توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل راهکاری دیگر بر مسئله حضانت ؛ مصاحبه با بانو مجتهده زهره صفاتی یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل راهکاری دیگر بر مسئله حضانت ؛ مصاحبه با بانو مجتهده زهره صفاتی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل راهکاری دیگر بر مسئله حضانت ؛ مصاحبه با بانو مجتهده زهره صفاتی را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل راهکاری دیگر بر مسئله حضانت ؛ مصاحبه با بانو مجتهده زهره صفاتی با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل راهکاری دیگر بر مسئله حضانت ؛ مصاحبه با بانو مجتهده زهره صفاتی بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل راهکاری دیگر بر مسئله حضانت ؛ مصاحبه با بانو مجتهده زهره صفاتی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل راهکاری دیگر بر مسئله حضانت ؛ مصاحبه با بانو مجتهده زهره صفاتی وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل راهکاری دیگر بر مسئله حضانت ؛ مصاحبه با بانو مجتهده زهره صفاتی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل راهکاری دیگر بر مسئله حضانت ؛ مصاحبه با بانو مجتهده زهره صفاتی مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل راهکاری دیگر بر مسئله حضانت ؛ مصاحبه با بانو مجتهده زهره صفاتی :
موضوع سرپرستی و تربیت اطفال در زمره اموری است که به لحاظ اهمیت آن، همه جوامع انسانی فارغ از هر نوع باور و منش و دین و روشی نسبت به آن توجه و اهتمام دارند و هر کدام بر اساس نوع فرهنگ و سلوک معین خویش، قوانین و مقرراتی را برای تعین نحوه نگهداری اطفال مقرر و به گونه ای مناسب با عرف و عادات خود، حقوق و تکالیفی را نسبت به امر حضانت فرزندان تدوین نموده اند.
در کشور ما نیز با توجه به ماهیت اسلامی بودن قوانین و نگرش عمیق فرهنگ اسلامی به مسئله رشد و تربیت فرزندان، این موضوع کانون توجه است. اگر چه توجه به دل مشغولی و نگرانی خانواده ها و خصوصا مادران، موجب گردیده که تسهیلات قانونی و اجرایی خاصی در این زمینه فراهم شود ولی به لحاظ اصل مفاد قانون مدنی، بعضا با مواردی از سوء استفاده و تحت فشار قرار دادن مادر برای بذل حقوق خویش در برابر پذیرش در خواست حضانت از سوی پدر مواجه می شویم که لزوم تجدید نظر در مفاد این قانون را ضروری می سازد.
در این راستا، گروه فقه و حقوق فصلنامه مطلع گردید که بانوی مجتهده سرکار خانم صفاتی تحقیقات مبسوطی را در عرصه فقه در مورد مسئله حضانت انجام داده اند، بنابراین در صدد برگزاری مصاحبه ای فقهی – حقوقی در این زمینه بر آمدیم.
سرکار خانم صفاتی، ضمن تشکر از قبول این مصاحبه و با امید به موفقیت روزافزونتان، به عنوان اولین سؤال بفرمایید که انگیزه جناب عالی در پردازش فقهی به این مسئله چه بود؟
بسم اللّه الرحمن الرحیم و صلی اللّه علی سیدنا محمد و اله الطاهرین. اساسا پرداختن به مسائل فقهی مورد نیاز جامعه عموما و موضوعات مورد ابتلای زنان خصوصا برای ما اهمیت ویژه ای دارد. سعی اینجانب بر این است که اولاً این موضوعات شفاف عرضه شود و ثانیا پس از بررسی و تحقیق فقهی لازم، خدمت فقهای عظام و اهل نظر و اندیشه عرضه شود، تا با توجه به جایگاه اجتماعی و ضرورت تجدیدنظر در بعضی از موضوع ها راهکارهای فقهی مناسب از سوی آیات عظام ارائه گردد. البته بدیهی است که در ارائه راهکارها، مبانی اسلامی و اصول استنباط باید دقیقا مورد توجه محققان قرار گیرد. با توجه به نصوص موجود و قواعد و اصول کارا در فقه، هیچ گونه نیازی به عقب نشینی از مبانی اسلامی نیست و هرگز نباید تصور اجتهاد در مقابل نص شود.
به عقیده بنده، تمامی مشکلات فراروی ما از دیدگاه فقه راهکار مربوط به خود را دارد.
در بعضی از اوقات که توفیق حضور در خدمت مقام معظم رهبری پیش می آید، ایشان تأکید دارند که کار، به گونه ای باشد که دیگران را مجاب به تجدید نظر کند و حتی یک بار در نامه ای برای ایشان نوشتم که ما در نظر داریم تمامی ابواب فقه در مسائل زنان را مورد ارزیابی مجدد قرار دهیم باشد که با استعانت از درگاه ایزد منان و ائمه علیهم السلام دایره المعارفی را در باب مسائل فقهی زنان تنظیم و ارائه نمائیم.
ایشان در پاسخ این کار را بسیار مطلوب و رضایت بخش دانستند و ما امیدواریم که بتوانیم در این کار قدمهای مفید و ارزشمندی برداریم که هم برای داخل کشور و هم برای سایر کشورهای اسلامی راهگشا باشد انشاءا…
البته درباره موضوعاتی چون بلوغ و یائسگی با همکاری کارشناسان و پزشکان و متخصصان حوزه و دانشگاه تحقیق شده که نتایج آن در قالب رساله هایی چاپ و عرضه شد و این روش همچنان در مورد موضوعات دیگر ادامه خواهد یافت انشاءا…
با توجه به اینکه موضوع حضانت یک واژه فقهی و حقوقی است ابتدا شایسته است نسبت به تعریف آن از دیدگاه لغت و فقه و قانون مطالب و توضیحات لازم را بیان نمائید.
وقتی موضوعی فقهی مطرح می شود تبیین آن از جهات مختلف لازم است و در فقه، فهم صحیح یک لغت، در شناخت موضوع و حکم نسبت به آن در فقه کارساز است اگر چه کلام لغوی فی نفسه برای او حجت نیست.
راجع به حضانت باید گفت که معنای اصطلاحی آن در فقه کاملاً در راستای معنای لغوی آن است، حضانت از ریشه «حَضَنَ» گرفته شده و از کتب لغت بدست می آید که حضانت نوعی در برگرفتن است مثلاً «حَضَنَ الطائرُ بیضه» یعنی پرنده ای که در زیر بال خود تخم هایش را نگهداری می کند و به لحاظ اینکه کودک در دامان مادر پرورش می یابد، این عمل را حضانت گویند و هر چه مصلحت طفل باشد اعم از حفظ، نگهداری، تربیت و… نیازهای دیگر او را شامل می شود. در فقه هم سرپرستی و حفاظت و نگهداری طفل که شامل نظافت، تربیت، آموزش آداب اجتماعی، برآوردن نیازهای مادی و روانی و روحی اوست، حضانت نامیده می شود.
با توجه به تعریف حضانت که شامل مسئله تربیت هم می شود، و از سویی در دیدگاه روان شناسی، تربیتی اسلامی مادر نقش تعیین کننده ای دارد، و می دانیم که مادر با روش و منش خویش فرزند را به سوی سعادت و آینده ای درخشان رهنمون می سازد، یا بالعکس؛ حال با توجه به این نگرش اسلامی، گستره مسئله حضانت را تا کجا می بینید، و تأثیر این دوران را در ساختار شخصیتی طفل در آینده چگونه بررسی می کنید؟ خصوصا اینکه تجربه نشان داده که زمینه بسیاری از بزهکاری ها در دوران نوجوانی و جوانی تمامی ریشه در کمبودهای دوران کودکی دارد.
رابطه مادر با طفل، رابطه ای روحی و روانی است. روحیات، افکار و اندیشه، حرکات ظاهری مادر در فرزند مؤثر است. اولین آهنگ آشنا به گوش فرزند صدای قلب مادر است. مادر مربی و نقش آفرین و نیز محور وراثت است. این حدیث مشهور که «السعیدُ سَعیدٌ فی بَطْنِ اُمِّهِ وَ الشَّقُی شَقِّیٌ فی بَطْنِ اُمِّهِ» مبیّن همین امر است. لذا، ارتباط مادر با فرزند به نحوی است که هیچ کس نمی تواند مشابه آن رابطه را برقرار نماید، حتی مادر بزرگ و یا پدر. به نظر من وابستگی بچه به مادر یک وابستگی فطری است و آثاری دارد. چه دلیلی وجود دارد که بگوئیم دختر از نظر عاطفی نیاز بیشتری به مادر دارد ولی پسر این احتیاج را ندارد، آیا عاطفه مادر نسبت به فرزندان فرق می کند؟ البته در بعضی موارد، طریق ارائه آن به پسر و دختر ممکن است تفاوت داشته باشد، لیکن در اصل نیاز به محبت و عاطفه هر دو مشترک اند و نسبت به اصل وابستگی و حضانت هر دو نیاز یکسانی دارند. از آن جهت هم فرزند جزء لاینفک مادر در دوران حمل بوده، بعد از آن هم نیازمندی عاطفی فرزند به مادر از همه بیشتر است و جدایی فرزند از مادر خود حرکتی بر خلاف فطرت فرزند و مادری است ضمنا اسلام دین فطرت است، پس نه بر خلاف قوانین طبیعت و فطرت نظر می دهد و نه برای به مشقت افکندن و ضرر و ضرار قانون وضع می کند. شما از جایگاه روانی کاملاً مشاهده کرده اید که حتی فرزندان در سنین بالاتر از سنین کودکی هم حضور مادر را در جمع خانواده موجب سکون و اطمینان و آرامش می دانند و بالاترین دغدغه برای فرزندان این است که مثلاً مادر بخواهد به یک سفر چند روزه برود و خلأ و کمبود مادر را هیچ عاملی در خانه و خانواده نمی تواند پر کند. اینجاست که باید به همه مادران گوشزد کرد که در ساعات حضور فرزندان در منزل حتی الامکان در کنارشان باشند، و این گونه نباشد که مادر فقط جوابگوی نیاز ظاهری فرزند باشد و از حضور عاطفی و دوستانه خویش در بین فرزندان دریغ ورزد. در نتیجه بایستی در مسئله حضانت به تمامی این ابعاد توجه شود.
لطفا در زمینه جایگاه حضانت، از دیدگاه آیات قرآن کریم نظر تحقیقی خود را بفرمایید.
از عمده ترین کارهایی که یک فقیه در استنباط احکام شرعی انجام می دهد رجوع و تحقیق و تدبر در آیات قرآنی است و بدین گونه به آیاتی که مرجع حکم شرعی واقع می شوند «آیات الاحکام» گویند.
اما در باره حضانت، بایستی بگویم که اگر چه عین این لفظ در قرآن نیامده است لیکن در ذیل بعضی از آیات، به مناسبت موضوع، مطالبی در قرآن ارائه می گردد که در بردارنده این حکم هم هست؛ به عنوان نمونه آیه شریفه ۲۳۳ از سوره بقره که ابتدای آن مربوط به موضوع رضاع و شیردادن مادر است و در آن بعد از تبیین مدت دو سال برای شیر دهی و تأمین مایحتاج زندگی مادر از لباس و خوراک از سوی پدر، می فرماید: «لا تُضارَّ والِدِهٌ بِوَلَدِها وَ لا مَولُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ»، یعنی مادر نباید بواسطه فرزندش ضرری متوجه او شود و تحمیل ضرر بر مادر از این جهت ممنوع است و همچنین پدر نباید بواسطه فرزندش متحمل ضرر گردد.
اگر چه این مطلب در ذیل بحث رضاع و شیردهی است لیکن خصوصیت مورد ندارد، بلکه از باب تنقیح ملاک یعنی نفی ضرر به واسطه پذیرش مسئولیت پدری و مادری است. بلکه بعضی از فقهای عظام، چون مرحوم آخوند خراسانی، گفته اند: قاعده لاضرر که از جهت قرآنی مستند به همین آیه است حاکمیت بر کلّ احکام دارد.
به بیان دیگر، در اینجا ما یک کبرای کلی داریم و آن نفی ضرر و ضرار است و حکم رضاع در این آیه از مصادیق این کبرای کلی می تواند باشد لیکن به واسطه کلیت نفی ضرر و ضرار، آیه مصادیق دیگری نیز دارد که از آن جمله حکم حضانت است.
با توجه به اینکه در آیه کریمه مورد نظر هم حکم رضاع آمده و هم در ذیل آن از سوی ائمه معصومین علیهم السلام بحث حضانت به مناسبت « لا تُضارَّ والِدِهٌ بِوَلَدِها وَ لا مَولُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ» مطرح گردیده، این سؤال پیش می آید که آیا حق رضاع و حق حضانت یکی است یا متفاوت است؟ و آیا با از بین رفتن حق رضاع یا سپری شدن مدت آن حق حضانت هم از بین می رود یا خیر؟
باید توجه داشت که رضاع حکمی غیر از حضانت است و هر یک از این دو موضوع، حکمی جداگانه دارند، اگر چه مصداقا ممکن است در یک جا جمع شوند. اما اینکه بگوییم حکم رضاع تسری در حضانت دارد، یا با اتمام دوران آن، مسئولیت حضانت برداشته می شود، خیر اینطور نیست. من باز هم تأکید دارم بر اینکه عزیزان به این نکته اساسی توجه داشته باشند که حضانت فقط تر و خشک کردن فرزند نیست و چنین برداشتی از معنای حضانت، خطاست لذا اگر شخص دیگری آمد و این گونه امور را به دست گرفت حق حضانت از مادر سلب نمی شود.
پس مراد از حضانت، ارتباط روحی و روانی و عاطفی و فکری مادر با بچه است. ما در کلمات حضرت سیدالشهداء علیه السلام می بینیم که می فرماید: «یأبَ اللّه ُ و رَسولُهُ و المومنون و حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرُتْ»(۱) اشاره به اینکه آن دامن های پاک از بیعت ما با یزید اِبا دارد و تأثیر حضانت و پاکدامنی آن مادران است که ما را به قیام بر علیه یزید وا داشته است. اینکه امام راحل قدس سره می فرمود: «از دامن زن مرد به معراج می رود» یا «کار زنان کار انبیاست» زیرا هر دو انسان ساز هستند و این گونه تعابیر در کلمات بزرگان، عرصه حضانت را بسیار گسترده و مهم و کارساز می شمارد. اینجاست که تر و خشک کردن طفل از تبعات این مسئولیت سنگین است که حتی نیاز به طرح ندارد، زیرا این امر لازمه زندگی هر انسانی است، بلکه مسئله مهم در حضانت داشتن صلاحیت ها و تربیت جان و نفس طفل است که بر عهده مادر گذارده می شود. بنابراین، حق رضاع اگر چه با حق حضانت قابل جمع است اما یکی نیست.
بحث دیگری که در اینجا مطرح است ارتباطی است که بسیاری از فقیهان بین این بخش از آیه که می فرماید «لا تُضارَّ والِدِهٌ بِوَلَدِها وَ لا مَولُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ» و مسئله حضانت برقرار می سازند. از دیدگاه تحقیقی، نظر شما در این زمینه چیست و به سخن دیگر کاربرد قاعده لاضرر در موضوع مورد بحث ما چگونه است؟
در زمینه قاعده لاضرر، عده ای از فقهای عظام مثل مرحوم نائینی، آقا ضیاء عراقی و نیز از متقدمان چون شیخ الشریعه اصفهانی، از این قاعده بهره جسته اند و چون دلیل روایی هم در ذیل آیه «لا تُضارَّ والِدِهٌ بِوَلَدِها وَ لامولودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ»(۲) نسبت به موضوع حضانت وارد شده، برخی از فقیهان از قاعده لاضرر در حکم حضانت استفاده کرده اند. من با الهام گرفتن از دیدگاه حضرت امام خمینی قدس سره که در کتاب بدایع الدّرر به صورت لطیف و زیبایی از این قاعده و نحوه کاربرد آن ارائه دلیل نموده بودند، استفاده جستم. باید بگویم راهکار ایشان چون لطف خفیه ای بود که دست ما را در این موضوع گرفت.
اگرچه دیگران همچون شیخ انصاری در مکاسب و یا آخوند خراسانی در آخر جلد دوم کفایه به این قاعده مشروحا پرداخته اند و مرحوم آخوند درباره آن می فرماید که قاعده «لاضرر» بر تمامی احکام اولیه حاکم است یا شیخ انصاری می فرماید ما اصلاً در اسلام حکم ضرری نداریم. اما ورود حضرت امام به این قاعده به گونه دیگری است. ایشان، اگرچه قاعده «لاضرر و لاضرار» را یک قاعده می دانند، در مقابل کسانی گفته اند «لاضرر» یک قاعده و «لاضرار» قاعده دیگریست، می فرمایند: در این قاعده، دو کلمه مورد بحث است ضرر و ضرار یکی نیست. متعلق در «لاضرر» را امور مالی و نفسی می دانند و «لاضرار» را برای امور حقوقی می دانند و دومی را در مواردی صادق می دانند که انسان به نحوی شخص دیگری را در تنگنا و سختی قرار دهد. ایشان از آیاتی که در مورد «ضرار» در قرآن آمده به این نظر استناد می کنند، که از آن جمله، همین آیه «لا تُضارَّ والِدِهٌ بِوَلَدِها…» است و مفهوم آن با این بیان اینطور معنا می شود که: مادر را نباید به واسطه فرزندش در تنگنا و سختی قرار داد.
اگر چه دیگران در مفهوم «ضرار» عمدتا ضرر طرفینی را مطرح کرده اند، لیکن ایشان به استناد آیات «ضرار» و نیز روایتی که در این زمینه از معصوم در تبیین آیه مذکور وارد شده تمسک می نمایند که امام صادق علیه السلام در ذیل آیه فرموده اند: «فُسِّرَ المُضارّهً بالأمّ» به این دلیل که «یُنْزِعُ الوَلَدُ عنها»، یعنی امام علیه السلام مصداق «ضرار» را جدا سازی فرزند از مادر می شمارند که این جنبه مالی و جانی ندارد، بلکه جنبه حقوقی و روانی دارد و چون اسلام حقوقش طرفینی است لذا در جانب پدر هم تأکید بر همین مسئله دارد که به واسطه فرزند، نه پدر و نه مادر، نباید در تنگنا و سختی قرار گیرند.
در اصل قضیه «ثمره بن جندب»(۳) و مرد انصاری هم که به بیان این قاعده از سوی رسول اللّه صلی الله علیه و آله منتهی شد قضیه فقط ضرر مالی نبود؛ پس باید گفت که اولاً «ضرر» و «ضرار» یکی نیست و ثانیا ضرر مربوط به امور مالی و ضرار مربوط به عسرت و تنگنا انداختن طرف مقابل است از جهات دیگر.
از روایات منقوله از ائمه معصومین هم این جداسازی «ضرر» از «ضرار» به دست می آید و آیات هم حامل همین معناست. مثلاً، آیه مسجد «ضرار» که درباره منافقین می فرماید «والذینَ اتَّخَذُوا مسْجِدا ضِرارا و کُفْرا وَ تَفْریقا بین المؤمنین …».(۴) اینجا مفهوم «ضرار» همان به تنگنا انداختن و در سختی قرار دادن و موجب تفرقه و جدایی مسلمین را تدارک دیدن است نه به معنای ضرر مالی یا ضرر متقابل، بلکه این قاعده ضررهای عاطفی و روانی هم شود، که در حضانت، اگرچه ممکن است جداسازی فرزند از مادر با ضرر مالی و جانی مقرون نباشد ولی مصداق «ضرار» است، چنانچه معصوم هم در تفسیر آیه به همین معنا اشاره دارند.
پس از ورود به بحث آیات در این زمینه، ضرورت کار فقه ما را بر این می دارد که در عرصه روایات به موضوع حضانت بپردازیم و از این دیدگاه روایات را بررسی و ارزیابی کنیم، نظر شما در زمینه روایات مربوط به حضانت، و نحوه دسته بندی آنها و استخراج حکم چیست؟
در موضوعات فقهی بحث از روایات از امهات کار است. از کتب شیعه و اهل سنت در این زمینه روایاتی وارد شده در وسایل الشیعه که جامع کتب اربعه شیعی است، این روایات آمده و در کتب اهل سنت هم روایاتی در این زمینه داریم که اینجانب در تحقیق خود از متونی چون «سنن بیهقی» استفاده کرده ام.
مجموعا حدود ۹ الی ۱۰ روایت در این زمینه داریم که به سه دسته تقسیم می شود:
دسته اول، روایاتی که راجع به ایام رضاع است که مادر اگر بخواهد حق رضاع را بجا آورد بایستی دو سال فرزند خود را شیر دهد و پدر هم نفقه را می دهد و روایت شیردهی مطلق دو سال را بیان می نماید و فرقی بین دختر و پسر نمی گذارد و در آنجا کلمه «ولد» آمده است. از اینجاست که بعضی از فقها بین پسر و دختر در حضانت فرقی قایل نیستند.
در این روایت داوود بن حصین از امام صادق علیه السلام راجع به آیه «والوالِداتُ یُرْضِعْنَ اَوْلادَهنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْن»(۵) سؤال می کند، در اینجا موضوع سؤال، رضاع و ایام شیردهی است نه حضانت. سپس مسئله «احق» بودن پدر و مادر نسبت به امر رضاع مطرح است و بحث حضانت نیست. جواب امام علیه السلام این است که پدر و مادر در این دوران وظایف یکسانی دارند (مادر شیر می دهد و پدر نفقه) و در مسئله تربیت هم هر دو سهیم اند اما اگر شیردادن مادر پایان پذیرد پدر «احق» است به فرزند و اگر پدر از دنیا برود مادر «احق» است و بین شیردهی مادر و دیگری، اگر مادر مبلغ بیشتری برای شیر بخواهد پدر می تواند فرزند را برای شیر به زن دیگری بسپارد اما چون شیردهی مادر رجحان دارد بر جدایی فرزند از او، لذا در اینجا هم بهتر است فرزند در دامان مادر باشد. در اینجا باید بگویم که قول مشهور که دو سال را برای پسر و هفت سال را برای دختر قرار می دهند مستند روایی، به صورت تفصیلی که در این قول هست، وجود ندارد بلکه در این روایت همانگونه که گفتیم سخن از حق رضاع است و اینکه در دوران رضاع کدام یک از پدر و مادر «احق هستند». امام علیه السلام صوری را ذکر می فرمایند که در مورد رعایت اولویت بین پدر و مادر یا بین مادر و حتی دیگر بستگان و نیز بین شیر دهی مادر و شیر دهی زن دیگری است که با قیمت کمتری بخواهد این کار را انجام دهد و سخن از حضانت مادر مطرح نیست.
دسته دیگر روایات، روایاتی که هفت سال را مطرح می کنند و در این دسته هم تفصیلی بین پسر و دختر در آن قائل نیست. بلکه در این روایات مسئله جدا شدن پدر و مادر از یکدیگر مطرح است و اینکه در نگهداری، کدام یک اولویت دارند، در این باب، دو روایت صحیحه داریم.
متن اولی بدین قرار است: مردی خانمی را به همسری برمی گزیند و از او فرزندی به دنیا می آورد و سپس از او جدا می شود. حال چه وقت بر مرد لازم است فرزند خود را از زن بگیرد. امام علیه السلام در پاسخ می نویسند: وقتی که فرزند هفت ساله شد، اگر پدر فرزندش را بگیرد امر او مربوط به پدر است و اگر نگیرد هم باز مسئولیت از آن اوست. در اینجا هم مشاهده می فرمایید که تعبیر پدر «ولد» آمده و اطلاق ولد اینگونه نیست که پسر را بگیرد و دختر را نگیرد بلکه اعم است و قایل به تفصیل بین پسر و دختر نشده. در روایت دیگر هفت سال هم آمده: «المرأه احقّ بالولد الی ان یبلغ سبع سنین الا ان تشاء المرأه»(۶)، یعنی زن به نگهداری تا هفت سال سزاوارتر است مگر اینکه خود نخواهد.
و دسته سوم روایات، آنهایی است که می فرماید تا مادامی که مادر ازدواج نکرده او به نگهداری «احق» است. در اینجا هم بین پسر و دختر فرقی قایل نشده و مراد از ولد، فرزند به معنای اعم است.
مثلاً کلینی در کافی از امام صادق علیه السلام این گونه نقل می کند که: «سئل ابوعبداللّه علیه السلام عن الرجل طَلَّقَ امراته و بینها ولد، ایهما احقّ بالولد؟ قال المراه احقّ بالولد مالم تتزوج»(۷).
سؤال می شود از امام صادق علیه السلام از مردی که همسرش را طلاق می دهد و بین این زوج، فرزندی است حال کدامین این دو نسبت به [نگهداری] سزاوارترند؟ امام می فرماید: زن سزاوارتر است مادامی که از
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.