توضیحات
فایل پاورپوینت کامل روضه های پس از عاشورا (حضرت ابوالفضل علیه السلام، حضرت زینب علیها السلام و امام سجاد علیه السلام)؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روضه های پس از عاشورا (حضرت ابوالفضل علیه السلام، حضرت زینب علیها السلام و امام سجاد علیه السلام)، محتوای خود را در قالب 47 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل روضه های پس از عاشورا (حضرت ابوالفضل علیه السلام، حضرت زینب علیها السلام و امام سجاد علیه السلام) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روضه های پس از عاشورا (حضرت ابوالفضل علیه السلام، حضرت زینب علیها السلام و امام سجاد علیه السلام) آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل روضه های پس از عاشورا (حضرت ابوالفضل علیه السلام، حضرت زینب علیها السلام و امام سجاد علیه السلام) بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل روضه های پس از عاشورا (حضرت ابوالفضل علیه السلام، حضرت زینب علیها السلام و امام سجاد علیه السلام) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روضه های پس از عاشورا (حضرت ابوالفضل علیه السلام، حضرت زینب علیها السلام و امام سجاد علیه السلام)، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روضه های پس از عاشورا (حضرت ابوالفضل علیه السلام، حضرت زینب علیها السلام و امام سجاد علیه السلام) :
مقدمه
در اینگونه مقالات هدف آن است که هم روضه خوانده شود، هم از کذب و مطالب سست دوری گردد. از این رو، بیش تر به چگونگی ورود به ذکر مصیبت، و ارائه تناسبها و پیوندها و فضاسازی و پردازش صحنه ها توجّه شده است. از باب هشدار به مبلّغان، داستان ذیل نقل می شود:
مرثیه خوان
شخصی نزد مرحوم صاحب مقامع که از عالمان بزرگ است رفت و گفت: شب گذشته خواب وحشتناکی دیدم؛ دیدم با این دندانهایم گوشتهای بدن امام حسین(ع) را می کنم. صاحب مقامع، از این سخن لرزید و سرش را پایین انداخت، لحظه ای فکر کرد و سر برداشت و پرسید: «تو مرثیه خوان هستی؟» عرض کردم: بلی. فرمود: از ین پس یا اساساً مرثیه خوانی را ترک کن و یا از کتابهای معتبر نقل کن! تو با این دروغهایت، گویی گوشت بدن امام حسین(ع) را با دندانهایت می کنی. این لطف خدا بود که در این رؤیا، این موضوع را به تو نشان دهند.[۱]
روضه حضرت ابا الفضل(ع)
زبان حال امام حسین(ع) هنگام شهادت حضرت ابوالفضل(ع) چنین بود:
الیَومُ نَامَت اَعیُنٌ بِکَ لَم تَنَم
وَ تَشَهَّدَت اُخرَی فَعَزَّ مَنَامُهَا[۲]
«(پس از شهادت حضرت) امروز به خواب راحت رفت چشمهایی که به سبب ترس از تو نمی خوابید؛ ولی از سوی دیگر بیدار ماند چشمهای دیگر [یعنی اهل بیت امام حسین(ع)] و به خواب نرفت.»
«السلَامُ علَیک أَیها الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع)؛ درود بر تو ای بنده نیکوکار، بنده ای که فرمانبردار خدا و رسولش و امیرمؤمنین و… بود.»
شاعر زبان حال امام(ع) را چنین سراییده:
قَد رَامَ یَلثِمُهُ فلَم یرَ موضِعاً
لَم یُدِمِهِ عَضُّ السِّلَاحِ فَیَلثِمُ
اَخَیَّ مَن یَحمِی بَنَاتَ مُحَمَّدٍ
إِن صِرنَ یستَرحِمنَ مَن لَا یَرحَمُ؛
[حسین(ع)] خم شد، تا پیکر [عباسش] را ببوسد؛ ولی زخم سلاح جایی را سالم نگذاشته بود تا ببوسد، [فریاد زد: ] وای برادر! چه کسی دختران پیامبر را حمایت کند، اگر درخواست کمکی داشته باشند؟ از کسانی که رحمی به دل ندارد.»[۳]
تا تو بودی خیمه ها آرام بود
دشمنم در کربلا ناکام بود
تا تو بودی من پناهی داشتم
با حضور تو سپاهی داشتم
تا تو بودی خیمه ها پاینده بود
کودک شیرخواره من زنده بود
تا تو بودی خیمه ها غارت نشد
بعد تو کس حافظ یارت نشد
تا تو بودی چهره ها نیلی نبود
دستها آماده سیلی نبود
تا تو بودی دست زینب باز بود
بودنت بهر حرم اعجاز بود
روضه حضرت ابا الفضل(ع) در مدینه
«بشیر» از کاروان بازماندگان کربلا جدا شد و به سفارش امام سجاد(ع) زودتر به شهر مدینه رفت تا خبر شهادت امام حسین(ع) و ورود بازماندگان را اعلام کند.
رثای اباالفضل(ع) و اشعار مادر
این مادر داغدیده هر روز در بقیع با فرزند حضرت عباس «عبیدالله » می آمد و مرثیه می خواند، اهل مدینه دور او جمع می شدند تا اشعار، مرثیه و روضه اش را بشنوند. وی شاعره ای فصیح بود. گفته اند که صورت چهار قبر را ترسیم می کرد و چنان حزین، ناله جگرسوز سر می داد که دل دوست و دشمن (حتی مروان) می سوخت و می گریستند. برخی از اشعارش را که اخفش در کامل مبرّد آورده چنین است:
یَا مَن رأی العَبَّاسَ کَرَّ عَلَی جَمَاهِیرِ النَقَد
وَ رَوَاه من أبنَاءِ حَیدَرَ کُلُّ لَیثٍ ذِی لَبَد
اُنبِئتُ أنَّ ابنِی اُصیبَ برَأسِهِ مَقطُوعَ یَدِ
وَیلِی عَلَی شِبِلی أمَالَ بِرَأسِهِ ضربُ العمَد
لَو کَانَ سَیفُکَ فِی یَدَیکَ لَمَا دَنَی مِنهُ أحَد[۴]
«ای آن کسی که دید عباس را که بر گروه های دشمن حمله کرد، فرزندان حیدر کرار پشتیبانش بودند. بسان شیران شجاع با یال و کوپال. به من خبر داده اند که ضربتی بر سرش وارد شده [من که باورم نمی شود؛ مگر آنکه عباسم بی دست بوده باشد]، در حالی که دستش قطع شده بود، وای بر من! به خاطر شیربچه ام. آیا عمود آهنین بر سرش وارد شده؟ فرزندم! اگر شمشیرت در دستت بود، هیچ کس نزدیکت نمی شد.»
لَا تَدَعُونِّی وَیک أم البنِین
تُذَکرِینِی بُلِیوثِ العَرِین
کانَت بَنُونٌ لِی أدعی بهِم
وَ الیومَ أصبَحتُ وَ لَا مِن بَنِین
أربَعَهٌ مِثلُ نُسُورِ الرَّبَی
قَد وَاصَلُوا المَوتَ بِقَطعِ الوَتِین
تَنَازَعَ الخِرصَانُ أشلَاءَهُم
فَکلُّهُم أمسَی صرِیعاً طَعِین
یا لَیتَ شِعرِی أکمَا أخبِرُوا
بِأنَّ عبَّاساً قطِیعَ الیمِین[۵]
وای بر تو! دیگر مرا امّ البنین صدا مزن؛ زیرا که مرا به یاد شیران بیشه شجاعت می اندازد. پسرانی داشتم که به خاطر آنان به من امّ البنین می گفتند؛ ولی امروز بی پسر شده ام. چهار نفر بودند بسان بازهای شکاری دوره دیده و ماهر، که به شهادت رسیدند و رگهای گردنشان را بریدند. نیزه ها با پیکر آنان نزاع و زد و خورد داشتند؛ ولی شبانگاه پیکر همگی با طعن نیزه ها بر زمین افتاده بود. ای کاش می دانستم، آیا همین گونه است که به من خبر دادند؟ آیا واقعیت دارد که عباسم بی دست شده؟
دیگر مرا امّ البنین نخوانید
دیگر مرا بر این سِمَت ندانید
امّ البنین بودم من ای عزیزان
آن دم که بودند چا ر ماهِ تابان
دیگر منِ محزون پسر ندارم
افسرده ام نور بصر ندارم
مخوان جانا دگر امّ البنینم
که من با محنت دنیا غمینم
مرا امّ البنین گفتند چون من
پسرها داشتم زان شاه دینم
جوانان هم یکی چون ماه تابان
بُدَندی از یسار و از یمینم
ولی امروز بی بال و پر هستم
نه فرزندان نه سلطان مبینم
مرا امّ البنین هر کس که خواند
کنم یاد از بنین نازنینم
وای از دل زینب
یکی از روضه خوانهای با تقوای تبریزی به نام «ملا سلطان علی» می گوید: در عالم رؤیا به محضر حضرت ولی عصر(عج) مشرف شدم، پرسیدم: این جمله «زیارت ناحیه مقدسه» صحیح است که: «فلَأَنْدُبَنَّک صبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْکینَّ عَلَیک بَدَلَ الدُّموعِ دَما؛[۶] پس هر صبح و شام برایت ای حسین(ع) به شدّت گریه و ندبه می کنم و جدّاً به جای اشک در عزایت خون می گریم»؟
فرمود: آری، عرض کردم: آیا کدام مصیبت است که در آن به جای اشک، خون گریه می کنند؟ آیا داغ علی اکبر است؟ پاسخ دادند: نه، اگر علی اکبر هم زنده بود، خون گریه می کرد. گفتم: آیا مقصود، مصبت حضرت عباس است؟ فرمودند: خیر؛ بلکه او هم اگر زنده بود، خون می گریست، گفتم: لابد مصیبت حضرت سید الشهدا(ع) است؟ فرمود: نه، او هم اگر زنده بود در این مصیبت خون گریه می کرد. پرسیدم: پس این کدام مصیبت است؟ فرمود: آن، مصیبت اسیری زینب(ع) است.[۷]
خطیب مشهور مرحوم حاج میرزا احمد سیبویه، از قول یکی از وعّاظ متّقی عراقی به نام «شیخ حسین سامرایی» نقل می کند: عصر جمعه ای به حرم ائمّه در سامرا و سرداب مقدس رفتم. دیدم احدی نیست. حال خوشی دست داد و متوجّه مقام حضرت صاحب(ع) شدم، از پشت سرم صدایی شنیدم. به زبان فارسی فرمود: به شیعیان و دوستان بگویید: خدا را به حقّ عمّه ام زینب(ع) قسم دهند که فَرَج مرا نزدیک گرداند.[۸]
از زبان دختر امام
فاطمه بنت الحسین(ع) می گوید: من نزد درِ خیمه ایستاده بودم که دشمن از دژخیم هجوم آورد. گوشواره ها را از گوشها و خلخالها را از پا می کشیدند، هر چه به دستشان می رسید، می ربودند. دخت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.