تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ساختار سازمان وکالت در عصر امام هادی علیه السلام و کارکردهای آن؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل ساختار سازمان وکالت در عصر امام هادی علیه السلام و کارکردهای آن شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ساختار سازمان وکالت در عصر امام هادی علیه السلام و کارکردهای آن را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل ساختار سازمان وکالت در عصر امام هادی علیه السلام و کارکردهای آن با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ساختار سازمان وکالت در عصر امام هادی علیه السلام و کارکردهای آن با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ساختار سازمان وکالت در عصر امام هادی علیه السلام و کارکردهای آن تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ساختار سازمان وکالت در عصر امام هادی علیه السلام و کارکردهای آن را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ساختار سازمان وکالت در عصر امام هادی علیه السلام و کارکردهای آن :

مقدمه

دوره حکومت بنیالعباس، دوره ای سراسر ظلم و اختناق برای ائمه شیعه و شیعیان بود.

عباسیان در ابتدا برای تأمین مشروعیت و جلب حمایت های مردمی، خویشاوندی خود با پیامبر را مطرح و با شعار “الرضا من آل محمد” هدف خود را دنبال کردند اما پس از اینکه در تحقق این شعار تعلل کرده و خلف وعده کردند، قیام ها و جنبش های مختلف در قلمرو اسلامی با انگیزه ها و مبانی مختلف ایدئولوژیک، قومی، نژادی و قبیله ای روی داد که همآنها به نوعی مشروعیت و اقتدار سیاسی عباسیان را مخدوش و دچار چالش و بحران کرد.[۱] (طبری، ۱۳۷۵، ص ۴۶۶۸). حاکمان عباسی در رویارویی با این آشوب های اجتماعی و سیاسی فراگیر، به سرکوب و خشونت نظامی روی آوردند و به این ترتیب مشروعیت عباسی در این دوره تنها با تکیه بر نظامیگری تأمین میشد. (ابن طقطقی، ۱۴۱۸، ص ۲۴۰) در این بحران ها، علویان که دشمن اصلی خلافت و رقیبی برای دست یافتن به قدرت از سوی هیأت حاکمه تلقی میشدند، در زندان های مخوف عباسی تحت نظر نظامیان قرار داشتند.[۲] (اصفهانی، ۱۳۸۰، صص ۵۵۲ -۶۲۸).

امام هادی(ع) که سرآمد علویان ، دانشمندترین آنان و امامتش مورد اتفاق شیعیان بود، بیش از همه تحت مراقبت بود. در این دوره امام از مدینه به سامرا که منطقه ای نظامی بود احضار شد تا حرکات امام از چشم جاسوسان حکومتی مخفی نماند (مفید، ۱۳۷۸، ج ۲، صص ۴۳۶-۴۳۷). ۳۳ سال امامت آن حضرت، کاملا با اشراف نظامیان سپری شد. در این برهحساس که نظامی گری جای تدبیر و حکومت داری و فرهنگ محوری را گرفته بود، امام هادی(ع) شیعه را از درگیریهای بینتیجه نهی کرد. برخی از شیعیان با هدایت و اذن امام، در مناصب حکومتی نفوذ کردند تا بتوانند در مواقع لازم از آلام و مشکلات شیعه بکاهند (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۲۵).

سازمان وکالت تقریبا همزمان با روی کار آمدن بنیعباس (۱۳۲ق) توسط امام صادق (ع) تأسیس گردید. این سازمان متناسب با تحولات سیاسی- اجتماعی روز، با فراز و نشیب هایی همراه بوده است، ولی فعالیت آن هیچ گاه متوقف نگردید و پیوسته به عنوان بازویی قدرتمند و کارآمد، در خدمت اهداف ائمه بود. با توجه به شرایط امنیتی و پلیسی حاکم علیه امامین عسگریین (ع) این تشکیلات دوران اوج فعالیت و گستردگی خود را گذراند. اهداف امام هادی(ع) در بسط و گسترش سازمان وکالت، بسترسازی فرهنگ انتظار، رفع چالش های فرهنگی و اعتقادی جامعه ، رسیدگی به وضعیت شیعیان و ارتباط با آنان و ایجاد پویایی در بین شیعیان در عصر اختناق بود. در این نوشتار سعی شده تا به بررسی ساختار و عملکرد سازمان وکالت پرداخته شود.

۱- ساختار سازمان

در برنامه ریزی هر سازمان اجتماعی، ابتدا اهداف و مسیر بلندمدت سازمان تعیین و راهکار و برنامه ای جامع ارائه میشود که سازمان براساس آن میکوشد تا به اهداف پیش بینی شده خود دست یابد. بدون توجه به سیاست های درون سازمانی و محیطی و شرایط اقتضایی نمیتوان ماهیت استراتژی سازمان را درک کرد (بامبرگر، ۱۳۸۱، ص ۱۵).

سازمان وکالت همچون دیگر سازمان های نظام مند که در پی انجام هدف مشترکی هستند، دارای شالوده ای منظم و منسجم بود. این ساختار و شالوده را میتوان مانند هرمی تصور کرد که رأس آن را رهبر سازمان یعنی امام معصوم تشکیل میداد؛ به ترتیب همان طور که به سمت قاعده هرم پیش رویم از بار مسئولیت کاسته و بر تعداد اعضا افزوده میشود. در این قسمت به تشریح ساختار این هرم سازمانی میپردازیم.

۱-۱- امام هادی(ع)، رهبر سازمان

امام هادی(ع) به عنوان رهبر سازمان وکالت، در رأس این هرم قرار داشت و اموری نظیر تعیین و معرفی وکلای نواحی به شیعیان، تبیین وظایف وکلا و بررسی عملکرد آنان، شناساندن فضایل و شخصیت آنان و رد اتهامات نادرست علیه آنان، تأمین مالی وکلا، عزل وکلای فاسد و خائن و جایگزینی وکلای جدید، معرفی جریانات دروغین وکالت و بابیت و برخورد با آنان ، و به طورکلی حفظ و حراست از موجودیت و حیثیت سازمان وکالت در شرایط اختناق حکومت عباسی بر عهده امام هادی(ع) بود.

۲-۱- باب و وکیل الوکلا (مدیر داخلی و اجرایی سازمان)

باب در لغت به معنی مدخل البیت و محل عبور به داخل خانه یا یک مکان است ، جمع آن ابواب است (دهخدا، واژباب و بابیت). به گروهی از اصحاب و وکلای خاص و برجسته ائمه در عصر پیش از غیبت صغری، از این جهت باب اطلاق میشده که آنان همچون مدخلی برای ورود دیگران به ساحت علوم اهل بیت و همین طور همچون سد و مانعی برای دسترسی دشمنان به ائمه بودند. از این رو شیعیان به جای مراجعه مستقیم به ائمه غالبا با مراجعه نزد ابواب مشکلات خود را رفع میکردند (جباری، ۱۳۸۲، ج ۱، صص ۳۸-۳۹).

پس از رهبری سازمان، رتبه بعدی مربوط به باب و وکیل الوکلای آن حضرت بود. عثمان بن سعید عمری به عنوان باب و وکیل الوکلای امام هادی(ع)، مدیریت امور داخلی سازمان وکالت را برعهده داشت. او در سن یازده سالگی خادم امام هادی(ع) بود (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۲۰). در شرایطی که دولت عباسی نسبت به حضرت بسیار مظنون و مشکوک بود، امام به کسانی که به سختی میتوانستند با ایشان مستقیما تماس بگیرند، عثمان را معرفی کرد. آن حضرت درباره عثمان به ایشان گفت وی دستیار مورد اعتماد اوست و مردی شریف میباشد و آنچه انجام میدهد از ناحیه امام است (طوسی، ۱۳۸۴، ج ۲، ص ۵۰۰). در طی ده سال آخر دوران امامت حضرت هادی(ع)، عثمان بن سعید رهبری سازمان زیرزمینی وکالت را عهده دار بوده است. وی امور داخلی را سازمان میداد و روابط بین مرکز سازمان و شعب آن را در استان های دور دست تنظیم میکرد (حسین، ۱۳۸۵، ص ۱۴۲). از جمله وظایف او، نظارت بر کار سروکیل ها و دقت و هوشیاری جهت دریافت اموال و وجوهات و ساماندهی امور داخلی سازمان بود. رتق و فتق امور مالی و پرسش و پاسخ های شرعی و سیاسی و اجتماعی از طریق او صورت میگرفت. امام عسگری(ع) نیز او را در سمت خود ابقا کرد. ایشان در نامه ای خطاب به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری، به وکیل کل و خزانه دارکل خود عثمان بن سعید اشاره میکند که امانات شیعیان را که از سرتاسر بلاد اسلامی به مقصد امام حمل میشود به شیوه ای مناسب تحویل امام میدهد (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۰۸۸، ص ۶۲۰). عثمان آنها را در مشک ظرف روغنی قرار میداد و به امام میرساند (سلیمانی، ۱۳۸۶، ص ۲۱۸). روغن فروشی عثمان، وسیله ای برای پوشش فعالیت ها و مخفی نگاه داشتن کارهایش بود (طوسی، ۱۳۸۴، ج ۲، ص ۴۹۹). او با هوشیاری تمام به انجام وظیفه خود میپرداخت و بارها سازمان را از خطرات جدی حفظ کرد.

۳-۱- معاون مدیر اجرایی در دفتر مرکزی سازمان

دفتر مرکزی سازمان وکالت تابع محل سکونت امام (یعنی رهبری سازمان) بود. به این ترتیب با انتقال امام هادی(ع) از مدینه به سامرا دفتر مرکزی سازمان از مدینه به سامرا منتقل شد. عثمان بن سعید مدیر اجرایی و داخلی دفتر مرکزی سازمان را بر عهده داشت. علی بن جعفر همانی و فارس بن حاتم قزوینی به عنوان معاونین عثمان در سامرا، وی را در انجام امور مدیریتی و اجرایی یاری میکردند. به این ترتیب با تقسیم وظایف و عدم تمرکز کارها نزد عثمان، علاوه بر تسهیل در انجام امور، باعث میشد تا حساسیت جاسوسان حکومتی نیز برانگیخته نشود.

علی بن جعفر قبلا وکیل امام در مکه بود و بعد از مرگ متوکل عباسی به سامرا آمد و به عنوان معاون عثمان مسئولیت رسیدگی به امور منطقه قرای سواد و بغداد را برعهده داشت (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۱۳۰ و ۱۱۲۹). فارس بن حاتم رابط بین سازمان وکالت و شیعیان مناطق جبال (بخش مرکزی و غربی ایران) بود و در سامرا فعالیت میکرد (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۰۰۵).

از نامه های به دست آمده چنین استنباط میشود که سر وکیل های مناطق چهارگانه از طریق نامه و وکلای سیار و همین معاونین ساکن در سامرا با امام مرتبط بودند (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۰۰۹و ۱۰۱۰).

۴-۱- سر وکیل ها

در نهاد وکالت ، مناطق مختلف تقسیم بندی خاصی میشدند و در نهایت برای هر یک از این مناطق وسیع، یک وکیل ارشد از طرف رهبر سازمان یعنی امام هادی(ع) نصب میشد که وظیفه نظارت بر کار وکلای اعزامی به مناطق تحت قلمرو را به عهده داشت و وکلای جزء نیز مأمور و موظف به مراجعه نزد سروکیل ها بودند. وکلا، شیعیان را بر مبنای نواحی گوناگون به چهار گروه تقسیم کردند. نخستین ناحیه بغداد، مدائن، سواد و کوفه را شامل میشد. ناحیه دوم شامل بصره و اهواز بود. ناحیه سوم، قم و همدان و بالاخره ناحیه چهارم، حجاز، یمن و مصر را بود. هر ناحیه به یک وکیل مستقل واگذار میشد که تحت نظر او کارگزاران محلی منصوب میشدند (حسین، ۱۳۸۵، ص ۱۳۷).

با بررسی آثار و نامه های تاریخی احتمالا سر وکیل ها در مناطق چهار گانه به شرح زیر بودند:

در بغداد، قرای سواد، مدائن: “ابوعلی بن راشد” (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۹۹۱، ص ۵۶۲-ح ۹۹۲، ص ۵۶۳).

در کوفه: “ایوب بن نوح “، وی هم چنین مدتی مسئولیت جمع آوری وجوهات منطقه جبال را در پی فساد فارس بن حاتم بر عهده داشت (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۰۰۷).

در بصره و اهواز: “علی بن مهزیار و ابراهیم بن مهزیار ” (نجاشی، ۱۴۱۸، ح ۶۶۴، ص ۲۵۳) در همدان: “ابراهیم بن محمد همدانی” (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۱۳۶).

در قم: “احمد بن اسحاق قمی” (ناصرالشریعه، ص ۱۶۸ و جباری، ۱۳۸۲، صص ۵۴۸-۵۵۶).

در مکه: “علی بن جعفر همانی” (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۱۲۹، ح ۱۱۳۰).

در مصر: “محمد بن فرج ” (مفید، ۱۳۷۸، ج ۲، ص ۲۹۲).

سر وکیل ها نیز خود با یکدیگر در ارتباط بودند. این مطلب را میتوان از چندین نامه به دست آورد. نامه محمد بن فرج به امام هادی(ع) جهت پرس وجو از احوال وکلایی نظیر ابوعلی بن راشد، ابن بند و عاصمی است (طوسی، ۱۳۸۲، ۱۳۸۴، ج ۲، ص ۴۹۵). نامه امام هادی(ع) به ایوب بن نوح درباره عدم تعرض به وکیل ابراهیم بن محمد همدانی (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۱۳۶).

یا در نامه ای که امام مشترکا به ایوب بن نوح و ابوعلی بن راشد مینگارد بیان میدارد که در امور یکدیگر دخالت نکرده و هر یک فقط در منطقه مورد مأموریت خود انجام وظیفه نمایند تا با رعایت نظم کمتر نیاز به مراجعه به امام داشته باشند (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۹۹۲، ص ۵۶۳).

مسئولیت برخی از این سروکیل ها پس از خودشان به اعقابشان میرسید و در طول غیبت صغری امام دوازدهم در سیطرایشان قرار داشت. به عنوان نمونه ، ابراهیم بن مهزیار وکیل امام جواد(ع) و امام هادی(ع) در اهواز بود (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۱۰). و پسرانش در همان ناحیه وکلای امام دوازدهم (ع) بودند (صدوق، ۱۳۸۰، ج ۲، ص ۱۷۳). ابراهیم بن محمد همدانی وکیل امام هادی(ع) در همدان بود (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۱۳۶) و فرزندش این سمت را از پدر به پسر تا زمان امام مهدی(ع) به ارث برد (برقی، ۱۳۸۳، ص ۲۴۸).

۵-۱- وکلای محلی (عام)

وکلای محلی تحت امر سروکیل های خود بوده و در اجرای فرامین و دستورات سازمان نهایت نظم و تقیه را به کار میبردند. آنها ضمن جمع آوری وجوهات شرعی و نامه های شیعیان، آنها را به سروکیل خود تحویل میدادند. گاهی وکلای محلی مرجعی برای تایید و حمایت از سروکیل منطقخود شده و شیعیان را از نصب سروکیل جدید مطلع ساخته و زمینه را برای انجام فعالیت او آماده میکردند (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۹۹۱، ص ۵۶۲).

اگر به کتب رجالی مراجعه شود نام افرادی چون ابراهیم بن محمد همدانی، علی بن مهزیار، ابوعلی بن راشد، محمد بن فرج، علی بن جعفر همانی، عثمان بن سعید، فراوان دیده میشود و در برخی از این کتب صراحتا به وکالت آنان اشاره شده است، اما در مورد شناسایی وکلای محلی کار کمی مشکل تر میشود. زیرا تعداد نامه هایی که بین امام و سروکیل ها با وکلای محلی ثبت شده باشد، بسیار اندک است. اکنون به معرفی وکلای محلی با توجه به شواهد اندکی که به دستمان رسیده میپردازیم.

۱-۵-۱- ابن بند و عیسی بن جعفر بن عاصم

به احتمال زیاد جزء وکلای امام هادی(ع) بودند؛ زیرا محمد بن فرج وکیل امام هادی، طی نامه ای به آن جناب، دربارابوعلی بن راشد و عیسی بن جعفر و ابن بند سوال نمود؛

حضرت در پاسخ نوشت:

“از ابن راشد یاد کردی؛ خدای رحمتش کند! او سعادتمند زیست و به شهادت مرد”.

سپس حضرت برای ابن بند و عاصمی دعا نمود! زیرا ابن بند با ضربت عمودی به شهادت رسید! و عیسی بن جعفر بن عاصم نیز ابتدا ۳۰۰ ضربه تازیانه خورد و سپس جسدش به دجله انداخته شد (طوسی، ۱۳۸۲ ص ۶۴۰، ح ۱۱۲۲).

از آنجا که متوکل معمولا متعرض شیعیان فعال میشد و با توجه به اینکه نام ابن بند و عاصمی در کنار نام ابوعلی حسن بن راشد وکیل ارشد امام هادی(ع) آمده است؛ چنین محتمل است که ابن بند و عاصمی حداقل جزء وکلای عام آن حضرت باشند که همراه ابوعلی دستگیر و به جرم وکالت شکنجه و شهید شدند.

۲-۵-۱- علی بن بلال

امام هادی(ع) جهت اعلام وکالت ابوعلی بن راشد به منطقه سواد و بغداد و مدائن نامه ای به علی بن بلال – که از سران شیعه آن منطقه و احتمالا از وکلای محلی امام در آن ناحیه است – می نویسد و از او میخواهد تا وجوهات را به ابوعلی تسلیم دارد و مطیع امر او باشد.

این نامه نشان از وکالت محلی علی بن بلال دارد که امام از او میخواهد تا در امور خود به ابوعلی بن راشد مراجعه کند. در قسمتی از این نامه چنین آمده است:

“و بدان که تو، شیخ و بزرگ ناحیه ات هستی؛ لذا دوست داشتم برای اکرام تو، نامه ای مخصوص تو، در این زمینه بنگارم! پس بر تو باد اطاعت از او و تسلیم نمودن تمامی حقوقی که نزد تو است به او؛ و این که شیعیانم را بدین امر واقف سازی و آنان را از آنچه موجب کمک و یاری وی میشود آگاه سازی؛ چرا که این کار موجب فزونی (در پرداخت حقوق ما) و نزد ما پسندیده است و تو نیز در قبال این کار، نزد خداوند مأجوری. ” (طوسی، ۱۳۸۲ ح ۹۹۱).

دقت در متن این توقیع، میتواند اثبات گر وکیل ارشد بودن ابوعلی بن راشد در این نواحی باشد و اینکه سایر وکلا موظف به تبعیت از وی بودند.

نامه های امام هادی(ع) به ابراهیم بن داود بن یعقوبی، عروه بن یحیی الدهقان، علی بن عمرو قزوینی در رد فارس بن حاتم، حاکی از وکیل محلی بودن آنهاست.

۳-۵-۱- ابراهیم بن داود یعقوبی

امام در جواب نامایشان چنین نوشت:

“با او هم مجلس نشوی و اگر نزد تو آمد، به چیزی نگیر و تحقیرش کن “.[۳] (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۰۰۳، ص ۵۷۰).

این موضوع حاکی از آنست که ابراهیم بن داود یعقوبی نیز وکیل بوده که از امام جهت ارتباط با وکیل دیگر – فارس – کسب تکلیف میکند و از طرفی احتمال رجوع و مراوده فارس با او وجود دارد.

۴-۵-۱- عروه بن یحیی الدهقان

او نیز نامه ای به امام نوشت و در مورد فارس از ایشان کسب تکلیف نمود. به نظر میرسد این عروه همان عروه بن یحیی الدهقان النحاس است. وی از وکلای مورد اطمینان امام هادی(ع) در بغداد بود و در عصر امام عسگری(ع) در سمت خود ابقا شد (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۰۱۰ و ح ۱۰۸۸). وی رفته رفته راه خیانت و فساد را پیش میگیرد تا جایی که وقتی امام وی را به جای ابوعلی بن راشد به عنوان نگهبان اموال امامت برگزید، اقدام به سرقت این اموال کرد. شقاوت وی به حدی رسید که به نقل کشی، برای ابراز دشمنی با امام و ناراحت کردن حضرت، اقدام به آتش زدن باقیمانده اموال نموده و سپس فرار کرد و مورد لعن امام عسگری(ع) واقع میشود (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۰۸۶ و ح ۱۰۲۰) در رجال طوسی علی(عروه) بن یحیی الدهقان از جمله اصحاب امام هادی(ع) آورده است و با عنوان غالی از او یاد میشود که شاید حاکی از فساد او بوده باشد (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۱۸). شیخ طوسی در جایی دیگر از شخصی به نام عروه النحاس الدهقان نام میبرد و از او با عنوان ملعون وغالی یاد میکند (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۲۰).

۵-۵-۱- علی بن عمرو عطار قزوینی

از اصحاب امام هادی(ع) بود (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۱۸). حضرت هادی(ع) نامه ای به وی نوشته و در آن مرقوم کرده که امر امامت بعد از خود به بزرگترین فرزندانم یعنی ابومحمد(حسن) میرسد (مفید، ۱۳۷۸، ج ۲، صص ۴۴۵-۴۴۶).

عبدالله بن جعفر حمیری روایت کرده و میگوید: امام هادی(ع) به خط مبارک خویش به علی بن عمرو قزوینی مرقوم فرمود:

“بر این اعتقاد باش آن چه خدای متعال را به واسطآن پرستش میکنی، رازهای پوشیدآن نزد من است ، همان گونه که آن را در مورد کسی که درباره اش از من توضیح خواسته بودی برایت آشکار ساختم و او همان فارس است که لعنت خدا بر او باد. تو را نمیسزد مگر این که در لعن وی و قصد دشمنی با او تا آنجا که برایت میسر باشد بکوشی.

من هیچ گاه فرمان نمیدهم خداوند از راهی غیرصحیح پرستیده شود. بنابراین، در لعن و هتک حیثیت و قطع رابطاو، فوق العاده بکوش و یارانمان را از آمد و شد با او باز دار و آن چه را مدعی آن است، به تباهی بکشان. این پیام را از من به آنان برسان و از قول من بر ایشان نقل کن زیرا در مورد این مسئله مهم قطعا در پیشگاه خداوند از شما بازخواست خواهم کرد. وای بر کسی که نافرمانی کند و به انکار آن برخیزد. این پیام را شب سه شنبه نهم ربیع الاول سال ۲۵۰ ق نگاشتم، من بر خدا توکل نموده و او را سپاس فراوان میگویم. ” (طوسی، ۱۳۸۴، صص ۴۹۷ -۴۹۸).

با دقت در متن نامه امام مشخص میشود که وی وکیل محلی قزوین بوده زیرا امام از وی میخواهد که از ارتباط یاران با فارس جلوگیری کند و به مردم ابلاغ کند و تاکید میکند که این وظیفه اوست و در صورت اهمال و سستی در پیشگاه خداوند مؤاخذه میشود. این شاهدی بر این مدعاست که علی بن عمرو قزوینی مسئولیتی در سازمان وکالت بر عهده داشته و احتمال زیاد وکیل محلی امام هادی(ع) در قزوین بوده است.

۶-۵-۱- جعفر بن سهیل الصیقل

از وی به عنوان وکیل امام هادی(ع) نام برده شده است (ابن شهرآشوب ، ۱۳۷۹، ج ۴، ص ۴۰۲). شیخ طوسی نام وی را در ردیف اصحاب امام عسگری(ع) آورده و تصریح به وکالتش برای امام هادی و امام عسگری و حضرت حجت نموده است (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۲۹ و برقی، ۱۳۸۳، ص ۸۵، ح ۳۰۵).

۷-۵-۱- نضر بن محمد همدانی

شیخ او را جزء اصحاب امام هادی(ع) و با عنوان ثقه معرفی کرده است (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۲۵). امام در مکتوبی به ابراهیم بن محمد همدانی سر وکیل خود در همدان تاکید میکند که نامه ای به نضر نوشته و جایگاه ابراهیم را برای نضر شرح داده است و از او خواسته متعرض ابراهیم نشود. امام در ادامه مکتوب تأکید میکند که جز ابراهیم وکیل (سروکیل) دیگری در آن نواحی ندارد.[۴] با توجه به این نامه و تأکید شیخ بر ثقه بودن نضر چنین استنباط میشود که نضر از وکلای محلی همدان و مطیع اوامر سروکیل همدان یعنی ابراهیم بن محمد همدانی است.

۸-۵-۱- ابو علی محمد بن احمد بن حماد مروزی محمودی

وی از اصحاب امام جواد(ع) و ائمه بعدی بوده، مدتی از عصر غیبت را نیز درک کرده و از وکلای مورد وثوق امام عسگری(ع) بوده است. امام در انتهای نامه اش به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری، دستور قرائت نامه را بر جمعی از وکلایش، از جمله محمودی صادر میکند (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۰۸۸، ص ۶۱۹). هرچند گویا وی مدتی وکالت مدینه را عهده دار بوده (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۹۸۸، ص ۵۶۰) ولی ذکر لقب مروزی برای وی احتمال وکالت وی را در مرو و نواحی آن تقویت میکند.

۹-۵-۱- احمد بن حمزه بن الیسع القمی

از وکلای مورد اطمینان و ثقه امام هادی(ع) در قم بود. وی ضمن نامه ای که از سوی امام هادی(ع) صادر شده به همراه دو تن دیگر از وکلا مورد توثیق قرار گرفت (طوسی، ۱۳۸۲، ح ۱۰۵۳، ص ۶۰۰ و ۱۴۱۱، ص ۴۰۹).

۱۰-۵-۱- ابوبکر فهفکی ابن ابی طیفور متطبب

شیخ او را از اصحاب امام هادی(ع) برشمرده است (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۲۶) ابوبکر فهفکی در روایتی میگوید: حضرت هادی(ع) به من نامه نوشت:

“ابو محمد فرزند من از نظر خلقت و آفرینش سالم ترین افراد آل محمد۳ و حجتش از همه محکم تر و بزرگ ترین فرزندان من بوده و اوست جانشین من و رشته امامت و احکام ما نزد او است و تو آنچه از من میپرسی از او بپرس که هر چه بدان نیازمند باشی نزد اوست ” (مفید، ۱۳۷۸، ج ۲، ص ۴۴۹).

از نامه امام هادی(ع) به این شخص مبنی بر تعیین و معرفی جانشین بعد از خود در آن شرایط خفقان، نشان وی مورد اعتماد و اطمینان حضرت بوده و صاحب نفوذ و قدرت و تأثیرگذار در میان جامعه شیعه هست؛ بنابراین احتمال وثاقت و در نتیجه وکالت برای او داده میشود.

۱۱-۵-۱- علی بن عبد الغفار

شیخ طوسی نام او را در ردیف اصحاب امام هادی(ع) آورده است (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۱۸) در ماجرای فارس این شخص از جانب عثمان بن سعید مأموریت دارد تا در ملاقات با علی بن عمرو عطار قزوینی وی را از ماهیت فارس آگاه سازد و مانع تحویل اموال مردم قزوین که توسط علی بن عمرو عطار به سوی فارس حمل میشد، گشت (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۱۸).

۱۲ -۵-۱- داود صرمی

از اصحاب امام هادی(ع) و کنیه اش اباسلیمان است (برقی، ۱۳۸۳، ص ۵۹ و ص ۱۴۶ و طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۱۵). داود صرمی در روایتی میگوید:

“سرورم (امام هادی(ع)) مطالب مهم بسیاری به من فرمود تا به شیعیان بگویم، آنگاه پرسید: چه خواهی گفت؟ من آنطور که ایشان فرموده بودند به خاطر نسپرده بودم، پس مرکب را پیش کشید و چنین نوشت:

“بسم الله الرحمن الرحیم. انشاالله به یادش خواهم آورد و کار به دست خداست “. به این هنگام من لبخندی زدم. حضرت فرمود: تو را چه شده؟ عرض کردم: خیر است. فرمود: به من بگو مطلب چیست ؟ عرض کردم: فدایت شوم به یاد حدیثی افتادم که مردی از اصحاب ما از جدت امام رضا(ع) برای من بازگو کرد که چون آن حضرت دستور مطلبی میداد مینوشت:

“بسم الله الرحمن الرحیم. انشاالله به یادش خواهم آورد”. برای همین لبخندی زدم. امام هادی(ع) به من فرمود: ای داود! اگر بگویم ترککننده تقیه مانند کسی است که نماز را ترک کند، راست گفته ام ” (حرانی، ۱۳۹۴، ص ۳۵۸).

۱۳-۵-۱- یعقوب بن یزید بن حماد الانباری السلمی (ابویوسف)

از اصحاب امام و ثقه بود (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۲۵) او از کاتبان دربار منتصر بوده و از ابوجعفر ثانی روایت کرده و بعدها به بغداد منتقل شده است. او مردی ثقه و راستگو بوده و دارای کتاب هایی از جمله “البداء”، “المسائل “، “نوادر الحج ” و کتاب “الطعن علی یونس ” بود (نجاشی، ۱۴۱۸، ص ۴۵۰).

۱۴-۵-۱- حسین بن اشکیب القمی (خادم القبر)

در کتاب رجال ابن داود آمده است: “او اهل مرو و مقیم سمرقند و کش بود. عالم، فاضل، متکلم، ثقه و دارای تالیفات بود، او همان خادم القبر قمی است.”[۵] (برقی، ۱۳۸۳، ص ۱۲۱، ح ۴۶۷) شیخ در کتاب رجال خود چنین آورده است: منظور قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر و خواهر امام رضا(ع) است که عمارتی در قم دارد و زوار تا امروز برای تبرک نزدش حاضر میشوند. “[۶] (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۱۲) گویا این شخص به عنوان وکیل جزء عهده دار خادمی قبر حضرت معصومه(ع) بوده است.

۶-۱- وکیل خادم

برخی از وکلا فقط مسئولیت خدمت به امام را بر عهده داشتند و امورات شخصی امام را انجام میدادند؛ مانند:

۱-۶-۱- سهل بن یعقوب بن اسحاق، با کنیأباالسری و ملقب به ابینواس

شیخ طوسی درباره او گفته: “سهل بن یعقوب خادم امام هادی(ع) در سرمن رای بود و در برآوردن نیازهای ایشان تلاش مینمود و امام دربارایشان میفرمود تو حقا ابونواس هستی”[۷] (طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۱۵).

۲-۶-۱- کافور خادم

شیخ طوسی او را از اصحاب امام هادی(ع) و ثقه و خادم امام هادی معرفی کرده است.

(طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۲۱) از گزارش های تاریخی چنین استنباط میشود که امام در آن شرایط حبس خانگی و عدم ارتباط مستقیم با افراد و شیعیانشان، از کافور خادم به عنوان پیک خود استفاده میکرد و او پیام های امام را به افراد میرساند؛ با توجه به اینکه در کتب رجالی از او با عنوان ثقه یاد شده است، میتوان او را در شمار وکلای حضرت به شمار آورد. به عنوان نمونه؛

امام به کافور میفرماید:

“یا کافور ادع اختی حکیمه”. ای کافور خواهرم حکیمه را به سوی من فرا خوان. یا در جایی دیگر آمده که بشر بن سلیمان النحاس میگوید: کافور خادم پیک امام هادی(ع) نزد من آمد و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *