تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل سیمای یقین در آیات و روایات!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل سیمای یقین در آیات و روایات بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل سیمای یقین در آیات و روایات از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل سیمای یقین در آیات و روایات شامل 88 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل سیمای یقین در آیات و روایات استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل سیمای یقین در آیات و روایات با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل سیمای یقین در آیات و روایات قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل سیمای یقین در آیات و روایات حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل سیمای یقین در آیات و روایات به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیمای یقین در آیات و روایات :

امکان شناخت یقینی از دیدگاه قرآن

قرآن کریم علاوه بر تصریح به قضایای قطعی و شک ناپذیری که با عباراتی نظیر «لاریب فیه» بیان می نماید، انسان ها را دعوت به ایمان تحقیقی نسبت به قضایای یقینی نموده و ایمان تقلیدی نسبت به آن ها را آن گاه که مبتنی بر ظن و گمان باشد، کافی نمی داند. این همه دلیل بر آن است که شناخت یقینی از دیدگاه قرآن امکان داشته و راه آن بر روی همگان باز است، گرچه راهیان این راه اندک اند.

قرآن کریم بر این اساس در آیاتی بسیار به مجادله با معاندان و کفار پرداخته و ضمن اقامه برهان بر صحّت آنچه که بر آن دعوت می نماید، مخالفان را به بی برهانی متهم نموده و یا مدعای آن ها را غیرقابل برهان می خواند. برخی که به برهان راه نیافته اند و ایمان را گسسته از استدلال های یقینی دانسته اند، کوشیده اند تا با دلایل اقناعی راهی برای توجیه ایمان خود پیدا کنند. از جمله آنچه که گفته اند این است که احتمال وجود خداوند، مصحح ایمان به آن است؛ زیرا انسان در هر حال مجبور به قبول و یا انکار آن است. لیکن اگر انسان خداوند را انکار نماید، ضمن آنکه چیزی به دست نمی آورد، در صورت وجود، به خسرانی عظیم گرفتار می آید. اما اگر به وجود او ایمان بیاورد، ضمن آنکه چیزی را از دست نمی دهد، در صورت تحقق وجود او، سودی بی کران می برد، در صورت عدم تحقق آن، در حقیقت چیزی را از دست نخواهد داد.

قرآن کریم در موارد بسیار از برهان و استدلال برهانی، به عنوان وسیله تحصیل یقین استفاده نموده و یا آنکه در برخی از احتجاجات از خصم، طلب برهان نموده و فرموده است: «قُل هاتُوا بُرهانَکُمْ إِن کُنتُم صَادِقین» (بقره: ۱۱۱)؛ اگر راست می گویید اقامه برهان کنید.

برخی آیات دیگر، بی برهانی خصم را در آنچه که بدان ایمان دارد، دلیل بر محکومیت او قرار داده و می فرماید: «وَ مَن یَدْعُ مَعَ اللّهِ إلها آخَرَ لاَبُرْهانَ لَهُ بِهِ فَإنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّه»(مؤمنون: ۱۱۷)؛ و هر کس معبود دیگری را با خدا بخواند مسلما هیچ دلیلی بر آن نخواهد داشت و حساب او نزد پروردگارش خواهد بود.

در قرآن کاربرد برهان، در نهی از اتباع ظن نیز آمده است: «وَ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلمٍ إِن یَتَّبِعونَ إلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لاَ یُغنِی مِنَ الحَقِّ شیئا» (نجم: ۲۸)؛ به آنچه که می گویند علم ندارند و جز گمان خود چیزی را پیروی نمی کنند و حال آنکه گمان و ظن، آدمی را در فهم حق سودی نمی رساند.

این بیان قرآن درباره رفتار مشرکان، خود یک برهان است که توسط قرآن با تفاوت مختصری در تعبیر، به صورت شکل اول از اَشکال اربعه قیاسات اقترانی حملی بیان شده است. به این بیان:

صغری: آنان جز از مظنه پیروی نمی کنند.

کبری: از مظنه در شناخت حقیقت کاری ساخته نیست.

نتیجه: پس، از آنان در شناخت کاری ساخته نمی باشد.

قرآن همان گونه که در مسایل برهانی استفاده از مقدمات ظنی را مردود می شمارد و خود از مقدمات یقینی استفاده می نماید، اصرار بر افشای مغالطه مغالطه کاران نیز داشته و خطای آنان را گوشزد می کند.(۱)

البته در جای دیگر از قرآن، واژه ظن به معنای علم و هم ردیف آن آمده است؛ چرا که ظن عبارت است از: «الاعتقاد الراجح» و چنین اعتقادی از لحاظ شدّت و ضعف دارای مراتب و درجات متفاوت است. از بالاترین درجه ظن از حیث شدّت، گاهی تعبیر به علم می شود؛ از این رو، در قرآن نیز به همین معنا آمده است، پهمان گونه که مفسّران در آیه «یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُلاقُوا رَبِّهِم»(بقره: ۴۶) نیز همین معنا را قصد کرده اند و دو جهت را در این زمینه ذکر نموده اند: یکی اینکه، علم انسان در این دنیا نسبت به علمش در آخرت، همانند ظن در مقایسه با علم است و دوم اینکه، علم حقیقی در دنیا فقط برای انبیاء و صدیقین حاصل می شود،(۲) همان گونه که خداوند در حق آنان فرموده است: «الَّذینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رَسولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرتَابُوا» (حجرات: ۱۵)

قرآن کریم، همان گونه که تبعیت از ظنّ را مذموم می شمارد، شک و شکاکیّت را نیز ردّ می کند. از دیدگاه قرآن کریم، کسی که در دعوت به مبدأ و معاد و یا در دعوی آن ها نسبت به نبوّت و رسالت شک کند، شکاک است. هر چند که آن شخص… در اصطلاح فلسفی از زمره شکّاکان محسوب نشود، به همین دلیل، برخی آیات کسانی که خودرااهل جزم ویقین می دانند،اززمره شکّاکان شمرده است.

مراد از شکاک در تعابیر قرآن، آن کس نیست که طالب برهان است، بلکه منظور کسی است که نظیر شکاکان امروز تحصیل جزم و یقین را محال دانسته و شک را امری غیر قابل زوال می داند.(۳)

بنابراین طبق آیات قرآن کریم، شناخت یقینی(۴) و مطابق با واقع برای انسان میسّر بوده و انسان به شناخت حقیقی و ایمان به آن ترغیب گردیده است، حتی در مواردی مؤمن نمی تواند به ظن اکتفاء کند، بلکه باید به دنبال یقین برود، «وَ بِالأَخِرَهِ هُمْ یُوقِنون.» (بقره: ۴)؛ «وَ فِی الأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنینَ»(ذاریات: ۲۰)؛ در قرآن هرگاه خداوند اراده کند که ذلت و بدبختی قومی را بازگو کند، به آن ها نسبت شک، تردید و حیرانی می دهد: «فَهُم فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُون» (توبه: ۴۵)؛ «بَلْ هُمْ فِی شَکٍ یَلْعَبُون» (دخان: ۹)

و گویی این کلمه ذلت کافران را می نمایاند: «بَلِ ادَّرَکَ عِلْمُهُمْ فِی الأخِرَهِ بَلْ هُمْ فِی شَکٍ مِنهَا بَلْ هُمْ مِنْها عَمُون»(نمل: ۶۶)؛ یعنی: بلکه علم آنان در مورد آخرت نارساست، بلکه ایشان درباره آن تردید دارند، و در مورد آن کور دلند.

در فرهنگ قرآن، منتسب کردن کسی به شک و تردید، برای تحقیر اوست. از نظر قرآن، رسیدن به علم و یقین برای انسان ممکن است و او به تحصیل علم یقینی نسبت به عقاید اصلی همچون توحید، نبوت و معاد مکلف است.(۵)

تفاوت یقین و ایمان در قرآن

«وَالَّذینَ یُؤمِنونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیکَ وَ مَا أُنزِلَ مِنْ قَبلِکَ وَ بِالأَخِرَهِ هُمْ یُوقِنُون.» (بقره: ۴)؛ و آنان که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو بر پیامبران پیشین نازل گردیده ایمان می آورند و به رستاخیز یقین دارند.

خداوند در آیه دیگر، اعتقاد راسخ به توحید و نبوت را با کلمه «ایمان» تعبیر نموده و در اینجا، اعتقاد راسخ، بخصوص به آخرت، را به «ایقان» تعبیر کرده و این بدان جهت است که به لازمه یقین، که عبارت است از فراموش نکردن آخرت، نیز اشاره کرده باشد؛ چون بسیار می شود انسان نسبت به چیزی ایمان دارد و هیچ شکی در آن ندارد، اما پاره ای از لوازم آن را فراموش می کند و در نتیجه، عملی منافی با ایمانش انجام می دهد. به خلاف یقین که با فراموشی سازگار نیست.(۶)

مراد از یقین در اینجا، همان علم حقیقی است که در مقابل شک قرار دارد. در آیه ۱۱۸ از سوره بقره نیز یقین به معنای علم حقیقی به کار رفته است: «لِقُومٍ یُوقِنُون» یعنی مردمی که به آیات خدا یقین و ایمان دارند.(۷)

لفظ «یقین» در آیه ۱۵۷ از سوره نساء نیز به معنای علم یقینی و قطعی آمده، به ویژه اینکه قبل از آن، از کلمه «ظن» استفاده شده است.(۸) قرآن کریم ضمن آن که ایمان مبتنی بر شناخت برهانی را محترم می داند، از پیمان و میثاقی که مبتنی بر شناخت شهودی انسان است نیز یاد کرده و انسان را به توجه و یادآوری آن پیمان فرا می خواند.

گویاترین آیات در این مورد، آیه شریفه سوره اعراف است که می فرماید: یادآور آن گاه را که خداوند نسل های پیاپی آدمیان را بر نفس های خودشان شاهد قرار داده و پرسید آیا من پروردگار شما نیستم و آن ها گفتند: آری، مشاهده نموده و گواه بر آن شدیم، پس مبادا که در روز قیامت بگویید که ما از این حقیقت غافل بودیم، یا اینکه بگویید پدران ما از قبل شرک ورزیده و ما فرزندان آن ها بودیم. پس آیا ما را به گناه آنان هلاک می نمایی.(۹)

در این دو آیه، سخن از برهان و استدلال و یا تعلیم کتاب و حکمت نمی باشد. خداوند در اینجا نمی فرماید ما انسان را به او نشان دادیم تا خلقت خود را ببیند و یا تجرد و فقر خود را مشاهده کند و از این طریق خالق و یا مبدأ تجرد و یا بی نیاز مطلق را اثبات نماید.

از این رو، طبق آیه فوق، رسیدن به یقین از راه شناخت شهودی نیز ممکن است هر چند گاهی مورد غفلت قرار می گیرد.

در قرآن کریم شناخت شهودی نفس از قبیل شناخت مرآتی است. معنی آیه این است که چون نظر به خودکنی نه این است که خود را بینی و از این راه بر بود خداوند استدلال نمایی، بلکه اصلاً خود را مشاهده نکرده فقط خداوند را خواهی دید.(۱۰)

به همین دلیل، در این گونه شناخت جای هیچ اختلافی نیست؛ زیرا که اختلاف وقتی متصور است که انسان خود و مفاهیم منتزعه از نفس خود را به گونه ای مستقل مشاهده نموده و آن گاه در ترتیب قیاس یا در فهم یک قیاس دچار اشکال گردد، یعنی وقتی که انسان برهانی را ارائه می دهد، هر چند که آن برهان را بر اساس دریافت های فطری خود تنظیم کرده باشد، احتمال اشتباه و اختلاف در آن وجود داشته و حتی احتمال عناد و انکار باقی می ماند. گواه این مدعا برهان ابراهیم خلیل علیه السلام است که با استفاده از فطرت، محبت خود را نسبت به حقیقت جاودانه و همیشگی، حد وسط قرار داده فرمود: «لاَ أُحِبُّ الأَفِلینَ»(انعام: ۷۶)

و سرانجام بر این اساس فرمود: «وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَالسَّمواتِ وَالأَرْضَ» (انعام: ۷۹) معاندین در برابر این برهان، بهانه ای چند مطرح نموده و سرانجام با سرسختی تمام به انکار خود ادامه دادند. بنابراین، صحنه نظر هرگز خالی از اختلاف نیست.

اما آن گاه که خداوند انسان ها را به خود آن ها نشان می دهد، می فرماید: همه آن ها بدون هیچ اختلافی ربوبیت ما را مشاهده کردند و در پاسخ ما به «بلی» شهادت دادند.

خداوند در این باره می فرماید: ما حقیقت شما را به خود شما نشان دادیم تا هیچ یک از شما به غفلت از آن بهانه نیاورد.

عبارت «واذ اخذ» در ابتدای آیه به معنای یادآوری و به یاد داشتن است. بدین معنا که به یاد داشته باش آن وقت را که خداوند از نسل های آدمیان پیمان گرفت. این به یاد داشتن نشانه آن است که آن صحنه شهادت و گواهی، که اینک مورد غفلت قرار گرفته است، همچنان می تواند مورد توجه و یاد انسان باشد، یعنی آدمی هنوز می تواند آن گفتار و مشاهده حضوری را دریابد.(۱۱)

مراتب یقین در قرآن

همان گونه که گفته شد، در قرآن کریم در مسایل مربوط به شناخت و معرفت بر روی واژه یقین تأکید فراوانی شده است. یقین خود دارای مراتبی است.

در اینجا به مراتب یقین در قرآن اشاره می شود:

۱. علم الیقین

«کَلاَّ لَوْ تَعلَمُونَ عِلْمَ الْیَقیِنِ» (تکاثر: ۵) این جمله ردعی است بعد از ردع، سه بار آن را تکرار نموده، تا مطلب را تأکید کرده باشد. و کلمه «یقین» به معنای علمی است که شک و تردید در آن راه نداشته باشد، و جواب «لو» در جمله «اگر به علم یقین بدانید» حذف شده است. تفدیر کلام «ولو تعلمون الامر بعلم الیقین لشغلکم ماتعلمون عن التباهی و التفاخر بالکثره یعنی «اگر به علم یقین حقیقت امر را ببینید آنچه ببینید شما را از مفاخرت به کثرت نفرات باز خواهد داشت» بوده است و این تفسیر مبنی بر این است که مراد از رؤیت جحیم، رؤیت آن در قیامت باشد و آیه شریفه می خواهد به مضمون آیه «وَ بُرِّزَتِ الْجَحیِمُ لِمَنْ یَرَی»(نازعات: ۳۶) اشاره کند و این خیلی مسلم نیست، بلکه از ظاهر کلام بر می آید که مراد از دیدن جحیم، دیدن آن در دنیا و قبل از قیامت به چشم بصیرت است. منظور، رؤیت قلب است به طوری که از آیه زیر استفاده می شود: «وَ کَذلِکَ نُرِی إِبراهیِمَ مَلَکُوتَ السَّمواتِ وَالأَرْضِ وَ لِیَکونَ مِنَ الْمُوقِنینَ» (انعام: ۷۵)، مراد، رؤیت قلبی قبل از قیامت است و برای مردمی که سرگرم مفاخر تند دست نمی دهد. بلکه در مورد آنان امری ممتنع است، چون برای چنین افرادی ممکن نیست علم الیقین پیدا کنند.

در علم الیقین، یقین مقدم بر رؤیت است که با معرفت انسانی مرتبط است و قبل از واژه علم الیقین در قرآن، از واژه علم استفاده شده است. بعضی از مفسران قائلند که مراد از یقین اولی در آیه، قبل از دخول در جحیم است.(۱۲)

۲. عین الیقین

«ثم لترونها عین الیقین» (تکاثر: ۷) قرآن یکی از مراتب یقین را به رویت و مشاهده مرتبط می نماید. مراد از «عین الیقین» خود یقین است و معنایش این است که جحیم را با یقین محض می بینند. و مراد از «علم الیقین» در آیه قبل، مشاهده دوزخ با چشم بصیرت و در دنیا است و مراد از عین الیقین، دیدن آن در قیامت با چشم ظاهر است. دلیلش آیه بعدی است که سخن از سؤال و بازخواست در قیامت دارد: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یِومَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ.»(تکاثر: ۸)

ولی بعضی از مفسّران گفته اند: مراد از رؤیت اولی، قبل از دخول در جحیم و مراد از دومی، پس از دخول در آن است و خلاصه منظور از هر دو، رؤیت در قیامت است.(۱۳)

بعضی دیگر گفته اند: منظور از رؤیت اول، معرفت و از رؤیت دومی، دیدن و مشاهده است. بعضی هم گفته اند: مراد یک رؤیت است و تکرارش صرفا برای فهماندن استمرار و خلود در دوزخ است و بعضی وجوهی دیگر گفته اند که همه آن ها ضعیف است.(۱۴)

۳. حق الیقین

قرآن بین یقین و حق تمییز قائل شده و حق را خالص کننده و تصحیح کننده یقین به حساب آورد: «إِنَّ هَذا لَهُوَ حَقُّ الْیَقیِن.»(واقعه: ۹۵)، «إِنَّهُ لَحَقُّ الْیَقیِنِ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظیِم.»(حاقه: ۵۱-۵۲.)

کلمه «حق» به معنای علم است، اما نه هر علمی، بلکه علم به چیزی از آن جهت که با خارج و واقعیت مطابق است و مراد از «یقین» عبارت است از علمی که در آن نقطه ابهام و تردیدی نباشد. پس اینکه در آیه شریفه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *