تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ریشه های فکری داعش؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه های فکری داعش شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه های فکری داعش را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل ریشه های فکری داعش با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه های فکری داعش با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه های فکری داعش تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه های فکری داعش را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ریشه های فکری داعش :

مقدمه

یکی از گروه های بنیادگرای سلفی که در منطقه خاورمیانه رشد کرد و با بهره گیری از این سیستم ارتباطی توانسته افراد و گروه های خاص را از اقصی نقاط جهان جذب کند. «دولت اسلامی عراق و شام» موسوم به «داعش » بود. حال سؤال این است که فایل پاورپوینت کامل ریشه های فکری داعش کدامند؟ ریشه های فکری و اساس شکل گیری جریان ها و گروه های مذهبی افراطی را باید در صفحات تاریخ جستجو کرد و امروزه می بینیم که شکل تکامل یافته این گروه ها در قالب داعش نمایان می شود، اندیشه احیای گذشته و شکوه گذشته در تمام دوران ها و در همه گروه ها و حکومت های گذشته وجود داشته. حال در بعضی مواقع اندیشه این احیا ملی بوده که در شکل ناسیونالیسم میهنی بروز پیدا کرده و گاه به صورت افراطی گری دینی بوده که در نهایت به صورت گروه بنیادگرای نظیر داعش یا دیگر گروه های افراطی بروز یافته است. بعد از جنگ اعراب و اسرائیل و طرح ریزی سیاست آمریکا برای تسلط بر منطقه؛ در دی ( دسامبر ) پس از حمله شوروی به افغانستان و اشغال آن و تلاش شوروی برای تسلط بر افغانستان امریکا را بر آن داشت تا راهکاری برای مقابله با این جریان پیدا کند. این راهکار چیزی نبود جز چراغ سبز آمریکایی ها به بنیادگرایان سلفی، آمریکا برای فراخواندن جهادگرایان از سراسر جهان عرب و پروراندن ایده بنیادگرایی در بازگشت به افکار تئوریسین های اخوان المسلمین مصر همچون سید قطب، و پایه گذاری معجون جدیدی به نام جهادگرایان شد تا به وسیله آنان بتوانند جلوی نفوذ شوروی در افغانستان، و به تبع آن در منطقه را بگیرند. ایده تشکیل سازمان القاعده در همین زمان شکل گرفت. این گردهمایی، فرصتی برای رفاقت ها و پایه گذاری فعالیت های بعدی را فراهم کرد که فعالیت بعدی آنان تشکیل القاعده عراق در سال ۲۰۰۴ و بعد از آن شکل گیری گروهی به نام داعش بود. ما در این پژوهش برآنیم که به بررسی ریشه های شکل گیری تفکر داعش بپردازیم. در بررسی فایل پاورپوینت کامل ریشه های فکری داعش ابتدا به بررسی بنیادگرایی مؤلفه ای که غرب داعش را با آن معرفی می کنند خواهیم پرداخت تا به شناختی واضح از جایگاه داعش در روند جریان های بنیادگرا در منطقه دست یابیم بعد از بررسی مفهوم بنیادگرایی به بررسی خاستگاه فکری داعش و ارتباط آن با تفکر سلفی و شناخت آن خواهیم پرداخت.

بنیادگرایی

کلم بنیادگرایی برگرفته از کلم لاتینی fundamentum به معنای شالوده و اساس است. بنیادگرایی یک اصطلاح قدیمی است که در گذشته در مورد متعصبین مذهبی، بخصوص آن دسته از مسیحیانی که حاضر به پذیرفتن هیچگونه تعبیر و تفسیر و انحرافی در کتاب مقدس نیستند، به کار می رفت. (طلوعی، محمود؛ فرهنگ جامع سیاسی، تهران، بی نا، ۱۳۷۲، ص ۲۸۵- ) و ایدئولوژی سیاسی مبتنی بر سیاسی کردن دین با هدف استقرار بخشیدن حاکمیت خدا بر نظام دنیوی است. (لیپست، ۱۳۸۳: ۱/۴۰۱ ) اصطلاحاً بنیادگرا به کسی اطلاق می شود که معتقد به معنای تحت اللفظی و کلمه به کلم محتوای کتاب مقدس است و خود را مقید به تفسیر آن نمی داند. (آقابخشی، ۱۳۷۴: ۱۳۹). بنیادگرایی برای نخستین بار در مباحثی در درون مذهب پروتستان امریکایی، در اوایل قرن بیستم به کار رفت. بین سال های ۱۹۱۰ و ۱۹۱۵، پروتستان های کلیسای انجیلی یک رشته جزوات را تحت عنوان مبانی منتشر کردند و طی آن به تأیید خطاناپذیری یا حقیقت نص کتاب مقدس در برابر تفسیرهای جدید از مسیحیت، پرداختند. با این حال، واژ بنیادگرایی در کاربرد معاصر آن، مرتبط با تمامی ادیان بزرگ جهان است (اسلام، یهود، هندویسیم، آیین سیک، بودا و مسیحیت) و به عنوان نوعی حرکت یا طرح دینی– سیاسی به شمار می آید، نه یک ادعای محض حقیقت نص متون کتاب های مقدس. (هی وود؛ ۱۳۷۹: ۴۹۵) بنیادگرایی یک روش تفکر است که بر طبق آن، اصولی را که دارای اعتبار تغییر ناپذیر و فوق العاده ای می باشند، صرف نظر از محتوای آنها، به عنوان حقایق اساسی به شمار می آورد. لذا وجوه اشتراک بنیادگرایی های حقیقی، اندک است یا اساساً وجه اشتراکی ندارند، جز آن که هوادارانشان مایل اند که جدیت یا اشتیاقی را ابراز کنند که زائید ایمان مکتبی است. گرچه بنیادگرایی معمولاً تداعی کنند دین و نص گرایی متون مقدس است، اما در آیین های سیاسی نیز یافت می شود. حتی می توان گفت که شکاکیت لیبرالیستی نیز حاوی این اعتقاد بنیادگرایانه است که تمامی نظریه ها بایستی مورد تردید قرارگیرند (به جز نظری لیبرالیستی). هر چند که واژ بنیادگرایی غالباً در معنای منفی به کاربرده می شود تا بیانگر نرمش ناپذیری، جزم اندیشی و اقتدارگرایی باشد، اما بنیادگرایی ضمناً می تواند موجب از خودگذشتگی و ایثار به خاطر یک اصل اعتقادی باشد. (همان: ۵۱۰- )

ویژگی ها و دیدگاه های بنیادگرایی

در سراسر جهان، اعتراضی رو به رشد علیه روشنگری از جانب بنیادگرایان در جریان است. بنیادگرایان مانند محافظه کاران، سکولاریزه کردن و اعتقاد مدرنیسم به استدلال، شک و تردید علمی و رشد و ترقی مادی را رد می نمایند. همچنین بنیادگرایان تأکید محافظه کاران بر کثرت گرایی، تنوع و دگرگونی تکاملی را تنزل مرتبه می دهند. از دیدگاه آنان، وحدت گرایی ایدئولوژیک، انحصارگرایی، سادگی، و دگرگونی مکاشفه ای بر اعتقاد به کثرت گرایی، شمولیت، پیچیدگی و دگرگونی اجتماعی تدریجی پیروز می شود. بر طبق نظری معترضان بنیادگرا، جامعه باید اصالت و خلوص ریشه های مقدسش را احیا نماید. آنان تمایز دقیقی را بین امور عمومی و خصوصی، بین نگرانی های مقدس و سکولار و بین واقعیت هنجاری و تجربی قائل نیستند. ارزش های مقدس و منافع مادی سکولار باید به هم آمیخته شوند، نه اینکه از یکدیگر جدا فرض شوند. قوانین، سیاست ها و مؤسسات دولتی باید بر پای بنیانی مذهبی بنا شوند. از دیدگاه بنیادگرایان، اهداف اصلی حکومت حول محور تنظیم اخلاق خصوصی و عمومی است. مدارس و دادگاه ها باید مجدداً ارزش های اخلاقی را به اجتماع بازگردانند. در کنار دیگر مؤسسات دولتی، مدارس و دادگاه ها باید اجتماع را از صداها و قرائت های مدرن همچون زناشویی قبل از ازدواج، مستهجن نویسی، سقط جنین، همجنس بازی، اعتیاد به مواد مخدر، قماربازی و اعتیاد به مشروبات الکلی پاکسازی نمایند. مدارس عمومی باید نیایش های ارتدکسی را اجرا نمایند و ارزش های سنتی مذهبی را آموزش دهند. دادگاه ها باید قوانین مذهبی را بر اساس تفسیر ادبی از نوشته های مقدس که فقط شامل یک معنای غیرقابل تغییر برای همه زمان ها است، اعمال نمایند. به جای تاکید بر حقوقِ خودابزاریِ فردی، بنیادگرایان از اهمیت والای مؤسسات جمعی از قبیل خانواده، ملت و جامع مذهبی دفاع می کنند. آنان خواهان سیاست های عمومی برای اعاد سلامت این مؤسسات جمعی هستند. تفسیر بنیادگرایانه از تعامل بین حاکمان و حکومت شوندگان، بعضاً از هیچکدام از آزادی های مدنی و برابری سیاسی حمایت نمی کند، آزادی سیاسی را در بردارند حقوق گروه های منحرف برای اشاعه افکار منحط و نادرست می داند. بنیادگرایان با حمایت از عادات و رسوم پدرسالارانه، خواستار انقیاد زنان از شوهران و پدرانشان هستند. زنان به طور سنتی نقش های تابع در پرورش و رشد کودکان و حفظ ارزش های فامیلی داشته اند. مردان صلاحیت تفسیر نوشته های مقدس را داشته اند، مؤسسات دولتی را اداره کرده اند و سیاستگذاری عمومی تحت سیطر و سلط آنان است. (ای ایتر، ۱۳۸۱: ۸۴)

تفاوت های بنیادگرایی

بنیادگرایی ها دست کم به سه طریق عمده با یکدیگر تفاوت دارند. تفاوت اول این است که آن ها از ادیان مختلفی نشأت گرفته اند. گرچه تمامی ادیان موجد جنبش های بنیادگرا یا از سنخ بنیادگرا بوده اند، اما امکان دارد که برخی ادیان به لحاظ تحولات بنیادگرایی، مستعدتر باشند یا موانع کمتری را فراراه ظهور بنیادگرایی قرار دهند. در این مورد، اسلام و مسیحیت پروتستان را محتمل ترین مذاهب برای ایجاد سریع جنبش های بنیادگرا دانسته اند، زیرا کتاب مقدس هر یک از آن ها فقط شامل یک کتاب است، و نیز معتقدند که مؤمنان می توانند مستقیماً به عالم معنوی دست یابند، بی آن که این دست یابی فقط در اختیار مراجع معتبر دینی باشد.

تفاوت دوم این است که، بنیادگرایان در جوامع بسیار متفاوتی ظاهر می شوند و لذا میزان تأثیرگذاری و ماهیت جنبش های بنیادگرا در اثر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی جامعه ای است که از آن برمی خیزند. و بالاخره تفاوت سوم اینکه، بنیادگرایان بر حسب آرمان سیاسی شان، با یکدیگر تفاوت دارند. این آرمان ها به طور وسیعی در سه طبقه قرار می گیرند: بنیادگرایی دینی را می توان به عنوان یک وسیل دستیابی به تجدید حیات کامل (جامعه) که از جاذب خاصی برای مردمان در حاشیه قرار گرفته یا تحت ستم برخوردار است، به شمار آورد، به عنوان راهی برای تحکیم موقعیت یک رهبر یا حکومت نامحبوب از طریق ایجاد یک فرهنگ سیاسی واحد؛ یا به عنوان وسیله ای در راستای تحکیم یک هویت ملی یا قومی. (هی وود، ۱۳۷۹: ۵۱۶ )

بنیادگرایی اسلامی

نهضتی که بر ارزش های اولی اسلامی معتقد است و پیروزی کشورهای اسلامی را در بازگشت به آن ارزش ها می داند و نه از الگوی کشورهای غربی برای پیروی استفاده می کند و نه از الگوی کشورهای شرقی. این واژه معمولاً از سوی رسانه های گروهی غرب برای اشاره به جنبش های اسلامی، احیاگری اسلامی، اصولگرایی اسلامی و رستاخیز اسلامی و یا بیداری اسلامی به کار رفته است. احیاگری اسلامی به معنی بازگشت به اصول بی آلایش اسلامی، بازگشت به قرآن و سنت نبوی در سطوح مختلف فردی و جمعی است؛

ویژگی های آن عبارت اند از: پایگاه مردمی و سرعت انتشار آن در جوامع اسلامی و حتی در جوامع غیراسلامی دور و نزدیک، ویژگی انقلابی گری که از آن به عنوان جهاد یاد می شود، جهان شمولی اسلامی، گستردگی بین طبقات مختلف (آقابخشی، ۱۳۷۴: ۱۷۳) بنیادگرایی در اسلام به معنای اعتقاد به حقیقت لفظی (نص گرایی) قرآن نیست زیرا همه مسلمانان این حقیقت را پذیرفته اند و از این حیث، تمامی مسلمانان بنیادگرا می باشند؛ بلکه به معنای یک ایمان قوی و خدشه ناپذیر به عقاید اسلامی به عنوان اصول بسیار مهم حیات اجتماعی و سیاسی، و نیز اخلاق فردی است. بنیادگرایان اسلامی مایل اند که برتری دین بر سیاست را برقرار نمایند، یک دین سالاری که توسط پیشوایان دینی رهبری می شود، نه به وسیله مقامات غیرمذهبی، و نیز اجرای شریعت (یا قانون اساسی ) بر اساس اصول بیان شده در قرآن (هی وود، ۱۳۷۹: ۵۱۷) اساساً آنچه که در جهان اسلام به آن به عنوان بنیادگرایی اشاره می شود، تعداد فزایند گروه ها، انجمن ها و جنبش هایی است که به جنبش های اصلاحی اسلامی سابق از قرن نوزدهم به بعد انتقاد می کند. گمان می شود که جنبش اولی با برنام غربی تطابق داده شده است. این گروه ها حاکمان و حکومت های غیرمذهبی (سکولار ) در منطقه را نیز بخاطر ناتوانی در حفظ رفاه امت (جامعه مؤمنان)؛ عدم انجام تعهدات اسلامی نسبت به جامع اسلامی و یا به خاطر فشار مورد انتقاد قرار می دهند. این گرایش اصلاح اسلامی در قرن نوزدهم توسط سیدجمال الدین اسدآبادی (افغانی)(۱۸۹۷-۱۸۳۷) و محمد عبده (۱۹۰۵-۱۸۴۹) به جریان افتاد. پس از آن، دفاع از احیاء اسلام و جامع اسلامی بر این جریان مسلط شد چون سرنوشت جهان اسلام به نحوه فزاینده ای در اختیار قدرت های اروپایی بود که به دلخواه خود به آن شکل می دادند (مک لین، ۱۳۸۱: ۴۱۶). جنبش بازگشت به ریشه ها و اصول اسلامی در آغاز قرن چهاردهم اسلام، پویایی درونی نیرومندی کسب کرده و مظاهر سیاسی، اقتصادی و استراتژیک عمده ای از خود بجای گذاشته است. بنیادگرایی اسلام، در شکل مبارزاتی اش در عرض ده گذشته در کشورهای مختلف جلوه گر شده است که تعدادی از آن ها عبارت اند از:

۱- تسخیر مسجد بزرگ کعبه در عربستان سعودی.

۲- بروز ناآرامی ها در استان شرقی عربستان سعودی.

۳- مقاومت در برابر اشغال افغانستان از سوی شوروی.

۴- قیام علیه رژیم بعثی در سوریه.

۵- مخالفت مسلحانه با رژیم بعث عراق.

۶- ترور انور سادات رئیس جمهور مصر.

۷- حملات انتحاری و مبارز مسلحانه علیه نیروهای اسرائیلی، امریکایی، فرانسوی در لبنان.

۸- بروز ناآرامی ها در بحرین و بمب گذاری در کویت.

۹- شورش و تظاهرات در الجزایر، تونس و مراکش (دکمجیان، ۱۳۷۷: ۲۱)

استدلال های جزم گرایانه بعضی گروهای اسلام گرا همانند دیگر گروه های بنیادگرای مذهبی در دیگر کشورهای جهان در برخورد با تغییرات اجتماعی، اقتصادی و تکنولوژیک باعث شده تا دین اسلام به عنوان یک دین بنیادگرا در نظر مغرب زمین نگریسته شود. تأکید بر تقدس و برتری یک سری از دلایل و استدلالات دین اسلام بر دیگر جنبه های آن باعث شده تا بنیادگرایان خط تمایزی بین ؛خودی ها؛ و ؛غیرخودی ها؛ ترسیم نمایند. در این تفاوت گذاری غیرخودی ها به عنوان فردیت انسانی شناخته نمی شوند. (مارتین، ۱۳۸۳: ۱/۴۰۲) و مهدورالدم تلقی می گردند. این نگرش به افراد توسط بنیادگراهای اسلامی دقیقاً آن روی سکه بنیادگرایی یهودی و مسیحیت است. چون آن ها نیز چنین نگرشی را به جوامع اسلامی دارند. به واقع موضع گیری و طرد استدلال های دینی مسلمانان به طورکلی و قرار دادن غرب به عنوان برتری آرمانی و جنب خوب ارزش های انسانی باعث شده تا خود مدرنیته که از کثرت گرایی و عرف گرایی در برابر سنت گرایی و جزم گرایی دنیای اسلام دفاع می کند نوعی بنیادگرایی محسوب شود. به واقع خارج شدن از حد وسط و تعادل کارکردهای عقلانیت و سنت ها باعث بوجود آمدن نگرش های بنیادگرایانه به امور می شود. همان گونه که در برخوردهای بین جهان اسلام و غرب، بنیادگراهای اسلامی و غربی در طرد یکدیگر استفاده می نمایند. قرائت مردم سالاری دینی در انقلاب اسلامی ایران که هم مبانی پیشرفت مدرنیته را می پذیرد و هم بر بنیادهای دینی و سنتی خود برای نشان دادن هویت ایرانی مستقل تأکید دارد باعث شد تا قرائتی معتبر و محکم با نام همراهی دین و سیاست در ایران به جهان نشان داده شود و اسلام ناب محمدی (ص) از اسلام افراطی در عرص عمل به همگان نشان داده شود.

سلفی

به گروهی از مسلمانان اهل سنت گفته می شود که به دین اسلام تمسک جسته و خود را پیرو سلف صالح می دانند و در عمل و اعتقادات خود از پیامبر اسلام، صحابه و تابعین تبعیت می کنند. سلفی ها تنها قرآن و سنت را منابع احکام و تصمیمات خود می دانند. (Shahin، ؛Salafyah؛، Oxford) سلفی گری دو رکن اساسی دارد: یکی بازگشت به شیو زندگی و مرام سلف صالح و در نهایت سنت حجاز و به خصوص سنت اهل مدینه در سال پیش، و دوم مبارزه با بدعت، یعنی هر چیزی که سلفی ها جدید و خلاف سنت می دانند. (http: //www. jomhouriat. ir /fa /content/16531/). سلفی های معاصر بر معنی خاصی از توحید تأکید زیادی دارند که باعث می شود افراد بسیاری «نامعتقد» به آن تلقی گردند. Lauziere)، THE CONSTRUCTION OF SALAFIYYA، ۳۶۹ –۳۸۹ ). سلف یا سلف صالح (عربی: السلف الصالح) به معنی پیشگامان درستکار و عادل است. در اصطلاح خاص اسلامی، سلف به سه گروه زیر اطلاق می شود. (. Shahin، ؛Salafyah؛، Oxford)

صحابه: (عربی: الصحابه، «یاران پیغمبر اسلام») به معنی کسانی است که محمد را دیده و در زمان حیات او، دین اسلام را پذیرفته اند.

تابعین: (عربی: التابعین، «پیروی کنندگان») به کسانی که زمان حیات محمد را درک نکردند اما صحابه محمد را دیده و در زمان حیات آن ها دین اسلام را پذیرفته اند، و در حال ایمان مرده اند، لفظ تابعی اطلاق می شود.

تابع تابعین: (عربی: تابع التابعین، «پیروی کنندگان از پیروی کنندگان») به کسانی که زمان حیات محمد و صحابه را درک نکردند اما تابعین را دیده و دین اسلام را از تابعین فراگرفته اند لفظ تابع تابعین اطلاق می شود.

احمد بن حنبل آخرین نسل از سلف صالح دانسته می شود. دلیل انتخاب این سه نسل، همراهی با پیامبر و نزدیکی زمانی به او و درک اسلام، و عمل و خدمت به آن توسط آنان دانسته می شود. تعریف سلف صالح بر اساس زمان زندگی آن ها ممکن است کافی نباشد چون اهل سنت برخی از شخصیت های برجسته متأخر مانند ابوحامد غزالی و ابن تیمیه را نیز سلف صالح شمرده اند. (.Meijer، Ysuf al-“Uyair and the Making of a Revolutionary Salafi Praxis، ۴۲۲–۴۵۹).

خاستگاه اولیه جریان سلفی گری

این جریان که از قرن سوم هجری پیدا شد ریشه در حدیثی از حضرت محمد (ص) با روایتی از ابن مسعود دارد. مطابق آن حدیث به نقل از پیامبر آمده است: بهترین مردم مردمان قرن من هستند سپس کسانیکه در پی ایشان می آیند و بعد دیگرانی که در پی آنان می آیند. پس از ایشان مردمانی می آیند که گواهی هرکدام سوگندشان است و سوگند هرکدام گواهیشان را نقض می کند (مسجدجامعی، : ) شیخ محمد ابوزهره می نویسد: سلفیه در قرن چهارم هجری پیدا شدند آنها از پیروان مذهب حنبلی بودند و حتی با بعضی از علمای حنبلی درگیری و مناقشه داشتند (فقیهی، : و )

پس از مرگ عثمان و درگیری هایی که پس از آن در میان مسلمانان رخ داد، مناقشاتی در مورد مباحث کلامی پدید آمد و گروه هایی پدید آمدند که تلاش کردند این مناقشات را به کمک قیاس، فلسفه، و برداشت شخصی از قرآن حل کنند. برخی از این گروه ها خطری را متوجه برداشت ارتودوکس از توحید کردند. اختلافات در نظرهای مسلمانان باعث بوجود آمدن روندی فکری شد که مسلمانان را دعوت به اسلام ساده و برداشتی که براساس قرآن و حدیث سلف صالح بود، کند. احمد بن حنبل، پایه گذار چهارمین مذهب اهل سنت، از مهم ترین تبیین کنندگان این روی فکری بود که بعدها سلفی گری را بوجود آورد. ابن حنبل قرآن را بر عقل برتری می داد (و تناقضی میان قرآن و عقل نمی دید) و تاویل و کلام را رد می کرد. او قوانین سختی را برای اجتهاد وضع کرد و استفاده از قیاس را محدود کرد. بعدها ابن تیمیه، از فقهای مکتب حنبلی، در تحول سلفی گری تأثیر فراوانی داشت. او به مخالفت با بدعت ها پرداخت. (Shahin، ؛Salafyah؛، Oxford)

قدیمی ترین افکار سلفی مربوط به احمد بن حنبل (– ق) است. در قرن هشتم هجری ابن تیمیه (– ق) افکار خود را بر مبنای تفکرات احمد بن حنبل سامان داد اما علیرغم فعالیت های فراوان نتیجه خاصی در بر نداشت (ابن کثیر، ۱۳۶۳: ۱۳/) در قرن دوازدهم هجری محمد بن عبدالوهاب (–) افکار ابن تیمیه را در قالب نویی عرضه کرد و فرقه وهابیت را پایه گذاری کرد (ابن تیمیه، ۱۳۷۴: ۱/ ) در قرن ، محمد بن عبدالوهاب براساس آموزه های ابن حنبل و ابن تیمیه شروع به ایجاد حکومتی کرد که براساس حکومت پیامبر شبیه سازی شده بود. عثمان بن فودی در نیجریه، احمد سربندی، شاه ولی الله دهلوی، و سید احمد شهید در شبه قار هند نیز حرکت هایی مشابه انجام دادند. هم این ها از خالص کردن دین، اصلاح اخلاقی و اجتماعی، و اتحاد میان مسلمانان دم می زدند. (Shahin، ؛Salafyah؛، Oxford)

سلفی گری جدید

سلفی گری جدید در آغاز قرن بیستم و در واکنش به پیشرفت های غرب توسط سید جمال الدین اسدآبادی و محمد عبده با هدف آزادسازی امت اسلام از تقلید و جمود و احیای اخلاقی، فرهنگی، و سیاسی بنیان گذاری شد. با وجود این معنای روشن و قابل فهمی از مفهوم سلفی ارائه نشده است زیرا مصادیق این مفهوم گاه بسیار متضادند. برای مثال افرادی چون محمد عبده را که شاگرد سیدجمال الدین اسدآبادی است و گرایش های عقلانی غیرقابل مقایسه ای ای با دیگر سلفیون دارد نیز شامل می شود. همچنین به نظر می رسد مفهوم سلفی در معنا دچار تضاد باشد. به طوری که امروزه کسی نمی تواند چنین ادعایی بکند اگر معنای سلفی بودن را طرفداری از اندیشه (خاص مذهبی) و پیراستن دین از بدعت ها بدانیم که علاوه بر قرآن و سنت شامل سیره سلف صالح یعنی صحابه و تابعین می شود (موثقی، : ) بسیاری از رفتارهایی که فقهای وهابی انجام می دهند مانند استفاده از فناوری نوین که حتی در زمان سلف صالح وجود نداشته است، بدعت و به معنای تقابل با سلفی گری خواهد بود. در ضمن، گذشته از وهابیان پیروان بسیاری از مذاهب موجود در اسلام اعم از شیعه و سنی در پی رسیدن به اسلام ناب و اصیل مورد نظر پیامبر هستند و هرکدام نیز خود را بیش از دیگران سزاوار سلفی بودن می دانند؛ اما هیچگاه آن اصطلاح شامل آنان نمی شود. در واقع واژه «سلفی» اصطلاحی است که امروزه بیشتر برای خطاب کردن جنبش های وهابی یا هواداران آن بکار می رود و فارغ از هرگونه مباحث عقلی درباره دین نگاهی نقلی و روایت گونه دارد.

چنان که گفته شد معنای دیگری از سلفی گری نیز وجود دارد که به جنبش محمد عبده منتسب است. این جنبش نخستین بار پس از تصرف مصر توسط انگلیس برای رهایی از استعمار پاگرفت و با شعار بازگشت به «سلف» همراه شد. در آن زمان مردم مصر دو گروه بودند: گروهی تمایل به غرب داشتند و گروهی دیگر بر این باور بودند که باید مردم را با اسلام ناب و پیراسته راهنمایی کرد و از تمام خرافه ها، بدعت ها و توهمات رهایی داد و با پیوند دادن این دین به کاروان پرشتاب زندگی نوین و یافتن روش هایی برای تمدن تازه، اوضاع مسلمانان را اصلاح کرد. علت انتخاب این نام ستایش افتخارات گذشته اسلام بود که تاثیری مثبت برجای نهاده و بعدها از طریق حسن البناء، شاگرد عبده پیگری شد. لذا سلفی گری عبده قابل مقایسه با سلفی گری وهابیت که از لحاظ روشی و ارزشی تفاوت داشتند، نیست و تشابه اسمی نباید موجب تقسیم بندی یکسان آنان شود (مسجد جامعی، ۱۳۸۰: و ) هرچند محمد عبده در برخی امور با سلفیون وهابی اشتراکاتی دا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *