تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل رویکردهای نو در شرق شناسی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل رویکردهای نو در شرق شناسی شامل 73 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل رویکردهای نو در شرق شناسی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل رویکردهای نو در شرق شناسی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رویکردهای نو در شرق شناسی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رویکردهای نو در شرق شناسی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل رویکردهای نو در شرق شناسی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رویکردهای نو در شرق شناسی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل رویکردهای نو در شرق شناسی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رویکردهای نو در شرق شناسی :

سزاوار است در ابتدا، اشاره ای مختصری به مفاد و مراد واژگان محوری بحث داشته باشیم. واژه رویکرد در این بحث، با اندکی مسامحه هم به معنای سمت و سو به کار رفته است و هم به معنای ویژگیها. مراد از نو بودن نیز واقع شدن در محدوده زمانی دو سه دهه اخیر تا پیش از حادثه یازدهم سپتامبر است. بعد از حوادث یازدهم سپتامبر و تغییر فضای روابط غرب و شرق اسلامی و دگرگون شدن گفتمان حاکم بر روابط بین الملل و ورود دوباره نظامی گری به این عرصه، یک نوع جدید از شرق شناسی اسلامی در حال شکل گرفتن است که در بحث حاضر مورد نظر من نیست، چون هنوز قوام نیافته و زمان داوری در باره آن فرا نرسیده است.

گرچه می توان درباره جوهره، ابعاد و ویژگیهای این شرق شناسی در حال تولد، پیش بینی هائی داشت و اشاره ای مختصر به آن خواهم داشت. در اینجا تکیه بر سه دهه پیش تر از آن است. البته اصطلاح شرق شناسی با مطالعات شرقی و نیز اصطلاح اسلام شناسی با مطالعات اسلامی تفاوتهائی دارد که چون در این مقال، خیلی تعیین کننده نیست از آن می گذرم و با مسامحه آنها را به یک معنا به کار برده ام.

مرحله بندی زمانی مطالعات اسلامی در غرب متأثر از عواملی است که مرحله ای جدید را با ویژگی ها و رنگ و بوی جدید شکل می دهند. در موضوعات دیگر هم همین منطق حاکم است. مثلاً وقتی می خواهیم تاریخ ایران یا تاریخ فقه را از نظر زمانی دوره بندی کنیم آن را بر اساس پیدا شدن یک شخصیت تازه یا ورود یک فکر تازه یا یک تحول بنیادی و مانند آن تقسیم می کنیم. شرق شناسی هم به همین صورت است. ادوار شرق شناسی تابع مؤلفه هایی است که سبب تغییر جهت گیری ها و ویژگی های شرق شناسی در یک مقطع خاص شده است. بنابراین، تکیه بر دو سه دهه اخیر تنها بر اساس عامل زمانی نبوده است بلکه در این دوره چند متغیر پدید آمده که بر فعالیتهای شرق شناسان اثر داشته است و با شناخت این مؤلفه هاست که شرق شناسی اواخر هزاره دوم میلادی را می توان فهم کرد. این متغیرها و مؤلفه ها را در شش عنوان به شرح زیر می توان مد نظر قرار داد:

۱- پست مدرنیسم:

بدون تردید اولین و مهمترین عامل اثرگذار در استشراق نوین مقوله ای است به نام پست مدرنیسم. پست مدرنیسم با هر تعریفی که مد نظر باشد. پست مدرنیسم که تاریخ پیدایش آن را دهه هفتاد قرن بیستم می توان ذکر کرد واکنشی است به مدرنیسم که آن را زیر سؤال می برد؛ خواه آن را واکنشی مشروع و منطقی بدانیم یا واکنشی بی رحمانه و دیوانه وار. مدرنیسم خصایصی داشت که بر مطالعات اسلامی اثرگذار بود. وقتی اروپا به دوران پست مدرن قدم می گذارد، عملاً به نقد گذشته ای می پردازد که روزی در برابر آن خضوع تمام داشت و حرمت آن را با غیرت و تعصب پاس می داشت. شرق شناسی این دوره نیز نسبت به گذشته دیگر ارادت تام ندارد و به خود اجازه می دهد در برابر آنچه پیشینیان ارائه داده اند علامت سؤال بگذارد و آن را یکبار دیگر با نگاهی انتقادی ارزیابی کند. یا مثلاً اگر از دغدغه اعتبار دیگران به عنوان یکی از خصائص پست مدرنیسم نام برده اند، یعنی انسان پست مدرن باور دارد که دیگران هم هستند و آنها هم اعتبار دارند، مستشرق دوره پست مدرن هم دچار چنین دغدغه ای می شود و این دغدغه ردپای آشکاری در آثاری که تولید کرده است، دارد.

۲- رونق مباحث فلسفه زبانی و هرمنوتیک:

عامل دومی که بر شرق شناسی نوین بسیار اثر داشت رونق مباحث فلسفه زبانی و هرمنوتیک بود. یعنی مباحث مربوط به فهم متن و پیش فرضهای مؤثر در آن و تطبیق این مباحث با کتب مقدس مثل تورات و انجیل و سپس تعمیم آن بر هر کتابی که مقدس به حساب بیاید، مانند قرآن. بخش قابل توجهی از کارهایی که در این دو سه دهه از سوی اسلام شناسان غربی صورت گرفته آثاری است که به گونه ای متأثر از این مباحث است. طبعاً مباحث معرفتی دیگری هم در این دوره ها در غرب پیدا شده است، اما هیچیک مانند مباحث فلسفه زبانی بر مطالعات اسلامی تأثیر نگذاشته است.

۳- پیامدهای شورای دوم واتیکان:

گرچه این شورا یک دهه قبل تر یعنی در دهه شصت تشکیل شد، اما پیامدهای آن به تدریج در دهه های ۷۰ و ۸۰ آشکار شد. از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵ اصحاب کلیسا طی سه سال در شورایی که به شورای دوم واتیکان مشهور شد و از اهمیت خاصی برخوردار است، به بازنگری وضعیت کلیسای کاتولیک در جهان و چگونگی هم سو و متناسب کردن خود با مقتضیات دنیای جدید پرداختند. در این شورا اسلام به عنوان دین به رسمیت شناخته شد و نگرش ناهمدلانه و ناهمسازگرایانه پیشین مسیحیت کاتولیک به همسازگرائی و همدلی میل یافت و در بیانیه پایانی نیز به مسیحیان توصیه شد که مطابق همین گرایش مشی کنند. مدتی طول کشید تا اثرات این بیانیه به پیکره مسیحیت تزریق شود ولی رفته رفته پیامدهای این تجدیدنظر در چگونگی مواجهه مسیحیت با مسلمانها در زمینه های مختلف از جمله استشراق و اسلام شناسی به چشم خورد و اینگونه مطالعات از روح صلیبی فاصله گرفت.

۴- تبدیل مهاجران مسلمان به شهروندان اروپایی:

عامل دیگری که باید مد نظر قرار گیرد، حضور چشمگیر مسلمانان در اروپا در نیمه دوم قرن بیستم است که ابتدا در سطح مهاجران کارگر و خدماتی جویای کار بود و سپس به سطح نیروهای تحصیل کرده دارای شناسنامه اروپائی تبدیل شد. مثلاً در بعضی از کشورها مانند فرانسه که تا مدتها تعداد مؤسسات اسلامی از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کرد، ناگهان تعداد این سازمانها و انجمنها و سازمانها به صدها و بلکه هزارها مؤسسه افزایش یافت. در دهه های پایانی قرن بیستم، غرب (شامل اروپا و امریکا ) انسجام و یکپارچگی غیراسلامی بودن دوره های قبلی خود را از دست داد و به دو نوع غرب تبدیل شد: یکی غرب اسلامی و دیگری غرب غیر اسلامی. این مسأله، اثرات خاص خود را داشته است. اما در یکی دو دهه اخیر، این موضوع به عنوان یک مسأله مورد توجه دولت مردان اروپائی قرار گرفت و حساسیت آنها را برانگیخت. حضور این دسته از مسلمانان در نهادهای علمی تأثیراتی بر جهت گیری مطالعات اسلامی داشته است که به آن اشاره خواهیم کرد.

۵- پیروزی انقلاب اسلامی در ایران:

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تشکیل یک حکومت به نام دین، عامل دیگری است که نظر مستشرقان را به سوی اندیشه و جوامع شیعی جلب کرد و به سهم خود مطالعات اسلامی را در دهه های اخیر تحت تأثیر خود قرار داد.

استشراق نو که در فضایی متأثر از عوامل پنج گانه فوق شکل گرفت به صفات و رویکردهایی متمایز است که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- متن گروی:

یکی از ویژگیهای اسلام شناسی نوین، متن گروی است. در نقطه های آغازین پیدایش مطالعات اسلامی در شهرهای اروپائی مثل اسپانیا و ایتالیا تکیه روی متن دین یعنی قرآن بود، یعنی فعالیتهایی مثل ترجمه قرآن و بررسی آیات آن. در این دوره اگر از پیامبر می خواستند سخن بگویند، می کوشیدند به استناد متن یعنی قرآن سخن بگویند. بعدها متون علمی مسلمانان نیز مورد توجه قرار گرفت. بعد از رنسانس و تحولاتی که در اروپا به وجود آمد، نگاه از متن به جامعه معطوف شد و مظاهر اجتماعی دین مورد تأکید و بررسی قرار گرفت. وضعیت اجتماعی مسلمانها، نهادهای اجتماعی و مظاهر اجتماعی مثل معماری و امثال اینها محور قرار گرفت. این تغییر رویکرد از متن به واقعیت اجتماع در دوران رنسانس و عصر روشنگری اتفاق افتاد و گسترش یافت. اکنون دوباره بازگشت به متن یکبار دیگر اتفاق می افتد و البته با رویکردی جدید. مقالات متعددی که در باره مفهوم و حدود و ثغور واژگان قرآنی و یا ساختار سوره ها و یا مباحث بلاغی نوشته می شود در این چارچوب قابل درک است. همچنین مطالعاتی که در باره شیوه بیان و ادای مطالب در قرآن صورت گرفته و حتی مباحث مفصل مربوط به ترتیب نزول قرآن هم شاهدی دیگر در این زمینه است. درباره حدیث هم همین طور. مطالعاتی هم که در باره محتوای حدیث صورت گرفته، نشانه بازگشت توجه به متن است. این دسته از مطالعات از مباحث زبانشناسی و هرمنوتیک تأثیر پذیرفته است. این نوع مطالعات از مطالعه انتقادی کتاب مقدس و تحلیل آن آغاز شد و سپس به قرآن هم تسری یافت. طبیعی است که داوری در باره دستاوردهای این نوع مطالعات مقوله دیگری است.

۲- پذیرش قرآن به عنوان یک متن دینی :

نکته دوم، دینی دانستن قرآن است یعنی اعتراف به این که قرآن یک متن دینی است. این یک رویکرد جدید به حساب می آید. اعتراف به این که قرآن یک متن دینی است، الزاماً به مفهوم پذیرش وحیانی بودن آن نیست. اکثر مطالعات پیشین نسبت به قرآن بر این محور دور می زد که قرآن مجموعه ای است از خرافه ها و داستانهای نادرست و خیالبافی ها و خیالپردازی ها و مانند آن. این رویکرد به تدریج تحلیل می رود و به جای آن نگاه منصفانه به قرآن تقویت می شود و در قرن بیستم و به ویژه نیمه دوم قرن بیستم در یک نگاه پدیدارشناسانه، قرآن به عنوان کتاب مقدس شناخته می شود. به این معنا که مسلمانان می گویند قرآن کتاب مقدس ماست، پس ما هم می پذیریم که به عنوان کتاب مقدس به قرآن نگاه شود، نه این که واقعاً بر این باور باشند که قرآن به راستی کتاب مقدس است. قرار گرفتن قرآن در جایگاه یک کتاب مقدس، سبب می شود که قرآن را با عهدین مقایسه کنند و در چنین فضایی کسی مانند ویلفرد کنتول اسمیت Willfred Cantwell Smith در مقاله »یادداشتی درباره قرآن از دیدگاه تطبیقی« اعتراف می کند که قرآن به عنوان متن دینی از عهدین متکامل تر است. این مقاله در مجموعه مقالاتی که به چارلز آدامز پیشکش شده در سال ۱۹۹۱ به چاپ رسیده است. در اینجا در حقیقت یک گام به جلو برداشته می شود و افزون بر تن دادن به این که قرآن کتاب مقدس مسلمانان است، اعتقاد به یک نوع سنخیت و همترازی و همپیوندی قرآن با کتب مقدس مطرح می شود. جان ونزبرو John Wansbrough هم قرآن را به عنوان نقطه کمال رشد و مفهوم متن دینی در نظر می گیرد. یعنی این که از نظر او متن یک فرایندی را طی کرده و در اوج قله اش قرآن به عنوان یک نقطه کمال جای می گیرد. این موضع هم اعتقاد به پیوند و هم سنخی و همگونگی قرآن با کتب مقدس را گواهی می کند. ونزبرو در سال ۱۹۹۷م. کتابی به نام مطالعات قرآنی به چاپ رسانده است. این کتاب تأثیرات بسیاری بر مطالعات قرآنی در غرب داشته و تقریباً اکثر کسانی که اکنون درباره قرآن می نویسند به شکلی به این کتاب ارجاع می دهند، حال برای نقد و نفی یا به عنوان مؤید. شاید بتوان گفت محور اصلی این کتاب این است که قرآن به عنوان یک متن مقدس در یک دوره زمانی نزدیک به دو قرن شکل گرفته است. یعنی یکی دو قرن طول کشید تا مسلمانها به مجموعه ای به نام قرآن اعتقاد یافتند و این طور نبود که قرآن از آغاز یک مجموعه مدون و مورد پذیرش باشد، یعنی چیزی شبیه همان اعتقادی که آنها در مورد انجیل دارند. انجیل، آیات نازل شده بر عیسی مسیح علی نبینا و علیه الصلاه و السلام نیست، بلکه متنی است که در یک دوره تاریخی شکل گرفت. قرآن هم مانند انجیل در یک دوره تاریخی شکل گرفته است. البته مسلمانان نیاز داشتند به اینکه یک متن مدون داشته باشند تا فصل الخطاب باشد در باب منازعات یا فقه و مانند اینها. اما همان گونه که ملاحظه می فرمایید مقدس بودن قرآن دقیقاً به همان مفهومی که ما بدان باور داریم، نیست.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *