توضیحات
فایل پاورپوینت کامل راهکارهای صیانت فرهنگ جامعه اسلامی در برخورد با فرهنگ های بیگانه از نگاه آیات و روایا ت؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل راهکارهای صیانت فرهنگ جامعه اسلامی در برخورد با فرهنگ های بیگانه از نگاه آیات و روایا ت، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل راهکارهای صیانت فرهنگ جامعه اسلامی در برخورد با فرهنگ های بیگانه از نگاه آیات و روایا ت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل راهکارهای صیانت فرهنگ جامعه اسلامی در برخورد با فرهنگ های بیگانه از نگاه آیات و روایا ت آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل راهکارهای صیانت فرهنگ جامعه اسلامی در برخورد با فرهنگ های بیگانه از نگاه آیات و روایا ت بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل راهکارهای صیانت فرهنگ جامعه اسلامی در برخورد با فرهنگ های بیگانه از نگاه آیات و روایا ت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل راهکارهای صیانت فرهنگ جامعه اسلامی در برخورد با فرهنگ های بیگانه از نگاه آیات و روایا ت، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل راهکارهای صیانت فرهنگ جامعه اسلامی در برخورد با فرهنگ های بیگانه از نگاه آیات و روایا ت :
مقدمه
زمینه های زوال فرهنگی جوامع را می توان به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم کرد . در این میان، پذیرش عناصر فرهنگی بیگانه و ناسازگار با ساختار فرهنگی جامعه میزبان از عوامل مهم بیرونی در استحاله و افول فرهنگ هاست که در فرایند برخورد و تماس فرهنگی جوامع روی می دهد . مسلمانان هرچند از بامداد اسلام، کم و بیش با جوامع دیگر داد و ستد فرهنگی داشته اند، اما دو برخورد فرهنگی، همواره به عنوان برجسته ترین فراز در تاریخ آنان خودنمایی می کنند . برخورد نخست با فرهنگ های بیگانه در هنگام گسترش فتوحات نظامی، به ویژه با فرهنگ یونانی، روی داد . در این زمان، فرهنگ اسلامی، که در دوران طلایی خود به سر می برد و از فرهنگ سازان چیره دستی برخوردار بود، توانست از موضع برتر و بی هیچ واهمه ای در مصاف با فرهنگ های بیگانه، آن را به دست هاضمه نیرومند خویش بسپرد و با جذب عناصر سازگار با ساختار خویش، مؤلفه های ناهمگون را به دور افکند . این فرایند، پویایی و بالندگی هر چه بیش تر فرهنگ جوامع اسلامی را به ارمغان آورد .
برخورد عمده دوم زمانی روی داد که از یک سو، فرهنگ مسلمانان راکد و رنجور بود و جوامع آنان از جهل وجوع فرهنگی رنج می برد و از سوی دیگر، فرهنگ حریف غربی با تکیه بر انواع آرایه های علمی نوین و سلاح پیشرفته فناوری به میدان آمده بود . از این رو، توانست بی هیچ مقاومت پایداری، گستره وسیعی از حوزه های فرهنگی و اجتماعی مسلمانان را در نوردیده و اذهان و اندیشه های بسیاری را افسون کند . این فرایند همچنان
و با استفاده از رسانه های فراگیر و فرامرزی ادامه دارد و پدیده فراگیر و روز افزون «غرب زدگی » رهاورد آن است که غرب زدگان را به تقلید تهوع آور از همه چیز غربیان وامی دارد .
در مقابل فرهنگ پذیری بی حساب و کتاب از غربیان و در نتیجه اضمحلال فرهنگی جوامع مسلمان، همواره دو رویکرد عمده وجود داشته است: رویکرد غالب، که خود بازتاب یک بینش غربی است، فرهنگ ها را دارای عمر معینی می داند که اکنون به سر آمده است و غربی شدن جوامع را، سرنوشت محتوم همه آنان می شمارد . بنابراین، تلاش های فرهنگی ملت ها در تغییر این تقدیر تاریخی اثرگذار نیستند و ناگزیر باید در کام فرهنگی غرب فرو رفت و به استحاله و اضمحلال فرهنگی تن در داد .
رویکرد دوم با تاکید بر برخورد فعال و نقادانه، شعار «بازگشت به خویشتن فرهنگی » را سرمی دهد و اینکه باید بدون خودباختگی و تقلید ناشیانه از همه چیز غربیان، فرهنگ خفته خویش را بیدار کرد و با تکیه بر آن به رویارویی فرهنگ حریف رفت و سره از ناسره بر گرفت . بازسازی فرهنگ های باستان با تکیه بر ناسیونالیسم افراطی و احیای دوباره فرهنگ اسلامی، دو گرایش عمده این رویکرد در جوامع مسلمان بوده است .
رویکرد سومی هم – هرچند محدود – وجود داشت و بر آن بود که باید روزنه های فرهنگی را به روی دیگر فرهنگ ها بست; چرا که هر عنصری که بیرون از مرزهای فرهنگ خودی روییده،بیگانه و لایق طرد است . این رویکرد نتیجه ای جز خاموشی و انزوای فرهنگی در پی ندارد و ماندگار نیست .
حال، نظر به اینکه از یک سو، اسلام بر حفظ هویت مستقل فرهنگی جامعه اسلامی اصرار اکید دارد و از سوی دیگر، جوامع مسلمان نیز با دیگر جوامع در ارتباطند و به ویژه امروزه در فرایند «جهانی سازی » به سوی غربی شدن رانده می شوند، این پرسش رخ می نماید که اسلام در این زمینه چه رویکردی دارد؟
بررسی کتاب و سنت نشان می دهد که اسلام از یک سو، با راهبرد فرهنگی «تولی » (به مفهوم گسترده آن) در صدد تغذیه سالم فکری و ایجاد همگرایی، یگانگی، انسجام، همبستگی و مصونیت کامل فرهنگی مسلمانان است و از سوی دیگر، در کنار تاکید بر اقتباس عناصر مفید دیگر فرهنگ ها، پذیرش باورها و اندیشه های غیر توحیدی و ارزش ها، ایدئولوژی، هنجارها و نمادهای برخاسته از آن را به شدت نهی می کند . این مهم که صیانت از فرهنگ دینی جوامع مسلمان در برخورد با فرهنگ های بیگانه هدف آن است، در قالب راهبرد اجتماعی و فرهنگی «تبری » و همراه با راه کارهای مناسب ارائه شده است .
این نوشتار به بررسی راهکارهای یاد شده می پردازد، اما پیش از آن مطالبی به عنوان ادبیات و مبانی بحث ذکر می شوند .
مبانی بحث
فرهنگ
«فرهنگ » از واژگان فارسی باستان و مرکب از دو بخش «فر» و «هنگ » می باشد که در معانی گوناگونی چون دانش و فرزانگی، عقل سلیم، رای و تدبیر، تیزهوشی و خبرگی، حرفه، فن و هنر، کتاب لغت و مانند آن به کار رفته است . (۱) این واژه به عنوان معادل واژه لاتینی culture برگزیده و به مفهوم جامعه شناختی آن با رویکردهای گوناگون تاریخی، تشریحی، روان شناختی و ساختار شناسانه تعریف شده است . (۲) در تازه ترین تعریف، آن را «معرفت مشترک بشری » با ویژگی هایی همچون «اکتسابی بودن » ، «تحول پذیری » و «قابلیت یادگیری » خوانده اند که با توجه به حوزه های گوناگون آن، دارای مولفه ها و عناصر مهمی همانند «باورها» (جهان بینی)، «ارزش ها» ، «ایدئولوژی » ، «هنجارها» ، «نمادها»، «فناوری مادی و اجتماعی » می باشد . (۳)
دین و ارتباط آن با فرهنگ
بر اساس شواهد بسیار، دین و فرهنگ همزاد هم بوده و سهم بزرگی از بالندگی و ماندگاری خود را وامدار یکدیگرند . از این رو، گفته اند: «در تاریخ تمدن بشری، نه دین بی فرهنگ داریم و نه فرهنگ بی دین .» (۴)
درباره نسبت بین دین و فرهنگ، دو دیدگاه وجود دارد: افرادی همچون تی . اس . الیت آن دو را جنبه های مختلف یک چیز و دو روی یک سکه با گستره ای هم افق می دانند و در مقابل، کسانی مانند اگوستین ژیرارد با تاکید بر تاثیر سازنده و سامانگر آن دو در یکدیگر، فرهنگ را پردامنه تر از دین می خوانند . (۵) به دلیل معنانی وسیع دین و فرهنگ نزد نظریه پردازان یاد شده و نیز به دست ندادن تعریفی دقیق از معنا و مولفه های هر یک، دیدگاه آنان سر از تقابل درآورده و نزاع های فراوانی به دنبال داشته است . از این رو، بدون پرداختن به نقد آن ها، تنها بر اساس تعریف خود از دین (اسلام) و فرهنگ، به نسبت بین آن دو می پردازیم:
«دین (اسلام) عبارت است از اراده تشریعی خداوند که در مجموعه گسترده ای از معارف و در حوزه باورها (عقاید)، ارزش ها، ایدئولوژی، هنجارها و نمادها ارائه و از طریق وحی در اختیار انسان قرار داده شده است تا زندگی فردی، عبادی و اجتماعی او را برای رسیدن به غایت آفرینش هدایت کند .» بنابراین، با توجه به مولفه های مهم فرهنگ، دین (اسلام) به لحاظ گونه های معرفتی، اخص از آن است . اما نکته شایان توجه این که همه عناصر فرهنگ به نوعی در گستره نظارتی دین قرار دارند . به دیگر سخن، هیچ یک از باورهای دخیل در تکامل الهی انسان و نیز احساسات و عواطف، گفتار و رفتارهای ریز و درشت فردی، عبادی، اجتماعی و حتی عواطف و رفتارهای مرتبط با طبیعت و تاریخ نیز از حوزه عقاید، احکام و اخلاق دینی خارج نیستند . از این رو، نسبت منطقی دین (اسلام) و فرهنگ با توجه به عناصر گوناگون فرهنگی، متفاوت است; اگر مؤلفه های فناوری مادی (دانش ساخت و به کارگیری ابزارها)، بخش هایی از فناوری اجتماعی (دانش مدیریت) و نمادها در نظر گرفته شود، با اسلام نسبت تباین دارد، اما اگر عناصری همچون باورها، ارزش ها، ایدئولوژی و هنجارها لحاظ شوند، نسبت بین آن دو، عموم و خصوص من وجه است .
قلمرو دین (اسلام)
وجود ایدئولوژی، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی نشان می دهند که قلمرو اسلام فراتر از زندگی فردی است . بررسی دقیق و فراگیر آموزه های کتاب و سنت به روشنی نشان می دهد که حیات آدمی به دو بخش دنیایی و آخرتی تقسیم شده است و این دو ارتباط تنگانگی با یکدیگر دارند . اساسا بنا بر بینش اسلامی، چگونگی زندگی انسان در آخرت با توجه به نوع حیات وی در دنیا شکل می گیرد . بر این اساس، هیچ باور، احساس، گفتار و رفتار ریز و درشت فردی و اجتماعی را نمی توان سراغ گرفت که به علت تاثیر مثبت یا منفی آن (اندک یا زیاد) در زندگی دنیا و آخرت انسان، مورد امر یا نهی دینی قرار نگرفته باشد . بنابراین، چنان نیست که بخشی از کارهای دنیا، دنیایی محض و بی تاثیر در آخرت انسان بوده و خارج از گستره دین باشد و بخش دیگر مربوط به آخرت و داخل در قلمرو آن باشد .
سازوکارهای حضور اجتماعی دین (اسلام)
فرهنگ و جامعه، همواره با انبوهی از شرایط دگرگون در فرایند حیات خود روبه روست و در موقعیت ها و شرایط ناهمسان، نیازها و پرسش های تازه تری سر برآورده، پاسخ می طلبند . از این رو، برای این که اسلام بتواند با نظریه پردازی های اجتماعی و فرهنگی کارگشا، حضور دایمی خود را در شرایط متحول زندگی بشر و در طول همه اعصار و امکنه حفظ کند، ساز وکارهای مهمی همچون گستردگی وسیع آموزه ها، اجتهاد (به عنوان اساسی ترین رمز پویایی و پایداری اسلام که موضوع اصلی آن بخش متغیر زندگی است) ، احکام حکومتی، تحول موضوعات، احکام ثانوی و عرف عقلا را در خود تعبیه کرده است .
مبانی فرهنگی اسلام
اسلام خود را دین جهانی دانسته و با فراخواندن بشر به سوی باورها، ارزش ها و هنجارهای توحیدی، بر آن است که جامعه (امت واحده) و فرهنگ جهانی واحدی (توحیدی) تشکیل دهد; فرهنگی که مبتنی بر فطرت مشترک انسانی است . اما از سوی دیگر، واقعیت های فرهنگی و اجتماعی حاکم بر جوامع بشری را – هر چند که مورد تایید نباشند – پذیرفته، و پیروان خود را ناگزیر از زندگی در آن و ارتباط با بیگانگان می داند . از این رو، به چاره اندیشی پرداخته است تا از یک سو، مسلمانان بتوانند هویت فرهنگی خود را حفظ کرده، تعمیق بخشند و از سوی دیگر، با اصلاح فرهنگ های «جاهلی » ، زمینه «توحیدی » شدن آن ها را فراهم آورند; بر این اساس، ضمن به رسمیت شناختن مرزهای جغرافیایی و قراردادی در روابط بین الملل، اساس تفکیک بین جوامع بشری را «جهان بینی » توحیدی و غیر توحیدی دانسته و نظر به حاکمیت اسلامی و غیر اسلامی، آن را به «دارالکفر» و «دارالاسلام » تقسیم می کند .
جهان بینی اسلامی، که مبانی و جغرافیای فکری – فرهنگی اسلام را ترسیم می کند، از عناصر متعددی شکل گرفته است که برخی بنیادین و زیربنای دیگر باورها و نیز ارزش ها، ایدئولوژی و هنجارهای اسلامی به شمار می روند و برخی دیگر از اهمیت نسبی کم تری برخوردارند . این عناصر به ترتیب اهمیت، به سه دسته هستی شناسی (توحید)، انسان شناسی (معاد) و راه و راهنماشناسی (نبوت) تقسیم شده، اصول سه گانه دین را شکل می دهد .
راهبرد فرهنگی اسلام
پس از تفکیک جوامع بر اساس جهان بینی توحیدی، نوبت به «راهبرد فرهنگی » می رسد تا خطوط کلی وسیاست کلان مربوط به ارتباط با بیگانگان (کافران) را ترسیم نماید . این راهبرد بر قانون جاذبه و دافعه استوار است; قانون فراگیری که در اشکال گوناگون بر همه پدیده های هستی حاکم بوده و دنیای جسم و جان آدمی را نیز در تسخیر مراتب و جلوه های گوناگون خود دارد . بر اساس این قانون، که انسان از رهگذر آن می تواند با حفظ حیات فردی و اجتماعی و ادامه آن، امکان تکامل را برای خود رقم زند، آدمی به سوی هر چیز و هر کس که به نوعی نیازی از او را برآورد و لذت و کمالی برایش فراهم سازد، گرایش می یابد و از هر چیز و هرکس که به گونه ای حیات جسم و جان او را تهدید کرده و رنج و نقصی به دنبال آورد، گریزان می شود، با این تفاوت که گرایش ها و گریزهای آدمی از روی آگاهی و اختیار صورت می گیرند . به همین دلیل نوع آگاهی و شناخت انسان، قطب نمای آن می باشد .
از منظر اسلام، حیات و تکامل حقیقی انسان در گرو حیات فکری و فرهنگی اوست . از این رو، از یک سو و برای حفظ حیات و هویت فرهنگی مؤمنان، بر فعال کردن جاذبه و دافعه آنان و نفی بی تفاوتی نسبت به باورها و ارزش های جاهلی (غیر توحیدی) تاکید می ورزد و از سوی دیگر، با نفی عصبیت های خونی (خانوادگی و قبیله ای)، جغرافیایی، نژادی (رنگ و زبان)، صنفی و حتی انتساب اسمی به ادیان آسمانی (۶) و جاهلی خواندن آن ها، با دو اصل «تولی و تبری » ، جاذبه و دافعه اجتماعی و فرهنگی مسلمانان را در جهت فطری و الهی هدایت می کند . این دو، از اصول عملی اسلام و به عنوان دو سیاست کلان و راهبردی، تطبیق اجتماعی و فرهنگی اصل توحید و شعار اساسی آن (لا اله الا الله) می باشد که از یک سو، با نفی خدایان دروغین (لا اله)، انسان ها را از پرستش و بندگی آن ها نهی کرده، بر باورها و ارزش های غیر توحیدی خط بطلان می کشد و از سوی دیگر، با اثبات خدای یگانه (الله) و دعوت انسان به بندگی او، جهان بینی و ارزش های توحیدی را فراروی بشر قرار می دهد .
اسلام با دو راهبرد تولی و تبری بر آن است که توحید را در تمام اندیشه ها، باورها، ارزش ها و هنجارهای فردی ، اجتماعی و عبادی انسان ساری و جاری کرده، باورها، ارزش ها و هنجارهای غیر توحیدی را از صحنه زندگی او حذف نماید . به همین دلیل، از یک سو، پیروان خود را به جانب داری از فرهنگ توحیدی و همگرایی با مؤمنان صالح ، به عنوان تجسمی از آن فرهنگ فرا می خواند تا از این طریق، جامعه ای بر اساس فرهنگ و نظام اجتماعی سیاسی برخاسته از توحید بنا کند و نیز با ایجاد همبستگی شدید روحی، فرهنگی و اجتماعی بین اعضای آن و رهبران فکری و اجتماعی اش، هویت فرهنگی و اجتماعی آن را حفظ و از هضم شدن در فرایند تحولات تاریخی جلوگیری نماید . و از سوی دیگر، مؤمنان را به بیزاری جستن از فرهنگ جاهلی و کفار و مشرکان، که تجسمی از آن فرهنگ هستند، دعوت می کند تا از نفوذ فرهنگ بیگانه در جامعه اسلامی پیش گیری کند .
همگرایی و واگرایی (تولی و تبری) که اسلام منادی آن است، کاملا بر اساس حکمت و خردمندی و از روی نهایت رحمت و علاقه مندی به سرنوشت انسان هاست و اصولا خداوند، کافر و مشرک را نیز از آن جهت که آفریده او هستند، دوست دارد . بدین روی، گم راهی او در وادی کفر و شرک را برنمی تابد و در مقابل آن بی تفاوت نیست . داستان «تبری » دقیقا به روابط اجتماعی مردمانی می ماند که گروهی از آنان دچار بیماری مسری شده اند; عقل سالم و انسان دوستی اقتضا می کند که پزشکان و پرستاران آن جامعه از یک سو، به درمان و مراقبت از بیماران بپردازند تا بهبودی کامل یابند و از سوی دیگر، روابط افراد سالم را با آن ها محدود نمایند تا از ابتلای آنان و گسترش روز افزون بیماری پیش گیری شود . بنابراین، هنگامی که گروهی از انسان ها، دچار ناهنجاری های فکری و رفتاری هستند، کاملا منطقی و خردمندانه است که اسلام با ارائه راه کارهای متعدد، از یک سو برای تصحیح اندیشه ها، باورها، ارزش ها و هنجارهای آنان همت گمارد و در صورت اصرار بر گم راهی خویش و آلوده کردن فرهنگ و جامعه سالم، شدیدا با آنان برخورد نماید تا موجب بیماری فکری و فرهنگی دیگران نشوند و از سوی دیگر، برای پاس داری از سلامت فرهنگی مسلمانان و پیش گیری از سرایت باورها و ارزش های غیر توحیدی به جامعه اسلامی، روابط اجتماعی با بیگانگان را کاملا ضابطه مند نماید . به همین دلیل، از همان آغاز و به وسیله ترسیم خطمشی برائت فرهنگی و واگرایی از بیگانگان و ارائه راه کارهای مناسب، بر آن است که فرهنگ پذیری از بیگانگان را در حوزه باورها، اندیشه ها، ارزش ها، ایدئولوژی، هنجارها و نمادهای غیر توحیدی از بین ببرد و حفظ هویت مستقل و پایداری فرهنگ جوامع اسلامی را تضمین نماید .
نکته شایان توجه آنکه اساس تبرا، بیزاری و برائت قلبی، زبانی و عملی جستن از باورها، ارزش ها، ایدئولوژی، هنجارها و نمادهای غیرتوحیدی است، اما چون این عناصر در افراد، گروه ها و نظام های اجتماعی – سیاسی، تجسم می یابند، اسلام پیروان خود را به واگرایی نسبت به آن ها نیز فرا می خواند . از این افراد و گروه ها، در کتاب و سنت با عناوین گوناگونی یاد شده است که برخی کلی بوده و توسط برخی دیگر از عناوین جزئی، معنا و مصداق می یابند . از جمله می توان به عناوینی همچون طاغوت، (۷) شیطان، (۸) یهود و نصارا (۱۲) و منافقان (۱۳) اشاره کرد .
قرآن سبب برائت فرهنگی را دشمنی افراد و گروه های یاد شده با فرهنگ توحیدی، (۱۴) خدا، (۱۵) پیامبر صلی الله علیه و آله (۱۶) و مؤمنان (۱۷) ذکر می کند .
راه کارهای صیانت از فرهنگ اسلامی
راه کارهای گوناگون روانی، اجتماعی و فرهنگی که برای عملیاتی شدن راهبرد «برائت فرهنگی » و به شکل بسیار منطقی و حکیمانه پیش بینی شده اند، به روشنی نشان می دهند که راهبرد مذکور همه حوزه های مربوط به روابط با بیگانگان را شامل شده و هرگونه زمینه فرهنگ پذیری از بیگانگان در مؤلفه های مورد نهی اسلام را از بین می برد . عمده ترین راه کارهای مذکور عبارتند از: مبارزه مستقیم (جهاد)، انواع تحریم های اجتماعی، تحریم فرهنگی، مقاومت فرهنگی و مهاجرت فرهنگی . هر یک به اجمال بررسی می شوند:
۱ . مبارزه مستقیم (جهاد) (۱۸)
این راه کار، که از فروع و ضروریات دین است و جایگاه بلندی در بین احکام اجتماعی دارد، از عمده ترین شیوه های برائت از بیگانگان در جهت حفظ و گسترش فرهنگ اسلامی به شمار می رود . شکل ابتدایی آن مشروط به حضور پیشوای معصوم علیه السلام و بسط ید اوست . در جهاد ابتدایی، همه اصناف کافران، نخست به پذیرش اسلام دعوت می شوند; اهل کتاب می توانند در صورت عدم پذیرش آن، با شروط «اهل ذمه » در قلمرو حاکمیت اسلامی زندگی کنند . اما مشرکان و پیروان ادیان غیرتوحیدی، راهی جز پذیرش اسلام و یا جنگ ندارند، خداوند درباره مشرکان مکه می فرماید: «فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم و خذوهم واحصروهم واقعدوا لهم کل مرصد فان تابوا و اقاموا الصلاه و آتوا الزکاه فخلوا سبیلهم ان الله غفور رحیم .» (توبه: ۵)
این برخورد شدید برای برائت از آنان است و این که از هر طریق ممکن باید همگی منقرض شوند تا مردم از اختلاط و معاشرت با آنان رهایی یابند (۱۹) و از تاثیرپذیری از باورها و ارزش های شرک آلود و کفر آمیزشان در امان بمانند .
اما جهاد دفاعی مشروط به حضور معصوم نیست، بلکه هنگامی که اساس اسلام، شعائر و ارزش های آن و یا جان، مال و سرزمین مسلمانان از سوی کفار تهدید شوند، مبارزه با آن ها بر هر مسلمان واجد شرایطی واجب است . (۲۰) دقت در آیات مربوطه نشان می دهد که هدف اصلی از این راه کار از یک سو، نابودی کامل باورها و ارزش های کفرآلود و شرک آمیز و از سوی دیگر، حفظ هویت فرهنگی مسلمانان و باورها و ارزش های توحیدی است .
۲ . تحریم های اجتماعی – سیاسی
اسلام با تحدید روابط اجتماعی و سیاسی پیروان خود با بیگانگان، از یک سو، بر آن است که با منزوی کردن مشرکان و کافران، زمینه گرایش به اسلام و هدایت آنان را فراهم سازد و از سوی دیگر، با پیش گیری از نفوذ آن ها و فرهنگ جاهلی در جامعه، هویت فرهنگی مسلمانان را حفظ کند . برای این هدف، راه کارهای ذیل را ارائه کرده است:
الف . حکم به نجاست: نفرت و پرهیز از پلیدی ها که به نوعی آسیب های جسمی، روانی و اجتماعی را در پی دارند، از ویژگی های روحی و روانی انسان است . بر این اساس، خداوند نظر به آگاهی کاملی که به چند و چون تاثیر برخی باورها، رفتارها، اشیا و انسان ها در سلامت جسم، جان و جامعه انسانی و مهم تر از همه، در فرایند تکامل الهی انسانها دارد، آن ها را «پاک » یا «پلید» نامیده است تا گرایش فطری انسان به پاکی ها و گریز از پلیدی ها را جهت داده، آن ها را از همدیگر تفکیک نماید . از این رو، قرآن باپلید (رجس/نجس) خواندن بی ایمانی (۲۱) کفر، شرک و نفاق، (۲۲) مشرکان (۲۳) و نیز اموری همچون شراب، قمار، بت ها و ازلام (نوعی مردار، خون، گوشت خوک و مانند آن (۲۵) بر آن است تا به تاثیر ویرانگر آن ها در جسم، جان، جامعه و فرهنگ بشری توجه داده، با ایجاد نفرت شدید، مسلمانان را به پرهیز از آن ها وادارد . بر همین اساس، اکثریت قاطع فقهای شیعه نیز با استناد به کتاب، سنت و اجماع، فتوا به نجاست ذاتی مشرکان و نیز اهل کتاب داده اند، با این تفاوت که گروهی از فقهای متاخر و معاصر دلایل نجاست ذاتی اهل کتاب را ناتمام دانسته اند، اما به سبب فتوای مشهور، حکم به احتیاط واجب (۲۶) و یا نجاست عرضی و حکمی آن ها داده اند . (۲۷)
این حکم نشان می دهد که اسلام، پرهیز از کفار و مشرکان را فرمان می دهد تا زمینه همگرایی با آنان و در نتیجه، نفوذ اندیشه ها، باورها و ارزش های غیرتوحیدی در جامعه اسلامی و اذهان مسلمانان از بین برود .
ب . تحریم ازدواج: بدون شک، خانواده با وجود دیگر نهادهای آموزشی گوناگون، هنوز هم نقشی مهم و اساسی در جامعه پذیری و اجتماعی شدن فرزندان ایفا می کند . بسیاری از باورها، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، از راه آموزش مستقیم و غیرمستقیم خانواده به فرزندان منتقل می شوند . در این میان، پدر و بیش از او مادر در شکل گیری شخصیت پایه فرزندان نقشی کارساز دارند و بسیاری از ویژگی های فرهنگی را از راه ارتباط مستمر (همانند ویژگی های جسمی و روانی از راه وراثت) به فرزندان منتقل می نمایند . از این رو، سلامت جسمی، روانی و فرهنگی، همواره به عنوان یکی از اصلی ترین معیارها در گزینش همسر، مورد توجه افراد در فرهنگ های گوناگون بوده و هست .
و زرتشت، (۳۰) ازدواج با پیروان ادیان، افراد نژادها و قبایل دیگر با چند و چونی متفاوت، ممنوع بوده است تا افزون بر حفظ هویت دینی، اصالت نژادی و خانوادگی نیز مصون بماند . اسلام هرچند در مقایسه با ادیان و فرهنگ های دیگر، انعطاف بیش تری در این مسئله از خود نشان داده و به ویژه معیارهای نژادی، خانوادگی و امتیازات اجتماعی را لغو کرده است، اما نظر به این که هدف اصلی خود را تعلیم و تزکیه انسان ها و اکمال ارزش های والای اخلاقی می داند، با اذعان بر تاثیر فکری و رفتار پدر و مادر بر فرزندان، (۳۱) ایمان را شرط صحت ازدواج دانسته و پیروان خود را از ازدواج با مشرکان و کافران (۳۲) نهی نموده است، هرچند امتیازاتی همچون زیبایی و موقعیت برتر اجتماعی نیز داشته باشند . قرآن درباره حکمت این حکم می فرماید: «اولئک یدعون الی النار .» (بقره: ۲۲۲) ; آنان به خاطر باورها و ارزش های شرک آلودی که دارند، دیگران را به سوی آتش جهنم فرا می خوانند، اما خداوند با دعوت به ایمان، موجب رستگاری، آمرزش و بهشتی شدن انسان ها می شود . بنابراین، خداوند مؤمنان را از اختلاط و معاشرت با مشرکان، که نتیجه ای جز دوری از خدا در پی ندارد، بر حذر داشته و به اختلاط با مؤمنان، که زمینه تقرب الهی است، فرا می خواند . (۳۳)
از سوی دیگر، خداوند زن و شوهر را مایه آرامش روانی یکدیگر می داند که بین آنها پیوند قلبی و مودت آمیزی بر قرار کرده است . (۳۴) ادامه این پیوند برای استمرار زندگی زناشویی ضروری است . حال اگر چنین پیوندی بین زن و شوهری که یکی مسلمان و دیگری کافر است برقرار شود، از یک سو، آنان به ویژه زن را در معرض فرهنگ پذیری از یکدیگر قرار داده و از سوی دیگر، با نهی از دوستی و مودت کافران در تضاد خواهد بود; و اگر این رابطه برقرار نباشد، زندگی دوام نخواهد یافت .
دلیل دیگر آنکه ازدواج با بیگانگان در دراز مدت موجب حضور گسترده غیر مسلمانان در جامعه اسلامی و تغییر ترکیب جمعیت، گسترش فرهنگ بیگانه و اضمحلال فرهنگ اسلامی می گردد . از این رو، ازدواج با پیروان دیگر ادیان، جز در موارد خاص، تحریم شده است .
ج . تحریم سلطه اجتماعی – سیاسی: از دیگر راه کارهای مهم صیانت از فرهنگ جامعه اسلامی، تحریم هرگونه تسلط و ولایت کفار بر مؤمنان و جامعه اسلامی است که در اصطلاح فقها، به قاعده «نفی سبیل » (۳۵) معروف و به عنوان یکی از اصول حاکم بر روابط اجتماعی و بین الملل مسلمان ها با بیگانگان مطرح است . مراد از این قاعده این است که خداوند در تشریع احکام اسلامی، حکمی را که به واسطه آن سلطه و برتری کافر بر مسلمان تثبیت گردد، جعل نکرده است . بر فرض ثبوت این قاعده، حکومت آن بر همه عمومات و اطلاقات اولیه ثابت می گردد; (۳۶) بدین معنا که نقش محدودکننده ای در استنباط احکام مربوط به روابط اجتماعی – سیاسی مسلمانان با بیگانگان دارد . از این رو، اگر عموم و یا اطلاق آیه و روایتی مقتضی حکمی باشد که زمینه ساز سلطه کافر بر مسلمان است، به وسیله این قاعده تخصیص خورده، حجیت خود را برای اثبات نظر شارع از دست می دهد . براساس این قاعده، که در اثبات آن به قرآن، (۳۷) سنت، (۳۸) عقل (۳۹) و اجماع (۴۰) استناد شده است:
اولا، برقراری هرگونه رابطه سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی کشورهای مسلمان با بیگانگان در صورتی که موجب استیلای سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی بیگانگان بر جوامع اسلامی شود، حرام است و نه تنها دولت ها و ملل مسلمان حق برقراری چنین روابطی ندارند، بلکه باید با ابزارها و راه کارهای گوناگون از جمله مقاومت منفی به مقابله با بیگانگان برخیزند . (۴۱)
ثانیا، هیچ کافری نمی تواند در جامعه اسلامی عهده دار منصبی از مناصب سیاسی و قضایی، که لازمه اش تسلط و برتری بر مسلمانان است، بشود . مسلمان بودن از شرایط حاکمان، والیان و قضات جامعه اسلامی است . (۴۲)
ثالثا، کافر، بر کودکان بی سرپرست (لانه لا یؤمن مخادعته عن الدین)، دیوانه (۴۳) و خردسالان مسلمان – هرچند فرزندان خود او باشد – و نیز بر تزویج دختر مسلمان خود، (۴۴) تجهیز میت مسلمان – حتی پدر و فرزند او باشند – (۴۵) و برده مسلمان، حق ولایت و سرپرستی ندارد . (۴۶) همچنین حق شفعه بر مسلمان ندارد . برخی از فقها حق مالکیت وی بر قرآن و حتی کتب روایی و فقهی را نیز رد کرده اند . (۴۷)
د . تحریم فراورده های گوشتی: در ذبح یا شکار حیوانات، علاوه بر شرایطی همچون رو به قبله بودن و ذکر نام خدا، مسلمان بودن ذابح یا شکارچی نیز شرط است . از این رو، اگر یکی از اصناف کافران – اعم از مشرک، بت پرست، مادی گرا، اهل کتاب و نیز مرتد و ناصبی – حیوانی را سر ببرند و یا به وسیله سگ شکاری، تیر و تفنگ شکار کنند، آن حیوان، غیر مذکا و در حکم مردار است و استفاده از گوشت، پوست و چربی آن بر مسلمان حرام می باشد . به همین دلیل، گوشت، پوست، چربی و مواد غذایی گوشتی، که از کشورهای غیرمسلمان وارد می شوند و یا در بازار غیر مسلمانان و یا به وسیله غیر مسلمانی که در کشور اسلامی زندگی می کند، فروخته می شوند، محکوم به حرمت و نجاست می باشند; (۴۸) البته نصوص مربوط به ذبایح اهل کتاب، قدری متفاوت است; لذا برخی برای جمع بین ادله، حکم به کراهت کرده اند; اما مشهور فقها ذبایح اهل کتاب را نیز غیرمذکا دانسته اند (۴۹) حتی در برخی روایات، از ذبایح جبریه و مجسمه نیز نهی شده است . (۵۰) همچنین براساس نجاست کفار، دیگر مواد غذایی آنان، که مایع و یا مرطوب باشد، نیز همین حکم را دارد، هرچند برخی در صورت عدم علم به نجاست، پرهیز از آن را لازم نمی دانند . این راه کار نیز در جهت منزوی ساختن بیگانگان و واگرایی از آن ها قابل ارزیابی است تا یکی دیگر از زمینه های فرهنگ پذیری از بیگانگان از بین برود .
ه . تحریم تسلیحاتی: قدرت برتر نظامی از ابتدایی ترین اشکال آن تا برخورداری از فناوری و تجهیزات بسیار پیشرفته نظامی، همواره – به ویژه در جهان معاصر – یکی از عناصر قدرت و برتری طلبی های بین المللی بوده است . از این رو، اسلام از یک سو، مسلمانان را به داشتن قدرت برتر نظامی برای دفاع از خویش و مقابله با دشمنان فرا می خواند (۵۱) و از سوی دیگر، هرگونه ارتباط تجاری، از جمله فروش سلاح و فناوری نظامی به دشمنان را، در صورتی که موجب تقویت بنیه نظامی آنان و در نتیجه، تهدید مسلمانان شود، تحریم نموده، آن را جزو «مکاسب محرمه » می شمارد . (۵۲) این سیاست در روابط تجاری، به ویژه تجارت نظامی، به مرور زمان می تواند بیگانگان را به انزوای بین المللی کشانده، آن ها را از تلاش، تهدید و اعمال فشار بر ضدجوامع مسلمان و در نتیجه، تسلط و تاثیرگذاری بر آن، باز دارد . فقهای مسلمان با استناد به کتاب (۵۳) و سنت، (۵۴) دیدگاه های ارزشمندی در این باره ارائه کرده اند . (۵۵)
و . تحریم اطلاعاتی: قرآن هرچند با خطاب عام، مسلمانان را از برقراری ارتباط ولایی با بیگانگان نهی می کند . اما به سبب اهمیت فراوانی که حفظ اسرار جامعه اسلامی دارد، به طور خاص بر آن تاکید کرده و مسلمانان را از اینکه بیگانگان را محرم راز خود دانسته واطلاعات و اسرار گوناگون نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را در اختیار آنان قرار دهند و یا به آن ها بفروشند، نهی می کند:
«یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا بطانه من دونکم لا یالونکم خبالا ودوا ما عنتم قد بدت البغضآء من افواهم و ماتخفی صدورهم اکبر قد بینا لکم الآیات ان کنتم تعقلون .» (آل عمران: ۱۱۸) ; ای کسانی که ایمان آورده اید! محرم اسراری از غیرخود انتخاب نکنید . آن ها از هرگونه شر و فسادی درباره شما کوتاهی نمی کنند و دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید . (نشانه های) دشمنی از دهان (و کام) شان آشکار شده و آنچه در دل هایشان پنهان می دارند، از آن مهم تر است . ما آیات (و راه های پیش گیری از شر آن ها) را برای شما بیان کردیم، اگر اندیشه کنید .
این آیه در شان عده ای از مسلمانان نازل شد که به سبب خویشاوندی، همپیمانی، همسایگی و حق رضاعی که پیش از اسلام با یهودیان داشتند، به قدری روابط دوستانه و صمیمانه با آنان برقرار کرده بودند که پس از اسلام، اسرار مسلمانان را به آن ها بازگو می کردند و آن ها در مواقع لزوم، از آن اطلاعات علیه مسلمانان بهره می گرفتند، یا آن را در اختیار مشرکان مکه قرار می دادند . از این رو، آیه نازل شد وآنان را از این کار نهی کرد . (۵۶)
ز . تحریم وابستگی به بیگانگان: قرآن پیامبر و مسلمانان را از تکیه کردن و وابستگی به بیگانگان در امور دینی و اجتماعی نهی می کند: «ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار .» (هود: ۱۱۳) مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر «رکون » ، «الذین ظلموا» و اموری که اتکا به ظالمان در آن ها نهی شده است، می فرماید: با توجه به آیات قبلی، روشن می شود که مراد از ظالمان، کافران و مشرکان و هر جائر و ستمگری است که از پذیرش آیین توحیدی سرباز زده، از گسترش و پیاده شدن آن جلوگیری نموده و مؤمنان را به خاطر باورها و ارزش هایشان مورد آزار و شکنجه قرار می دهد . بنابراین، حتی جائران مسلمان نما را نیز شامل می شود و «رکون » به هر تکیه کردنی گفته نمی شود، بلکه به آن وابستگی که برخاسته از گرایش و تمایل باشد، اطلاق می گردد . قرآن، پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان را از این وابستگی به ظالمان در امور دین نهی می کند; یعنی باید از بیان و یا پیاده کردن حقایقی از دین که به ضرر آن هاست، پرهیز کنند و نباید آنان را در اداره امور اجتماعی خویش دخالت دهند و یا با استفاده از امکانات آنان به حفظ، تبلیغ، اجرای دین، اخلاق و سنن اسلامی اقدام نمایند; چرا که این کار، استقلال دینی و اجتماعی مسلمانان را خدشه دار کرده، احیای حق از راه توسل به باطل به شمار می رود که سرانجام، موجب از بین رفتن حق بر اثر تلاش برای احیای آن می شود . (۵۷)
بر همین اساس، اسلام نظام های اجتماعی و سیاسی را که مبتنی بر فرهنگ اسلامی نباشند و نیز حاکمانی را که بر مبنای معیارهای اسلامی سر کار نیامده باشند، «غاصب » و «طاغوت » می نامد . ائمه معصوم علیهم السلام نیز همواره نسبت به این نظام ها و حاکمان جور، موضع منفی داشته و با آنان درگیر بوده اند و به همین دلیل نیز از سوی آنان مسموم و مقتول شده اند . آن بزرگواران هرگونه همکاری با آن ها و مراجعه به آنان، حتی برای گرفتن حق مسلم خویش، را نهی کرده اند; (۵۸)
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.