تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت زینب در شام و پیام های آموزنده آن، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت زینب در شام و پیام های آموزنده آن شامل 105 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت زینب در شام و پیام های آموزنده آن:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت زینب در شام و پیام های آموزنده آن را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت زینب در شام و پیام های آموزنده آن توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت زینب در شام و پیام های آموزنده آن را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت زینب در شام و پیام های آموزنده آن :

مقدمه

شخصیت والای دخت امامت، حضرت زینب علیها السّلام الگوی شایسته ای برای زنان و مردان حقیقت جوی عالم است. رفتار و گفتار این شیرزن عاشورایی چنان تاریخ را تحت تأثیر قرار داده است که بعد از ۱۴۰۰ سال، حقیقت جویان عالم از آن گرامی راه زندگی شرافتمندانه را می آموزند.

بیانات و سخنرانی آموزنده و شیوای آن حضرت علیها السلام در شام، نکات و پیامهای آموزند بسیاری برای شیفتگان و پیروان اهل بیت علیهم السّلام در بر دارد که در این نوشتار به برخی از آنها خواهیم پرداخت؛ اما قبلا چند نکته مقدماتی را بیان می کنیم:

الف. روضه خوانی در مجلس یزید

حضرت زینب علیها السّلام از بنیانگذاران عزاداری در سوگ سالار شهیدان-بعد از شهادت امام علیه السّلام-است. آن احیاگر فرهنگ عاشورا از اولین روضه خوانان و گریه کنانی است که بعد از اقامه عزا بر امام حسین علیه السّلام در کربلا و کوفه، در شام به این امر مهم می پردازد و نهضت عاشورا را با ناله و سوز دل زنده می دارد. هنگامی که آن بانوی داغدیده را بعد از یک سفر طولانی و پرزحمت، به عنوان اسیر در دمشق به مجلس یزید وارد کردند، چشم به سر بریده امام حسین علیه السّلام افتاد که در طشت طلا قرار داشت؛ دست برد، گریبان چاک کرد و با صورت حزین و ناله های جانسوز فریاد زد: «یا حسیناه یا حبیب اللّه! یا ابن مکّه و منی!یا ابن فاطمه الزّهراء سیّده النّساء!یا ابن بنت المصطفی!»

زینب کبری علیها السّلام چنان عواطف و احساسات حاضران در مجلس را تحت تأثیر قرار داد که تمامی حضّار به گریه درآمدند. آن گرامی با این رفتار خود، مجلس عیش و نوش یزید را به عزاخان امام حسین علیه السّلام تبدیل کرد؛ به گونه ای که یزید نیز با خودباختگی تمام سکوت کرد.

آن گاه برای جبران حقارت خود در حالی که دوباره با چوب خیزران به لب و دندان امام حسین علیه السّلام می زد، اشعاری را که در احد برای شادکامی از شکست مسلمانان سروده شده بود، با ترکیب چند بیت از خویشتن می خواند:

لیت أشیاخی ببدر شهدوا

جزع الخزرج من وقع الأسل

فأهلّوا و استهلّوا فرحا

ثمّ قالوا: یا یزید لا تشل

لعبت هاشم بالملک فلا

خبر جاء و لا وحی نزل

لست من عتبه إن لم أنتقم

من بنی أحمد ما کان فعل

«ای کاش بزرگان من که در روز جنگ بدر کشته شدند، زاری قبیله خزرج را از فرود آمدن ضربات ما می دیدند و از شادی فریاد می زدند و می گفتند: دست مریزاد ای یزید!(به جای جنگ بدر بزرگان و مهتران آنها را کشتیم و بی حساب شدیم.)

طایفه هاشم با سطنت بازی کردند، هرگز خبری از آسمان نیامده و وحیی نازل نشده است. من فرزند عتبه نیستم، اگر انتقام کارهای احمد را از فرزندانش نگیرم.»

ابو برزه اسلمی با دیدن آن صحنه، طاقت نیاورد و فریاد زد: «ای یزید!وای بر تو آیا با چوب خیزران به دندانهای حسین بن فاطمه علیها السّلام می زنی؟با چشمان خودم دیدم که حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و اله این دندانهای حسین و برادرش حسن را می مکید و می بوسید و به ایشان می فرمود: «أنتما سیّدا شباب أهل الجنّه فقتل اللّه قاتلکما و لعنه و أعدّ له جهنّم و ساءت مصیرا؛[۱] شما دو فرزندم، آقای جوانان اهل بهشت هستید، خداوند لعنت کند و بکشد قاتل هر دوی شما را و جهنم را برای او آماده کند و جهنم چه بد منزلگاهی است؟!» یزید عصبانی شد و دستور داد ابو برزه اسلمی را از مجلس اخراج کنند.

ب. اهمیت اقام عزای امام حسین علیه السلام

چون از منظر فرهنگ اهل بیت علیهم السّلام اقامه عزا به امام حسین علیه السّلام، اهمیت والایی دارد و زینب کبری علیها السّلام قبل از ایراد خطابه تاریخی خود به عزاداری و ذکر مصائب سید الشهدا علیه السّلام پرداخته است و با لطف خداوندی، از روح بلند حضرت ابا عبد اللّه علیه السّلام به این وسیله استمداد جسته است، ما هم با نقل دو روایت کوتاه از روایات انبوهی که در این باره وجود دارد به آن گرامی توسل می جوییم و به مخاطبان گرامی تقدیم می کنیم:

۱. هنگامی که پیغمبر اعظم اسلام صلّی اللّه علیه و اله فاطمه اطهر علیهم السّلام را از شهادت و مصائب فرزندش حسین علیه السّلام آگاه کرد، آن بانوی بزرگوار شدیدا گریست و گفت: «پدر جان!این مصائب در چه موقعی رخ می دهد؟» فرمود: «در آن زمانی که من و تو و علی در دنیا نباشیم!» گریه حضرت زهرا علیها السّلام شدیدتر شد و گفت: «پدر جان! پس چه کسی برای حسینم گریه خواهد کرد و چه کسی متصدی عزاداری وی خواهد شد!؟» پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و اله فرمود: «ای فاطمه! زنان امت من بر زنان اهل بیتم و مردان ایشان بر مردان اهل بیت من گریه خواهند کرد. همه ساله گروهی پس از دیگری، عزاداری را ادامه خواهند داد. هنگامی که روز قیامت فرا رسد تو زنان امت من و من مردان آنان را شفاعت خواهیم کرد. هر یکی از ایشان که در مصیبت امام حسین علیه السّلام گریه کند ما دست او را می گیریم و داخل بهشت می کنیم.» آن گاه ادامه داد: «یا فاطمه کلّ عین باکیه یوم القیامه-إلاّ عین بکت علی مصاب الحسین-فإنّها ضاحکه مستبشره بنعیم الجنّه؛[۲] ای فاطمه!هر چشمی، فردای قیامت، گریان است، غیر از چشمی که در مصیبت حسین گریه کند؛ زیرا صاحب آن چشم، خندان، و مژده نعمتهای بهشت به وی داده خواهد شد.»

روزی که گِل آدم و حوا بسرشتند

بر نام حسین بن علی گریه نوشتند

فرمود نبی در صفت گریه کنانش

واللّه که این طایفه از اهل بهشتند

۲. امام باقر علیه السّلام نیز درباره گریه بر مصائب امام حسین علیه السّلام فرمود: «من ذرفت عیناه علی مصاب الحسین و لو مثل جناح البعوضه غفر اللّه له ذنوبه و لو کانت مثل زبد البحر؛ کسی که چشمانش در مصیبت امام حسین علیه السّلام اشک آلود شود ولو اینکه به اندازه بال یک مگس باشد، خدا گناهانش را می آمرزد، گرچه به اندازه کف دریا باشد.»

ج. برتری معنوی زینب علیها السّلام در فضای خفقان

حضرت زینب علیها السّلام با ایراد خطابه تاریخی، حماسی، علمی و فنی خود، بخشی از کمالات خویش را به نمایش گذاشت. شجاعت و دلاوری، فصاحت و بلاغت، علم تفسیر، فن خطابه، روان شناسی، تربیت و سیاستمداری برخی از جلوه های این کمالات بود.

آن حضرت در این خطبه با هنرمندی تمام، حضور یک زن مسلمان را به همراه عفت و ایمان در جامعه نمایان ساخت. تلاش برای احیای حق و اصلاح جامعه، تحریک مردم علیه فساد و ستم، تبلیغ در زمان اسارت و داشتن استقامت و اراده قوی، برخی از صفات برجسته و کمالات وجودی عقیله بنی هاشم علیها السّلام در این خطابه است.

قهرمان کربلا با اینکه در حال اسارت بود و در مجلسی سخن می گفت که به او با چشم تردید و حقارت نگاه می کردند و فضای رعب و وحشت از قدرت یزید، مجلس را کاملا فرا گرفته بود، نه تنها قدرت و حاکمیت پوشالی یزید را اصلا به حساب نیاورد، بلکه آنچنان در سخنانش او را تحقیر و توبیخ کرد که گویا شخصیّتی معظم و بزرگ، با کودکی خردسال صحبت می کند. آن بانو با توجه به مسئولیتی که بر عهده داشت، بدون توجه به اوضاع بحرانی شام و مشکلات و مصائب خود، با آمادگی کامل، همانند شیری غرّنده از جا برخاست و با صدایی رسا و آهنگی علی گونه، خطبه کوبنده خود را-که هر شنونده ای را به تحسین وا می داشت -با اعتماد به نفس کامل به پایان برد.

پیامهایی از خطابه زینب علیها السّلام

هنگامی که یزید با آن اشعار کفرآمیز، اندیشه های باطل خود را آشکار ساخت و همگان فهمیدند که مبارزه امام حسین علیه السّلام در برابر یزید، مصاف جبهه حق و باطل بوده است، آن بزرگ پرچمدار نهضت عاشورا با کمال شهامت به پا خاست و خطبه معروف خود را در مجلس یزید ایراد فرمود. در اینجا با ذکر فرازهایی از آن خطب مهم و ترجمه آن، به برخی از پیامهایش نیز می پردازیم:

۱. شکر الهی در همه حال

امام صادق علیه السّلام می فرماید: «إصبر نفسک عند کلّ بلیّه و رزیه فی ولد أو فی مال فإنّ اللّه إنّما یقبض عاریته و هبته لیبلو شکرک و صبرک؛[۳] خود را در مقابل هر بلا و گرفتاری در مال و اولاد، صابر و شکیبا بساز که خداوند، امانتها و بخشش خود را باز پس می گیرد تا اینکه صبر و شکر تو را بیازماید[که در این مواقع آیا شاکر و صابر هستی یا نه؟]»

دختر گرامی علی نیز در اوج مصائب و گرفتاریها، به عنوان یک بند کامل، شاکر و صابر، اول به حمد و ستایش خداوند می پردازد و این گونه سخن خود را آغاز می کند: «الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی محمّد و آله اجمعین؛ حمد و سپاس، مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و همه اهل بیت او.»

۲. توجه به کلام وحی

استناد به آیات قرآن برای هر گوینده ای ضرورت دارد؛ زیرا کلام وحی یکی از منابع متقن و قابل پذیرش جامعه بشری است و ریشه در فطرت انسانها دارد و دلهای حقیقت جو و کمال طلب از آن استقبال می کنند.

رسول گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و اله فرمود: «علیکم بالقرآن فاتّخذوه اماما و قائدا، فانّه کلام رب العالمین؛[۴] بر شما باد قرآن که آن را پیشوا و رهبر خود قرار دهید؛ زیرا گفتار پروردگار جهانیان است.»

کتاب ایزد است ای مرد دانا معدن حکمت

که تا عالم به پای است اندر این معدن همی پاید[۵]

به این سبب، آن حضرت در این خطابه تاریخی، بارها به آیات وحی استناد کرد و به سخنان شیوای خود استحکام بخشید.

حضرت زینب علیها السّلام سخنان خود را با آیه ای از قرآن آغاز می کند و می فرماید: «صدق اللّه کذلک یقول: ثمّ کان عاقبه الّذین أساؤا السّوای أن کذّبوا بآیات اللّه و کانوا بها یستهزؤن؛[۶] «سخن خداوند متعال راست است که این گونه فرمود: سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به سخره گرفتند.»

۳. موقتی بودن پیروزی ستمگران

بدون تردید، ستم و ستمگران، محکوم به فنا و نابودی هستند و آنان در این جهان، طبق سنت تغییرناپذیر الهی، کیفر اعمال زشت خود را به زودی خواهند دید. رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرموده است: «ثلاث من الذّنوب تعجّل عقوبتها و لا تؤخّر إلی الآخره عقوق الوالدین و البغی علی النّاس و کفر الإحسان؛[۷] سه دسته از گناهان است که در کیفر آن، عجله و شتاب می شود و کیفر آن به آخرت نمی ماند: ناراضی ساختن پدر و مادر، ستم بر مردم و ناسپاسی در برابر احسان [دیگران].» علی علیه السّلام نیز فرمود: «فاللّه اللّه فی عاجل البغی و آجل و خامه الظّلم؛[۸] پس، خدا را!خدا را! از تعجیل [در عقوبت و کیفر]ظلم و ستم بر حذر باشید، و از آینده دردناک ظلم [بترسید].» بنابراین:

از تیر آهِ مظلوم، ظالم امان نیابد

پیش از نشانه خیزد، از دل فغان کمان را[۹]

حضرت زینب علیها السّلام با توجه به این حقیقت، این سنت الهی را به رخ یزید کشید و با استیضاح یزید، پیروزی خیالی وی را به سخره گرفت و به تمام ستمگران و مستکبران عالم فهمانید که لذت حیوانی غلبه اهل باطل بر لشکریان حق، موقتی است و خیلی زود به پایان خواهد رسید و آثار زشت جنایات آنان در پرونده ننگینشان برای همیشه باقی خواهد ماند و در این باره فرمود: «أ ظننت یا یزید حیث أخذت علینا أقطار الأرض و آفاق السّماء فأصبحنا نساق کما تساق الأساری؛ ای یزید!تو[به خیال باطل خود]چنین می پنداری که چون اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما بستی [و راه چاره را بر ما مسدود کردی ]تا آنجا که ما را همانند[بردگان و]اسیران [کفار، دیار به دیار، ]به هر سو کشاندی.»

۴. زوال پندارهای اهل باطل

خداوند متعال در قرآن[۱۰] پیروزی ظاهری و موقتی اهل باطل را به کف روی آب تشبیه می کند و اهل حق و حقیقت را به آب زلال و روان مثال می زند.

قرآن در این مثال پرمعنا، منظره حق و باطل را به عالی ترین صورتی ترسیم کرده، حقایق فراوانی را بیان می کند تا شناخت حق و باطل که همان شناخت واقعیتها از پندارهاست برای مردم آسان شود. از این مثال می فهمیم که باطل همواره مستکبر، بالانشین، پر سر و صدا؛ ولی توخالی و بی محتواست؛ اما حق، متواضع، کم سر و صدا، اهل عمل و پرمحتواست.

حق، همیشه مفید و سودمند است؛ همچون آب زلال، که مایه حیات و زندگی است؛ اما باطل، بی فایده و بیهوده است، نه کفهای روی آب، هرگز کسی را سیراب می کنند و درختی را می رویانند و نه کفهایی که در کوره های ذوب فلزات ظاهر می شود و نمی توان از آنها زینتی و یا مصرفی داشته باشند، مصارف بسیار پست و بی ارزش اند که به حساب نمی آیند؛ همانند صرف کردن خاشاک برای سوزاندن.

حق، همیشه متکی به نفس است؛ اما باطل از آبروی حق مدد می گیرد و سعی می کند خود را به لباس او در آورد و از حیثیت او استفاده کند؛ همان گونه که «هر دروغی از راست فروغ می گیرد» که اگر سخن راستی در جهان نبود، کسی هرگز دروغی را باور نمی کرد و اگر جنس خالصی در جهان نبود، کسی فریب جنس قلابی را نمی خورد؛ بنابراین حتی فروغ زودگذر باطل و آبرو و حیثیت موقت او به برکت حق است؛ اما حق، همه جا متکی به خویشتن و آبرو و اثر خویش است.[۱۱]

با توجه به این فرق روشن، بین حق و باطل، فراز بعدی خطبه زینب کبری علیها السّلام کاملا روشن می شود که حضرت، پیروزی موقتی یزید را همانند کف روی آب می داند که به زودی از بین می رود و اما جریان زلال حماسه عاشورا و هدف والای سالار شهیدان، همانند آب صاف و زلال، روز به روز شفاف تر به راه خود ادامه داده و انسانهای تشنه معرفت و حقیقت را سیراب خواهد کرد به این سبب، دختر شجاع علی علیه السلام، پیروزی ظاهری یزید را به تمسخر می گیرد و سخنان کوبنده اش را همانند پتکی بر اندیشه های باطل یزید فرود می آورد و او را تحقیر می کند و دنیا را در نظرش تیره و تار می سازد.

حضرت با اشاره به اندیشه های باطل وی فرمود: «أنّ بنا علی اللّه هوانا و بک علیه کرامه؟ و أنّ ذلک لعظم خطرک عنده؟ فشمخت بأنفک و نظرت فی عطفک جذلان مسرورا؛ [ای یزید!] آیا چنین می پنداری که ما نزد خدا خوار هستیم و تو نزد خدا گرامی هستی؟و می پنداری این چیره شدن تو بر ما، بیانگر شکوه و ارزشمندی تو در پیشگاه خداست؟ از اینرو بینی بالا کشیدی و تکبر کردی و به خود بالیدی، و خرم و شادان شدی.»

«حین رأیت الدّنیا لک مستوسعه و الأمور متّسقه و حین صفا لک ملکنا و سلطاننا؛ آن زمانی که دیدی چند روزی روزگار به وفق مراد تو می چرخد و کارهای تو منظم شده است و آن زمان که ملک و مقام رهبری ما، برای تو صاف و هموار شده اند. [زهی خیال باطل!!]»

زیرا این چیرگی موقت و زودگذر، همانند کف روی آب تمام می شود و چهره حقیقتگران عاشورا، همانند آب زلال در پهنای تاریخ روشن و درخشان خواهد شد.

۵. مهلت خداوند برای ستمگران

سنت تغییرناپذیر خداوند متعال، هشدار برای همه اهل باطل است که حتما از عواقب کار خود بترسند. مهلت دادن خداوند به اهل باطل نه به سود آنان، بلکه برای آزمایش و سنگینی گناه و مجازات بیش ترشان است؛ چنان که می فرماید:

و الّذین کذّبوا بآیتنا سنستدرجهم من حیث لا یعلمون * و أملی لهم إنّ کیدی متین؛[۱۲]

و «آنها که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج از جایی که نمی دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد و به آنها مهلت می دهیم [تا مجازاتشان دردناک تر باشد]؛ زیرا طرح و نقشه من، قوی و حساب شده است [و هیچ کس را قدرت فرار از آن نیست].» عقیله بنی هاشم نیز با استناد به آیه ۱۷۸ سوره آل عمران که می فرماید:

و لا یحسبن الّذین کفروا أنّما نملی لهم خیر لأنفسهم إنما نملی لهم لیزدادوا إثما و لهم عذاب مهین

، مهلت دادن خداوند متعال به رهروان راه باطل را نه به نفع آنان، بلکه برای آزمایش و خواری بیش ترشان قلمداد فرمود و به یزید و پیروانش اعلام کرد که این فرصت و مهلت، از دست آنان خواهد رفت و عذاب خوارکننده ای در انتظارشان خواهد بود.

بانوی حماسه آفرین عاشورا از مجلس یزید به تمامی جنایتکاران در طول تاریخ اخطار کرد که پیروزی موقتی آنان و آزادی عملی که دارند به این معنا نیست که افرادی صالح و درستکارند و خداوند از آنان خشنود است؛ بلکه برعکس، خداوند متعال با مهلتی که به آنان داده است در حقیقت، آنان را به حالشان رها کرده است؛ زیرا لیاقت و شایستگی هدایت ندارند. آنان در این فرصت، طغیان و سرکشی را به اوج

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *