تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیره عملی حضرت امام در مواجهه با قطعنامه ۵۹۸؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سیره عملی حضرت امام در مواجهه با قطعنامه ۵۹۸ با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل سیره عملی حضرت امام در مواجهه با قطعنامه ۵۹۸:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل سیره عملی حضرت امام در مواجهه با قطعنامه ۵۹۸ به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل سیره عملی حضرت امام در مواجهه با قطعنامه ۵۹۸ با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سیره عملی حضرت امام در مواجهه با قطعنامه ۵۹۸ تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل سیره عملی حضرت امام در مواجهه با قطعنامه ۵۹۸ را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره عملی حضرت امام در مواجهه با قطعنامه ۵۹۸ :

مقدمه

جنگ ایران و عراق از دیدگاه امام خمینی(س)، نبرد حق و باطل بوده و این نبرد تا شکست کامل باطل باید ادامه پیدا می کرد. حال شکست باطل ممکن است از طریق نظامی حاصل شود یا از طریق صلحی که شرایط ایران در آن لحاظ می شد. در راستای همین مسأله بود که امام خمینی(س) و دیگر مسئولین نظام، همواره بر تداوم جنگ تا شکست عراق تأکید کرده و صلحی را پذیرا بودند که حاوی یک سری پیش شرطها بود؛ اما همان گونه که می دانیم، امام خمینی(س) در تیرماه ۱۳۶۷ با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت، جنگ را به اتمام رساندند بدون اینکه جمهوری اسلامی به خواسته های اولیه و مطلوب خود (شکست کامل دشمن) دست یابد. دلایل این کار و اینکه امام خمینی(س) در چه شرایطی حاضر به چنین اقدامی شدند، سؤالی است که در ادامه به آن پاسخ داده می شود. به عبارت دیگر، در این بخش به بررسی رفتارشناسی امام خمینی(س) در باب قطعنامه ۵۹۸ پرداخته و دیدگاه ها، نظرات و برخوردها و عکس العملهای ایشان را در این مورد، از همان زمان تصویب تا مرحله پذیرش قطعنامه و حتی مرحله بعد از آن، مورد مداقّه و بررسی قرار خواهیم داد. البته برای این کار، آگاهی کامل نسبت به خود قطعنامه، مفاد، عناصر آن و… ضروری است که به آنها هم پرداخته می شود.

کلیاتی درباره قطعنامه ۵۹۸

۱. پیشینه شورای امنیت در برخورد با جنگ ایران و عراق

شورای امنیت سازمان ملل متحد، در طول هشت سال جنگ ایران و عراق، قطعنامه های مختلفی را به تصویب رساند که به غیر از قطعنامه ۵۹۸، بقیه آنها مورد پذیرش جمهوری اسلامی ایران واقع نشدند. نخستین قطعنامه شورای امنیت به شماره ۴۷۹، درست شش روز پس از آغاز تجاوز سراسری عراق، در ۲۸ سپتامبر (۶ مهر ۱۳۵۹) یعنی زمانی که قسمت وسیعی از خاک ایران به اشغال نیروهای متجاوز عراق درآمده بود، به تصویب رسید که تجاوز عراق به ایران را بدون آنکه تهدیدی علیه صلح، نقض صلح و یا عملاً تجاوز تلقی کند، تحت عنوان «وضعیت میان عراق و ایران» مورد بررسی قرار داده و سخنی از نقض تمامیت ارضی ایران در آن به میان نیامده بود.[۱] شورای امنیت در این قطعنامه، در توصیه خود، نه تنها از نیروهای متجاوز نمی خواهد که به مرزهای بین المللی بازگردند، بلکه از پیشنهاد آتش بس نیز دریغ کرده و صرفاً از ایران و عراق می خواهد تا از توسل به زور خودداری کنند. شورای امنیت پس از نخستین قطعنامه خود، در حالی که عراق درصدد تحکیم مواضع به دست آمده بود، یک مرحله طولانی به مدت ۲۱ ماه و ۱۵ روز را به سکوت گذراند. اما در پی عملیات های موفق ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین، و بیت المقدس که منجر به شکست حصر آبادان و آزادسازی مناطق وسیعی از خاک ایران شد،[۲] شورای امنیت سکوت خود را شکسته و بر اساس پیشنهاد اردن، قطعنامه ۵۱۴ را به تصویب رساند که در آن، خواستار آتش بس و خاتمه فوری کلیه عملیات نظامی و عقب نشینی به مرزهای بین المللی شده بود.[۳] این قطعنامه نیز با وجود برخی موارد جدّی تر و نگرش واقع بینانه تر، توصیه ای بیش نبود و صدور آن، دلیلی جز نمایش توانمندی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در جبهه های نبرد، نداشت. به طور کلی پس از افزایش توانمندی نیروهای ایران و عبور از خاک عراق، طی عملیات هایی چون رمضان و…، عراق و برخی کشورهای عربی بر تلاشهای دیپلماتیک خود در سازمان ملل افزودند. در نتیجه، شورای امنیت قطعنامه ۵۲۲ را در تاریخ ۴ اکتبر ۱۹۸۲ (۱۲ مهر۱۳۶۱) تصویب نمود،[۴] که همانند قطعنامه های قبلی حالت توصیه داشت و مانند قطعنامه ۵۱۴، به خطر افتادن صلح و امنیت بین المللی را احراز کرده ولی سخنی از مسبب آن نگفته بود؛ این قطعنامه تفاوت ماهوی با قطعنامه ۵۱۴ نداشت و بیشتر در اثر فشار عراق و حامیانش از تصویب گذشته بود. اگر در میان قطعنامه های شورای امنیت، قطعنامه ۴۷۹ را ظالمانه ترین و غیرمنصفانه ترین بدانیم، قطعنامه ۵۲۲ را نیز باید کم ارزش ترین و کم اهمیت ترین قطعنامه ها تلقی نماییم.[۵] به دنبال پیروزیهای ایران در عملیات والفجر ۴ و عملیات های دیگر، شورای امنیت باز هم درصدد تصویب قطعنامه جدیدی برآمد و در ۳۱ اکتبر ۱۹۸۳ (۹ آبان ۱۳۶۲) قطعنامه ۵۴۰ را صادر کرد.[۶] در این قطعنامه، که درصدد جلب توجه جمهوری اسلامی ایران برآمده بود، برای نخستین بار بر لزوم بررسی واقع بینانه علل جنگ ـ که پیوسته جمهوری اسلامی بر آن تأکید داشت ـ اشاره شده بود. عناصر مثبت قطعنامه و بخصوص مسأله بررسی علل جنگ، با اینکه در آن زمان بی نظیر بود، ولی شیوه اجرایی و الفاظ به کار رفته در آن بسیار مبهم بودند و شاید شورا می خواست با این کار، هم نظر جمهوری اسلامی ایران را برآورده سازد و هم از هرگونه اقدامی در جهت شناسایی، اعلام و تنبیه متجاوز خودداری کند.

در پی حملات گسترده نیروهای ایرانی و کسب پیروزیهای متعدد و بخصوص پس از عملیات والفجر ۸ و تصرف شبه جزیره استراتژیک فاو، شورای امنیت به درخواست عراق و سایر اعضای گروه هفت نفری اتحادیه عرب، تشکیل جلسه داد. در این جلسه، طرح قطعنامه ۵۸۲ توسط گروه اتحادیه عرب پیشنهاد شد و با تغییراتی در عبارات و کلمات در تاریخ ۲۴ فوریه ۱۹۸۶ از سوی شورای امنیت تصویب گردید.[۷] شورا برای نخستین بار، به جای شناسایی و اعلام متجاوز، از طولانی شدن جنگ ابراز نگرانی نموده، و علل آغاز آن را به فراموشی سپرد؛ همچنین اصل غیرقابل قبول بودن کسب سرزمین از راه زور را مورد تأکید قرار داد که در قطعنامه های قبلی اساساً مورد بحث قرار نمی گرفت. اساسی ترین موضوع، یعنی علل جنگ که در قطعنامه ۵۴۰ نیز به آن اشاره شده بود، در قطعنامه ۵۸۲ به صورت مبهم مطرح شد؛ و بار دیگر شورا از برخورد ریشه ای و اساسی با مسأله امتناع ورزید. شورای امنیت، قطعنامه بعدی خود را با توجه به افزایش حملات به کشتیهای تجاری کشورهای ثالث در خلیج فارس، و توسعه حوزه جنگ نفتکش ها، در تاریخ ۸ اکتبر ۱۹۸۶ به شماره ۵۸۸ صادر کرد.[۸]این قطعنامه با احساس خطر عمیق، نسبت به طولانی شدن و تشدید منازعه، و با یادآوری تعهدات دول در خودداری از کاربرد زور و حل صلح آمیز اختلافات، ایران و عراق را به اجرای کامل و بدون درنگ قطعنامه فرامی خواند. در این قطعنامه، همچنان عنوان وضعیت مابین دو کشور، ذکر شده و این قطعنامه همچنان حالت توصیه ای داشت. این قطعنامه از نظر حجم و تعداد کلمات، کوتاهترین قطعنامه بوده و محتوای آن تفاوت اساسی ای با قطعنامه ۵۸۲ نداشت.[۹]به طور کلی، تمام این قطعنامه ها از سوی ایران رد شدند و از آنجایی که خواسته های برحقّ ایران در آنها لحاظ نمی شد و تحت نفوذ برخی اعضای دائم شورای امنیت، بخصوص امریکا، یکجانبه و به نفع عراق صادر می شدند، ایران از پذیرش آنها خودداری می کرد. تنها قطعنامه ای که ایران آن را رد نکرد، بلکه سعی نمود تا از طریق دیپلماسی بر آن تأثیر گذاشته و مسیر آن را به نفع خود عوض کند، قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت بود. این قطعنامه نسبت به دیگر قطعنامه های شورای امنیت، کاملتر بوده و نه تنها حالت توصیه ای نداشت، بلکه نشانگر قصد شورا برای دخالت عملی و انجام نقش فعالتر، برای حل و فصل مسأله بود.[۱۰] این قطعنامه همچنین با احراز نقض صلح، به ریشه های آن ـ که همیشه مورد تأکید جمهوری اسلامی ایران بود ـ اشاره کرده و با قرار دادن دیدگاه های ایران در بندهای مختلف، درصدد جلب رضایت و اعتماد آن برآمده بود. به طور کلی در مورد قطعنامه ۵۹۸ باید گفت که این قطعنامه، با توجه به ویژگی های مثبتی که نسبت به قطعنامه های پیشین داشت، هرگز از طرف ایران رد نشد. جمهوری اسلامی ایران، اگرچه ایراداتی به آن داشت و جابه جایی هایی را در بندهای آن پیشنهاد کرده بود، اما هرگز به شکل رسمی آن را رد نکرد. یکی از مهم ترین دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸، علاوه بر وجود عناصر مثبت در آن، فقدان عناصری در آن بود که در قطعنامه های قبلی شورای امنیت وجود داشته و منجر به رد آنها می شد. به هر حال قطعنامه ۵۹۸ برخلاف قطعنامه های پیشین، برخورد نسبتاً صحیحی با مسأله کرده و به عبارت دیگر، صورت مسأله را تا حدودی درست مطرح کرده بود. به عبارتی، شورا به وظایف خود توجه داشته و در آن نقض صلح احراز شده بود. همچنین این قطعنامه برخلاف اسلاف خود، راه حلی عملی و نسبتاً جامع و عادلانه برای حل مسأله پیشنهاد کرده و تضمین هایی برای آینده و جلوگیری از تکرار تجاوز (هرچند ناحق و ناکافی) ارائه داده بود.[۱۱] از دیگر عناصر مثبت این قطعنامه، می توان به مواردی چون: درخواست آتش بس فوری، بازگشت به مرزهای تعیین شده بین المللی، استرداد اسرا، کمک به بازسازی مناطق جنگی و… اشاره نمود.[۱۲] در مجموع، شورای امنیت با پذیرش خواسته های ایران و عقب نشینی در برابر آنها، ایران را به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ترغیب کرده و در نهایت توانست رضایت کامل ایران را به دست آورد، به گونه ای که این قطعنامه به طور رسمی در تیرماه ۱۳۶۷ توسط ایران پذیرفته شد.

۲. شرایط ملی و بین المللی از زمان طرح و تصویب قطعنامه ۵۹۸ تا پذیرش آن توسط ایران

بررسی شرایط زمانی قطعنامه ۵۹۸، در روشن شدن ماهیت این قطعنامه بسیار مؤثر می باشد. به طور کلی، قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت، در زمانی مطرح شد که فضای حاکم بر ایران و جهان بین الملل با فضای آغاز جنگ فرق داشت. یعنی هم از نظر داخلی و هم از نظر بین المللی شرایط تغییر کرده بود و این قطعنامه در زمانی مطرح گردید که از یک طرف، ابتکار نظامی در دست ایران بوده، و از طرف دیگر فشارهای بین المللی از هر جهت ایران را در تنگنا قرار داده بود؛ علاوه بر آن، پذیرش این قطعنامه توسط ایران و اجرای آن، زمانی اتفاق افتاد که شرایط نسبت به زمان طرح و تصویب آن، فرق کرده و همه چیز به نفع عراق عوض شده بود. به هر حال، آشنایی با شرایط داخلی ایران و وضعیت بین المللی در زمان طرح قطعنامه توسط سازمان ملل و زمان پذیرش آن توسط ایران بسیار ضروری است که در ادامه به آن اشاره می شود:

الف) وضعیت داخلی ایران

وضعیت داخلی ایران در زمان مطرح شدن قطعنامه ۵۹۸ تا زمان پذیرش آن، به گونه ای بود که کشور در تمام زمینه ها با مشکل مواجه بود. از نظر اقتصادی، اوضاع کشور بسیار وخیم بود. در این زمینه بخش صنعت و کشاورزی با رکود عظیمی مواجه بوده و در مقابل، بخش خدمات که سبب افزایش واسطه ها، دلالان و به طور کلی شغل های کاذب می شد، افزایش یافته بود؛ لذا در این شرایط با توجه به افزایش بیکاری، تورم، گرانی و… چاره ای جز تکیه بر نفت وجود نداشت؛ اما بر اثر تحریمهای بین المللی و فشارهای خارجی، درآمدهای ناشی از نفت نیز کاهش یافته و اقتصاد کشور با معضلی جدی مواجه شده بود.[۱۳] علاوه بر وضعیت بد اقتصادی، در این زمان وضعیت نظامی ایران نیز نامناسب بود. هرچند در زمان طرح و تصویب قطعنامه ۵۹۸، ایران ابتکار عمل را در دست داشت، ولی ناامیدی در جنگ، کاهش نیرو، تجهیزات و… وضعیت نظامی را با مشکل مواجه کرده بود. به عبارت دیگر در آن زمان، در اثر حملات گسترده عراق، بسیاری از تجهیزات نظامی ایران از بین رفته و به علت فقدان جایگزین نیروهای ایرانی با مشکل مواجه بودند. همچنین امیدواری نسبت به تحقق سیاست جنگ، جنگ تا پیروزی که همواره شعار ایران در جنگ بود، کم کم به یأس تبدیل شده بود؛ زیرا با توجه به عدم موفقیت ایران در عملیات های مختلف، این احساس در کشور به وجود آمده بود که دستیابی به پیروزی مطلق امکان پذیر نیست. مجموعه این عوامل و کاهش اعزامها در اثر کاهش مشارکت مردم و عدم حضور آنها در جبهه ها و در نتیجه، به دست گرفتن ابتکار عمل توسط عراق در مقاطع پایانی جنگ، سبب شد تا مسئولین ایران ستادی به نام ستاد فرماندهی کل قوا به ریاست آقای هاشمی رفسنجانی تشکیل دهند،[۱۴] تا شاید بتوانند به گونه ای با وضعیت دشوار جنگ در این مقطع کنار بیایند. در این زمان، با توجه به مشکلات اقتصادی و نظامی مطرح شده، وضعیت سیاسی کشور نیز به گونه ای بود که تا حدودی حالت چنددستگی نسبت به چگونگی تعیین سرنوشت جنگ، کشور را فراگرفته بود. علاوه بر آن، وجود انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی و اوج گرفتن درگیری های گروهی، کشور را با مشکل جدی مواجه کرده و سبب شده بود تا نظرات و توجه ها، نه به جنگ بلکه به جنجالهای داخلی معطوف شود.[۱۵] لذا، وضعیت سیاسی جامعه برخلاف زمان اول جنگ، متوجه درگیری های جناحی و گروهی بوده و توجه ها نسبت به جنگ تا حدود زیادی کاهش یافته بود. به طور کلی در مورد وضعیت داخلی ایران در زمان طرح و اجرای قطعنامه ۵۹۸، باید گفت که در این مقطع، اوضاع کشور از نظر اقتصادی، نظامی و سیاسی طبیعی نبوده و چنین وضعی، تداوم جنگ را برای ایران مشکل می ساخت؛ بنابراین، مسئولان را به فکر تعیین سرنوشت جنگ انداخت که نهایتاً منجر به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران شد.

ب) شرایط بین المللی

اوضاع و شرایط بین المللی زمان طرح و تصویب قطعنامه ۵۹۸ را باید بیشتر متأثر از سیاست های دو کشور امریکا و شوروی و وضعیت حاکم بر آنها، و به طور کلی برخورد آنها با مسأله جنگ ایران و عراق دانست. دو ابرقدرت شوروی و امریکا که در آن زمان، جنگ سرد بین آنها حاکم بود، در پی طولانی شدن جنگ ایران و عراق بیم آن را داشتند که عدم کنترل و مدیریت این بحران به مناطق دیگر جهان سوم بخصوص خاورمیانه سرایت کند؛ لذا آنها را به فکر انداخت تا هرچه سریعتر و با رفع اختلافات خود، طرفین جنگ را به خاتمه آن مجبور سازند. از طرف دیگر، مسائل و مشکلات داخلی شوروی و امریکا عامل دیگری بود که دو ابرقدرت را به اتخاذ سیاستی جدید و پایان دادن به جنگ سرد و آغاز تنش زدایی، و به طور کلی همسویی در حل مسائل و مشکلات جهانی وامی داشت.[۱۶]یعنی دو کشور از نظر داخلی وضعیت مساعدی نداشتند، به گونه ‎ای که مشکلات داخلی می‎رفت تا موقعیت و پایگاه جهانی آنها را تضعیف کند. از طرفی شرایط حاکم بر کشور افغانستان و موج اسلام‎خواهی، و ترس کمونیستهای حاکم بر شوروی از روی کار آمدن حکومت اسلامی، آنها را وادار کرد تا علی رغم اختلاف با امریکا، در زمینه اتمام جنگ ایران و عراق به توافق برسند.[۱۷] از طرف دیگر، صرف هزینه‎ های هنگفت نظامی و تسلیحاتی برای مقابله با رجزخوانیهای امریکا، اقتصاد این کشور را با بحران روبه رو ساخت. همچنین کاهش سهم امریکا در تولیدات جهانی و اختصاص بودجه برای مبارزه با کشورهای استقلال‎طلب و. .. اقتصاد این کشور را با سیر نزولی مواجه ساخته بود.[۱۸]بنابراین دو کشور برای خروج از بن‎بستهای ایجاد شده، به دنبال توافق هایی بودند، که توقف جنگ ایران و عراق، از جمله آنها بود؛ لذا، آنها از این زمان به بعد تمام تلاش خود را برای این امر به کار برده و از هر طریق سعی می کردند تا ایران را وادار به پذیرش پایان جنگ نمایند. اولین اقدام آنها در این زمینه، افزایش فشار و تحریم اقتصادی ایران بود. آنها در این مورد، شروع به تحریم نفت ایران از یک سو، و تعطیل دفاتر خرید تسلیحات ایران، از سوی دیگر نمودند. همچنین با حمله به تأسیسات نفتی و نفتکش های ایران، این فشار را افزایش داده و اقتصاد ایران را با معضلی جدی مواجه کردند. علاوه بر این، آنها در زمینه سیاسی نیز تبلیغات وسیعی علیه ایران به راه انداخته و سعی کردند تا با همراه کردن کشورهای دیگر با خود، جو بین‎المللی را علیه ایران بسیج کنند. در این زمینه، آنها ضمن کسب توافق و همراهی کشورهای بزرگی چون انگلیس، فرانسه، آلمان و…، کشورهای منطقه، حتی کشورهایی چون سوریه و لیبی، که حامی ایران بودند را علیه ایران برانگیختند؛ به گونه ‎ای که سران دو کشور مذکور به طور آشکار ایران را نسبت به خاتمه جنگ تحت فشار قرار دادند.[۱۹]اجلاس سران عرب در آبان ۱۳۶۶، ایران را محکوم به تداوم جنگ نموده و سیاست خصمانه‎ای را علیه او اتخاذ کرد.[۲۰] علاوه بر آن کشورهایی چون عربستان، کویت و مصر تمام تلاش خود را علیه ایران به کار برده و از هیچ گونه حمایتی از عراق دریغ نکردند. بنابراین، با متشنج شدن جو بین‎المللی علیه ایران، کشورهای خارجی اقدام به حمایت وسیع نظامی از عراق کرده و با این کار، تأثیر زیادی بر سرنوشت جنگ گذاشتند؛ به گونه ‎ای که علاوه بر عربستان و کویت که تمام هزینه‎ های نظامی عراق را تقبل کرده بودند، آلمان غربی با ارسال تجهیزات الکترونیکی و راداری، ایتالیا با دادن ناوچه‎ های خود به عراق و…[۲۱] در تقویت نیروی نظامی عراق و در نتیجه، سرنوشت جنگ، بسیار مؤثر واقع شدند. در این زمینه، شوروی هم با کمک های بی‎دریغ خود از عراق اعلام کرد که: مسکو هیچ گونه تردیدی برای تأمین اسلحه عراق به خود راه نمی‎ دهد.[۲۲] البته اقدامات امریکا در این مورد مهمتر بود؛ به گونه ‎ای که با ارسال ناوهای خود به خلیج فارس در نیمه اول ۱۳۶۶، برای حمایت از نفتکش های کویتی، رویارویی مستقیم خود را با ایران آغاز نمود؛ و طی دفعات متعدد، نفتکش ها و پایانه‎ های نفتی ایران را مورد حمله قرار داده و خسارات زیادی را به ایران وارد کرد. به عنوان نمونه، پایانه‎ هایی چون رشادت، رسالت، سلمان، نصر و… توسط حملات امریکا آسیب جدی دیدند. این سیاست های خصمانه امریکا علیه ایران همچنان ادامه داشت تا اینکه با مورد هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران، در تیر ماه ۱۳۶۷، وارد مرحله جدی‎تری شد.

لذا می‎توان گفت در این زمان، حمایتهای گسترده امریکا از عراق و رودررو شدن این کشور با ایران، وضعیت جنگ را برای ایران مشکل کرده و سبب شد تا ایران همزمان در دو جبهه (یکی علیه امریکا و دیگری علیه عراق) مشغول جنگ شود، که این با توجه به وضعیت وخیم داخلی و فشارهای گسترده بین‎المللی امری مشکل بود. به هر حال، در چنین اوضاع و شرایطی بود که طی توافق های بین‎المللی، قطعنامه ۵۹۸ توسط شورای امنیت به تصویب رسیده و در نهایت، توسط ایران پذیرفته شد.

۳. شناخت مفاد قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت

پس از آگاهی نسبت به عملکرد شورای امنیت در قبال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و نیز مشخص شدن وضعیت و شرایط زمانی تصویب قطعنامه ۵۹۸، شناختن خود قطعنامه و پی بردن به ماهیت و مفاد آن، امری مهم می‎باشد که در اینجا به آن می ‎پردازیم:

الف) فرآیند تصویب قطعنامه ۵۹۸

قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت، به دنبال گسترش دامنه جنگ و افزایش نگرانیهای شورای امنیت و کشورهای دیگر، بخصوص کشورهای منطقه و حامیان عراق، در تاریخ ۲۰ ژانویه ۱۹۸۷ (۲۹ تیر ۱۳۶۶) در جلسه شورای امنیت به تصویب رسید.[۲۳] این قطعنامه که طرح آن از سوی امریکا تنظیم شده بود، با حضور وزرای خارجی کشورهای امریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان غربی، ایتالیا، آرژانتین و امارات متحده عربی و همچنین جانشین وزیر خارجه ژاپن به تصویب رسید.

ب) متن کامل قطعنامه ۵۹۸[۲۴]

در این قطعنامه، شورای امنیت با تأیید مجدد قطعنامه (۱۹۸۶) ۵۸۲ خود، با ابراز نگرانی عمیق از اینکه علی رغم درخواستهایش برای آتش‎بس، منازعه بین ایران و عراق، بشدت سابق و با تلفات شدید انسانی و تخریب مادی ادامه دارد؛ با ابراز تأسف از آغاز و ادامه منازعه، همچنین با ابراز تأسف از بمباران مراکز صرفاً مسکونی غیرنظامی، حملات به کشتیرانی بی‎طرف یا هواپیماهای غیر نظامی، نقض قوانین بین‎المللی انساندوستانه و دیگر قوانین ناظر بر درگیری مسلحانه، بویژه کاربرد سلاحهای شیمیایی برخلاف الزامات پروتکل ۱۹۲۵ ژنو، با ابراز نگرانی عمیق نسبت به احتمال تشدید و گسترش بیشتر منازعه، مصمم گردید به تمامی اقدامات نظامی بین ایران و عراق خاتمه بخشد. شورای امنیت معتقد گردید که باید یک راه حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار، بین ایران و عراق به دست آید؛ با یادآوری مفاد منشور ملل متحد، بویژه تعهد همه دوَل عضو به حل اختلافات بین‎المللی خود از راههای مسالمت‎‎آمیز به نحوی که صلح و امنیت بین‎المللی و عدالت به مخاطره نیفتد، با حکم به اینکه در منازعه بین ایران و عراق، نقض صلح حادث شده است، با اقدام بر اساس مواد ۳۹ و ۴۰ منشور ملل متحد:

۱. خواستار آن است که به عنوان قدم اولیه جهت حل و فصل «مناقشه» از راه مذاکره، ایران و عراق یک آتش‎بس فوری را رعایت کرده، به تمام عملیات نظامی در زمین، دریا و هوا خاتمه داده و تمام نیروهای خود را بدون درنگ به مرزهای شناخته شده بین‎المللی بازگردانند.

۲. از دبیر کل درخواست می‎کند که یک تیم ناظر ملل متحد برای بررسی، تأیید و نظارت بر آتش‎بس و عقب‎نشینی نیروها اعزام نماید و همچنین از دبیر کل درخواست می‎نماید با مشورت طرفین درگیر، تدابیر لازم را اتخاذ نموده، گزارش آن را به شورای امنیت ارائه نماید.

۳. مصرّانه می‎خواهد اسرای جنگی آزاد شده و پس از قطع مخاصمات کنونی، بر اساس کنوانسیون سوم ژنو در ۱۲ اوت ۱۹۴۹، بدون تأخیر به کشور خود بازگردانده شوند.

۴. از ایران و عراق می‎خواهد با دبیر کل در اجرای قطعنامه و در تلاشهای میانجیگرانه برای حصول یک راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول دو طرف، در خصوص تمام موضوعات موجود، منطبق با اصول مندرج در منشور ملل متحد، همکاری نمایند.

۵. از تمام کشورهای دیگر می‎خواهد که حداکثر خویشتن‎داری را مبذول دارند و از هرگونه اقدامی که می‎تواند منجر به تشدید و گسترش بیشتر منازعه گردد، احتراز کنند و بدین ترتیب، اجرای قطعنامه را تسهیل نمایند.

۶. از دبیر کل درخواست می‎نماید که با مشورت با ایران و عراق، مسأله تفویض اختیار به هیأتی بیطرف برای تحقیق راجع به مسئولیت منازعه را بررسی نموده و در اسرع وقت به شورای امنیت گزارش دهد.

۷. ابعاد خسارات وارده در خلال منازعه و نیاز به تلاشهای بازسازی با کمک های مناسب بین‎المللی، پس از خاتمه درگیری تصدیق می‎گردد و در این خصوص، از دبیر کل درخواست می‎کند که یک هیأت کارشناسان را برای مطالعه موضوع بازسازی و گزارش به شورای امنیت، تعیین نماید.

۸. همچنین از دبیر کل درخواست می‎کند که با مشورت با ایران و عراق و دیگر کشورهای منطقه، راههای افزایش امنیت و ثبات منطقه را مورد مداقّه قرار دهد.

۹. از دبیر کل درخواست می‎کند که شورای امنیت را در مورد اجرای این قطعنامه مطلع نماید.

۱۰. مصمم است برای بررسی اقدامات بیشتر جهت رعایت و اجرای این قطعنامه، در صورت ضرورت، جلسات دیگری مجدداً تشکیل دهد.

ج) عناصر مثبت و نقاط قوت قطعنامه ۵۹۸ نسبت به قطعنامه‎ های قبل شورای امنیت

قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت، از عناصر مثبت بسیاری برخوردار و نسبت به سایر قطعنامه‎ های شورای امنیت دارای برجستگیها و نقاط قوت بسیاری بود؛ به گونه ‎ای که شورای امنیت با تأکید زیاد بر این قطعنامه، سعی می ‎کرد تا در مقایسه با قطعنامه‎ های قبلی خود، نقاط ضعف آن را رفع کرده و ایران و عراق را به پذیرش آن مجبور سازد. چون بررسی عناصر مثبت و نقاط قوت این قطعنامه در رفتارشناسی امام نسبت به این موضوع مهم می‎باشد، در ادامه به آن پرداخته می‎شود. اولین نقطه مثبت قطعنامه ۵۹۸ این بود که در آن برای اولین بار با جنگ برخورد جدی و سیاسی شده و این معنا هم در روح و محتوای قطعنامه و هم در موارد مختلف آن آشکار بود؛ به گونه ‎ای که شورای امنیت با صدور این قطعنامه، تصمیم خود را برای خاتمه بخشیدن به جنگ عراق با ایران ابراز داشته و راههایی کلی برای اجرای آن پیش‎بینی و معیارهایی مقرر کرده بود.[۲۵]نقطه مثبت دیگر این بود که این قطعنامه در قسمت مقدماتی، با ابراز تأسف از نقض قوانین انساندوستانه بین‎المللی و تأکید بر تباین کاربرد سلاحهای شیمیایی با الزامات پروتکل ۱۹۲۵ ژنو، بر نگرانیهای جمهوری اسلامی ایران صحه گذاشت.[۲۶] همچنین اشاره قطعنامه به بمباران مناطق مسکونی و حمله به کشتیها، از دیگر نقاط قوت قطعنامه بود، که در خصوص محکوم ساختن حمله به هواپیمای کشوری، این موضوع ناظر به شکایات و اعتراضات ایران بوده است. حل برخورد فی‎مابین عراق و ایران از طریق راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه، از دیگر مواردی است که ایران بارها و بارها روی آن تأکید کرده و بالاخره در این قطعنامه از آن یاد شده بود. در قسمت مقدماتی همچنین، تشخیص نقض صلح در مورد جنگ ایران و عراق، و حرکت از مرحله «وضعیت» خواندن جنگ به مرحله «برخورد» و «اصطکاک» یا «منازعه» که نقض صلح را باعث شده است، از امتیازات و نقطه مثبت این قطعنامه بود.[۲۷] به گونه ‎ای که این عنوان برای اولین بار توسط شورای امنیت به کار برده شده و تا قبل از آن، برای جنگ عراق با ایران واژه «وضعیت» را به کار می‎برد. همچنین بند ۶ قسمت اجرایی، (تشخیص مسئول منازعه)، تنها به خاطر جلب نظر جمهوری اسلامی ایران در قطعنامه گنجانده شده بود. تفویض این امر به یک هیأت واگذار شد؛ لیکن نمی‎توان این موضوع را انکار کرد که یکی از عمده‎ترین و شاخص‎ترین امتیازات قطعنامه ۵۹۸ نسبت به قطعنامه‎ های قبلی و اصولاً نشانه تغییر روش شورا، همین بند ۶ است که طی آن اصل مسئولیت مخاصمه پذیرفته شده بود.[۲۸]

بند ۷ قسمت اجرایی هم، متضمن ایده‎ای انسانی و مستحسن بود که می‎توانست منتهی به کمک های بین‎المللی برای بازسازی هر دو کشور گردد.

به طور کلی، قطعنامه ۵۹۸ نسبت به قطعنامه‎ های دیگر، جدی‎تر بوده و مفصل‎ترین قطعنامه در مورد جنگ ایران و عراق از نظر حجم و تعداد کلمات به کار برده شده بود که به اتفاق آرا تصویب شده و در آن سعی شده بود تا با رعایت خواسته‎ های طرفین، بخصوص ایران، این کشور را متقاعد به پذیرش صلح و آتش‎بس نماید.

۴. مواضع و برخورد ایران با قطعنامه ۵۹۸

چگونگی واکنش ایران نسبت به قطعنامه ۵۹۸، زمان تصویب تا زمان پذیرش آن، در شناخت رفتارشناسی امام نسبت به این امر کمک زیادی به ما خواهد کرد؛ زیرا برخوردهایی که با قطعنامه ۵۹۸ می‎شد و به طور کلی سیاست خارجی ایران در این مورد، از سیاست های کلان مملکت بوده که عموماً پس از مشورت با رهبری اعلام می‎شد. به نوعی می‎توان گفت که برخورد ایران با قطعنامه در تمام مراحل، برخورد امام را هم شامل می‎شود. در اینجا به بررسی برخوردها و مواضع ایران با این قطعنامه پرداخته می‎شود. البته قبل از بررسی مواضع ایران در مورد قطعنامه ۵۹۸، به نظر می‎رسد که بررسی اجمالی مواضع اولیه عراق نسبت به این قطعنامه امری مفید باشد که ابتدا به آن اشاره می‎شود. به طور کلی، پس از تصویب قطعنامه ۵۹۸ و ارسال نامه دبیر کل سازمان ملل به دو کشور ایران و عراق، در ۲۲ ژوئیه ۱۹۸۷، به دستور رئیس جمهور عراق اجلاس مشترک شورای فرماندهی انقلاب و رهبری حزب بعث، به ریاست وی برای بررسی قطعنامه ۵۹۸ تشکیل شد و طی آن قطعنامه ۵۹۸، مورد استقبال و پذیرش مسئولین عراقی قرار گرفت.[۲۹] در این جلسه آمادگی عراق برای همکاری با دبیر کل و شورای امنیت در جهت اجرای قطعنامه و نیل به حل جامع، عادلانه، پایدار و شرافتمندانه منازعه اعلام گردید؛ نهایت آنکه، آمادگی ایران برای قبول جدی و با حسن نیت قطعنامه و اجرای آن و اطاعت بدون قید و شرط آن، شرط اساسی التزام عراق به قطعنامه عنوان گردید. سخنگوی دولت عراق در این خصوص اظهار داشت: عراق آماده است قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را که در آن دستور آتش‎بس فوری داده شده است، بپذیرد؛ مشروط به آنکه ایران نیز اقدامات مشابهی انجام دهد. تعهد عراق نسبت به این قطعنامه، به پذیرش صریح و بدون قید و شرط آن توسط ایران بستگی دارد.[۳۰] پس مشخص شد که موضع اولیه عراق در برابر قطعنامه شورای امنیت مثبت بوده و این کشور تنها شرط پذیرش آن را، پذیرفته شدن آن توسط ایران دانسته بود.

در مورد مواضع اولیه جمهوری اسلامی ایران در این مورد باید گفت که یک روز پس از صدور قطعنامه ۵۹۸، یعنی در ۳۰ تیر ۱۳۶۶، وزارت خارجه ایران با صدور بیانیه‎ای اعلام داشت: در پایان هفتمین سالی که از شروع تجاوز وسیع و همه جانبه عراق به جمهوری اسلامی ایران می‎گذرد، شورای امنیت سازمان ملل بار دیگر با تصویب قطعنامه ا‎ی غیرعادلانه، از ایفای مهم ترین وظیفه خود در حفظ صلح و امنیت بین‎المللی عدول نمود. شورای امنیت قطعاً نمی‎تواند خطای خود را در نادیده گرفتن مواد فصل هفتم منشور ملل متحد، که ناظر بر اقدامات عملی شورا علیه هر نوع تجاوز و نقض صلح در آغاز تجاوز عراق می‎باشد، انکار نماید. اشاره به مواد ۳۹ و ۴۰ از فصل هفتم منشور که مبنای بندهای اجرای قطعنامه اخیر قرار گرفته، نه تنها خطای گذشته را جبران نکرده، بلکه در واقع مسأله مسئولیت عراق در کاربرد زور و شروع جنگ را نیز لوث کرده است. بعضی از مواد اجرایی قطعنامه، در تناقض آشکار با یکدیگر قرار دارند… قطعنامه در حالی تقاضای تشکیل کمیته بررسی مسئولیت شروع جنگ را نموده که نتایج این بررسی، منشأ کمترین اثری در سایر تصمیمات اجرایی شورا در مورد خاتمه جنگ نخواهد بود… این قطعنامه در شرایطی به تصویب رسیده که امریکا با اعلام تصمیم مبنی بر اعزام ناوهای جنگی خود به منطقه، بند اجرایی پنجم قطعنامه که درخواست عدم دخالت سایر کشورها در جهت تشدید و گسترش آتش جنگ را دارد، از قبل نقض نموده است… دخالت نیروهای امریکایی در خلیج فارس و افزایش حضور تجاوزکارانه کشتیهای جنگی این کشور در خلیج، نقض آشکار این قطعنامه شورای امنیت خواهد بود و بی‎اعتباری این قطعنامه را مسجّل خواهد ساخت. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، متعاقباً موضع تفصیلی خود را در قبال کلیه بندهای قطعنامه ۵۹۸ اعلام خواهد کرد.[۳۱]چند هفته بعد، یعنی در ۲۲ مرداد ماه ۱۳۶۶، پاسخ مبسوط جمهوری اسلامی ایران به قطعنامه ۵۹۸ منتشر شد. این پاسخ شامل پاسخ وزیر امور خارجه به نامه مورخ ۲۰ ژوییه دبیر کل، منضم به پیوستی بود که در آن مواضع تفصیلی جمهوری اسلامی ایران در مورد قطعنامه ۵۹۸ ذکر شده بود. در نامه وزیر امور خارجه، به تحریکات امریکا و اعمال نفوذ شورای امنیت و بی اثر ساختن ابتکارات دبیر کل توسط این کشور، و همکاری عراق و امریکا اشاره شده است. در پیوست این نامه، مواضع رسمی جمهوری اسلامی ایران در قبال قطعنامه ۵۹۸، به تفصیل در ۱۸ بند ذکر گردیده است. بند اول حاکی از آن است که هدف امریکا از به تصویب رساندن قطعنامه ۵۹۸، انحراف افکار عمومی از مسائل داخلی امریکاست. بند دوم مشتمل به آن است که قطعنامه بدون کسب نظر و مشورت با ایران تدوین شده است. در بند سوم به لزوم تحقق نظریات ایران تأکید گردیده است. در بند چهارم این سؤال مطرح شده که چرا جنگی که در ۲۲سپتامبر ۱۹۸۰ شروع شده، ناگهان به صورت تهدید علیه صلح درمی ‎آید. در بند پنجم اشاره شده است که دبیر کل سعی داشت خطاهای گذشته شورا را جبران کند که با این موضعگیری، شورا بار دیگر از متجاوز حمایت کرد.[۳۲] بندهای دیگر شامل این موضوعات است: خروج شورا از حالت بی‎طرفی، آثار قطعنامه در وخیمتر شدن اوضاع، تخلف امریکا از بند ۵ قطعنامه با افزایش حضور نظامی در خلیج فارس، زمینه‎چینی برای تصویب قطعنامه دیگری علیه ایران توسط امریکا، لزوم تلاش برای اعاده امنیت در خلیج فارس، اشکالاتی که به وسیله حضور نظامی امریکا در خلیج فارس و دعوت کویت از ابرقدرت ها به حضور در منطقه در راه امنیت و ثبات در خلیج فارس ایجاد شده، لزوم تعهد عدم حمله به کشتیها توسط طرفین جنگ و خروج نیروهای بیگانه و بی‎طرفی کشورهای ساحلی، ضرورت اعلام عراق به عنوان متجاوز، ناکافی بودن محکومیت صرف نقض حقوق انسانی و لزوم پیشگیری از این امر، آمادگی ایران برای مبادله اسرا، مناسب بودن طرح هشت ماده‎ای دبیر کل برای اقدامات بعدی وی و ابراز اعتماد به دبیر کل.[۳۳]بدین ترتیب، جمهوری اسلامی ایران قطعنامه ۵۹۸ را نه رد کرد و نه قبول. به عبارتی، قطعنامه ۵۹۸ را به خاطر عناصر مثبتی که داشت رد نکرد، ولی از طرف دیگر چون تمام خواسته‎ های ایران را مد نظر قرار نداده بود آن را هم نپذیرفت. از جمله استدلالات جمهوری اسلامی ایران برای موضع نه رد و نه قبول این قطعنامه، توسط سخنگوی وقت شورای عالی دفاع، آقای هاشمی رفسنجانی، چنین بیان شده است: پیش از این، به علت جهت‎گیریهای ناعادلانه قطعنامه‎ های شورای امنیت، ما این قطعنامه‎ ها را نمی‎پذیرفتیم؛ اما در این قطعنامه نکات مثبتی دیدیم که حاضر شدیم پیرامون آن مذاکره کنیم. جمهوری اسلامی ایران، قطعنامه ۵۹۸ را به طور کلی رد نکرده است، چون در آن جای بحث می‎بیند. توقع دیگران این است که ما قطعنامه را کلاً رد کنیم یا بپذیریم. نکته منفی آن این است که می‎گوید به محض شروع مذاکره و پیش از شناسایی متجاوز و محاکمه آن، آتش‎بس اعلام شود و ما این بند را قبول نداریم. بند مربوط به معرفی متجاوز می‎تواند به عنوان تنها کلید حل مسائل به شمار آید و این نکته مثبتی است، اما باید پیش از اعلام آتش‎بس انجام شود. ما به امریکا سوءظن داریم و می‎دانیم به محض اعلام آتش‎بس آنان در عمل صادق نخواهند بود. بنابراین ما نمی‎توانیم چنین مخاطره‎ای را بپذیریم. ما می‎گوییم اول متجاوز معرفی شود و بعد راه برای حل مسائل جدی هموار خواهد شد. معلوم است که محاکمه و تنبیه متجاوز و بازپرداخت غرامت از همین اقدام آغاز خواهد شد. اگر این جابجایی در بندها انجام شود، راه هموار خواهد شد.[۳۴] در این زمان آیت‎الله خامنه‎ای ریاست جمهور وقت ایران نیز در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۷، بدون اشاره مستقیم به رد یا قبول قطعنامه ۵۹۸ اظهار داشتند: سفر دبیر کل به تهران و مذاکرات مفید وی در مورد قطعنامه ۵۹۸، قدم مفید دیگری در این جهت بود. ما این مذاکرات و گزارش ایشان را مثبت و سازنده ارزیابی می‎کنیم.[۳۵]وی همچنین در پاسخ به سؤال یک خبرنگار خارجی، که عنوان شد آیا در چهارچوب قطعنامه ۵۹۸ امکان صلح وجود دارد یا نه، گفتند: یقیناً وجود دارد و ما فرمول استفاده از این قطعنامه را برای رسیدن به آتش‎بس تهیه کرده و در اختیار دبیر کل قرار داده‎ایم و نکته اصلی، تنبیه متجاوز است که اگر این مسأله حل شود، تمام مسائل حل خواهد شد.[۳۶] بنابراین اظهارات دولتمردان ایران به روشنی نشان می‎داد که ایران بر راه حل دیپلماتیک، به موازات سایر راه حلها، و نیز پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به صورت مشروط، تأکید دارد؛ لذا اگر شرط ایران برآورده شود، این کشور هم قطعنامه را خواهد پذیرفت. این موضعگیری ایران نزدیک به یک سال ادامه داشت. مهم ترین منطق و دلیلی که برای اتخاذ این موضع (نه رد و نه قبول) می‎توان اقامه کرد، این است که جمهوری اسلامی ایران به دلیل موقعیت برتر نظامی اش در جبهه‎ ها، در حال مرور قطعنامه بود و به دلیل عدم تحقق کامل نظریاتش، قطعنامه را نپذیرفت؛ اما به خاطر توجهی که به اصول مورد نظر ایران در قطعنامه شده بود و به دلیل اینکه با توجه به شرایط سیاسی و بین‎المللی، بیش از این امکان امتیاز گرفتن از شورا وجود نداشت، و اصولاً به خاطر «روز مبادا» قطعنامه را هم رد نکرد بلکه سعی نمود تا از طریق دیپلماتیک، روند و محتوای آن را به نفع خود تغییر دهد؛ لذا ایران با ادامه گفتگو با دبیر کل سازمان ملل، تمهیداتی را برای تغییر ترتیب برخی از بندهای قطعنامه پیگیری نمود تا اینکه فعالیت های ایران مؤثر واقع شد و دبیر کل، طرحی را تهیه کرد که به طرح اجرایی دبیر کل مشهور شد.[۳۷]به عبارت دیگر، پس از سفر دبیر کل به تهران، شورای امنیت سازمان ملل به او مأموریت داد تا طرحی در زمینه اجرای قطعنامه ۵۹۸ تهیه کند. طرح اجرایی دبیر کل برای قطعنامه ۵۹۸ با جابه جا کردن بعضی از بندهای مستخرج از خود قطعنامه بود که نظرات ایران را تا حدودی تأمین می ‎کرد، زیرا گام نخست در اجرای این طرح، تشکیل کمیته‎ای برای تعیین متجاوز بود. در نتیجه، جمهوری اسلامی ایران توانست شماری از اصلاحات مورد نظر خود، نظیر بند ۶ و ۷ و ۸ را در متن قطعنامه بگنجاند که از همه مهمتر بند ۶ آن بود. بنابراین موضع «نه رد و نه قبول» قطعنامه از سوی ایران، بر اثر دلایل مختلف، که یکی از آنها گنجاندن خواسته‎ های ایران در قطعنامه بود، کم کم به سوی قبول قطعنامه گرایش پیدا کرد تا اینکه پس از عقب‎نشینی از برخی مناطق جنگی، همچون عقب نشینی از حلبچه توسط ایران در ۲۲ تیر ۱۳۶۷، سلسله جلساتی در داخل کشور(ایران) با هدف اتخاذ تصمیم نهایی درباره جنگ تشکیل شد.[۳۸] در نشست مشترک رؤسای سه قوه، مجلس خبرگان و شورای نگهبان، شرایط سیاسی ـ نظامی کشور مورد بررسی قرار گرفت. امام راحل نیز در روز پنج‎شنبه و جمعه، ۲۳ و ۲۴ تیرماه، مشورتهایی را به صورت جداگانه انجام دادند؛ ولی نشست اصلی بر اساس دستور امام و با حضور چهل تن از شخصیتهای مهم کشور، در روز شنبه ۲۵ تیر ۱۳۶۷، تشکیل شد. امام در پیامی به این جلسه که مرحوم حاج سید احمد خمینی آن را قرائت کرد، ضمن بیان نظرات خود، تصمیم‎ گیری در مورد آینده جنگ را به مسئولین حاضر در جلسه واگذار کردند.[۳۹] یعنی امام خمینی(س) در برخورد با این مسأله (قطعنامه) همچون تمام مسائل کلان دیگر مملکتی، با سران کشور مشورت کرده و آنگاه به اتخاذ تصمیم نهایی مبادرت ورزیدند. در مورد این جلسه آقای هاشمی می‎گوید: طی دو ـ سه روز گذشته، جلسات متعددی با حضور سران کشور تشکیل شده و جمع بندی تمام این جلسات به حضور امام رسیده است. طی بحثهایی که صورت گرفت، مجموعه شرایط، جمهوری اسلامی را به این نتیجه رساند که برای مصلحت انقلاب، قطعنامه ۵۹۸ را بپذیرد… ایران تا به حال خواستار آن بود که ابتدا کمیته تعیین متجاوز تعیین شود ولی فعلاً با توجه به شرایط جدیدی که پیش آمده است، از آن شرط خود صرف‎نظر کردیم… وقتی به ما اطمینان دادند که ترکیب کمیته تعیین متجاوز، به گونه ‎ای خواهد بود که واقعاً به حق رسیدگی می‎کند، ما از شرط قبلی خود صرف‎نظر کردیم.[۴۰]در همین رابطه، جلسه ای با حضور سران سه قوه و نخست وزیر وقت در منزل آقای هاشمی رفسنجانی برگزار شد که طی آن، آقای رفسنجانی خطاب به حضار نکاتی را که حاوی حدود بیست بند بود قرائت کرد. محتوای کلی این بندها تصریح بر ضرورت پذیرش قطعنامه و دلایل توجیهی آن بود. قرار بر این می شود که این بندها عیناً در جلسه ای در حضور امام قرائت شود. آقای مهندس میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت کشور، بعدها اظهار داشت که با برخی از این بندها موافق نبوده است اما به دلیل جوّ حاکم بر جلسه، تصمیم می گیرد که در این زمینه سکوت نماید. نهایتاً اینکه نتیجه این جلسه طبق پیش بینی های قبلی در حضور حضرت امام خمینی(س) قرائت شده و ایشان نیز بر اساس مصالح انقلاب و نظام بر این تصمیم صحه گذاشتند.[۴۱]در پی این تصمیم، رئیس جمهور وقت ایران، طی نامه‎ای به دبیر کل سازمان ملل در ۲۷ تیر ۶۷ اعلام کرد: ایران تصمیم گرفته است که رسماً قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را به خاطر اهمیتی که برای حفظ جان انسانها، برقراری عدالت و صلح و امنیت منطقه و بین‎المللی قائل است، بپذیرد.[۴۲]بنابراین جمهوری اسلامی ایران پس از هشت سال دفاع در مقابل رژیم عراق، بالاخره به قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت جواب مثبت داده و توافق خود را برای برقراری آتش‎بس و پایان جنگ اعلام ‎داشت. به عبارت دیگر، مسئولین مملکتی ایران که در تمام طول جنگ با قطعنامه‎ های سازمان ملل مخالفت می ‎کردند، در این شرایط مصلحت نظام را در اتمام جنگ دیده و با پذیرش قطعنامه موافقت کردند. امام خمینی(س) هم که طبق دیدگاه های فقهی خود، جنگ ایران و عراق را جنگ حق و باطل دانسته و همواره بر تداوم آن تا شکست کامل باطل تأکید می کردند، در این زمان بر اجماع نظر مسئولین مملکتی در مورد پذیرش قطعنامه صحه گذاشته و بر خلاف دیدگاه اولیه شان، آن را ‎پذیرفتند. یعنی از آنجایی که مسئولین مملکتی مورد اعتماد بوده و امام به دلسوزی آنها برای کشور و مملکت اعتماد کامل داشتند، تشخیص سرنوشت جنگ را به آنها واگذار کرده و بر تصمیم نهایی آنها در مورد سرنوشت جنگ در جلسه ۲۵ تیرماه ۱۳۶۷ ـ که منجر به پذیرش قطعنامه شد ـ صحه گذاشتند و فرمودند: با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم.[۴۳]حال پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ این سؤال به ذهن می‎رسد که چرا ایران، یا به عبارتی دیگر، امام خمینی(س) و دیگر مسئولین نظام، با پذیرش این قطعنامه و اتمام جنگ موافقت کردند. آنها که همواره بر تداوم جنگ و شعار «جنگ، جنگ، تا پیروزی»[۴۴] تأکید می ‎کردند، پس چرا با وجود اینکه دشمن شکست نخورده بود و ایران به تمامی خواسته‎ های خود نرسیده بود، با قطعنامه ۵۹۸ موافقت کردند؟ البته هرچند خود قطعنامه ۵۹۸ و مفاد آن دارای خصوصیاتی است که تا حدودی خواسته‎ های ایران را برآورده کرده و او را به سوی پذیرش قطعنامه سوق می‎داد، ولی بر روی این امر به عنوان تنها عامل پذیرش قطعنامه توسط ایران نمی‎توان انگشت گذاشت، بلکه در پذیرش قطعنامه دلایل و زمینه‎ های دیگری وجود داشتند که می‎توان از آنها به عنوان عوامل اصلی و به اصطلاح عمده‎ترین و اساسی‎ترین دلیل پذیرش قطعنامه یاد کرد؛ لذا در ادامه به بررسی این دلایل و زمینه‎ ها پرداخته می‎شود.

۵. علل و عوامل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران

عوامل پذیرش قطعنامه را می‎توان در دو بعد داخلی و بین‎المللی مورد بررسی قرار داد. یعنی در این دو بعد، علل و عواملی وجود داشته که مجموع آنها ایران را به سوی پذیرش قطعنامه سوق داده و در نهایت سبب پذیرش آن توسط ایران شد.

الف) عوامل داخلی پذیرش قطعنامه ۵۹۸

اوضاع و احوال داخلی ایران و توجه به ظرفیتهای موجود، همواره به عنوان یک عامل بسیار مهم و دخیل در سیاست تداوم جنگ و بالاخره اتمام آن و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نقش داشته است؛ به گونه ‎ای که در تمام مراحل جنگ، تصمیم‎ گیری ها، با توجه به وضعیت داخلی کشور در ابعاد اقتصادی، سیاسی و نظامی صورت می‎گرفت. لذا این موارد در زمان پذیرش قطعنامه به عنوان عامل اصلی و تأثیرگذار، قابل بررسی می‎باشند که به آنها پرداخته می‎شود:

1. وضعیت اقتصادی

در زمینه اقتصادی باید گفت که در سال های اولیه جنگ، از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵، وضعیت اقتصادی کشور به گونه ‎ای بود که به نظر می ‎رسید امکان تحقق «جنگ، جنگ، تا پیروزی» وجود دارد و مشکل حادی در بعد اقتصادی وجود نداشت؛ به گونه ‎ای که این امر، ایران را به تداوم جنگ تشویق می ‎کرد؛ اما در مقاطع پایانی جنگ، وضعیت بد اقتصادی، ایران را به ناچار به سمت پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سوق داد.‎ به طور کلی در طول جنگ، وجود عامل نفت در اقتصاد ایران، به عنوان مهم ترین و اصلی‎ترین منبع درآمد، سبب شده بود تا تمام بخشهای اقتصادی کشور تابعی از آن به شمار آمده و حتی درآمدهای مالیاتی نیز به نوعی وابسته به میزان فروش نفت باشد. به همین خاطر، روند کاهش سهم نفت در ترکیب درآمدهای بودجه سال های پس از انقلاب، بویژه سال های ۶۵ و ۶۶، مسلماً موجب بروز نارساییها و نوساناتی در مسائل و امور جاری اقتصادی کشور گردید.[۴۵] از طرفی، بخش خدمات نسبت به سایر بخشها بیشترین سهم را در تولید ناخالص داخلی داشت، به گونه ‎ای که فعالیت های بخش خدمات با نیازهای دو بخش کشاورزی و صنعت هماهنگ نبود. در بخش صنعت نیز، اعمال سیاست های نامشخص، تصمیم‎ گیری غیرمتمرکز و توزیع جغرافیایی امکانات به گونه ‎ای نامتعادل، ارائه خدمات را نارسا و نامطلوب کرده بود. از طرف دیگر، نظام غلط توزیع، عامل اصلی و واقعی تورم‎زایی و مشکلات ناشی از آن بوده است و سهم نامناسبی از فعالیت های بخش خدمات، مربوط به خدمات غیر مولد واسطه است،[۴۶] که اینگونه فعالیت ها همواره در جهت تضعیف اقتصاد کشور و در پی سرمایه‎گذاریهای زودبازده و کسب سودهای کلان بوده است. به عبارت دیگر، رشد بسیار اندک صنعت، کاهش سهم کشاورزی در مقابل سهم فزاینده بخش خدمات، بویژه فعالیت های بازرگانی، سبب اشاعه عملیات واسطه‎ ها و دلالان، و دست به دست شدن کالا و رشد روزافزون مشاغل غیر مولد و کاذب گردید. سودهای کلانی که از این طریق حاصل می‎گردید و مقایسه آن با سودهای سایر بخشها، روشنگر یکی از دلایل مهم رکود صنعت و کشاورزی در اقتصاد ایران بوده و مغایر با اهداف و آرمانهای اجتماعی دولت در دفاع از حقوق محرومان و مستضعفان، تأمین عدالت اسلامی، رفع نابرابریهای اقتصادی، کنترل تورم و سالم‎سازی شد.[۴۷] در چنین شرایطی چاره‎ای جز تکیه بر نفت و صادرات آن نبود؛ اما هنگامی که درآمدهای نفت به واسطه تحریمهای بین‎المللی و فشارهای خارجی اقتصادی کاهش یافت، تأثیر مستقیم آن بر بودجه نظامی و جنگی مشهود گشت. این امر موجب تصمیم ناگزیر دیگری مبنی بر چاپ اسکناس بدون پشتوانه شد، که خود نرخ تورم را در درازمدت افزایش داده و مشکلات اقتصادی ناشی از آن را تشدید می ‎کرد.[۴۸] لذا با توجه به مشکلات مطرح شده، می‎توان گفت که در مقاطع پایانی جنگ، وضع اقتصاد ملی روند نزولی را طی کرده بود. تولید ناخالص ملی در سال های ۶۴ تا ۶۷ با کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی و تنگناهای ارزی ناشی از آن، که بخشهای مختلف اقتصادی را متأثر می‎ساخت، روند نزولی پیدا نمود. درآمد ملی کشور که بیشتر تابعی از نفت بود و کاهش قیمت آن در سال های ۶۴ تا ۶۷ ـ که حتی به مرز پنج دلار در هر بشکه در سال ۶۵ رسیده بود ـ دچار کاهش شدید شد.[۴۹] همچنین سرمایه‎گذاری در دوران جنگ، سالانه به طور متوسط ۵/۱۳ درصد کاهش یافت.[۵۰] بیکاری به رقم قابل توجهی رسید. از طرف دیگر، افزایش حجم پول و نقدینگی و کسر بودجه شدید و استقراض دولت از بانک مرکزی و در نتیجه، تورم در دوران جنگ، بخصوص در مقاطع پایانی آن و ایجاد حالت دو قطبی در جامعه در سهم درآمد ملی که داراییهای کشور را در دست عده‎ای خاص محدود کرده بود و. .. از هر جهت بر اقتصاد کشور فشار آورده و آن را فلج کرده بودند. در هر حال به دلیل شرایط بد اقتصادی کشور، در بهار سال ۱۳۶۷ آقای ایروانی، وزیر اقتصاد و دارایی کشور، ضمن ارسال نامه ای به آقای مهندس میرحسین موسوی به طرح مشکلات حاد اقتصادی کشور پرداخته و لزوم تغییر در روشهای جنگی را گوشزد می نماید. رونوشتی از این نامه نیز بدون اطلاع مهندس میرحسین موسوی، خدمت امام ارسال می شود، که بعدها امام در بیان دلایل پذیرش قطعنامه، خطاب به نخبگان و شخصیتهای برجسته کشور، از آن تحت عنوان نامه دولت یاد می کند. مهندس موسوی که شخصاً با برخی از مفاد نامه موافقت نداشت، به دلیل احترام و اعتقاد وافری که به رهبر کبیر انقلاب داشت، از پرداختن به این موضوع در آن مقطع تاریخی خودداری نمود؛ اما آنچه که مسلم است این نکته است که مشخص نگردید که این نامه به ابتکار شخص آقای ایروانی به نگارش درآمد و یا اینکه از سوی شخصیت دیگری توصیه گردیده بود؛ بخصوص اینکه معمول نبود که رونوشت مکاتبات بین وزیران و نخست وزیر، به رهبری انقلاب ارسال شود.[۵۱]

۲. وضعیت سیاسی

در وضعیت سیاسی کشور در سال های پایانی جنگ، چند مسأله اساسی اوضاع را بحرانی نمود و تداوم جنگ را مشکل کرد. مهم ترین مسأله سیاسی در داخل کشور در دوره مورد نظر، انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی بود. با نزدیک شدن انتخابات، برچسب زدنها از سوی جریانات درگیر مناقشات انتخاباتی، متأسفانه با انگها و شعارهای گروهی مختلف به صورت دو جناح متخاصم اوج گرفت. هر کسی با ملاکهای خاص خود به قضاوت در مورد خط امام و میزان پیروی و عدول از مواضع انقلاب می ‎پرداخت؛ این حرکت گاه تا جایی پیش می‎رفت که تنها می شد آن را محلی برای تسویه حسابهای شخصی، طایفه‎ای و گروهی تلقی کرد و کمتر نشانی از واقعیت و حقیقت در آن مشاهده می‎شد.[۵۲] گروههای سیاسی داخل به جای اینکه جنگ را رأس امور خود قرار دهند، سعی می ‎کردند با دستاویز جنگ، گروه مخالف را از میدان بیرون کنند.[۵۳] حضرت امام در ۱۱ فروردین ۶۷ پیام مهمی می‎ دهند و در آن هشدارهای فراوانی نسبت به خطر دور شدن مردم از صحنه‎ های انقلاب داده و خاطرنشان می‎سازند که انتخابات آزاد است و مردم نیاز به قیم ندارند و در خاتمه، اتمام حجتی راجع به جنگ کرده، می‎فرمایند: درنگِ امروز فردای اسارتباری را به دنبال دارد.[۵۴] ایشان مردم را به هوشیاری دعوت کرده می‎فرمایند: این روزها روز امتحان الهی است.. .. امروز روز عاشورای حسینی است. امروز ایران کربلاست، حسینیان آماده باشید.[۵۵] اما به جای اینکه مسأله اصلی در این پیام، که اتمام حجت درباره جنگ بود، در رسانه‎ ها مورد بررسی قرار گیرد، از این پیام به عنوان «متن پیام تاریخی حضرت امام به مناسبت برگزاری انتخابات سرنوشت‎ساز سومین دوره مجلس شورای اسلامی» یاد می‎کنند. البته این حرکت نیز در جهت همان وضعیت سیاسی ناگوار یاد شده صورت می‎گیرد. در مورد انتخابات، در نهایت، این امر به اینجا رسید که گروهها ضمن متهم نمودن همدیگر به دخالت در آن، ادعا می‎کنند که انتخابات مجلس با تقلب صورت گرفته و بعضی از آنها خواستار ابطال آن بخصوص در تهران می‎شوند. این درگیری بسیار اوج می‎گیرد تا سرانجام پس از نامه نگاریهای وزیر کشور و رئیس جمهور، حضرت امام دخالت می‎کنند و انتخابات تهران مورد تأیید قرار می‎گیرد، و طبیعتاً گروهی که خواستار ابطال آن بودند ناراضی باقی می‎مانند. مسأله دیگر، میزان پشتیبانی و دخالت دولت در جنگ بود. متأسفانه همین درگیریهای گروهی باعث شده بود که نظرات نسبت به دولت و حمایتها از آن، به تابعی از این گروه‎بندیها مبدل شود.[۵۶] طبیعی بود که دولت در چنین موضعی هیچ گاه نمی‎توانست با قدرت اعمال نظر کند، بلکه با موافقتها و مخالفت هایی روبه رو بود که او را محدود می ‎کرد. در هر حال و در چنین شرایطی که لزوم ارتباط و دخالت هرچه بیشتر دولت در پشتیبانی از رزمندگان اسلام و جبهه های جنگ احساس می شد، آقای هاشمی رفسنجانی، که از طرف امام به عنوان فرمانده جنگ منصوب شده بود، به مهندس میرحسین موسوی پیشنهاد نمود که ریاست ستاد تازه تشکیل فرماندهی کل قوا را به عهده گیرد که وی پذیرش آن را منوط به شرایطی اعلام می کند که مورد موافقت آقای رفسنجانی قرار نمی گیرد. این موضوع اندکی به تأخیر می افتد تا زمانی که بر اثر هجومهای نظامی عراق در اواخر جنگ و سقوط برخی از مواضع رزمندگان اسلام، با پیشنهاد مجدد آقای هاشمی و پذیرش شرایط مورد نظر آقای موسوی، وی به تشکیل ستاد خویش مبادرت می ورزد. دستور کشاندن سریع نیروهای جنگی ایران از غرب کشور به جبهه های جنوب، و دفاع از خوزستان، از اولین تصمیماتی بود که به دنبال این موضوع اتخاذ شد.[۵۷] واقعیت این است که این تصمیم که هدف اساسی اش تمرکز برنامه ریزی و تعیین استراتژی سیاسی و نظامی کشور، و بهره برداری از امکانات بالقوه و بالفعل کشور در راستای تداوم نبرد با دشمن با هدف دستیابی به خواسته های مشروع و بحق بود، بسیار دیر اتخاذ شد و متأسفانه نتوانست از روندی که در اواخر جنگ به نفع عراق در جبهه ها حاکم گشته بود، جلوگیری نماید. بدیهی است اگر این تصمیم در ماهها و سال های نخست پس از تجاوز عراق به کشور، اتخاذ شده بود، می توانست سرنوشت جنگ را غیر از آنچه در تیرماه سال ۱۳۶۷ شاهدش بودیم رقم زند.

۳. وضعیت نظامی

بهار سال ۱۳۶۷ در حالی آغاز شد که تحولات جنگ به گونه ای ناگهانی و غافلگیرانه، به زیان ایران و سود عراق شکل گرفته بود. کارشناسان و تحلیلگران نظامی و استراتژیک ایرانی و خارجی، در توضیح چنین مسال های، عوامل مختلفی نظیر حضور نظامی امریکا در خلیج فارس، اقدام نظامی امریکا علیه ایران، افزایش حمایتهای دیپلماتیک و تسلیحاتی شوروی سابق از عراق و… را مورد اشاره قرار داده اند. به نظر می رسد با بررسی استراتژیک و عملکرد نیروهای نظامی طرفین در ماههای پایانی جنگ، بتوان ضمن ترسیم دقیقی از شرایط نظامی طرفین، علت تغییر موازنه قوای نظامی به سود عراق را تا حدود زیادی روشن ساخت. در ارتباط با ایران نکات ذیل قابل توجه می باشند:

ـ فقدان تسلیحات و امکانات نظامی مورد نیاز رزمندگان اسلام، بخصوص پس از افشای قضیه مک فارلین.[۵۸]

ـ فروکش کردن حضور نیروهای مردمی در جبهه های جنگ، به دلیل عدم دستیابی سریع به اهداف و شعارهایی که به صورت مداوم در روزهای قبل از هر عملیات، مبنی بر نهایی بودن این عملیات، سرداده می شد.[۵۹]

ـ اتخاذ استراتژی عملیاتی غلط گسیل نیروها از جبهه های جنوب به غرب کشور، که منجر به آماده سازی زمینه برای موفقیت تهاجم ارتش عراق در منطقه جنوب گردید.

ـ تداوم شکاف و اختلاف بین ارتش و سپاه و دامن زدن به این مسأله از سوی برخی افراد و گروهها. آنچه که تحت عنوان دور جدید تهاجمات موفقیت آمیز ارتش عراق علیه نیروهای ایرانی در بهار سال ۱۳۶۷ صورت پذیرفت، حاصل تغییری بود که در استراتژی نظامی عراق از سال ۱۳۶۶ انجام شد. مبتنی بر استراتژی نظامی جدید عراق، ارتش این کشور نیز ضمن فراهم ساختن آمادگیهای لازم در خود برای مقابله با تهاجم قوای ایرانی، تمهیداتی را با پشتیبانی قدرت های بزرگ اندیشید که نتیجه طبیعی آن، کسب توانایی لازم برای بازپس گیری مناطق از دست رفته در منطقه جنوب بود.[۶۰] برخی از مهم ترین اقدامات و سیاست های نظامی عراق در این تاریخ، که منجر به برتری آن نسبت به قوای ایرانی گردید عبارت بودند از:[۶۱]

ـ موفقیت در ایجاد زیرساختهای لازم برای فن آوری تولید موشکهای دوربرد؛ به گونه ای که عراق را قادر ساخت تا مراکز سیاسی و اقتصادی عمده ایران را مورد حمله قرار دهد.

ـ بازسازی و تحول عمیق خطوط پدافندی خویش با هدف جلوگیری از تحرک موفقیت آمیز نیروهای ایرانی، بخصوص در مناطق جنوبی.

ـ افزایش کمّی و کیفی یگانهای نظامی و سازمان رزم ارتش عراق.

ـ اجرای عملیات محدود در منطقه جنوب با اهداف ممانعت از تهاجم نیروهای ایرانی، تقویت روحیه نیروهای عراقی و به دست گرفتن ابتکار عمل نظامی.

ـ فعال کردن منافقین در انجام عملیات های نظامی با هدف گرفتن اسیر، و بهره گیری از آنها در تخلیه اطلاعاتی اسرای ایرانی. در مجموع، عدم افزایش و به عبارت بهتر، کاهش توان نظامی ایران از یک طرف، و جهش ارتش عراق در افزایش توان نظامی خویش از طرف دیگر در سال پایانی جنگ، باعث شد تا موازنه نظامی بین دو کشور کاملاً به نفع عراق تغییر یابد و این مسأله بخصوص با ورود جدی تر دو ابرقدرت وقت، یعنی امریکا و شوروی، در حمایتهای علنی و گسترده از عراق تشدید شد؛ به گونه ای که ادامه وضع جاری در آن سال برای ایران بسیار خطرناک تلقی می شد. گرچه بعضی ها، یکی از دلایل پذیرش قطعنامه از سوی امام را نامه فرمانده کل سپاه به ایشان دانسته و معتقدند که اشاره سردار محسن رضایی به لزوم تأمین تسلیحات گسترده، از دیدگاه حضرت امام به معنای عدم تمایل رزمندگان اسلام و فرماندهان آنها به ادامه جنگ تعبیر شده است؛ ولی فارغ از دلایل نگارش چنین نامه ای و اینکه آن نامه با توصیه چه کسی و با چه منظوری تهیه شد و در اختیار امام خمینی(س) قرار گرفت، واقعیت این است که فرآیند حاکم بر قوای نظامی دو کشور به گونه ای بود که نتیجه ای جز آنچه مشاهده شد، قابل تصور نبود.

ب) عوامل بین‎المللی پذیرش قطعنامه ۵۹۸

علاوه بر عوامل داخلی که ایران را به پذیرش قطعنامه واداشت، اوضاع و احوال و عوامل بین‎المللی نیز در اتخاذ این تصمیم توسط جمهوری اسلامی، نقش و تأثیر قاطعی داشت. این عوامل را می‎توان در سه بعد اقتصادی، سیاسی و نظامی بررسی کرد؛ یعنی فشارهای بین‎المللی بر ایران در سه زمینه اقتصادی، سیاسی و نظامی، از عوامل مهم تأثیرگذار در اتخاذ تصمیم پذیرش قطعنامه و راضی شدن ایران به اتمام جنگ می‎باشند، که در زیر به بررسی دقیق آنها می ‎پردازیم:

۱. فشارهای اقتصادی

هدف غرب و شرق پس از مشاهده قدرت رزمی جمهوری اسلامی در تهاجمات خود به عراق تا عملیات کربلای پنج، بر این امر قرار گرفت که به هر صورت از پیروزی قطعی ایران جلوگیری کنند. در این راستا با توجه به وابستگی تقریباً کامل ایران به صادرات نفت، اولین اقدامی که آنها انجام دادند فشارهای اقتصادی در قالب کاهش قیمت نفت و عدم خرید نفت این کشور و نیز جلوگیری از صادرات نفتی از طریق تهاجمات عراق بود.[۶۲] شروع این حرکت از سال ۱۳۶۵ آغاز گردید اما تداوم آن، موجب وارد شدن ضررهای سنگین به ایران در سال های بعدی شد. البته ابتدا به نظر می ‎رسید که ژاپن و کشورهای اروپایی، به خاطر بعضی رقابتهای دیرینه اقتصادی با امریکا، احتمالاً حاضر به خرید نفت ولو به قیمت ارزان باشند، اما ژاپنی ها و آلمانی ها در ملاقات هایشان اظهار داشتند که تا ایران مسأله‎اش را با امریکا ـ یعنی پذیرش صلح ـ حل نکند، نفت نخواهند خرید. اولین تأثیر کاهش صادرات نفت بر جنگ این بود که موجب شد در خرید تسلیحات، که معمولاً از بازار سیاه و با قیمتهای کلان تهیه می‎شد، ایران در فشار جدی قرار گیرد. حرکت دیگری که از نظر بین‎المللی در این راستا انجام شد، تعطیل دفاتر خرید تسلیحات ایران در خارج بود. به عنوان مثال، انگلستان در اول مهرماه، دفتر خرید وسایل صنعت ایران را در لندن که یکی از دفاتر مذکور بود، تعطیل می‎کند،[۶۳] و تهیه اسلحه را نیز مشکل می ‎سازد. در ادامه فشارهای اقتصادی بین‎المللی، می‎توان به این نکته اشاره کرد که در جنگ نفتکش ها، ایران با جبهه دیگری در خلیج فارس درگیر شد و هزینه‎ های جنگی زیادی را متحمل گشت؛ به گونه ‎ای که با توجه به خسارات وارده به تأسیسات نفتی ایران، دشواریهای جدیدی در راه فروش نفت و درآمدهای ایران به وجود آمد. به طور کلی مجموعه این شرایط از نظر اقتصادی فشار زیادی بر جمهوری اسلامی ایران وارد آورده و مدیریت جنگ را با مشکلات جدیدی روبه رو ساخت؛ تا اینکه در نهایت، ایران را مجبور به پذیرش قطعنامه نمود.

۲. فشارهای سیاسی

از مدتها پیش امریکا درصدد تصویب قطعنامه‎ای در سازمان ملل بود که ایران را وادار به پذیرش صلح نماید. در این ارتباط، سیزدهمین اجلاس سران هفت کشور صنعتی غرب، در ونیز در ۲۰ خرداد ۱۳۶۶، طی یک بیانیه سیاسی رسمی در مورد جنگ ایران و عراق، از سازمان ملل می‎خواهد که با فشار به ایران و عراق برای قبول مذاکره، هر چه سریعتر اقداماتی برای پایان جنگ به عمل آورد.[۶۴] این از مهم ترین نشانه‎ های حرکت غرب برای فشار سیاسی به ایران محسوب می‎شد. شوروی نیز که تأمین کننده اصلی تسلیحات عراق ـ بخصوص موشکهایش ـ به شمار می ‎آمد، سعی می ‎کرد به واسطه ایران، بتواند امتیازاتی در رابطه با افغانستان از غرب بگیرد. به عبارت دیگر، منتظر بود تا ایران بیش از پیش به او وابسته شود، تا این کشور بدین وسیله با وجه‎المصالحه قرار دادن ایران، از غرب امتیاز بگیرد. یکی از حرکت های مهمی که در این راستا انجام می‎ دهد، پیگیری روند آشتی ملی در جهان عرب، به موازات غرب بود؛[۶۵] لذا در ملاقات هایی که گورباچف با رهبران سوریه و لیبی انجام می‎ دهد، موفق می‎شود تا نظر آنها را برای مخالفت با ایران جلب نماید؛ به گونه ‎ای که قذافی در اجلاس بیستمین سالگرد انقلاب دانشجویان در طرابلس، با اشاره به ارتش عراق یاد‎آور می‎شود که عراق، به عنوان یکی از دشمنان استراتژیک اسرائیل به شمار می‎رود.[۶۶]در این اوضاع و احوال، سرانجام سازمان ملل با تصویب قطعنامه ۵۹۸ و مجبور کردن ایران به پذیرش آن با توجه به تهدیدات ذکر شده در آن، حلقه فشارها را بر ایران تنگتر نمود. در این میان، پیام امام خمینی(س) به حجاج بیت‎الله الحرام در مورد تداوم جنگ و رد صلح، کشتار فجیع حجاج ایرانی توسط عمال عربستان را به دنبال داشت و بدین وسیله کشورهای منطقه، بخصوص عربستان، عزم جزم خود را علیه ایران نشان دادند. در اجلاس فوق‎العاده سران عرب در عمّان نیز که در ۱۸/۸/۱۳۶۶ تشکیل می‎شود، مواضع خصمانه‎ای علیه جمهوری اسلامی ایران تصویب می‎گردد. در بیانیه پایانی آمده است که: سران شرکت کننده در اجلاس، نگرانی خود را از ادامه جنگ و اصرار جمهوری اسلامی ایران بر ادامه اعمال تجاوزکارانه خود و تهدید علیه منطقه خلیج فارس ابراز می‎دارند. سران، ضمن همبستگی با عراق در مقابل ایران، ایران را به خاطر اشغال بخشی از سرزمینهای عراق و اتلاف وقت در مورد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت محکوم می‎نمایند. سران، خواستار اجرای کامل و با همان ترتیب صدور قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت توسط ایران و فشار بین‎المللی به منظور وادار کردن ایران به پذیرش سریع آن می‎شوند.[۶۷] پس از این اجلاس، ایران بار دیگر بر موضع خود برای تداوم جنگ تأکید نمود. امریکا که شاهد این وضع بود، تلاش خود را برای تحریم تسلیحاتی ایران به عنوان قدم دوم افزایش ‎داد. والترز، نماینده امریکا در سازمان ملل، که ریاست شورای امنیت را در اواخر سال ۱۹۸۷ بر عهده داشت، طی مصاحبه‎ای با واشنگتن پست اظهار امیدواری می‎کند که بتواند در اوایل سال ۱۹۸۸ تحریم تسلیحاتی علیه ایران را با برخورداری از حمایت چین و شوروی، که تا به حال مخالفت می ‎کردند، به تصویب برساند؛[۶۸] اما با توجه به اینکه شوروی همچنان به مخالفت ادامه می‎داد، امریکا به تنهایی وارد درگیری محدود نظامی شد و وقایع بعدی، از جمله حمله به مسافران هواپیمای مسافربری ایران، مسیر تحرکات سیاسی را به سمت پذیرش قطعنامه سوق ‎داد.

۳. فشارهای نظامی

امریکا که در دوران جنگ ایران و عراق صدمات سیاسی زیادی خورده بود و تحمل یک ضربه دیگر در قالب شکست عراق را به هیچ عنوان نداشت، تمام تلاش خود را در عقب راندن ایران به کار برد؛ لذا زمانی که از طریق تحریمها و فشارهای اقتصادی و سیاسی به نتیجه مطلوبی نرسید، از طریق نظامی دست به کار شد؛ به گونه ‎ای که از ابتدای اردیبهشت ۱۳۶۶ زمزمه حضور ناوگانهای کشورهای خارجی و بخصوص امریکا در خلیج فارس، به بهانه ایجاد امنیت در کشتیرانی منطقه و به قصد تأمین منافع خود، آغاز ‎گردید.[۶۹]در این زمینه، پس از رفت و آمدهای بیشمار مقامات سیاسی شرق و غرب به کشورهای حوزه خلیج فارس، در جهت دعوت این کشورها از آنها برای اسکورت نفتکش هایشان، ابتدا کویت به شوروی اجازه داد که با ورود ناوگانهای خود به خلیج فارس و زدن پرچم شوروی بر فراز نفتکش های کویتی، از آنها در مقابل تعرضات جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کند؛ اما برخوردهای اندک نظامی که در این آبراه کوچک اتفاق ‎افتاد شرایط را بحرانی‎تر ‎کرد؛ به گونه ‎ای که در ۲۶ اردیبهشت ۶۶، یک نفتکش شوروی در حالی که در حال حمل نفت کویت با پرچم شوروی بود، با مین برخورد کرد.[۷۰] در فردای آن روز (۲۷ اردیبهشت) ناو «استارک»، هدف دو فروند موشک «اگزوسه» میراژ اف ـ ۱ عراقی قرار می‎گیرد، که ۳۷ ملوان امریکایی به هلاکت می‎رسند.[۷۱] در ۲ مرداد، نفتکش چهارصدهزار تنی «بریجستون»، که با پرچم امریکا برای بارگیری نفت کویت عازم بندر «الاحمدی» بود، در فاصله ۱۲ مایلی دریای غرب جزیره فارس در اثر اصابت با مین آسیب دید.[۷۲] در ۱۶ مهرماه، هلی‎کوپترهای نظامی امریکا بر فراز قایقهای تندروی ایران به پرواز درآمدند و آنها با «استینگر» حمله کرده و یکی از هلی‎کوپترها را سرنگون کردند.[۷۳]در ۲۳ مهرماه، کشتی امریکایی «سانگاری» هدف موشک «کرم ابریشم» قرار ‎گرفت.[۷۴] در ۲۷ مهر ماه، امریکا به سکوی «رشادت» و «رسالت» ایران حمله ‎کرد و بالغ بر نیم میلیارد دلار خسارت وارد نمود.[۷۵]

در نیمه شب ۳۰ مهرماه، هلی‎کوپترهای امریکایی در پنجاه مایلی شمال شرقی بحرین، کشتی باری ایران موسوم به «ایران اجر» را با راکت و مسلسلهای سنگین، به بهانه مین‎گذاری، مورد حمله قرار ‎دادند.[۷۶]پس از حوادث اولیه، حضور نظامی امریکا و متحدانش در خلیج فارس به طور بی‎سابقه‎ای افزایش یافت. کشورهای منطقه نیز به تقویت ناوگانهای خارجی، بویژه امریکا، رضایت دادند. ورود این نیروهای عظیم به خلیج فارس، که به بهانه حمایت از صدور نفت کویت، آغاز شده بود، از جانب ایران به منزله اعلام عملی جنگ علیه ایران تلقی می‎شد و بسیاری معتقدند که امریکا با چنین اقداماتی، آگاهانه به استقبال درگیری مستقیم و محدود با ایران رفته است. به طوری که روزنامه دیلی‎تلگراف می‎نویسد: امریکا طرح یک حمله هوایی به ایران را در سر می ‎پروراند. یک منبع نظامی موثق گفت که اگر امریکا دست به یک حمله هوایی علیه ایران بزند، از پایگاه نیروی دریایی در بندرعباس شروع خواهد کرد.[۷۷]علاوه بر حضور امریکا و درگیری آن با ایران، در تداوم این فشارهای نظامی، تجهیز عراق که به طور بی‎سابقه‎ای از اوایل سال ۶۶ شروع شده بود، در سطح وسیعی تداوم یافت. در این زمینه حجم وسیع کمک های اطلاعاتی امریکا به عراق، ایران را در جنگ با مشکل مواجه کرده بود. همچنین امریکا با عملیات «طرح استانچ» به تحریم ایران پرداخته و سعی کرد تا از رسیدن هرگونه سلاح به ایران خودداری نماید.[۷۸] شوروی هم هماهنگ با امریکا، از یک سو به حمایت وسیع تسلیحاتی از عراق پرداخته و از سوی دیگر، با تحریم تسلیحاتی ایران خواهان پذیرش صلح توسط آن گردید می‎شود. سفیر شوروی در امارات در این زمینه می‎گوید:

ایران مسئول شکست تلاشهای بین‎المللی برای پایان دادن جنگ است و باید سرزنش شود.[۷۹]کشورهای اروپایی نیز به کمک تسلیحاتی عراق و تحریم ایران پرداختند، در این زمینه کشورهایی چون فرانسه، انگلستان، آلمان غربی و… نقش مهمتر و اساسی‎تری داشتند. کشورهای منطقه هم با حمایت وسیع تسلیحاتی از عراق، سعی کردند تا با تمام قوا از او پشتیبانی کنند به گونه ‎ای که در این زمینه، کشور مصر به ارسال نیروهای مجرب خود به این کشور، جهت آموزش نیروهای عراقی اقدام نمود.[۸۰] عربستان و کویت نیز با حمایتهای مالی از عراق، تضمین مالی برای خرید تسلیحات به غرب دادند. دیگر کشورهای منطقه نیز به هر نوعی از عراق حمایت می ‎کردند. به طور کلی، اینگونه حمایتهای وسیع از عراق و تجهیز تسلیحاتی آن، باعث شد که عراق بتواند به دنبال طرح فشار اقتصادی، تأسیسات صنعتی نفتی ایران را نیز مرتب بمباران کند. به دنبال این تهاجمات، عراق برای اولین بار در اسفندماه سال ۶۶، تهران را هدف موشکهای خود قرار داد و حجم حملات موشکی را بر همه شهرهای ایران افزایش داد. از طرف دیگر، عراق با حملات شیمیایی خود، نیروهای ایران را با مشکل مواجه ساخته بود؛ به گونه ‎ای که اوج این جنایتها در بمباران شیمیایی شهر حلبچه، که عراق در این جنایت علاوه بر گازهای سمی خردل و اعصاب، از بمبهای سیانور و سارین نیز استفاده کرد، رخ نمود. این فشارهای نظامی بین‎المللی، هر روز بر ایران بیشتر می‎شد و امریکا هر روز با دستاویزی تازه، اقداماتی را علیه ایران انجام می‎داد تا اینکه بتواند او را وادار به پذیرش قطعنامه کند. این فشارها با حمله به سکوهای نفتی «سلمان» و «نصر» در خلیج فارس بیشتر شده و با ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران به اوج خود رسید، که این اقدام امریکا را می‎توان اصرار بیش از پیش این کشور برای وادار کردن ایران به پذیرش صلح دانست؛ به گونه ‎ای که با این عمل در ۱۲ تیرماه ۶۷ با شلیک دو فروند موشک توسط رزمناو «وینسنس» به سوی هواپیمای مسافربری «ایرباس» ایران، ۲۹۰ انسان بیگناه را قتل عام نمود.[۸۱]امریکا با این کار، هم عزم خود را برای جلوگیری از پیروزی ایران، و هم اینکه برای رسیدن به این هدف، از هیچ جنایتی فروگذار نخواهد کرد، نشان داد. بنابراین، از نظر نظامی اوضاع بین‎المللی کاملاً به ضرر ایران بوده و از هر جهت، جمهوری اسلامی را در تنگنا قرار داده بودند؛ که از همه اینها مهمتر، امریکا و مشکلات ناشی از آن بود که در نهایت، مجموعه آنها ایران را وادار به پذیرش قطعنامه نمودند. در جمع‎ بندی علل و عوامل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ می‎توان گفت که به پایان رسیدن ظرفیتها و وخیم شدن اوضاع سیاسی، اقتصادی و نظامی در مقاطع پایانی جنگ از یک طرف، و مجموعه فشارهای بین‎المللی در سه بعد اقتصادی، سیاسی و نظامی از سویی دیگر، سبب شد تا ایران قطعنامه ۵۹۸ را بپذیرد. به عبارت دیگر، علاوه بر مسائل و مشکلات داخلی، فشار ناشی از کاهش و تنزل شدید قیمت نفت که بر درآمدهای کشور تأثیر بسیار نامطلوبی گذاشت، فشار شدید برای قطع صادرات نفت، تکاپوی قدرت های غربی در تسلیح دولت عراق و حضور مستقیم آنها در خلیج فارس، و در نهایت، درگیری نظامیان امریکا با نیروهای کشورمان در آبهای خلیج فارس، و نقطه اوج این فشارها ـ که حکایت از وقایع پرمخاطره در حال شکل‎گیری می‎داد ـ یعنی سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، همگی نشان از سازماندهی و افزایش فشارها بر ایران جهت به زانو درآوردن آن بود. لذا با وجود چنین اوضاع و شرایط نامناسب داخلی و بین‎المللی بود که ایران مصلحت را در تعقیب خواسته‎ های اولیه‎اش، بلکه در اتمام جنگ دانسته، و با قطعنامه ۵۹۸ موافقت نمود.

۶. بازتابهای پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران

اتخاذ موضع جدید جمهوری اسلامی ایران در قبال جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت، بازتابهای وسیعی در داخل و خارج به همراه داشت. به طور کلی، از آنجا که جمهوری اسلامی تا آن زمان، به تمام قطعنامه‎ های سازمان ملل و پیشنهادات صلح جواب رد می‎داد، هیچ کس انتظار شنیدن جواب مثبت جمهوری اسلامی به قطعنامه ۵۹۸ را نداشت، و انتظار می‎رفت که مثل همیشه ایران به آن جواب منفی بدهد؛ اما عکس‎العمل مثبت ایران در برابر این قطعنامه و پذیرش آن، موجب حیرت و کنجکاوی در سطح جهانی گردید، و در داخل کشور نیز ضمن آنکه نیروهای هوادار و وفادار به انقلاب، یعنی حزب‎الله را به تفکر و تأمل واداشت، عناصر شایعه‎ساز و ضدانقلاب را نیز تا حدودی به فعالیت وسیع و تلاش برای بهره‎جوییهای شیطنت‎آمیز تشویق نمود.

بازتابهای پذیرش قطعنامه را می‎توان در دو بعد وسیع داخلی و بین‎المللی بررسی نمود که در زیر به آنها پرداخته و عکس‎العمل امام را در برابر این بازتابها نیز مورد بررسی قرار می‎دهیم.

الف) بازتاب های داخلی پذیرش قطعنامه ۵۹۸

بازتابهای داخلی پذیرش قطعنامه را می‎توان در میان دو طیف مختلف و متفاوت از هم، بررسی نمود؛ که یکی از آنها نیروهای هوادار و وفادار به انقلاب، یا به اصطلاح حزب‎الله هستند و دیگری گروههای ضدانقلاب و لیبرالها.

۱. عکس‎العمل نیروهای حزب‎الله

پس از اعلام خبر پذیرش قطعنامه توسط ایران، از رادیو در ساعت ۲ بعد از ظهر ۲۷ تیر ۱۳۶۷، مردم بویژه افراد حزب‎اللهی و متدین و تمام کسانی که در داخل و خارج نسبت به نظام جمهوری اسلامی و انقلاب تعلق خاطر داشتند، شگفت‎زده و کاملاً غافلگیر شدند و موجی از نگرانی در میان مردم پدید آمد.[۸۲

]برابر گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، در نخستین ساعات، برای بسیاری از مردم این اقدام قابل قبول نبود و قطرات اشک و چهره‎ های برافروخته آنها حکایت از همین مسأله داشت. همچنین بیشتر کسانی که خبر نیمروزی رادیو را نشنیده بودند، بیانیه جمهوری اسلامی را شایعه‎ای بی‎اساس و دور از سیاست مسئولان خواندند. حتی شایعه شده بود که به دلیل فوت امام قطعنامه پذیرفته شده است.[۸۳]به طور کلی، واکنش اولیه مردم در داخل کشور، حکایت از اهمیت موضوع و نشان دهنده احساس ناباوری درباره آن بود. در آن زمان، فضای حاکم بر کشورمان فضایی توأم با نگرانی و ابهام، و آمیخته با ناخشنودی بود و قلوب امت حزب‎الله از این بابت که، نکند خدای ناکرده مسأله جنگ با ناکامی جمهوری اسلامی خاتمه یابد، در تشویش و اضطراب بود. بسیاری از بچه‎ های جبهه که قبول قطعنامه مثل یک شوک عمیق آنها را منقلب ساخته بود، چیزهایی می‎گفتند که شاید بعداً به خاطر بر زبان آوردن آن کلمات، هزار بار از خود عذرخواهی کردند؛ حرفهایی که بیشتر از سر عقده‎گشایی بود.[۸۴]در این زمان که پذیرش قطعنامه برای مردم قابل قبول نبود. عکس‎العمل امام خمینی(س) در برابر آنها بسیار سنجیده و مدبرانه بود. ایشان در «پیام استقامت» که به مناسبت فرارسیدن ایام حج تنظیم شده بود، توضیحاتی فرمودند که بی‎شک موجب توجیه و التیام مردم، بویژه رزمندگان اسلام شد. در غیر این صورت، امکان مهار اوضاع داخل کشور و جبهه‎ های جنگ بسیار دشوار می‎شد. ایشان در این پیام، در وهله اول، دلیل پذیرش قطعنامه را تغییر شرایط بیان کردند، ولی به دلیل مصالحی از ذکر آن خودداری و اظهار امیدواری کردند که در آینده روشن شود. امام در مورد چون و چراهای پذیرش قطعنامه فرمودند: در این روزها ممکن است بسیاری از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بایدها و نبایدها کنند. هر چند این مسئله به خودی خود یک ارزش بسیار زیباست، اما اکنون وقت پرداختن به آن نیست.[۸۵] در وهله دوم، ایشان در توضیح برای مردم، علت پذیرش قطعنامه را مصلحت نظام و انقلاب و عمل به تکلیف الهی دانسته و با اعلام نارضایتی خود از این تصمیم، اعلام می‎دارند: در شرایط کنونی آنچه موجب امر شد تکلیف الهی ام بود.. .. اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود.[۸۶] لذا، امام خمینی(س) با درک نارضایتی مردم و با ابراز همدردی با آنها، آنان را به صبر و استقامت دعوت کرده و با دادن نوید پیروزی سعی می‎کنند تا درد و ناراحتی آنها را التیام بخشند: فرزندان انقلابی ام، ای کسانی که لحظه ای حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم که به شما سخت می گذرد؛ ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم که شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست؛ مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟ ولی تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؛ و بدانید که پیروزی از آن شماست.[۸۷] ایشان در ادامه، از یک طرف پذیرفتن قطعنامه را بر اساس نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور دانسته و از طرف دیگر، با اعلام اعتماد خود نسبت به این مسئولین، از مردم می‎خواهند تا از سرزنش آنها خودداری کنند: گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من می باشند. آنها را از این تصمیمی که گرفته اند شماتت نکنید، که برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است.[۸۸]البته در آن زمان علاوه بر امام خمینی(س)، اظهارات برخی از مسئولین کشور برای ایجاد اطمینان راجع به پیامدهای قطعنامه نیز قابل توجه می‎باشد. در این زمینه حجت الاسلام و المسلمین خامنه‎ای، رئیس جمهور وقت، اظهار داشت:پذیرش قطعنامه به معنای برگشت از شعارهای اصولی انقلاب اسلامی نیست.[۸۹]آقای هاشمی رفسنجانی، جانشین فرماندهی کل قوا، نیز این اقدام را به مصلحت انقلاب اسلامی و نظام دانسته و گفت: در صورتی که عراق پس از این از قبول قطعنامه ۵۹۸ خودداری کند، این به نفع ما خواهد بود؛ زیرا حربه عوام فریبانه‎ای از عراق گرفته خواهد شد و دنیا نیز دیگر نمی‎تواند بگوید ایران قطعنامه را قبول نکرده است.[۹۰]به هر حال، سخنان امام و دیگر مسئولان در آرام کردن جو متشنج کشور، بسیار مؤثر بوده و بخصوص امام خمینی(س) در پیام به موقع خود، توانستند درد مردم را التیام بخشند و آتش غضب آنها را خاموش کنند؛ که این کار ایشان به کار پیامبر در صلح حدیبیه شبیه بود؛ زیرا به هنگام صلح حدیبیه، نگرانی، فکر و ذهن امت رسول‎الله را به خود مشغول داشته بود، اما خدای متعال با نزول سوره فتح و بشارت پیروزی نزدیک، این نگرانی را به سکینه و آرامش بدل کرد و پس از آن، پیروزیهای متعددی نصیب مسلمین شد.[۹۱]لذا، امام خمینی(س) هم با دادن آرامش به مردم و دعوت آنها به صبر، و دادن نوید پیروزی نهایی، از آنها می‎خواهند که در این مسأله احساس نگرانی به خود راه ندهند، بلکه با سعه صدر مترصد اوضاع دشمنان بوده و همیشه در صحنه حضور داشته باشند. به طور کلی می توان گفت پیام امام، سکینه قلب را برای نیروهای انقلابی و رزمندگان فراهم آورده و سبب شد تا نگرانیها، اضطرابها و نارضایتی های ناشی از پذیرش قطعنامه التیام یابند.

۲. عکس العمل گروههای ضد انقلاب و لیبرال

علاوه بر نگرانی اولیه نیروهای انقلابی و حزب الله،

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *