توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل شاعران انقلاب اسلامی و نقد فرهنگ غربی یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل شاعران انقلاب اسلامی و نقد فرهنگ غربی شامل 112 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل شاعران انقلاب اسلامی و نقد فرهنگ غربی را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل شاعران انقلاب اسلامی و نقد فرهنگ غربی با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل شاعران انقلاب اسلامی و نقد فرهنگ غربی بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل شاعران انقلاب اسلامی و نقد فرهنگ غربی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شاعران انقلاب اسلامی و نقد فرهنگ غربی وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل شاعران انقلاب اسلامی و نقد فرهنگ غربی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل شاعران انقلاب اسلامی و نقد فرهنگ غربی مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شاعران انقلاب اسلامی و نقد فرهنگ غربی :
مقدّمه
شعر انقلاب اسلامی به اشعاری اطلاق می شود که متأّثر از فضای نهضت اسلامی مردم ایران، انقلاب، جنگ و دیگر رخدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این برهه از تاریخ کشور سروده شده است. این نوع شعر عمدتاً از بطن سه جریان شعری شاخص ظهور کرد: شعر سّنت گرای مذهبی، شعر نوگرای روشنفکری و شعر روشنفکری مذهبی؛ مولود این سه جریان را نسل شاعران جوان پس از انقلاب می توان دانست (روزبه، ص ۳۰۷).
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاعران، به اقتضای گرایش های اعتقادی سیاسی، به دو دست اصلی تقسیم شدند: موافقان کلّیت آرمان های انقلاب و نظام؛ و مخالفان یا منتقدان آن (همان، ص ۳۰۸). در طی سه دهه و اندی از پیروزی انقلاب اسلامی، عرفاً دست اوّل را جناح شعر انقلاب نامیده اند و دست دوم را جناح شعر روشنفکری. ما نیز، در این مقاله، به تبعِ همین نظر، از شاعرانِ موافقِ کّلیت نظام به «شاعران انقلابی» یاد می کنیم.
بنابراین، وقتی سخن از شاعر انقلاب به میان می آوریم، مرادمان جمعی مدیحه سرای حرفه ای، که از لابه لای اوراق کتب و شعرهایشان جز تران بهَ به و چَه چَه چیزی به گوش نمی رسد، نیست.
شاعر انقلاب هم پالکی منوچهری و هم کاس انوری نیست. شاعر انقلاب سخن می گوید؛ ناطق است (یعنی شعور دارد و می اندیشد) و تعهّد دارد و، هرگاه که خود لازم بداند، داد می کشد و مردم را از آنچه به آن آگاهی یافته است مطّلع می کند؛ و چون مظلومّیت و معصومیتی را ببیند، برای همگان بازگو می کند تا از اعجاز شعر برای تأثیروتأّثر در افکارِ عموم، به منظور بهبود روابط اجتماعی و پیشگیری از زوال ارزش ها و انحراف از خطوط اصلی انقلاب، کمک بگیرد. (شادخواست، ص ۵۴۱، به نقل از محمّدحسین جعفریان)
پژوهش حاضر غالباً بر محور بررسی شعر شاعرانی است که از سرایندگان برجست «شعر اعتراضِ» پس از انقلاب اسلامی به شمار می آیند و ویژگی مشترک آثارشان اعتراض اجتماعی است. در آثار این شاعران، تضادّ و تقابل با غرب و مظاهر فرهنگِ مدرنیستی و شبه مدرنیستی مضمونی است رایج و می توان آن را از ویژگی های شاخص شعر آنان دانست.
اساساً، با نگاهی کلّی به منظوم معرفتی شاعران انقلاب، تقابل شرق و غرب، سنت و مدرنیسم، و استمرار تقابل اساطیریتاریخی خیر و شر، حقّ و باطل، نیکی و بدی، ایمان و کفر، ظاهر و باطن و… مشهود است.[۱] از همین رو، شاعرانْ ارزش های سنتی را تکریم می کنند و مظاهر منفی مدرنیسم را به پرسش می گیرند، هرچندکه در این باره صدور حکم مطلق خطاست و باید استثناها را هم در نظر گرفت. به هر روی، تقابل کلان سنت و مدرنیسم، در شعر این دوره، در قالب تقابل های فرعی تر تبلور می یابد، از جمله: تقابل شیو زیستِ سّنتی با شیو زیستِ مدرن و شبه مدرن، دردمندی با بی دردی، مردم با روشنفکران، شاعران متعهّد با شاعران تعهّدگریز، فرهنگ روستایی با فرهنگ شهری و….
ذکر این نکته ضروری است که، در این مقاله، در آوردنِ مثال ها و مصادیق شعری، به ضرورتِ موضوع، صرفاً به جنب محتوایی اشعار توجّه داشته ایم نه غنا و قوّت ادبی آن. بدیهی است که این شواهد شعری، از حیث شاعرانگی، پست و بلند بسیار دارند.
پیشین بحث
در برخی کتاب ها، مقالات و پایان نامه ها، با موضوع «شعر پس از انقلاب»، پراکنده و گذرا، به پاره ای از تقابل های فرعی، که ذکر آن پیش تر گذشت، اشاره رفته است، از جمله: شعر امروز، گردآوری ساعد باقری و محمّدرضا محمّدی نیکو (تهران، ۱۳۷۲)؛ نقد و بررسی ادبّیات منظوم دفاع مقدّ س، نوشت محمّدرضا سنگری (تهران، ۱۳۸۰)؛
حرفی از جنس زمان (تأمّلی در شعر انقلاب اسلامی)، نوشت سیداکبر میرجعفری (تهران، ۱۳۷۷)؛ و پایان نام کارشناسی ارشد با عنوانِ نقد و مقایس مبانی زیبایی شناسی شعر انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی (دانشگاه لرستان، زمستان ۱۳۸۸)، نگارش حدیثه حائری بزّاز. اما، با هم این تلاش ها و جستجوها، هنوز اثری یافت نشده است که منحصراً، دقیق و گسترده به این مبحث پرداخته باشد.
بررسی و تحلیل
رویارویی با غرب و دستاوردهای آن، در ابتدای آشنایی جامع ایرانی با مظاهر فرهنگ غربی، با نوعی شیفتگی و انفعال همراه بوده است. به تعبیری، تماس میان ایران و جهان مدرن، که از اواسط قرن نوزدهم با نوعی «تقلید» و نیز «قبولِ» وجه غربی زندگی آغاز شده بود، به تدریج، از تمام محتوای معرفت شناختی مدرن خود تهی شد. به این ترتیب، «مُد» جایگزین عقل مدرن شد؛ ایرانی ها مدرن شدند، بدونِ اینکه به شکلی مدرن بیندیشند؛ لباس مدرن بر تن کردند، ولی به نوعی ماقبل مدرن در مورد خود و دیگری داوری کردند… عقل مدرن، به صورتی فلج گونه، فقط درُ بعد ابزاری و فّنی خود به ایران راه یافت. (جهانبگلو، ص ۲۳)
مدرنیسم، چه درُ بعد فکری و فلسفی و چه درُ بعد مادّی و ظاهری، در جامع ما، همواره با واکنش های سنت گرایان از هر صف و صنفی مواجه بوده؛ و این تقابل و مواجهه، هر زمان، شکل و جلوه ای نو داشته است. در عصر مشروطه، روحانیان، سیاسی ها و حّتی متجدّدان مذهبی، نظیر سیدجمال الدّین اسدآبادی، در برابر نگاه کسانی چون آخوندزاده، میرزا ملکم خان، تقی زاده و… که راه رستگاری ایران و ایرانی را «اخذِ[۲] تمدّن فرنگی بدون تصرّف ایرانی» (ملکم خان، ص ۱۱۳) می پنداشتند واکنش نشان دادند.
به دیگر سخن، روشنفکران دور مشروطه، با اشتباه خود، یعنی نفی کامل سنت و یا تطبیق دادن کاملِ مفاهیم و اندیشه های غربی با اسلام، زمینه های شناخت و نقد درست سّنت و تجدّد را در ایران از بین بردند. (آجدانی، ص ۱۸۸)
در عصر پهلوی اوّل و دوم نیز، به موازات رشد و گسترش مدرنیت غربی و الزاماتِ فکری و فرهنگی آن در ایران، این واکنش ها در قالب مبارزات و مناقشات اجتماعی، فکری، قلمی و… استمرار یافت.
بر خلاف مشروطه، که پدیده ای سّنت گریز و سّنت شکن بود و رو به آفاقِ جهان مدرن داشت، انقلاب اسلامی ضمن پذیرش بسیاری از مظاهر دنیای امروز، از قبیلِ جمهورّیت و پارلمان و دموکراسی و تلاش برای تلفیق مظاهر مثبت دنیای امروز با سّنت ها و گذشت فرهنگی این سرزمین بسیاری از مظاهر دنیای مدرن امروز را به دید نقد و تردید می نگریست.
با پیروزی انقلاب اسلامی، به اقتضای فضای انقلابی و روحی آرمان خواهانه و استعمارستیزان توده های مردم، بسیاری از مظاهر تمدّن و تفکّر غرب طرد و نفی شد که، خود، واکنشی بود در برابر سلط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دیرین غرب بر ایران.
از همین رهگذر، گرایش به سّنت ها و فرهنگ خودی، با پیش زمین اندیشه های دین مدارانه و غرب ستیزانه، به ویژه آرا و آموزه های جلال آل احمد و علی شریعتی، اوج گرفت. در این دوره، ایرانیان، به ویژه قشرهای مذهبی، مدرنیسم یا شبه مدرنیسمِ افراطی عصر پهلوی را تهدیدی آشکار برای میراث سّنتی ایرانی اسلامی می دانستند و با آن عمیقاً سرِ ستیز داشتند.
گریز از جنبه ها و جلوه های فکر و فرهنگ غرب گرایش طبیعی و گاه افراطی به سنن و مواریث را در پی داشت؛ به ویژه آنکه جامع ایران، در پاره ای ابعاد، هنوز زیرساختی سّنتی داشت و طبعاً، از دیدگاه متفکّرانِ چنین جامعه ای، «سنتْ پیوندی ناگسستنی با وحی و دین، با امر قدسی، با مفهوم راست اندیشی، با مرجعیت، با استمرار و انتظام در انتقال حقیقت، با امر ظاهری و امر باطنی و همچنین با حیات معنوی، علم طبیعی و هنرها دارد» (نصر، ص ۱۳۶) و، حّتی فراتر از آن، «هم سّنت ها تجلّیات زمینی مُثُل اعلای آسمانی هستند که مHلاً با مُثُل اعلای ثابت سّنت ازلی مرتبط اند». (همان، ص ۱۱۴)
چنان که گفته آمد، شاعران مذهبی انقلابی، به اقتضای فضای حاکم سیاسی اجتماعی اوایل انقلاب، با مظاهر تقلیدی فرهنگ غرب، به مثاب فرهنگی استعماری و مهاجم، به تقابلِ جدّی پرداختند. از این رهگذر، حّتی گاه برخی راهِ افراط پیمودند و شعر نو، رمان و دیگر مظاهر فرهنگی و هنری غربی مآب طعن و نفی شد؛ هرچندکه این شاعران و هنرمندان، خود، کم و بیش، از همین قالب های هنری بهره می بردند.
از اواخر ده شصت و در طی سال های پس از جنگ، بروز پاره ای معضلاتِ اجتماعی (نظیر گسترش مُد و مصرف گرایی، اَشرافی گری، بی بندوباری های اخلاقی، و مفاسد اقتصادی) واکنش جدّی شاعران را برانگیخت و ظهور جریانی به نام «شعر اعتراض» را سبب شد.
در ادامه، به بررسی گونه های تقابل شاعران انقلاب اسلامی با مظاهر فرهنگِ مدرنیستی و شبه مدرنیستی غرب، ذیل عنوان «تقابل بینش شرقی با تفکّر غربی»، خواهیم پرداخت.
تقابل بینش شرقی با تفکّر غربی
این نوع تقابل را می توان کلان گفتمانِ رویارویی سّنت با مدرنیسم، در طی قرن اخیر، به شمار آورد. شایگان (ص ۵۴ -۵۵) به چهار حرکت نزولی در سیر تفکّر غربی معتقد است : ۱. نزول از بینش شهودی به تفکّر تکنیکی ؛ ۲. نزول از صوَر جوهری به مفهومِ مکانیکی؛ ۳. نزول از جوهر روحانی به سوائق نفسانی؛ ۴. نزول از غایت اندیشی و معاد به تاریخ پرستی. همچنین، به گفت راسل، آن دوره از تاریخ که عموماً «جدید» نامیده می شود دارای جهان بینی فکری خاصّی است که، از بسیاری جهات، با جهان بینی قرون وسطی تفاوت دارد… [چراکه] فرهنگ عصرِ جدید بیشتر دنیوی است و کمتر روحانی و دینی. (ج ۲، ص ۶۸۰)
آزادی، دموکراسی، انسان مداری، نسبیت انگاری، فردگرایی و علم گرایی از برجسته ترین گفتمان های مدرنیسم غربی اند. کهون[۳] (ص ۱۱) مدرنیته را تمدّنِ جدیدی می داند که، در چند قرن گذشته، در اروپا و امریکای شمالی پیدا و، در اوایلِ قرن بیستم، کاملاً فراگیر شد. از نظر او، این تمدّن، به شکلی منحصربه فرد، مدرن است و مدرن بودنِ آن با شیوه های جدیدِ مطالع طبیعت و فّناوری های جدیدِ ماشینی و شیوه های تولیدی، که به ارتقای سطح زندگی مادّی منجر شده است، ارتباط دارد. دیگر شاخصه های این تمدّن را سرمایه داری، سکولاریسم، لیبرالیسم، فردگرایی، عقل گرایی و انسان گرایی می توان دانست.
با این اوصاف، تفاوت میان مدرنیسم و مدرنیته تفاوت میان ایدئولوژی و متدلوژی است؛ به عبارتی، مدرنیسمْ مجموع جهان بینی ها و ایده هایی است که دیدِ انسان را به خود و جهان تغییر داده است؛ و مدرنیتهْ روش و رویکردهای عملی این تغییر و دگرگونی است. از منظری، مدرنیسمْ جلوه های بیرونی تمدّن غرب را در بر می گیرد، امّا مدرنیتهْ عناصر فکری و فلسفی و درونی آن را (قره باغی، ص ۲۶) و، از نظرِ هابرماس،[۴] پروژه ای نیمه تمام است با هدف گسترش دانش و عدالت اجتماعی (همان جا) و، بر همین اساس، می توان مدرنیزاسیون (نوسازی و نوین سازی) را وجهِ تکنولوژیک فرایندِ مدرنیته دانست.
به هر روی، شاعران انقلاب، با اّتکا به گفتمان های دینی و سنن فرهنگی و بومی، با بسیاری از مظاهر و مراتب تفکّر غربی مقابله کردند. در عرص این تضادّ و تقابل، آبشخور فکری اغلب آنان آرا و آموزه های اندیشندگانی چون علی شریعتی، جلال آل احمد، مرتضی مطهّری و بعضاً سیداحمد فردید، رضا داوری، داریوش شایگان، سیدحسین نصر و… بود. نخستین شکل تقابل، در این زمینه، تقابل شاعران با وجوه فکری و فلسفی فرهنگ غرب است که، طی آن، گفتمان های شاخص فرهنگ غرب را (نظیر آزادی، دموکراسی، سرمایه داری، نسبّیت گرایی و به ویژه اومانیسم) به نقد می کشند:
ما/ در عصر احتمال به سر می بریم / در عصر شکّ و شاید/ در عصر پیش بینی وضع هوا/ از هر طرف که باد بیاید/ در عصر قاطعیت تردید/ عصر جدید/ عصری که هیچ اصلی / جز اصل احتمال، یقینی نیست… (امین پور ۱، ص ۵۲)
من دیدم / در خیابان شانزه لیزه / زیر پای دموکراسی / پوست موز می گذارند/ فکر می کنید مهد آزادی کجاست؟ (هراتی ۱، ص ۸۸)
اریستوکراسی / با جلیق مخمل / بر پلّه های سازمان ملل / بار انداخته است… (همان، ص ۹۰) دنیایی که چندصد سال پیش / قلب خود را/ در سطل زبال «کاپیتالیسم» قی کرده است.
(همان، ص ۱۶)
دیروز، در باغ وحش / شامپانزه ای دیدم / که به نظرّی داروین / فکر می کرد. (همان، ص ۷۳)
… و یک مجلّ خارجی / از قول یک فیلسوف خوشبخت / که از پنج سالگی تا هنوز «فراک» می بندد/ نقل کرد: / «انسان حیوان ناطقی ست / که شراب می خورَد/ و دانس می رقصد». / امروز/ این تازه ترین تعریف انسان است… (هراتی ۲، ص ۳۱)
این چنین است که، به گفت آشوری،
مهم ترین ویژگی تمدّن غرب، که اساس و بنیان آن است [… ]، تکی آن بر انسان و یا اصالت بشر (اومانیسم) است [… ] در تمدّن جدید، «انسان» اسم اعظمی است که کلّ ارزش های این تمدّن از آن سرچشمه می گیرد [… ] به عبارتِ دیگر، «انسان» نامی است جانشین نام خدا که، در تمدّن قرونِ وسطایی اروپا یا در تمدّن اسلامی، اسم اعظمِ تمدّن و پرتو روشنگر جهان بود. (ص ۵۸-۵۹)
به هر روی، شاعران این دوره، از منظر نگاه دینی به انسان که او را خلیف خدا بر زمین می داند، امّا انسان را در برابر خدا قرار نمی دهد با انسان محوری، به مثاب یکی از اندیشه های بنیادی غرب، می ستیزند و آن را به سُخره می گیرند، زیرا از نظر آنان انسانِ غربی از معنا و محتوای عاطفی و انسانی تهی شده است:
بگذار گریه کنم / نه برای تو / نه نه نه! بل برای عاطفه ای که نیست / و دنیایی که / انجمنِ حمایت از حیوانات دارد/ امّا انسان / پابرهنه و عریان می دود/ و در زکام دفن می شود/ برای دنیایی که زیست شناسان رمانتیکش / سوگوار انقراض نسل دایناسورند… / بگذار گریه کنم / برای انسان ۱۳۵/ انسان نیم دایره / انسان لوزی / انسان کج ومعوج / انسان واژگون / و انسانی که / در بزرگداشتِ جنایت هورا می کشد… / انسانی که راه کوره های مرّیخ را شناخته است / امّا هنوز / کوچه های دلش را نمی شناسد. (هراتی ۱، ص ۱۴-۱۶)
یله کن، بندگی سای انسان ننگ است
با خدا، بندگی برد شیطان ننگ است…
(معلّم دامغانی، ص ۱۳۷)
تقابل شیو زندگی شرقی با زندگی غربی
تقابل شیو زندگی شرقی (سّنتی) با زندگی غربی، در حقیقت، تجلّی یکی از گفتمان های برجست انقلاب بود؛ به تعبیری، پیکار فقر و غنا، ترویج ساده زیستی، دل تنگی از رشدِ رفاه طلبی و گرایش به اشرافیت و کم رنگ شدن ارزش ها و میراث گران قدر شهیدان و انقلاب یا غفلت از آن (سنگری، ج ۳، ص ۲۱۵) جان مای بسیاری از سروده های ده شصت و هفتاد بود. اینک، نمونه هایی از آن:
وقتی یک جرعه آب صلواتی / عطش را می خشکاَند / دیگر به من چه که کوکا خوشمزه تر از پپسی ست… / شتاب کن آقای عادت ! / پل هوایی فاصل دیگری ست / که آسمان را از ما مضایقه می کند… / ما چقدر غافلیم / که به بوی گیج آسفالت / عادت کرده ایم. (هراتی ۱، ص ۸۰-۸۳)
شاعر این دوره با بسیاری از مظاهر مدرنیته، به مثاب نمودهای ضدّ ارزشی، سرِ ناسازگاری دارد:
امسال به ساعت های کاسیو اطمینان کردیم / و نماز صبحمان قضا شد. (قزوه ۱، ص ۱۰۴) چرا باید از زیر روسری های ژرژت / رشته های جهّنم شعله بکشد؟ (همان، ص ۱۱۳) او [: مادرم ] نمی داند کادیلاک چه جانوری ست / و داخل هواپیما چه شکلی ست / اما خوب می داند/ که شمشیر امام حسین از طلا نبوده است. (همان، ص ۱۱۵)
و سان گلاسه / کافه گلاسه / کاپوچینو/ و بستنی های هفت رنگ ایتالیایی / کفّار این همه غفلتمان بود. (همان، ص ۹۰)
بیایید به دلارها / به چشم یک اجنبی نگاه کنیم / بیایید به کراوات ها محل نگذاریم… / بیایید استقلال را/ در ورزشگاه آزادی جستجو نکنیم / باور کنید حمّام های سونا/ ما را بی بخار بار می آورَد! (همان، ص ۱۲۸)
عکس مَلکَم روی آباژورها
ناصرالدّین شاه بر وافورها…
بعد از آن شب، عازم میگون شدیم
محو یک ساعت گرامافون شدیم
(عزیزی، ص ۵۲۳)
از این بوق ها، زردها، سرخ ها
من از این ترافیک ها خسته ام
دلم تشن جمعه بازارهاست
که از بوی بوتیک ها خسته ام
(ترکی، ص ۹۲)
تقابل دردمندی و بی دردی
از دیدگاه شاعران انقلاب اسلامی، زندگی عافیت طلبان و بی دردان با خودباختگی در برابر فرهنگ غرب ملازم است و نقد آن در شعر اجتماعی این دوره گستر وسیعی دارد:
سال گذشته / سال هجوم دل زدگی بود / سال رواج عکس و پوستر رنگی / سال تجارتِ بیداد/ گران فروشان / فربه تر و فربه تر شدند/ در ذهنشان / مدام قیمت کالا/ بالا می رفت / و قیمت خون / پایین می آمد. (صفّارزاده، ص ۷)
هورا حراج عشق / دلار و وینستون / کوکاکولا و بوکس / هورا به شام های هتل هیلتون / که شور انقلابی خوبان را/ شیرین کرد/ دعای خاصّ بخش خصوصی / شعری در راستای بهر اسلامی / قصیده ای در مدح بانک ملّی و ملّت / بگذار بچّه های حضرتِ مولانا/ تاجر شوند! (قزوه ۲، ص ۹۲)
خیابان هاشمی… / خیابانی که مبل، در آن، نمایشگاهی ندارد… / خیابان ازدحام نانوایی ها/ خیابانی که شیرینی دانمارکی نمی خرد / خیابانی که جین نمی پوشد/ خیابانی که کراوات نمی زند/ خیابانی که مژه های طبیعی را دوست دارد/ خیابانی که قلمِ پای پانک ها را خُرد می کند/ خیابانی که لباسش را از تعاونی ها می خرد/ خیابانی که لباس تنش را/ برای سیل زدگان می فرستد/ خیابان هاشمی / خیابان پیکان های مُسن / خیابان هل دادن ژیان / خیابانی که بنز و بی. ام. وِ با هراس تمام / از تیررسِ نگاهش می گریزند. (عبدالملکیان ۲، ص ۱۶۱-۱۶۲)
وقتی جنوب را/ بمباران کردند/ تو در ویلای شمالی ات / برای حلّ کدام جدول بغرنج / از پنجره به دریا/ نگاه می کردی؟ (هراتی ۱، ص ۵۳)
ای درختان بی ثمر، چونتان باد و چندتان
باد را تکّه تکّه کرد شاخه های بلندتان
نیش دارید مثل مار، بدتر از سیم خاردار
آفت باغ های ماست زردی پوزخندتان
ای خموشانِ در کمین، مارهای در آستین
جان نیلوفرانِ باغ دور باد از گزندتان…
(کاکایی، ص ۶۵)
تقابل توده ها با روشنفکران و تقابل شاعران متعهّد با شاعران تعهّدگریز
ستیز و تقابل توده های مردم با قشر منوّرالفکر، چه اصیل و چه بدلی، به عصر مشروطه بازمی گردد و، تا سد اخیر، با فرازوفرود استمرار داشته
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.