تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل رهبری در فرهنگ اسلامی از دیدگاه شهید مطهری – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل رهبری در فرهنگ اسلامی از دیدگاه شهید مطهری شامل 111 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل رهبری در فرهنگ اسلامی از دیدگاه شهید مطهری:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل رهبری در فرهنگ اسلامی از دیدگاه شهید مطهری به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رهبری در فرهنگ اسلامی از دیدگاه شهید مطهری به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رهبری در فرهنگ اسلامی از دیدگاه شهید مطهری با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل رهبری در فرهنگ اسلامی از دیدگاه شهید مطهری با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رهبری در فرهنگ اسلامی از دیدگاه شهید مطهری با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل رهبری در فرهنگ اسلامی از دیدگاه شهید مطهری را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رهبری در فرهنگ اسلامی از دیدگاه شهید مطهری :

از جمله مباحثی که استاد شهید مطهری در آثار خود به خوبی به آن پرداخته، مساله رهبری اسلامی است که به شکلی ریشه ای و بر اساس معارف پایه ای دین، به تنقیح آن همت گماشته است . ایشان رهبری را مرادف امامت معرفی می کند; همانگونه که نبوت و راهنمایی را به یک معنا می داند . بر این اساس، رهبری برخاسته از اصول دین و امری مبتنی بر اعتقادات بنیادین اسلامی است و با توجه به جایگاه ویژه ای که امر رهبری در نظریه های نوین مدیریت پیدا کرده، تا آنجا که آن را عنصری فراتر از مدیریت می دانند (در عین حال که در خلال مباحث مدیریت طرح می شود) ضرورت پردازش نظریه رهبری در اسلام جلوه بیش تری می یابد و می تواند کمک خوبی به مدیریت پژوهان نیز به حساب آید .
اصلی ترین نظریه و دیدگاه استاد شهید در خصوص رهبری را می توان در «یادداشتهای رهبری و مدیریت » ایشان جستجو کرد که در حقیقت هسته مرکزی بحث به حساب می آید و شاخ و برگ مطلب را در آثار دیگرش یافت . آن شهید عزیز، منابع مورد نظر خود در بحث رهبری را با ارجاع به آنها روشن نموده و کارپژوهشگر را آسان کرده است . وی در این یادداشتها مطالب ویژه رهبری را از سایر آثار خویش برگزیده و با دادن نشانی، به محقق این امکان را می دهد که به توسعه بحث در چهار چوب دیدگاه استاد شهید همت گمارد .
۱ . تعریف رهبری
در کاوشی دقیق و جامع، با عنوان «پدیده رهبری » ، که توسط یکی از پردازشگران نظریه رهبری تنظیم شده است، تعریف های رهبری اجتماعی از دیدگاه دانشمندان مغرب زمین را طبقه بندی می کند . تعاریف رهبری در این تلاش به ۱۲ گروه طبقه بندی شده و در هر گروه، تعدادی از تعاریف که وجه مشترک دارند، به عنوان نمونه عرضه گردیده است . کوشش برای این طبقه بندی به منزله جزو ضروری شناخت دقیق رهبری قملداد شده است، در پایان نتیجه گیری شده که تعریفها در واقع بیانگر ابعاد گوناگون پدیده رهبری هستند و بر حسب کاربرد، ممکن است از یک تعریف خاص و یا تعریفی مرکب از این ابعاد استفاده گردد . (۱)
استاد شهید مطهری در این زمینه می نویسد:
«رهبری و مدیریت در عرف امروز، با همه توسعه و شمولی که پیدا کرده است، اگر بخواهیم مرادف و همانندی برای آنها در مصطلحات اسلامی پیدا کنیم، باید بگوییم: ارشاد (۲) و رشد یا هدایت و رشد . قدرت رهبری همان قدرت بر هدایت و ارشاد است در اصطلاحات اسلامی » (۳)
این تعریف، در مقابل آن حجم از تعاریف طبقه بندی شده، می تواند روشن کننده غوامض باشد . پردازش استاد شهید نسبت به تعریف خویش، بر این روشنگری می افزاید . ایشان در تعریف رشد که هسته اصلی تعریف است، می نویسد:
«رشد در اصطلاح عرف و معمولی ما، یک کیفیت جسمی است و وصف اندام است، قامتها و اندام ها در اصطلاح و در عرف امروز فارسی، متصف به صفت رشد می شود ولی در اصطلاح فقه اسلامی یک کیفیت روحی است یعنی نوعی بلوغ است در مقابل بلوغ جسمی . می گویند کودک پس از بلوغ جسمی، باید بلوغ روحی نیز پیدا کند تا ثروت را در اختیارش بگذاریم و می گویند تنها بلوغ جسمی برای ازدواج کافی نیست، رشد; یعنی بلوغ روحی نیز لازم است . مقصود از رشد و بلوغ روحی شایستگی و قدرت تشخیص، درک سود و زیان و لیاقت اداره و بهره برداری است به عبارت دیگر، رشد عبارت است از شایستگی و لیاقت برای نگه داری و استفاده و بهره برداری صحیح از وسائل و سرمایه های حیات .» (۴)
در جای دیگر می افزاید:
«یکی از سرمایه ها و بلکه مهم ترین سرمایه ها، سرمایه های انسانی است و اداره این سرمایه، نگه داری آن، هدر ندادن آن، استفاده و بهره برداری صحیح از آن، رشد (است) .» (۵)
در جای دیگر می افزاید (۶)
«رشد بهره برداری از سرمایه های انسانی و اداره و به کار گرفتن آنها و پرورش دادن آن ها و بهره برداری از آنها و سامان دادن و سازمان دادن به آن نیروها و آزاد کردن و حرارت بخشیدن و از سردی افسردگی و جمود خارج کردن آنها و باز کردن آنها; یعنی پاره کردن زنجیرهای معنوی و روحی آنها که .(. . و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم . .). . (۷) این چنین رشدی همان است که امروز به نام مدیریت و یا رهبری نامیده می شود .»
با قدری دقت در تعریف بالا و پردازش آن، که می تواند «نظریه رشد» قلمداد شود . نقطه اشتراک تمامی تعاریف طبقه بندی شده، که عبارت شد «از یک فرآیند نفوذ، که بدان وسیله نفوذ ارادی رهبر به پیروان اعمال می گردد .» (۸) در این تعریف دیده می شود، بلکه فرآیند نفوذ را هم و حتی برآیند آن را نیز مشاهده می کنیم .
۲ . خاستگاه رهبری
همانگونه که گفته شد، منشا و اساس رهبری، اصل امامت است; استاد می نویسد:
«میان نبوت و امامت فرق است، اولی راهنمایی است و دومی رهبری، همچنانکه راهنمایی دینی نوعی رهنمایی است که از افق غیب باید رسیده باشد; یعنی راهنما باید غیبی باشد . رهبری نیز این چنین است و اینکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و برخی پیامبران دیگر، هم راهنما بوده اند و هم رهبر و ختم نبوت، ختم راهنمایی الهی است نه ختم رهبری الهی … وظیفه نبی تبلیغ است; «و ما علی الرسول الا البلاغ » ولی وظیفه امام این است که ولایت و سرپرستی و رهبری کند بر کسانی که رهبری او را پذیرفته اند .» (۹)
«شیعه همانگونه که نبوت; یعنی راهنمایی دینی را از جانب خدا می داند، رهبری دینی را نیز من جانب الله می داند . در این جهت میان راهنمایی و رهبری تفکیک نمی کند . پیامبران بزرگ، هم راهنما بوده اند هم رهبر . ختم نبوت ختم راهنمایی الهی، با ارائه برنامه و راه است، اما ختم رهبری الهی نیست .» (۱۰)
«نبوت از نوع راهنمایی و امامت از نوع رهبری است و این دو، موردا عامین من وجه هستند . ممکن است کسی فقط راهنما باشد و رهبر نباشد; مانند همه مبلغان درست ما (روشن است آنانکه تبلغشان نادرست است از بحث خارج اند) اینها کناری ایستاده و راه و چاه را به دیگران ارائه می کنند و می گویند «تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال » ، ممکن است به عکس، کسی رهبر باشد ولی راهنما نباشد; یعنی راهی است آشکار و هدفی است مشخص ولی نیاز به نیرویی است که قدرتها را متمرکز و متشکل کند و سازمان بخشد و نیروهای خفته را بیدار و ناشکفته را به سوی سازندگی و ابتکار بسیج کند . همچنانکه ممکن است یک شخص در آن واحد، هم رهبر باشد هم راهنما .» (۱۱)
در عبارات بالا امامت مرادف رهبری گرفته شده; یعنی راهی که نبی و پیامبر نشان داده است، توسط رهبر و پیروان رهبر طی می شود . شاید بتوان گفت که نبوت «ارائه طریق » و امامت «ایصال الی المطلوب » است . (۱۲)
این بحث که پیش از انقلاب در حسینیه ارشاد، توسط استاد بیان شده، تحلیلی است از امامت در مقابل عالمان اهل سنت که امامت را منحصر در حکومت و رهبری سیاسی – اجتماعی می دانند که در آن نیاز به نص نیست، تا تنصیص پیامبر نسبت به امام بعدی را نفی کنند . (۱۳) استاد در کتاب امامت و رهبری، که ملهم امامت مرحوم محمد تقی شریعتی است، (۱۴) سعی بر این دارد که از کتاب خلافت وامامت را فراتر و کامل تر از مبنای رهبری ظاهری یا حکومت بداند . او می نویسد:
«حکومت یکی از شاخه های امامت است . امروز این اشتباه خیلی تکرار می شود; تا می گویند امامت، متوجه مساله حکومت می شوند، در حالیکه مساله حکومت از فروع و یکی از شاخه های خیلی کوچک مساله امامت است .» (۱۵)
در کتاب ولاءها و ولایت ها، ایشان برای امامت چهار شان ولایی قائل شده اند، (۱۶) که عبارتند از: «ولاء محبت، ولاء مرجعیت، ولاء زعامت و ولاء تصرف » که مراد از ولاء محبت، دوست داشتن امام است که توسط پیامبر صلی الله علیه و آله خواسته شده (۱۷) و مراد از ولایت مرجعیت، همان برتری و تسلط علمی است که امام دارد و همگان در مسائل خود باید به ایشان رجوع کنند و سوم ولاء تصرف است که نوعی ولایت تکوینی است که به اذن خدا می تواند در عالم وجود تصرف کند و نهایتا ولاء زعامت است که در قیقت شاخه رهبری اجتماعی امامت است که این مقاله، آن را مطمح نظر خود دارد . ولی به هر حال مساله رهبری تبلور و تجلی امامت به معنای عام است . استاد اصرار دارد که اهل سنت امامت را منحصر در بعد ولاء زعامت کرده اند تا بگویند نیاز به تنصیص نبی صلی الله علیه و آله نیست;
«با این معنا از امامت، حق با اهل سنت است . حضرت حجت در زمان غیبت که نمی توانند زمامدار مسلمین باشند» (۱۸)
با معنای فراگیر از امامت که استاد بیان می کنند، رهبری اجتماعی در عین اصولی بودن، می تواند از فروع محسوب شود . به هر حال خاستگاه رهبری در فرهنگ اسلامی ریشه در فرهنگ وسیع و عمیق امامت دارد و از شعبه های ولایت و هدایت توحیدی است که در نبوت و امامت تجلی می یابد و ظاهرترین شکل آن، رهبری اجتماعی است . بر این اساس، رهبری اسلامی دارای چنین پشتوانه غنی باطنی و معنوی بوده و متصدیان آن باید از چنین اعتقادات و التزامات علمی و عملی برخوردار باشند .
۳ . ضرورت رهبری
استاد در حاشیه کتاب «از کجا آغاز کنیم » (۱۹) می نگارند:
«یکی از نتایج منطق دیالکتیک این است که نیاز جامعه را به هدایت و رهبری نفی می کند . حداکثر نیاز جامعه به روشنفکر و رهبر طبق این منطق این است که توده را واقف به ناهنجاریها و تضادها و نابرابریها بکند و تضاد موجود در جامعه را وارد شعور توده نماید تا حرکت دیالکتیکی ایجاد شود . و چون حرکت جبری است و عبور از «تز» و «آنتی تز» و «سنتز» لایتخلف است، جامعه خود به خود راهش را طی می کند و به تکامل منتهی می گردد .»
و سپس در پاسخ می گویند: (۲۰)
«جامعه بیش از هر چیز نیاز به رهبری و هدایت و امامت دارد، لازمه جبری تضادها تکامل نیست، تکامل بدون هدایت و پیشوایی و رهنمایی و رهبری غیر میسر است .» «اساسی ترین مسائل ارباب امامت این است که مولود چه نیازی است؟» (۲۱) «مساله دیگر مساله نیاز به رهبر و رهبری است که این بیت القصیده و زیر بنای تعلیمات انبیاء است در مذهب شیعه مساله امامت مبتنی بر اصل نیاز به رهبری یک مقام معصوم و فوق خطا است .» (۲۲)
«حدیثی معروف که از ورقه نقل کرده ایم، از رسول خدا صلی الله علیه و آله است که فرمود: اگر دو نفر (یا سه نفر) در سفر بودید، یکی را به عنوان رییس و مدیر خود انتخاب کنید» نشان می دهد که اسلام نیاز انسان به رهبری و نظم را تا چه اندازه اهمیت می دهد .» (۲۳)
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی
«هلک من لیس له حکیم یرشده …» (۲۴)
«بشر به رهبری هم نیاز دارد . نیازمند است به افراد یا گروه یا دستگاهی که قوا و نیروهای وی را بسیج کنند . حرکت دهند . سامان و سازمان بخشند .» (۲۵)
«این سرمایه های انسانی; یعنی انسانها، نیازمند به مدیریت و رهبری و اکتشاف و استخراج هستند; همچنانکه نفت نیازمند اکتشاف و استخراج و تصفیه و بهره برداری است . بشر به عکس حیوانات که مجهز به نیروی خودکار غریزه اند، فاقد غریزه است و در هدایت نیازمند به تحصیل و اکتساب و به عبارت دیگر نیازمند به راهنمایی و رهبری است و مساله نیازمندی بشر به رهبری اساس تعلیمات انبیا و فلسفه بعثت انبیا است . بعثت رسول الله بر اساس فلسفه نیازمندی بشر به راهنمایی و رهبری و مدیریت است .» (۲۶)
عبارات پیشین، ضمن تبیین مجدد خاستگاه رهبری، ضرورت و نیاز به رهبری را به خوبی روشن می کند . به ظاهر، افزون بر طرفداران نظریه دیالکتیک که نیاز به رهبری را زیر سؤال می برند و پاسخ خود را از استاد گرفتند، خوارج نهروان نیز از جمله مخالفان نیاز به رهبری هستند . ایشان در مقاله دهم از سلسله مقالات سیری در نهج البلاغه (۲۷) تصریح می کنند که نظر خوارج مبنی بر اینکه قرآن کافی است و نیازی به حکومت و دستگاه مدیریت و رهبری نیست، غلط است و با اشاره به جمله امیرالمؤمنین علیه السلام (۲۸) که به آنها فرمود: «مردم را از فرمانروایی نیک یا بد چاره ای نیست » نتیجه می گیرد که (۲۹) «دستگاه حکومت از آن جهت «حکومت » نامیده می شود که حافظ امنیت داخلی و خارجی است و مجری قانون است و از آن جهت «امامت » نامیده می شود که مشتمل بر رهبری است، نیروها را به حرکت در می آورد و بسیج می کند و سازمان می بخشد و استعدادها را شکوفا می کند .» بنابراین، از دید استاد شهید، نیاز به حکومتی که به رخ خوارج کشیده شد، در باطن همان نیاز به رهبری است .
جالب است که استاد پاسخ مخالفان جدید (طرفداران دیالکتیک) و قدیم (خوارج) را در نیاز به رهبری با یک آهنگ پاسخ می دهد و آن نیاز انسانها به هدایت و راهنمایی است که بعثت انبیا هم به همین اساس از طرف خداوند صورت گرفته است .
۴ . اصول رهبری
استاد در تبیین اصول رهبری، اعتنای زیادی به کتاب «دیباچه ای بر رهبری » اثر دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی دارد و با نقل کلمات ایشان، به اصول ۳ گانه ای در رهبری اشاره می کند: (۳۰)
۱ – اهمیت انسان و ذخایر سرشار و نیروهای نهفته او .
۲ – نیاز به رهبری برای اکتشاف و استخراج این ذخایر (عدم کفایت غریزه) .
۳ – شناخت قوانین و مکانیسم های پیچیده روح انسان (به عنوان کلید رمز تسلط بر دلها) .
استاد این اصول را با عبارات گوناگون، در چند جای آثار مربوط به رهبری بیان می کند و در حقیقت نیاز انسان به رهبر و راهنما، به حکم این سه اصل است که غیر از ملاک نیاز به حکومت است . (۳۱)
استاد در یک عبارت به شکل اجمال به هر سه اصل اشاره می کند:
«نیاز به مدیریت (رهبری) انسانها، بیش از حیوانات است، گله گوسفند، اداره اش با یک چوپان بی سواد است که مراتع را بشناسد، آبخورها را بشناسد، مانع تفرق شود، مانع گرگ شود، احیانا اگر گوسفندی مریض شد معالجه کند، اما گوسفند دنیای مرموز روحی ندارد، گوسفند نیروهای سرگردان ذخیره شده ندارد، گوسفند قوانین پیچیده روحی که لازم است شناخته شود، ندارد . گوسفند خلیفه الله و مظهر صفات و اسماء و صفات الهی و دارای احسن تقویم نیست، به همین دلیل بیش از آنچه گوسفند نیازمند به چوپان است، انسان نیازمند به رهبر است و بیش از تفاوت سطحی چوپان و گوسفند تفاوت سطحی رهبر انسان با خود انسان لازم است; یعنی راهنمایان و رهبران الهی .» (۳۲)
استاد در بیان تفصیلی اصول چنین می نویسد: (۳۳)
«در اسلام اهتمام به هر سه اصل، به نحو روشن دیده می شود . اصل اول: اهمیت ذخایر انسانی آن چیزی است که در اسلام راجع به مقام انسان آمده است که خلیفه الله و مسجود ملائکه و دارای روح الهی است و پیامبران آمده اند که دفائن عقول را ظاهر کنند و اینکه: ای انسان، «خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی » «… و سخرلکم ما فی السموات و ما فی الارض …» (۳۴) «… خلق لکم ما فی الارض جمیعا …» (۳۵) «و جعلنا لکم فیها معایش …» (۳۶) ، «… هو انشاکم من الارض و استعمرکم فیها …» . (۳۷)
و اصل دوم همان است که گفتیم اساس فلسفه بعثت انبیاست (در بحث نیاز به رهبری، به شکل مستوفی به آن پرداخته شد) و اصل سوم این است که انسانها به مثابه صندوق رمز هستند، گشودن کتاب روح و جلب همکاری آنها بیش از هر چیز آگاهی و ظرافت می خواهد نه زور و قوانین، قوانین رفتار انسانی را باید مثل قوانین فیزیک و شیمی و فیزیولوژی کشف کرد، نه وضع .» (۳۸)
استاد معتقد است که برای درک توجه اسلام به اصول رهبری، باید دو راه را طی کرد: (۳۹)
۱ – مطالعه سیره (۴۰) اولیا، به خصوص سیره نبوی و علوی .
استاد مدعی است که سیره رهبری علوی و نبوی، دارای مشخصه های زیر است:
الف – کاملا بر اصول دقیق رهبری منطبق است .
ب – نتایجی که گرفته اند بی سابقه است .
ج – علت موفقیت آنها عبارت است از: در اختیار داشتن کلید رمز، که از جانب خدای انسان به آنها ارزانی شده است .
د – این سیره ها متنوع اند در لشکر کشی، در سیاست و در تبلیغ، ولی در اصول رهبری مشترک اند .
ه – دانش اداره کردن انسان .
۲ – مطالعه دستورات اسلام در مورد رهبری .
دستور العمل های آن بزرگواران به نمایندگان خود، در مقام رهبری مردم، مثل آنچه که رسول اکرم صلی الله علیه و آله به معاذبن جبل فرمود، که در سیره ابن هشام آمده است: (۴۱)
«یسر و لا تعسر و بشر و لا تنفر و صل بهم صلاه اضعفهم » . «بر آنها نه سخت، که آسان گیر . با سخت گیری نمی توان بر کسی رهبری کرد . بشارت بده، مزایای دنیوی و اخروی اسلام را به مردم بگو . نویدهای اسلام را گوشزد کن . میل آنها را برانگیز، ترغیبشان کن . از راه تخویف و ایجاد هراس وارد نشو . کاری نکن که مردم احساس تنفر کنند و مراقب ضعیف ترین مامومین باش » . (۴۲)
«و همچنین، مخصوصا دستورالعمل های امیرالمؤمنین علیه السلام به حکام و والیان خود را نصب العین خویش قرار ده; مانند آنچه که به عثمان بن حنیف، قثم بن عباس، محمد بن ابی بکر، ابن عباس و بالاخص آنچه به مالک اشتر نوشته است، که صدها نکته روانی و اجتماعی مربوط به مدیریت و رهبری و اصول و فروع آن می توان کشف کرد . متاسفانه، فلسفه این دستورها را نمی دانیم، فلسفه اساسی زهد را که مربوط است به متد رهبری، نمی دانیم و همه را حمل بر دنیا گریزی و از زندگی گریزی می کنیم .» (۴۳)
در مجموع، استاد معتقد است که تا اهمیت انسان دانسته نشود، راز و رمزش ناشناخته می ماند، نیاز و رهبر خواهی او محرز نگردد، نمی توان رهبری واقعی انسا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *