تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روشنفکری ایرانی و بی خبری از توسعه / گفتگو با دکتر موسی غنی نژاد؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکری ایرانی و بی خبری از توسعه / گفتگو با دکتر موسی غنی نژاد انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 54 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکری ایرانی و بی خبری از توسعه / گفتگو با دکتر موسی غنی نژاد:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکری ایرانی و بی خبری از توسعه / گفتگو با دکتر موسی غنی نژاد آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل روشنفکری ایرانی و بی خبری از توسعه / گفتگو با دکتر موسی غنی نژاد با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکری ایرانی و بی خبری از توسعه / گفتگو با دکتر موسی غنی نژاد از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکری ایرانی و بی خبری از توسعه / گفتگو با دکتر موسی غنی نژاد، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روشنفکری ایرانی و بی خبری از توسعه / گفتگو با دکتر موسی غنی نژاد :


چکیده:

آقای غنی نژاد در این گفتگو به نقد عملکرد روشنفکران ایران می پردازد و نقطه مهم ضعف آنان را شناخت مغلوط و ناقص از مؤلفه های فرهنگ مدرن و بویژه نداشتن مبنای نظری در اقتصاد دانسته است. وی اقتصاد آزاد را تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور می داند و معتقد است در حالی که روشنفکران ما تفسیری سوسیالیستی از مدرنیته داشته اند; باید تفسیری فردگرایانه از مدرنیته داشته باشیم. برای توسعه، غیر از اقتصاد آزاد مدلی نمی توان داشت; البته باید به شرایط محلی هم توجه کرد.

توسعه، هدف مدرنیزاسیون یا نوسازی است و نوسازی هم فرایندی است که لااقل وزن نظری آن بر دوش روشنفکران است و لذا روشنفکران، حاملان نوسازی اند برای رسیدن به توسعه. روشنفکران، سازندگان اندیشه هستند. روشنفکر یک مفهوم مدرن است و دلالت بر طبقه ای از منتقدان اجتماعی جامعه دارد که به نیت اصلاحات فعالیت می کنند. البته وجه فارق روشنفکران از مخالفین سیاسی این است که مبنای انتقاد روشنفکران مبنای نظری است. به نظر من روشنفکران ایرانی، وظیفه و رسالت خود را به درستی انجام نداده اند و برخلاف جهت وظیفه اصلی خود کار کرده اند. روشنفکر کسی است که از وضع موجود و از قدرت سیاسی حاکم، انتقاد نظری می کند در حالی که روشنفکران ما در نقد قدرت سیاسی، مبنای نظری محکمی را مدنظر نداشته اند. یکی از مهمترین نقایص و کمبودهای روشنفکران ما، فقدان آزاردهنده اندیشه اقتصادی است. گویی اقتصاد برای روشنفکران ما اهمیت و شانیت ندارد. در حالی که یکی از پایه های اندیشه مدرن، تفکر اقتصادی نوین است. اصلا پارادایم اندیشه و جامعه مدرن از اقتصاد نوین سرچشمه می گیرد. این پارادایم، پارادایم هماهنگی منافع است. جامعه مدرن از نظر فکری وامدار اقتصاد است. منفی ترین وجه عملکرد روشنفکران شناخت مغلوط و ناقص از مؤلفه های جامعه مدرن است. روشنفکران ما از اسباب و لوازم دنیای مدرن خصوصا وجه اقتصادی آن بی خبر بودند. روشنفکران ما و به طور مشخص شریعتی این طور بوده اند. همه بحثهای شریعتی در مورد سرمایه داری و بورژوازی … به تاسی از مارکسیستها بوده است که رنگ و بوی دینی گرفته است. شریعتی به شدت از تجارت و داد و ستد بیزار است. در حالی که اساس جامعه مدرن تجارت است. این حساسیت شدید ناشی از عدم درک مبنای دنیای نو است. تجارت حتی در ادبیات دینی ما اهمیت بالایی دارد. اما شریعتی به دلیل تاثیرپذیری از سوسیالیسم حتی این وجه دینی تجارت را فراموش می کند. البته در روحیات ایرانیها به لحاظ تاریخی مفهوم تولید، جایی ندارد و بیش از تولید بر توزیع تاکید می کنند. پارادایم دنیای مدرن، پارادایم هماهنگی منافع است نه تضاد منافع. در این پارادایم، باید تولید کرد، ثروت را افزایش داد، کیک را بزرگتر کرد تا سهم افراد بیشتر شود. هیچ روشنفکری از روشنفکران ما این پارادایم را در ذهن نداشتند. از نظر من اقتصاد، زیربناست اما نه به معنای مارکسیستی آن. اقتصاد زیربنای اندیشه و جامعه مدرن است اما اقتصاد برخلاف نظر مارکسیستها یک مقوله مادی نیست. اقتصاد یک اندیشه است و در جامعه مدرن اندیشه زیربنا است اما اندیشه اقتصادی. برای مارکسیستها که ابزار تولید امری مادی است زیربناست اما برای دنیای مدرن اندیشه اقتصادی زیربناست.

من معتقدم همیشه ذهن بر عین مقدم است. اندیشه در آدمی مقدم بر هر چیز است. مدرنیته هم تحول در اندیشه است. مدرنیته تحول در معرفت انسانی بود و به تبع آن مسائلی چون آزادی، حقوق بشر، دموکراسی و… پیش آمد. من نمی گویم مدل غرب را در توسعه پیش بگیریم. منظور من این است که راه ممکن و مطلوب توسعه را بیابیم. اقتصاد آزاد که لزوما مختص غرب نیست. اقتصاد آزاد پدیده ای انسانی است که اتفاقا غربی ها هم به آن توجه کردند و از آن بیشتر استفاده کردند. اقتصاد آزاد مدل توسعه ای است که می تواند با توجه به شرایط هر جامعه، به کار رود. برای توسعه، غیر از اقتصاد آزاد مدلی نمی توان داشت. البته باید به شرایط محلی هم توجه کرد.

ارزشهای اقتصاد آزاد هیچ تضادی با سنتهای ما ندارد. ارزشهای فردی و انسانی، هماهنگی منافع، تفرد، آزادی… از این جهت هیچ تعارضی میان ارزشهای اقتصادی مدرن و سنتهای ما وجود ندارد. بازار سنتی ما بازار سوداگران است. بازار ناسالم غیررقابتی است که هیچ قرابتی با ارزشهای سنتی ما ندارد. بازارهای سنتی ما همیشه زاییده ای از قدرت سیاسی بوده است.

کلمه سنت یک چیز است و ارزشهای سنتی چیز دیگر. سنت یک پارادایم است. در این پارادایم شاید با برخی از هنجارها نشود آشتی کرد ولی ارزشهای سنتی ما با هنجارهای دنیای مدرن آشتی پذیرند. مدرنیته در تضاد با ارزشهای سنتی ما نیست. منظورم سنت نیست بلکه ارزشهای سنتی است و میان این دو باید تفکیک قائل شد. یعنی باید سنت را به عنوان یک پارادایم به انتقاد گرفت اما ارزشهای سنتی را احیا کرد. اساس جامعه مدرن، کرامت فردی است. حقوق انسانی، حق مالکیت فرد، آزادی انتخاب رقابت در عرصه های مختلف همگی از مؤلفه های جامعه مدرن است. هیچ یک از اینها تعارضی با ارزشهای سنتی ما ندارد، بلکه حتی تطبیق و تطابقی هم داشته است. تاکید بر شعارهایی نظیر نفی تکاثر به نظر من ناشی از ارزشهای سوسیالیستی است تا برخاسته از ارزشهای دینی. ما اصلا مفهوم عدالت اجتماعی را در سنت خود نداریم، اما طرفداران عدالت طوری صحبت می کنند که گویی این اصل، مهمترین اصل سنت دینی است. سیره پیامبر و امامان در تقسیم بیت المال یا تقسیم غنائم مبتنی بر عدالت توزیعی است، نه عدالت اجتماعی. عدالت اجتماعی مفهومی مدرن است. ما اگر بخواهیم مدرنیته را بپذیریم باید بخشی از سنت را کنار بگذاریم. من می گویم ما تا حالا عملا این کار را کرده ایم; یعنی بخشهای اصیل فردگرایانه را در سنت فراموش کرده ایم. نوشته های مرحوم مطهری، شریعتی و بسیاری از روشنفکران را که بر ادبیات انقلاب ما تاثیرگذار بودند نگاه کنید. رگه های اندیشه سوسیالیستی به وضوح در همه آنها مشهود است. یعنی بازخوانی سوسیالیستی از مدرنیته کردند. خوب بیایید روایت فردگرایانه از مدرنیته داشته باشیم. نمی توان از آزادی و عدالت تعبیر سنتی داشت و آن را به دنیای مدرن بسط داد. تعبیر از عدالت باید تعبیری امروزی باشد. تعبیر هزار سال پیش از عدالت برای امروز کارا نیست.

من به وجود ارزشهای جهان شمول باور دارم اما مضمون این ارزشها باید متناسب با وضعیت زندگی مدرن باشد. در اسلام حقوق برده به رسمیت شناخته شده اما در جهان امروز، بردگی مفهوم غریبی است و لذا برای طراحی حقوق مدرن، دیگر نمی توان از مفهوم برده استفاده کنیم. ما باید نگران سنت باشیم. سنت توسط بازخوانی نامطلوب، نامطلوب می شود و از طریق بازخوانی مطلوب، مطلوب می شود. به نظر من واژه اقتصاد اسلامی یا توسعه اسلامی واژه درست و موجهی نیست. اقتصاد اسلامی از نظر علمی یک ترکیب بی معنی است. کاملا معقول است که شما در اقتصاد، دغدغه ارزشهای اسلامی را داشته باشیم ولی اینکه قید اسلامی را به اقتصاد اضافه کنیم همان قدر غیرمعقول است که بخواهید فیزیک اسلامی بنا کنید. اگر کسی بخواهد اقتصاد اسلامی بنا کند هم به اسلام لطمه می زند و هم اقتصاد را خراب می کند. اقتصاد اسلامی یک سیستم موهوم است.

تاکید می کنم که می توان و باید ارزشهای دینی و اسلامی را در نظام اقتصادی لحاظ کرد. اما منطقی نیست که سیستم اقتصادی را از دین استخراج کنیم. برای من اصلا مفهوم نیست که چرا بعضی ها به دنبال استخراج همه چیز، از جمله اقتصاد از متن دین هستند. این یک اشتباه محض است. تمامیت و برتری دین اصلا به این نیست که همه چیز را از دین بجوییم. شارع اگر می خواست اقتصاد اسلامی بنویسد از همان ابتدا در متن کتاب می نوشت.

اشاره

۱. بی تردید نقد روشنفکری خصوصا در ایران، از مباحث میمون و با اهمیتی است که می تواند سرشت و سرنوشت بخشی از جامعه فرهنگی – سیاسی را ترسیم کند. البته چنان که بارها گفته شده، روشنفکری در ایران با آسیبها و بیماری هایی مواجه است که آنچه نویسنده بیان داشته است تنها اندکی از موارد بسیار است. اما آنچه در این باب از حساسیت بسیار برخوردار است، اینکه با منطق، مبانی، ارزشها و روشهای به عاریت گرفته شده از روشنفکری غرب نمی توان و نباید به نقد روشنفکری پرداخت; چرا که به دوری باطل گرفتار خواهیم آمد و به همان روش به نقد می پردازیم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *