تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیاست بین الملل و دیپلماسی اخیر ایران، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست بین الملل و دیپلماسی اخیر ایران شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست بین الملل و دیپلماسی اخیر ایران:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست بین الملل و دیپلماسی اخیر ایران را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیاست بین الملل و دیپلماسی اخیر ایران توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیاست بین الملل و دیپلماسی اخیر ایران را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیاست بین الملل و دیپلماسی اخیر ایران :

چکیده:

تحولات اخیر در منطقه و رویکرد صهیونیسم بین الملل به این مساله، موضوع این سخنرانی است. این مساله از سه زاویه مورد بررسی قرارگرفته است: اول تعدد استراتژی های دخیل در تحولات رایج، دوم منازعات جاری وخفیف بودن این تحولات و سوم پرشتاب بودن روند تحولات. در ادامه سخنرانی صهیونیسم اسلامی بررسی شده و مسائل مختلفی از جمله پروتکل الحاقی، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، مسائل حقوق بشر و … مورد بحث قرار گرفته است.

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را شاکر و سپاسگذارم که توفیق حضور در جمع نورانی شما عزیزان را به من عطا فرمود.

بحثی را که دوستان برای من انتخاب کردند مسأله سیاست بین الملل و تلقیهای بین الملل، رویکرد صهیونیزم بین الملل به مسأله و فضایی است که پیرامون ما در تحولات اخیر منطقه می بینیم.

به صورت جدی مسائلی در شرف تکوین است که از سه زاویه باید آنها را بررسی و جمع بندی کنیم. این تحولاتی که پیرامون ما دارد شکل می گیرد برخلاف تحولات رایج، از استراتژیهای متعدد بهره مند می شود. قبلاً اگر یک استراتژی در پهنه بین الملل طراحی می شد، مبتنی بر آن می توانستیم بازیها و عملکرد ها و گزاره ها را رقم بزنیم؛ اما امروزه این گونه نیست. تا این لحظه که ما خدمت شما هستیم شانزده استراتژی را پلن کرده ایم وبه طور عمومی احتمال اینکه در آینده نزدیک، استراتژیهای دیگری در صحنه بین الملل مشخص شود وجود دارد و اگر اینها در کنار هم تبیین نشود طبیعتاً دستیابی به این نکته مهم که چه بر سر بشریت می آید و چه اتفاقاتی دارد می افتد و قاعده بازی دشمن چیست محقق نخواهد شد.

ما امروز با تعدد استراتژیها در صحنه مواجهیم. شما به فرض که در ساخت شورای عالی امنیت ملی هر کشوری ده تا از این استراتژیها را در تحلیل منازعه بررسی کنید، پنج تا شش تای دیگرکه باقیمانده همان منفذهای رخنه خواهند بود.

نکته دوم این است که منازعات امروز منازعات کم شدت و از جنس منازعات خفیفند که جوامع به ندرت احساس می کنند که در آن منازعات و جنگ درگیرند و ویژگی سوم آنها این است که روند تحولات بسیار پر شتاب است. تا شما در حال ارزیابی و تبیین تحول و واقعه اول هستید، وقایع دوم، سوم، دهم و بیستم شکل می گیرند و با کمال تأسف این امکان که بشود همه را رصد کرد، مانیتورینگ و ارزیابی کرد وجود ندارد. به بیان دیگر اداره صحنه استراتژیک یا پلن کلی که در بعضی استراتژیها وجود دارد از دست کشورهای مجری برنامه خارج شده است، اراده ای آنها در صحنه خیلی در اختیار خودشان نیست لذا ما یک دوران بسیار بسیار حساسی را طی می کنیم که مشخصاً در مورد خود ایران از حیث ایرانیت و اسلامیت حساس ترین مقطع تاریخی محسوب می شود.

از حیث ایرانیت به این دلیل که چه در شرایط حمله اسکندر، چه در شرایط حمله مغول و موارد این چنینی هیچ گاه اراده حساس و پویایی برای تجزیه ایران به این نحو فعلی که تقریباً خطر در بیخ گوش ماست ملموس نبوده است.

همان طور که عنایت دارید مسأله جنگ جهانی چهارم که بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر واقع شده، تحت عنوان جنگ تمدنها و جنگ صلیبی نیز بیان می شود و حتی، الان روی بازوی سربازان اسپانیایی در خاک عراق اشغالی، آرم و نشانی که مشخصاً اینها در این صحنه استفاده می کنند مربوط به جنگهای صلیبی حدود نهصد سال قبل است.

فضا، فضای یک منازعه تمدنی است. این منازعه تمدنی در نگاه آقای جیمز بلکول این است که تمام کشورهای منطقه را باید تجزیه کنند؛ همه را یکی یکی اشغال کنند و به ترتیب تجزیه کنند. در چنین فضایی که اوضاع کاملاًَ به ضرر اسلام است و انفعال وجود دارد شبیه داستانهای راز بقا شده، یعنی می بینیم تعدادی شیر و گرگ و پلنگ و کفتار و جانوران درنده به یک گله گاو میش، به یک گله بوفالو، به یک گله گورخر و به یک گله گوزن و آهو حمله می کنند، یکی را می گیرند و وقتی اینها فرار می کنند آن یکی را زمین می زنند، پاره می کنند و بقیه می روند صد متر آن طرفتر با بهت و حیرت لحظاتی می مانند خوب که این دریده شد و گرد و غبارها خوابید آنها هم صحنه را ترک می کنند دوباره به چرای خودشان مشغول می شوند تا فردا دوباره حریف از نو گرسنه اش شود و حمله را شروع کند.

یعنی اینها با صراحت، اصل دوم از نه اصل منازعات استراتژیک در جنگ جهانی دوم یعنی غافل گیری را شکسته اند. یعنی رسماً اعلام کرده اند ما جنگ جهانی چهارم را شروع کرده ایم و به ۲۲ کشور که در لیست ما هستند حمله می کنیم.

ما سه هدف داریم: انهدام اسلام سیاسی که عبارت است از صورت بندی جدید و ریخت شناسی جدید کشورهای جهان اسلام و فرسایش سرمایه اجتماعی و نیروی جوان جامعه اسلام ولی با وجودی که اهدافشان روشن است، لیست کشورها هم روشن است، تمام این ۲۲ کشور عموماً در یک رخوتی ایستاده اند تا یکی یکی به آنها حمله شود، در طول مدتی که آن یکی ذبح می شود دیگران تماشاگر و نظاره گر هستند.

امروز، آنچه که صهیونیسم جهانی نامیده می شود و ابتدا به ساکن از متن یهود شروع شده و در ادامه با صهیونیسم مسیحی استمرار پیدا کرده و امروز با صهیونیسم اسلامی اوج گرفته است و اصلاً ماهیت یهودی ندارد. مدرنیته در ذات خودش وقتی اومانیسم را برتافت، یک دینی برای بشریت آورد که این دین مشخصا به عنوان اومانیسم، مطرح شد و اومانیسم چیزی نیست جز حقوق بشر. دین جدید بشر، حقوق بشر است.

ملتها به سوی آن دعوت می شوند و هر کس تخطی کند و از این پا را فراتر بگذارد و فاصله بگیرد و دور شود با موشک کروز به او پاسخ می دهند و همه را به این صراط می خوانند. ویژگی و کارکرد اساسی این مسأله این است که ابتدا به ساکن دین یهود با آن تطبیق شد بعداً مسیحیت در درونش استحاله شد و امروز آنچه که تمامی شما می شنوید تطبیق اسلام با آن است.

امروز، صلح نوبل این است که اسلام به عنوان محتوا با معیاری به عنوان حقوق بشر منطبق است. اسلام با دموکراسی غربی منطبق است. این مسأله خطرناک که کمتر به آن توجه شده این است که باید ببینیم آیا حقوق بشر با اسلام عجین و منطبق است نه بالعکس.

امروز نوبت اسلام است که غربی شود؛ یک اسلام بی خاصیت با ویژگیهایی که این اسلام بی خاصیت می تواند داشته باشد.

بت امروز بت مفاهیمی به نام لیبرالیزم، سکولاریسم، دموکراسی، اومانیسم و به نام human rights و غیره است . شکستن این بتها مهم است و این بتها امروزه سیطره و چنبره ای را در نظام هژمونیک غرب آماده کرده اند و دارند بر بشریت مستولی می کنند.

معیارهایی چیده اند که خودشان به این معیارها اعتقاد ندارند و هر کس از این اعتقادات دور شود طبیعتاً با سهمگین ترین تهدید ها مواجه است. در حوزه تلقیهای تمدنی تنها تمدنی که مراکز مطالعات استراتژیک غرب معتقدند از ۲۵ سال آینده به بعد یعنی از سال ۲۰۲۵ به بعد امکان روی پای خودش ایستادن را دارد تمدن اسلامی است .

کتاب اخیر آقای فرانسیس فوکویاما یعنی کتاب “دگرگونی عظیم” حکایت از این می کند که سرمایه اجتماعی همان طور که قبلاً در کتاب “پایان نظمش” اشاره کرده بود، کاملا در حال اضمحلال است.

جمله اخیر ایشان این است که نظام سرمایه داری باز تولید سرمایه اجتماعی نمی کند بلکه سرمایه اجتماعی را مصرف می کند، مغز و هسته سرمایه مادی است و پوسته آن سرمایه اجتماعی. ما در شرایطی که هسته مرکزی را سرمایه ایمان می دانیم و پوسته رویین آن را سرمایه اجتماعی و سپس سرمایه های اقتصادی تلقی می کنیم، با نظام سرمایه داری مادی و کاپیتالیسم مادی کاملاً روی در روی هم قرار گرفته ایم.

جهان به سرعت در حال دو قطبی شدن است و این دوقطبی شدن هم در حوزه تئوریسم و اومانیسم و هم در حوزه سرمایه داری معنوی نسبت به سرمایه داری مادی به گونه ای رقم خورده که آنها هر آنچه در گذشته جا گذاشته اند امروز با مداخله مستقیم می خواهند این کسریها و کمبودهایشان را تأمین کنند.

با کمال تأسف مواجهه ما با جنگ جهانی چهارم و با جنگ تمدنها یک مواجهه منفعلانه بود تحت عنوان “گفتگوی تمدنها”. برای کسب پرستیژ اجتماعی خوب بود اما امکان دیالوگ حوزه انسان محور با خدا محور به هیچ وجه وجود ندارد. تمدنی که در یک طرف اتوبان از خدا محوری به سرعت به سمت شیطان محوری میل می کند نسبت به تمدنی که از یک سو به سرعت به سوی خدامحوری با میل می کند اینها در دو طرف اتوبان امکان گفتگو و دیالوگ با هم ندارند. اما فرصتهای بسیار بسیار عظیمی از دست رفت و ما به سادگی به محاصره دشمن درآمدیم.

بارها ما این را اعلام کردیم که چرا ما باید در قضیه افغانستان همکاری می کردیم و چرا در قضیه عراق باید همکاری می کردیم . صهیونیسم یهودی، صهیونیسم مسیحی و صهیونیسم اسلامی همگی لایه روئین ماهیت و در واقع آن ذات اومانیته و مدرنیته است که امروز در مفهومی به نام حقوق بشر متبلور شده است.

ارزش نهایی بشر حقوق بشر شده است ولی آن صورت اصلی مخفی، صورت مخفی صهیونیسم و صورت فراماسونری جهانی است. شبکه فراماسونری جهانی تارهای عنکبوتی مخفی است که بر پیکره بشریت در سراسر کره زمین کشیده شده وNGOهای اصلی جامعه مدنی جهانی همین لژهای فراماسونری هستند اینها درایران مخفی عمل می کنند این لژها امروز در ایران موجودند، اما با کمال تأسف در دستگاههای امنیتی ما، معاونتها و اداره کلهایی که به فراماسونری می پرداختند همگی دفاتر فراماسونری و مبارزه با فراماسونری شان را تعطیل کرده اند. اینها حرکتهای مشکوکی است که باید به آن توجه کرد جریان فراماسونری جریان مخفی است، آشکار و علنی نیست لذا ابتدا در دین یهود رسوخ کرد ودین یهود استحاله شده و تحریف شده را جذب کرد گام بعدی کلیسای انجیلی بود. هزاره گراهایی که معتقدند بایستی در آرماگدون نبرد نهایی خیر و شر توسط کفار که همان مسلمانها باشند علیه یهود صورت گیرد و عیسی به عنوان منجی ظهور کند. هر چند که این افرادی که پیرامون آقای کشیش پرت رابرتسون هستند اصلا اعتقادی به این حرفها ندارند.

نکته بسیار مهمی که در این مسیر مد نظر هست این است که در ۲۵ سالی که در جنگ جهانی چهارم مطرح شده که از سال ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۲۶ است.

هر سال اینها برای یک کشور تعیین تکلیف می کنند که افغانستان و عراق در دو سال اول جنگ جهانی چهارم بودند و درگیری اینها به اوج خودش رسید و به نتیجه نشست. وقتی با صحنه اقتصاد جهانی آشنا شوید می بینید که عراق را رسما به عنوان یک منطقه آزاد تجاری اعلام کرده اند. یک کیش بزرگ به وسعت عراق با ۲۴ میلیون جمعیت تا همین لحظه که من در خدمت شما هستم ضربه ای که به اقتصاد ما زده در حوزه استانهای مرزی وارد شده است ۵/۵ میلیارد دلار بوده است. تبعات امنیتی و مسائل جنبی آن بماند . در افغانستان هم همین است. ۳۲ تا ۳۴ درصد زمینها زیر کشت مواد مخدر است.

لذا ره آورد مدرنیته که عمدتاً خلاصه می شود در لیبرال دموکراسی با همه کارکرد خودش امروزه به صورت تازه ای دارد خودش را برای همیشه تأمین می کند.آنچه پلورالیسم نامیده می شد به زباله دان تاریخ افکنده شد. مگر قرار نبود در پلورالیسم تکثر گرایی، کثرت معرفت، کثرت برداشت تلقی سیاسی، کثرت مدل زندگی و کثرت در انتخاب مدل حکومت را بربتابیم.

امروزه یک مدل برای حکومت لیبرال دموکراسی ، یک قرائت منطقی آن هم ساینتیسیزم با کارکردهای پوزیتیویستی و ناسیونالیستی و امپریالیستی ، یک قرائت در حوزه تشبث بشر به حیات اجتماعی اش آن هم حقوق بشر وجود دارد و کسی که غیر از اینها عمل کند علیه او در مجامع جهانی ائتلاف می گیرند و به او حمله می کنند و با کمال تأسف در اثر این انفعال در خصوص پروتکل الحاقی آنچه که نباید اتفاق افتد افتاد و ما به تصمیم رسیدیم.

سیاست سالم سیاستی است که سیاست بازان و تصمیم سازان یعنی مراکز مطالعات استراتژیک تصمیم ها را بسازند و مدیران و مسئولان در عصر پرشتاب تحولات که روز به روز باید پروژه افتتاح کنند و جلسه بگیرند، فرصت تصمیم سازی ندارند از تصمیم های ساخته شده یکی را اخذ کنند.

اگر شرایط سالم مدیریت را بخواهیم این است که تصمیم سازی سپس تصمیم گیری. ده تا تصمیم توسط مراکز مربوطه ساخته می شود سپس یکی از آنها توسط مقام مسئول اخذ می شود؛ این می شود تصمیم گیری. اما وای به حال جامعه ای که این شرایط تصمیم سازی از آن گرفته شود و او را به تصمیم برسانند، کما اینکه در صفین شمشیر را بر گلوی علی گذاشتند و گفتند به مالک بگو برگردد. در قعود ساباط وقتی امام حسن فرمود که این نامه را معاویه فرستاده است؛ بجنگیم و یا اینکه به وعده هایی که معاویه داده تن در دهیم. بدانید که در صفین دینتان در مقابلتان بود و دنیاتان پشت سرتان .

امروز در ساباط در جنوب مدائن دینتان در پشت سرتان است و دنیاتان در مقابلتان. در دموکراسی ساباط می بینیم که رسماً اکثریت به اتفاق آرا به قعود، رای می دهند.

این دموکراسی سقیفه و بعد هم آن دموکراسی ثابات که به قعود ساباط انجامید را هیچ چیز جز قیام کربلا بر نمی تابد. و در کربلا باز این به تصمیم رسیدن را می بینیم. امام علی علیه السلام اشاره می کند که این فرومایه پسر ابن زیاد، من را بین شمشیر و ذلت مقید کرده، من و ذلت، هیهات و در قطعنامه ۵۹۸ می بینیم که این به تصمیم رساندن در کارکرد چهارچوب جام زهری که نائب امام عصر نوشید تجلی پیدا کرد.

در سیاست، انتخاب همواره بین خوب و بد نیست انتخاب بین بدتر و بد، خوب و خوبتر است.

ما الان در خصوص جنگ جهانی چهارم از حوزه خوبها محرومیم . هر نوع گزینش رهبران ما انتخاب بین بد و بدتر است . مدیران هر حرفی که در صحنه کلان کشور و رسانه ای بزنند، دشمن روی آنها حساب می کند و بخشی به نام نیروی دانشگاهی که پیشتاز است، بایستی حرفی را که رهبران نمی توانند بزنند به افکار عمومی بزند و این حلقه واسط، مسئولیتش را عهده دار شوند و با کمال تأسف در خصوص خط اول حمله یعنی پروتکل الحاقی این نقش را ما به خوبی ایفا نکردیم.

ببینید سه روز قبل، فرانسه اعلام کرد که من نسل سوم رآکتورهای اتمی ام را فعال می کنم. روز قبل از آن از بایکونر قزاقستان، روسها موشک قاره پیمای اتمی خود را تست مجدد کردند.

یک روز قبل از آن تونی بلر اعلام کرد که به آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه نخواهیم داد که از حوزه عمل سیستم امنیت ملی مان در حوزه تسلیحات دفاعی بازدید کند. هم زمان آقای بوش۲۴/۷ میلیارد برای تجهیز موشکهای مینوتمن و O.A.X. اختصاص داد تا، به کلاهکهای نسل جدید نوترونی مجهز شوند، سه هفته قبل از این واقعه کما اینکه شنیده اید هفت فروند موشک کروز زیر دریاییهای دلفین اسراییلی به کلاهکهای نوترونی مجهز شد و لازم است بدانید در خاک عراق در ۱۶ مرحله در طول جنگ از سلاح نوترونی استفاده کردند .

آمریکاییها اصلا “تورابرا” را با بمبهای معمولی هدف قرار ندادند و آنچه آنجا استفاده شد صرفاً بمب نوترونی بود.

در شرایطی که فضای به وجود آمده این است که اگر کسی دم از جنگ بزند خشونت طلب نامیده می شود، جهاد به عنوان یکی از فروعات ده گانه دین مبین ما مهجور مانده کأنّه جهاد را نظامیان متولی هستند اگر این گونه هست که طبقه ای به نام نظامیان وظیفه جهاد دارند، خیلی خوب است که طبقه ای به نام نماز خوانها بوجود آوریم، مالیات بدهیم که به جای ما نماز بخوانند، به جای ما روزه بگیرند اما جهاد دری از درهای بهشت است و آنهایی که به بهانه سعی می کنند از مقابل دشمن بگریزند و به او پشت بکنند پشت به در بهشت می کنند و مبتنی بر فرضیه نسبی انیشتن یک روز دشمن به سراغشان خواهد آمد.

زمان جنگ تحمیلی پشت صندلی یکی از قطارها سرباز خوش ذوق کرجی نوشته بود: این ما نیستیم که به سوی جبهه می رویم این جبهه است که به سوی ما می آید، فرضیه نسبیت انیشتن فلانی اعزامی از کرج، که اگر ما به سمت جبهه نرویم حتماً روزی می آید پشت دروازه های کرج و همان طوری که قابل پیش بینی بود ما بین انتخاب بد و بدتر در مسأله پروتکل الحاقی بد را انتخاب کردیم.

امروز ده کشور سلاح اتمی دارند و بیست و پنج کشور در کمتر از سه ماه می توانند سلاح اتمی تولید کنند و ما که تفکر مستقل نداریم حتماً باید در جنگ بعدی باز هم با کلاشینکف و تیر بارp.k و آر.پی.جی ۷ ، به میدان برویم؛ یعنی آن چیزی که سال پنجاه و نه در مقابل ارتش عراق داشتیم. و باز هم باید دیوار گوشتی از جوانانمان در مقابل دشمن بسازیم.

ساختار نیروهای مسلح ما حداقل این را نشان نمی دهد که ما دنبال سلاح اتمی نیستیم، مگر می توان با تیر و کمان جنگید اما مهم این است که افکار عمومی آماده نیست. افکار عمومی که آماده نبود مسؤولین به تصمیم می رسند. از ابتدای واقعه ۱۱ سپتامبر تنها دکترینی که خوب اجرا شده است سیاست هویج و چماق است.

در مورد افغانستان که صاحبی وجود نداشت ریختند اشغال کردند در مورد عراق هویج را دادند دست اتحادیه عرب، اتحادیه اروپا، سازمان ملل، روسیه، چین و ایران، چماق را آمریکا و انگلیس بالا گرفتند بعد هم زمانش که رسید فرود آوردند.امروز هم در مورد جمهوری اسلامی آمریکا، انگلیس و اسرائیل چماق را بالا گرفتند و هویج را اتحادیه اروپا بویژه آلمان، فرانسه و انگلیس دست گرفتند.

انگلیس وجه مشترک هم چماق بود و هم هویج. نقش دو مسئولیتی و دو ماموریتی داشت و ما آنچه را در پروتکل الحاقی نوش جان کردیم هویج قضیه بود هنوز چماق بالا ایستاده است. در مواجهه ای که با عمده ترین مرکز مطالعات استراتژیک نومحافظه کاران محسوب می شود داشتیم مایکل اوین و ریچارد تل طرحی را تهیه کردند موسوم به اکسیر ۲۰۰۴. اکسیر را از جام زهری که امام راحل در جریان قطعنامه ۵۹۸ مطرح کردند وام گرفتند، که این اکسیر را تا انتهای سال ۲۰۰۴ به جمهوری اسلامی بخورانند.

به صراحت آقای تونی بلر اعلام کرد که ما میوه این جنگ آزمایشی در عراق را درایران خواهیم چید ولی هنوز سفیر انگلیس در ایران وجود دارد. آن روزی که فریاد زدیم ضربه اول را در استراتژی امنیت ملی باید پذیرفت همه فکر کردند ما می گوئیم باید برویم بجنگیم.

این ضربه اول ماهیتا در خطبه ۲۷ نهج البلاغه خلاصه شده است که بارها حضرت می فرماید: در روز و شب ، در شرایط علنی ، آشکار و نهان به شما گفتم تا به شما حمله نکردند حمله کنید و در نهایت دیدید که در شهر انبار چه گذشت. اگر شما ضربه اول را پذیرفته باشید در سیاست خارجی و سیاست امنیت ملی وقتی ژاپن پای قطع نامه ای را امضاء می کند هزینه اقتصادی اش را بالا می برید. از مراودات اقتصادی کنار می گذاریدش و وقتی کشور بعدی مثل کره آمد قرارداد بست، می داند که بعدا نباید بازیهای سیاسی با ایران صورت بدهد چون هزینه اش بالا می رود. اسپانیا و استرالیا که پشت سر آمریکا قرار می گیرند علیه عراق، باید بدانید که اینها اولین کشورهایی هستند که در جنگ پشت سر آمریکا علیه ما قرار می گیرند. همین الان باید هزینه شان بالا برود. ولی در سیاست سکون فعلی این مسأله اصلاً دیده نمی شود، چشمها بر این مسأله بسته است و دشمن خیالش راحت است و می داند ما ابتدا به ساکن در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و نظامی گری ضربه اول را اعمال نمی کنیم.

ترس جمهوری اسلامی از اجماع جهانی علیه ایران شده پاشنه آشیل ما. ایران می ترسد که اجماع جهانی علیه اش بوجود آورند لذا به مرگ گرفتند که می کشیم به شورای امنیت، اجماع جهانی علیه شما می گیریم تا به تب راضی شدیم .

الان فاز دوم از این سه فازی که طراحی کرده اند، بر سر این است که پروتکل الحاقی را ایران امضاء کند و نقاط مختلف ایران بازرسی شود و ضمناً اگر ایران خواست تلاشی برای دست یابی به سلاح اتمی بکند تحت انقیاد و کنترل دربیاید که موفق هم شدند.

گام دوم فلشی است که حقوق بشر را جهت گرفته است؛ این پروژه از قبل شروع شده بود. ایادی داخلی هم به این مسأله کاملا دامن زدند. مؤلفه های این فلش را می توان در جاهای مختلف دید. مثلاً نظارت استصوابی؛ می گویند حقوق بشر اینجا رعایت نمی شود، چون هر کسی نمی تواند کاندیدا شود، در حالی که در بیرون مرزهای کشور اسلامی هیچ کس اگر جزو شبکه فراماسونری آن کشور نباشد امکان سناتور شدن فرمانده و یا وزیر شدن و یا رئیس کرسی در دانشگاه شدن را ندارد و نخواهد داشت.

در ایالات متحده یک رئیس غیر فراماسونر بود آن هم کِندی که او را کشتند. قبل از انقلاب در ایران شما هیچ رئیس کرسی را نمی شناسید که فراماسونر نبوده باشد. اصلا راه رشد این است تمام وزرا و سناتور ها و ژنرالهای اصلی فراماسونر بودند.

نظارت استصوابی در بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی نظارت فراماسونری است . اگر کسی عضو شبکه فراماسونری نباشد اساسا از شبکه حذف است و اجازه ندارد رشد کند و بالا بیاید. امروز در ایالت کالیفرنیا ۳۳۰ نفر کاندیدا می شوند و آقای آرنولد شوارتزینگر به عنوان یک هنر پیشه آنجا رای می آورد.

ویژگی اصلی و کارکردی که دنبال می کنند این است که ببینید کنار دست آرنولد خانم هنر پیشه فیلمهای مستهجن هم می تواند هم زمان کاندیدا شود. مهم نیست که رأی نمی آورد مهم این است که هر کسی می تواند کاندیدا شود. اما اگر این افراد مورد تایید لژهای فراماسونری نباشند امکان بالا آمدن ندارند.

از نظر آنها نظارت استصوابی باید حل شود که این نظارت در یکی از لوایح دوقلو طرح خنثی شدنش آمده است. دوم مسأله بسیار مهم کنوانسیون رفع تبعیض همه جانبه از زنان است که این مسأله در دولت تایید شده، در مجلس تصویب شده، در شورای نگهبان متوقف شده و به مجلس بازگشته است. اینجا بت سازی کردند. به خانمی جایزه نوبل دادند و آن حرف مخصوص را در دهانش گذاشتند، اسلام با حقوق بشر در تعارض نیست، اسلام با دموکراسی در تعارض نیست و معیار را نشان دادند.

۶۷% دانشجویان مملکت خانمها هستند . جنبش زنان را فعال کردند . رویکردهای کمونیستی به اوج خودش رسیده است. توماس فریمن خبرنگار جاسوس نیویورک تایمز رسما نوشت که جمهوری اسلامی است و روسری سر زنانشان. اگر این روسری را برداریم چیزی از جمهوری اسلامی باقی نمی ماند و پیش درآمد این مسأله در کنوانسیون رفع تبعیض، اقدام خانم عبادی در هنگام دریافت جایزه نوبل بود که کشف حجاب کرد و با اجنبی دست داد و وقتی اینجا آمد همین مسائل را دنبال کرد و بعد هم حکومت جمهوری اسلامی مجبور شد برایش محافظ بگذارد وبعد هم یکی از روسای دانشگاه ها اعلام کرد، نعوذ بالله تعدی به این خانم تعدی به حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. این همان گزاره های آخر الزمان است.

الان ببینید دموکراسی می شود مردم سالاری و جامعه مدنی می شود مدینه النبی. اقتصاد مرکانتیلیستی لیبرالها می آید در حکومت اسلامی سفره ملت را آلوده می کند و حقوق بشر می آید معیاری قرار می گیرد که حالا دین اسلام باید خودش را با آن اندازه بگیرد که منطبق است یا خیر؟

سومین گام به بهانه آزادی بیان مسأله ادیان جعلی مثل بهائیت و غیره است که این هم طبیعتاً در دستور کار است. بلافاصله با حل شدن نسبی مسأله پروتکل الحاقی فلش دوم شروع شد. مسأله حقوق بشر، نظارت استصوابی، کنوانسیون رفع تبعیض و آزادی بیان برای این گونه جریانها و باز هم “هویج و چماق” آغاز شد.

همین امروز نشستی که در اتحادیه اروپا برای ساختار دکترین دفاعی شان داشتند تمام گزاره های دکترین جنگ نامتقارن و دکترین جنگ پیش گیرانه و جنگ عادلانه را اروپائیان پذیرفتند و امروز معین کردند که در چند روز آینده آقای خاویرسولانا، برای حل این موضوع به ایران بیاید و باز هم یک هشدار دیگر که این دفعه اگر امضاء نکنید خبرهای بدی می شنوید.

دیر نیست بگویند که یا مبتنی بر مفاد حقوق بشر دست از دینتان بردارید وگرنه اجماع جهانی علیه شما می گیریم و باز هم پای میز مذاکره می نشینیم و می گوییم فاتحانه دیدید که ما موفق از صحنه بیرون آمدیم. همین امروز مقدمات مسأله امضای کنوانسیون رفع تبعیض از وزارت خارجه به سمت همه سازمانهای مختلف کشور که ذی نفوذ هستند شروع شده است.

با وجودی که موضع گیری قطعنامه در مسأله حقوق بشر بسیار شدید بوده است، تا این لحظه هنوز وزارت خارجه موضع نگرفته است، چون شرایط و مقدمات را فراهم می کند.

برخلاف پروتکل الحاقی که اجماع داخلی به این بود که ما انرژی را نیاز داریم در مورد حقوق بشر متأسفانه در داخل این اتفاق نظر وجود ندارد یعنی این امکان هست که جامعه نسبت به مفاد قضیه حقوق بشر به دو قسمت تقسیم شود و دشمن برای استفاده از این، تا زمان انتخابات کاملا آماده است.

لذا به هوش باشید، امروز زمانی است که اگر ابراهیم بود و اگر پیامبر خاتم بودند دیگر بت هبل و لات نبودند. بت دموکراسی است و جرات بت شکنی امروز آن است که کسی بتواند علیه دموکراسی و همچنین علیه حقوق بشر حرف بزند.

دموکراسی در قرآن در داستان لوط خلاصه می شود.

وقتی سروش می گوید صدای مردم صدای خداست و حاکمان باید صدای خدا را بشنوند، فرض من این است که زمانی که سه فرشته عذاب می آیند جلوی خانه لوط تصور کنید آقای سروش وسط آن جمعیت ایستاده است، جمعیتی که صدا می زنند لوط میهمانهایت را به ما بده، دو حالت وجود دارد یا صدایی که اینها می زنند فریاد خداست پس خدا و فرشتگان و لوط اشتباه می کنند یا نه لوط، فرشتگان و خدا درست می گویند و اینها اشتباه می کنند.

پس آن صدا صدای خدا نیست. دو حالت قابل تصور است؛ وقتی می گوید دست دخترانت را بگیر و برو و پشت سرت را نگاه نکن وقتی می خواهیم عذاب نازل کنیم، یا مدعیان دموکراتیزاسیون در کشور می مانند و در قوم لوط می مانند و رای اکثریت را بر می تابند. یا نه همراه لوط می روند و حق را بر می تابند که اینجا نمی توانند بگویند که ما دموکرات هستیم. چه کسی گفته جمهری اسلامی دموکراسی است کجای قانون اساسی آمده است.

“و«لا یمکن الفرار من حکومتک»” از حکومت خدا به کجا می توان فرار کرد. چنان از همه نسق کشیده اند که کسی جرأت نمی کند بگوید اینجا خدا سالاری است.

رضایت اربابان حقوق بشری صهیونیست ارجحیت دارد به رضایت خداو این نیست مگر به دلیل دانشگاهیان و حوزویان ما. روزی که اقتصاد مرکانتیلیستی را در لباس روحانیت پیاده کردند کسی اعتراض نکرد و همه آنها به اسم دین ثبت شد امروز را باید می دیدیم.

آن روزی که مدینه النبی را خلط کردند با جامعه مدنی که سکولار، اومانیست، لیبرال، ایندیویجوال و همه رذالت های اخلاقی بشری در آن جمع است و به اسم مدینه النبی در لباس پیامبر از منابر بر ملت خوراندند، منتظر امروز باید می بودیم و همه اش مسامحه کردیم. پیامبر پدر زنش و دامادش و یار نزدیکش، اینها بودند که علی را خانه نشین کردند.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *