تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم، تلاش در جهت نفی فطرت انسان؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم، تلاش در جهت نفی فطرت انسان، محتوای خود را در قالب 85 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم، تلاش در جهت نفی فطرت انسان با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم، تلاش در جهت نفی فطرت انسان آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم، تلاش در جهت نفی فطرت انسان به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم، تلاش در جهت نفی فطرت انسان ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم، تلاش در جهت نفی فطرت انسان، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم، تلاش در جهت نفی فطرت انسان را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم، تلاش در جهت نفی فطرت انسان :

آفتاب، ش ۱۱

چکیده: جدایی دین از دولت، تنها یکی از میوه های فرعی سکولاریسم است . سکولاریسم در غرب انگیزه ها و اندیشه های آدمی را دچار تحولی اساسی کرده و انسانی دیگر پدید آورده است . سکولاریسم به ظاهر ضدمذهب نیست; اما از ضدیت با مذهب بدتر است; زیرا خود را جایگزین و بدیل دین قرار داده است; به طوری که می توان گفت دین و دیانت جدیدی ظهور کرده است . یکی از مهم ترین پیامدهای سکولاریسم، فقدان گذشت است که زندگی را به جهنم تبدیل کرده است .

جهان جدید در چهار نقطه با جهان قدیم تفاوت دارد . این چهار نقطه، چهارستونی است که هر عالمی بر آنها قائم است: اهداف; وسایل; مفاهیم و جهان بینی و تلقی هایی که آدمیان از جهان و تاریخ و بشر و خداوند و غایات نهایی زندگی دارند . بارزترین و ملموس ترین این تفاوت ها، وسایلی هستند که آدمیان به کار می گیرند . این وسایل در شکل تکنولوژی جدید تجلی کرده اند; گرچه تکنولوژی تنها تفاوت جهان مدرن و جهان کهن نیست . وسایل، یکی از میوه های جهان جدید است و ریشه هایی دارد که باید آنها را با نگاه فلسفی کاوید و نمی توان فقط با دید تجربی آنها را دید . حتی اگر به همین وسایل نیز درست بنگریم، درخواهیم یافت که با هر وسیله ای، به هر غایتی نمی توان رسید و نمی توان هر غایتی را با هر وسیله ای تامین کرد . لذا وسایل جدید به نحوی مخفی و نا ملموس، غایاتی را بر آدمیان تحمیل می کنند و اهدافی را پیش پای انسان می گذارند که آدمی گاه از آن اهداف غافل است . به این ترتیب، این غایات، نه تنها ظاهر، بلکه باطن زندگی را هم عوض می کنند و محتوای آن را دگرگون می سازند و آدمیان، آگاهانه یا ناآگاهانه خود را در شرایط تازه ای می یابند که برای آن نه طراحی کرده اند و نه تعریف مشخصی دارند . همین تغییر اهداف و وسایل است که با تغییر در تلقی ها و مفاهیمی که آدمیان دارند، همراه می شود . به عنوان مثال، اگر در گذشته حق از دل تکلیف بیرون می آمد، امروز تکلیف از دل حق بیرون می آید . از جمله تفاوت های دوره قدیم و جدید، جای گزین شدن مفهوم شک به جای یقین است . برای گذشتگان، رسیدن به یقین، امری بسیار آسان محسوب می شد . عالمان امروز، بیش از آن که در یقین غوطه ور باشند، در ظن و شک غوطه ورند . امروز کمتر علمی است که به ما بگوید شما در این علم به حد مطلق یقین ابدی جاودانی می رسید که فراتر از آن چیزی نمی توان گفت . جهان جدید، جهان شک گرایی است; البته نوعی شک گرایی که به گیجی و حیرانی نمی انجامد; اما آن یقینیت و یقینیات گذشتگان را هم پشت سر می نهد . وبر می گفت دوران جدید، دوران اسطوره زدایی است; اما توصیف دیگری هم برای دوران جدید تاریخ بشر شده است و آن دوران سکولاریسم است . پیش از آن که درباره خوبی یا بدی و صحت یا سقم این امر داوری کنیم، شناخت این مقوله بر ما فرض است .

تعریف سکولاریسم: بدون تردید ماجرای سکولاریسم، ماجرای اندیشه و انگیزه بشر معاصر است . اغلب آدمیانی که در دنیای مدرن زندگی می کنند، جهان بینی سکولار دارند و در دل یک جامعه سکولار ساکنند . جدایی دین از دولت که به منزله سمبل سکولاریسم محسوب می شود، البته یکی از میوه های فرعی سکولاریسم است; اما چون ملموس ترین، بارزترین و آشکارترین میوه و نتیجه آن است، غالبا بر آن انگشت نهاده می شود . البته توقف در این عنصر، گمراه کننده است . باید ریشه های تاریخی و فلسفی سکولاریسم را دید; چون بدون این کار نمی توان فهمید که در تاریخ مدرن چه اتفاق عظیمی افتاده است . سکولاریسم، هم به انگیزه آدمیان برمی گردد و هم به اندیشه آنها . ما آدمیان مرکب از دو مقوله و عنصریم: یکی انگیزه های ما و دیگری اندیشه های ما .

کارکرد سکولاریسم: می توانیم بگوییم که سکولاریسم در حقیقت دو کارکرد داشته است: یکی این که اندیشه ها را سکولار کرده است; دوم این که انگیزه ها را سکولار نموده است و آدمی چون معجونی مؤلف و مرکب از این دو عنصر است، آن گاه که این دو تغییر کردند، آدمی هم تغییر می کند . جان آدمی که تغییر کرد، جهان هم تغییر می کند . البته برای این واژه، معادل هایی مثل «گیتی گرایی » یا «دنیاگرایی » را پیشنهاد کرده اند که پر بیراه نیست . در زبان عربی به جای سکولاریسم، کلمه «علمانیت » را وضع کرده اند . گمان نکنید که سکولاریسم در مغرب زمین، معنای کاملا روشن و تعریفی مجمع علیه دارد که همه آن را قبول کرده باشند .

«سکولار» ، کلمه ای لاتینی است و به معنای «حالا» و «زمان حاضر» است . لذا سکولاریسم، در حقیقت، به معنای «توجه کردن به حال » است . جهان را به دو منطقه تقسیم می کنند: یکی منطقه لازمان و دیگری مرتبه زمان . البته وقتی می گوییم ابدی و جاودانی، منظور این نیست که زمان بی نهایت در آن جا وجود دارد; بلکه معنایش این است که اصلا زمان در آن جا وجود ندارد . وقتی می گوییم سکولاریسم، منظور، منحصر کردن توجه به عالم زمانیات یا عالم ماده است . پس سکولاریسم، یعنی همان عالم ماده گرایی و معطوف کردن توجه از عوالم دیگر (به فرض وجود) به این عالم و چشم بر گرفتن از آن عوالم . آن عوالم دیگر مشخصا دو تا بیشتر نیستند: عالم ماورای ماده و عالم آخرت; یعنی آن عالم و دنیایی که پس از حیات این جهانی در انتظار ماست . این دو عالم دیگر می توانند هم در اندیشه ما و هم در انگیزه ما تاثیر قطعی بگذارند . وقتی ما عوالم دیگر را کنار گذاشتیم، آن وقت جهان ما جهان خردتر و کوچک تری خواهد شد و انگیزه ها و اندیشه های ما نیز عوض خواهند شد . مولوی، با دید تحقیرکننده ای، آدمیانی را که چنین می اندیشند، به موش کوری تشبیه می کند که در گوشه سوراخی در زمین زندگی می کنند .

به طور کلی، در این صورت، عالم انسان خیلی کوچک تر خواهد شد و آدمی در این عالم کوچک تر، گاه موفق تر هم به نظر می رسد . سر این که انسان در جهان جدید از بعضی جهات موفق تر به نظر می رسد، این است که دایره و قلمرو حکم رانی و منطقه تصرف عملی خود را کوچک تر و کوتاه دامنه تر کرده است; گرچه به همان نسبت چیزهایی را هم از دست داده است; اما اینها متعلق به جایگاه داوری است و من الآن در مقام داوری نیستم .

انگیزه سکولار کردن: از انگیزه شروع کنیم و ببینیم سکولار کردن انگیزه ها به چه معناست و تاثیرش دقیقا در کجا ظاهر می شود . همه پیامبران کشف بسیار مهمی انجام داده اند . آن کشف مهم این بود که کارهایی که ذاتا خوبند، مرضی خداوند هم هستند و کارهایی که ذاتا بدند، مغضوب خداوند نیز هستند . به تعبیر دیگر، اینها به دو سو و به دو قبله متوجه نیستند که اگر انسان خداپرست شد، کارهای نیک و بدش با وقتی که خداپرست نبود، فرق داشته باشد . خداوند خوبی ها و بدی ها را از طریق پیامبران اعلام کرده است و ضمنا آنها را با عقل آدمیان هم در میان نهاده است; به طوری که این دو با همدیگر انطباق پیدا می کنند . پیامبران، کاشف این انطباق بودند . ما مستقلا راهی به خواسته و مرادات خداوند نداریم; ما نمی دانیم خداند چه می خواهد یا چه نمی خواهد . پیامبران به ما گفتند که چنین انطباقی وجود دارد . این، انطباق بسیار مغتنم و مبارکی است .

معنای این سخن این است که اخلاق و ارزش ها ذاتا از دین مستقل است . یعنی ادیان، نیک و بد را تعلیم نمی دهند; ادیان فقط از این که آنچه نیک یا بد است، محبوب یا مغضوب خداوند نیز هست، پرده برمی دارند . اخلاق با دین انطباق تاریخی دارد; ولی منطقا متکی به دین نیست . انسان می تواند منطقا به نیک و بد اعمال برسد; بدون این که از دینی کمک بگیرد . منتها چون اکثر مردم اهل حکمت و تحقیق نیستند، پیامبران آمده اند تا دست آنها را پر کنند . لذا خطاب اکثر پیامبران به مردم، این بوده است که چیزی را که خودتان ندارید و قدرت تولیدش را هم ندارید، از ما به رایگان بستانید . خطابشان با حکیمان و عالمان هم این بود که ما به شما اطمینان خاطر می دهیم، آنچه را شما با عقل بی طمع و بی غرضتان به آن می رسید، مطلوب و محبوب خداوند نیز هست . لذا مهم ترین پیام پیامبران این نبود که عقل بورزید; بلکه مهم ترین پیامشان این بود که عقلتان را آزاد کنید . مشکل تمدن مغرب زمین این نیست که تمدنی عقلانی نیست; مشکل این تمدن این است که این عقل آزاد نیست; این عقل در گرو اگوئیسم، خودخواهی، غضب، طمع و شهوت است . عقل به تنهایی نیکوست; اما به شرط این که آزاد هم باشد .

پیام مهم پیامبران آزادی بود; نه علم و فلسفه و عقلانیت . آنها علم و فلسفه را به خود مردم وانهاده بودند . آنچه آنها بیشتر بر آن تاکید می ورزیدند و واقعا هم اصلی ترین عنصر رسالتشان را تشکیل می داد، همین پیام آزادی بود; آن هم آزادی به معنایی دقیق: آزادی عقل . یعنی اگر عقل آدمی در اسارت شهوات باشد، نبودش بهتر از بودنش است .

این مساله را به نحو دیگری نیز می توان نگریست و بررسی کرد . حال که عقل می تواند نیکی و بدی اعمال را کشف کند، اگر ما خدا را در این میان به حساب نیاوریم و فقط به احکامی که عقل صادر می کند، قناعت کنیم، چه زیانی کرده ایم؟ در سکولاریسم این اتفاق افتاد . سکولاریسم، در انسانی ترین و معقول ترین چهره اش، قائل به این بود که اگر چنین انطباقی بین یافته های عقل ما و احکام شرع و مرادات خداوند برقرار است، حتی اگر خدا را کنار هم بگذاریم و از او غفلت سهوی یا عمدی هم بورزیم، چیزی را از دست نداده ایم و زیان نکرده ایم; بلکه باز هم بر جاده صوابیم و خانه دنیوی ما آباد خواهد بود . از طرف دیگر، می گفتند که اساسا تکیه بر دین، زیان هایی هم دارد . اگر دین بخواهد در جامعه به نحو زنده و مجسم چهره بنماید، یک عده متولیان به نام روحانیون پیدا می شوند و به نام دین هزار زور به مردم می گویند و هزار آفت از این کار به بار خواهد آمد . لذا انگیزه ها را سکولار می کنیم; یعنی اگر عمل می کنیم، عملمان به خاطر خدا نیست; بلکه به خاطر این است که عقلمان می گوید چنین کاری خوب است . چنین سیستم منطقی، پشتوانه مکتب سکولاریسم است . با این توضیح معلوم می شود که سکولاریسم نه مبتنی بر هوس رانی و نه مبتنی بر جهل است; بلکه منطق نسبتا استواری دارد و چیزی است که قائمه و محور عمل هم قرار گرفته است . بسیاری از کارها هست که امروز بشر به انگیزه های مستقل از دین انجام می دهد; ولی در گذشته همین کارها را با انگیزه های دینی انجام می داده است . برای ما دیگر جست وجوی رضای خداوند مطرح نیست و دخالتی در محاسباتمان ندارد; البته بدمان نمی آید که خدا از ما راضی باشد; ولی روی این امر حساب نمی کنیم و در جهت کسب آن تلاشی نمی کنیم . حضور خداوند در زندگی انسان، با عدم حضورش یک دنیا فاصله دارد . ولی به هر حال، فعلا حتی زندگی افراد دینی این گونه است; افراد غیر دینی که جای خود دارند . این کار چنان که گفتم، توجیه دارد و دست کم می توانیم آن را توجیه و از آن دفاع کنیم . توجه کنید که نمی خواهم بگویم چنین چیزی صد در صد شیطانی و غلط است . اگر این قدر غلط بود، عقلای عالم بر آن اتفاق نمی کردند و در چشمشان زیبا نمی آمد .

اما در جهت اندیشه ها هم قصه سکولاریسم قصه ای شنیدنی است . اندیشیدن ما، فکر کردن ما، خبر گرفتن ما از این عالم، و داوری ما درباره حوادث، همه سکولار شده است . به این معنا که جهانی را که در آن زندگی می کنیم، تقریبا مستقل از جهان های دیگر و خودبسنده می بینیم . ما در تحلیل حوادث و تحلیل پدیده های طبیعی، هیچ گاه به چیزی بیرون از طبیعت ارجاع نمی دهیم . این معنای عقل سکولار و علم سکولار است . این جهان، در نگاه فیلسوفان گذشته و در نگاه پیامبران همچون یک گاهواره است که با دو رشته به دو سو بسته شده است: یکی به مبدا و دیگری به معاد . اگر این دو رشته را پاره کنند، این گاهواره سقوط می کند . ولی بشر جدید با عقل سکولار، هیچ یک از این دو رشته را نمی بیند و اصلا کاری به آنها ندارد; بلکه تصور می کند که این گاهواره، خود در فضا ایستاده است .

پیامدهای سکولاریسم: یکی از پیامدهای ساده سکولاریسم این است که دین و دولت از هم جدا بشوند . به همان دلیل که شما «النظافه من الایمان » را رها کردید، «السیاسه من الایمان » را هم رها کنید . معنای وحدت کلیسا و دولت این است که شما با انگیزه دینی سیاست بکنید و بنابر حکم دینی، حکومت بکنید . سکولاریسم همه انگیزه ها را از جمله انگیزه های سیاسی، انگیزه های علمی و اصولا هر انگیزه ای را غیر دینی می کند . لذا این که سکولاریسم را بر مبنای جدایی دین از دولت تعریف می کنند، هم سطحی و هم گمراه کننده است . در واقع، سکولاریسم با بیانی که کردیم، جای مذهب را می گیرد . این که می گویند سکولاریسم ضد مذهب نیست، البته سخن درستی است . سکولاریسم ضد مذهب نیست; ولی این سخن باید درست فهمیده شود . ضد مذهب نیست; اما بدتر از ضد مذهب است! برای این که رقیب و جانشین مذهب است و جای آن را درست پر می کند . ضدیت که همیشه نوعی براندازی نیست . اگر شما چیزی را آوردید که توانست جای چیز دیگری را به تمام و کمال پر کند، آن گاه او را بیرون خواهد کرد . بدین ترتیب می توان به یک معنا گفت که دین و دیانت جدیدی ظهور کرده است; اما دینی که اسم دین بر خود نگذاشته است; بلکه مکتبی است که همان کار دین را می کند; یعنی هم انگیزه می دهد و هم اندیشه .

با این همه، بشر با از دست دادن انگیزه دینی و اندیشه دینی، چیزهایی را از دست داده است . سکولاریسم، گرچه به ظاهر چنین می نماید که جای دین را پر کرده و به آدمیان انگیزه و اندیشه می دهد، ولی قادر نبوده است چیزهایی را جبران کند . به همین دلیل است که شما در جوامع غیر دینی همواره حسرتی برای دین داری می یابید; حتی نزد کسانی که چندان هم ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *