توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل سکوی قرار؟ یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل سکوی قرار؟ شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل سکوی قرار؟ را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل سکوی قرار؟ با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل سکوی قرار؟ بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل سکوی قرار؟ با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سکوی قرار؟ وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل سکوی قرار؟ با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل سکوی قرار؟ مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سکوی قرار؟ :
رویکردی تطبیقی به خاستگاههای فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم
وقتی به روند کلی نظریات مطرح شده در حوزه مسائل اجتماعی زنان نگریسته و به مسیر پیدایش و نضج آن ها در سیستم های خاص و فرهنگ های ویژه توجه می کنیم و هنگامی که تنوع و گوناگونی الگوهای توسعه و مشارکت امور اجتماعی زنان را ملاحظه نموده و به زیر نهاد و مبانی این الگوها نظر می اندازیم، به این نکته واقف می شویم که دیدگاههای فلسفی بر روند تغییر نظرات و آراء در حوزه مسائل اجتماعی زنان تأثیر می گذارند.
از آنجا که زنان به لحاظ جمعیت، نیمی از اجتماعات بشری را تشکیل داده و به جهت حائز بودن مقام تربیت و تأثیر گزاری بر مردان، تمامیت اجتماعات محسوب می شوند، انجام هرگونه تحقیق و رویکردی به تحولات توسعه ای مسائل اجتماعی ایشان از ویژگی خاصی برخوردار است ولی در این میان رویکردهای مبنا نما و چالش های ریشه یاب اهمیت خاصی دارند، زیرا همه مسائل زنان، از مدیریت کلان زن تا خانه داری وی، از حقوق و وظایف اجتماعی و سیاسی تا حقوق و تکالیف زناشویی، همه و همه در بستر تأثیر پذیری از دیدگاههای فلسفی قرار می گیرند. حوزه های معرفتی و ادراکی که زیر ساز اصلی اندیشه های بشر در همه عرصه هاست، نقش تعیین کننده ای در کم و کیف نظریات اجتماعی مربوط به مسائل زنان را داراست. از بین فلسفه های تأثیر گذار بر حوزه مسائل اجتماعی زنان، فلسفه های معرفت شناختی، روان شناختی و جامعه شناختی از فعال ترین عناصری هستند که هم در طرح سیستم های کلان اجتماعی و فرآیند های مدیریتی مربوط به حوزه مسائل زنان و هم در نظریات مربوط به رهیافت ها، هنجارها، شیوه ها و بینش های فردی مربوط به ایشان، به صورتی سازنده تأثیر می گذارند.
این مقاله ضمن نشان دادن اهمیت این گونه رویکردها و چالشها، تأثیر بعضی از خاستگاهای فلسفی اسلام و فمنیسم را بر تعدادی از محورهای مهم مربوط به مسائل اجتماعی زنان (مثل انفکاک محیط های زنانه از مردانه در اجتماع، وضع قوانین در مسئله اشتغال زنان و مشارکت ایشان در الگوهای توسعه و … ) را نشان خواهد داد. زیرا پر هیجان ترین و شور انگیز ترین ماجراهای تاریخ بشر، ماجراهای فکر فلسفی و سیر اندیشه شناخت شناسی وجهان شناسی است و زیر سیستم همه نظریات و آرای فرعی بشر، همین ماجراهای فکری بنیادی در عرصه جهان بینی هاست.
گستره تأثیر پذیری مسائل اجتماعی زنان از خاستگاه های فلسفی و فواید تحقیق و بررسی در این زمینه
مسائل اجتماعی را بر هر پایه و مبنایی که تقسیم و طبقه بندی کنیم، امکان تأثیر خاستگاه های فلسفی در آن ها غیر قابل انکار است. در حوزه مسائل زنان، نظریاتی که در نتیجه «تحقیقات بنیادی» به منظور تبیین ساختار صوری و تحلیل منطقی نگرش ها درباره جایگاه زن بدست آمده و هم نظریاتی که از طریق تحقیقات هنجاری که به منظور ارزش گذاری و ارزیابی مسائل زنان ارائه گردیده اند و هم نظریاتی که از طریق تحقیقات راهبردی که به منظور توصیف وضع موجود و تصویر وضع مطلوب و بهترین راه وصول به آن حاصل شده اند، همه و همه دارای خاستگاه هایی فلسفی بوده و از پیش فرض هایی که در جهان بینی های کلی مطرح می شوند به نحوی از انحاء تأثیر پذیری دارند، بنابر این یکی از مسائل مهمی که توجه به آن از جهات مختلف اهمیت دارد، این است که در محور های نگرشها، روش ها، ارزش ها و … همیشه اختلاف نظر در مسائل زنان منحصر به اختلاف نظر درباره جایگاه، شئونات، حقوق، تکالیف و سایر مسائل تخصصی مربوط به امور زنان نیست بلکه در بسیاری از موارد، اختلافات موجود در این وادی ناشی از اختلاف نظر در مبادی و پیش فرض های فلسفی و کلامی مربوط به آن مباحث است.
کلیه مسائل مربوط به زنان را می توان در محورهای زیر خلاصه کرد و هر یک را در رابطه با سه محور سنجید:
الف)جایگاه و شأن زن، در رابطه با خدای هستی ؛
ب ) حقوق زن، در رابطه با هستی خود و شئونات آن ؛
ج ) تکالیف زن، در رابطه با جهان هستی و شئونات آن.
گستره تأثیر پذیری مسائل زنان همه موارد فوق را در بر می گیرد. به عنوان مثال، اگر حقوق اجتماعی زن را به دو بخش حقوق طبیعی و اکتسابی تقسیم کنیم در هر دو بخش، جهان بینی های فلسفی و کلی در حدود و ثغور این حقوق تأثیر می گذارد، چه ریشه برخی از تبعیضاتی که در حقوق طبیعی زن و مرد، گذاشته شده است به این اصل نگرشی باز می گردد که این دو صنف در احراز حقوق،با یکدیگر تفاوت دارند و اصولاً زن نمی تواند از حقوق طبیعی همچون مرد، برخوردار شود، توجه به واقعیت فرهنگ، جامعه و تمدن، واقعیت چند حیثیتی بودن مسائل زنان و واقعیت تداخل دانش های بشری، ما را بر شدت این تأثیر گذاری بیشتر واقف می سازد و دقت در چگونگی ارتباط جهان بینی ها با ایدئولوژی ها و فروع با اصول در سایر عرصه های علوم انسانی نیز، گستره تأثیر پذیری مسائل حوزه اجتماعی زنان، از جهان بینی ها و خاستگاه های فلسفی را نشان می دهد.
بررسی و ریشه یابی تعدادی از خاستگاه های فلسفی در مسائل زنان دارای نتایج مفید و فوائد سودمندی است که برخی از آن ها را ذیلاً فهرست وار بیان نموده ایم:
تسهیل در سنجش خط فاصل بنیان های فلسفی نظریات اجتماعی با بنیان های فلسفی جهان بینی دینی مورد قبول ؛
تسهیل در طبقه بندی نظریات اجتماعی بر اساس اصول و بنیان های فلسفی و بهره وری از فوائد این نوع طبقه بندی ؛
تبیین ریشه های فکری و خاستگاه های بنیادی بعضی از نظریه ها برای نظریه پردازان و فرضیه نویس هایی که از لوازم نظریات اجتماعی خود در بنیان ها و ریشه ها غفلت می کنند ؛
بیان ریشه های فکری و خاستگاه های بنیادی نظریات اجتماعی برای خوانندگان و مخاطبینی که صحت و سقم هر مطلبی را فقط از ناحیه ارزیابی صحت و سقم جهان بینی ها و اصول و ریشه های نظریات می توانند ادراک نمایند؛
وضوح ریشه های فکری و خاستگاه های بنیادی فلسفی نظریات اجتماعی برای کسانی که قصد شناسایی و ارزیابی ارتباط این فرضیه ها و نظریات را با جهان بینی های گوناگون دیگر دارند.
انعکاس غیر مستقیم سیر تحولات در خاستگاه های فلسفی و افکار زیر بنایی فکر بشر ؛
تسهیل در چگونگی ارتباط آراء و نظریات حوزه اجتماعی مسائل زنان با یکدیگر از ناحیه ارتباط آن ها در ریشه ها و خاستگاههای فلسفی ؛
پیش بینی راه حل هایی کار بردی برای تصحیح آراء انحرافی در مسائل اجتماعی زنان از طریق باطل و مخدوش نمودن جهان بینی مرتبط با آن ؛
پیش بینی راه حل هایی کاربردی برای ارائه آراء صحیح در مسائل اجتماعی زنان از طریق ارائه نگرش های مثبت و خاستگاههای صحیح فلسفی مرتبط با آن ؛
پیش بینی و بدست آوردن آمار و ارقامی که طبق حساب احتمالات بتواند آینده بعضی از نظریات و آراء را در حوزه اجتماعی مسائل زنان با توجه به تغییرات و تحولات فلسفی پیش بینی کند.
چگونگی تأثیر حوزه های ادراکی و فلسفی بر مسائل زنان
تراکم روز افزون اطلاعات،گسترش سطحی فرضیات و افزایش تعداد تئوری ها و مکاتب علمی و فلسفی سبب شده است که بشر از دریچه انواع تکنولوژی ها، رفتارشناسی ها، معادلات و فرمول های فکری و سکوی پارادکس ها در دیدگاههای مختلف مربوط به مسائل زنان را به تماشا بنشینید ولی در این بین تأثیر حوزه های ادراکی و فلسفی بر مسائل زنان قابل توجه است.
چند گرایی های فرهنگی و لایه های درونی برگرفته شده از خاستگاههای خاص فلسفی و حتی در بعضی موارد، گرایش های غیر دینی و گاهی تاریخ و جغرافیای جوهای سیاسی و انقلابات علمی و فرهنگی و فلسفی جهان، بر کم و کیف نظرات مطرح شده در حوزه مسائل زنان نقشی تعیین کننده دارد. البته مراد از حوزه های ادراکی و فلسفی تأثیر گذار بر مسائل زنان تمام شاخه های مختلف اعم از فلسفه علم، فلسفه سیاست، فلسفه اخلاق، فلسفه تاریخ، فلسفه روانشناختی و فلسفه زیبا شناختی و روش شناختی و … است.
دیدگاههای هستی شناسانه ای که انسان را به شناخت یقینی و ضروری می رساند، به گونه ای و دیدگاههای فلسفه های حس گرایانه و شک انگار غربی به صورتی دیگر بر نظریات اجتماعی مربوط به زنان اثر می گذارد. دیدگاههای فلسفی ای که منکرمعرفت عقلی است به گونه ای و دیدگاههای معرفت شناختی ای که مبتنی بر اصالت عقل و نقل ودین دریافت شده از عقل ونقل است به گونه ای دیگر برآراء نظریات حوزه مذکور اثر میگذارد.
به عنوان مثال آراء کسی که در بحث فلسفه های معرفت شناسی دینی، قائل به نسبیت معرفت است و علم را حقیقتی ثابت نمی داند، مبانی فکری استمرار اجتهاد فقیه در استنباطهای احکام مربوط به موضوع های تازه و بی سابقه را قبول ندارد و در موضوعات مستحدثه ای که همراه با تحولات اجتماعی در حوزه مسائل زنان چهره می نماید، به قول و رأی فقیه به عنوان یک نظریه دینی اتکا نمی کند. با آراء کسی که پیش فرض فلسفی اش ثبات علم و معرفت است، و استمرار جریان اجتهاد را در هر زمان باور دارد و پذیرفته است که مجتهد به تناسب بعد طبیعی و اجتماعی خود در جهت تحصیل مقامهای ثابت معرفت حرکت کرده و به تدریج به دریافت آن ها نایل می گردد و براساس اصول ثابت در متن شریعت، احکام فروع جدید را استنباط می نماید، کاملاً متفاوت است.
معرفت شناسی هرگز پیوند خود را با هستی شناسی و این دو پیوندشان را با قوانین فرعی و جزئی مربوط به حقوق و تکالیف قطع نمی نمایند.
اگر کسی در هستی شناسی، به فلسفه ای معتقد باشد که غیب را انکار کرده و خرافه می خواند، مسلماً تنظیم قوانین اجتماعی برای حوادث آینده قبل از تحقیق ظرف عمل به آن قوانین را نیز، مطرود خواهد دانست و کسی که به عقلانیت مطلق معتقد است و گستره اتکا به عقلانیت را بی حد و مرز می داند، هرگز در احکام جزئی و فرعی از تمسک به آن چه در زعم او عقلانیت است عدول نمی کند.
کلیت نگاه اسلام و فمینیسم به جایگاه اجتماعی زنان
اصلی ترین شاخصه فمینیست ها و نگاه کلی ایشان به مسائل اجتماعی زنان، در جهتی است که به زعم و پندار خود، از زن و حقوق اجتماعی او طرفداری می کنند تا شخصیت اجتماعی و روابط صحیح اجتماعی او احیا گردد، و وی در صحنه اجتماع فرودست تر از مردان نباشد. «فمینیسم هرگز جنبش فکری یگانه ای نیست ولی تمام فمینیست ها هم عقیده اند که بایستی فرو دستی زنان را فهمید و زنان را آزاد کرد، اما در مورد دلایل این فرو دستی یا چگونگی رسیدن به این آزادی توافق ندارند. » (۱) بنابر این تمام فمینیستی آن هم عقیده اند که اصلی ترین مسئله اجتماعی زنان، ستمدیدگی ایشان است ولی بعضی از گروههای آن مثل« فمینیست های رادیکال» به جایگاه اجتماعی زن به صورت یک طبقه اجتماعی نظر می نمایند و می گویند: «زنان منافع مشترک دارند زیرا همه آن ها مورد استعمار و ستم مردان قرار می گیرند، و بنا بر این زنان، طبقه ای را تشکیل می دهند که با طبقه دیگر – طبقه مردان – در تضاد است».(۲)
فمینیست های مارکسیست و سوسیالیست، با توجه به نظام فکری خود مجبورند برای تعیین جایگاه اجتماعی زن، تحلیل های دو سویه ای را ارائه دهند و نظریه طبقاتی مارکسیستی با مسئله مرد سالاری منفور موجود در جهان (طبق نظر فمنیست ها) که با نظام فکری ایشان سازگاری دارد مطرح نمایند «فمینیست های سوسیالیست، رابطه زنان را با نظام اقتصادی به اندازه رابطه مردان با زنان، مسئله خود می دانند»(۳) ولی بعضی دیگر از فمنیست ها به ایشان اعتراض می کنند که چرا به مسئله نظام طبقاتی سرمایه داری همان قدر توجه دارند که به نظام طبقاتی زن و مرد، زیرا از نظر ایشان ستم مرد سالاری بر ستم سرمایه داری همیشه مقدم بوده و هست.
فمینیست های لیبرال نیز هم آوای سایر فمینیست ها خواهان برداشته شدن تبعیض طبقاتی بین زن و مرد هستند «به طور تاریخی، فمینیسم های لیبرال به دفاع درباره حقوق برابر برای زنان – یعنی برخوردار شدن زنان از حقوق شهروندی همانند مردان – می پردازند. فمینیست های طرفدار حقوق برابر، علیه قوانین و روال هایی که حقوقی را برای مردان و نه زنان قائل می شوند، مبارزه کرده اند. ایشان در ادعای برابری زن و مرد کار را به جایی رسانده اند که حتی با قوانین و روال هایی که برای حمایت خاص و امتیاز بخشیدن به زنان طرح ریزی می شود، مبارزه کرده اند. به علاوه آنان ضمن تشخیص این که تنها برابری رسمی کافی نیست از گذراندن قوانینی برای ممنوع کردن تبعیض علیه زنان و … نیز حمایت نموده اند». (۱)
در این بین فمینیست های جدید، هم چنان به جدایی طبقه زنان از مردان می اندیشند ومعتقدندکه باید در اجتماع بین جهان زنان و جهان مردان چنان سد نفوذ ناپذیری را بوجود آورد که مردان نتوانند به حریم جهان زنانه، تجاوز و تعدی نمایند.
در چشم انداز نظر اسلام، زن از آنچنان ارزش و کرامتی برخوردار است که در کمترآیینی نظیر آن یافت می شود. تا آنجا که می توان قاطعانه ادعا کرد که در حیطه مسائل اجتماعی در سایه گسترش عدالت الهی شاید برجسته ترین پیام اسلام را بتوان حمایت از حقوق زنان و مخالفت با ظلم و ستم به آنان دانست. و لکن جریان فکری اسلامی طرفدار حقوق زن، دائر مدار دستورات و قوانین الهی است و بر خلاف بسیاری از جریان های فمینیستی که با هزاران شائبه نا خالصی پا به این میدان گذاشته اند، جریان اسلامی جنبش دفاع از حقوق زن، به دور از هرگونه حب، بغض، فعل و انفعال به احیاء شخصیت زن در همه ابعاد و حتی بعد اجتماعی پرداخته است. امروز آثار زیانبار بعضی از حرکتهایی که در دفاع از حقوق زنان به وجود آمده، بسیار مشهود است اختلال در نظام خانواده و شخصیت زن و از هم گسیختگی های روحی و فرزندان سرگردان، حاصل همین گونه حرکت های عجولانه است. جریان فکری اسلامی بدون آن که بر تعارض و تقابل بین زن و مرد اصرار ورزد و آنها را به رقابت ناسالم وا دارکند، هر دو را، دو پاره از یک پیکر قلمداد می کند و با وضع قوانین و احکام فقهی در مرحله عمل و وضع قوانین اخلاقی و ارائه جهان بینی سالم پشتوانه اجرایی آن قوانین را فراهم می آورد.
جریان های فمینیستی با شعار مبارزه با تحقیر زن و زن ستیزی، به گونه ای دیگر زن راتحقیر می کنند و نه تنها به تحقیر زن بلکه به تحقیر قوانین رهایی بخش زن در اسلام، می پردازند. القای ناکار آمدی نظام حقوقی زن در اسلام توسط فمینیست ها تا پای تهمت ها و مبارزه های فجیع با قوانین اسلامی پیش رفته و هر روز به آن بیشتر دامن زده می شود.
تصویر نگرش به جایگاه اجتماعی زن با سه عنصر «نگرش به شأن حقیقی او در جامعه »، «کم و کیف قوانین حقوقی و اجتماعی » و « تکالیف قانونی، اخلاقی و الهی در محیط اجتماع » ترسیم می گردد. نگرش اسلام و فمنیسم به جایگاه اجتماعی زن در قالب نگرش های این دو جریان به موضوعات خاص و پدیده های اجتماعی در حوزه مسائل زنان نمایان می شوند. اینک همچنانکه در مقدمه نیز اشاره شد، با ارزیابی و مقایسه دیدگاه اسلام و فمنیسم در مورد چند موضوع مهم اجتماعی مربوط به زنان، نگاهی به خاستگاه ها و مبانی فلسفی ای می اندازیم که سبب می شود نظر اسلام و فمینیسم در شاخ و برگ مسائل اجتماعی از هم منفک گردد.
اختلاط محیط
از دو چشم انداز می توان به این مسئله مهم اجتماعی نگریست اول منظر نگاه دین اسلام، دوم منظر نگاه فمینیسم.
بعضی از اقسام فمینیست ها بشدت با انفکاک محیط های مردانه از زنانه مخالفند. این حرکت از بدو پیدایش تا به حال دائماً مفاهیم جدیدی را به منظور تحلیل وضعیت زنان مطرح می نماید ولی در همه فعالیت ها و مباحثش داعیه طرفداری از گسترش حقوق و نقش زن در جامعه را دارد. آنان معتقدند چه در قلمرو فلسفی و در حوزه اجتماعی و چه در اقلیم مسائل ایدئولوژی و علمی، نوعی نگرش مردانه و پدر سالارانه سبب تضعیف زن و تحقیر شخصیت و تضییع حقوق او می شود. ایشان با مفهوم زن در خانه بشدت مبارزه کرده و حیات زن را در گرو حیات اجتماعی او می دانند نه حیات خانوادگیش. چنانچه «آندره میشل» در کتاب جنبش اجتماعی زنان می نویسد: «جریان های استثمارگری زنان سعی به تفکیک بخش خصوصی از عمومی نموده ودر بخش عمومی، تقدم را به مردان داده و زنان را به بخش خصوصی رانده اند، و این تمایز و تفکیک سیاسی است و القاء رابطه ای را دنبال می کند که وابستگی زنان به مردان و استثمار ایشان توسط مردان را در پی بیاورد».(۶)
به دلیل همین نگرش خاص که معتقد است که فقط حضور فعال زن در جامعه می تواند او را از یوغ بردگی مرد رهایی بخشد. پس از طرح مسئله ضرورت حضور اجتماعی زن، در تمام عرصه هایی که مرد در آن ها حاضر است این مسئله مطرح می شود که آیا باید محیطهای اجتماعی زنانه از مردانه منفک باشد یا خیر ؟ شاید بتوان به راحتی حدس زد که در اکثر موارد، ایشان انفکاک محیط های مردانه از زنانه را ناشی از نوعی نگرش های مردانه بدانند، نه نگرش های واقع بینانه، آنگاه از همه عرصه ها فریاد دفاع از برابری همه جانبه حقوق زن و مرد را عنوان نمایند و بدیهی است که باید حضور اجتماعی زن را دوشادوش مرد و همپای او در همه محیط های اجتماعی بپذیرند. ایشان با هرگونه محدودیتی برای زنان مخالفند و اگر انفکاک را محدودیت و مانعی برای پیشرفت زنان بدانند از نقطه نظرهای مختلف با آن مبارزه می نمایند. به خصوص که بیشتر« جریان های فمینیستی» سر در آبشخور افکار« سوسیالیستی »،« مارکسیستی »، «لیبرالیسمی» و« سکولاریسمی» داشته و هرگز نظریه های دین شناختی مبتنی بر توصیه های اخلاقی درباره عنصر عفاف و ورع در روابط زن و مرد را مورد ملاحظه قرار نمی دهند تا بر مبنای آن به انفکاک محیط های زنان از مردان بیندیشند.
بعضی از فمینیست ها حتی به انواع جامعه شناسی ها نیز انتقاد می کنند و معتقدند که: «جامعه شناسی اساساً به تحقیق درباره مردان و به طور ضمنی به نظریه هایی که طرفدار مردان اند پرداخته و اغلب موضوعات و مسائل مربوط به زنان را نادیده گرفته و بی اهمیت می دانند » (۷)
این تفکر معتقد است نوع طبقه بندی، تقسیم کار و استفاده از منافع قدرت به صورتی طراحی شده که زنان را در جایگاه فرودست تری قرار داده است، طبیعی است بر طبق این پیش فرض ها این احتمال می رود که ایشان در محیط هایی با شرایط سخت تر و امکانات و منابع کمتر بخواهند به حضور اجتماعی خود ادامه دهند و لکن در این بین فمینیست های فرامدرن بر عکس این قضیه می اندیشند یعنی می پندارند انفکاک محیط های زنان از مردان سبب خواهد شد که زنان به پیشرفت های بهتر و والاتری نائل آیند. این زمزمه نوپا یعنی انفکاک محیط های زنانه از مردانه در بعضی از مقالات و مکتوبات و محافل اجتماعی کشور ما نیز مطرح می شود. ظاهر این نظریه به نظریه دین در خصوص روابط اجتماعی زن و مرد تا حدودی شبیه است ولی با دیدگاهها، جهان بینی، اهداف، قالب ها و شکل های اجرائی این نظریه، با نظریات و آراء دینی بسیار متفاوت است.
فمنیست های فرامدرن در ارائه این پیشنهاد، هرگز احکام شرعی و ظرایف اخلاقی برخورد ها و روابط زن و مرد را مورد ملاحظه قرار نمی دهند، بلکه بر ویژگیهای خاص دنیای زنان در حد مبالغه آمیزی تأکید می نمایند، تا آن جا که معتقدین به این نظریه بر این باورند که: « حتی مبارزات زنانه نیز باید در کانون زنانه انجام گیرد تا تصمیم و اراده ای مبتنی بر عمل، تفکر و جهان زنانه آن را نظام دهد». (۸)
در منظر نگاه فمینیست های فرا مدرن، برای پیروزی زنان در جنبش های فمینیستی باید به زن آموخت که بیش از پیش به ویژگیهای خاص خود بیندیشید و تفکر، ذهن و زبان زنانه و تولید دانش ها و جهان بینی های زنانه را جدی بگیرد و یکی از شیوه هایی که می توان در آن به اهداف فمینیستی دست یافت، کشیدن یک مرز محکم بین جهان زنانه و جهان مردانه است تا آن جا که محیط های آنان در صحنه اجتماع منفک و جدا گردد. اما نظریه اسلام درباره انفکاک و اختلاط محیط های زنان از مردان نظریه ای است که ضمن محترم شمردن حقوق انسانی، طبیعی و حتی حقوق خاص مربوط به ویژگی های جنسی، به عناصر اخلاقی، امنیت فکری، روح، عفاف، تقوی و مشارکت مرد و زن در میدان مسابقه معنویات توجه کامل نموده است.
« اولویت تفکیک محیط های زنانه از مردانه » در شرایط خاص و توصیه به کاهش اختلاط زن و مرد در اماکن عمومی (در صورتی که امر اهمی ضایع نشود )، از مسائلی است که روح معارف اسلام و سیره عملی پیامبر (ص) آن را تأکید و تقریر می نماید و لکن این نوع توصیه و ارشاد های اسلام از این جهت نیست که زن و مرد به دلیل تمایز در حقیقت وجودی خود نمی توانند با هم همکاری، هم اندیشی و رقابت سالم داشته باشند، بلکه بدین منظور است که با ایجاد زمینه های عفاف و امنیت فکری، سرعت و سبقت زنان و مردان در میدان مسابقه ای که هم زنان و هم مردان در آن مشارکت دارند، افزایش یابد. تأکید اسلام بر انفکاک محیط های زنانه از مردانه همانند فمینیست های فرامدرن نیست و اسلام نمی خواهد حیثیت تقابل جنس زن با جنس مرد را بزرگ جلوه دهد تا آن جا که این دو جنس، در مقابل و رویارویی با هم قرار گیرند. بلکه هدف اسلام، احترام به حقایقی تکوینی است که موجبات تکامل زن و مرد را فراهم می آورد. گرچه روح پوشش، حجاب،کنترل رفتار و رعایت وقار و متانت فقط به پوشش ظاهری بسنده نمی شود، بلکه حتی در نوع معاشرت و برخورد های ظاهری، حیاء اقتضاء می کند تا حد امکان و مطلوب این انفکاک مراعات گردد. این انفکاک از نظر اسلام حرمت بخشیدن به زن، حفظ حریم شخصیت و دور نگاه داشتن او از نگاه بیماردلانی است که در او طمع می کنند. چنانچه خداوند به این مناط و حکمت در حکم حجاب، هم تصریح فرموده است: « ذلک ادنی أن یعرفن و لا یؤذین »(۹). تأکید اسلام بر حضور اجتماعی زن همراه با توصیه به او درباره حفظ مراتب ورع و تقوی است « و اذا سئلتمو هن متاعاً فأسئلوهن من وراء حجاب … »(۱۰)
«هرگاه از ایشان – زنان پیامبر (ص)- چیزی خواستید از پشت پرده و حائل طلب نمایید.»
این آیه و آیات دیگری نظیر « ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن و إن یستعفن خیرلهن » (۱۱) دلالت می کند که هر اندازه مرد و زن جانب ستر و پوشش و ترک برخوردهای غیرضروری در محیط های اجتماعی را رعایت کنند، به تقوی و پاکی نزدیک تر است نفس جوهری است که در ذات خود مجرد ولی در فعل خود محتاج به ماده است یعنی نفس نه مذکر است و نه مؤنث، ولی برای حضور در حیات طبیعی و مادی خود در نشئه حس احتیاج به جسم مادی دارد که این جسم یا مؤنث است یا مذکر.
احترام به شخصیت زن و حفظ حریم محیط های زنانه از نظر اسلام، تا حدی است که از قول امام صادق (ع) وارد شده: رسول خدا (ص) از داخل شدن مردان بر جمع زنان بدون اجازه آنها نهی فرموده است. « نهی رسول الله (ص) أن یدخل الرجال علی النساء الا باذنهن » (۱۲) اسلام هر نوع حضور اجتماعی زن و اختلاط و معاشرت او با مردان، باید ها و نباید های اخلاقی ای را توصیه می نماید. درباره حضور اجتماعی زن این قید بیان شده است: « ان کل ما یجری الی الفتنه یجب الاحتراز عنه» (یعنی … باید از هر آن چه که منجر به فتنه و فساد می شود، اجتناب نمود. ). اصل حضور اجتماعی زن در موارد مثبت تا آن جا مورد تأکید اسلام است که در سیره نبوی وارد شده که پیامبر (ص) جمعی از زنان را با خود حتی به صحنه نبرد و جنگ با دشمن می برد. « ان رسول الله (ص) خرج بالنسا ء فی الحرب، یداون الجر حی … » (پیامبر زنان را با خود به نبرد برد و زنان به مداوای مجروحین می پرداختند ).
در جنگ خیبر نیز جمعی از زنان به حضور پیامبر (ص) رسیدند و ام سلمه که سخنگوی ایشان بود به پیامبر (ص) گفت: «انا نرید ان نخرج معک فی و جهک هذا، فنداوی الجرحی و یعین المسلمین بما استطعنا » (۱۵)
پیامبر (ص) به این حضور اجتماعی وسیاسی زنان اجر نهاده و به ایشان اجازه شرکت در جنگ خیبر را دادند.
پیامبر اسلام (ص) حتی برای ام سلمه که برای دفاع از اسلام خنجربه کمر بسته و به میدان جنگ آمده بود، دست به دعا بلند می کند. حضور اجتماعی زن در محیط های آموزشی مختلط نیز به منظور کسب علم و معرفت (از نظر اسلام ) مردود نیست و حتی در بعضی از موارد، بسیار پسندیده هم هست لکن آن چه دائماً مورد تأکید اسلام می باشد این است که در حضور اجتماعی زن حتی در کلاس درس، حرمت شکنی نشود و حریم شخصیت زن و عفاف او کوچکترین لطمه ای نبیند. چنانچه ابو بصیر می فرماید: به زنی قرآن تعلیم می دادم، پس با او به چیزی شوخی کردم. سپس نزد ابی جعفر (ص) رفتم. ایشان فرمود: چه چیزی به آن زن گفتی ؟ رویم را پوشاندم. حضرت فرمود: به سوی او باز نگرد. (۱۶)
دین اسلام به عقلانیت و تشخیص اهم و مهم بسیار بها می دهد و قاعده اهم و مهم به مستحبات و توصیه های ارشادی دین اسلام، حاکمیت دارد. یعنی اگر در جایی طرح مسئله انفکاک محیط های زنانه از مردانه به جای جلوگیری تز فتنه و فساد، خود سبب فتنه و فساد دیگری شود، یا امر مهم تری فوت گردد، باید از انجام این مستحبی که بواسطه ملازماتش از درجه استحباب ساقط شد احتراز نمود. ما در سیره عملی رسول خدا (ص) مشاهده می کنیم که ایشان امر فرمودند راه ورودی و درب ورود و خروج زنان از مردان در مسجد النبی (ص)، منفک گردد زیرا برای انجام این عمل مؤونه ای چندان لازم نبوده و هیچ ضرورت یا اولویتی فوت نمی شده است.
رویکردی به مبانی فلسفی اندیشه اجتماعی فمنیست ها در حوزه این محور
چنانچه قبلاً هم اشاره شد، همیشه تعدادی از مبادی تصوری و تصدیقی، اصول پایه، اصول موضوعه، اصول متعارفه و پیش فرض های فلسفی، زیر ساخت سیستم های نظریات فرعی و جزئی قرار می گیرد و هر نظریه اجتماعی را که مورد ملاحظه قرار می دهیم بی ارتباط با خاستگاههای فلسفی نیست. چشم اندازهای کلی اسلام و فمنیسم در فلسفه های هستی شناسی و معرفت شناسی و «هست ها» و«نیست ها»، «بایدها» و «نبایدها» و بر داشتها، جریان هایی به وجود می آورد.به عنوان مثال وقتی فمینیست های فرامدرن به این معنی تاکید می کنند که باید دیواری نفوذناپذیر بین جهان زنانه و جهان مردانه ساخت، در روان شناسی اجتماعی خود از روحیه زن و مرد و رفتار اجتماعی ایشان به نوعی رفتارگرایی،گرایش پیدا کرده اند. از شاخصه های بارز فمینیست های فرامدرن این است که « ایشان با تکیه بر روانشناسی رفتار گرایانه بر حفظ ویژگی های زنانگی تاکید می ورزند و معتقدند که باورهای جهان شمول«فمنیست های رادیکال»، نه تنها غیر قابل دسترسی است، بلکه می تواند اشکال جدیدی از ستم را نیز بیافریند. » (۱۷)
مبانی تئوریک و مبانی فلسفی و معرفت شناختی و پیش فرض های فلسفی روان شناختی و جامعه شناختی و زبان شناختی خاص این گونه افکار را هدایت می کند و بعضی از حوزه های فلسفه های معرفتی و ادراکی که هم اکنون زیر ساز بسیاری از تئوریها، فرضیات و قضایا هستند، به صورت ضریبی مؤثر در این نظریه ضرب شده است.
از روزگار «کورت لورین»، روان شناسان اجتماعی براین باور بوده اند که شیوه بهتر، برای شناخت رفتار اجتماعی آن است که رفتار اجتماعی را کارکرد و پیامد دریافت های ذهنی مردم از پدیده های جهان پیرامونشان بدانیم، نه پیامد « بررسی های عینی آن ها از پدیده های… » در هر حال رفتار اجتماعی از دو جهت دریافت وپنداشت، شناختی است ….» (۱۸)
رفتارگرایی(
Behaviourism
) که از حوزه های زیر ساخت معرفتی نظریات فرامدرن فمینیستی است، یکی از مذاهب روان شناسی است که هم اکنون، آمریکایکی از پایگاههای اصلی آن است.
« به عقیده طرفداران رفتار گرایی، ذهن یک حقیقت جدای از بدن نمی باشد و هر حیوان یا انسانی رفتاری دارد که ناشی از عوامل فیزیولوژیکی است و چیزی به نام شعور و ذهن ، مستقلاً وجود ندارد و هر موجود زنده ای تحت شرایط و عوامل فیزیولوژیکی، رفتاری دارد و کارهایی انجام می دهد که مقداری از آن ها از ناحیه مغز انجام می گیرد »(۱۹)
یکی از خاستگاههای فلسفی این مکتب، مکتب رفتار گرایی است. «این اصطلاح تزی را نشان می دهد که تجربی مذهبان جدید عنوان کرده اند و مدلول این اصطلاح این است که هر اصطلاح توصیفی، در زبان علم، حتی در علوم اجتماعی و انسانی، مربوط است به کلماتی که خواص قابل مشاهده اشیاء را نشان می دهند و مسائل و مشکلات متا فیزیک، بیشتر به این علت غیر قابل حل می باشند که عبارات و قضایای آن ها دارای موضوع واقعی نمی باشند از ترکیب روانشناسی و فیزیکالیسم مکتب معروف اصالت رفتار و رفتار گرایی و روش خاص آن به وجود آمده است. »(۲۰ )
وقتی که فمنیسم های فرا مدرن سر به آبشخور این فکر فلسفی فرو کرده و ازآن جرعه می نوشند طبیعی است که باید به رفتار ها اصالت خاصی دهند، آن هم رفتارهایی که فقط از عینیات و محسوسات اثر پذیری دارند و مسلماً فیلسوفی که جوهره فکر را حقیقتی ممتاز و متمایز از بدن نمی داند و به وجود یک فطرت اصیل مشترک بین زن و مرد قائل نیست و همه چیز را در طبیعت خلاصه می کند، به جهت تفاوت گذاشتن بین طبیعت زن و مرد و وضعیت جنسی و فیزیکی آن دو، فرقی جوهری بین جهان مرد و جهان زن قائل می شود. البته ما هرگز منکر تأثیر گزاری فیزیو لوژی و ارگانیسم بدن بر روی احساسات و افکار نیستیم ولکن آن چه را که به شدت مطرود می دانیم این است که به این تفاوت ها چنان اصالتی بدهیم که حقیقت انسانیت مشترک بین زن و مرد تحت الشعاع قرار گیرد. به طور کلی بعضی که به اصالت رفتار معتقدند در حوزه فکر فلسفی به نوع اصالت تجربه واصالت حس نیز اعتقاد دارند واز نظر گاه فلسفی ایشان،تجربیات، اصلی ترین وقوی ترین عاملی هستند که شاخصه های جهان بینی ها را سامان می دهند و مسلم است که یکی از پیامدهای خاستگاههای فلسفی، اصالت تجربه واصالت حس افراطی،تفاوت بنیادی گذاشتن بین جهان زن وجهان مرد است. فمینیست های روانکاو معاصر که با کاربرد نظریه های فروید و وارثان فکر فلسفی باطل ایشان سبب شده است که در حوزه مسائل مربوط به زنان نیز افکار معوج و فاسدی را ارائه دهند. «فروید» که معتقد است «غریزه لی بیدو » و «غریزه جنسی»، از غرایزی هستند که نقش اول را در بین غرائز بشری ایفا می نمایند(۲۱) و همچنین دانشمندانی نظیر إبراهام ماسلو (از روانشناسان بنام آمریکایی ) که معتقد است نیازهای فیزیولوژی و بدنی و ارگانیسم بدن نقش اول را در رفتارها و شخصیت ها ایفا می کنند (۲۲) و سایر نظریه پردازانی که به نوعی به مهلکه های افکار فمینیستی سقوط کرده اند، خواسته یا ناخواسته تحت تاثیر خاستگاههای فلسفی حس گرایان و تجربه گرایان قرار دارند. « البته کسانی که قائل به اصالت تجربه یا اصالت رفتار هستند دارای مذاق ها و دیدگاهها و مشی های متفاوتی می باشند، عده ای نظیر « هابس انگلیسی» در عین تجربی مسلک بودن در منطق، روش قیاسی داشته اند و عده ای نظیر «ویلیام جمیز» آمریکائی، طرفدار اصالت تجربه کامل هستند و گروهی مثل «کانت» که قائل به «اصالت عقل» وکارائی عقل هستند در علم آدمی، حس وتجربه را بسیار مؤثر می دانند.» (۲۳)
« دیدگاه فمینیستی، دیدگاه اقتصادی فعالانه به سود زنان دارد و در پی آن است که جهان بهتری را برای زنان بسازد و گاهی به نظریات اجتماعی خود رنگ و لعاب جذابی می دهد و این خاستگاههای فلسفی باطل را در آن پنهان می نماید.
کسی که به فلسفه اسلامی معتقد است اگر از آبشخور این گونه نظریات که فلسفه های عینی گرایی و تجربه گرایی و حس گرایی مطلق است با خبر باشد هرگز نیم نگاهی هم به این نوع نظریات اجتماعی نمی اندازد.
در نظریه اجتماعی فرامدرن فمینیستی، اولویت و ضرورت انفکاک محیط های زنانه از مردانه، مستقیماً از این مقدمه، نتیجه می شود که ذهن، زبان، فرهنگ، دانش ها و جهان بینی های زنانه با هم تفاوت کامل دارند، آن گونه که زن برای خود، جهانی و مرد نیز جهانی کاملاً متمایز با جهان زن دارد.
اگر همین گفته را بخواهیم بررسی کنیم در حوزه فلسفه معرفت شناسی نیز می توانیم با تحلیلی ساختاری و زیر بنایی به تعدادی از ساختگاهها و پیش فرض ها دست یابیم.کسی که معتقد است با تغییر تعدادی از هورمون های زنانه و مردانه و با تغییر وضعیت فیزیولوژی و بیولوژی جسم و نوع فعالیت های جنسی، حقیقت ذهن و زبان و فرهنگ و جهان زن با مرد متفاوت می شود، مسلماً باید قائل به نوعی از انواع نسبیت معرفت باشد. عده ای از نسبیت گرایان در حوزه معرفت شناسی برای تبیین نظر خود چنین مطالبی را عنوان می نمایند که:
« علم هر کس نتیجه ترکیب دوگانه ای است که بین داشته های درونی و داده های بیرونی واقع می شود از این رو شناخت هر کس نسبت به حقایق خارجی آن چنان که در نزد خود هستند هرگز به ذهن نمی آیند، بلکه همواره به صورت نسبی پس از ترکیب با قالب های ذهنی در نزد ما حاضر می شوند، پیش فرض های ذهنی نیز … قالب هایی هستند که تحت تأثیر انگیزه ها و عوامل مختلف روانی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی، شکل می گیرند. »(۲۵)
کسانی که در حوزه شناخت، به تجربیات و محسوسات اصالت می دهند قطعاً باید برای ذهن زن ومرد قالب های متفاوتی را قائل شوند زیرا انگیزه ها و عوامل مختلف روانی، اجتماعی و اقتصادی و … برای شکل دادن به این قالب ها در زن و مرد متفاوت است.این گونه خاستگاهها و افکار فلسفی، در حوزه معرفت شناسی، مبانی فلسفی دیگری در حوزه هستی شناسی در پی خواهد داشت. نسبی بودن شناخت، لازمه حتمی اعتقاد به این مطلب است که حقیقت، چیزی جز شناخت هر کس نیست و این معنی نیز می تواند خاستگاههای فلسفی متعدد دیگری داشته باشد.
پیش فرض ها و ذهنیت های فلسفی فمینیست های مارکسیسم، سوسیالیسم و لیبرالیسم نیز در خصوص این مطلب از القاب و عناوین ایشان پیداست.
فلسفه های مارکسیسم و سوسیالیسم که انواعی از فلسفه های الحادی می باشند و اصولاً خاستگا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.