تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل رفتار سیاسی دولت شیعی ادریسیان با دولت های خوارج در مغرب اسلامی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل رفتار سیاسی دولت شیعی ادریسیان با دولت های خوارج در مغرب اسلامی شامل 86 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل رفتار سیاسی دولت شیعی ادریسیان با دولت های خوارج در مغرب اسلامی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل رفتار سیاسی دولت شیعی ادریسیان با دولت های خوارج در مغرب اسلامی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل رفتار سیاسی دولت شیعی ادریسیان با دولت های خوارج در مغرب اسلامی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل رفتار سیاسی دولت شیعی ادریسیان با دولت های خوارج در مغرب اسلامی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل رفتار سیاسی دولت شیعی ادریسیان با دولت های خوارج در مغرب اسلامی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رفتار سیاسی دولت شیعی ادریسیان با دولت های خوارج در مغرب اسلامی :

مقدمه

در تعریف جامع و مختصر از واژه رفتار سیاسی (Political behavior) در حوزه علوم سیاسی و علوم اجتماعی، باید گفت: رفتار سیاسی، به فعالیت سیاسی افراد و پیامدهای آن برای نهادهای سیاسی اشاره دارد. نیز جنبشی در علم سیاست است که بر تحلیل رفتار ظاهری بازیگران سیاسی تأکید می کند. عوامل مؤثری از جمله مذهب و رفتار شخصی و اجتماعی، در رفتار سیاسی نقش دارند که به طور کلی رفتار سیاسی، در دو شکل مسالمت آمیز و خشونت آمیز نمود می یابد. (آقابخشی، افشاری راد، ۱۳۸۶، ص۵۲۳؛ بابایی، ۱۳۹۱، ص۴۶۳۴۶۴؛ کریمی، ۱۳۸۲، ص۲۵۳۰ )

همان طور که گفته شد، پژوهش حاضر، رفتار سیاسی ادریسیان را در کنار مباحث قدرت و منافع با آرای نظری کثرت گرایان تحلیل می کند. واژه قدرت، بر اساس کثرت گرایان، در فرایند ارتباط گروه های اجتماعی و فعالیت های مبتنی بر منافع سازمان یافته، متمرکز است. (گالبرایت، ۱۳۷۱، ص۳۴) «دال» از صاحب نظران این مکتب، در باره قدرت این گونه می گوید: قدرت رابطه ای است که بین افراد وجود دارد و برای درک درست آن، باید به اندازه گیری قدرت پرداخت و برای این اندازه گیری باید ویژگی های توصیفی و توضیحی آن را در نظر گرفت.[۱] باید افزود که قدرت، در پژوهش حاضر، در دو حوزه سیاسی و مذهبی مورد نظر است؛ بدین گونه که دولت ادریسیان در حوزه سیاسی، چه نوع رفتاری با خوارج داشتند و نیز در حوزه مذهبی، با چه شاخصه هایی توانستند نفوذ و قدرت خود را در مغرب اسلامی و در دوره حاکمیتشان گسترش دهند. با توجه به آرای این مکتب نظری و تطبیق آن با دوره تاریخی مورد نظر که بر مبنای آرای کثرت گرایان، تعدد قدرت های مختلف را در بازه زمانی و موقعیت جغرافیایی تقریباً مشترک- مغرب- مشاهده می کنیم که به لحاظ قدرت و منافع تقریباً در موضع برابری با یک دیگر قرار دارند که در نهایت باید دید کدام یک از این دولت ها توانستند بیش ترین بهره را ببرند. بنابراین در ابتدا به ویژگی های توصیفی و توضیحی دو حکومت می پردازیم؛ سپس رفتار سیاسی ادریسیان با خوارج بر اساس مدل کثرت گرایان در حوزه قدرت بررسی می گردد. مدل کثرت گرایان چند محور را در نظر دارند:

الف) حضور فعال چندین گروه هم سو؛

ب) تقسیم منافع در میان گروه ها؛

ج) رابطه شدید رقابتی در میان گروه ها؛

د) دائمُ التّغییر بودن ائتلاف ها و منافع؛

ه) نتایج سیاسی که به نفع گروه خاصی نیستند. (کلگ، ۱۳۸۳، ص۲۰۲)

ویژگی های توصیفی و توضیحی ادریسیان

وقتی ادریس اول (۱۷۳-۱۷۷ق) وارد مغرب شد، در مدت کوتاهی توانست بسیاری از قبایل بربر را به خود جلب کند که به نوعی برای وی و حکومت او اعتبار و وجهه خاصی به وجود آمد. قبایلی هم چون: اوربه، قندلاوه، بهلوانه، مدیونه، مازار، زاعه، مکناسه و… . حتی بر مبنای برخی گزارش های تاریخی، بعضی از قبایل خوارج نیز هم چون: لمایه، زناته، جراوه و مطغره، با او بیعت کردند. (ابن خلدون، ۱۳۶۳، ج۵، ص۱۴۸-۱۴۹) حمایت و گرایش این قبایل به ادریسیان، می تواند نوع دیگری از مشخصه های توصیفی این حکومت را رقم بزند و آن اعتبار و محبوبیت و به تبع آن اقتدار و نفوذ حاکمان این دولت است؛ زیرا بر اساس گزارش های تاریخی، تا آخرین حکمران ادریسی، همه حکمرانان این حکومت، حتی پس از سقوط دولت، نفوذ و محبوبیت خود را حفظ کرده بودند، چنان که ابن‎خلدون چند قرن پس از انقراض آنان می‎گوید: «مردم هنوز از ادریسیان به نیکی یاد می‎کنند و بازماندگان آن ها همچنان در فاس اقامت دارند». (همان، مقدمه، ص۴۸) همین اعتبار و مقبولیت اجتماعی بود که بخشی از قدرت آن ها را تأمین می کرد؛ زیرا مردم افریقیه پس از فتح مغرب به دست مسلمانان، برای اولین بار طعم عدالت و مساوات را در دوره ادریس اول و به طور کلی در طول این حکومت چشیدند. به ویژه دوره ادریس اول که با برداشتن خراج های سنگین و ایجاد امنیت و احساس منزلت و کرامت برای بربرها، موفق به جذب آن ها گردید و حتی این منطقه معروف به سرزمین ادریس شد. (سلاوی، ۱۹۵۴، ج۱، ص۱۵۷؛ نصرالله، ۲۰۰۳، ص۱۱۷؛ مسعودی، ۱۴۰۹، ص۲۹۶۲۹۷) البته بخش بزرگی از این اعتبار، به دلیل نسب آن ها به خاندان پیامبر (ص) بود؛ چنان که خود ادریسیان نیز بر این مسأله تأکید داشتند و آن را تبلیغ می کردند. از جمله وقتی ادریس دوم به قدرت رسید، در خطبه ای و در قالب تعبیراتی هم چون اهل بیت (ع) این مسأله را یادآور شد:

«سپاس از آن خداوند است. او را سپاس می گویم و از او کمک می خواهم و مغفرت می طلبم و بر او توکل می کنم و از شر خود و هر صاحب شر و بدی به او پناه می برم. گواهی می دهم که پروردگاری جز خدای یگانه نیست و محمد (ص) بنده و فرستاده او به سوی جن و انس و بشارت دهنده و بیم دهنده است و به اذن خدا به سوی او دعوت می کند و چراغ نورانی است. خداوند بر او و اهل بیت پاک و مطهرش درود فرستد؛ اهل بیتی که خدا، پلیدی را از آنان دور کرد و مطهرشان ساخت. ای مردم! به یقین ما، این امری را که از طریق آن پاداش نیکوکار و بار گناهکار دوچندان می گردد، بر عهده گرفتیم و به حمد و سپاس خداوند، ما در راه نیکو و درست هستیم. پس دست نیاز خود را جز به سوی ما دراز نکنید. آن چه را در برپایی حق می طلبید، فقط نزد ما می یابید.»[۲]

ادریسیان با استفاده از همین نفوذ و اعتبار، قلمرو خود را از «ولیلی» به مناطق دیگر هم چون: شاله، تادله، تلمسان، تامسنا، تاهرت، طنجه، سبته و… گسترش دادند. به ویژه ادریس دوم، قلمرو ادریسیان را از وادی شلف در مغرب الاوسط، دریای متوسط در شمال و تا صحرای جنوب توسعه داد (نصرالله، ص۱۴۵؛ دبوز، ۱۹۶۳، ج۳، پیوست ) و بسیاری از قبایل قدرتمند را به کنترل خود درآورد و از قدرت آن ها برای توسعه قدرت و قلمرو خود استفاده کرد.

اما ویژگی های توضیحی این دولت که توانست از برخی از این مشخصه ها به بهترین نحو برای حفظ و نفوذ دولت بهره برد، استفاده از نیرو و تخصص افراد پناهنده اندلسی و قیروانی به فاس بود. (پرووانسال، بی تا، ص۴۰) این افراد به عنوان یکی از گروه های مخالف قدرت های دیگر، برای ادریسیان منافع زیادی داشتند. علاوه بر آن باید از بهره برداری از راه های تجاری سودآور، به عنوان یکی از مهم ترین منابع قدرت هم چون منطقه سودان و مناطق اقتصادی دیگر و برقراری مبادلات تجاری با همسایگان خود اشاره کرد. نیز برخی شهرها از جمله فاس، مسیله و الحُجْر به لحاظ تجاری، بسیار مشهور و ثروتمند شدند. (ادریسی، ۱۴۰۹، ج۱، ص۸۵۸۶) البته از میان این شهرها، فاس موقعیت بهتری به لحاظ سیاسی (به عنوان پایتخت) و تجاری داشته است.

در مورد هزینه ها که از مشخصه های توضیحی است، باید گفت: ادریسیان در طول حکومت خود به ویژه اوایل حکومت و زمان قدرت، متحمل هزینه ای نشدند که به دولت و مردم خود فشار بیاورند. اگر در حوزه نظامی، هزینه ها را بسنجیم، همیشه اصطکاک و کشمکش با مخالفان و دولت های همجوار داشته اند، اما هیچ وقت جنگ تمام عیار نکرده اند و از این لحاظ می توان گفت هزینه های درآمدزا بیش تر از هزینه های مصرفی بوده است.

ویژگی های توصیفی و توضیحی دولت های بنی مدرار و بنی رستم

با توجه به همسانی هایی که دو دولت خارجی مذهب دارند، ویژگی های توصیفی و توضیحی دو حکومت با هم بررسی می شود؛ خوارج جزء اولین گرو ه هایی بودند که به سرزمین مغرب رفتند و برای تشکیل حکومتی مستقل از خلافت مرکزی در آن جا به تکاپو افتادند و به این مهم دست یافتند. این گروه، با حمایت و استقبال گسترده بربرهای مغرب همراه شدند که از حکومت حاکمان تبعیض آمیز اموی به شدت ناراضی بودند. قبایلی هم چون: مکناسه، زناته، جراوه، مغراوه، بنی یفرن، لواته، سدراته، نفزه، لواته، لمایه، زواغه، اداسه، ضریسه، نفوسه، بنی برزال، بنی واسین، بنی خزر و قبایل کوچک تر دیگر که با خوارج برای رهبری آن ها و تشکیل حکومت بیعت کردند، به خوارج گریزان از خلافت مرکزی که خواستار تشکیل دولت بر مبنای خواست و شرایط خود و البته همگام با بربرها بودند، کمک شایانی کردند. (ابن حزم، ۱۹۷۱، ص۲۹۵۴۹۸؛ ابن خلدون، ج۵، ص۱۲۱۱۳۱)

دولت بنی مدرار[۳] (سال۱۵۵ ۳۵۲ق) از لحاظ قلمرو در مغرب میانه، با در دست داشتن مناطقی از جمله سجلماسه به عنوان پایتخت، در منتهی الیه جنوب مغرب الاقصی و نیز تلمسان، فجیج، درعه، جراوه و تافیللت، حکمرانی کردند. دولت بنی رستم[۴]نیز از لحاظ زمانی (سال۱۶۰- ۲۹۶ ق) در مغرب میانه در شهر تاهرت-پایتخت- در جنوب مغرب میانه در کوه جزول و مناطقی همچون: وادی شلف، اغواط و غردابه حکومت نمودند. (یاقوت، ۱۹۹۵، ج۲، ص۸ و ج۳، ص۱۹۲؛ بغدادی، بی تا، ج۱، ص۲۵۱)

از جمله مهم ترین امتیازات و یا همان اعتباری که خوارج توانستند از آن به بهترین وجه در مغرب استفاده نمایند و پیشروی کنند، حمایت گسترده بربرها از آن ها بود. این حمایت، به دلیل نارضایتی بربرها از بی عدالتی و تبعیض های والیان اموی و البته دیدگاه مساوات طلبی خوارج بود که در حوزه سیاسی حتی بروز یافت و آن این که هیچ ضرورتی ندارد که حاکم عرب، قریشی و یا حتی مرد باشد. تمام این تفکرات، دیدگاه ها و اهداف خوارج، به نوع زندگی و خواست بربرها نزدیک بود؛ بنابراین بسیار در پیشروی حکومت آن ها مؤثر واقع شد. (شماخی، ۱۴۰۷، ص۷۷۸۳) در کنار آن باید به توجه و تلاش خوارج برای رونق اقتصادی در مغرب نیز اشاره کرد. به طور کلی پایتخت هر دو دولت از لحاظ اقتصادی و تجاری، بسیار زبانزد بود و تاهرت به همین دلیل به «عراق ثانی» شهرت داشت و رهبران خوارج از جمله عبدالرحمان بن رستم (۱۶۰۱۶۸ق) نیز به اقتصاد اهمیت زیادی می دادند.

مردم سجلماسه نیز یکی از ثروتمندترین مردمان مغرب محسوب می شدند. (یاقوت، ج۳، ص۱۹۲؛ ابن صغیر، ۱۳۷۵، ص۳۸ ) این شهر، یکی از مراکز ثابت تجاری با قلمروهای اطراف از جمله اندلس بود. (نویسنده نامعلوم، حدودالعالم، ص۱۷۱) نیز یکی از دروازه های سودان محسوب می شد که تجارت طلا با این سرزمین برای خوارج خیلی مهم بود. این علاوه بر داشتن پایگاه هایی تجاری هم چون: زاله، وارجلان، غدامیس و زویله بود. خوارج از این دو مشخصه، به بهترین وجه برای تحکیم و ثبات حکومت خود استفاده کردند و وضعیت مناسب اقتصادی، نوعی کمک به هزینه های مصرفی این دولت ها در جنگ و یا رقابت با حکومت های دیگر بود.

تحلیل رفتار سیاسی ادریسیان با خوارج

درباره نوع برخورد و رفتار سیاسی ادریسیان با خوارج، دو دیدگاه در بین پژوهش گران وجود دارد: یکی این که رفتار ادریسیان با دو حکومت خارجی کاملاً خصمانه بود و ریشه این دشمنی، به اختلافات اولیه خوارج با امام علی (ع) و جدایی این گروه از سپاه ایشان برمی گردد که به تبع آن همیشه بین شیعه و خوارج دشمنی وجود داشت. این مسأله در مغرب نیز بین این حکومت ها خود را نشان داده است؛ بنابراین ادریسیان هیچ گاه رفتار مسالمت آمیز با خوارج نداشته اند. (ناصری طاهری، ۱۳۸۹، ص۴۳؛ چلونگر، ۱۳۸۶، ص۶۱) دیدگاه دوم برخلاف دیدگاه اول، معتقد است رفتار سیاسی ادریسیان با خوارج، مسالمت آمیز و دوستانه بوده؛ زیرا اولاً از لحاظ مذهبی در هر دو گروه، نوعی تسامح مطرح است؛ به ویژه در ادریسیان و بنی رستم که این مسأله باعث تخفیف دشمنی ریشه دار مذهبی آن ها گردید. ثانیاً بنی رستم به عنوان مانع و شاید محافظ ادریسیان در برابر دولت بنی اغلب وابسته عباسیان به شمار می آمدند و هم چنین هر دو گروه دشمن و فراری از خلافت عباسیان بودند. (دبوز، ۱۳۸۴ق، ج۲، ص۳۸۷۳۸۸؛ حریری، ۱۹۸۷، ص۲۰۲۲۰۳)

حال با توجه به هر دو دیدگاه، آیا جمع بین این دو دیدگاه وجود دارد؟ همان طور که در دیدگاه اول گفته شد، اختلاف بیش تر ریشه مذهبی داشته، اما این مسأله جای تأمل دارد که اختلافات مذهبی در مغرب نیز آیا همانند مشرق اسلامی بروز کرد یا نه. همان طور که می دانیم، فضای مذهبی مغرب اسلامی، متفاوت تر از شرق بوده و این موضوع تقریباً در اقدامات حکومت های مقارن اسلامی بارز است. در این منطقه، توسعه قلمرو و اقتصاد، بیش تر از اختلافات مذهبی و به طور کلی مسأله مذهب، آشکار است. از جمله این که می دانیم ادریسیان شیعی بودند اما نوع تشیع آن ها به طور دقیق مشخص نیست و یا شاید در تبلیغات خود در میان قبایل، تعصب خاصی درباره دیدگاه ها و مذهب خود نشان نداده اند و تسامح آن ها بیش تر در چارچوب فکری و مذهبی شان بوده است. هم چنین این حکومت بیش تر از این که دغدغه مذهب داشته باشند، درصدد کسب مقبولیت اجتماعی در میان قبایل و فضای جدید مغرب بودند که به این مهم نیز دست یافتند.

در مورد خوارج و به ویژه بنی رستم که از اباضیان و نسبت به فرق دیگر خوارج متعادل تر بودند و نیز تسامح بیش تری داشتند، گفته اند که ادریسیان پس از ورود به مغرب، در قلمرو این دولت و در شهرهایی هم چون: سوق ابراهیم و ثمطلاس مستقر شدند. (دبوز، ۱۳۸۴، ج۲، ص۳۸۸) حتی بعد از تثبیت قدرت ادریسیان، گروه هایی از خوارج صفری و اباضی نیز در قلمرو آن ها زندگی می کردند، ولی زکات و مالیات خود را به بزرگان و رهبران مذهبی خود تحویل می دادند.

با توجه به ویژگی های توضیحی و توصیفی یادشده، خوارج به لحاظ قلمرو، در ابتدا حوزه گسترده تری را نسبت به ادریسیان داشتند. هم چنین این دو حکومت به ویژه بنی مدرار و پس از آن بنی رستم، پیش تر از ادریسیان تشکیل حکومت دادند و به نوعی تثبیت شدند و جایگاه محکمی پیدا کردند. اما با ورود دولت جدید ادریسیان به حوزه مغرب، پس از مدتی معادلات قدرت خوارج نسبت به قبل تغییر کرد و نوعی توازن قدرت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *