توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زبان شریعت و وحی قابل فهم مردم؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل زبان شریعت و وحی قابل فهم مردم انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 82 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل زبان شریعت و وحی قابل فهم مردم:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل زبان شریعت و وحی قابل فهم مردم آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل زبان شریعت و وحی قابل فهم مردم با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل زبان شریعت و وحی قابل فهم مردم از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل زبان شریعت و وحی قابل فهم مردم، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زبان شریعت و وحی قابل فهم مردم :
زبان، آسان ترین وسیله انتقال مفاهیم ذهنی در انسان به شمار می رود و ساده ترین ابزاری است که آدمی می تواند در حیات اجتماعی، معانی متصوره خویش را مورد تبادل و تفاهم قرار دهد مساله خطیر تفهیم و تفهم که لازمه زندگی اجتماعی است تنها از همین راه است که سهل و ساده انجام می گیرد لذا خداوندپس از نعمت آفرینش، آن را از بزرگ ترین نعمت ها یاد کرده است ((الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الإنْسَانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ ))[۱]، پروردگاری که گستره رحمت او موجب گردید تا قرآن را به انسان بیاموزد، بزرگ ترین نعمتی را که پس از نعمت آفرینش به او ارزانی داشت، نعمت بیان بود. شرایع الهی که برای انسان ها آمده و با آنان سخن گفته، از همین شیوه معمولی و متعارف بهره جسته است ((وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیبَینَ لَهُمْ[۲]، و هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آن که با زبان مردم خویش سخن گوید، تا [ بتواند پیام الهی را] برای آنان روشن سازد)) ازاین رو زبان شریعت همان زبان مردم است و چون روی سخن با مردم است، باید با زبانی قابل فهم برایشان باشد.
قرآن در میان قوم عرب نازل گردید و با زبان عربی رسا و آشکار بر آنان عرضه شده است ((إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیا لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ[۳]، ما قرآن را به زبان عربی فرستادیم تا بتوانید [ خطاب به عرب ] آن را درک کنید)) ((إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیا لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ[۴]، ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم تا بتوانید [ پیام ] آن را دریافت دارید))علاوه خداوند زبان قرآن را زبان عربی آشکار معرفی کرده است: ((وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِی مُبِینٌ))[۵] ((مبین )) به معنای آشکار است ((نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمِینُ عَلَی قَلْبِک لِتَکونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ بِلِسَانٍ عَرَبِی مُبِینٍ [۶]، روح الامین [ جبرئیل ] آن را بر دلت نازل کرد تا [ در نافرمانی ها] از هشداردهندگان باشی [ و آن را] با زبان عربی آشکار[ آورد])) ((وَلَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکرٍ[۷]، و قرآن را برای پندآموزی سهل و آسان کرده ایم، پس آیا پندگیرنده ای هست؟ )) ((فَإِنَّمَا یسَّرْنَاهُ بِلِسَانِک لَعَلَّهُمْ یتَذَکرُونَ[۸]، در حقیقت [ قرآن ] را بر زبان تو سهل و آسان گردانیدیم، امیدکه پند گیرند)) ((قُرْآنًا عَرَبِیا غَیرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یتَّقُونَ[۹]، قرآنی عربی بی هیچ پیچیدگی [ رسا و روشن ]، باشد که آنان راه تقوا پویند)). لذا باید گفت: زبان وحی یا زبان قرآن همان زبان عرف عام است[۱۰] که مورد خطاب قرار گرفته اند که سهل و آسان و بدون پیچیدگی در بیان بر آنان عرضه شده البته هر یک بر وفق استعداد خود از آن بهره مند می شوند ((أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیهٌ بِقَدَرِهَا[۱۱]، از آسمان، باران [ رحمت ] را فرو فرستاد و بستر رودهاهر یک، به اندازه گنجایش خود روان شدند)) خداوند این آیه را به عنوان ((مثل ))آورده است باران رحمت کنایه از قرآن و شریعت، و بستر رودها کنایه ازاستعدادهای متفاوت انسان ها است تا هر یک بر حسب ظرفیت و اندازه پذیرایی خود از آن بهره گیرد لذا در پایان می گوید: ((کذَلِک یضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ، این گونه است که خداوند مثل ها می آورد))، یعنی با ضرب المثل (مثل زدن ) واقعیت حال را روشن می سازد، زیرا گفته اند ((المثال یوضح المقال، مثال آوردن گفتار را روشن می سازد)).
آری قرآن، ظاهری دارد و باطنی[۱۲]، که ظاهر آن برای همه آشکار است ولی عمق باطن آن به اندیشه و تدبر بیش تری نیاز دارد در جای جای قرآن دستور تعمق وتدبر در آیات آن را داده است ((أَفَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَی قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا [۱۳]، آیا درقرآن نمی اندیشند، یا [ مگر] بر دل های شان قفل هایی نهاده شده است؟! )) هم چنین محکمی دارد و متشابهی[۱۴] محکم آن دلالتی رسا و متشابه آن پیچیده است ودانش و بینش بیش تری لازم دارد تا غبار تشابه زدوده شود ولی با این وصف هرگز راه رسیدن به حقایق نهفته و آشکار قرآن بر کسی بسته نیست و به ابزار فهم و وسایل رهیابی که در اختیار دارد بستگی دارد این که در حدیث آمده: ((العباره للعوام والاشاره للخواص ))[۱۵] به همین حقیقت اشارت دارد، یعنی مفهوم ظاهری آن برای همگان است که نگرشی سطحی دارند ولی عمق باطنی آن برای اهل تخصص است که با ابزار دانش و بینش، و اندیشیدن در نکته ها و ظرافت های قرآن، حقایق آن را به دست می آورند.
آن چه گفته شد، بر وفق مقتضای حکمت الهی است تا سخنی را که برای مردم گفته، برایشان قابل فهم باشد علاوه صفحه بلند تاریخ خود گواه است که مردم هرزمان، زبان پیام الهی را که بر دست پیامبرانشان بر آنان عرضه می شده فهمیده اند، وهیچ گاه در تاریخ ثبت نشده که پیروان پیامبری گفته باشند: زبان پیامی که آورده ای برای ما مفهوم نیست! . ولی اخیرا شبهه ای مطرح شده که زبان وحی قابل فهم نیست، جز مفهوم ظاهری آن (در حد ترجمه ) که راه رسیدن به حقیقت آن برای بشریت بسته و درک آن میسور نمی باشد.
می گویند: وحی چون پیام الهی و سخن از ماورای جهان طبیعت است، نمی تواند نمایان گر مفهوم حقیقی آن باشد زیرا واژه های به کار رفته در لسان شریعت، برای مفاهیمی وضع شده است که با جهان حس و عالم شهود سنخیت (هم گونی ) دارد و با آن چه در پس پرده غیب وجود دارد سنخیتی ندارد و این ناهم گونی میان این دو گونه مفاهیم، دلالت الفاظ و عبارات به کار رفته در زبان وحی را از کار می اندازد می گویند: پر پیدا است که کاربرد این گونه واژه ها بر پایه استعاره وتشبیه امور نامحسوس به اشیا محسوس نهاده شده است و هرگز نمی تواند لفظ مستعار نمایان گر کامل مفهوم مستعارله باشد برخی زبان وحی را زبان رمز دانسته که کشف آن برای هرکس میسور نیست برخی فراتر رفته زبان وحی را تمثیلی و تخیلی محض گرفته اند که اصلا از واقعیتی حکایت ندارد، جز ترسیم مجرد ذهنی همانندکتاب ((کلیله و دمنه )) که مطالب اخلاقی و تربیتی را در قالب تصویر ذهنی درآورده است در نتیجه نمی توان از ظاهر تعابیر کتب آسمانی، به حقیقتی ثابت پی برد، و با این شیوه خواسته اند تا برخی ناهنجاری ها (خلاف واقعیت ها که احیانا در این کتب به چشم می خورد) توجیه کنند و برخی اشکالات وارد بر کتب عهدین رامرتفع سازند دنباله روها گمان برده اند که می توان همین شیوه را در باره قرآن نیزبه کار برد! در جای خود[۱۶] مشروحا در این باره سخن خواهیم گفت در این جابحث مختصری می آوریم: زبان وحی به ویژه قرآن کریم، بر حسب موضوع سخن، مختلف است که می توان آن را اجمالا به چهار بخش تقسیم کرد:
۱- احکام و تکالیف: که مرتبط به رفتار انسان ها و تنظیم حیات اجتماعی است دراین بخش کاملا صریح و رسا سخن گفته است، زیرا دستورالعمل هایی است که بایدانسان ها (مخاطبین اصلی کلام ) به خوبی درک کنند تا بتوانند به درستی انجام دهند، مانند: ((یا أَیهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکمُ الَّذِی خَلَقَکمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکمْ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ ))[۱۷] هرکه زبان عربی بداند، به خوبی می فهمد که روی سخن در این آیه، با همه مردم است تا تنها خدایی را پرستش کنند که آفریدگار جهانیان است، چه حال و چه گذشتگان باشد تا حالت تقوی (پروا) در آنان پدید آید زیرا هرکه خدا راپروا داشته باشد، در زندگی پروا دارد و به درستی رفتار می کند. فهم محتوایی این قبیل آیات، همانند آیه ((أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا))[۱۸] وغیره، برای عرب زبانان و عربی دانان کاملا سهل و ساده است و هرگز با دشواری مواجه نمی شوند، مگر برای شناخت کم و کیف انجام این گونه دستورات که با مراجعه به توضیحاتی که در سنت آمده است روشن می گردد.
۲- امثال و حکم: که به منظور پند و اندرز و بیدار شدن ضمیر انسان ها در قرآن آمده است این بر دوگونه است: گاه از واقعیت های حیات بهره گرفته و به انسان ها هشدار می دهد تا از گذشته عبرت بگیرند زیبایی ها و زشتی های گذشته تاریخ انسان را، در جلوی چشم وی قرار می دهد تا از آن پند گیرد خوبی ها را دنبال کند و ازبدی ها دوری جوید و گذشته ناگوار خود را تکرار ننماید سرگذشت بنی اسرائیل واقوام مشابه که در قرآن بسیار از آن یاد شده و نکوهش گردیده به همین منظوراست واقعیت هایی است که جوامع بشری باید از آن پند گیرند و دگربار گذشته خودرا تکرار ننمایند. درباره اهل کتاب که گذشته رسوای خود را تکرار می کردند، می فرماید: ((یسْأَلُک أَهْلُ الْکتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیهِمْ کتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَی أَکبَرَ مِنْ ذَلِک فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَهً[۱۹]، اهل کتاب از تو می خواهند تا نوشته ای از آسمان بر آنان فرود آوری، البته از موسی درخواستی بزرگ تر نمودند و گفتند: خدا را آشکارا به ما بنمای! )). درباره اعراب مشرک می گوید: ((وَقَالَ الَّذِینَ لا یعْلَمُونَ لَوْلا یکلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِینَا آیهٌ کذَلِک قَالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ[۲۰]، افراد نادان گفتند: چراخدا با ما سخن نمی گوید؟ یا برای ما نشانه ای نمی آید؟کسانی که پیش از اینان بودند [ نیز] مانند همین گفته [ بی جای ] ایشان را می گفتند، [ زیرا] دل ها [ و اندیشه ها]شان به هم می ماند)). درباره ویرانه های باقی مانده از قوم لوط که در معرض دید مشرکان بوده هشدارمی دهد: ((وَإِنَّکمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیهِمْ مُصْبِحِینَ وَبِاللَّیلِ أَفَلا تَعْقِلُونَ [۲۱]، صبح گاهان وشام گاهان بر [ آثار ویران شده ] آنان می گذرید، آیا [ عبرت نمی گیرید و]نمی اندیشید؟))و درباره مقایسه مشرکان با آل فرعون که گم راهی را برای خویش انتخاب نمودندفرموده: ((ذَلِک بِمَا قَدَّمَتْ أَیدِیکمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَیسَ بِظَلامٍ لِلْعَبِیدِ کدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِی شَدِیدُ الْعِقَابِ ذَلِک بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یک مُغَیرًا نِعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلَی قَوْمٍ حَتَّی یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ کدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کذَّبُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَکنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ [۲۲]، این [ اشاره به کیفر الهی ]دست آوردهای پیشین شماست، و [ گرنه ] خدا بر بندگان [ خود] ستم کارنیست همانند رفتار پیروان فرعون و پیشینیان آنان، به آیات خدا کفر ورزیدند، پس خدا به [ سزای ] گناهانشان گرفتارشان کرد خدا نیرومند و سخت کیفر است این [ کیفر] بدان جهت است که خداوند نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییرنمی دهد، مگر آن که آنان آن چه را در دل دارند تغییر دهند [ یعنی تغییر حالت وتغییر جهت دهند] و خدا شنوای دانا است [ رفتاری ] چون رفتار فرعونیان وپیشینیان آنان که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند، پس ما آنان را به [ سزای ]گناهانشان هلاک کردیم )). گونه دیگر ((ضرب المثل، مثل زدن )) است و عبارت است از ترسیم حالت ووضعیتی خاص که گوینده، آن را به تصویر می کشد و پیام خود را در قالب آن بیان می دارد قرآن در توانایی ترسیم هنری و گویا نمودن ضرب المثل ها تا سرحد اعجازپیش رفته است ضرب المثل، گرچه جنبه تخیلی دارد، ولی خود یک نوع پیام رسانی است که در قالب هنر، این رسالت را ایفا می کند در واقع ابزاری است که پیام رسان از آن استفاده می کند قرآن به نحو احسن از این ابزار توانا بهره گرفته و در ترسیم حالات اشخاص یا گروه ها با بهترین وجهی هنر تصویر را به کار برده است [۲۳]. قرآن در آیه های ۱۶ تا ۲۰ سوره بقره، به دو گونه حالت منافقین را به تصویرکشیده است دو حالت درونی و برونی نگران کننده که منافق را فراگرفته، با کیفیتی شیوا و رسا ترسیم شده است. در سوره ابراهیم، بیهوده بودن کارهای کافران را با ضرب المثل، حالت تجسمی بخشیده ((مَثَلُ الَّذِینَ کفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ کرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یوْمٍ عَاصِفٍ لا یقْدِرُونَ مِمَّا کسَبُوا عَلَی شَیءٍ ذَلِک هُوَ الضَّلالُ الْبَعِیدُ [۲۴]، مثل کسانی که به پروردگارشان کافرشدند، کردارهای شان به خاکستری می ماند که بادی تند در روزی طوفانی برآن بوزد از آن چه به دست آورده اند هیچ [ بهره ای ] نمی توانند برد این است همان گمراهی دور و دراز)) جالب آن که از همان نخست، اعمال آنان را به خاکستر تشبیه کرده است که حالت فنایی آتش سوخته را می رساند! در سوره بقره، کمک رسانی به بینوایان را که توام با منت گذاری و آزردن خاطر آنان انجام گیرد،
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.