تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رهبران فکری مشروطه غربی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل رهبران فکری مشروطه غربی شامل 119 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل رهبران فکری مشروطه غربی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل رهبران فکری مشروطه غربی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رهبران فکری مشروطه غربی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رهبران فکری مشروطه غربی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رهبران فکری مشروطه غربی :

ماهیت، اهداف، ترفندها

اشاره

بسیاری از مواضع فکری و سیاسی منوّرالفکران غیر مذهبی دهه دوم و سوم انقلاب اسلامی ایران با اندیشه ها و ترفندهای روشن فکران لیبرال عصر انقلاب مشروطه شباهت دارد؛ حتی در برخی موارد شعارها و راه کارهای آنان برای نفوذ و استحاله هویّت دینی ملت مسلمان ایران کاملاً بر یکدیگر منطبق می باشند. از این رو، نوشتار حاضر به طور فشرده و گذرا به افکار، فعالیت ها، و ویژگی های شخصیتی دو تن از فایل پاورپوینت کامل رهبران فکری مشروطه غربی در ایران پرداخته، راه کارهای آنان را برای مبارزه با نیروهای مذهبی جامعه ایران مورد بررسی قرار داده است.

پیش درآمد

جریان های روشن فکری در تاریخ یک صد سال اخیر ایران در یک برش کلّی به دو دسته مذهبی و غیر مذهبی (لائیک) تقسیم می شوند:

روشن فکری مذهبی جریانی است که هدف اصیل و واقعی آن در درجه نخست، تبیین معارف دین به زبان روز و استخراج پاسخ های اسلام به پرسش های نوظهور دنیای معاصر بوده و در رتبه بعد، درصدد است با عملیاتی کردن دیدگاه های شریعت، درباره مسائل روز زمینه حاکمیت دین در نظام نوین جهانی را فراهم آورد و احکام شریعت را در قلمرو سیاست، حکومت، فرهنگ، اقتصاد، مدیریت و اخلاق به اجرا درآورد. با توجه به رسالت سنگین روشن فکری دینی، چهره های موفق این جریان الزاما می بایست از قوّه اجتهاد در استنباط احکام اسلام و تخصص در فهم و استخراج مبانی دینی در قلمرو نظام حکومتی و اجتماعی اسلام برخوردار باشند و علاوه بر این، مقتضیات دنیای معاصر و احتیاجات روز و نیازهای جامعه جدید را خوب تشخیص دهند. از این رو، بسیاری از کسانی که عشق و علاقه اصلاحگری و یا شوق روشنگری در سر داشتند، ولی از یکی از دو شرط مزبور بی بهره بودند، توفیق چندانی در تنویر افکار جامعه و خدمت به آیین و ملّت نداشتند. برخی از آن ها به دلیل ناآشنایی و یا آشنایی سطحی با معارف اسلام، به جای اسلامی کردن جامعه، تفسیرهای لیبرالیستی و یا مارکسیستی از آن ارائه دادند و سرانجام، خود و پیروانشان را دچار التقاط و انحراف نمودند.

برخی دیگر به دلیل بیگانگی از مقتضیات عصر حاضر، نتوانستند نسل جدید را به خود جذب کنند و کارآیی اسلام را برای حل معضلات فکری و فرهنگی و اداره زندگی انسان معاصر به اثبات رسانند.

اما از چهره های سرشناس و موفق این جریان در آستانه انقلاب اسلامی ایران، می توان از حضرت امام خمینی و شهید مطهری نام برد.

حضرت امام خمینی قدس سره علاوه بر تبیین فلسفه و نظام سیاسی اسلام در نوشته ها و مباحث ولایت فقیه و سخنرانی های خویش، در عمل نیز نظام جمهوری اسلامی ایران را بنیاد نهاد، که کم ترین حاصل آن استقلال و آزادی ملّت ایران از سلطه استعمار و استبداد و تکوین قانون اساسی و مقرّرات قضایی و اقتصادی بر اساس موازین اسلام بوده است.

شهید مطهری نیز در تبیین دیدگاه های فلسفی و کلامی و اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی اسلام به زبان روز، و نقد و بررسی اندیشه های نوظهور غربی بر اساس قرآن و سنّت و هدایت فکری نسل جدید سهم وافری داشته است، به گونه ای که تا به امروز آثار ایشان پاسخگوی ذهن پرسشگر جوانان در فضای آکنده از شبهه ها و وسوسه های التقاطی محیط های فرهنگی کشور بوده است.

جریان روشن فکری غیرمذهبی در نقطه مقابل جریان مذهبی نسبت به آموزه های دین، هیچ گونه تقیدی نداشته، بلکه در برخی موارد، تلاش نموده است مرزها و حدود شرعی را در نوردیده، باورهای دینی جامعه را تضعیف نماید.

روشن فکر غیرمذهبی پیش از هر چیز، در پی رشد و ترقّی تمدن غربی در ایران بوده است و از آن رو که گمان می کرده تمدّن غرب در عصر نوزایی به دنبال گریز از کلیسا و عصیانگری از مسیحیت، تولّد یافته، بناچار او نیز باید نهاد روحانیّت و مرجعیت شیعه در ایران را آماج حملات خویش قرار دهد و بنیاد ایمان دینی ملت را سست نماید تا از این رهگذر، بستر ظهور ایرانی آباد و مترقّی و فرنگی مآب را پدید آورد.

آن ها برای نیل به اهداف خیالی خویش، نه تنها باورها دینی، بلکه گاه منافع و فرهنگ ملّی خویش را به بیگانه فروخته اند. به عقیده آن ها، تمام نیکی ها و آمال و آرزوی بشر در غرب و غربی شدن نهفته است، و هر آنچه مانع دست رسی ما به فرهنگ و تمدن موجود غرب است، باید از سر راه برداشته شود؛ چرا که عامل عقب افتادگی انسان از قافله تمدن بشری خواهد شد.

متأسفانه از نوشته ها و گفته های برخی از آنان به روشنی پیداست که آنان نه تنها از اسلام چیزی نمی دانسته اند، بلکه حتی از مبادی فرهنگی غرب اطلاع صحیحی نداشته اند، و صرفا فریفته مظاهر زیبای شهرها و منسوجات و تولیدات و کارخانه ها و لذت های ظاهری آن شده بودند. حتی از جنگ های خونین و اسفناک مغرب زمین بوی خوش اخلاق انسانی استشمام می کردند.

برخی معتقدند: اینان فاقد اصل و ریشه درست، و از نظر اخلاقی و مالی مبتلا به فساد بوده اند. علاوه بر این، هرگز غرب را از لابه لای آثار متفکران سازنده تمدن غرب یعنی افرادی همچون کانت و دکارت نشناخته و بنیه فلسفی محکمی نداشته اند.(۱) چنان که بیش تر آن ها در دوران جوانی در محیط های غربی و فضای آکنده از لاابالی گری غربی رشد نموده اند و از این رو، هرگز طعم ایمان را نچشیده و جماعت متدیّن را درک نکرده اند.

این گروه از روشن فکران در طول تاریخ ایران نه تنها ملّت را به قلّه های موهوم رفاه و ترقی نرسانده، بلکه همواره بر فقر و فلاکت و گرفتاری مادّی مردم افزوده و غالبا خود در حاشیه توده ملت در رفاه بسر برده اند. آنان به دلیل خودباختگی در برابر غرب، همواره جاده صاف کن ورود استعمار و تنزیه کننده بیگانگان در افکار عمومی ملت از طریق روزنامه ها و کتاب ها و سخنرانی های خود بوده اند. حاصل تلاش آنان در بدنه حاکمیت انعقاد قراردادهای ننگین، و ثمره حضورشان در نهادهای فرهنگی کشور شیوع خودباختگی نسل جوان در مقابل غرب، و القای اندیشه های باطل متفکران غربی در اذهان خالی دانشجویان و دانش آموزان بوده است.

آنان از این طریق، نسل جوان را به چالش التقاط و تزلزل در باورهای دینی و بعضا گریز از اسلام کشاندند که ثمره آن زوال روح مقاومت اسلامی در نسل نورسته و نیرومند جامعه در مقابل سلطه بیگانه بوده است. از این رو، بسیاری از انقلاب های ارزشی آزادی خواهانه مردم ایران با فعالیت آن ها استحاله و به انحراف کشانده شد.

برای نمونه، جریان مزبور با تلاش چشمگیر و مؤثر خویش، در آستانه انقلاب مشروطیت ایران، آن را از هویّت دینی خویش تهی کرد و به نفع استعمار و استبداد رضاخان به انجام رسانید. انقلاب مشروطیت، که در آغاز با هدف محدود کردن قدرت سلاطین قاجار و عمّال حکومتی منعقد گردید و به دنبال اجرای عدالت در جامعه بود، سرانجام، با رواج اندیشه های به ظاهر آزادی خواهانه و ترقّی جویانه منوّرالفکران غیرمذهبی، به مشروطه غربی منتهی گردید و به نفع انگلیس مصادره شد. از این رو، به تدریج، علما از رهبری آن کناره گرفتند و مردم نیز از میدان بیرون رفتند و عنان حاکمیت به دست رضاخان افتاد.

اکنون با توجه به رشد گرایش های منوّرالفکری غیردینی در دهه دوم و سوم انقلاب، و نیز شباهت فراوان شخصیت ها، ترفندها و اندیشه های آنان با منوّرالفکران حامی مشروطه غربی در آستانه انقلاب مشروطیت ایران، این نوشت به طور فشرده به هویّت، روش ها و اندیشه های دو تن از روشن فکران دین گریز و مروّج فکر مشروطه غربی در ایران می پردازد تا از این رهگذر، ماهیت منوّرالفکران لیبرال و مخالف حکومت اسلامی بیش تر آشکار گردد.

۱. میرزا فتحعلی آخوندزاده

بستر رشد و بالندگی فکری

یکی از چهره های مشهوری که در انعقاد نطفه مشروطه غربی نقش بسزایی داشته، میرزا فتحعلی آخوندزاده است. وی به سال ۱۲۲۸ در «نوخه» یکی از محلات «شکی» از ایلات قفقاز، که آن روز جزو ایران بود، متولد گردید.(۲) در ۲۲ سالگی به تفلیس آمد و به عنوان وردست عباسقلی بیگ، معروف به «بکی خان»، مؤلف و نویسنده دانشمند و مترجم فرمانفرمای روس در قفقاز، استخدام گردید. در ورقه استخدامی او آغاز خدمتش به تاریخ اول نوامبر ۱۸۳۴، مطابق یازدهم رجب ۱۲۵۰ (پس از تصرف خاک قفقاز توسط دولت روسیه) ثبت گردیده است.(۳)

آدمیت می نویسد: «در همان مدرسه ای که میرزا فتحعلی در تفلیس زبان ترکی درس می داد، با همکار و همفکر ارمنی اش خاچا طور ابوویان (۱۸۱۰۱۸۴۶) دوستی یافت. ابوویان، نویسنده رمان “زخم ارمنستان” است وی به همان اندازه که میرزا فتحعلی از مسجد بی زار بود، با کلیسا سرستیز داشت.»(۴)

قفقاز در آن روزگار، دروازه تمدّن غرب به ایران به حساب می آمد؛ چرا که روشن فکران روسیه به شدت تحت تأثیر پیشرفت های غرب قرار گرفته، آثار و کتب اندیشمندان غرب را ترجمه و ترویج می کردند و پطر کبیر، امپراتور روسیه، درصدد غربی کردن روسیه بود؛ از این رو، پس از فتح قفقاز توسط روسیه، در خلال جنگ های ایران و روس، زمینه آشنایی و ارتباط نزدیک ایرانیان با روشن فکران روسیه فراهم آمد. در اثر این آشنایی، اندیشه های اصلاحی غربی از طریق زبان و قلم افرادی همچون میرزا فتحعلی به مناطق داخلی ایران وارد می شد.

دیدگاه ها و نقطه نظرها

میرزا فتحعلی در اثر مشاهده نابسامانی و عقب افتادگی ملت ایران از قافله تمدن غربی و گرفتاری های ایرانیان در عصر قاجار از یک سو، و همجواری با اصلاحگران غرب زده و سکولار روسی از سوی دیگر، در نسخه های به ظاهر شفابخش خویش برای پیشرفت ملت ایران، چند نکته را پیشنهاد می کرد که در رأس همه آن ها، نفی دین از جامعه قرار داشت. وی دین را افیون دولت و ملت می شمرد و می گفت: «یک چند نیز خدمت معشوق می کنیم… با دین و مذهب و با اعتقاد و ایمان زندگانی کرده ایم… یک چند نیز برای امتحان، بی دین و بی مذهب و بی اعتقاد و بی ایمان، با معرفت و فیلسوفیت تعیّش بکنیم تا ببینیم حالت ما بدتر می شود یا بهتر.»(۵) او همچنین معتقد بود، همچنان که اروپا پس از پشت کردن به دین در عصر نوزایی، به چنین ترقّی خیره کننده ای رسید و از حضیض ذلّت به اوج عزّت نایل آمد، سعادت سایر ملت ها نیز در گرو نفی دین از صفحه زندگی سیاسی و اجتماعی شان می باشد. از این رو، بر خلاف ملکم خان با صراحت لهجه می گفت: «الآن در کل فرنگستان وینگی دنیا، این مسأله دایر است که آیا عقاید باطله یعنی اعتقادات دینیه موجب سعادت ملک و ملت است یا این که موجب ذلّت ملک و ملت است؟ کل فیلسوفان آن اقالیم متفقند در این که اعتقادات دینیه موجب ذلّت ملک و ملت است در هر خصوص.»(۶)

آخوندزاده به درستی می دانست در ایران دو عامل حیاتی در بقا و استمرار حیات دینی نقش کلیدی دارند: یکی سنّت عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام و دیگری تقلید از مراجع بزرگ دین. از این رو، در نوشته های خویش، به جنگ این دو پدیده احیاگر مکتب تشیّع رفته از عزاداری سه انتقاد می کند: اول این که آن را در تعالیم دین، امری بی ریشه و بی اصالت می خواند تا از این رهگذر، کسانی که از روی تعهد اصیل دینی بدان گرایش دارند، در روش خود تجدیدنظر کنند.

دوم آن که عزاداری را از جهت روان شناختی، مایه شیوع غم و اندوه به جای شادی و نشاط دانسته، آن را برای جامعه ایران، که درگیر صدها مشکل پیچیده و تلخ می باشد، مضر می شمارد تا بدین وسیله، افراد ضعیف الایمان را به ترک عزاداری وادار نماید.

انتقاد سوم او به پیامدهای منفی اقتصادی عزاداری و تعطیلات ناشی از آن باز می گردد. به عقیده او، این امر به بازماندن مردم از داد و ستد و تعطیلی مشاغل منجر می شود؛ می گوید: «بنای تعزیه را روزگاری دیلمیان و صفویان “به اقتضای پولیتکای خودشان” رواج دادند. آن سبب حال از میان رفته، اما به هر کجا می روی، تعزیه برپاست. مگر مصیبت و درد خود آدم کم است که با نقل گزارش هزارساله اوقات خود را دائما تلخ بکند و به جهت عمل بی فایده از کسب و کار باز بماند؟ از این تعزیه داری اصلاً نه برای تو فایده ای است و نه به جهت امام.»(۷)

عجیب است کسی که دین را «افیون ملت ها و دولت ها» می داند، از حسین بن علی علیه السلام با لفظ «امام» یاد می کند. پاسخ این معما آن است که برخی از روشن فکران سکولار ایران همچون بعضی از غربزدگان معاصر ما برای دین زدایی از جامعه، طبق یک فرمول دوگانه و گیج کننده ای عمل می کنند: از یک سو، بر اساس اندیشه های الحادی و کینه ای که نسبت به دین دارند آن را عامل ذلّت و خواری جامعه می خوانند و از سوی دیگر، برای پیش گیری از واکنش قشر متدیّن فورا در فراز دیگری از سخنان خویش از برخی از مقدّسات همچون ائمّه طاهرین علیهم السلام تجلیل می کنند تا بدین وسیله، جایگاه اجتماعی در حال فروپاشی خویش را ترمیم کنند. آن ها با تکرار این روش، به تدریج، حساسیت مردم را نسبت به مقدّسات دین از بین برده، سطوت احکام شریعت را می شکنند و هر بار قدری از غیرت دینی جامعه می کاهند تا از این رهگذر، ملت را نسبت به آیینشان بی مبالات کنند و زمینه تکوین نظام لیبرال و جامعه «لائیک» را فراهم آورند.

آخوندزاده گشودن باب اجتهاد و تقلید در ایران را عامل رکود و تشتّت شمرده، آن را مغایر سبک علمی می داند و در اشعارش می گوید:

«علم را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

جهل ما را اجتهاد آمد بدر
الحذر از اجتهاد، ای با خبر

این همه غوغا و تشویش جهان
اختلافات همه ایرانیان

هم زتقلید است و هم از اجتهاد
سینه چاک از هر دو می خواهیم داد.»(۸)

و یا در جای دیگر می گوید: «ما دیگر از تقلید بی زار شده ایم. تقلید خانه ما را خراب کرده است. حالا در این صدد هستیم که قلّاده تقلید را از گردن خودمان دور انداخته، از ظلمانیت به نورانیت برسیم و آزاد و آزاده خیال بشویم.»(۹)

این در حالی بود که خود او به تقلید از پطرکبیر، پیشنهاد تغییر خط ایرانیان را به عنوان راه کاری برای نیل به ترقّی ارائه می داد، در حالی که نه روسیه و نه ترکیه هیچ یک با تغییر خط خویش به تمدّن دست نیافتند و به عکس، کشورهایی همچون ژاپن بدون تغییر خط، به پیشرفت های چشمگیر صنعتی نایل آمدند.

اندیشه تغییر خط

پیشنهاد تغییر خط از سوی آخوندزاده گام دیگری برای اصلاحات مترقّیانه به حساب می آمد. به گزارش آدمیت، اندیشه میرزا فتحعلی (در مورد خط) در دو مرحله متمایز تحوّل کلّی یافت: یکی مرحله اصلاح الفبا؛ دوم تغییر خط. در مرحله نخست، نقطه های حروف را دور انداخت. وجه تمایز حروف را همان شکل حروف قرار داد، حرکات یعنی اعراب را جزو حروف و در پهلوی آن ها نوشت. بعدها بر این طرح، از ملکم خان (میرزا فتحعلی ناظم الدوله) ایراد گرفت و تقطیع حروف را نیز لازم شمرد.(۱۰)

در مرحله دوم، فکر میرزا فتحعلی بکلی تغییر یافت؛ معتقد گردید که اصلاح الفبا چندان فایده ای ندارد. خط باید عوض شود و الفبای لاتینی جایگزین آن گردد و البته از سمت چپ به راست نوشته شود و بر این پایه، طرح تازه ای ریخت و آن نمودار تکاملی اندیشه اوست.(۱۱)

آنچه مهم است انگیزه او از اصلاح و تغییر خط است. از لابه لای کلماتش، انگیزه های متفاوتی قابل استنباطند. برخی از فرازهای نوشته هایش نشانگر آن هستند که وی در این امر متأثر از پطرکبیر بوده است؛ زیرا می نویسد: «پطر دید که خط قدیم روس ها مانع ترقی ملّت است؛ در علوم، آن را ترک نموده، با حروف لاتین خطی نو ایجاد کرد. عوام و کشیشان و اشراف مملکتش بر مخالفتش برخاستند، فریاد زدند که دین ما از دست خواهد رفت… پطر به حرف حمقا اعتنا نکرده و در عزم خود مردانه بود… به سبب همین خط جدید آنا فآنا رو به ترقّی نهاد.»(۱۲)

ولی چنان که پیش تر آمد، هیچ رابطه منطقی بین تغییر خط و پیشرفت یک ملت وجود ندارد؛ چنان که اروپاییان در عصر نوزایی یا عهد انقلاب صنعتی در اثر تغییر خط به فناوری برتر جهان دست نیافتند. از این رو، تأسّی آخوندزاده از روش پطر را چیزی جز یک تقلید کورکورانه نمی توان پنداشت. اما از مطاوی کلامش به دست می آید که انگیزه او از این عمل، فاصله گرفتن از خط عربی به عنوان خط متون دینی کشور بود. وی گمان می کرد یکی از راه های جدایی ملت از دین، که به زعم خویش آن را عامل عقب ماندگی مردم می دانست، جدا کردن مردم از ادبیات دینی است. از این رو، خواست از طریق بیگانه کردن نسل ها از خط و نوشتار عربی، به طور طبیعی زمینه دور افتادن از متون دینی را فراهم آورد. وی با طرح مرحله به مرحله تغییر خط، عملیات جدایی ملت از متون دینی و تقربّشان به متون عربی را دنبال می کرد.

آخوندزاده در برخی از کلماتش، ضمن اهانت به مسلمانان فاتح ایران، خط عربی را موجب دشواری تحصیل دانسته، می نویسد: «یکی از آثار شوم غلبه تازیان وحشی بر مرز و بوم ایران این است که خطی را به گردن ما بسته اند که به واسطه آن تحصیل سواد متعارف هم برای ما دشوارترین اعمال شده است.» سپس از آرزوی خود چنین پرده برمی دارد: «الآن منتهای تلاش و آرزوی مصنّف کمال الدوله این است که ملت خود را باری از دست این خط مردود و ناپاک، که از آن قوم به یادگار مانده است، خلاص کند؛ ملتش را از ظلمت جهالت به نورانیّت معرفت برساند.»(۱۳)

از برخی شواهد به دست می آید فکر مرموزانه تغییر خط ابتدا توسط خود اروپاییان برای سلطه فرهنگی بر مسلمانان و بیگانه نمودن ملت های مسلمان از فرهنگ اسلام به سلاطین اسلامی پیشنهاد شد و آخوندزاده این اندیشه شیطانی را از اربابان اروپایی خویش به ارث برده بود از این رو، چنان که آدمیت در بیان علل انعقاد فکر تغییر خط در ذهن آخوندزاده بدان اشاره می کند و می گوید: «دو عامل تازه در ذهن میرزا فتحعلی تا اندازه ای مؤثر افتاد و او را در عقیده تغییر خط راسخ گردانید: یکی مضمون نامه شارل میسمر فرانسوی مشاور فؤاد پاشا صدراعظم عثمانی. او تغییر الفبای ترکی و اخذ الفبای لاتینی را پیشنهاد کرد…؛ و دیگری آزمایش عملی دولت روس.»(۱۴)

خودباختگی در برابر غرب

نکته قابل توجه در اندیشه آخوندزاده احساس کهتری و خود کم بینی نسبت به فرهنگ غرب و هیچ انگاری میراث فرهنگی خودی است؛ به گونه ای که همه علومی را که توسط اسلافش به زبان فارسی یا عربی به رشته تحریر درآمده بودند، چیزی جز ظلمت و جهل نمی دید و علوم بیگانه را، که به زبان لاتین نگاشته شده بودند، نورانی می خواند. از این رو، می خواست با تغییر خط «ملتش را از ظلمت جهالت به نورانیت معرفت برساند.»(۱۵)

از امثال آخوندزاده باید پرسید: اگر شما با دین و اولیای دین، کتاب خدا و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمّه طاهرین ع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *