تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل سیری در سیره استاد شهید مطهری، قسمت دوم – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در سیره استاد شهید مطهری، قسمت دوم شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در سیره استاد شهید مطهری، قسمت دوم گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیری در سیره استاد شهید مطهری، قسمت دوم با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیری در سیره استاد شهید مطهری، قسمت دوم از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیری در سیره استاد شهید مطهری، قسمت دوم با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در سیره استاد شهید مطهری، قسمت دوم را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیری در سیره استاد شهید مطهری، قسمت دوم :

«من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه»

به حسن و خلق و وفا، کس به یار ما نرسد ترا در این سخن، انکار کار ما نرسد

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

هزار نقش برآید زکِلک صنع و یکی به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کاینات آرند یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

یکی از سنن ثابت در تاریخ بشر این است که مصلحان با اخلاص در مسیر حقیقت و مرشدان بی ریا در طریق بصیرت، گرچه در زمان حیاتشان گمنام و ناشناخته می زیند، لیکن به مصداق «انا لانضیع اجر من احسن عملاً» شکوه رفتار و نورانیت افکار و زیبایی اعمالشان نه تنها در قاموس خلقت و نهاد طبیعت محو نمی شود، که سرشت هستی بر پایه ابراز محاسن و اظهار خصایص زیباست.

و از همین جاست که عظمت عاشورائیان به رغم مظلومیتشان روز به روز آشکارتر و ضرورت عبرت پذیری از آنان برای خردمندان روشنتر می گردد. آری این رمزی است که کلید آن را کردگار بی قرین و خالق زیبا آفرین در خلوص و نورانیت دل و سلامت اندیشه مردان بزرگ نهاده است، تا ایشان از فراسوی زمان و مکان، حیات بشری را نظاره گر باشند و از حلاوت عشق، طراوت سیما و جلالت حیاتشان، انسانهای آزاده را بهره مند سازند.

در فصلنامه زمستان به مناسبت سیزدهم بهمن ماه، هشتاد و یکمین سالگرد ولادت فقیه بصیر، حکیم اندیشمند، استاد زبر دست، اصلاح گر توانمند عرصه های اندیشه و عمل، شاگرد بی نظیر حضرت امام (ره)، استاد شهید مرتضی مطهری، مصاحبه مبسوطی با خانواده و اعضای محترم بیتشان صورت گرفت و نسبت به سلوک علمی و اخلاق عملی ایشان در عرصه زندگی، خانوادگی مطالب کلیدی و ارزشمندی در اختیار علاقمندان قرار دادیم.

و این بار به مناسبت فرارسیدن ایام شهادت استاد و روز تجلیل از مقام معلم به تحلیل و ارزیابی و ارائه گوشه هایی از زندگی علمی، سیاسی، اجتماعی این معلم بزرگ پرداخته ایم، امید است که بیان این مصادیق ره توشه ای برای همه دوستداران عرصه های علم و اندیشه باشد که «لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب».

نکته ای که برای ره پویان راه ایشان بایستی مورد توجه قرار گیرد این است که استاد در عین تلاش و پایبندی که برای معرفی جامعیت دین، نظام مندی احکام و پویایی قوانین اسلامی، کلیدهای موفقیت عملی را در مسیر خودسازی، اخلاص در بندگی، استمداد از مددهای غیبی و معنوی در حل معضلات روزمره زندگی سیاسی، علمی واجتماعی در زیباترین صورت به منصه ظهور و تجربه گذاردند و از ابزارهای معنوی از قبیل: تهجد و توسل، طاعت و توکل و حضور در محضر پروردگار همان سان بهره می جستند که انسانها از ابزار های مادی در راه رسیدن به اهدافشان بر آن اصرار می ورزند. و پیش از آنکه در عرصه نظری انقیاد خویش را به اسلام نشان دهد در کاربرد و نمود عملی زندگی، به این امر پرداختند؛ لذا استاد تعبّد را در کنار تعقل، علم را آمیخته به عمل، ذکر را به همراه فکر و دنیا را ابزار کار آخرت می دید، و در لحظه لحظه حیات، ممات و معاد را مشاهده می نمود.

لذا مطهری، مظهری از جامعیت صفات انسانی در سایه جامعیت حقیقت دین بود.

اذا اراد الله بعبدٍ خیراً فقهه فی الدین

سلوک علمی استاد

همه انسانهای بزرگ از آن جهت که از غلاف خودنگری رهایی یافته اند، نه تنها از تلاش و ایثار خسته نمی شوند، بلکه راحتی آنان مفهوم دیگری دارد و آن احساس رضایتی است که در خدمت به دیگران برایشان ایجاد می شود و شاید بالاترین لذت برای استاد این بود که بتواند طعم شیرین حقایق را به کام همه علاقمندان رساند.

اگر یک ماه هم در اتاق بنشینم و به وظایف علمی خود مشغول باشم، راحتم و احساس خستگی نمی کنم. خستگی من در اثر نداشتن فرصت مناسب برای انجام کارهای علمی خودم است. استراحت من این است که در فرصت مناسب مطالبی را که لازم می دانم بنویسم و در اختیار علاقه مندان قرار دهم.

کلام مقام معظم رهبری:

من به حال آقای مطهری غبطه می خورم این لطفی که خداوند در حق ایشان کرد واقعاً چیز عجیبی است. مثلاً زمانی که ایشان به قم رفت، همان اوایل کار، استادی مثل امام خمینی را پیدا کرد. کمتر کسانی بودند که توانسته باشند در آن برهه از زمان، از این سرچشمه مواج صفا و معنویت و عرفان و حکمت آن طور استفاده کنند که مرحوم شهید مطهری (رضوان الله تعالی علیه) استفاده کرد.

دوران طلبگی آقای مطهری جزو دوره های بسیار خوب حوزه بود تازه در قم آن نشو ونمای مجدد شروع شده بود.

ایشان در سال ۱۳۱۸ شمسی به قم آمدند و در سال ۱۳۲۰ قم از زیر آن فشار و اختناق که حکومت پهلوی ایجاد کرده بود خارج شد، ایشان دو سال از دوران اختناق قم و حوزه علمیه را لمس کرده بود بعد از دوران شکوفایی مجدد حوزه علمیه قم، سه مرجع معروف در قم بودند: مرحوم آیت الله حجت، مرحوم آیت الله خوانساری، و مرحوم آیت الله صدر که هر سه با هم و با همکاری، حوزه را اداره می کردند؛ دو سه سال بعد مرحوم آیت الله بروجردی آمدند و حوزه قم رونق گرفت.

دورانی که مرحوم مطهری در قم بود دوران پارسایی و تهجد و عنایت طلاب به جنبه های معنوی و اخلاقی بود. ایشان درس اخلاق و فلسفه را اول بار از امام (ره) آموختند. امام خمینی اوایل در قم درس فلسفه می دادند. بعد درس فلسفه را رها کردند و فقط فقه و اصول درس می دادند. از شاگردان دوره اول امام در مباحث فقه و اصول و نیز از شاگردان دوره فلسفه ایشان آقای مطهری بودند. پیداست که تأثیر استادی مثل امام خمینی بر شاگرد در آغاز نشو و نمای عملی چقدر زیاد است، آن هم در درسهای حضوری در آن زمان که درس حوزه محدود بود و استاد می توانست درست بر شاگردانش اثر بگذارد این هم در تکوین شخصیت ایشان مؤثر بود.

خدای متعال به ایشان لطف کرده بود و استادان، شخصیتها و بزرگانی را که خیلی کم اتفاق می افتد که انسان در مدت عمرش یکی دو تا از آنها را ببیند دیده بود و الحمدلله توفیقات الهی از همه جهت نصیب آن بزرگوار بود.

استاد در کلام علامه طباطبایی:

لطفاً در باره دوران شاگردی استاد شهید مطهری توضیحاتی بفرمائید؟

مرحوم مطهری هوش فوق العاده ای داشت و حرف از او ضایع نمی شد، حرفی که می گفتم می گرفت و به مغزش می رسید، هر چه می گفتم هدر نمی رفت و مطمئن بودم که نمی رود، وقتی که ایشان در جلسه درسم حاضر می شد (این عبارت، عبارت خوبی نیست ولی مقصود را بیان می کند) بنده از شوق و شعف حالت رقص پیدا می کردم. به جهت اینکه می دانستم هر چه بگویم هدر نمی رود و محفوظ است به همین ترتیب خودش مبدأ تحصیل دیگران شد و شروع به تألیف کتابها کرد و انصافاً هم کتابهایش خیلی عالی است.

علت علاقه فوق العاده ایشان به فلسفه چه بود؟

او انسانی برهانی بود و برهانی فکر می کرد، و به برهان علاقه داشت از این جهت به حکمت علاقمند شده بود و در این زمینه کارهایی هم کرد و خوب هم از عهده بر آمد.

وقتی ایشان درس را در خدمت شما شروع کردند حدوداً در چه سنی بودند؟

در حدود ۲۶ – ۲۵ سال داشتند. بعد مباحث و مقالاتی را که در کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» آمده شروع کردیم. در آن مطالب هم یگانه کسی که از همه جهت مطمئن بودم که حرفم نزدش هدر نمی رود، ایشان بودند. قدری که گذشت نوشتن پاورقی بر کتاب «اصول فلسفه» را شروع کردند و همان وقت اینها را نوشتند. آن جلدهایی که منتشر شده از درک و فکر خوب ایشان حکایت دارد.

در رساله قوه و فعل آن قدر ایشان شوق و شعف داشت که بنده را وادار کرد به تهران رفتم و یک هفته در منزلشان ماندم تا در باره این رساله بحث کنیم. زیرا مطالب آن برای ایشان حل نشده بود، یک هفته تمام شب و روز با ایشان سر و کار داشتم و در باره همین رساله صحبت می کردیم. اخیراً خودش صاحب نظر شده بود و نظر داشت یعنی حکم می کرد.

در لحظه شنیدن خبر شهادت استاد مطهری چه احساسی به شما دست داد؟

دیگر اینها غیر قابل وصف است حقیقتاً بعد از فوت ایشان تأثر من تأثر در مرگ یکی از عزیزان است از دست رفتن ایشان ضایعه ای بود، خداوند کسانی را که این طور جنایات را جایز می شمارند، نابود کند.

خاطره ای از استاد آیت الله جوادی آملی:

وقتی ایشان از قم به تهران آمدند در اولین دوره امتحانات مدرسی معقول و منقول شرکت کردند. خدا خواست که ایشان بتوانند جامع بین حوزه و دانشگاه و ربطی باشند که قدیم و جدید یا دانشگاه و فیضیه را به هم متصل کنند.

در آن امتحان ایشان در رشته معقول شاگرد اول شدند و دوباره به قم آمدند و در حجره ماجرا را برای ما تعریف کردند و گفتند: هئیت ممتحنه به اتفاق گفتند «چه کنیم نمره ای بالاتر از ۲۰ نیست و اگر نمره ای بالاتر از ۲۰ بود به شما می دادیم.»

اما این نمره برای شهیدمان کوچک بود، نمره ای که باید او بگیرد فوق آن است. خاطراتی که از او داریم نشان می دهد که باید خدا به او نمره بدهد.

قرآن کریم گرچه در قسمتی می فرماید: مؤمنین دارای درجاتی هستند «لهم درجات» در بخش دیگر نیز می گوید «هم درجات» خود مؤمنین درجه اند.

مرحوم حجت الاسلام والمسلمین محمد تقی فلسفی

مرحوم آیت الله شهید مطهری قطعاً از مردان کم نظیر بود استعداد فوق العاده ای داشت فقه و اصول و فلسفه خوانده بود و خوب هم خوانده بود.

از نظر علمی در درجه بسیار عالی بود، با جدیت کتاب های کمونیستی ] که مسأله روز و مورد توجه آن زمان بود[ مطالعه می کرد او به نظر آنها آگاه می شد و در رد آنها مقالات و کتاب هایی می نوشت. زمانی که ایشان به عنوان استاد در دانشکده الهیات تدریس می کرد روزی در منزل ما گفت:

فلان کس که استاد الهیات است وقتی سر کلاس می رود، مرام کمونیستی و نقض تعالیم دینی را به دانشجویان القاء می کند. من هم سر کلاس در رد او صحبت می کنم. یک روز به او گفتم، این روش شما غلط است. اگر شما خودتان را در این قضیه قوی می دانید، من حاضرم در یک میزگرد تلویزیونی با هم بنشینیم و در این خصوص مناظره کنیم.

ولی او که می دانست مطهری بسیار قوی است حاضر به مناظره نشد.

مرحوم مطهری اضافه کرد: من در این فکر بودم که اگر او موافقت کند از شما خواهش کنم در این باره اقدام جدی کنید که برای این منظور تلویزیون هفته ای یک روز ساعتی را به بحث ما اختصاص دهد تا در ضمن آن بحث مردم بفهمند که مرام کمونیستی از نظر برهان و استدلال قابل اعتماد نیست.

چند سال پیش واعظ فهمیده و دانایی می گفت: «در یکی از سالهایی که زیارت عتبات آزاد بود من در نجف بودم. روزی سه چهار نفر از منبریهای محترم تهران را دیدم که با هم به جایی می روند پرسیدم کجا می روید گفتند: امروز آیت الله خویی ما را به ناهار دعوت کرده. او می گفت: مرا هم بردند و پنج نفر شدیم. در آن مجلس از آقای مطهری که در آن موقع برای زیارت به نجف آمده بود سخن به میان آمد.

حضرت آیت الله خویی فرمود: «مطهری بحر مواجی است».

شهید مطهری بارها به من می گفت: من در انقلاب شغل نمی خواهم من عاشق مطالعه و تألیف و تصنیف هستم و می خواهم برنامه علمی کار خود را ادامه بدهم.

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی:

زندگی شهید مطهری را ابعاد مختلفی تشکیل می داد و می توان گفت در تمام ابعاد و از همه جهات ایشان از ویژگی های خاصی برخوردار بودند. با یک مصاحبه و یا نوشتن یک کتاب نمی توان خصوصیات زندگی ایشان را منعکس کرد. زمانی که در خدمت ایشان مباحث بیان را از «مطول» می خواندم، جاذبه بیان ایشان در طرح مطالب به قدری بود که هر چقدر درس به طول می انجامید هیچگونه خستگی در ما بوجود نمی آمد. ایشان مشکل ترین و مهمترین مسائل فلسفی را که در کمال پیچیدگی است با توجه به ابعاد مختلفش در قالب زبان فارسی به گونه ای بیان می کنند که هر کس با کمترین اطلاع از مسائل فلسفی می تواند با مراجعه به آثار استاد مسائل مشکل فلسفی را از تمام جهات درک کند.

شهید مطهری علاوه بر مسائل فلسفی، فقه را کاملاً می شناختند سالیان دراز علاوه بر استفاده از محضر امام امت از محضر آیت الله العظمی بروجردی کمال استفاده را بردند به طوری که مرحوم آیت الله العظمی بروجردی کمال علاقه را به ایشان ابراز می کردند. آیت الله بروجردی در درس هزار نفری به شخص شهید مطهری عنایت خاصی داشتند و آن شهید توانسته بود نظر استاد را جلب کند.

در علم اصول نیز از تخصص کافی بهره مند بود. در تفسیر نیز تحقیقات ارزنده و والایی انجام داده اند. ایشان حقایق احکام اسلام و جهات مختلف و ابعاد گوناگون آن را در نوشته ها و سخنرانی هایشان با علاقه و اعتماد کامل به تمام مسائل اسلامی و خضوع در برابر احکام الهی، بیان و به جامعه معرفی می کردند. دوازده سال تمام نزد امام امت درس خواندند و در این مدت دو سال به طور خصوصی از محضر امام امت استفاده کردند. همیشه مجذوب امام و بیانات امام بودند.

ایشان می گفتند: روزهای پنجشنبه و جمعه که در درس اخلاق امام شرکت می کردم آن چنان مجذوب معنویات و بیانات امام می شدم و این جاذبه ها سر مستم می کرد که تا چند روز دیگر همچنان با شور و شوق احساسهای روز درس باقی می ماندم.

دکتر حسین غفاری:

یک روز در همین سالهای قبل از انقلاب در منزلشان خدمت ایشان بودم به مناسبتی مطالبی گفتند از جمله اینکه: من امروز بیشتر از گذشته در خودم آمادگی برای آموختن احساس می کنم من امروز دلم می خواهد که، دائماً مطالعه کنم و بیاموزم و تدریس کنم و بیاموزانم. یکی از تفضلات الهی بر من این است، در حالی که بسیاری از دانشمندان اهل نظر هر چند سال یک بار در نظریات خود تجدید نظر می کنند و به اصطلاح تغییر رای می دهند و گاه تا آخر عمر به چندین عقیده متفاوت و متضاد گرایش پیدا می کنند، من از ابتدای جوانی تا حال حتی یک سطر هم ننوشته ام که بعداً ببینم غلط بوده است. بحمدلله هر چه از همان روزهای اول تا حالا نوشته ام و اندیشیده ام هنوز بر همان عقیده ام، گاه به نوشته های سی سال پیش خودم نگاه می کنم؛ می بینم که البته تکامل پیدا کرده اند یعنی نظری اجمالی داشته ام که اکنون آن را تفصیل داده ام و پخته تر شده، یا یک دلیل برای مطالبی داشته ام و به دلایل دیگری رسیده ام ولی این طور نیست که ببینم چیزی گفته ام یا نوشته ام که اکنون به آن معتقد نیستم و نظرم چیز دیگری است. من این را یکی از الطاف بزرگ الهی به خودم می دانم.

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی:

ما دانشمندان بزرگ و متبحر و پرهیزگار فراوانی داشته ایم و داریم، مفسران، فقیهان، فیلسوفان، متکلمان، متفکران که بسیاری از آنان دارای جامعیت علمی نیز بوده اند اما چرا مطهری استثنایی و کم نظیر است؟ و آنچه مطهری را مطهری کرده است چیست؟

برخورداری از معارف و سرمایه های علمی و معنوی حوزه ها در مورد آیت الله مطهری کاملاً مصداق دارد اما شرط مهم دیگری نیز برای ظهور شخصیتی مثل ایشان لازم است. یعنی مطهری، اگر مطهری است به خاطر این است که مرد زمان خویش است. مرد زمان و زمان شناس بودن نیز شرط اساسی برای اسلام شناسی و نیل به مقام اصلاح جامعه دینی است. و مطهری این چنین بود، عالم برجسته اسلامی که زمان شناس بود و درد انسانیت داشت.

اگر دوری از حوزه ها و جهل نسبت به روش اجتهادی موجود در آنها متفکر را به وادی خطرناک اباحه گری و التقاط باطل و خدای ناخواسته الحاد می کشاند، نباید تردید کرد که فقدان شرط زمان شناسی، متفکر و عالم دینی را به وادی خسارت بار و ویرانگر جمود و تحجّر خواهد کشانید.

نقش زمان و مکان در شناخت اسلامی که امام و مطهری ها معرف آن بودند و امروز می خواهیم مبنای نظاممان باشد تعیین کننده است.

دغدغه بزرگ خاطر این عالم ربانی و فیلسوف و جامعه شناس و فقیه زمان شناس در مورد انسان و جوامع انسانی، مسأله عدالت اجتماعی بود و این دغدغه را جا به جا در آثار خود اظهار کرده است.

استاد باور خود را در این باره چنین اظهار می کند:

اصل عدالت از مقیاسهای اسلام است که باید دید چه چیزی بر او منطبق می شود. عدالت در سلسله علل احکام است نه در سلسله معلولات. نه این است که آنچه دین گفت عدل است، بلکه آنچه عدل است دین می گوید، این مقیاس بودن عدالت است برای دین پس باید بحث کرد که آیا دین مقیاس عدالت است یا عدالت مقیاس دین؟ مقدسی اقتضا می کند که بگوئیم دین مقیاس عدالت است اما حقیقت اینطور نیست این نظیر آن چیزی است که در باب حسن و قبح عقلی میان متکلمان رایج شد و شیعه و معتزله، عدلیه شدند یعنی عدل را مقیاس دین شمردند نه دین را مقیاس عدل.

«انما یخشی الله من عباده العلماء»

هر آنکه مشعل راهش فروغ تأیید است دلش زپرتو انوار رشک خورشیداست

شود یگانه آفاق همچو مهر منیر هر آنکه سینه او جلوه گاه توحید است

به سان صبح رخ افروزد از شفیع کمال کسی که معتکف آستان تجرید است

الا شهید مطهر که نور بینش تو به راه سالک صادق چراغ امید است

سلوک عملی استاد

مقام معظم رهبری: ایشان مرد جامع الاطرافی بود، هم سیاسی و هم ایدئولوگ، هم عارف بود و هم اهل تهجّد و اهل ذکر و یاد و گریه و دعا.

اتاق ایشان هم وضعیت خاصی داشت که توجهات ایشان را مشخص می کرد. در اتاق یک تابلوی «الله» بود که با نئون سبز نوشته شده بود و فقط در شب و تاریکی جلوه داشت و مشخص می کرد که استاد همان نیمه شب ها که مشغول ذکر خداست و ذهنش به یاد خداست می خواهد از همه حواس خود نیز استفاده کند، تا یاد خدا را هر چه بیشتر در خودش زنده نگه دارد. من خیال می کنم بسیاری از توفیقات مرحوم مطهری(رضوان الله تعالی علیه) بر اثر همین حالات و برکات معنوی بود و آن حال و توجه و عبادت و عرفان، ایشان را موفق کرد.

تربیت رجال معنوی بر ایشان خیلی اثر داشت، رجالی مثل مرحوم میرزا علی آقای شیرازی که عکس او در اتاقش نصب بود و با حالی ویژه از میرزا علی آقا یاد می کرد.

از جمله عناصر دیگری که] علاوه بر حضرت امام خمینی[ بر شخصیت مطهری تأثیر داشت علامه طباطبایی بود ایشان بارها از علامه همچون یک مراد و یک معشوق اسم می برد.

استفاده از مرحوم آقا نجفی قوچانی هم از عوامل مؤثر بر شخصیت ایشان بود. مرحوم آقا نجفی به قم می رفت و با آقای مطهری هم حجره می شد.

مرحوم مطهری می گفت: ماه رمضان که می شد آقای نجفی با آن وجهه و اعتباری که در قوچان داشت، می آمد و در مدرسه دارالشفا با من هم حجره می شد. بعد هم بزرگان آن روز قم مثل مرحوم خوانساری، مرحوم صدر، و . . . . به دیدن ایشان می آمدند و احترام می کردند و از ایشان می خواستند منبر برود و تقاضا می کردند که نماز جماعت بخواند، ولی ایشان قبول نمی کردند.

حجت الاسلام علی دوانی:

مدرسه فیضیه از طلاب موج می زد که یا در آمد و رفت و یا دسته دسته در گوشه و کنار ایستاده و نشسته مشغول گفتگو و مذاکرات علمی بودند. جمعی از طلاب دور یکی از روحانیون با وقار حلقه زده بودند و گوش به سخنان او داشتند، طلبه ای بهبهانی گفت: او شیخ فاضلی است به نام شیخ مرتضی خراسانی. او استاد مطهری بود خوب که نگاه کردم، دیدم تسبیحی در دست دارد و در حالی که آرام آرام با انگشتان دست دانه های آن را رد می کند، جواب سؤالات طلاب را می دهد.

آقای فخرالدین حجازی:

از رفتار شخصی و اخلاص شهید مطهری چیزهایی دیده ام که اکنون افسوس می خورم که ای کاش بیشتر از آن چشمه فیض استفاده می بردم.

او را در حال احرام دیدم که می گریست و در طواف کعبه بی تاب بود و در برابر ضریح پیامبر خاشعانه می ایستاد و به روی شنهای عرفات تنها به نیایش می پرداخت و باز به جمع می پیوست و در جمع نیز می گریست.

از هر امامی و از هر کتابی و از هر آیه ای سرودها داشت و برداشتها، و از هر عالمی یادگارها، ساده می نوشت، خطش خوش بود ساده سخن می گفت گاهی به مبارزه کانت و دکارت می رفت و راجع به شناخت سخن می گفت و مسائل را چنان از هم باز می کرد که چیز ناشناخته ای باقی نمی گذاشت. هرگز در او آثاری از غرور علمی نبود، بارها دیدم که در نماز جماعت به شاگردان خود اقتدا می کرد. و گویا هنوز می بینم که در خیابان وسایل و لوازم زندگی را در زیر عبا حمل می کند.

او کاملاً از مرز مکتبی اسلام دفاع می کرد و اگر تجاوزی به این مرز می دید فریاد می کشید. کسانی بودند که به نام اسلام سخنانی زیبا می گفتند و گروهی انبوه را جذب می کردند، ولی او خطر تهمتها را می پذیرفت و بر ضد جریانی که به وجود آمده بود، یک تنه بر ]می[ خاست. گروهی از طبقات روشنفکر اسلامی از او رنجیدند که چرا در حسینیه ارشاد چنین و چنان کرد ولی او می گفت: آنچه اسلام ناب است باید گفته شود و نویسنده باید احاطه به مسائل اسلامی داشته باشد شیوایی سخن دلیل نیست محتوا باید صحیح باشد اکنون هم من در گوشه اتاقم همان جا که استاد مطهری سوره ضحی را تفسیر می کرد به نماز می ایستم شاید از برکت آن وجود، نمازم پذیرفته شود.

حجت الاسلام دکتر سید مهدی امامی:

در مدتی که من با ایشان در دانشکده الهیات از نزدیک معاشرت و آشنایی داشتم یکی از جهاتی که همیشه مرا تحت تأثیر قرار می داد مسأله نظم و به موقع حاضر شدن ایشان سر کلاس بود مرد بسیار منظم و مرتب و دقیقی بود.

ویژگی دیگر ایشان این بود که خیلی بزرگوار و آقایی و گذشت داشت. شهید مطهری به دلایل مختلف کم کم دشمنانی پیدا کرده بود، آنها یا کسانی بودند که واقعاً نمی توانستند ایشان را از لحاظ ایدئولوژیکی بپذیرند و یا عده ای تنگ نظر بودند. ] یکبار در اختلافی که با یکی از فضلا پیدا کرده بودند[ آقای مطهری دیگر کاری به کار او نداشت ولی او دائماً پشت سر ایشان غیبت می کرد.

آن آقا فوت شد. یک روز به آقای مطهری گفتم:« آقا من می خواستم خواهشی از شما بکنم. گفت: چه خواهشی. گفتم: می خواهم هر حقی که شما به گردن ایشان دارید حلالش کنید. گفت: به خدا قسم کسی به من تلفن کرد و گفت فلانی فوت شده و از دنیا رفته عین همین مطلبی که شما از من می خواهید به ذهنم آمد. گفتم خدایا! هر حقی که من به گردن این دارم از او گذشتم توهم او را ببخش.

حجت الاسلام دکتر سید محمد باقر حجتی:

استاد ارزشمند به هنگام تدریس گاهی آن چنان غرق در تفکر و هیجان می شدند که حتی سرمای شدید و یا گرمای سخت فضای جلسه درس را احساس نمی کردند و عاشقانه و نستوهانه سرگرم تفکر و تدریس می شدند. استاد در تمام فصول در حجره ای تدریس می کردند که نه به هنگام شدت حرارت ایام گرما وسیله خنک کننده ای در آن وجود داشت و نه به هنگام سوز سرمای پاییز و زمستان که گاهی تا مغز استخوان را می آزرد. با این وجود در ایام شدت سرما، در حجره به هنگام تدریس باز بود و استاد عزیز ما هنگام تدریس آن چنان در بیان مطالب از خود علاقه و حرارت نشان می داد که ما درحین درس، سرمای محیط خود را غالباً احساس نمی کردیم. در طول مدت قریب به ۱۰ الی ۱۲ سال که در مدرسه مروی از محضر فیاض استاد در حکمت و فلسفه اسلامی بهره می جستیم هرگز سخنی که حاکی از خودستایی باشد از ایشان نشنیدیم. علی رغم مایه های فراوان علمی آنچنان فروتنانه و بی ریا سرگرم بحث می شدند که همه حاضران درس خود را مجذوب می ساختند. از کوچه آبشار از منزل خود با پای پیاده قبل از طلوع فجر به راه می افتادند و حوالی طلوع فجر به مدرسه مروی وارد می شدند نماز بامدادان را در مدرسه برگزار و لحظات پربرکت تدریس استاد در پرتو روشنایی چراغ آغاز، تا آنکه نور چراغ نوبت خود را به پرتو آفتاب می سپرد. برای ما عجیب می نمود که استاد قبل از طلوع فجر این همه راه را پیاده در می نوردیدند و ما برای شرکت در درسی که در کنارمان آماده بود، آن هم در چنان ساعاتی احساس دشواری می کردیم.

اتاق استاد در دانشکده:

استاد بزرگوار در قسمت شمال دانشکده اتاق بسیار محقری داشتند که عرض و طول آن شاید از ۳ متر تجاوز نمی کرد و اثاث آن عبارت بود از:

میز تحریر کوچکی که روی آن انباشته از کتاب و اوراق و یادداشت بود.

تختخوابی چوبی که در باریکی به نیمکت های قهوه خانه ها بیشتر شباهت داشت و تشکی باریک بر آن بود، و واردین به هنگام مذاکره به جای صندلی از آن استفاده می کردند.

دو سه صندلی کهنه و فرسوده نیز در آن اتاق به چشم می خورد.

اتاقی این چنین، عرصه را چنان بر واردین تنگ می کرد که همواره شخص در ورود و خروج با تختخواب یا میز تحریر یا صندلیها و اوراق و کتابها اصطکاک پیدا می کرد.

یک روز استاد همگی استادان معمم را به چنین اطاقی احضار کردند که مرحوم شهید مفتح هم از جمله آنها بود وقتی همگی آمدند ایشان قریب به این مضمون گفتند:

ما باید در این دانشکده از نظر کار و کوشش برای دانشجویانی که عده زیادی از آنها به منظور کسب معارف اسلامی با اخلاص به این دانشکده روی آورده اند، نمونه باشیم تا مخالفان ما نتوانند از ما خرده گیری کنند، همه ما باید برای نشر دین و دانش و حمایت از حریم اسلام و علم در این دانشکده مساعی خود را به کار گیریم، و از زیر کار شانه خالی نکنیم و فرصت کافی برای تدریس دانشجویان و پاسخ به سؤالات آنها فراهم کنیم. وجوهی که به عنوان حقوق ماهیانه دریافت می کنیم با شائبه درآمدهای ناپاک و آلوده و شبهه ناک است. باید آنچنان برای اسلام و علم در این دانشکده بکوشیم که حقوق شبهه ناک بر ما گوارا و حلال شود. و باید بیش از دیگران سعی و کوشش به کار بریم.

استاد گرامی ما پر ابهت و دارای جذبه ای بودند که دانشگاهیان اعم از دوست و دشمن به ایشان ارج می نهادند، لذا وقتی در جلسات شورای دانشکده پیشنهادی را مطرح می کردند، همگی گوش می شدند و با دقتی هر چه تمامتر احترام می گذاشتند.

قبل از کنکور اختصاصی دانشکده، استاد گرانمایه تعداد زیادی روسری تهیه کردند و در روزهایی که از کشف حجاب تعریف و تمجید می کردند بخشی از روسریها را به نگهبان در جنوبی و بخشی را به نگهبان در شمالی سپردند به آنان گفتند: هر داوطلب دختر که بدون حجاب وارد دانشکده می شود یکی از این روسریها را به او هدیه کنید تا سر و گردن خود را با آن بپوشاند و بدون حجاب به دانشکده ای که بسان یک مکان مقدس اسلامی است در نیاید.

این کار در آن روزگاران کاری دشوار و احیاناً خطرناک و بسان وارد کردن دست برهنه در لانه زنبور بود.

مرحوم آقای سید محمود مدنی:

آشنایی من با استاد حدوداً به سال ۱۳۴۷ بر می گردد بنده چون کارمند دانشکده الهیات بودم خیلی دلم می خواست از نزدیک ایشان را ببینم و به اتاق استاد بروم موقعی که استاد می خواستند به اتاقشان بروند من جلو می رفتم که شاید ایشان به من فرمانی بدهند. یک روز ایشان تلفن زدند که: آقانی مدنی بیا با شما کار دارم.

من رفتم پیش ایشان نشستم، خودشان برای من چای ریختند وقتی چای را خوردیم گفتند: آقای مدنی من می خواهم شما بیائید برای ما کار کنید. باور کنید وقتی این حرف از دهان استاد بیرون آمد انگار دنیا را به من دادند. من حتی راضی بودم از کارم بگذرم و پیش استاد باشم گفتم چشم، من آن قدر وقت دارم که در خدمت شما باشم. از همان روز کار من شروع شد. یک روز مرا صدا زدند و گفتند آقای مدنی: شما فردا افطار تشریف بیاورید منزل ما.

گفتم: حاج آقا من که همیشه اینجا هستم.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *