توضیحات
فایل پاورپوینت کامل روایت شاهدعینی از فرار مالیاتی پزشک پنجه طلا؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روایت شاهدعینی از فرار مالیاتی پزشک پنجه طلا، محتوای خود را در قالب 29 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل روایت شاهدعینی از فرار مالیاتی پزشک پنجه طلا با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روایت شاهدعینی از فرار مالیاتی پزشک پنجه طلا آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل روایت شاهدعینی از فرار مالیاتی پزشک پنجه طلا بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل روایت شاهدعینی از فرار مالیاتی پزشک پنجه طلا ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روایت شاهدعینی از فرار مالیاتی پزشک پنجه طلا، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روایت شاهدعینی از فرار مالیاتی پزشک پنجه طلا :
داستان فرار مالیاتی چندهزار میلیاردی پزشکان از آن داستان های غم انگیزیست که هر چه می گذرد زوایای پنهان آن بیشتر عیان می شود و عمق فاجعه را بیشتر می کند. این ماجرا روایت یک خبرنگار و شاهد عینی است از آنچه در مطب پزشکی رخ می دهد که معروف است به پنجه طلا! داستان از جواب آزمایشی شروع می شود که وجود تومور سرطانی در اندام گوارشی پدر را تایید می کند. بیماری قلبی و کلیوی و ریسک هر نوع عمل جراحی احتمالی، حساسیت در انتخاب پزشک را سخت تر می کند و بعد از کلی پرس و جو از میان متخصصان و جراحان گوارش، به مطب پزشک فوق تخصص۸۰ ساله ای می رویم که در میان پزشکان هم تخصص خودش معروف است به پنجه طلا!
دور زدن قانون در مطب دکتر پنجه طلا!
مطب در یکی از مناطق شمال تهران قرار دارد، همراه پدرم وارد مطب می شویم. یک واحد به نسبت بزرگ پر از صندلی انتظار و پر از بیماران و همراهانشان! چشم می چرخانیم به دنبال صندلی خالی برای نشستن، اما جایی برای نشستن نیست و بیمارها یکی در میان ایستاده اند و هر چند دقیقه یک بار بیماری وارد مطب می شود. وقتمان را به منشی یادآوری می کنیم، می گوید: «فعلا باید بنشینید.»
برگه های آزمایش پدرم را با نگرانی زیر و رو می کنم که صدای نسبتا بلند یکی از بیماران توجهم را جلب می کند. عصبانی است و کارت عابر بانک در دستش است که می گوید: « زنگ بزنید از بانک بیان دستگاه را درست کنند. من نمی تونم برم دنبال دستگاه خودپرداز و گرفتن پول! الان نانوایی ها هم کارت خوان دارند!»
منشی هم که خانم سن و سال داری است با آرامش می گوید: «چشم، تماس می گیریم. » اما مرد میانسال بی خیال نمی شود. بالاخره ماجرا با پا در میانی همراه بیمار که دختر جوانیست ختم به خیر می شود.
کنجکاو می شوم و با دقت بیشتری به واکنش بیماران یا همراهانشان نگاه می کنم، وقتی متوجه می شوند باید مبلغ ویزیت را نقدی حساب کنند و مجبورند در هوای سرد غروب پاییز برای تهیه پول به بیرون مطب بروند. بعضی بیماران اعتراض می کنند و بعضی هم با شانه بالا انداختن و نگاهی پر از تعجب، بی سر و صدا بیرون می روند و با پول نقد برمی گردند برای پرداخت ویزیت ۱۲۰ هزار تومانی آقای دکتر!
زیرچشمی، تعداد بیماران حاضر در مطب را می شمرم، یک، دو، سه. . . تعداد بیماران به ۱۵ می رسد، آنها که رفته اند و آن عده که هنوز نیامدند هم هیچ. یک حساب سرانگشتی کافیست تا دستمان بیاید این مطب در دو ساعت حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان درآمد دارد. خودم را به میز منشی می رسانم و می پرسم: « فکر نمی کردم مطب اینقدر شلوغ باشد، حتما آقای دکتر، پزشک حاذقی هستند. تا چه ساعتی در مطب هستید؟» خانم منشی با بی حوصلگی پاسخم را می دهد: «معمولا تا ۱۰، گاهی هم تا ۱۱» سوالم را کامل می کنم: «پس با این اوصاف که شما می گویید، حتما در یک روز ۴۰ بیمار ویزیت می شوند؟» در حالی که پرونده بیمارها را زیر و رو می کند نگاه معناداری می کند و می گوید: «بله! گاهی به ۵۰ بیمار هم می رسیم. » دوباره ماشین حساب ذهنم را به کار می اندازم. ۵۰ بیمار، هر بیمار ۱۲۰هزار تومان. می شود ۶ میلیون تومان، آن هم برای چند ساعت و برای یک پزشک در مطبی که در آن از کارت خوان خبری نیست.
به منشی بگویید کارت خوان را از زیر میز بیرون بیاورد
مثل بسیاری از بیماران، من هم مجبور می شوم برای تهیه مبلغ ویزیت به نزدیک ترین دستگاه خودپرداز بروم. مسافت دستگاه خودپرداز تا مطب زیاد نیست اما بعد از وارد کردن کارت، با جمله «در حال حاضر دستگاه قادر به پاسخگویی نیست.» مواجه می شوم. به دنبال خودپردازی دیگر این طرف و آن طرف سر می چرخانم، خودم را به فروشگاه عینک کنار مطب می رسانم و از فروشنده می پرسم: «خودپرداز دیگه ای این اطراف نیست؟ به پول نقد برای مطب دکتر نیاز دارم.» حرف من را که می شنود عصبانی می شود و می گوید: «مطب دکتر. . . ؟! نه خانم! این نزدیکی ها خودپرداز نیست، برید به منشی بگویید دستگاه کارت خوان را از زیر میز بیرون بیاره و کارت بکشه! به همه می گن دستگاه خرابه. دروغ می گن، سالم سالمه.» مانده ام چه کنم. پاسخش را می دهم: «می دانم دستگاه شان خراب نیست، آن را رو نمی کنند تا مالیات کمتری بدن، اما الان من باید چه کار کنم؟» استیصال را که در چهره ام می بیند می گوید: «کارت تان را بدهید، من پول نقد به شما می دم. اما شما و بیماران دیگر باید حساب این پزشکان را کف دست شان بگذارید. یک شماره ای هست تماس بگیرید و آمارشان را بدید که کارت خوان ندارند.»
انگار بیشتر از من که برای تهیه پول نقد ب
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.