیم که فقط دین است که آن پیشفرضهای لازم ما بعد الطبیعی را در اختیار می نهد، در این صورت، می توان مدعی شد که نیاز انسان معاصر به دین شدیدتر است از نیاز انسان فی المثل پانصد سال پیش.
هفت آسمان: آیا می توان گفت برخی از ادیان نیاز بشر امروز را به دین بهتر از ادیان دیگر برآورده می سازد؟ استاد: آنچه مطمئنا می توانم بگویم این است که برای هر سنخ روانی ای یک یا دو یا چند دین و مذهب بیش از سایر ادیان و مذاهب جاذبیت دارند. روش بودا برای یک سنخ روانی خاص کمال مطلوب است، آیین کنفوسیوس و مسیحیت معاصر برای سنخ روانی دیگری، مسیحیت مسیحیان اولیه برای سنخ دیگری، اسلام مسلمین اولیه و مسیحیت صلیبیون برای سنخ دیگری، آیین دائو و آیین هندو برای سنخ دیگری، و … . و این امر نه عجیب و غریب است و نه قبح و شناعتی دارد. مگرنه این است که من از دعا یا دعاهایی خوشم می آید و شما ممکن است از دعا یا دعاهای دیگری لذت ببرید؟ این پدیده را چگونه تبیین و توجیه می کنید؟ پدیده مورد بحث را هم به همان صورت تبیین و توجیه کنید. در اینجا، توجه به یک نکته اهمیت دارد و آن اینکه اگر مثلا من در محیط اجتماعی ای به دنیا آمده باشم و رشد و نمو کرده باشم که در آن محیط دین الف دین رایج و رسمی است اما سنخ روانی من چنان باشد که مجذوب دین ب بشوم، در این صورت، در موارد نادری من تغییر دین می دهم و علناو رسما به دین ب می گروم; اما در اکثریت قریب به اتفاق موارد من (بنا به علل و جهاتی که فعلا محل بحث نیست) از عضویت در گروه دینی الف دست بر نمی دارم اما سعی می کنم، حتی المقدور، به دین الف آباء و اجدادی خودم رنگ و صبغه دین ب را بدهم. و رمز پیدایش مذاهب مختلف در محدوده یک دین واحد همین است. و به این ترتیب است که، درست همانطور که از ترکیب های مختلف سه رنگ اصلی میلیونها رنگ پدید آمده است و خواهد آمد، از ترکیب های مختلف مثلا هفت دین اصلی نیز بسا ادیان و مذاهب پدید آمده است و خواهد آمد. و چون سنخ روانی هیچ دو فرد انسانی ای عین هم نیست، عملا تعداد این ادیان و مذاهب به عدد آدمیان است و بدین معناست که می توانیم بگوئیم : الطرق الی الله بعدد انفس الخلائق. از این گذشته، شاید بتوان گفت که انسان جدید، چون، عموما، اینجهانی تر، انسانگراتر، فردگراتر، استدلال گراتر، آزاداندیش تر و تعبدگریزتر، و برابری طلب تر از انسان قبل از دوران تجدد است، بیشتر مجذوب دین یا ادیانی می شود که وسعت فقهشان کمتر باشد، جزمیات و تعبدیات نظری و عملی کمتری داشته باشند، عمق انسانشناختی و روانشناختی بیشتری داشته باشند، به مرزهای ناشی از رنگ پوست، نژاد، ملیت، جنسیت، قشربندیهای اجتماعی ، و حتی کیش و آیین بی اعتناتر باشند، و به خودشکوفایی فرد مجال بیشتری بدهند.
هفت آسمان: پیشفرضهای گفت و گوی ادیان کدامند؟ استاد: به نظر می رسد که اهم پیشفرضهای گفت و گوی میان ادیان عبارت باشند از: الف) شرکت کنندگان در پاره ای از عقاید با هم شریکند و در پاره ای دیگر از عقاید اختلاف دارند. اگر هیچ عقیده مورد وفاقی وجود نداشته باشد گفت و گو امکانپذیر نیست. به همین نحو، اگر در هیچ عقیده ای اختلافی وجود نداشته باشد باز گفت و گو ممکن نیست. گفت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.