تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل زکات و کاهش فقر در جهان اسلام؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل زکات و کاهش فقر در جهان اسلام شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل زکات و کاهش فقر در جهان اسلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل زکات و کاهش فقر در جهان اسلام با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل زکات و کاهش فقر در جهان اسلام با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل زکات و کاهش فقر در جهان اسلام تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل زکات و کاهش فقر در جهان اسلام را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زکات و کاهش فقر در جهان اسلام :

مقدمه

زکات سومین رکن اسلام است که شخص را پس از اقرار به یگانگی خدا و به جا آوردن نماز در زمره امت اسلام قرار می دهد. خداوند می فرماید:

فان تابوا واقاموا الصلوه واتوا الزکوه فاخوانکم فی الدین (توبه/ ۱۱)

«پس اگر توبه کردند و نماز بجا آوردند و زکات دادند، برادران دینی شما هستند.»

در کتابهای فقهی، بسیاری از احکام زکات آمده است; از جمله منابع زکات، مقداری که باید پرداخت، موارد مصرف آن و غیره. اقتصاددانان مسلمان به اهمیت اقتصادی و اجتماعی زکات در زندگی فقرا اولویت می دهند. چندان که پیامبرصلی الله علیه وآله فرموده است هدف اصلی فرمان به زکات، کاهش فقر در جامعه است. زمانی که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله معاذبن جبل را به یمن فرستاد به وی فرمود: «به آنها بگو که خداوند صدقه را بر ثروت ایشان قرار داده است تا از ثروتمندانشان گرفته و به فقرایشان داده شود.» (۱) خداوند این وظیفه را به عهده حاکمان مسلمان قرار داده است، چون توانایی بیشتری برای انجام آن دارند. از این رو نقش زکات در کاهش فقر را نمی توان کم اهمیت دانست. قبل از بحث درباره این که زکات چگونه فقر را کاهش می دهد، شایسته است ابتدا نظر اسلام درباره فقر، در مقایسه با دیدگاه سنتی غرب، میزان فقر در جهان و در جهان اسلام، و چگونگی روش غرب در حل مساله فقر در برابر اسلام را به اختصار بیان کنیم.

نظر اسلام درباره فقر

اسلام به فقر به دیده امتحان وفاداری انسان به خالق خود و یک مصیبت ترسناک می نگرد:

ولنبلونکم بشی ء من الخوف والجوع ونقص من الاموال و الانفس والثمرات وبشر الصابرین (بقره /۱۵۵)

«البته شما را به اندکی ترس و گرسنگی و بینوایی و بیماری و نقصان در محصول می آزماییم و شکیبایان را بشارت ده.»

فقر بلایی است که شیطان با آن انسانها را می ترساند، حال آن که خداوند بخشش و مال و ثروت به آنها وعده می دهد. (۲) در همان زمان رهایی از ترس و گرسنگی نعمتی است از جانب خداوند که شایسته شکرگزاری و پرستش است. قرآن می فرماید:

فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع وآمنهم من خوف (قریش/۴-۳)

«پس باید پروردگار این خانه را بپرستند، آن که به هنگام گرسنگی طعامشان داد و از ترس در امانشان داشت ».

اسلام به فقر به عنوان یک مساله مذهبی و اجتماعی نگاه می کند که انسان را به ذلت، گناه، و جنایت می کشاند، به همین دلیل است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله از آن به خدا پناه می برد:

تعوذوا بالله من الفقر والقله والذله… (۳)

«خدایا از فقر، کمبود و پستی به تو پناه می آورم.»

فقر ممکن است حتی به کشتن فرد بی گناه انجامد. قرآن می فرماید:

ولاتقتلوا اولادکم خشیه املاق نحن نرزقهم وایاکم ان قتلهم کان خطا کبیرا (اسراء /۳۱)

«فرزندان خود را از بیم درویشی مکشید. ما هم شما را روزی می دهیم و هم ایشان را. کشتنشان خطای بزرگی است.»

پیامبرصلی الله علیه وآله فقر را به کفر مربوط می سازد:

کاد الفقر ان یکون کفرا. (۴)

«فقر تقریبا شبیه عدم اعتقاد به خداست.»

بنابراین فقر نسبت به عقاید و اخلاق بشر و نیز برای امنیت و ثبات جامعه یک تهدید به شمار می رود. بنابراین بر جامعه و حکومت لازم است به منظور ایجاد کردن یک جامعه سالم با فقر به عنوان یک تهدید اجتماعی با استفاده از تمام امکانات موجود، مقابله کنند.

نظر سنتی غرب درباره فقر

نظریه سرمایه داری سنتی ادعا می کرد که اگر قرار است پیشرفت صورت گیرد، زندگی اقتصادی باید صرفا با روند طبیعی عرضه و تقاضای بازار تنظیم شود. فقر خود برای بهبود شخصیت فرد انگیزه ای در وی ایجاد می کند، در حالی که ضمانت وسایل بقا، آن انگیزه را از بین می برد. به این ترتیب فقر به عنوان بهای لازم برای رشد و پیشرفت اقتصادی پذیرفته شد. در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، مفهوم سرنوشت بر مذهب پروتستان حاکم شد. موفقیتهای مادی نشانه آن است که شخص مورد عنایت خداست و شکست به عنوان “خواست خدا” قلمداد می شد که نمی بایست در مقابل آن چون و چرا کرد. (۵) داروینیستهای اجتماعی در اواخر قرن نوزدهم وجود فقر را بر مبنای عبارت مشهور «بقای اصلح » توجیه می کردند; یعنی، دلیل آن که عده ای در پله پایین نردبان اجتماعی اند آن است که آنان توان درگیر شدن با مسایل اجتماعی را ندارند و یا برای این کار مناسب نیستند. «کمک به آنها نابودی شان را کند و در نتیجه روند پیشرفت را کند می کند.» (۶) این نگرش جبری و استکباری نسبت به فقرا در اواخر قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم، زمانی که تفکر سوسیالیستی با دعوت برای توزیع مساوی ثروت و طغیان علیه استثمار فقرا توسط ثروتمندان ظاهر شد، شروع به تغییر کرد. کارگران کم درآمد در تعدادی از مراکز شهری بخصوص در فرانسه و آلمان برخی آشوبهای اجتماعی به راه انداختند. کارگران کشورهای صنعتی با به دست آوردن حق رای، تشکیل اتحادیه های صنفی، مذاکره درباره افزایش دستمزد، بهبود شرایط کار و حق اعتصاب، دولت را وادار کردند تا اقدامهایی برای بهبود اوضاع طبقه فقیر انجام دهد. تا اواخر جنگ جهانی دوم که شهرها خراب و بیکاری زیاد شد، امنیت اجتماعی فقرا در تمام کشورهای اروپایی تبدیل به یکی از سیاستهای مهم شد.

میزان فقر در جهان

از دهه شصت سازمانهای اقتصادی و اجتماعی بین المللی مثل بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان کشاورزی و خواربار (FAO) ، سازمان بهداشت جهانی، یونیسف ,(UNICEF) اداره بین المللی کار و غیره به موضوع فقر، علل آن، نقاط رواج آن و طریقه کاهش آن علاقه مند بوده اند. فقر پدیده ای پیچیده و دارای ابعاد بسیاری است و پیداکردن تعریفی مناسب برای تمام جوامع را مشکل می سازد. جوامع مختلف فرهنگها و معیارهای متفاوتی برای زندگی دارند، بنابراین تجویز حداقل نیازهای عمده یک فرد در تمام جوامع کار آسانی نیست. با این همه، گزارش توسعه جهانی (۱۹۸۲) فقر را به این صورت تعریف می کند: «وضعیتی از زندگی که سوء تغذیه، بی سوادی و بیماری از مشخصه های بارز آن است و خارج از تعریف معقول کمال انسانی است. با وجود این، فقر در یک جامعه خاص و در یک زمان خاص اغلب به نسبت میانگین استاندارد زندگی تعریف می شود.» (۷)

بانک جهانی در گزارش سال ۱۹۹۰ خود به منظور تعیین خط فقر رقم جهانی ۳۷۰ دلار را برای هر شخص در سال پذیرفته است تا بهای حداقل کالری مصرف شده و دیگر نیازمندی های حیاتی را به دست آورد. آنها که درآمدشان کمتر از این حد است فقیر و آنهایی که پایین تر از ۲۷۵ دلار است بسیار فقیرند. این ارقام بر اساس قیمتهای سال ۱۹۸۵ در برخی از کشورها با درآمد متوسط پایین تخمین زده شده است. مثل بنگلادش، مصر، هند، اندونزی، کنیا، مراکش، و تانزانیا. (۸) این گزارش بر اساس این ارقام ذکر می کند که ۳۳ درصد جمعیت جهان سوم فقیرند و هیجده درصد بسیار فقیرند.

پیآمدهای فقر، وسیع و گوناگون اند. به همراه نگرانیهای اقتصادی، اثرهای اجتماعی و فیزیکی بسیاری در خانواده های فقیر پدیدار می شود. گزارش سال ۱۹۹۵ یونیسف متذکر می شود که چهارده میلیون کودک هر سال به دلیل بیماری و سوء تغذیه می میرند و بیست تا سی درصد کودکان در کشورهای زیر صحرای آفریقا قبل از رسیدن به پنج سالگی می میرند; این درصد در هند ۱۲ و در افغانستان ۲۵ است در حالی که در ایالات متحده یک درصد است. این گزارش در مورد سوء تغذیه می گوید که اغلب جمعیت کشورهای زیر صحرای افریقا کالری لازم برای فعالیتهای معمولی را به دست نمی آورند و این که بین ۳۰ تا ۶۰ درصد کودکان اتیوپی به دلیل فقر غذایی دچار رشد دیرهنگام هستند. در پاکستان از هر چهار کودک یک تن به دلیل فقر غذایی کم وزن به دنیا می آید در حالی که در بنگلادش این عدد یک نفر از هر دو بچه است. (۱۰) در نتیجه سوء تغذیه و کمبود خدمات پزشکی، اختلاف بزرگی در متوسط انتظار زندگی در اروپا (۷۷ سال) و کشورهای فقیری مثل یمن و بنگلادش (۵۳ سال) مشاهده می کنیم (۱۱) . بررسیهای متعدد انجام شده در بین فقرا فت شدید ثبات خانواده، بیماری روحی و انواع رفتارهای غیر اجتماعی مثل جنایت و خطاکاری را نشان داده است. بی تفاوتی، بی عاطفگی، اعتقاد به جبر و تفویض برای توصیف دورنمای طبقه فقیر استفاده می شود. زندگی خانواده ممکن است پر از ترس، وحشت و خشونت باشد. بچه ها نوعا از نظر عاطفی و جسمی عقب مانده بزرگ می شوند; این وضعیتی است که موجب تکرار چرخه زندگی والدین می شود (۱۲) .

به سبب شدت فقر در جهان سوم و پیامدهای جدی آن بر ثبات سیاسی، توسعه اقتصادی و روابط بین المللی، سازمانهای ملل متحد – بخصوص بانک جهانی و صندوق بین المللی پول- علاقه مند به بررسی مشکل فقر و ارائه راه حل هایی برای مقابله با آن هستند. کنفرانس ملل متحد درباره توسعه اجتماعی که در کپنهاگ در مارس ۱۹۹۵ برگزار شد شاهدی بر توجه جهانی به مساله فقر است.

راهبردهای سازمانهای بین المللی برای مقابله با فقر

تا پایان دهه شصت، نظریه جدید در میان سازمانهای بین المللی این بود که بهترین استراتژی برای مقابله با فقر بهبود رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه است که از طریق تحکیم زیرساختار اقتصادی، تشویق به سرمایه گذاری، آزادسازی اقتصاد و بالا بردن خودکفایی در تولید حاصل می شود. این نظر بر این باور است که درآمد حاصل از افزایش تولید ناخالص ملی به یک یا چند طریق به نفع تمام بخشهای جامعه است که به مرور زمان منجر به کاهش فقر خواهد شد. این امر به دلیل برخی از مطالعات اخیر لزوما صحیح نیست; این مطالعات نشان داده است فقر ممکن است حتی به رغم رشد اقتصادی زیاد، افزایش یابد، آن چنانکه در مورد برخی از کشورهای امریکای لاتین در طول دهه هشتاد رخ داد. (۱۳)

دکتر محبوب الحق، دبیر بخش برنامه ریزی خطمشی بانک جهانی (۸۲-۱۹۷۰) و نایب رئیس برنامه ریزی و توسعه در پاکستان (۸۸ -۱۹۸۲) گفته است که مشخص شده رشد اقتصادی بجز در بخش شهری مدرن و در میزانهای بسیار بالای رشد تولید ناخالص ملی برای توده ها خودبه خود منافع توده ها را تامین نمی کند. وی همچنین اضافه کرد که «ستایش بی حد از رشد تولید ناخالص ملی و خود کفایی تولیدی مدت زیادی است پایان یافته است، حتی مدافعان سر سخت رشد اقتصادی حداقل واقعیتهای عدالت اجتماعی و توزیع را به طور رسمی می پذیرند.» (۱۴) یک استاد راهنمای خطمشی و مدیریت دولتی نوشت که «فقر در کل جهان کاملا در حال رشد است و همانند یک مرض مسری خزنده گسترش می یابد. حتی جوامع ثروتمندی مثل ایالات متحده هیچ راه حل مؤثری برای مشکلات مزمن هسته های فقر، پیدا نکرده اند.» (۱۵)

در پی عدم توفیق رویکرد رشد اقتصادی برای کاهش دادن فقر، سازمانهای بین المللی، راهبرد قبلی خود را اصلاح کردند. گزارش توسعه جهانی (۱۹۹۰) رویکردی دوگانه را برای کاهش فقر توصیه کرده است:

۱- رشد زیاد و کافی نیروی کارگری بر اساس انگیزه های مناسب بازار، زیر ساخت فیزیکی، مؤسسات و تغییرات و نوآوریهای فن آورانه.

۲- فراهم آوردن خدمات اجتماعی کافی از جمله تعلیم و تربیت ابتدایی، مراقبتهای مهم بهداشتی و خدمات برنامه ریزی خانواده.

با این همه، این گزارش – تا حدی محجوبانه – اضافه می کند که «انتقال پول برای کمک به کسانی که غیر از این صورت کمکی نمی گیرند، ضروری است: افراد خیلی فقیر، بیمار، سالمند و شبکه های سالم باید مورد حمایت قرار گیرند تا از افرادی که نمی توانند ضربه های کاهش درآمد را تحمل کنند حمایت کنند.» (۱۶) این گزارش حدس می زند که این استراتژی – اگر دنبال شود – فقر را تا سال ۲۰۰۰ از یک میلیارد نفر به ۸۲۵ میلیون نفر کاهش خواهد داد. (۱۷) آمار و ارقام سازمان ملل در کنفرانس خود درباره توسعه اجتماعی (کپنهاگ، ۱۹۹۵) نشان می دهد که اندازه فقر نسبت به سال ۱۹۸۵، دویست میلیون نفر افزایش یافته و به ۳/۱ میلیارد نفر رسیده است (۵۲۰ میلیون نفر در آسیای جنوبی، ۳۰۰ میلیون نفر در کشورهای زیر منطقه صحرا، ۱۸۲ میلیون نفر در امریکای لاتین،۱۶۹ میلیون نفر در آسیای جنوب شرقی،۱۱۷ میلیون نفر در آسیای شرقی،۱۳ میلیون نفر در جهان عرب.) (۱۸) ذکر این نکته جالب است که گزارش بانک جهانی اهمیت فراهم آوردن یک شبکه سالم برای افراد ضعیف اجتماع را پذیرفته است. اما اسلام این حقیقت را یکهزار و چهارصد سال قبل زمانی که فرمان به زکات داد، تشخیص داد.

میزان فقر در جهان اسلام

تصویری که آمار سازمانهای بین المللی در مورد فقر و توسعه انسانی ترسیم کرده است، جهان اسلام را در میان ملتهای بسیار عقب مانده قرار می دهد. تمام گزارشها و مطالعات مؤید این نکته است که فقر بر کشورهای زیر منطقه صحرای افریقا و آسیای جنوبی حاکم است. اگر ما کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی (۵۲ کشور) را نمایندگان جهان اسلام بدانیم، می بینیم که بیست و پنج تای آنها جزء پنجاه و شش کشور بسیار فقیر از منطقه زیر صحرای افریقا و آسیای جنوبی به شمار می روند. در میان پنجاه کشور اولی که در راس توسعه انسانی در جهان قرار دارند، تنها یک کشور یعنی برونئی وجود دارد که در جهان اسلام کمترین جمعیت را داراست، و در میان پنجاه کشوری که در پایین فهرست توسعه انسانی می باشند تعداد۲۳ کشور مسلمان وجود دارد که یازده تای آنها در کل جهان بسیار عقب افتاده اند. اگر چه این آمار برای چندین کشور مسلمان ناقص است، گزارش توسعه انسانی (۱۹۹۴) تخمین می زند که ۱۸۵ میلیون نفر در کشورهای سازمان کنفرانس اسلامی وجود دارند که در فقر مطلق به سر می برند، یعنی ۲۶ درصد جمعیت کل این کشورها. (۱۹) از آنجا که این آمار در مورد تمام کشورها کامل نیست، تصویر حقیقی حتی بدتر خواهد بود. بنابراین وضعیت فقر در جهان اسلام بخصوص در آسیای جنوبی و منطقه زیر صحرای افریقا تا سالهای زیادی ادامه خواهد یافت. حال چاره ای که اسلام برای مشکل فقر می اندیشد، چیست؟ و زکات چه نقشی را ممکن است در کم کردن این مشکل ایفا کند؟

چاره فقر در اسلام

اسلام به فقر به عنوان یک مشکل اجتماعی خطرناک می نگرد که انسان را به امتحانی می کشاند که وی را از دین روی گردان می کند و هویت و ماهیت وی را به مخاطره می اندازد. فقر تهدیدی بالقوه برای صلح و ثبات جامعه است. مقاصد و اهداف شریعت در حفظ ایمان، روح بشری، سلاله، اموال و فکر و اندیشه با فقر به انجام نمی رسد. این اهداف تامین نیازهای مهم بشر همانند خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج را می طلبد به طوری که احتمال این که افراد به تجاوز از حدود مذهب و اخلاق کشانده شوند، وجود نداشته باشد. اسلام به حکومت و جامعه دستور می دهد که در سؤولیت حذف فقر از جامعه سهیم شوند. قرآن و سنت پیامبرصلی الله علیه وآله، در درون کلیت وحی که برای هر مکان و زمانی نازل شده، روشها و وسایل انجام یافتن این مسؤولیت را تعیین کرده اند. هدف فلسفه اقتصادی اسلام قبل از هر چیز عبارت است از حذف فقر با برآوردن نیازهای اساسی انسان، تنگتر کردن شکاف بین فقرا و ثروتمندان و توسعه منابع خاکی برای رفاه انسان که هر چیزی در آسمان و زمین مسخر اوست. اسلام در محدوده فلسفه اقتصادی خود راههای بسیاری برای حل مشکل فقر اندیشیده است. برخی از این راهها مربوط به حکومت، و برخی دیگر برعهده جامعه و برخی دیگر وظیفه مشترک حکومت و جامعه است. قبل از بحث درباره زکات، معرفی برخی از وسایل دیگری که اسلام برای روبرو شدن با فقر به کار برده است، مفید است، زیرا نقش زکات را باید در سیمای کلی راه حل اسلام در این باره دید.

الف – نقش حکومت

اسلام افراد را به امرار معاش با کار سفارش می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «هیچ کس غذایی بهتر از غذایی که با دسترنج خود تهیه کرده است نمی خورد. داوود پیامبرعلیه السلام عادت داشت از دسترنج خویش بخورد.» (۲۰) بر حکومت لازم است که شهروندان خود را در پیدا کردن کارهایی که در آنها تخصص دارند کمک کند. پیامبرصلی الله علیه وآله به مردی از انصار مدینه که برای دریافت کمک گدایی می کرد دستور داد تا تبری به دست آورد و هیزم بشکند و خرجی خانواده خود را درآورد. (۲۱) از حکومت مدرن اسلامی انتظار می رود که فرصت کار را برای تمام افراد توانای خود با بهبود بخشیدن به توسعه اقتصادی و تعلیم و تربیت افراد برای شغلهای متعدد مورد نیاز در بازار کار فراهم آورد. اسلام همچنین به حاکم توصیه می کند که درآمدهای فعالیتهای اقتصادی را به تساوی تقسیم کند تا ثروت ملت صرفا در میان طبقه ثروتمند جامعه در گردش نباشد. قرآن می گوید:

وما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله وللرسول ولذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل کی لایکون دوله بین الاغنیاء منکم… (حشر/۷)

«آن غنیمتی که خدا از مردم قریه ها نصیب پیامبرش کرده است از آن خداست و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و مسافران در راه مانده، تا میان توانگرانتان دست به دست نشود.»

از آنجا که آزادی فعالیت اقتصادی به سود ثروتمندان است، باید از طریق عدالت اجتماعی این امر متعادل شود. برای رسیدن به این هدف حکومت می تواند از طریق اولویت دادن به فقرا در خط مشی های اقتصادی و مالی خود و نیز از طریق سرمایه گذاری سنجیده در مناطق فقیرنشین فعالیتهای اقتصادی خود را پیگیری کند. جهان اسلام از توزیع بی تناسب ثروت بین کشورها و در داخل کشورها رنج می برد، اما اسلام برای کمک به بخش فقیرتر، دعوت به کم کردن این شکاف می کند.

اسلام همچنین به حکومت سفارش می کند تا تمام معامله های غیر منصفانه و زیان بخش به حال جامعه، مثل وامهای بهره دار، فروش مواد الکلی و مخدر، احتکار نیازمندیهای اساسی، حق انحصاری، فریب در معاملات و غیره را ممنوع کند. حکومت باید از حقوق اموال، اجرای قراردادها و توافقنامه ها و قانونی بودن تمام معاملات حمایت کند. باید هر کسی که حقوق دیگران را به هر بهانه ای پایمال می کند، تنبیه کند. چنین حمایتی معمولا برای اعضای ضعیفتر جامعه سودمند است. از طرف دیگر حکومت مسؤول هر فرد زیردست یا ناتوانی است که حامی ندارد و یا هر فرد نیازمندی است که کمکی دریافت نمی کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در مورد شهادت جعفربن ابی طالب (در جنگ موته) که از خود کودکانی به جا گذاشته بود، فرمود: «من در این دنیا و آن دنیا محافظ آنها هستم. حاکم حافظ کسانی است که هیچ حامی ندارند.» بخاری این حدیث را از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل می کند: «من نسبت به انسان مؤمن از خود او مسؤول ترم به طوری که اگر مدیون فوت کند و هیچ مالی نداشته باشد که از آن مال دین وی پرداخت شود، وظیفه من است تا دین او را بپردازم. » (۲۲) از آنجا که هدف اسلام برآوردن نیازهای اساسی افراد است، وظیفه حاکم است تا چنانچه زکات به تنهایی برای رسیدن به آن مقاصد خاص کافی نباشد، مالیاتهای بیشتری از ثروتمندان بگیرد. امام ترمذی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل می کند که فرمود: «همانا بر ثروت حقوقی غیر از زکات وجود دارد» سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله این آیه از قرآن را تلاوت فرمود:

لیس البر ان تولوا وجوهکم قبل المشرق والمغرب ولکن البر من آمن بالله والیوم الآخر والملئکه والکتاب والنبیین و اتی المال علی حبه ذوی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل والسائلین وفی الرقاب واقام الصلوه واتی الزکوه والموفون بعهدهم اذا عاهدوا والصابرین فی الباساء والضراء وحین الباس… (بقره /۱۷۷)

«نیکی آن نیست که روی خود به جانب مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکوکار کسی است که به خدا و روز واپسین و فرشتگان و کتاب خدا و پیامبران ایمان آورد. و مال خود را، با آنکه آن را دوست دارد به خویشان و یتیمان و درماندگان و مسافران و گدایان و دربند ماندگان ببخشد. و نماز گزارد و زکات بدهد و آنان که در بینوایی و بیماری و به هنگام جنگ صبر می کنند…».

ابن حزم، فقیه مشهور، این نکته را بیان می کند: «وظیفه ثروتمندان تمام کشورهاست تا از فقرا مراقبت کنند. امام مجبور بود این وظیفه را در صورتی که زکات برای کمک به فقرا کافی نمی بود بر عهده ثروتمندان بگذارد.» (۲۳) امام جوینی می گوید:«اگر چنین اتفاق بیفتد که با تمام تلاش ممکن زکات نیاز فقرا را برطرف نکند، وظیفه امام است تا از باقیمانده نیازمندان به عنوان اولین اولویت خود مراقبت کند، زیرا کل جهان نمی تواند ضرری را که متوجه یک فرد فقیر از جانب مسلمانان شده است، جبران کند.» (۲۴)

× آمار نمایه توسعه انسانی از منبع زیر گرفته شده است:

Human Development Report, 1994, UNDP

اندازه جمعیت و درآمد سرانه از منبع زیر اخذ شده است:

World Development Report, 1994.

متوسط درآمد سرانه قطر، بحرین، سوریه و یمن مربوط به سال ۱۹۹۱ است و سومالی مربوط به سال ۱۹۹۰ است، لیبی و سودان مربوط به سال ۱۹۸۸، لبنان سال ۱۹۸۷، عراق ۱۹۸۹ و آلبانی ۱۹۸۶ می باشد.

×× بقیه اطلاعات از منبع زیر است:

Europa Publications, The Middle East and North Africa 1994

××× قزاقستان و ازبکستان در سازمان کنفرانس اسلامی به صورت ناظر شرکت کردند. فلسطین و زنگبار عضو هستند ولی هیچ اطلاعاتی در مورد آنها در دسترس نیست.

ب – نقش جامعه

اسلام در رفع فقر، بیشتر بر نقش جامعه تاکید دارد تا نقش حکومت، زیرا از جامعه می خواهد که پرداخت زکات یک عمل عبادی داوطلبانه باشد تا روابط برادرانه را بین مؤمنان استحکام بخشد و دلیل دیگر این که جامعه از حکومت به نیازمندان نزدیک تر است. اسلام با هدفی که در این باره دارد به مسلمان فرمان می دهد تا از خویشاوندان نزدیک خود مراقبت کند. حضرت پیامبرصلی الله علیه وآله می فرماید: «دست دهنده بالاترین دست است و از وابستگان خود شروع کنید; مادر، پدر، خواهران و برادرانتان و سپس نزدیکترین خویشانتان.» (۲۵) امام ابوحنیفه بر مسلمانان فرض دانسته است تا از خویشاوندان نیازمند نزدیک خود حتی اگر کافرند حمایت کنند. (۲۶) به حاکم اجازه داده می شود تا پرداخت مقدار معینی پول را از سوی افرادی که از حمایت افراد نیازمند در میان خویشاوندان نزدیک خود امتناع می کنند، بخصوص والدین و برادران و خواهران صغیرش، مقرر دارد. قوانین ارث وسیله ای است برای توزیع ثروت در میان دایره وسیعی از خویشاوندان. اسلام توجه خاصی به خویشاوندان، همسایگان و افراد گرسنه دارد. حضرت پیامبرصلی الله علیه وآله آن قدر کمک به همسایگان را توصیه می فرمود که صحابه گمان کردند که همسایه نیز سهمی از میراث همسایگان ثروتمند دارد. (۲۷) پیامبرصلی الله علیه وآله همین طور در مورد گرسنگان هشدار می دهد که: «اگر شخصی گرسنه بخوابد، تمام مردم آن محل در این باره مسؤولند که عهد خداوند را رها کرده اند.» (۲۸) اما روش مهمی که اسلام به وسیله آن تلاش می کند تا فقر را از جامعه بزداید، زکات است زیرا هدف آن در اولین مرحله فقر است و زکات از سوی بخش عظیمی از افراد که صاحب نصاب هستند پرداخت می شود. بعلاوه حکومت مسؤول برنامه ریزی برای جمع آوری و توزیع زکات است.

نقش زکات در رویارویی با فقر

زکات بر این فلسفه روشن اسلامی مبتنی است که مالک واقعی ثروت خداست و این که مالکیت صرفا به انسانها سپرده شده است تا از آن ثروتی که به دست آورده اند استفاده کنند. قرآن می فرماید:

وانفقوا مما جعلکم مستخلفین فیه… (حدید/۷)

«و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است، انفاق کنید.»

اسلام برای افزایش ثروت افراد با توجه به رفاه کل جامعه مقررات خاصی تعیین کرده است. تمام مخلوقات آفریده های خدایند و او روزی دهنده آنان است و این است علت آن که وی به مؤمنان دستور می دهد تا مراقب نیازمندان و فقرا باشند. از این دیدگاه کلی زکات برای از بین بردن فقر واجب شده است. جالب توجه است ذکر کنیم که کشورهای بسیار پیشرفته در غرب تا اولین ربع قرن بیستم در مورد اجرای یک نظام فراگیر امنیت اجتماعی فکری نکرده بودند. «حتی اکنون به نظر می رسد احساس کلی این باشد که این نعمتی است که صرفا کشورهای بسیار ثروتمند می توانند از آن بهره ببرند.» (۲۹) مسلمانان به دلیل ماهیت مذهبی زکات از زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله تا کنون به پرداخت آن ادامه داده اند. در جهان اسلام شش کشور وجود دارد که زکات را بر اساس قانون جمع آوری می کنند: یمن، عربستان سعودی، لیبی، سودان، پاکستان و مالزی، در حالی که هفت کشور دیگر مؤسسات خاصی برای جمع آوری زکات بصورت داوطلبانه ایجاد کرده اند یعنی مصر، اردن، کویت، ایران، بنگلادش، بحرین و عراق. (۳۰) تقریبا در هر کشوری که در آن تعداد زیادی از مسلمانان وجود دارند، برخی مساجد یا سازمانها یا افراد مسؤولیت جمع آوری و توزیع زکات را بر عهده دارند. خصوصیت دیگر زکات آن است که کاملا مشخص شده از چه کسی باید گرفته شود و به چه کسی باید داده شود. دولت وقت نمی تواند هر طور که می خواهد زکات را به مصرف برساند.

از آن جا که مهمترین مورد مصرف زکات فقرا هستند، و خطمشی توصیه شده در مطالعات معاصر مشخص می کند که برای از بین بردن کامل فقر، «هر کشور نیازمند یک شبکه ایمنی اجتماعی مناسب برای جذب افرادی است که از بازار کار اخراج می شوند.» (۳۱) زکات به دلیل ماهیت ثابت و همیشگی خود به حکومت اجازه می دهد تا نوعی راهبرد دراز مدت را در مقابله با فقر بنا نهد. در مصرف زکات، اولویت باید به فقرای همان منطقه ای داده شود که از آنجا زکات جمع آوری شده است. این حکم احساس مطلوبی از همبستگی بین فقرا و ثروتمندان آن ناحیه ایجاد می کند. زکات بر خلاف مالیات، بین افرادی که زکات را می پردازند و آنهایی که آن را جمع آوری و توزیع می کنند اختلاف ایجاد نمی کند و با پایین ترین هزینه جمع آوری می شود. حتی در مورد جمع آوری قانونی آن، اکثر عاملان، کار خود را داوطلبانه انجام می دهند. چون زکات به طور سالانه از سرمایه برداشت می شود باعث تشویق سرمایه گذاری می شود; در غیراین صورت سرمایه بتدریج با کم کردن زکات از بین می رود.

تعریف فقر

فقها تعاریف متفاوتی برای دو گروه اشخاص تهیدست ارائه کرده اند: فقرا و مساکین. این دو کلمه در ابتدای آیه ای از قرآن آمده اند که افراد مستحق دریافت زکات را ذکر می کند:

انما الصدقات للفقراء والمساکین والعاملین علیها والمؤلفه قلوبهم وفی الرقاب والغارمین وفی سبیل الله وابن السبیل فریضه من الله والله علیم حکیم. (توبه /۶۰)

«صدقات برای فقیران است و مسکینان و کارگزاران جمع آوری آن و نیز برای به دست آوردن دل مخالفان و آزاد کردن بندگان و قرضداران و انفاق در راه خدا و مسافران نیازمند، و آن فریضه ای است از جانب خدا و خدا دانا و حکیم است.»

ابویوسف شاگرد ابوحنیفه و ابن القاسم رفیق مالک گفته اند که معنی هر دو یکی است. اکثریت علما گفته اند که آنها دو اصطلاح برای یک طبقه هستند که طبقه نیازمندان است. (۳۲) امام طبری می گوید: «فقیر شخص نیازمندی است که با در خواست کمک از مردم خود را خوار نمی کند و مسکین شخص نیازمندی است که از مردم درخواست کمک می کند.» (۳۳) شیخ قرضاوی کسانی که مستحق زکاتند یعنی فقرا و مساکین را به سه دسته طبقه بندی می کند:

۱- کسانی که اموالی ندارند و منبع درآمد نیز ندارند.

۲- آنها که اموال کمی دارند و درآمد هم دارند ولی درآمدشان کمتر از نیمی از نیازهایشان است.

۳- آنها که کمی مال و ثروت و درآمد دارند که نیم یا بیشتر از نیم نیازهایشان را برآورده می کند ولی تمام نیازهایشان را برآورده نمی کند.

مالکیه و حنبلیه درباره نیازهای فقرا در دوره یک ساله، و شیعه در دوره کل زندگی شخص سخن می گویند. (۳۴)

از گفتار بالا می توان نتیجه گرفت که فقر نسبی است و بر اساس شرایط جوامع، متفاوت است. با این همه، افراد فقیر در سطوح مختلفی وجود دارند، یعنی افرادی که کمی دارایی دارند و آنهایی که هیچ دارایی ندارند. این نتیجه با نتیجه ای که سازمانهای بین المللی به آن رسیده اند متفاوت نیست، اما فقهای مسلمان موارد زیر را جزو نیازهای اشخاص فقیر قرار می دهند: اثاثیه منزل، پوشاک، حیوانی اهلی برای حمل و نقل یک خدمتکار در صورتی که موقعیت اجتماعی اش اقتضا کند، کتاب و…

این بدان معناست که خط فقر در نظر علمای مسلمان بسیار بالاتر از حدی است که توسط بنگاههای بین المللی ارائه شده است.

قوانین زکات که در برخی از کشورهای مسلمان پذیرفته شده است تعاریف ساده و قابل انعطافی را در مورد اشخاص مستحق زکات به عنوان فقرا و مساکین، به کار می برند. قانون زکات در سودان فقرا را به کسانی اطلاق می کند که «غذای یک سال خود را ندارند و سرپرست خانواده ای که درآمد کافی برای اداره خانواده اش ندارد. این قانون همچنین دانشجویان تمام وقتی را که نمی توانند هزینه تحصیل خود را فراهم کنند را شامل می شود.» مساکین را نیز به این صورت تعریف می کند: «نیازمندانی که پول کافی برای غذا به دست نمی آورند، شامل معلولان و افراد ناتوانی که هزینه داروی خود را ندارند و نیز قربانیان حوادث طبیعی.» (۳۵) قانون زکات لیبی مربوط به سال ۱۹۷۱ می گوید: «فقیر، یعنی کسی که نیاز غذایی خود به مدت یک سال را ندارد و مسکین کسی است که مالک هیچ چیز نیست.» (۳۶) قانون پاکستان به دنبال تعریف ظاهری نیست بلکه از جنبه کلی می گوید صندوق زکات باید برای اهداف زیر مورد استفاده قرار گیرد: «کمک به نیازمندان، تهیدستان و فقرا، بویژه کودکان و زنان بی سرپرست، معلولان جسمی و ذهنی که بر اساس قانون شرع برای خرجی زندگی شان و برگشتن به حال اولیه مستحق دریافت زکاتند.» (۳۷) از گزارشهای خانه زکات در کویت روشن است که کمک مالی آنها که به نام فقرا و مساکین داده می شود، به کودکان، زنان بی سرپرست، پیران، بیماران، خانواده زندانیان یا نگهبانان از دست رفته، دانش آموزان فقیر و کسانی که درآمد پایین و کم دارند، می رسد. (۳۸) بانک ناصر در مصر در زمینه توزیع زکات بین فقرا از رویکردی مشابه پیروی می کند.

از نمونه های بالا آشکار می شود که تعریف فقیر و مسکین هیچ مشکل عملی برای توزیع زکات ایجاد نمی کند. از آن جا که زکات توسط مردم ساکن یک محل پرداخت می شود، آنها نسبت به وضعیت مردمی که اطراف آنها زندگی می کنند آگاهند و می توانند نیازهای مهم آنها را بر اساس معیارهای زندگی در آن ناحیه برآورد کنند. قابل درک است که نیازهای جوامعی مثل سودان یا پاکستان با نیازهای جامعه کویت متفاوت خواهد بود. همچنین منطقی به نظر می رسد که بیشترین تاکید باید بر فقیرترین فقرا در هر جامعه ای باشد.

به فقیر چه چیزی باید داد؟

نظر کلی در میان فقها آن است که به فقرا و مساکین باید چیزی داد که بدون محدودیت در اندازه، آنها را راضی کند. این نظر بر هدف شریعت برای حذف فقر و علل گرسنگی و نیاز مبتنی است، چنان که قبلا شرح داده شد. عمر بن خطاب به کارگزاران خود در مورد زکات چنین دستور می دهد: «هنگام توزیع زکات برای فقرا به آنها به اندازه ای بدهید تا راضی شوند، پرداخت زکات به آنها را تکرار کنید، حتی اگر بخواهد یکصد شتر بگیرد.» (۳۹) این است علت آن که برخی فقها می گویند به یک مرد فقیر باید تا اندازه ای که برای بقیه زندگی اش راضی شود، زکات داده شود. امام نووی گفته است: «به فقیر و مسکین باید چیزی داده شود که آنها را از فقر بیرون آورد و به خودکفایی پایدار برساند و این است آنچه شافعی به آن حکم کرده است.» (۴۰) بر اساس گفته نووی «خودکفایی » به معنی غذا، لباس، خانه و تمام چیزهایی است که برای شخص و خانواده اش آن گونه که در شان آنهاست بدون ولخرجی یا خست لازم است. (۴۱) ابن حزم نظری مشابه دارد: «فقرا و مساکین باید غذا، لباس زمستانی و تابستانی، خانه ای که آنها را در مقابل باران، خورشید و نگاههای عابران نگاه دارد، دریافت کنند.» (۴۲)

نظر دیگر را مالکیه و اکثریت حنبلیه داده اند که گفته اند به فقرا و مساکین چیزی را باید داد که برای آنها و خانواده شان برای یک سال کامل کافی باشد، زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله غذای یک سال را برای خانواده اش ذخیره می کرد. (۴۳) من نظریه ابن حزم را در این باره چنین دیدم: «در مورد مقدار زکاتی که به شخص داده می شود اندازه معینی وجود ندارد. می توان به او مقدار بسیار زیاد یا کم داد. قرآن و سنت برای آن حدی قایل نشده اند. (۴۴) »

صرف نظر از آنچه فقها گفته اند، هزینه کردن زکات منحصرا به درآمد واقعی زکات و تعداد حقیقی افراد فقیر جامعه بستگی دارد. این مساله بیش از آن که نظری باشد، عملی است که درآمد حاصل از زکات در اکثر کشورهای اسلامی برای برآوردن نیازهای مهم فقرا در بقیه عمرشان یا حتی به مدت یک سال کافی نیست. کشورهای مسلمانی که زکات را می گیرند رویکردی میانه را که جمع بین دو راه زیر است پذیرفته اند: کمک فوری اما محدود به فقرا و توانبخشی طولانی مدت به فقرا که ایشان را نسبت به مالکیت یک منبع درآمد مداوم توانا گرداند. شورای مرکزی زکات در پاکستان مقرر کرد که نباید بیش از ۴۵ درصد پول زکات موجود در کمیته های محلی به صورت کمک ماهانه به فقرا داده شود ونباید کمتر از ۴۵ درصد بصورت توانبخشی به فقرا داده شود. شوراهای ایالتی باید ۴۰ درصد پول زکات خود را صرف دانشجویان فقیر دانشگاهها، طلاب علوم دینی و مراکز تربیتی کنند. (۴۵) سودان ۶۵ درصد سهم فقرا و مساکین را به صورت کمک فوری به فقرا داده است و ۳۵ درصد بقیه را صرف وسایل تولید کرده (یعنی ماشینهای خیاطی، تعدادی گوسفند، وسایلی برای کار هنری مشابه و غیره) و مالکیت آنها را به فقرا منتقل ساخته است. خانه زکات در کویت و بانک ناصر در مصر عملی مشابه را انجام می دادند. این نمونه ها نشان می دهد که مؤسسات فعلی زکات این نظر را پذیرفته اند که به فقرا باید آن قدر داد تا فقر آنها را به صورت همیشگی از بین ببرد اما موجودی این مؤسسات به آنها اجازه نمی دهد تا این منظور را در مورد هر شخص نیازمندی که توانایی کار ندارد، محقق سازند. برخی از کشورهای ثروتمند مسلمان مثل کویت، امارات و عربستان سعودی بنگاههای خاصی برای توزیع مازاد زکات در برخی از کشورهای فقیر مسلمان در آسیا و افریقا ایجاد کرده اند.

سهم فقرا از زکات

قرآن کریم هزینه کردن زکات را برای هشت گروه از مردم تعیین کرده است. بنابراین سهم تهیدستان، یعنی فقرا و مساکین در بین کل این هشت گروه چیست؟ شیخ قرضاوی پس از ارائه نظریات فقهای متقدم در این باره این طور نتیجه گیری می کند که پول زکات باید به تمام هشت گروه داده شود اگر چنانچه این پول زیاد است و درجه نیاز آنها مثل هم است. لازم نیست سهمهای برابر به گروههای مختلف بدهیم، سهم هر گروه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *