توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم و سکولاریزاسیون؛ گفت وگو با علیرضا علوی تبار – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم و سکولاریزاسیون؛ گفت وگو با علیرضا علوی تبار شامل 50 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم و سکولاریزاسیون؛ گفت وگو با علیرضا علوی تبار:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم و سکولاریزاسیون؛ گفت وگو با علیرضا علوی تبار به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم و سکولاریزاسیون؛ گفت وگو با علیرضا علوی تبار به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم و سکولاریزاسیون؛ گفت وگو با علیرضا علوی تبار با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم و سکولاریزاسیون؛ گفت وگو با علیرضا علوی تبار با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم و سکولاریزاسیون؛ گفت وگو با علیرضا علوی تبار با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم و سکولاریزاسیون؛ گفت وگو با علیرضا علوی تبار را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم و سکولاریزاسیون؛ گفت وگو با علیرضا علوی تبار :
بنیان، ۵/۲/۸۱
چکیده: سکولاریسم (دین گریزی) یک ایدئولوژی ضد دینی است که با مطلق کردن ارزش های دنیوی، هر گونه رابطه میان انسان و خدا را رد و آگاهانه صدق تجربیات و باورهای دینی را انکار می کند . اما سکولاریزاسیون (دین جدایی) مفهومی است که برای توصیف و تحلیل فرآیندهای جوامع مدرن به کار برده می شود . این جدایی حداقلی که مورد تایید نویسنده است، به معنای فرآیند تفکیک و تمایز ساحت های قدسی و عرفی از یکدیگر و تحدید حدود و تبیین مناسبات میان آنهاست .
سکولاریسم (۱) را معادل «دین گریزی » و سکولاریزاسیون (۲) را معادل «دین جدایی » می گیرم . تا آن جا که من می دانم اصطلاح دین جدایی (سکولاریزاسیون) را در سال ۱۶۴۶ میلادی دوک دولنگویل (۳) نماینده ی فرانسه، در مذاکرات مربوط به خاتمه ی جنگ های ۳۰ ساله، به کار برد . اصطلاح سکولاریزاسیون (دین جدایی) امروز بیش تر مفهومی است برای توصیف و تحلیل یکی از فرآیندهای جوامع مدرن . امروزه مجموعه ای از نظریه ها وجود دارد که، به ویژه در جامعه شناسی، تحت عنوان نظریه های سکولاریزاسیون شناخته می شوند . این نظریه ها معمولا به مطالعه ی تحولاتی که در سه زمینه رخ داده است، می پردازند: یکی در زمینه ی میزان عضویت افراد در مجامع و سازمان های دینی و میزان اجرای دسته جمعی مناسک و شعائر دینی; دیگری در زمینه ی میزان نفوذ اجتماعی، ثروت و حیثیت نهادهای دینی و به ویژه نسبت این نهادها با نهاد قدرت، و سوم در زمینه ی میزان قوت باورها، ارزش ها و تعصب دینی در جوامع .
بنابراین، در مباحث جدید، سکولاریزاسیون برای توصیف یک «فرآیند تاریخی » به کار می رود . این فرآیند تاریخی در کشورهای غربی (کشورهای صنعتی و به طور سنتی مسیحی) با چند خصوصیت شناخته می شود: اولا، در این کشورها، دین تنها عامل سازمان دهنده و تنظیم کننده ی زندگی اجتماعی نیست . زمان (تقویم و اعیاد و مراسم)، سیاست (نهاد قدرت)، اخلاق و ارزش های اجتماعی، اندیشه و هنر، همگی غیر دینی شده اند . این جوامع برای حل مسائل خویش از منابع و مراجعی غیر از دین بهره می گیرند; ثانیا، در این کشورها، دین نقش نهادی و نمادی خود را از دست داده است، همه ی نقش هایی را که در گذشته روحانیون ذیل عنوان های دینی انجام می دادند امروز دولت ذیل عنوان های غیر دینی انجام می دهد; ثالثا، در این جوامع باورها و اعتقادات مذهبی به امری خصوصی تبدیل شده و محور بودن یک مذهب از میان رفته است; رابعا، تاکید بر انتخاب های فردی افزایش یافته و به جای آن که هر فرد در چارچوب یک سنت دینی و مطابق شعائر و مراسم تعیین شده عمل کند، با سنن و شعائر دینی بر خورد گزینشی کرده و متناسب با نیازهای خود به دین و شعائر آن عمل می کند .
آنچه را در کشورهای غربی اتفاق افتاده، «سکولاریزاسیون (دین جدایی) حداکثری » می توان نامید; هر چند این دین جدایی حداکثری، امروز با ظهور «جنبش های نوین دینی » مخدوش شده و مشخص نیست تا آینده وضعیت غرب به همین صورت باقی بماند . به هر حال معنای سکولاریزاسیون حداکثری این است که دین، هم در نسبت با نهادهای اجتماعی، هم در رابطه با حوزه ی فرهنگی و هم از نظر تاثیرگذاری بر فاعل اجتماعی (کنشگر اجتماعی) عقب نشینی می کند و تضعیف می شود .
برخی معتقدند سکولاریزاسیون حداکثری مخصوص جوامع غربی است و واکنشی به تسلط قدرتمند و فراگیر کلیسا بر همه ی عرصه های زندگی اجتماعی است، به علاوه، این سکولاریزاسیون حداکثری در زمینه ی فکری آن قدر رشد کرده است که به تعبیر نیچه «خدا مرده است » . در جوامع غربی به دلیل از میان رفتن دغدغه های دینی و تضعیف باورها و حساسیت های دینی، دین جدایی به این صورت درآمده است، ولی این سرنوشت محتوم همه ی جوامعی که مدرن می شوند، نیست .
اما دین جدایی (سکولاریزاسیون) حداقلی به معنای «فرآیند تفکیک و تمایز ساحت های قدسی و عرفی از یکدیگر و تحدید حدود و تبیین مناسبات میان آنها است » .
دین جدایی حداقلی در سطح ایده ها، به رسمیت شناختن عقل مدرن (عقل خودبنیاد نقاد) و تبیین نسبت این عقل و دستاوردهای آن با دین است و در سطح اجتماع نیز به معنای تفکیک نهاد دین از نهاد قدرت است .
در جریان مبارزاتی که در غرب علیه سلطه ی نهادهای دینی (به طور مشخص کلیسا) در قرن نوزدهم صورت می گرفت، خواسته های مخالفان کلیسا در قالب سکولاریسم (دین گریزی) بیان ایدئولوژیک یافت . سکولاریسم یک ایدئولوژی ضد دینی است که با مطلق کردن ارزش های دنیوی، هر گونه رابطه میان انسان و خدا را رد و آگاهانه صدق تجربیات و باورهای دینی را انکار می نماید . به عنوان یک دین باور، که حیاتی ترین دغدغه ی انسان را جست وجوی معنایی برای زندگی و مرگ خویش می دانم و دین الاهی را هم «حق » و هم «مفید» می دانم، نمی توانم با سکولاریسم (دین گریزی) موافق و همسو باشم; اما در مورد سکولاریزاسیون حداکثری، به نظر می رسد که واقعیت موجود غرب (و نه آینده) آن را توصیف می کند . اما آن را برای توصیف تحولات در حال انجام، در کشورهای اسلامی ناموفق می دانم .
فرآیند مدرنیت در غرب ناخودآگاه و بدون برنامه ریزی قبلی اتفاق افتاد; اما در کشورهایی مانند کشور ما، تلاش این است که آنچه را آنها ناخودآگاه به آن رسیده اند، با برنامه ریزی و طراحی به دست آوریم . این مزیت «دیرآمدگی » باعث می شود از سرنوشت آنها عبرت بگیریم . با توجه به این مقدمه و ویژگی های دین اسلام و جوامع اسلامی و پیامدهای این فرآیند در کشورهای غربی، «دین جدایی حداکثری » در کشورهای اسلامی نه «ممکن » است و نه «مفید» . بنابراین، معتقدم روشن فکران و سیاست گذارانی که در پی «نوسازی درون زای » جوامع اسلامی هستند و نمی خواهند تلاش آنها برای دستیابی به مدرنیت مطابق الگوی مدرن شدن غربی باشد، بایستی «دین جدایی حداقلی » را دنبال نمایند . با فرض این که در چارچوب جامعه ی خود بحث می کنیم، برخی از پیش فرض ها و مشخصات دین جدایی حداقلی را برمی شمارم:
۱ . تفکیک قائل شدن میان دین و اشکال تاریخی آن یک پیامد این تفکیک عدم وجود یک «قرائت رسمی » است، که در این صورت هیچ کس حق ندارد یک قرائت از دین را به عنوان قرائت رسمی آن بر دیگران تحمیل کند .
۲ . پذیرش اعتبار مستقل برای اندیشه ها و ایده های برآمده از عقلانیت مدرن . برای مثال، ارزیابی علوم تجربی با معیارهای خاص این علوم نه با معیارهای دینی و در واقع به رسمیت شناختن استقلال عقل و خودبنیاد بودن آن در زمینه ی روش شناسی .
۳ . استقلال نهاد دین از نهاد قدرت و بالعکس . در هر جامعه ای نهادهایی وجود دارند که کارکرد اصلی شان پژوهش در زمینه ی دین، آموزش باورها و ارزش های دینی، تبلیغ احکام و باورهای دینی و برگزار کردن مراسم و شعائر دینی است . این نهادها را «نهاد دین » می نامند . حوزه های علمیه، روحانیان، حسینیه ها و … از مصادیق این نهادهای دینی هستند . متقابلا نهادهایی به نام نهاد قدرت (نهادهای سیاسی) وجود دارد که کارکرد آنها، تولید و توزیع قدرت است . وقتی صحبت از استقلال این نهادها می شود، منظور این است که روحانی بودن به تنهایی برای فرد حق ویژه ای در سیاست ایجاد نمی کند . نه این که روحانی حق دخالت در سیاست نداشته باشد . فرد روحانی (در هر سطح) تنها پس از آن که مردم او را برگزیدند و از مجاری مردم سالارانه گذر کرد، می تواند پست سیاسی را اشغال کند; به عبارت دیگر روحانیان با سایر اقشار از نظر حقوق سیاسی کاملا برابرند و روحانی بودن باعث امتیاز سیاسی نمی شود . حضور در عرصه ی قدرت و سیاست، ساز و کارهای خاص خود را دارد و روندهای خاصی را باید برای آن پیمود، از طرفی، حکومت نیز حق ندارد در تعیین محتوای فعالیت های نهادهای دینی دخالت کند و مرجعی را از گفتن دیدگاه دینی اش باز دارد . هم چنین نمی تواند جلو طرح مباحث دینی ای را که مطابق مذاقش نیست، بگیرد و کتب دینی را با توجه به سلیقه اش سانسور کند; به عبارت دیگر مباحث دینی نباید تابعی از مصالح و نظرات قدرت حاکم باشد .
۴ . تفکیک «ملت » و «امت » . مبنای حکومت در جوامع امروزین ما «ملت » است . یعنی گروهی از افراد به دلیل مالکیت مشاعی بر یک سرزمین خاص و با توجه به حکومت واحدی که تشکیل داده اند از حقوق برابر و یکسان شهروندی برخوردارند و باید در اداره ی امور حکومت خویش مشارکت داده شوند . در حالی که امت، اجتماعی است که اساس آن عقاید دینی (یا مذهبی) مشترک است . مالکان مشاعی که ملت ایران را شکل می دهند ممکن است از نظر عقاید با یکدیگر متفاوت باشند و از نظر سلسله مراتب ایمان نیز در سطوح مختلف قرار گیرند; اما باید از حقوق برابر مدنی برخوردار باشند . یک مسلم
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.