تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ردپای سطحی نگری در رسانه ها ؛ ۴- کتاب؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل ردپای سطحی نگری در رسانه ها ؛ ۴- کتاب با 92 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل ردپای سطحی نگری در رسانه ها ؛ ۴- کتاب:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل ردپای سطحی نگری در رسانه ها ؛ ۴- کتاب به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل ردپای سطحی نگری در رسانه ها ؛ ۴- کتاب با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل ردپای سطحی نگری در رسانه ها ؛ ۴- کتاب تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل ردپای سطحی نگری در رسانه ها ؛ ۴- کتاب را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ردپای سطحی نگری در رسانه ها ؛ ۴- کتاب :

آیا هستی به انضمام همه موجوداتش در مرتبه واحدی قرار گرفته است؟! آیا هر موجودی یک مرتبه بیشتر ندارد و آن هم جلوه ای است که از خود بروز می دهد؟ به چیزهای دور و نزدیک خودمان نظر کنیم، به اشیاء، حوادث و رویدادها، به روابط اجتماعی و فردی، به موضوعات و مسائلی که پیرامون هر یک از ما ظهور و بروز دارد و ما را به خود مشغول می دارد؛ آیا همه این مقولات در یک سلسله طولی و در اندازه ای واحد کنار هم ردیف شده اند و ما صرفاً نظاره گر آن هستیم؟! آیا ریشه این پرسش به موجودات باز می گردد یا به فهم بشری؟ به عبارت دیگر، آیا فهم بشر هر آنچه هست را عیناً درک می کند؟ آیا ریشه مسئله در چیزها نهفته است یا آنکه مشکل از فهم بشری نشأت گرفته است؟ و یا شق سومی از پاسخ وجود دارد؟ بهتر است بحث را پیرامون موضوع مقاله متمرکز نمائیم؛ آیا همه ما از مسائل زنان، درک یکسانی داریم؟ اگر پاسخ مثبت است، آیا این «یکسان» بودن به دلیل یکسانی مسائل زنان است یا به دلیل یکسان نگری ما می باشد؟ اگر هم چنین نیست، همان پرسش بار دیگر جلوه می کند که آیا این ناهمسانی ریشه در خود مسائل زنان دارد یا به ناهمسان نگری ما بازمی گردد؟ به هر حال پاسخ به این پرسش اساسی، هر چه باشد، یقیناً در سمت و سوی تحقیقات و مطالعات ما تأثیرگذار است. اگر حقیقت را لایه لایه و دارای مراتب وجودی یا معرفتی بدانیم، پژوهشی دامنه دار را می طلبد و توقف بردار نیست. اما اگر چنین تلقی از مسائل نداشته باشیم، پژوهش سرنوشت دیگری پیدا می کند.

برای طرح پرسش بالا، از میان معرفت های بشری، معرفتی شایسته تر از فلسفه وجود ندارد. زیرا این مسئله، به پرسش از چند و چون وجود و حقیقت چیزها بازمی گردد و فلسفه، تنها دانشی است که موضوع آن ماهیت و حقیقت چیزها می باشد. پژوهشگر نیز با همان مبانی فلسفی خویش به مسائل پژوهش نظر دارد. در اینجا، طرح مباحث فلسفی مسئله، به مجالی دیگر واگذار می شود و فقط به بحث لایه لایه بودن حقیقت تمام موجودات اشاره می شود.

هستی، حقیقتی مدرج و سطح بندی شده است. مسائل نیز به تبع متعلق آنها در یک سطح قرار ندارند. کمترین برهان فلسفی این نظریه آن است که موجودات خارج از قاعده علت و معلول نیستند، این دو نیز در مرتبه واحدی قرار ندارند. ولی هرجا معلولی هست، لایه زیرین (علت) نیز وجود دارد. این قاعده استثناء بردار نیست و همچنین شامل فهم بشری به عنوان یکی از اجزاء مجموعه هستی می شود. بنابراین، ذهن همانندعین لایه لایه است. شاید در میان موجودات طبیعی، تنها بشر باشد که در بهره برداری از تمام یا بعضی از سطوح فهم و اندیشه، فاعل بالاختیار است، نه فاعل بالتسخیر.

مدرج بودن موجودات، فردی و منظومه ای است. یک پدیده، فی نفسه، در سطوح مختلف وجودی و ماهیتی، پیچیده شده است. این سطوح می تواند ذاتیات، عرضیات و لوازمات یک شئ باشد. علاوه بر منظومه ای از موجودات هم سنخ، در گردونه هستی نیز قرارگاه خاصی دارد. وقتی چنین وضعی از پدیده ها، مستقل از ذهن، حقیقت داشته باشد؛ نسبی تلقی کردن آنها نامفهوم است. زیرا نسبیت، تلقی ذهنی است که در عالم عین، حقیقت ندارد. تلقی نسبیت همانند زمان و مکان مقوله ای بر آمده از دستگاه ذهن و برای فهم پذیری دریافت های ذهنی است. بنابراین، با مقوله ذهنی نسبیت، نمی توان سطوح هستی را انکار کرد.

برتر از معرفت فلسفی بشر، مرجع بی بدیل دیگری به نام آموزه های وحیانی (که از ذات هستی بخش، بر بشر خاکی ابلاغ شده است) نیز وجود دارد که می توان درباره پرسش اساسی، پاسخ راسخ تری را دریافت کرد. این پاسخ، مستقیماً با متن هستی پیوند دارد. در قرآن کریم (سوره روم) به گونه ای زیبا و استوار به حقیقت مندی و عمق هستی اشاره شده است. عالم، ظاهر و باطنی دارد؛ ظاهر، همان حیات دنیوی و باطن آن، آخرت است. لیکن بیشتر انسانها به همان جنبه ظاهری آگاهی دارند و از آخرت غفلت می ورزند. «یعملون ظاهراً من الحیوه الدنیا و هم عن الآخره هم غافلون» در این آیه شریفه، به لایه لایه بودن و باطن داشتن دنیا و علم بشر، اشاره شده است. معرفت بشری با توجه به آخرت امکان تعمیق می یابد. لذا در آیات بعد، انسانها مؤاخذه می شوند که چرا در حقیقت خلقت آسمانها و زمین تفکر نمی کنند، چرا بر روی زمین سیر و سفر نمی کنند تا از عاقبت کار گذشتگان با خبر شده و عبرت بگیرند. عبرت، در جایی است که چیزها علاوه بر آنکه آشکار هستند، حقیقت و گوهره وجودی خود را پنهان نگاه داشته اند و این گوهر و آئینه عبرت آموزی، تنها برای اهل نظر و آخرت گرایان، نمایان می گردد. تنها برای مؤمنین و آخرت گرایان درک لایه ها و حقایق هستی ممکن است و از میان آدمیان گروه اندکی چنین هستند. زیرا اکثر مردم، به دلیل دانش ظاهری نسبت به حیات دنیوی، شوق لقاء خداوند و درک حقایق عالم را ندارند و به آن کافر و بی عقیده هستند؛ «و ان کثیراً من الناس بلقاء ربهم لکافرون»در اینجا، معلوم گشت که بنابر معرفت فلسفی بشر و آموزه های وحیانی، عالم خلقت با تمام موضوعات و مسائلش، یکسان و در یک سطح قرار نگرفته است و حقیقت اشیاء همان بطونی است که در ظاهرشان پوشیده است. با وصف این، در میان آدمیان، افراد زیادی هستند که خواسته یا ناخواسته بر این اعتقاد نبوده و عالم را عاری از حقیقت و باطن می دانند یا نسبت به موضوعات و مسائل نگرش باطنی ندارند. به زعم آنان کثرت دانش از جنبه های ظاهری پدیده ها، نشانه عمق آگاهی آنان است. حال آنکه این معلومات ظاهری نمی تواند جایگزین معلومات باطنی گردیده و دلیل تعمیق معرفت بشری باشد. چنین رویکردی را می توان «ظاهری گری»، «قشری گری» و «سطحی نگری» نامید. خصلت قشری گری ممکن است در جسم و جان، اندیشه و رفتار فرد ریشه دوانیده و برای تعمیق روح و روان او موانعی را پیش آورد. بررسی مصادیق و جنبه های مختلف قشری گری و سطحی نگری برای کنار گذاشتن موانع شناخت حقیقت و اسرار هستی، امری لازم و ضروری است. سنخ شناسی قشری گری، می تواند از نوع فلسفی یا مطالعات موردی باشد. صورت اول کلی بوده و اختصاص به دوره ای خاص ندارد؛ بر خلاف مطالعات موردی که برداشتی انتزاعی از موضوعی خاص و در دوره ای معین از زیست بشری است. بر این اساس، در هر دوره ای از زیست بشر جنبه های خاصی از قشری گری و سطحی نگری ظهور و بروز دارد. در این گفتار، برای بررسی سطحی نگری در زمان کنونی، روش دوم (مطالعات موردی) را «جهت تبیین سطحی نگری در مسائل زنان» استفاده می کنیم. در این نوشتار کتاب هایی در مسائل زنان مورد توجه قرار گرفته است، هر چند در این مجال امکان بررسی تمام کتب میسر نمی باشد و به نمونه های برجسته بسنده شده است.

۱- دنیوی گری

قشری گری با نوعی دنیوی گری همدم است. در این نوع نگرش، امور مربوط به زیست اینجهانی بشر اهمیت می یابد و چون مادیت جوهره این جهان است، لذا خواص مادیِ زیست بشر مورد توجه قرار می گیرد. وقتی با چنین نگاهی به موضوع زن توجه می شود، آن دسته از مسائل زنان که خواص مادی دارد، محوریت می یابد. جهان مادی دارای انرژی و نیرو است و بشر می تواند از این انرژی برای تحقق مقاصد اینجهانی خویش بهره برداری کند. با چنین رویکردی از زن، چه تفسیری ارائه می دهیم. جز این است که زن را به مثابه موجودی مادی بپنداریم که انرژی بی بدیلی در او نهفته است (یعنی زن به مثابه نیروی کار تلقی شود) لذا آن دسته از مسائل زنان مورد توجه قرار می گیرد که در چرخه نظام سوداگر مفید باشد. تعریفی که از توانایی های زنان ارائه می گردد بر پایه مؤلفه های اقتصادی است. «زن خانگی»، زنی است که انرژی و توانایی های اقتصادی وی حبس شده است. او می تواند «با بازار کار و سازمانهای صنفی و اداری پرتنش و پرآشوب» رابطه برقرار کند؛ با بازار سیاه و مفهوم تلخ بده بستان های اجتماعی آشنا شود. درنتیجه خانگی ماندن زنان ایرانی، از نگاه دنیوی، یک مسئله است. اما آیا این مسئله (زنان خانگی) یک مسئله اصیل زنانه است یا مسئله دنیای سرمایه داری؟!

۲- بحران معنا

از خواص جهان مادی، برجستگی مادیت و پوشیده ماندن معناست. معانی ناب، آنگونه که زنگارهای مادی دامن آنها را آلوده نکرده باشد، در جهان مادی خود را پنهان می کنند. همانطور که معانی در پشت الفاظ نهفته اند، نه بالعکس. نگاهی سطحی نگر، نظام معانی را درک نمی کند و لذا در عالم معنا غوطه ور نمی گردد. از این منظر وقتی پیرامون مسائل زنان کنکاش می کند، تنها آن دسته از مسائل را برجسته می پندارد که مربوط به جایگاه زن در جهان باشد. بدین ترتیب، پژوهشگر سطحی نگر با بحران معنا یا سرگشتگی در معنا روبرو می شود. تصور زن در جهان معنوی برای او کاری دشوار و بلکه دست نیافتنی است. به همین جهت وقتی با چهره های معنوی زنان مواجه می شود، هر چند از ناحیه ضمیر فطری و معنوی خویش، آنان را با شکوه می بیند؛ لیکن با آنان احساس غربت می کند و قادر به برقراری پیوند صمیمی و قلبی با آنها نمی باشد. برای او جهان معنوی، جهان غریبی است، جهانی مملو از محدودیت و دلتنگی. تفسیر او از زنان معنوی چنگی به دل نمی زند. «زن معنوی»؛ یعنی زن خمودگی و محدودیت. زیرا جهان آزاد و رهایی بخش، جهانی است که از معنویت گذر کرده و اینجهانی شده باشد.

به هر حال، چنین مواجهه ای با چهره های معنوی و دنیوی را می توان در پاره ای از تذکره نویسی ها و یادنامه نویسی ها مشاهده نمود. آنجا که از چهره های معنوی و مذهبی، همچون جهان ملک خاتون و پروین اعتصامی و سپیده کاشانی یاد می نماید، با وجود توصیف آنان به متانت اخلاقی، اعتدال گرایی، پندآموزی های حکیمانه و پایبندی به اعتقادات مذهبی و عرفانی؛ به سرعت از هم نشینی با آنها می گریزد. زیرا از نگاه سطحی نگر، اینگونه زنان معنوی؛ پرده پوش و محصور و لاجرم گرفتار محدودیت اندیشه هستند. اما وقتی گذرشان به چهره های اینجهانی می افتد، با درنگ فراوان، داد سخن و ثناگویی برمی دارند. چرا که آنان اهل پرده دری و گستاخی، سنت شکنی و حیاگریزی و معشوقه نویسی اند.

۳- بی غایتی

نگاه سطحی گرایانه غایت و آرمان شکوهمندی را برای زنان ترسیم نمی نماید. زیرا این امر، متعلق به عالم معنا بوده و مستلزم معنا کاوی می باشد که فرد سطحی نگر از اجرای چنین عملی عاجز است. هر چند اذهان بیدار در برابر تفسیرهای سطحی گرایانه از موقعیت های زنان، به دنبال هدف و غایت می باشند و پاسخی را دریافت نمی کنند. به طور نمونه بیان می شود زن می تواند با کار اقتصادی در چرخه سرمایه داری شرکت کند، سیاستمدار شود و در معاملات قدرت تأثیر گذار باشد، اهل قلم و نویسنده یا نقاش و موسیقیدان و کارگردان و هنرپیشه شود؛ درمواجه با این ادعاها سؤال می شود، همه اینها برای چیست؟ آیا صرفاً برای آن است که زنان ارزش و اعتباری کسب کنند؟ آیا غایت و رسالتی متعالی تر از نفس این گونه موقعیت ها وجود ندارد؟ آیا ارزشی والاتر و بالاتر از کسب اعتبار برای زنان وجود ندارد؟ سطحی نگری پاسخی برای این پرسشها ندارد. توان نهایی او در حد پرداختن به مسائلی است که در تحقق موقعیت های اجتماعی زنان مؤثر است، او نمی تواند برای این گونه موقعیت ها، ارزش های غایی و رسالت معنوی ترسیم کند.

موقعیت ها، خود به خود خلق نمی شوند. بلکه آدمی در خلق آنها نقش اساسی دارد و این نقش با معنا بخشی به موقعیت های اجتماعی زنان میسر است و نگاه سطحی گرایانه نمی تواند به موقعیت ها معنای اصیل و ریشه داری اعطاء کند. به همین دلیل است که امروزه با وجود تحقق بخش زیادی از این موقعیت ها، بحرانهای اجتماعی زنان شدیدتر می شود. به عبارت دیگر، وقتی موقعیت ها دارای غایت و آرمانی نباشد، تاریخ مصرف خواهند داشت و تاریخ مصرف موقعیت های بی غایت و بی آرمان، همان تحقق آنها است. زمانی که زنی نویسنده، هنرمند و هنرپیشه شد؛ به پایان خود رسیده است. اما تداوم این موقعیت ها به غایات معنوی آنها وابسته است. امروزه علیرغم آنکه زن مدرن همپای مردان در بسیاری از موقعیت های اقتصادی و اجتماعی نقش دارد؛ لیکن بیشتر احساس دلتنگی می کند. این وضعیت به دلیل همان سطحی نگری در مسائل زنان است.

«اکثرِ فیلمهای سینمایی، ما را دوست ندارند. اکثر نوشته ها و ارتباطات جمعی، به ما علاقه ای ندارند. متأثر کننده است که بسیاری از زنان امروز دلشکسته و نومید شده اند و با کوششی بی پایان به دنبال عشق به مکانهایی می روند که مملو از بی عشقی است. امروزه ما در دنیایی پر از وهم و خیال گم شده ایم. ما برده نیازهای خود و برده قدرت دنیا شده ایم. نگاهبان زندان ما یک هیولای سه سر است. یک سر او به طرف گذشته ما است، سر دیگر او به سوی ناامنی و سردیگر او به سوی فرهنگ گسیخته شده امروز است.»

۴- تقدس زدایی

سطحی نگری صرفاً در صید معانی ناتوان نبوده؛ بلکه در معنویت زدایی و گذار زن از فضای قدسی نیز مؤثر است و این وصف، رویه دیگر دنیاگرایانه نگاه سطحی است. نگاه سطحی می کوشد با مفاهیم دم دستی اینجهانی به تفسیر و حل مسائل زنان نائل گردد. دقیقاً با این روند، زن از موقعیت تقدس و معنویت خارج می شود. ناب ترین مرجع برای دریافت تعالیم معنوی و قدسی، ادیان وحیانی است که نگاه سطحی نگر بدان باور ندارد یا نسبت به آن غفلت می ورزد. لذا خواسته یا ناخواسته خود را از آموزه های وحیانی محروم می سازد. بسیاری از کتب مربوط به بررسی مسائل زنان در شرایطی تألیف شده اند که عاری از ارجاعات وحیانی است. از این رو، در اینگونه کتابها تفسیر و تصویری که از جایگاه و هویت زن ارائه می گردد، عمدتاً غیر مذهبی است. به طوری که استناد به کلام مخلوق خداوند از سخن خالق اصالت بیشتری دارد. فرآیند گذار به فضای غیر قدسی نیز از طریق همین اصالت های کاذب شکل می گیرد. در فضای غیر قدسی، همه چیز فاقد ارزش می شود، دیگر تقاضا برای فهم ارزش زن یا زن ارزشی، تمنای محالی خواهد بود. از نگاه سطحی نگر، نباید درخواست تعریف «زن ارزشی» را کرد. در فضای غیر دینی، حریم ها شکسته می شود، هیچ چیز حرمت پیدا نمی کند؛ حتی حریم عشق نیز برداشته می شود و عشق دیگر معنا ندارد. زیرا مرز بین عشق و هوس و هرزگی که به واسطه حریم ها از هم جدا می شوند، برداشته شده است. عشق در عالم قدسی معنا پیدا می کند. به همین دلیل است که عشق را مقدس و هوس را نامقدس می دانیم. نگاه سطحی هم به عالم نامقدس تعلق دارد.

۵- فقر فلس

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *