توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل زبان وحی، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل زبان وحی شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل زبان وحی در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل زبان وحی با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل زبان وحی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل زبان وحی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل زبان وحی اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زبان وحی :
چکیده
فایل پاورپوینت کامل زبان وحی دارای ویژگی هایی است که روشن نمودن آن ها از طرفی به فهم و تفسیر دقیق تر آن کمک می نماید و از طرفی، پاسخ برخی از تردیدها و سؤالات در مورد اعتبار وحی را فراهم می آورد. پرداختن به تمام ویژگی های فایل پاورپوینت کامل زبان وحی فراتر از گنجایش یک مقاله است، لذا در اینجا از میان ویژگی های مختلف آن دو نمونه مهم مورد بحث قرار می گیرد:
۱. واقع نمایی یا شناختاری بودن گزاره های وحیانی ۲. چند بُعدی بودن آن ها. بر این اساس، این مقاله در دو بخش ارائه می شود:
بخش اول، به تبیین نحستین ویژگی می پردازد. نظریات غیرشناختاری گزاره های دینی(۱) را غیر واقع نما و بدون پشتوانه واقعی می دانند. آن ها غالبا نگاهی ابزارانگارانه به دین دارند و به واقعیت داشتن یا نداشتن مدالیل گزاره های وحیانی کاری ندارند. شناخت و بررسی رویکردهای غیرشناختاری به زبان دین از اهمیت ویژه ای برخوردار است، به این دلیل که از یک سو، به میان تهی بودن گزاره های وحیانی می انجامد و از سوی دیگر، طیف وسیعی از دیدگاه های امروزین حاکم در حوزه زبان دین را در برمی گیرد. در این مقاله، ابتدا مراد از غیرشناختاری بودن گزاره ها و سپس بررسی مختصر این دیدگاه ها و امکان تطبیق آن ها بر زبان قرآن بیان می گردد. در این قسمت، ادله درون دینی و برون دینی بر واقع نمایی گزاره های قرآنی ارائه می گردد.
بخش دوم، به تبیین ویژگی دوم اختصاص دارد. در این بخش، چند بُعدی بودن گزاره های اِخباری در دین، اهمیت ویژه بُعد احساسی در گزاره های دینی و غفلت برخی از دین شناسان غربی از بُعد اِخباری گزاره های دینی مورد بحث قرار می گیرد.
واقع نما بودن گزاره های قرآنی
یکی از ویژگی های گزاره های قرآنی واقع نما بودن یا شناختاری بودن آن ها است. این نظریه در برابر دیدگاه هایی است که گزاره های قرآنی را غیر شناخت گرا تلقی می نمایند. مراد از نظریات غیرشناختاری در دین نظریه کلیه کسانی است که به نحوی گزاره های دینی را غیر واقع نما و بدون پشتوانه واقعی می دانند. معتقدین به این نظریه، طیف وسیعی از دیدگاه ها را در برمی گیرند. در نتیجه، گروه های مختلفی از نظریات زبان دین در این طبقه جای می گیرند. برخی از آن ها، زبان دین را زبان احساسات می دانند. آن ها گزاره های دینی را به نحوی در احساسات افراد دین دار خلاصه و محدود می سازند. پاره ای از آن ها، زبان دین را زبان اسطوره تلقی می نمایند. حتی دیدگاه برخی از معتقدین به نمادین بودن زبان دین، به غیر شناختاری بودن آن برمی گردد. در بین دیدگاه های غیرشناختاری در زبان دین، هم طرفداران و هم منتقدین به پوزیتیویسم منطقی جای دارند. پاره ای از آن ها مانند الفرد ایر و انتونی فلو در صف پوزیتیویست های منطقی قرار می گیرند. برخی از آن ها نیز مانند آر.ام. هیر، بریثویث، پال ون بورن، ویتگنشتاین، دی. زی. فیلیپس و … علی رغم انتقاد از پوزیتیویسم، حامی نظریه غیرشناختاری هستند. ویلیام الستون دیدگاه کسانی مانند جان هیک و پال تیلیک را هم در زمره نظریات غیرشناختاری قرار داده است.(۲) همچنین ننسی مورفی دیدگاه کسانی مانند هری امرسون فوسدیک، ارنولد مثیو، دیوید تریسی را در زمره نظریات غیرشناختاری و معتقدین به زبان احساسات در دین جای داده است.(۳) از این رو، می توان گفت: بسیاری از دین شناسان غربی و منتقدین پوزیتیویسم منطقی در غیر واقع نما بودن فایل پاورپوینت کامل زبان وحی و گزاره های وحیانی اشتراک عقیده دارند.
رویکردهای غیر شناختی به زبان دین، غالبا نگاهی ابزارانگارانه به دین دارند. کلمه “ابزارانگاری”(۴) از فلسفه علم گرفته شده است. در جهان چیزهای مانند کوارک و پوزیترن(۵) وجود دارند که ما نمی توانیم آن ها را مشاهده کنیم و واقعیت آن ها را تشخیص دهیم. هنگامی که یک ابزارانگار درباره چنین موجوداتی سخن می گوید، او قصد کشف واقعیت آن ها را ندارد؛ بلکه نامیدن و سخن گفتن درباره آن ها ابزارهای مفیدی هستند که به یک دانشمند کمک می کند تا تحقیق خود درباره یک موضوع قابل مشاهده ای را دنبال کند. سخن گفتن در باب دین با یک رویکرد ابزارانگارانه نیز به همین صورت است. چنین رویکردی در به واقعیات داشتن یا نداشتن مدالیل گزاره های وحیانی کاری ندارد، بلکه صرفا با نگاهی ابزاری به آن می نگرد و دین را ابزاری مفید برای جهت دهی دین به زندگی انسان و تأثیر عملی در زندگی می داند.(۶)
ما در این جا درصدد ارائه تفصیلی دیدگاه های غیرشناخت گرا و نقد تک تک این نظریات نیستیم. برای اطلاعات بیش تر می توانید به مقاله آلستون و کتاب مورخی که بدان اشاره شد مراجعه نمایید. آنچه در پی می آید، بیان ادله ای در راستای اثبات واقع نمایی گزاره های قرآنی است. در این رابطه، ابتدا توجه به نکات زیر ضروری است:
الف. گزاره های دینی از جهات مختلفی ممکن است مورد سؤال و تردید قرار گیرند. گاهی گفته می شود: گزاره های دینی قابل اثبات عقلی نیستند. این اشکال به واقع نما نبودن این گزاره ها بر نمی گردد. برای پاسخ به این مطلب، لازم است براهین عقلی دالّ بر اصول و مبانی اعتقادات دینی تبیین گردد. اما گاهی پس از پذیرفتن وجود خدا و پیامبر و قرآن و…، ادعا می شود که نویسنده این کتاب، منظور واقع نمایانه از گزاره های کتاب خود نداشته است. بحث فعلی ما در مورد پاسخ به پرسش دوم است. به نظر می رسد، می توان با شواهد درون دینی و برون دینی واقع نما بودن گزاره های قرآنی را روشن ساخت.
ب. هرگونه قضیه اِخباری به صرف این که زبان آن زبان اخباری است، واقع نما تلقی نمی شود. به عبارت دیگر، در ذات و ماهیت قضایای اخباری واقع نمایی نهفته نیست. چنانچه مطالب یک شعر یا رمان یا داستان های خیالی و اسطوره پردازی ها همه زبانی اخباری دارند. در حالی که واقع نما نیستند. اصل طرح مسأله معناداری به واسطه پوزیتیویست های منطقی برای تردید در همین اصلی است که گویا در اذهان برخی مسلم فرض می شد. منتقدین پوزیتیویسم منطقی، به ویژه دیدگاه ویتگنشتاین متأخر و برخی دیگر از فلاسفه تحلیلی نیز در راستای تکمیل همین بحث معناداری و ارائه توجیهاتی برای بی معنا بودن برخی از گزاره های اخباری بیان شده است که مجال بحث و بررسی و ارزیابی آن در این مقاله نیست.
ج. مراد از واقع نمایی قابلیت صدق و کذب است، نه صدق بالفعل کلام. به عبارت دیگر، بحث شناختاری بودن و نبودن گزاره ها بحث از انطباق با واقع داشتن و نداشتن نیست. گزاره واقع نما گزاره ای نیست که انطباق با واقع داشته و گزاره غیر واقع نما انطباق با واقع نداشته باشد.
د. دیدگاه های غیر شناختاری که برخی از آن ها مورد اشاره قرار گرفت به عنوان، دیدگاهی عام نسبت به همه ادیان مطرح گردیده است.
ح. مراد از واقع نمایی گزاره های قرآنی این نیست که در تمام گزاره های آن، مدلول مطابقی و معنای حقیقی اراده شده است. بحث از شناختاری و غیر شناختاری بودن گزاره ها جدای از بحث معنای حقیقی و مجازی است. البته، جمله غیرشناختاری را می توان از لحاظی خاص، یکی از مصادیق جملات مجازی تلقی نمود. می توان یک گزاره غیرشناختاری را از مصادیق گزاره ای دانست که هم موضوع و هم محمول و هم نسبت در آن گزاره، بر معنای مجازی حمل می گردد. اما اگر در گزاره ای یکی از این سه امر، بر معنای حقیقی حمل شده باشد گرچه به تبع دو امر دیگر معنای جمله از مصادیق معنای مجازی خواهد بود، اما جمله ای شناختاری تلقی می گردد.
ط. مطالعه ادیان، به ویژه ادیان الهی نشان می دهد که گزاره های آن ها واقع نما هستند. در این مجال کوتاه، فرصت بررسی دقیق تک تک این نظریات نیست و به ذکر نکاتی مختصر بسنده می گردد. در این جا، بحث بر اسلام است و مراد از دین، اسلام می باشد. پس از ذکر نکاتی مقدماتی شواهد درون دینی و برون دینی دال بر واقع نما بودن گزاره های قرآنی ارائه خواهد شد:
۱. مراد از کلمه “واقع” در بحث از واقع نمایی گزاره های قرآنی چیست؟ در پاسخ به این سؤال می توان گفت: واقعیات مرتبط به گزاره های دینی به دو دسته کلی قابل تقسیم هستند: الف. واقعیاتی چون خدا، پیامبر، نزول کتابی از سوی خداوند به واسطه پیامبر، آخرت، بهشت، جهنم، واقعیت های تاریخی که در کتاب های آسمانی بیان شده است و… می باشد.
ب. تجارب دینی، روحانی، معنوی، آرامش قلبی و سایر احساسات و عواطف دینی که ممکن است در سایه اعتقادات دینی برای فرد یا افراد حاصل شوند. در بحث از واقع نمایی گزاره های دینی، از میان این دو، دسته اول مورد نزاع هستند. دسته دوم گرچه واقعیاتی نفسانی بشمار می روند و امور خیالی نیستند، اما خارج از محل نزاع هستند. غالب نظریه پردازان غیرشناختاری در زبان دین، به نحوی، واقعیات نوع دوم را می پذیرند.
۲. اگر کسانی تعریفی از دین ارائه دهند که فقط دربردارنده واقعیات دسته دوم باشد و با چنین پیش فرضی به ارائه رویکرد خود در زبان دین بپردازند، آن ها چاره ای جز دفاع از دیدگاه غیر شناختاری نخواهند داشت. مشکل بسیاری از نظریات غیر شناختاری در همین نکته نهفته است. کسی که دین را چیزی جز احساسات درونی نداند، گزاره های دینی حاکی از اموری وراء این احساسات را غیر واقع نما تلقی نموده، پس از انکار مدلول مطابقی آن، در جست وجوی معنای دیگری برای آن خواهد بود.
۳. جان هیک معتقد است که امروزه واژه دین و ایمان تقریبا معادل هم به کار می رود.(۷) این نکته صحیحی است که هیک به آن اشاره نموده است. به نظر می رسد که کاربرد واژه دین و ایمان به طور معادل، نشان می دهد که کسانی دین را در ایمان خلاصه نموده و واقعیات دسته اول را از تعریف خود در مورد دین خارج می سازند. نمونه های از این تعاریف را در نظریات ویلیام جیمز و شلایر ماخر می توان یافت. ویلیام جیمز در کتاب “انواع تجربه دینی” دین را به «احساسات، اعمال، و تجربیات هر یک از افراد بشر در خلوت خودشان» تعریف می کند. شلایرماخر دین را احساس اتکای مطلق می داند. مراد وی از این مفهوم، چیزی در برابر احساس اتکای نسبی و جزیی است.(۸)
۴. با توجه به تعاریف متعدد در مورد دین، ابتدا لازم است ما به تعریف موردنظر خود از دین اشاره کنیم. بدون ارائه تعریفی مشخص از دین نمی توان به قضاوت درباره شناختاری بودن یا نبودن گزاره های دینی پرداخت؛ زیرا ممکن است اختلاف ما با متفکرینی که بر نظریه غیرشناختاری تأکید دارند، اختلاف در تعریف دین باشد.
۵. اسلام به عنوان یک دین، عبارت از یک نظام اعتقادی است که گزاره های آن، به دو دسته “هست”ها و “باید”ها تقسیم می شوند.”هست”های آن شامل وجود خداوند، انسان، دنیا و آخرت می باشد. انسان در این مجموعه، موجودی است دارای قابلیت های رشد و کمال که می تواند با استفاده از امکانات وجودی خود و جهانی که در آن می زید، قابلیت های خود را به فعلیت رسانده و به کسب ملکات اخلاقی و تعالی معنوی و سعادت دنیوی و اخروی دست یابد و یا به عکس، نه تنها توانایی های بلندمرتبه خود را به فعلیت نرساند بلکه در این دنیای سرشار از دسیسه ها و راه های گم راه کننده، عمر و توانایی های خویش را ضایع نموده و مسیر شقاوت را در پیش گیرد. هر انسانی پس از شناخت “هست”ها ضرورت منطقی و فهم عقلانی وی اقتضا می کند که چنین انسانی در پی یافتن “باید”هایی باشد که عمل به آن ها در زندگی فردی و اجتماعی، وی را به کسب کمالات مطلوب و سعادت دنیوی و اخروی رهنمون سازد و شرایط اجتماعی مناسبی برای تربیت چنین انسان هایی فراهم آورد. نظام اعتقادی اسلام در کنار مجموعه “هست”ها ارائه دهنده “باید”هایی است که مکمل عقل او و هادی رفتارهای او و جهت دهنده عواطف و احساسات او در راه رسیدن به کمالات مزبور می باشند. خداوند این نظام اعتقادی را از طریق قرآن، که توسط پیامبر به مردم عرضه می گردد، ارسال می دارد.
۶. بنابراین، ماهیت مسایل و موضوعات دینی ماهیت اموری واقعی است که این امور برخی به خارج از انسان و برخی به درون وی برمی گردد. وجود خداوند، قرآن، پیامبر، دنیا و آخرت، اموری خارج از انسان هستند. احساسات، عواطف دینی و ایمانی و تجارب معنوی اموری هستند که در درون انسان دیندار محقق می شود.
۷. هم مراجعه کننده به دین به دنبال پاسخ های واقع نمایانه به پرسش های خود می باشد و هم مهم تر از آن، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد گوینده قرآن و متون اصلی دینی قصد واقع نمایی داشته اند.
ادله برون دینی
ادله زیر برای اثبات واقع نمایی گزاره های دینی اعم از داستان ها، احکام، عقاید و تعالیم اخلاقی قرآن می باشد.
۱. اصل اولی در مکالمات شفاهی و کتبی انسان های عاقل در گزاره های خبری، بیان سخن واقع نمایانه است. سیره عقلا و عرف در بیان جملات خبری چنین است. مراد از سخن واقع نما، ضرورتا کلام مطابق با واقع نیست، بلکه مراد این است که اصل اولی در جملات خبری بیان جملات واقع نما است که قابلیت صدق و کذب دارد. عقلا در فهم کلام هر گوینده ای این اصل را رعایت می کنند مگر در مواردی که قرینه اقتضای خلاف آن را داشته باشد. اگر گوینده عاقل و حکیمی نیز خطاب به مردم سخن می گوید، در بیان خود بر سیره عقلا عمل می کند. این مطلب در مورد خدا و کلمات وی نیز صادق است. زیرا اولاً، فرض این است که او حکیم و عاقل ترین عقلا است و لذا خلاف این سیره عمل نمی کند. ثانیا، شارع مقدس بارها بر تطابق مشی خود با سیره عقلا تصریح نموده است. ثالثا، موارد خلاف این اصل مواردی مانند کتاب رمان، شعر، داستان های اسطوره ای و امثال آن می باشد. در این موارد، بنای نویسنده بر بیان سخن غیرواقع نما است، در حالی که قرآن صریحا این گونه توصیفات را از کتاب خود نفی نموده، بلکه واقع نمایی آن را هشدار می دهد. در نتیجه، مطالب شارع مقدس نیز واقع نما خواهد بود.
۲. از جمله ادله دالّ بر واقع نمایی گزاره های قرآنی، اعطاء معجزات پیامبران علیهم السلام و یا کرامات ائمه علیهم السلام است. فلسفه معجزه توجه به واقعی تلقی نمودن محتوای این اعتقادات و رفع تردید نسبت به آن می باشد. غالبا معجزات در مواردی تحقق پیدا نموده است که پیامبری ادّعای حقیقتی دارد اما شنوندگان آن را واقعی و جدّی نمی گیرند و آن را نمی پذیرند و در حقانیت آن تردید می نمایند. به همین دلیل خداوند از طریق غیرطبیعی یا ماوراء طبیعی، چیزی را به مردم نشان می دهد تا حقانیت ادعای خویش را اثبات نماید.
۳. زبان قرآن، زبان ارائه حقایقی در حوزه انسان شناسی و هستی شناسی است. در این زمینه، دیدگاه های خاصی ارائه می دهد. از آیات قرآن برمی آید که این کتاب در مقام چنین هدفی می باشد. قرآن ارائه دهنده نظریه منسجمی در راستای هدف از خلقت جهان و حیات بشر و تبیین انسان شناسی خاصی است. زبان بیان مطالبی در راستای هستی شناسی و انسان شناسی، زبان کشف واقع و واقع نمایی است و نمی تواند زبانی غیر واقع نما مانند زبان رمان و اسطوره و امثال آن باشد. زبان هر گوینده ای، که در مقام ارائه چنین حقایقی باشد، زبان شناختاری است. همان گونه که اگر فیلسوفی در باب هستی شناسی و انسان شناسی نظریاتی مطرح کند زبان آن، زبان واقع نمایی تلقی می گردد. دیدگاه قرآن هم در این زمینه، حمل بر واقع نمایی می شود. چگونه است که طرح مطالب انسان شناسانه و هستی شناسانه اگر به واسطه فلاسفه و یا روان شناسان مطرح شود، شناختاری تلقی می شود اما اگر همین مطالب را قرآن بیان کند، حمل بر معنای غیر شناختاری می شود؟ اگر فیلسوف حتی با استفاده از شعر و مجاز و استعاره و …نیز مطالبی در حوزه های مذکور بیان نماید نیز مطالب وی واقع نما تلقی می شود همان گونه که مشی برخی از فلاسفه از گذشته تاکنون چنین بوده است. برای مثال، آثار افلاطون سرشار از مجاز و استعاره و سایر اشکال هنری در گفتار است. خود وی نیز این امر را مضر به بیان حقایق فلسفی می داند. ولی در عین حال، هم خود وی و هم خوانندگان وی نگاه شناختاری به مطالب کتاب های وی دارند. آیا کسی که کتاب های فلاسفه را مطالعه می کند و مطالبی در توصیف زمان خود یا مردم و یا حقایق هستی و انسان بیان می کند، آن ها را حمل بر غیر واقع نمایی می نماید؟
ممکن است اشکال شود که هر چند گم شده انسان اموری واقعی است، اما زبان پاسخ دهنده (یعنی زبان قرآن) زبان واقع نما نیست.
در پاسخ باید گفت: سخن ما در مقام اثبات واقع نما بودن زبان پاسخ دهنده است، نه فقط زبان مخاطب و پرسش گر. سخن در این نیست که انتظار انسان ها و مخاطبین در یافتن پاسخی به این پرسش ها انتظار پاسخی واقع نمایانه و یا غیر واقع نمایانه است. به عبارت دیگر، علاوه بر این که انسان ها نیز در طول تاریخ در مقام پاسخ هایی واقع نمایانه به پرسش های هستی شناسانه و انسان شناسانه خود بوده اند و عمده ترین منبع آن ها مراجعه به ادیان و فلسفه بوده است، زبان قرآن نیز در تبیین این حقایق زبانی واقع نمایانه است. به علاوه، از جمله راه های اثبات واقع نمایی و یا عدم واقع نمایی کلام یک گوینده می تواند دو امر زیر باشد:
الف. مقایسه آن با سایر گویندگان واقع نما و غیر واقع نما و جست وجو از این که آیا این گوینده خاص بر مشی کدام یک از این دو نوع گفتار عمل نموده است.
ب. پرسش از خود گوینده. چه بسا گوینده ای بر غیر واقع نما یاواقع نمابودن کلام خودتصریح نموده باشد. کاربرد هریک از این روش ها در مورد قرآن نشان می دهد که زبان آن واقع نما است.
۴. زبان قرآن زبان ارائه راه کارهایی برای سلامت و تعالی روح و هدایت بشری است. قرآن کمالات معنوی را همچون کمالات مادی امری واقعی می داند. از این رو، سلامت و کمال روح را همچون سلامت جسم مورد تأکید قرار می دهد و رتبه کمالات معنوی و قرب به خدا را بالاتر از رتبه کمالات مادی و جسمانی می داند. حتی بزرگ ترین رسالت خود را ارتقای بشریت به این درجه از کمال می داند. در روایات متعددی نیز امامان و پیامبران خود را طبیبان روح و نفس بشری معرفی نموده اند. قرآن نیز برای رسیدن به این هدف دستورالعمل هایی ارائه می دهد. بنابراین، هدفی که قرآن به دنبال آن است امری واقعی است و تعالیم قرآن بیان راه کارهایی برای رسیدن به این هدف واقعی است. چگونه است که اگر در رابطه با کسب سلامت بدن دستورالعمل هایی توسط پزشکان ارائه شود، مطالب آنان حمل بر واقع نمایی می شود، اما اگر دین در حوزه سلامت روان سخنی گفت حمل بر غیر واقع نمایی می شود؟ به علاوه، چگونه است که اگر روان شناس و یا روان پزشک دستورالعملی صادر کرد واقع نما است، اما دستورات روان شناسانه اسلام واقع نما نیست؟ دستورات حقوقی اسلام نیز همچون دستور هر قانون گذار دیگری لازم است حمل بر واقع نمایی گردد. آیا می توان گفت اگر علم روان شناسی گفت: “ایمان به خدا موجب سلامتی روح و روان می گردد”، گزاره ای شناختاری تلقی می شود اما اگر قرآن بگوید: “ذکر خدا آرامش بخش دل هاست”، این مطلب غیرشناختاری و میان تهی است؟ روشن است که این نوع سؤال و پاسخ در هر جا (دین، روان شناسی، علوم پزشکی و…) مطرح باشد زبان آن واقع نما است. و فرقی میان دین و سایر علوم در واقع نما بودن این گزاره نیست.
۵. از جمله ادله دالّ بر واقع نمایی گزاره های دینی این است که اکثر تعالیم اسلام قابل اثبات عقلی است. اصول اعتقادات که بر اساس عقل اثبات می گردند. بسیاری از فروع اعتقادات نیز پشتوانه عقلی دارند و بلکه بسیاری از تعالیم قرآن ارشاد به حکم عقل است. زبان عقل، به ویژه عقل نظری در تبیین مطالب زبان احساسات نیست بلکه دقیقا در برابر آن است. آنچه عقل بدان می رسد احکام واقع نماست. هنگامی که از زبان احساسات سخن به میان می آید، دین در برابر فلسفه و علم قرار داده می شود. زبان فلسفه و علم واقع نما تلقی می شود. این در حالی است که ابزار مورد استفاده در علم و فلسفه عقل و تجربه است. هر جا که با عقل و تجربه چیزی اثبات و تبیین شد، زبان مطلب تبیین شده زبان واقع نما است. در نتیجه، اگر در هر جا مطلبی با ابزار عقل و تجربه قابل بیان ویادفاع است، زبان آن مطلب واقع نما خواهد بود.
به عبارت دیگر، فرض کنید ما با جمله «الف برای بدن مضر است» مواجه شویم در حالی که نمی دانیم آیا این گزاره واقع نمااست یا خیر؟ یعنی نمی دانیم واقعا در عالم خارج “الفی” و “بدنی” وجود دارد و “الف” متصف به مضر بودن برای بدن هست یا خیر. اگر این جمله دو گوینده داشت، یکی گوینده ای که به واقع نمایی سخن او اطمینان داریم و گوینده دیگری که به واقع نمایی سخن وی شک داریم. در چنین موردی ما چه تحلیلی می توانیم از این جمله داشته باشیم؟ آیا آن را واقع نما تلقی کنیم یا خیر؟ پاسخ این است که همین که این جمله به واسطه یک گوینده مطمئنا واقع نما بیان شده است، برای اثبات واقع نمایی آن کافی است. این در واقع مانند خبری است که دو گوینده دارد: یک گوینده مطمئن و یک گوینده شاکّ. آنچه مهم است، اصل خبر است که به واسطه همان گوینده اول نیز به اثبات می رسد. با توجه به این مطلب، آن بخشی از تعالیم اسلام که قابل اثبات عقلی و یا به نحوی دارای پشتوانه عقلی و یا تجربی است، واقع نما خواهد بود؛ چون به هرحال متکی به عقل و منطق و تجربه است و زبان این ها زبان واقع نما است.
به علاوه، همین مطلب دلیلی بر اثبات واقع نمایی سایر تعالیم قرآن می گردد؛ زیرا سخن این گوینده همانند سخن طبیبی است که مطالبی را برای یک بیمار توضیح می دهد و دستورالعمل هایی ارائه می دهد که علل فیزیولوژیکی و یا عقلی بخشی از این دستورالعمل ها برای این بیمار قابل فهم و بخشی از آن غیر قابل فهم است. همیشه چنین نیست که تمام جزییات مبانی دستورالعمل های پزشک برای بیمار روشن باشد و در عین حال، روشن نبودن تمام جزییات مبانی بخشی از مطالب پزشک برای بیمار دلیلی بر غیر واقع نمایی آن بخش از مطالب پزشک نمی گردد.
۶. قرآن با بیان این مطالب در مقام تحت تأثیر قرار دادن مردم بوده است. آنچه که می تواند مردم را تحت تأثیر قرار دهد، تلقی واقعی داشتن از محتویات تعالیم دینی است. تأثیر هدایتی قرآن مبتنی بر واقع نما بودن آن است و مؤمنین نیز محتوای آن را واقعی تلقی می کنند. بسیاری از مردم به دلیل ترس از جهنم و طمع بهشت، به واجبات عمل نموده و از محرمات اجتناب می نمایند. اگر بدانند که واقعیتی در پشت این قضایا نهفته نیست، هرگز برای عمل به آن ها خود را به زحمت نمی اندازند.
۷. واقع نما بودن قضایای دینی حتی مورد تأکید انتونی فلو که بر بی معنایی قضایای دینی تأکید دارد نیز هست. وی دو دلیل بر این مطلب می آورد: وی در پاسخ به هیر، که برای معناداری گزاره های دینی بر مفهوم بلیک تکیه دارد، می گوید:
اگر بخواهیم مدعیات دینی مسیحیت را بیانگر یک بلیک یا حکمی ایجابی در خصوص آن بدانیم، و نه احکامی که راجع به جهان اند (یا دست کم بناست چنین باشند) کاملاً به بیراهه رفته ایم.
اولاً به این دلیل که چنین تعبیری از مدعیات دینی با تعابیر رسمی و سنتی مغایرت بسیار دارد. ممکن است دین هیر واقعا یک بلیک باشد و واجد هیچ حکم جهان شناختی ناظر به طبیعت و ناظر به افعال خالقی متشخص نباشد. در این صورت، دیگر نمی توان او را فردی مسیحی دانست.
ثانیا، به این دلیل که چنان تعابیری به ندرت می توانند نقشی را که باید ایفا کنند. اگر مدعیات دینی به عنوان “حکم” اراده نشده باشند، آن گاه بسیاری از امور دینی به نوعی فریب کاری یا صرف حماقت مبدل خواهند شد. اگر گزاره “شما اخلاقا فلان وظیفه را دارید، به دلیل آن که خداوند چنین خواسته است” بیش از این حکم نکند که “شما اخلاقا فلان وظیفه را دارید” آن گاه فردی که مدعی گزاره نخست است، برای بیان ضرورت ایفای آن وظیفه دلیلی اقامه نکرده است، بلکه فقط با لفاظی بی جا مایه فریب ما شده است. اگر گزاره “روح من باید جاودانه باشد، چون خداوند فرزندانش را دوست دارد و …” بیش از این حکم نکند که “روح من باید جاودانه باشد” آن گاه کسی که خود را با براهین کلامی در باب خلوّ نفس دل خوش می سازد، مثل ابلهی است که می خواهد چک بی محلش را با چک بی محل دیگری به همان مبلغ بپردازد.
به نظر می رسد، ممکن است مدعیات دینی احکامی کاذب باشند، اما به هیچ وجه پذیرفته نیست که این مدعیات اصلاً حکم نباشند و یا حکم فرض نشده باشند. دینداران در متن زندگی خود، آن ها را حکم تلقی می کنند.(۹)
شواهد درون دینی
یکی از بهترین راه های پی بردن به این که آیا گوینده ای از گفتارهای خود قصد واقع نمایی دارد یا خیر، مراجعه به کلام خود گوینده و جست وجوی شواهدی در درون کلام اوست.
ممکن است گفته شود آیا در فهم واقع نمایی و عدم واقع نمایی یک کلام می توان به شواهد درون دینی مراجعه نمود. به عبارت دیگر، از خود گوینده سؤال نمود؟
در پاسخ باید گفت: بلی. زیرا واقع نمایی و غیر واقع نمایی مطلبی است که به قصد گوینده عاقل مربوط است و به هیچ چیز دیگری ارتباط ندارد. اگر داستان های کلیله و دمنه و یا یک شعر و یا یک فیلم حمل بر غیر واقع نمایی می شود، به این دلیل است که قصد گوینده داستان یا شاعر یا فیلم، بیان واقع نیست بلکه ایجاد احساسات خاصی در فرد می باشد. شاهد آن نیز این است که ما هرگونه داستان یا شعر یا فیلمی را حمل بر غیر واقع نمایی نمی کنیم. اما از آن جایی که بنای عقلا در این موارد، به ویژه در داستان و فیلم، ممکن است غیر واقع نمایانه باشد، ما نیز بنا را بر غیر واقع نمایی می گذاریم مگر این که از شواهدی دریابیم که قصد نویسنده آن واقع نمایی است.
از این رو، اگر داستان نویس و یا فیلم نویس قراینی ارائه دهد دالّ بر این که داستان و یا فیلم وی مستند است و یا تصریح به
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.