تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل رویکرد و شیوه تاریخ نگاری ابوریحان بیرونی با تکیه بر الآثار الباقیه – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد و شیوه تاریخ نگاری ابوریحان بیرونی با تکیه بر الآثار الباقیه شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد و شیوه تاریخ نگاری ابوریحان بیرونی با تکیه بر الآثار الباقیه گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رویکرد و شیوه تاریخ نگاری ابوریحان بیرونی با تکیه بر الآثار الباقیه با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رویکرد و شیوه تاریخ نگاری ابوریحان بیرونی با تکیه بر الآثار الباقیه از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رویکرد و شیوه تاریخ نگاری ابوریحان بیرونی با تکیه بر الآثار الباقیه با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد و شیوه تاریخ نگاری ابوریحان بیرونی با تکیه بر الآثار الباقیه را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رویکرد و شیوه تاریخ نگاری ابوریحان بیرونی با تکیه بر الآثار الباقیه :

مقدمه

ابو ریحان بیرونی، دانشمندی صاحب صلاحیت در علوم مختلف است. به ویژه در عرصه علوم طبیعی، آوازه و شهرتش بیش از سایر حوزه هاست. ازاین رو، از گذشته تاکنون، کم تراو را در عداد متفکران علوم انسانی، به ویژه علم تاریخ، به شمار آورده اند. هرچند اخیرابرخی از متفکران به مبانی تحلیلی و رویکرد ویژ بیرونی به تحولات اجتماعی توجه کرده و مطالبی در این خصوص نگاشته اند. اما هنوز آن گونه که شایسته و بایسته است، این بخش اززندگی علمی بیرونی ناشناخته مانده و نیازمند توجه بیشتری است.

بیرونی دارای تألیفات بسیاری بوده است. گفته می شود ۱۰۳ اثر در زمینه های مختلف نگاشته است(الآثار الباقیه، ۱۳۶۳، بیست).[۱] متأسفانه، بسیاری از این کتاب ها در گذر زمان ازمیان رفته اند و تنه بخشی بسیار کوچک از آنها به دست ما رسیده است. البته، همچنان کهدر مورد سایر متفکران رایج بوده، عمدتا کتاب های مشهور و اساسی آنان که شهرت و آوازه یبیشتری در محافل علمی و جامعه پیدا می نمودند، امکان ماندگاری بیشتری داشتند. آثار به جا مانده از بیرونی نیز دارای چنین ویژگی ممتازی است. یعنی همین تعداد اندک باقی مانده نیزمی تواند ما را در شناخت اندیشه های او در حوزه های گوناگون کمک نماید. از سوی دیگر، برای فهم حوزه های مختلف تخصص ابو ریحان، می توانیم به عناوین کتاب های وی، نگاهی گذرا بیندازیم. در این نگاه در میابیم که گرایش عمد او به سوی علوم تجربی و ریاضی و نجوم بوده است. امّا وی در کنار اشتغال به علوم طبیعی، پرداختن به مباحث تاریخی، فلسفی، عرفانی و فقهی را نیز مدّنظر داشته است.

شاید بتوان یکی از دلایل متفاوت بودن بیرونی در عرص علوم انسانی را همین بن مایه های عقلانی او در علوم تجربی دانست. با توجه به تربیت نقادانه و عقل گرایان علوم طبیعی، او با کار بست و تعمیم آن روش ها در علوم انسانی، مبدع نظرات و اندیشه های نوینیدر این حوزه گردید. به ویژه از منظر روش شناسی، دست آوردهای او حائز اهمیت است، که در جای خود به آن خواهیم پرداخت. اما متأسفانه روش او فراگیر و همگانی نشد و همچون ابن خلدون تک ستاره ای ماند که تکرار و تکثیر نگردید.

در عرص تایخ نگاری نیز، بیرونی کتاب هایی داشته که هیچ یک از آنها به دست ما نرسیدهاست. ازاین رو، بازسازی نگرش تاریخی بیرونی با دشواری های جدّی روبه روست. اما خوشبختانهدر آثار به جای مانده از او، به ویژه در کتاب الآثار الباقیه، نکات بسیاری پیرامون تاریخ، همدر عرص روش شناسی و هم در زمین داده های تاریخی وجود دارد، و از همین اطلاعاتمی توانیم تا حدودی نگاه تحلیلی و نگرش تاریخی بیرونی را دریابیم.

در این مقاله، تلاش ما براین است تا اصول تاریخ نگاری ابو ریحان را از لابه لای سطورکتاب هایش، به ویژه الآثار الباقیه، استخراج کنیم و افق فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دورانش رادریابیم. سپس، آگاهی ها و یافته های تاریخی ابو ریحان را در بوت نقد و بررسی از تفکر نقادانه وعقلانی اش در عرص علوم تجربی، در علوم اجتماعی نیز بهره برد؟ و اینکه، آیا او در توجهبه مسائل اجتماعی، و به ویژه تاریخ، دارای اصول ثابت و شناخته شده ای بوده است؟

از رهگذر پاسخ به این پرسش ها، فرضیات اصلی این نوشتار شکل می گیرد. نخست اینکه ابو ریحان نسبت به تاریخ رویکردی عقلانی و نقادانه داشته است و دائما در حال پژوهش وپرسش از درستی یا نادرستی روایات موجود بوده است. دوم اینکه او در تاریخ نگاری صاحب سبک بوده است. گرچه او در میان پژوهشگران کم تر به عنوان مورخ شناخته شده است، امااصول تاریخ نگاری که او به کار بست. بی شباهت با حوزه های تاریخ نگاری جدید نیست. ازاین رو شاید بتوان از سومین فرضی این نوشتار، که نزدیکی اندیشه های ابو ریحان با تاریخنگاری اجتماعی از یک سو و تاریخ نگاری انتقادی از سوی دیگر است، سخن به میان آورد؛ چرا که مهم ترین ویژگی تاریخ نگاری جدید، رویکرد نقادانه به داده های تاریخی است. کالینگ وود در کتاب مفهوم کلی تاریخ پیدایی تاریخ نگاری جدید را تأثیرپذیری مورخان ازشکل گیری معرفت شناسی نو که دکارت در رأس آن قرار دارد، می داند.

در قرون وسطی، مورخان جرئت شک و تردید دربار داده های تاریخی نداشتند واز هیچ سلاحی نیز برای داده هایی که مبتنی بر روایت های متنی بود، برخوردار نبودند؛ اما دردوران جدید، شکاکیت دکارتی زمینه ساز تاریخ نگاری انتقادی گردید. کالینگ وود نام این تحول را تاریخ نگاری دکارتی می گذارد و ویژگی های آن را چنین برمی شمارد: “… زیرا مانند فلسف دکارتی، برپای شکاکیت نظام یافته و شناسایی کامل اصول انتقادی مبتنی است. اندیش اصلی این مکتب جدید آن بود که گواهی مراجع مکتوب را تنها در فرایندی انتقادی، مبتنی بر دست کم سه قاعد روش، باید پذیرفت: ۱- قاعد تلویحی خود دکارت که هیچ مرجعی نباید ما را وادار کند که چیزی را که می دانیم نمی تواند رخ داده باشد، باور کنیم؛ ۲- این قاعده که مراجع مختلف باید باهم مواجهه داده و هماهنگ شوند؛ ۳- این قاعده که مراجعمکتوب باید با استفاده از مدارک غیر ادبی بررسی شوند. تاریخ حاصل به این نحو، هنوز برمراجع مکتوب، یا آنچه بیکن حافظه می خواند، مبتنی بود؛ ولی مورخان اکنون می آموختند که با مراجع خود با روحیه ای کاملا انتقادی طرف بشوند”(کالینگ وود، ۱۳۸۵، ۸۳).

تکامل رویکرد، بالا، همراه با نقد آن در عرصه های معرفت شناسی، اندیشه های جدیدتاریخ نگاری را رقم می زند، که درنهایت به تدوین و فهم روش مند از فلسف تاریخ منجرمی گردد. در این نوشتار، تلاش ما بیشتر معطوف به شناخت روش تاریخ نگاری ابو ریحان، وتا حد امکان، تطبیق آن با تاریخ نگاری جدید است و آگاهانه از ورود به عرص فلسفه ی تاریخ، که پی آمد منطقی رویکردهای نو به تاریخ است، اجتناب کرده ایم؛ زیرا تلاش ابو ریحانبیشتر در حیط تاریخ نگاری انتقادی قابل تحلیل است و همچنان که در متن مقاله خواهیم نوشت، روش او بسیار به شک دستوری دکارت و سه ویژگی ای که کالینگ وود برای اینشیو تاریخ نگاری به کار می برد، نزدیک است. البته برای تکمیل بحث، می توان براساسرویکردهای تاریخی مورخ مبانی ای معرفت شناختی برای کار او نیز فراهم کرد؛ به این معنا که حاصل تلاش او را در چارچوب معرفت شناسی قرار داد که برای آن می توان برساخت. چنان که مایکل استنفورد در تحلیلی کلی و بدون اشاره به مورخی خاص، از تلاش ذهنیمورخ برای رسیدن به حقیقت یا برساختن آن سخن می گوید(استنفورد، ۱۳۸۷، ۱۱۷). شناختناین احساسات ذهنی و تفسیرهای موجود، می تواند درک ما را از روش و یا رویکرد تاریخ نگاریرا بهتر نماید. لذا، این شیو نگرش نیز به نوعی در لایه های پنهان این نوشتار قابل رهگیری است، هرچند که برای تدوین مستقل آن نیازمند داده ها و آگاهی های بیشتری هستیم، که درمورد ابو ریحان این امکان فراهم نیست.

گرچه هدف اصلی در اینجا شناخت روش تاریخ نگاری ابو ریحان است، اما پیش از ورودبه بحث اصلی، ابتدا گذری تحلیلی برزندگی ابوریحان خواهیم داشت و در این گذر، زندگی او بیشتر در چارچوب تاریخ نگاری اندیشه مورد توجه قرار می گیرد؛ یعنی، توجه همزمان به رشد و تکامل ابو ریحان در بستر فکری و فرهنگی ای که در آن پرورش یافته است.

۱- زندگی و زمانه

پیش از آنکه به آثار و اندیشه های ابو ریحان بپردازیم، لازم است از زندگی و زمانه ای که درآن می زیست، آگاهی پیدا کنیم. زیرا امروزه برما مکشوف است شخصیت ها و اندیشمندان، از افق فرهنگی و سیاسی یا همان فضای فرهنگی ای که در آن پرورش یافته اند، تأثیر می پذیرند و بازتاب آن در اندیشه و کردارشان آشکار است. از این منظر، بررسی زندگی اشخاص و روندی که در مسیر رشد و شکوفایی گذرانده اند، و فضاهای فکری ای که تجربه کرده اند، دارای اهمیت است(بامر، ۱۳۸۰، ۲۵).

ابو ریحان، محمد بن احمد خوارزمی، در سال ۳۶۲ هجری قمری در شهر کاث، مرکزایالت خوارزم، در یک خانواد گم نام خوارزمی تبار متولد شد. گفته می شود لقب«بیرونی» نیز، به دلیل زاده شدن وی در بیرون خوارزم، به او داده شده است (مصاحب، ۱۳۴۵، ۳۵). خوارزم به دو معنا زادگاه ابو ریحان بوده است: تولد مادی و جسمی او در این سرزمین بوده، امامهم تر آنکه تربیت علمی و پرورش شخصیت او مدیون خوارزم است. به عبارت دیگر، تولدفکری و علمی بیرونی، حاصل حضورش در خوارزم بوده است. تردیدی نیست که بیرونی نیز، مانند بسیاری از بزرگان علم و ادب، از هوش و استعدادی سرشار برخوردار بود؛ اما اگر این هوش و استعداد با شرایط و زمانه ای که ابو ریحان در آن می زیست، همراه نمی شد، شاید تجلی ابو ریحان در تاریخ به شکل امروزیش نبود. به تعبیر یکی از نویسندگان، «بیرونی دانشمندی دیرآشناست که محیط فارغ از تعصبات خوارزم در تکوین شخصیت علمی او تأثیر بسزایی داشته است»(اذکایی، ۱۳۷۴، ۴۲).

روح حاکم بر آن دوران خوارزم، دانش پروری و علم دوستی حاکمان بوده است و همینروح حاکم”موجب شکوفایی فلسف ابن سینا، پژوهشگری بیرونی و حماسه سرایی فردوسیگردیده است”(همان، ۴۲). فضای آزاد اندیشی خوارزم باعث پیدایی استادان و عالمان برجسته ایشده بود؛ بزرگانی همچون ابو نصر منصور بن علی عراقی، ریاضی دان و منجم بزرگ ایرانی، و عبد الصمد عبد الاول بن عبد الصمد حکیم، استاد حکمت و علوم عقلی، که استادان ابو ریحانبیرونی نیز بودند، در این دوران می زیستند. این اساتید برجسته، نقش مهم در پرورش شخصیتابو ریحان و سمت گیری آیند او به سوی بهره بردن هرچه بیشتر از عقل، به منظور کشفحقیقت داشته اند. بیرونی دوران شاگردی خویش در مجلس درس استادان را به خوبی و با موفقیت طی کرد و آرام آرام آواز علم و دانش او در خوارزم طنین افکن شد. ازاین رو، مورد لطف و عنایت دربار خوارزم شاه قرار گرفت. این حضور در دربار، خود عاملی برای رشد بیشتر ابو ریحان گردید، زیرا فضای حاکم بر دربار، سرشار از علم دوستی و تشویق عالمان بود.

در دوره ای، ابو ریحان از خوارزم جدا شد و مدتی در دربار آل زیار گذرانید و کتاب مهم الآثار الباقیه عن القرون الخالیه را به نام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر(۳۸۸-۴۰۳ ه. ق) نگاشت. اما با استقرار مأمونیان در خوارزم، شهرت ایشان به علم دوستی دوباره ابو ریحان را به خوارزم کشانید(اذکایی، ۱۳۸۰، ۵۷۴). در دربار مأمونیان، او همراه با استادان برجسته ای که در دربار بودند روزگار را به نیکی می گذرانید. در این دوران، او برخی تجربیات امور سیاسی ودیوانی را نیز کسب کرد و مقام مشاور امیر مأمونی، ابو العباس، خدمت کرد. این حضور درخوارزم تا حمل غزنویان و سیطر آنان براین منطقه، ادامه داشت. از این زمان، او در دربارغزنویان حاضر شد، که نزدیک ۳۰ سال به طول انجامید. در طی این سال ها، او آزادی ورفاهی را که در خوارزم دارا بود، نداشت. به ویژه دوران محمود، دورانی سخت و توأم باسوء ظن نسبت به وی بود. اما این دوران نیز گذشت و ابو ریحان پس از گذر از دوران مشقت بار اولیه، که حتی منجر به زندانی شدن کوتاه مدت او گردید، در رکاب محمود در جنگ های جهادی حاضر شد.

توجه محمود به هند، عامل اصلی گرایش ابو ریحان بیرونی به شناخت هرچه بیشتر هند و تمدن آن گردید. شاید بتوان ما به ازای تاریخی آن را لشکر کشی ناپلئون به مصر دانست. زیرادر لشکر او نیز افرادی حضور داشتند که نخستین گام ها را در شناخت مصر و تمدن که نشبرداشتند(لوکاس، ۱۳۶۸، ۴۲۲). ابو ریحان نیز با حضور در هند، پیش از آنکه همچون فاتحان به جواهرات معابد و ثروت هند توجه کند، به تفاوت بنیادینی که بین هندیان و ایرانیان وسایر مسلمانان وجود داشت، توجه کرد. شاید گزاف نخواهد بود اگر بگوییم تلاش برایشناخت این تفاوت، نخستین مدرک محرک او برای شناخت هند گردید. وی در کتاب تحقیق ماللهند به دلایل این تفاوت ها اشاره می کند. به همین دلیل، تلاش بسیاری نمود تا مانند یک مردم شناسبه درون فرهنگ هندیان نفوذ کند و به تعبیر خودش، رنج بسیاری تحمل کرد تا توانست زبان سانسکریت را بیاموزد.

او در دوران حضورش در هند، هرگز روحی دانش پژوهی و حقیقت جویی خود رافراموش نکرد و اغراض سیاسی و مذهبی باعث نشد تا او قضاوتی شتاب زده انجام دهد. حتی به نظر می رسد که از اجباری که برتغییر دین هندیان وارد شده بود، ناخرسند بود و آن راکاری نابخردانه می پنداشت. زیرا به باور او، «این قوم به کلی با ما در دیانت جدا هستند و نهما، به چیزی از معتقدات آنان اقرار داریم، نه آنان به معتقدات ما…»(بیرونی، ۱۳۵۲، ۱۱). ابو ریحان در هند به تنهایی بار سنگینی بردوش خویش حمل می کرد. او تلاش کرد تا زمینه یشناخت دو جانبه از فرهنگ یکدیگر را فراهم کند: فرهنگ هند را به مسلمانان و سایر مللبشناساند، و از سوی دیگر هندیان را با آثار یونانی و ایرانی-اسلامی آشنا نماید. چرا که هندیان گمان می کردند، از آنان برتر و عالم تر وجود ندارد. به تعبیر بیرونی، «حتی برای آنان نقل شودیا بگویند: در خراسان و فارس عالمی است، این خبر را دروغ تلقی می کنند»(همان، ۱۳). ابن عبری دربار این تلاش بیرونی چنین قضاوت می کند: «او به هندوستان سفر کرد و چندینسال در آنجا توقف کرد و از دانشمندان هندی، علوم آنان را فرا گرفت و از طرفی علوم یونانیرا به آنان می آموخت»(ابن عبری، ۱۳۶۴، ۲۵۴).

با مرگ محمود غزنوی در ۴۲۱ ه‍-ق، ابو ریحان جمع بندی خود از مجموع مشاهداتو یادداشت هایش را در کتاب تحقیق ماللهند، ارائه کرد و سپس در دربار مسعود غزنوی با فراغبال بیشتری فعالیت های عملیش را پی گرفت و کتابی به نام قانون مسعودی نوشت و آن را بهسلطان غزنوی تقدیم کرد. او برای اینکه استغنا و استقلال خود را از دربار و حکومت نشاندهد، پیلوار سیمینی را که مسعود در قبال این کار به وی تقدیم داشت، نپذیرفت. از مجموعه یفعالیت های او در دربار غزنوی، اطلاعات زیادی در دست نیست، الاّ اینکه به تصنف کتب ورسائلی مشغول بود که متأسفانه اکثریت آنها از میان رفته اند. تاریخ درگذشت او نیز به وضوحمشخص نیست. اما گفته می شود درست ترین روایت، نوشت غضنفر تبریزی است که می گوید: «به خط شاگردش ابو الفضل سرخسی دیده شد که استاد در روز آدین ۲ رجب ۴۴۰ ه. ق درگذشت»(اذکایی، ۱۳۸۰، ۵۷۵).

۲- روش ها و یافته های نو در آثار بیرونی

پس از آگاهی از زندگی ابو ریحان و عواملی که در تکوین شخصیت و پیدایی آثار او نقش داشتند، اینک می توانیم با جست وجو در این آثار، اجزاء مختلف اندیشه و خدمات منحصر به فردی را که او به دانش و دانش پژوهان ارائه کرده است، پیدا کنیم. همان طور که قبلا نیز متذکر شدیم، ابو ریحان در حوزه های گوناگون اندیشیده و قلم زده و از سویی دیگر منابع در دسترس ما بسیار محدود است. ازاین رو، در این نوشتار فقط بخشی که مرتبط با تاریخ نگاریو مسائل مرتبط به آن است، مورد توجه قرار گرفته است. البته، شاید نیازی به تکرار نباشد که این نوشتار نمی تواند مدعی ارائ چارچوبی کامل از اندیشه های تاریخی ابو ریحان باشد. زیرا برای این کار باید تمام منابع منتشر شده و در دسترس به زبان های مختلف، مورد توجه ورجوع قرار گیرند. اما به رغم این کاستی، تلاش شده است تا با آنچه در دسترس بوده است، نقبیبه درون اندیش بیرونی زده و رویکرد و یافته های تاریخی او ارزیابی شود. البته، این روشنیز چندان به دور از معیارهای علمی و پژوهشی نیست. زیرا با تعمیم دادن و شناخت شخصیتاندیشمند، می توان تا حدودی چارچوب حاکم بر گفتمان فکری او را فهمید و تحلیل نمود.

۳- نگاهی تطبیقی به آراء بیرونی و تاریخ نگاری جدید

اگر در سنت ها، باورها و دست آوردهای فکری گذشت ملل پژوهش و جست وجو کنیم، حتما برخی از شباهت ها در نگرش و بینش گذشتگان را با امروزی ها مشاهده می کنیم. اما آنچه که روزگار ما را مدرن می سازد و از گذشته و ست متفاوت می کند، حاکمیت نگاهجدید به انسان، تاریخ، جامعه و هستی تحت تأثیر روش شناخت معرفت است.[۲] این تفاوت وتحول تقریبا در تمام حوزه های زندگی بشر قابل مشاهده است. علوم انسانی و در رأس آنتاریخ نیز آن را تجربه کرده است؛ مورخان به سوی علمی کردن شناخت تاریخی و درککلان و فیلسوفانه از تاریخ رفتند(برک، ۱۳۸۱، ۱۰).

در این بخش، تلاش ما براین است تا با بیان برخی ویژگی های مهم تاریخ نگاری عصرجدید و تحولاتی که در آن صورت گرفته است، تفاوت آن را با نگاه گذشته، آشکار نماییم. در این میان، نکت حائز اهمیت این است که پیوندی عمیق بین شکل گیری جامعه شناسیبا تاریخ وجود دارد و به نوعی این علم از دل تاریخ زاده شده است[۳]؛ به همین دلیل، بسیاری از جامعه شناسان، رویکردهای تاریخی گذشتگان را به نام جامعه شناسی مصادره به مطلوبکرده اند و همین خود عاملی است که برای بررسی رویکردهای جدید تاریخی، باید تحولات تاریخ و جامعه شناسی را به صورت توأمان مورد توجه قرار داد.

همان طور که اشاره کردیم، این رویکردهای نو بعضا در اندیش گذشتگان معادل هایی دارند. گاهی اوقات این شباهت و پیوستگی تا به اندازه ای است که حتی می توان گمان بردامروزی ها از طریق آنها به این اندیشه رسیده اند. اما واقعیت این است که چنین نیست، بلکه اندیش مدرن محصول تحولی همه جانبه و به هم پیوسته در زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادیو فرهنگی انسان است و ازاین رو این شرایط بسترساز این نوع اندیشه ها گردیده اند. اما آنچه درنزد گذشتگان بوده، حاصل نبوغ فردی و تلاش منحصر به فرد آنان بوده است. از شخصیت هایی که مورد توجه قرار گرفته، ابن خلدون است. به ویژه جامعه شناسان توجهی ویژه به او پیدا کرده اند. اما شخصیت دیگری که در این میان کم تر به آن پرداخته شده، ابو ریحان بیرونی است. البته، باز هم جامعه شناسان به سیاق معمول، تلاش هایی برای مصادره به مطلوب کردن ابو ریحان آغاز کرده و به ویژه پژوهش های هندشناسی او را در زمر علم مردم شناسی طبقه بندیکرده و طبق معمول تأثیرات نگاه تاریخی را کم رنگ و یا حتی حذف نموده اند. شاید نمونه یبارز این امر را در عناوی برخی مقالات نوشته شده بتوان به خوبی مشاهده کرد.[۴]

ازاین رو، در این نوشتار، تلاش ما براین است تا ابعاد تاریخی ابو ریحان بیرونی را، بیان کنیم. بهنظر می رسد آنچه ابو ریحان دربار دانش تاریخ نگاشته است، از چنان تازگی و طراوتی برخوردار است که می توان آن را هم طراز اندیشه های جدید تاریخ نگاری قلمداد کرد. برایاثبات این مدعا نکاتی کلی پیرامون تاریخ نگاری مدرن عرضه می شود و سپس ما به ازای آن درنگاه تاریخی ابو ریحان ارائه می گردد.

الف. کلی نگری

اگر بخواهیم به طور خلاصه چند ویژگی را برای تاریخ نگاری مدرن بیان کنیم، «کل نگری». در رأس قرار می گیرد.[۵] به این معنا که در دوران جدید تحولات به صورت منفرد و انتزاعیتحلیل نمی گردد، بلکه در مجموعه ای از تحولات و در طول زمان تحلیل می شود، یعنی همپدیده ها و ساختارهای همزمان با واقعه اهمیت پیدا می کنند، هم آنچه که در گذشته بودهاست. همین نگاه، باعث شد در قرون متأخر اندیشمندان برای شناخت قوانین حاکم بر تغییرجوامع تلاش کنند و همچنین در این نگاه، تفاوت جوامع به رسمیت شناخته می شود و ارزشداوری صورت نمی گیرد. یکی از نکات مهم در این بخش، توجه به کل تاریخ و درک به همپیوسته از تاریخ است. در دوران جدید، تاریخ به صورت قطعات جدای از هم دیده نمی شود؛ بلکه درک کلی از تاریخ مهم است و همین مسئله نیز زمینه را برای نظریه پردازی در تاریخ وبیان قانون مندی آن فراهم کرد.

نظریه پردازان عرص تاریخ، عموما در قرن های هجده و نوزده ظهور کردند. اما بی تردیدریش کار آنان در قرون گذشته قرار داشت، مورخانی که توجه شان به کل تاریخ و ارائه یروایتی منسجم و به هم پیوسته از آن جلب شد. درک همزمان تاریخ جوامع مختلف، یکی ازویژگی های تاریخ نگاری مدرن به شمار می آید. یکی از کسانی که دربار او به نوعی اتفاق نظر وجود دارد به طوری که سرآغاز شکل نوینی از تاریخ نگاری بود، ادوارد گیبون مورخ قرن هیجدهم انگلیس است. کار او، علاوه بر فلسفی نگریستند به تاریخ (همیلتون، ۱۳۸۵، ۶۲)، وصف دقیق از چگونگی تسلسل اجراء وقایع امپراطوری روم است(گیبون، ۱۳۷۰، ۷). اگر چنینتلاش هایی نبود، هرگز تاریخ نگاری کلان نگر، که در پی کشف قوانین حاکم بر تاریخ باشد، شکل نمی گرفت.

اگر بخواهیم نسبت ابو ریحان را با تاریخ نگاری نوین بسنجیم، باید او را در جایگاهیهمچون گیبون قرار دهیم؛ چرا که او چنان به بازسازی تاریخ می پردازد که در نوع خود کم نظیر و حتی بی نظیر است. طرح ابو ریحان برای تنظیم تاریخ ملل شناخته شده تا آن زمان وارائ روایتی درست و دقیق از تاریخ رخدادها، در جایی که دربار تاریخ در نزد امم سخنمی گوید، شکل می گیرد. البته، منظور او از تاریخ، تقویم و گاه شماری است. اما همچنان که خود می گوید، او با شناخت مهم ترین نوع تاریخ نگاری های آن روزگار، تلاش می کند تا نقاط پیوند و اختلاف آنها را بشناسد. سپس، براساس این فهم، جداولی از مهم ترین سلسله ها و طول مدت حکم رانی حاکمان ترسیم می کند.

این اقدام او تاریخ را از حالت جزئی نگر و توجه به یک دوره از حکمرانی فراتر می بردو زمینه را برای درک کلی از تاریخ فراهم می کند. از سوی دیگر، این کار زمین مقایسه را فراهم می آورد. البته، ابو ریحان از این دست آورد برای پاسخ به برخی امور غامض در تاریخ استفاده می کند و چندان به کار استخراج قانون، آن گونه که ابن خلدون انجام داد، نمی پردازد؛ اما بی تردید این اقدام او به نوعی برای کسانی همچون ابن خلدون راه گشا بوده است. زیرا راهرا برای فهم کلان و به هم پیوست تاریخ فراهم کرد و برای خودش نیز در شیو نگرش اوبه تاریخ تحولی بزرگ پدید آورد. یعنی، هنگام تحلیل یک مسئله، تمام عوامل مؤثر را مورد توجه قرار می داد و به نقل حادثه بسنده نمی کرد، ازاین رو توانست در بعضی مشهورات تاریخ تشکیک ایجاد کند، که بعدا به بخشی از این یافته های تاریخی اشاره می کنیم. در موارد نادری نیز تلاش او برای ارائه روایت کلان از رخدادهای تاریخی دیده می شود.

شاید او نخستین کسی باشد که به نوعی، افراد ناشناخته شده در مبارزات مذهبی و مدعیان پیامبری را در برابر دین اصلی در یک جا مورد توجه قرار داده است. از زمانی و مزدک تا مسیلمه و به آفرید و المقنع را در یک جا تحلیل کرده و اندیشه ها و شیوه های آنان را مورد توجه قرار داده است. درحالی که دیگران هر پدیده ای را به صورت تجریدی و جزئی مورد مطالعه قرار می دادند. او تلاش می کند تا بروز و چگونگی ظهور این جماعت را در تاریخ تئوریزه(نظریه پردازیه) کند و به نوعی منطق ظهور آنان را یکسان می شمارد. او می نویسد: “میان انبیا و ملوک جماعتی از متنبئین ظاهر شدند که کتاب از شمار آنان قاصر است. برخی هلاک شدند، بدون آنکه کسی از آنان پیروی کند، و جز نامی در صفح روزگار نگذاشته. برخی دیگر را امتی متابعت کردند و قوانین ایشان در نزد این امت باقی و پاینده ماند؛ و این امم تاریخ ایشان را ذکر می کنند. پس ما باید که تواریخ مشهور ایشان را ذکر کنیم”(بیرونی، ۱۳۶۳، ۲۹۳). او در ادامه بررسی اش دلیل مهم این اقدامات را ریشه در ادبیات رمزگون ادیان می شناسدو به نوعی آن را برای اکثر این مدعیان صادق می داند(همان، ۳۰۳). این کار او بی تردید ثمر نگاه کلان و به هم پیوسته اش به تاریخ است. وی در همین جا سخن از کتابی به میان می آورد که دربار قرامطه و مبیضه(همان، ۳۱۹)نوشته، که متاسفانه از میان رفته است. امامی توان حدس زد با این نگرش ابو ریحان، او درصدد ارائ تحلیلی متفاوت دربار اینجریانات تاریخی بوده است؛ امری که بعدها در تاریخ تحولات جوامع اسلامی به فراموشی سپرده شد و درک به هم پیوست تاریخ برای غلبه برمشکلات و نارسایی ها هرگز جدی گرفته نشد.

اثر عملی دیگر این رویکرد ابو ریح

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *