تعداد بازدید
1 بازدید
ریال119.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل سلوک عرفانی و اخلاقی آیت الله مرعشی نجفی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل سلوک عرفانی و اخلاقی آیت الله مرعشی نجفی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل سلوک عرفانی و اخلاقی آیت الله مرعشی نجفی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل سلوک عرفانی و اخلاقی آیت الله مرعشی نجفی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل سلوک عرفانی و اخلاقی آیت الله مرعشی نجفی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل سلوک عرفانی و اخلاقی آیت الله مرعشی نجفی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل سلوک عرفانی و اخلاقی آیت الله مرعشی نجفی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل سلوک عرفانی و اخلاقی آیت الله مرعشی نجفی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل سلوک عرفانی و اخلاقی آیت الله مرعشی نجفی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سلوک عرفانی و اخلاقی آیت الله مرعشی نجفی :

جویبارهای جاویدان

دل هایی که با تزکیه، تصفیه و عبادت مطّهر گردیده اند و ذهن هایی که از اشتغالات دنیوی و فناپذیر اعراض نموده اند و به عالم بالا توجه دارند، فرودگاه حکمت های عرشی و فیوضات ربّانی هستند. قرآن کریم می فرماید:

«یؤتِی الحِکمَهَ مَن یشاءُ وَ مَن یؤتَ الحِکمَهَ فقَد اُوتِی خَیراً کثیراً».[۱]

افرادی که خدا را باور کرده اند و پارسایی را در کردار، رفتار و گفته های خود مراعات می کنند می توانند حق را از باطل تفکیک کنند:

«یا أیها الّذین آمنوا ان تتقوا اللَّه یجعل لکم فرقاناً».[۲]

کوشندگان در راه احیای حق و استقرار ارزش های دینی و فضیلت های اخلاقی مورد حمایت حضرت حق تعالی قرار می گیرند و راه های هدایت برایشان گشوده می گردد:

«والّذین جاهدوا فینا لنهدینَّهم سُبُلَنا وَاَنّ اللَّه لَمَعَ المُحسِنین».[۳]

آری خداوند – جل جلالّه – راه هایی دارد که برای تلاشگران مخلص و صادق و وارسته می گشاید. حضرت علی(ع) می فرماید:

گرامی ترین و محبوب ترین بندگان نزد خداوند متعال کسی است که او را در راه غلبه بر امیال و هوس های نفس سرکش امداد نموده است، آن فردی جامه زیرینش [در برابر مسئولیت ها] رنج و اندوه است و لباس رویینش بیم از خداست، چراغ هدایت در دلش روشن گردیده و وسایل لازم را برای روزی که در پیش خواهد داشت فراهم ساخته و به این جهان نگریسته، حقایق آن را با چشم بصیرت دیده، به یاد خدا افتاده و اعمال نیک زیادی انجام داده، از سرچشمه گوارا، خود را سیراب ساخته، کلید درهای هدایت و قفل های درهای گمراهی و دنائت گردیده، راه هدایت را با بصیرت دیده و در آن گام نهاده است.[۴]

آن حضرت خطاب به مردم بصره می فرماید: بَصَّرَنِیکم صِدقُ النیه.[۵] یعنی به صفای باطن و بصیرت درون از ضمایر شما آگاهم و از نفاق و ظاهرگرایی افراد مطلع هستم:

آیینه دل چو شود صافی

نقش ها بینی برون از آب و خاک

هم ببینی نقش و هم نقاش را

فرش دولت را هم و هم فرّاش را

اگر سالک توفیق، رها شدن از خودهای کاذب و اغوا کننده را بدست آورد و آن گوهر حقیقی را که پرتوی از جلوه حق است و نفخه الهی در آن دیده می شود بیابد، در مسیر جاذبه کمال حق قرار می گیرد و از فروغ ربّانی، انوار درخشانی را دریافت می کند که به دلش آرامش می دهد، خودش را شکوفا می سازد و خیر، برکت، سعادت و لذت های غیر محسوس را نصیب خویش می نماید.[۶]

امیر مؤمنان حضرت علی (ع) در روایتی از بندگانی سخن می گوید که خداوند وجودشان را به معرفت معنوی منوّر کرده و در گوش جانشان زمزمه علم و دانایی را طنین انداز ساخته است:

پروردگار متعال بندگانی دارد که (از راه الهام و اشراق) با ایشان سخن می گوید و دیده ها، گوش ها و دلشان را به نور هوشیاری روشن می سازد، آنان کسانی هستند که چراغ هدایت را با نور بیداری در گوش، دیده و دل انسان ها برمی افروختند و ایام اللَّه را به یاد می آوردند و مردم را به عظمت و جلال الهی بیم می دادند.[۷]

در کلام گران سنگ دیگری آن امام همام انسان هایی را که از تابش های عرشی برخوردار گشته اند، می ستاید و حتی آرزوی ملاقات با آنان را دارد.

امواج علم و نور حقایق بصری بر آنان تافته، روح یقین را دریافته و آن چه را خوش گذران ها ناهموار دانسته اند، نرم و ملایم تلقی کرده اند و به آن چه جاهلان از آن گریخته اند، خو گرفته اند، با بدن هایی که جان هایی آویخته به ملأ اعلی دارند در دنیا زندگی می کنند. اینان جانشینان خداوند روی زمین هستند که مردم را به سوی دین او فرا می خوانند، آه که چقدر مشتاق دیدارشان می باشم.[۸]

مرجع عالی قدر جهان تشیع حضرت آیت اللَّه مرعشی نجفی (ره) در زمره ستارگان فروزانی است که به خاندانی وارسته، اهل بصیرت و حکمت انتساب دارد، در خانواده ای که جویبارهای فضیلت و معرفت در آن جاری بود، بالید و از چشمه های مُصّفایی که فرزانگان عارف و دانشوران نامدار عرصه های سیر و سلوک جاری ساخته بودند، جرعه های جانبخشی نوشید و همگام با فراگیری عرفان نظری در عرفان عملی به موفقیت های ارزشمندی دست یافت.

شکوفه های با شکوه

آیت اللَّه مرعشی از سادات صحیح النسب مرعشی است که حسینی بوده و نسبشان به امام عارفان و زینت عابدان و زاهدان حضرت امام سجاد (ع) می رسد، جدّ اعلای این سلسله، سیدعلی مرعش است که در زمره سادات پرهیزگار، عابد و زاهد می باشد، افراد این خاندان ضمن صفای نفس و کمالات و فضایلی که خود از طریق تزکیه و تعلیمات بدست آورده بودند، نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی غافل نبوده اند.

سید قوام الدّین فرزند عبداللَّه و از نوادگان سیدعلی مذکور از علما و عرفای قرن هشتم هجری است که علوم اولیه را در شهر آمل فرا گرفت و در مشهد مقدس رضوی به کسب معارف عرفانی ادامه داد. یکی از استادان او شیخ حسن جوری است که نزد وی به تزکیه نفس و ذکر و اوراد پرداخت، بعد از آن به منطقه طبرستان (مازندران) آمد و به ارشاد و هدایت افراد مستعد پرداخت.

تعالیم او دنباله شیوه های تبلیغی شیخ خلیفه و شاگردش شیخ حسن جوری بود که در خراسان توسط سربداران عملی گردید، او و پیروانش به مساوات اسلامی، قسط، عدالت اجتماعی، حمایت از محرومان، امر به معروف و نهی از منکر اعتقاد راستین داشتند و در این راستا می کوشیدند. سید قوام الدّین اگر چه مقامات عرفانی را درنوردیده بود، ولی دین را از سیاست جدا نمی دانست، و به حامیان و هوادارانش تأکید می نمود در قلع و قمع افراد مخالف دیانت بکوشند و موانع بی عدالتی و آشفتگی های اجتماعی را که آرامش و امنیت مردمان متدین را بر هم می زند، بر طرف نمایند. سید قوام الدّین از مدت ها قبل، زمانی که همراه مراد خویش سید عزالدّین سوغندی راهی مازندران گردید، در صدد تحقق آرمان های سیاسی خویش گردید که از باورهای شیعی و تعالیم سربداران الهام گرفته بود. او نمی توانست قدرت طلبی و ستمگری برخی حکام محلی را تحمل کند، و چون همراه حالات معنوی و عرفانی صادقانه برای برقراری قسط و عدالت تلاش می نمود و با فسق و فجور مبارزه می کرد، مرجع دینی مقتدر منطقه گردید و عده زیادی از مردم گرد شمع وجودش اجتماع کردند که این امر ترس حکام محلی را برانگیخت، امّا او برای نبرد با تیرگی ها و ناگواری ها مصمم گشت و در نیمه قرن هشتم هجری قیام کرد و دولت سادات مرعشیان را بوجود آورد که تا اواخر قرن هشتم به وسیله او، فرزندان و حامیانش استمرار داشت و سرانجام با یورش امیر تیمور گورکانی، منقرض گردید.[۹]

طبیب جسم و جان

میرسیدعلی شرف الدّین حسینی مرعشی نجفی ملقب به سید الحکما، جدّ آیت اللَّه مرعشی است که در نجف، تهران و اصفهان به تحصیل معقول و منقول پرداخت. او به همان مقدار که به فراگیری دانش های دینی و معارف مذهبی مشغول شد، به طبّ علاقه مند گردید. به همین دلیل در اصفهان نزد میرزا حسن شیروانی به تحصیل این رشته پرداخت، آن گاه در خدمت حمزه میرزا در مشهد مقدّس تکمیل این دانش را پی گرفت و پس از کسب توانایی های لازم به درمان بیماران پرداخت و در این باره ابتکارات جالبی از خود بروز داد. در ضمن تحصیل علوم غریبه را از نظر دور نداشت.

سید الحکما این معرفت تجربی را تا حکمت و منطق ارتقا داد و با عرفان گره زد و در واقع علم ابدان و ادیان را با هم مأنوس ساخت، در آموزه های نظری، فلسفه هم خوانده بود که روح و جسم با هم متحدند، گرچه بدن سایه و ظاهر روح است، ولی این دو از هم جدایی ندارند. در این صورت ضرورت دارد برخی بیماری های جسمی را از طریق حالات روحی و روانی درمان نمود و این گونه بود که سیدالحکما در بررسی بیماری های مردم به حالات ظاهری آنان اکتفا نکرد و کوشید طبیب جان ایشان هم باشد.[۱۰]

رویش معنویت

آیت اللَّه مرعشی در سال ۱۳۱۵ قمری در جوار بارگاه مولای پارسایان حضرت علی(ع) دیده به جهان گشود، نخستین مربی و معلم او پدرش سید شمس الدّین محمود می باشد. عالم فاضلی که منابع رجالی، او را به عنوان مفسّر زاهد، جامع علوم عقلی و نقلی معرفی کرده اند. سید شمس الدّین در عرفان و سیر و سلوک از شاگردان چهار عارف برجسته معاصر، مرحوم ملّا حسینقلی همدانی، ملّا فتحعلی سلطان آبادی، سید مرتضی کشمیری و شیخ مفید شیرازی می باشد.[۱۱]

بر اساس سنت های متداول خانوادگی، سید شهاب الدّین را بعد از تولد و تطهیر و تنظیف نخست به آستان مقدس علوی بردند و روح روانش را با رایحه ولایت مولای متقیان عطرآگین ساختند، سپس کودک را به محضر علمای وقت بردند. یکی از این بزرگواران جمال زاهدان و زینت سالکان آقا سید مرتضی کشمیری بود که کنیه «ابوالمعالی» را به وی داد.[۱۲] این عارف زاهد در پرتو علم و عمل، تقوا، عبادت و ذکر به مدارج عالی کمال انسانی دست یافت و در زمره اولیای خدا و صاحب کرامات فراوان شد. جامعیت وی در علوم گوناگون اسلامی و جاذبه های معنوی باعث گردید که شاگردان زیادی به محضرش بشتابند. او از پرورش یافتگان مکتب عرفانی ملّا حسینقلی همدانی بود.[۱۳]

از الطاف الهی درباره این کودک آن بود که با نفس پاک این عارف وارسته، روح و روان خود را صفا داد. خانواده اش نیز محیط پرورش سید شهاب الدّین را به نور قرآن و ولایت آراستند. خانه ای که اهلش برای رضایت حق می کوشیدند و چون موازین شرعی و دینی در آن حاکمیت داشت، برای عرشیان شناخته شده بود، همان گونه که اهل زمین ستاره های فروزان را می شناسند.

مادر، هیچ گاه بدون وضو به فرزندش شیر نداد و بعد از سپری گردیدن دوران شیرخوارگی مراقبت نمود که مبادا غذای حرام یا شبهه ناک بخورد و غالباً از خوراک های غیر حیوانی به او می دادند. سید شهاب الدّین در محیطی سرشار از علم و عمل صالح و در خانواده ای که در فضایل اخلاقی نمونه بودند، بالید. حالات معنوی و عبادی اهل منزل چنان در جان این طفل نقش بست که او را با تمام وجود به سوی خیر و صلاح، عبادت خالصانه و حالات عرفانی سوق داد و با چنین روحیه ای فراگیری کمالات علمی و اخلاقی را پی گرفت.

نخستین کلماتی که در محیط بیرون خانه به او آموزش دادند، اسماء الهی بود. شیخ علی رُفیش از باب تیمن و تبرک عبارت توحیدی و ذکر سازنده «هو الفتاح العلیم » را به وی یاد داد. پدرش او را به روضه مولای متقیان برد و در برابر ضریح آن بزرگوار الفبا را به وی تعلیم داد و در همان جا او را مفتخر به عمامه و کسوت روحانیت کرد. از آن پس جده فاضله اش بی بی شمس شرف بیگم در اولین گام او را با قرآن مجید آشنا کرد و تمام قرآن را به وی آموخت. سپس برخی مقدّمات علوم حوزوی را به وی درس داد و همزمان برخی متون اخلاقی و عرفانی را با ذهن و روان وی مأنوس ساخت. بنابراین ایام کودکی و نوجوانی آیت اللَّه مرعشی به گونه ای گذشت که رویش فضیلت و معنویت را در مزرعه جان او امکان پذیر ساخت.[۱۴]

مربیان نامور

آیت اللَّه مرعشی به موازات فراگیری علوم متداول در رشته های گوناگون، از آموزه ها عرفانی غفلت نداشت، و ضمن این که بنیان های اصیل عرفان نظری را نزد استادان این مسیر منوّر می آموخت، تحت تأثیر نفس پاک و کمالات معنوی این مربیان قرار می گرفت که او را از نظر گرایش های عرفانی دگرگون می ساخت. در ذیل به این اساتید اشاره ای می گردد:

۱. غلامرضا شاه عراقی، معروف به مرکب ساز که سال ها در سرزمین هندوستان سیاحت نموده و در علوم غریبه توانا بوده است. وی برای امرار معاش خویش در گوشه ای از مسجد الخضراء نجف به شغل مُرکب سازی مشغول بود.

۲. آیت اللَّه علی خاقانی نجفی، معروف به خیگانی، متوفای سال ۱۳۳۴ ق، فقیه رجالی و مؤلف کتاب شعراء الغری در شرح حال سخنوران نجف اشرف، در دوازده جلد. وی به آیت اللَّه مرعشی اجازه ای در اوراد و اذکاری که مقدمه سیر و سلوک است، داده است.

۳. شیخ ضیاءالدّین سرابی، متوفای سال ۱۳۴۰ ق، عالم، مجتهد زاهد که چون مدام حلیف مرقد مطهر حضرت علی (ع) بود، او را «طیرالحرم» می گفتند، ایشان نیز به آقا اجازه ای در طی مقامات معنوی و تزکیه درونی داده است.[۱۵]

۴. آیت اللَّه شیخ محمّد حزرالدّین نجفی، متوفای سال ۱۳۶۵ ق، عالم رجالی متبحّر و صاحب تألیفات متعدد، از جمله معارف الرّجال. وی در کمالات ذوقی به درجاتی عالی دست یافته بود و معلم و مرشد آیت اللَّه مرعشی در ریاضت های شرعی بوده است.[۱۶]

۵. میرزا علی اکبر حکمی یزدی، آن مرحوم از جمله اندیشمندان بزرگی است که از طریق اتصال به حکما و عرفایی چون آقا محمّدرضا قمشه ای و اساتید دیگر به دریای بی کران حکمت الهی گام نهاد و با غوّاصی ماهرانه در این اقیانوس گوهای تابناک بدست آورد. از مطالعه آثاری که در حکمت و عرفان به رشته نگارش درآورده، جامعیت او در این عرصه مشخص می گردد. شخصیت هایی چون امام خمینی، رفیعی قزوینی، سید محمّدتقی خوانساری، در قم، شاگرد وی بوده اند.[۱۷] آیت اللَّه مرعشی نجفی علم حروف و اوفاق را نزد وی آموخت و در عرفان نظری و حکمت متعالیه از او بهره گرفت.

۶. سید احمد کربلایی، متوفای سال ۱۳۳۲ ق. این فقیه سالک ضمن این که در خارج فقه و اصول از محضر میرزای شیرازی، میرزا حبیب اللَّه رشتی و میرزا حسین خلیلی تهرانی استفاده کرد، در جلسات عرفانی و اخلاقی ملاحسینقلی همدانی حاضر گردید و با ارشاد و هدایت وی، ضمن تقویت دانسته های عرفانی، در این عرصه به مدارج والایی رسید و در سیر و سلوک اسوه دیگران گشت. سید علی قاضی طباطبایی، سید محمّد کاظم عصّار، میرزا مهدی غروی اصفهانی، سید محسن امین، سید جمال الدّین گلپایگانی، شیخ محمّدتقی بافقی و… از تربیت یافتگان مکتب این فقیه عارف هستند.[۱۸] آیت اللَّه مرعشی نجفی در سنین نوجوانی از صفای باطن سید احمد کربلایی بهره های فراوان برده است.

۷. آیت اللَّه سید علی قاضی طباطبایی (۱۲۸۵ – ۱۳۶۶ق)، این عارف کم نظیر در نجف اشرف محضر سید مرتضی علم الهدی را درک کرد. در همین ایام با آیت اللَّه سید ابوالحسن اصفهانی هم مباحثه بود و با شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آشنا گردید. سید علی قاضی مدت ده سال خوشه چین خرمن فضل و فضیلت سید وارسته و عارف زاهد سید مرتضی رضوی کشمیری بود. همان شخصیتی که ضمن تبحّر در علوم عقلی و نقلی از حالات ویژه معنوی و عرفانی برخوردار بود و عبادات، مراقبت ها، رعایت مستحبات و ترک نواهی و حتی منکرات، شاگردانش را به شگفتی وا می داشت. بعد از رحلت وی، سید علی قاضی به محضر سید احمد کربلایی رفت.آیت اللَّه قاضی کلاس اخلاقی برگزار می کرد که صبغه ای عرفانی داشت. آیت اللَّه مرعشی افتخار حضور در این جلسات پر فیض را داشت. او که همچون جدّش سیدالحکما به تازگی طب را خوانده بود، تحت تأثیر میرزا علی قاضی و دیگر استادان علاقه مند گردید، علاوه بر علم ابدان به دانش های معنوی روی آورد و چون به این گستره قدم نهاد، چندین اربعین را به ریاضت های شرعی، مجاهدت های عرفانی و صفای باطن گذرانید.[۱۹]

۸. آیت اللَّه سید ابوالقاسم دهکردی، متوفای شوال ۱۳۵۳ ق. ایشان بعد از طی مقدمات در مدرسه علمیه دهکرد به اصفهان آمد و به تحصیل فقه، اصول حکمت و عرفان پرداخت و در بیست و پنج سالگی به درجه اجتهاد رسید. شیخ محمّدباقر فشارکی، محمّدباقر مسجد شاهی، شیخ محمّدحسن نجفی، ملا اسماعیل حکیم درب کوشکی، میرزا محمّد هاشم چهارسوقی و میرزا ابوالمعالی کلباسی استادان وی در اصفهان می باشند. در سال ۱۳۰۱ ق به عتبات عراق رفت. نخست در سامّرا از محضر میرزای شیرازی بهره برد. استادانش، در نجف اشرف، آخوند خراسانی و میرزا حسین نوری بودند، اما او که مشتاق معارف معنوی بود، سرانجام با عارف نامدار ملافتحعلی سلطان آبادی مأنوس گردید و چنان که خود گفته است، اکثر کمالات توحیدی را از حوزه پر فیض این سالک زاهد فرا گرفته است.[۲۰] آیت اللَّه مرعشی ضمن این که از نفس پاک این عالم عابد تاثیر پذیرفت از او اجازه روایتی دریافت کرد.[۲۱]

۹. شیخ مرتضی طالقانی (۱۲۷۴ – ۱۳۶۳ ق). این انسان وارسته در صحاری روستای زادگاهش مشغول دامداری بود که بارقه الهی نصیبش گشت. آن گاه در سنین جوانی و به سال ۱۲۹۵ ق به تهران رفت و در حوزه این شهر، بخشی از سطوح و علوم عقلی را فرا گرفت. در حکمت و عرفان استادانش میرزا مسیح طالقانی، حکیم جلوه زواره ای و محمّدرضا قمشه ای بودند. در حوزه اصفهان نیز محضر عرفایی چون ملا محمّد کاشی و آخوند جهانگیرخان قشقایی را درک کرد و تحت تربیت این مربیان معنویت، دل و ذهن را از وابستگی های دنیوی بپیراست. بعد از پانزده سال که در اصفهان علوم معقول و منقول را آموخت، راهی نجف اشرف گردید و فقه و اصول را در مرتبه ای عالی، از حوزه درسی بزرگانی چون آیات محترم فاضل شربیانی، میرزای شیرازی دوم، شیخ الشریعه اصفهانی، شیخ محمّد حسن مامقانی، میرزا حسین خلیلی، شیخ مرتضی انصاری کسب فیض کرد.

آنگاه خود به تدریس پرداخت و در سطوح مختلف کلامی، عرفانی، اخلاقی و فقهی به پرتو افشانی روی آورد. آیات گرامی سید ابوالقاسم خویی، علامه محمّدتقی جعفری، محمّدتقی بهجت فومنی، شیخ علی اکبر برهان، شیخ یحیی عبادی طالقانی، محمّدتقی آل شیخ رازی از جمله شاگردان او هستند. آیت اللَّه مرعشی نجفی ضمن این که مطول، مباحثی از فقه و اصول را نزد وی آموخت، از جانب ایشان مجاز به اجازه روایت گردید و تحت تاثیر فضایل اخلاقی، حالات عبادی، تهجّد و اخلاص وی قرار گرفت.[۲۲]

۱۰. شیخ علی زاهد قمی (۱۲۸۳ – ۱۳۷۱). وی در نجف اشرف و در فقه و اصول نزد میرزا حبیب اللَّه رشتی، شیخ عبداللَّه مازندرانی، آخوند خراسانی، میرزا حسین خلیلی به تحصیل پرداخت و در محضر محدث نوری در دانش حدیث، رجال شناسی ژرف بینی و مهارت ویژه ای بدست آورد.

او که از آغاز جوانی از طریق شب زنده داری، عبادت، دعا و نیایش بنیان های معنوی خود را تقویت می کرد، عزم خویش را جزم نمود تا به محفل اهل معنا راه یابد. به همین دلیل به مجلس با صفای مرحوم ملاحسینقلی همدانی راه یافت و چنان تحت تأثیر مواعظ جان بخش او قرار گرفت که در تصفیه باطن، زهد و تقوا به درجات ارزشمندی رسید.

آنگاه به محضر حاج آقا رضا همدانی شتافت و ضمن استفاده از دانش وی در فقه، شیفته وارستگی، قناعت، اخلاص و صداقت وی گردید و دل را به این بارقه های صفا داد. آیت اللَّه مرعشی نجفی نزد شیخ علی زاهد، به فراگیری علوم حدیث پرداخت و از او اجازه روایی دریافت کرد و تحت تأثیر زهد، معنویت و خلوص وی قرار گرفت.[۲۳] مرحوم آیت اللَّه مرعشی از پرهیزگاری و حالات عبادی این استادش چنین سخن می گوید:

وی از افرادی بود که خداوند متعال او را به عمل به آداب و مستحبات شرعی، حتی مجاورت مکه و مدینه موفق نمود. من از او دعای حرز یمانی معروف به دعای سیفی را با اجازه ویژه روایت می کنم. او نمونه ای مجسّم از پرهیزگاری به شمار می رفت. در تهجّد و شب زنده داری اهتمام داشت.[۲۴]

۱۱. میرزا جواد ملکی تبریزی، متوفای سال ۱۳۴۳ ق. میرزا جواد آقا بعد از تحصیل مقدمات و سطح در زادگاهش شهر تبریز، به نجف اشرف رفت. در فقه و اصول از محضر حاج آقا رضا همدانی و آخوند خراسانی استفاده کرد؛ اما عارفی که یک نوع انقلاب معنوی در وجودش بوجود آورد، ملاحسینقلی همدانی است که به سان کیمیایی او را از مُلک به ملکوت رسانید. او پس از رسیدن به مقامات بالای فقهی و علمی و آراستن دل به فضایل و کرامات اخلاقی و عرفانی به قم آمد و به تعلیم و تربیت مشتاقان معنویت و عرفان پرداخت.

از چشمه پرفیض درس اخلاق او بزرگانی چون آیات محترم امام خمینی، شیخ عباس تهرانی، آخوند ملاهمدانی، حاج آقا حسین فاطمی قمی، سید رضا بهاءالدّینی جرعه های جاویدی نوشید. نفس پاک میرزا جواد آقا برجان آیت اللَّه مرعشی چنان اثر بخشید که او را برای صلاح و سداد و جلوگیری از منکرات سیاسی و اجتماعی مصمم ساخت، و دل ها و ذهن های بسیاری را از خواب غفلت بیدار ساخت، و برای پاک کردن غبار زائل از صفحه وجود انسان ها، مخاطرات زیادی را پذیرا گشت.[۲۵]

۱۲. آیت اللَّه میرزا محمّدعلی شاه آبادی (۱۲۹۲ – ۱۳۶۹ ق). این عارف مبارز مقدمات و بنیان های علوم متداول حوزوی را نزد پدر، برادر و برخی استادان دیگر آموخت. آنگاه علوم نقلی را از میرزا محمّدحسن آشتیانی و حکمت و عرفان را در محضر حکیم جلوه زواره ای و میرزا هاشم اشکوری آموخت. در حوزه نجف اشرف و سامرا نیز محضر فقهایی نامدار را درک کرد و از آنان اجازه اجتهاد و روایت دریافت کرد. سپس به تهران بازگشت و در دو عرصه سیاسی و فرهنگی به فعالیت های گسترده ای روی آورد. در هیأت های سیاری که خود تشکیل داده بود، معارف اسلامی را توأم با مباحث سیاسی مطرح می کرد، کتاب شذرات المعارف او، محصول این حرکت ارشادیش می باشد.

این بزرگوار در سلوک عرفانی و تزکیه و پالایش درون مقامات معنوی ارزشمندی بدست آورد، اما به این خودسازی فردی اکتفا نکرد و تصمیم گرفت جامعه را نیز از برخی آلودگی های آسیب زا پالایش نماید. به همین دلیل در جهت اتحاد علما به منظور مبارزه با استبداد رضاخانی تلاش کرد و برای افشای ستم های وی و در اعتراض به اختناق و تهاجم فرهنگی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی، تحصن اختیار کرد که برخی علما با وی همراهی نمودند. شاه آبادی با وجود جنبه های مبارزاتی و طرح های سیاسی از معدود فرزانگانی است که لطافت روحی شگفتی داشت. او فروتنی را با صلابت و قاطعیت توأم ساخته بود که این بیانگر جامعیت در کمالات اوست. هم نشینی با وی و جاذبیت معنوی او دل ها را متوجه توحید، آخرت و معنویت می ساخت.[۲۶]

غالب افرادی که خوشه چین خرمن معارف آیت اللَّه شاه آبادی بوده اند، شاگردان دروس فلسفه، حکمت، عرفان، فقه، اصول و منطق وی بوده اند.

موقعی که آیت اللَّه شاه آبادی به قم آمد و مدت هفت سال به تدریس متون عرفانی مشغول بود، آیت اللَّه مرعشی در این ایام ضمن این که فصوص الحکم، مفتاح الغیب و برخی دروس دیگر در عرفان نظری را نزد وی خواند، شیفته جاذبه های ملکوتی او گردید.[۲۷]

۱۳. میرزا محمود اهری، متوفای سال ۱۳۴۱ ق، این علامه محقق، مدرّس ریاضیات در نجف اشرف و مؤلف رساله اثبات واجب، به سبک کتاب اثبات واجب علامه جلال الدّین دوانی می باشد، شرح خلاصه الحساب و حاشیه بر کفایه الاصول آخوند خراسانی از دیگر آثار اوست. آیت اللَّه مرعشی، بخشی از فقه و اصول، مقداری ریاضیات و نیز پاره ای از علوم غریبه را نزد وی آموخته است.[۲۸]

۱۴. یاسین علی شاه هندی، متوفای سال ۱۳۴۵ ق، عارفی که سال ها معتکف آستان مقدس حضرت علی (ع) در نجف اشرف بود و در صحن مطهر آن امام همام در حجره بالای درب طوسی اقامت داشت و در همین شهر به سوی سرای سرور شتافت. وی اجازه ای در اوراد و اذکار که معروف به اجازه نفسی است، به آیت اللَّه مرعشی اعطا نمود.[۲۹]

۱۵. آیت اللَّه شیخ محمّدحسین قمشه ای کبیر نجفی (۱۲۵۰ – ۱۳۳۶ ق). این فقیه متقی و زاهد، مقدمات و سطح را در اصفهان گذراند، سپس به نجف اشرف رفت و در حلقه درسی علمایی چون شیخ انصاری، سید حسین کوه کمری، میرزای شیرازی و میرزا حبیب اللَّه رشتی شرکت کرد و به درجه عالی اجتهاد رسید. ادله الارشاد فی شرح نجاه العباد (هیجده جلد) و عُده طریق التدقیق در اصول فقه (چهارده جلد)، از آثار اوست. موقعی که این فقیه وارسته و عابد، سنین سالخوردگی را می گذراند، آیت اللَّه مرعشی در سنین جوانی او را ملاقات کرد و تحت تأثیر وارستگی و اخلاص و فضایل اخلاقی او قرار گرفت و بعد از این ملاقات با برکت، اجازه ای شفاهی از او دریافت کرد.[۳۰]

۱۶. آخوند ملا محمّدحسین قمشه ای صغیر، متوفای سال ۱۳۳۷ ق، عالم با ورع و از شاگردان میرزا حسین خلیلی و آخوند خراسانی در فقه و اصول و ملاحسینقلی همدانی در عرفان و اخلاق. وی در نجف اشرف به تدریس مشغول بود و در همین شهر رخ در نقاب خاک کشید.

آن مرد خدا و عابد پرهیزگار که زهدش زبانزد خاص و عام بود، به آیت اللَّه مرعشی اجازه ای در روایت داد، همچنین مرحوم مرعشی از کمالات عرفانی و اخلاقی آن مرحوم بهره مند گردید.[۳۱]

عبادت خالصانه

معرفت عرفانی بذری است که در هر سرزمینی نمی روید و گلی معطر است که در هر جایی سر بر نمی آورد، صدفی پاک می خواهد تا چنین گوهری گرانبها در آن پرورش یابد، از عواملی که می تواند آدمی را به این درجه ارتقا دهد، تقرب به خداوند و بندگی راستین است. هر عاملی که دل را به یاد خدا آشنا و روی دل را به درگاه او کند، وسیله ایجاد قرب به اوست. عبادت خالصانه ای که جز خشنودی خداوند را طلب نمی کند و جز او دل به چیزی نمی سپارد، کلید باب ولایت الهی است، حقیقت ذکر، توجه قلبی آدمی به ساحت قدس پروردگار می باشد.

آیت اللَّه مرعشی نجفی در این مسیر گام های ارزشمندی برداشت و به وسیله ذکر و عبادت، انواری معنوی را متوجه خویش ساخت و از این رهگذر به سرچشمه حکمت واقعی دست یافت و در جذبه های حاصل از مشاهده نور حق، لحظه به لحظه باور خویش را عمیق تر، استوارتر و ماندگارتر نمود.

دکتر سید محمود مرعشی (فرزند ایشان) گفته است: معظم له به نماز اوّل وقت خیلی مقید بود و همه را به این امر تشویق می کرد و می گفت:

اقامه نماز در وقت فضیلت برکاتی دارد و من خیلی چیزها را از این طریق بدست آورده ام.

ایشان شب ها معمولاً بیش از سه ساعت نمی خوابید، و باقی اوقات شب را به تهجّد، عبادت و تضرّع به درگاه خداوند می پرداخت.

همسرش نقل کرده است: هنگام تضرّع و نیایش های شبانه آقا گویا در و دیوار می لرزید. وقتی گریه می کرد، پهنای صورتش خیس می شد، هر چند سعی می کرد کسی متوجه این حالات عارفانه نگردد.

نیایش های شب، اوراد و اذکار سنت همیشگی او بود و حتی از این نظر همان گونه که اشاره کردیم از عرفا و انسان های دارای نفس پاک اجازاتی دریافت کرده بود. اگر چه او می خواست این ویژگی ها را بروز ندهد و از دیگران پنهان بماند، اطرافیان و اصحاب خاص، از عبادت ها و اذکار نیمه شب وی و اثرات آن ها سخن گفته اند.

او خود در وصیت نامه اش به وارثان خویش توصیه می کند:

بعد از مرگم سجاده ای را که هفتاد سال بر آن نماز شب خوانده ام با من دفن کنید.

از این تذکر برمی آید که او از سنین جوانی به تهجّد و شب زنده داری مشغول بوده است. آیت اللَّه مرعشی در وصایای ارزنده خویش به اهل خانواده، دوستان، طلّاب و عموم مردم سفارش می کند که به خواندن برخی ادعیه و اذکار مداومت داشته باشند. حتی در مکاتباتی که با علما و اهل فضل و برخی دوستان داشت، به آنان توصیه می کرد به دعاها اهمیت دهند و در خواندن آن ها لحظه ای درنگ نکنند.

البته سخن گفتن از عالمی مجتهد و فقیهی زاهد که عمری را در عبادت و ذکر گذرانده، کار ساده ای نمی باشد، زیرا حالات قلبی و شوق درونی و رابطه ناپیدای این بنده با خدایش به آسانی قابل وصف و ترسیم نمی باشد و از باب درس آموزی می توان به ظواهر این برنامه رشد دهنده و سازنده، اشاراتی نمود.

تقید عالمانه و شوق عارفانه

عامل دیگری که ایشان را به ساحل فضایل معنوی و مکارم عالی انسانی رساند، تقید شدیدش به دستورات دینی و احکام خداوند بود. در اجرای فرامین و موازین شرعی و دینی اهتمام داشت، البته در تدین خویش تظاهر نمی کرد، به مقدسات شوق می ورزید. می کوشید فرزندان، شاگردان، مقلّدان و دوستان خود را د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *