تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل شخصیت علمی – فرهنگی زراره( قسمت دوم)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شخصیت علمی – فرهنگی زراره( قسمت دوم)، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل شخصیت علمی – فرهنگی زراره( قسمت دوم) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شخصیت علمی – فرهنگی زراره( قسمت دوم) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل شخصیت علمی – فرهنگی زراره( قسمت دوم) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل شخصیت علمی – فرهنگی زراره( قسمت دوم) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شخصیت علمی – فرهنگی زراره( قسمت دوم)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل شخصیت علمی – فرهنگی زراره( قسمت دوم) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شخصیت علمی – فرهنگی زراره( قسمت دوم) :

گروه تاریخ اسلام

در این قسمت به بررسی شخصیت علمی و فرهنگی زراره از سه زاویه مختلف می پردازیم.

نخست – بررسی نظرات و دیدگاهها راجع به شخصیت زراره.

ابوغالب زراری (م ۳۶۸ ه ) که در زمان غیبت صغری می زیسته و خود از خاندان زراره بوده است درباره ویژگیهای زراره می گوید: «زراره فردی خوش سیما، تنومند و سفیدپوست بود، برای نماز جمعه خارج می شد. در حالی که کلاهی سیاه بر سر و عصایی در دست داشت. اثر سجده در پیشانیش ظاهر بود. مردم در دو طرف راه می ایستادند و به خاطر جلال و هیبتش، وی را می نگریستند. او اهل بحث و مناظره بود و هیچ کس به پای او نمی رسید، تنها عبادت بود که او را از سخن باز می داشت. و متکلمان شیعه از شاگردان وی می باشند.» (۱)

محمدبن اسحاق الندیم (م ۴۳۸ ه ق ) در مورد شخصیت زراره چنین یادآور شده است: «زراره در بعد فقه، حدیث و کلام یکی از بزرگترین رجال شیعه می باشد.» (۲)

ابوالعباس احمدبن علی بن العباس النجاشی (م ۴۵۰ ه ) در مورد شخصیت زراره چنین می نویسد: «او در روزگار خود بزرگ و پیشگام اصحاب ما در قرائت قرآن، فقه، کلام، شعر و ادبیات بود. وی ضمن دارا بودن فضل و ایمان، در گفتار و نقل حدیث صادق بود.» (۳)

تقی الدین، حسن بن علی بن داود حلی (م قرن هفتم) درباره وی چنین می گوید: «زراره راستگوترین و فاضلترین شخصیت زمان خود بود تا آنجا که امام صادق علیه السلام درباره وی فرمود: اگر زراره نبود می گفتم: احادیث پدرم بزودی از بین خواهد رفت.» (۴)

خیرالدین زرکلی، نویسنده معاصر در مورد شخصیت زراره می نویسد: «او مردی متکلم، شاعر، عالم، ادیب و از اهالی کوفه بود.» (۵)

سیمای زراره در آئینه روایات

شیخ طوسی در اختیار معرفه الرجال چندین روایت در منزلت و والایی شان زراره نقل کرده است که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم.

محمدبن ابی عمیر می گوید: «به جمیل بن دراج گفتیم، براستی مجلس و محفل علمی شما بس آراسته و مغتنم است! جمیل گفت: به خدا سوگند، ما در مقابله با زراره بن اعین مانند کودکان هستیم در مدرسه و در مقابل معلم.» (۶)

این تعبیر جمیل بن دراج می رساند که وی با تمامی معلوماتی که داشته و در زمان خودش به عنوان فقیه ترین افراد به شمار می رفته (۷) خود را در مقابل زراره چقدر کوچک احساس می کرده و این خود بزرگترین گواه بر مرتبه بلند زراره در میدان علم و دانش است.

نویسنده رجال کشی، ابوعمرو، محمدبن عمربن عبدالعزیز (م ۳۴۰ ه ) می نویسد: «همه فقهای امامیه بر تصدیق گروهی از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام اجماع دارند و سر تعظیم در برابر فقاهت آنان فرود آورده اند، فقیه ترین آنها شش نفرند; زراره، معروف بن خربوذ، برید، ابوبصیر اسدی، فضیل بن یسار و محمدبن مسلم طایفی. و گفته اند که فقیه ترین آنها زراره بن اعین است. (۸) »

جمیل بن دراج می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: کوههای زمین و نشانه های دین چهار نفرند، محمدبن مسلم، بریدبن معاویه، لیث بن البختری المرادی و زراره بن اعین. (۹)

در این تشبیه امام صادق علیه السلام بالاترین مراتب فضل و کمال را در کوتاهترین عبارت، برای زراره نمایانده است. سخن و توصیف امام علیه السلام را نباید تعارف پنداشت، زیرا امام علیه السلام در موقعیت و مسؤولیتی است که هرگز بی جهت از کسی تعریف نمی کند. بلکه ملاک و میزان در گفته های آنان حق و رضایت حق تعالی است.

فضل بن عبدالملک می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: محبوبترین خلق خداوند نزد من چهار نفرند چه زنده باشد و چه مرده. بریدبن معاویه، زراره، محمدبن مسلم و احوال. (۱۰)

ابراهیم بن عبدالحمید می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند زراره بن اعین را رحمت کند. اگر زراره و امثال او نبودند، چه بسا احادیث پدرم از بین می رفت. (۱۱)

ابی عبیده حذاء، می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: زراره، ابوبصیر و محمدبن مسلم و برید، مصداق این سخن خدایند که می فرماید: و السابقون السابقون اولئک المقربون. (۱۲)

مفضل بن عمر می گوید: روزی که فیض بن مختار نزد امام صادق علیه السلام آمده بود، آیه ای از قرآن را خواند. آن حضرت آیه را برای او تاویل کرد، فیض به حضرت گفت: خدا مرا فدایت گرداند، این اختلاف بین شیعیان شما چیست؟ امام علیه السلام فرمود: ای فیض کدام اختلاف؟ فیض به حضرت عرض کرد. در جلسات بحث آنان در کوفه شرکت می کنم و از اختلاف آنها در روایاتشان به شک می افتم، تا این که به مفضل بن عمر مراجعه می کنم، او مرا از این شک بازمی دارد و نفسم از این گرفتاری نجات می یابد، و قلبم مطمئن می گردد. پس حضرت به او فرمود: ای فیض درست می گویی، همان طور است که گفتی، بدرستی که مردم در دروغ بستن بر ما ولع دارند. گویا خداوند بر آنها دروغ بستن بر ما را واجب گردانیده و جز این چیزی از ایشان نخواسته است مطلبی را با یکی از آنان در میان می گذارم. هنوز از نزد من خارج نشده آن را بر غیر تاویلش، تاویل می نماید و این کار به خاطر آن است که هدفشان از حدیث و محبت ما الهی نیست و امیال دنیایی دارند. و هر کدامشان دوست دارد که برای خود سری باشد، هیچ بنده ای نیست که نفس خود را بلند گرداند مگر این که خداوند او را پست نماید، و هیچ بنده ای فروتنی و تواضع ننماید، مگر این که خداوند او را بلند مرتبه گرداند و شرافت دهد. پس هر گاه در جستجوی حدیث ما برآمدی، بر تو باد که به این شخص که این جا نشسته به او مراجعه کن! و با دست اشاره به یکی از اصحاب ما نمود.

از حاضران سؤال کردم که آن مرد کیست؟ گفتند: او زراره بن اعین است. (۱۳)

دادوبن سرحان می گوید: شنیدم که اباعبدالله علیه السلام فرمود: برخی از افراد را در جریان بعضی مطالب قرار می دهم، و او را از جدل و ریاء در دین خدا، و از قیاس نهی می کنم، ولی به مجرد این که از نزد من خارج می شود به تاویل و توجیه ناروا می پردازد، به بعضی دستور می دهم که سخن گویند، و برخی را از گفتگو و مباحثه نهی می کنم، اما هر کسی [امر و نهی مرا] برای خود تاویل می نماید و با این کار خدا و رسولش را عصیان می کند، اگر می شنیدند و اطاعت می کردند، آنچه را پدرم به اصحابش سپرد، من نیز به آنان می سپردم، به درستی که اصحاب پدرم در حال حیات و مرگ مایه افتخارند، یعنی زراره، محمدبن مسلم … (۱۴)

محمدبن ابی عمیر از جمیل بن دراج نقل می کند: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: به اهل ایمان و تواضع، بشارت بهشت دهید، بریدبن معاویه عجلی، ابوبصیر لیث بن البختری مرادی، محمدبن مسلم، و زراره، اینان چهار نفری هستند، که نجیبان و امینان خداوند بر حلال و حرام وی می باشند، اگر این افراد نبودند، آثار نبوت قطع می شد و از بین می رفت. (۱۵)

دوم – توان علمی زراره در مناظره ها و مباحثه ها

پس از بررسی دیدگاهها و نظراتی که درباره شخصیت علمی و فرهنگی زراره ابراز شد، به بررسی توان علمی وی در مناظرات و مباحثات می پردازیم. همان گونه که پیشتر گفتیم، وی شخصی عالم، فقیه، ادیب، شاعر و متکلم بود، و در فقاهت نیز مانند سایر علوم به درجه والایی رسیده بود، به حدی که توانست فقه صحیح را از غیرصحیح تشخیص دهد و به انحراف استادش حکم بن عتیبه پی برد، و از هواداری او دست بردارد، و ملازم درگاه ائمه علیهم السلام گردد. (۱۶)

گذشته از اینها، زراره در فقاهت به حدی رسیده بود که امام صادق علیه السلام او و برخی دیگر از یارانش را برای مباحثه با علمای دیگر مذاهب انتخاب می کرد، و با صراحت تمام به مخالفان می فرمود: اگر بتوانید اصحاب مرا در مباحثه علمی شکست دهید، چنان است که مرا شکست داده اید. (۱۷)

این سخن امام صادق علیه السلام بیانگر میزان اعتماد آن حضرت به مرتبه والای علمی زراره و همانندهای او است.

در میان مناظره ها و احتجاجهای امام صادق علیه السلام با مخالفان به نمونه ای برمی خوریم که حضرت بعضی از اصحاب خود را برای مباحثه با خصم انتخاب می نماید. امام علیه السلام از این کار چند هدف را دنبال می کند.

۱- از این طریق مزیت یاران و اطرافیان خود را به همگان بشناساند.

۲- ناتوانی خصم را آشکار کند.

۳- به آنها گوشزد نماید که آنان توانایی مباحثه و مقابله با یاران وی را ندارند، چه رسد به خود آن حضرت. امام علیه السلام در این مناظره اصحاب خود را به مباحثه با عالم شامی فرا می خواند، زراره نیز از جمله افراد این گروه منتخب است، که در بخش فقهی با وی به مناظره و مباحثه می پردازد.

هشام بن سالم در این باره چنین می گوید: با جماعتی از اصحاب نزد امام صادق علیه السلام بودیم که مردی از اهل شام آمد و اجازه ورود خواست. حضرت اجازه فرمود، مرد داخل شد و سلام کرد، امام علیه السلام فرمود. بنشین! اگر نیاز و مطلبی داری در میان بگذار! مرد شامی گفت: به من خبر رسیده که هر چه از شما سؤال شود، شما پاسخ آن را می دانید، از این رو آمده ام تا با شما مناظره کنم.

حضرت فرمود: در چه زمینه ای؟

مرد شامی گفت: در اعراب قرآن (وقف، سکون، جر، نصب و رفع آن.)پس امام علیه السلام فرمودند: ای حمران، با این مرد به مباحثه بنشین!

آن مرد به حضرت عرض کرد: من می خواستم با شما مباحثه کنم نه با حمران.

حضرت فرمودند: اگر بر حمران غلبه یافتی چنان است که بر من غلبه یافته ای.

پس از آن مرد شامی روی به حمران آورد و مرتب از او سؤال می کرد و حمران جواب می داد، تا این که مرد شامی خسته شد.

حضرت فرمود: ای مرد شامی حمران را چگونه یافتی؟

مرد شامی گفت: او را ماهر دیدم، چیزی از او نپرسیدم، مگر این که جواب گفت.

سپس امام علیه السلام به حمران فرمود: اکنون تو از او سؤال کن، پس حمران همواره از او سؤال می کرد تا این که مرد شامی از جواب دادن باز ماند.

مرد شامی به حضرت عرض کرد: می خواهم با شما در عربی مناظره کنم.

امام علیه السلام از ابان بن تغلب خواست که با او مناظره نماید.

پس از آن مرد شامی خواست که در فقه مناظره کند.

امام علیه السلام به زراره فرمود: ای زراره با او به مناظره برخیز!، زراره با مرد شامی به مناظره برخاست و او را رها نکرد تا آن هنگام که مرد شامی از جواب باز ایستاد. (۱۸) این مناظره را نباید دست کم گرفت، اگر چه در این مناظره که هشام بن سالم آن را روایت کرده، اشاره ای به سؤالات مرد شامی و جوابهای زراره نشده است، ولی تعبیر امام علیه السلام که می فرماید: با آنان مناظره کن اگر بر آنها غلبه یافتی، چنان است که بر من غلبه یافته ای، سخنی است بس بزرگ و پراهمیت! زیرا; اگر امام علیه السلام ذره ای در توان علمی اینان نسبت به مرد شامی شک داشت چنان قاطعانه سخن نمی گفت.

با توجه به این که مرد شامی شخصی عامی و بی سواد نبوده است و اصولا هم نمی تواند چنین باشد، چون عقلایی نیست که فردی بی سواد از شام حرکت کند، آن همه رنج سفر را بر خود هموار سازد و به مناظره کسی آید که به گفته خودش شنیده است او عالم به تمام پرسشهایی است که از وی سؤال می شود، بنابراین، نمی توان این مناظره را کم اهمیت دانست و به سادگی از کنار آن گذشت.

زراره با همه دانش خود، خویشتن را برتر از دیگران نمی شمرد و به خود مغرور نمی شد و در این راه به مباحثه و جدل نمی پرداخت. او بشدت از تفرقه بین اصحاب پرهیز می کرد، و کمتر حاضر می شد، در امور اختلافی بین اصحاب با دیگران به بحث بپردازد، اما آن هنگام نیز که وارد میدان بحث می شد، بسیار مستدل و قاطع سخن می گفت، گاهی اوقات که افرادی از او می خواستند، تا با دیگران وارد بحث شود، از این کار امتناع می کرد و می گفت: این کار باعث کینه و عداوت می شود. و به این طریق از بحث و جدل کناره گیری می کرد. تنها زمانی وارد میدان بحث می شد که طرف مقابل به این کار تمایل نشان می داد، در این صورت اقدام به مناظره می کرد.

زراره می گوید: در مدینه به مجلس مباحثه جماعتی رفتم که در میان آنها عبدالله بن محمد و ربیعه الری نیز حضور داشتند، عبدالله گفت: ای زراره در مسایل مورد اختلاف سؤالهایی را مطرح کن و از ربیعه بپرس!

گفتم: مجادله و بحث باعث کینه می شود. اما ربیعه گفت: ای زراره سؤال کن.

گفتم: رسول الله صلی الله علیه وآله شارب خمر را با چه چیزی حد می زد.

ربیعه گفت: با ترکه درخت و نعلین.

پس گفتم: اگر مردی را امروز دستگیر کنند که شراب خورده باشد، و نزد حاکم آورند، چه حکمی درباره او جاری می شود؟

ربیعه گفت: شلاق زده می شود، چون عمر شلاق زد.

عبدالله محمد گفت: پناه بر خدا، رسول الله صلی الله علیه وآله با ترکه درخت می زد و عمر با شلاق! آنچه را رسول خدا انجام داد ترک می نمایند و به آنچه عمر انجام داد عمل می کنند. (۱۹)

همان طور که از روایت پیداست، زراره تسلط کامل بر موضوعات فقهی داشته و به ریزه کاریهای احکام آن نیز، آگاه بوده است. لذا او با عبارتی ساده و روان و منطقی سلیس ربیعه را مقهور منطق خود می سازد، آنچنان که ربیعه راهی برای گریز و توجیه حکم خود نداشته باشد، و ناظران و شنوندگان بحث نیز آن را به آسانی درک نمایند.

توانایی زیاد زراره در مباحث فقهی از دقت و باریک بینی وی نشات می گرفت. او در پاره ای موارد به سؤال کوتاه اکتفا نمی کرد، بلکه تا موضوعی دقیقا برایش روشن نمی شد، دست از سؤال کردن برنمی داشت.

در این زمینه به روایتی برمی خوریم که مصداق کامل ادعای ما است، روایت از این قرار است.

زراره می گوید: به امام باقرعلیه السلام عرض کردم: فدایت شوم. دو خبر یا حدیث معارض از شما به ما می رسد. کدام یک را بگیریم و به آن عمل کنیم؟

حضرت فرمود: ای زراره; آن حدیث را که بین اصحاب مشهورتر است بگیر، و آن را که اندک و نایاب است رها کن.

عرض کردم: آقای من; گاهی آن دو حدیث یا خبر هر دو مشهورند و هر دو ماثور از جانب شما؟

حضرت فرمود: آن حدیث را که رواتش نزد شما عادل تر و موثق ترند بگیر و به آن عمل کن.

عرض کردم: روایتگران هر دو حدیث عادل و موثق و مورد رضایتند.

امام علیه السلام فرمود: بنگر و ببین کدام یک از آنها موافق مذهب عامه است پس آن را رها کن و به دیگری که مخالف عامه است عمل نما.

عرض کردم: چه بسا هر دو موافق عامه باشند یا مخالف آنها در این صورت چه کنم؟

حضرت فرمود: آنچه که احتیاط دین تو در آن است بگیر، و آن را که مخالفت احتیاط است رها کن.

عرض کردم: بدرستی که گاهی آن دو موافق با احتیاط است و یا مخالف با احتیاط در این حال چه کنم؟

حضرت فرمودند: در این صورت مخیر هستی که یکی را بگیری و دیگری را ترک نمایی. (۲۰)

این روایت بخوبی تلاش و کوشش و دقت نظر زراره را می رساند، که چگونه احادیث را از زوایای مختلف بررسی می کرده است، و همین دقت و کاوشگری وی بود که توانست از او فقیهی زبردست بسازد.

سوم – آثار باقیمانده از زراره

در این بخش به آثار باقیمانده از زراره و تاثیر آن در رشد فکری، فرهنگی جامعه خواهیم پرداخت.

وی که از خاندانی دانش دوست و عالم پرور بود، همگام با سایر افراد خانواده، کمر همت به فراگیری علوم مختلف بست، او زندگی خود را وقف این کار کرد و در اکثر علوم رایج عصر خویش نیز سرآمد گردید، او در رشته هایی چون فقه، (۲۱) حدیث، (۲۲) کلام، (۲۳) ادبیات (۲۴) و شعر (۲۵) تحصیل نمود، و در رشته قرائت نیز مهارت کامل داشت. (۲۶) با وجود این، در آثار رجالی، کتابهای زیادی از او یاد نکرده اند!

در اکثر کتب رجالی آمده است. «لزراره مصنفات منها کتاب الاستطاعه والجبر.» (۲۷) و بیش از همین کتاب استطاعت و جبر متذکر کتاب دیگری برای ایشان نشده اند، ولی این نمی رساند که او جز کتاب یاد شده کتاب دیگری نداشته است.

درباره اشعار زراره، صاحب اعیان الشیعه می گوید: جاحظ در کتاب النساء و کتاب عرجان الاشراف متذکر ابیاتی از اشعار زراره گردیده است. (۲۸) با این که اکثر رجال نویسان معتقدند که وی شاعر بوده، اما معلوم نداشته اند که آیا دیوان، شعری از خود برجای گذاشته یا نه! همچنین معلوم نداشته اند، که آیا او دارای اشعار فراوان بوده یا گهگاه شعر می سروده است، همچنین مشرب شعری او را بیان نداشته اند، که در چه زمینه هایی شعر می سروده است.

در رشته فقه نیز بر کتاب و رساله ای از وی دست نیافتیم.

آنچه در زندگی زراره مانند ستاره ای می درخشد، جنبه حدیثی ایشان است که در این میدان به تمام معنا درخشیده و آثار فراوان حدیثی از خود باقی گذاشته اشت. و همین بخش از آثار زراره نیز مدنظر ما می باشد، آن گونه که قبلا یادآور شدیم او در فقه و حدیث سرآمد روزگار خود بود. اگر چه محمدبن مسلم می گوید: من از امام باقرعلیه السلام سه هزار حدیث و از امام صادق علیه السلام شانزده هزار حدیث شنیدم. (۲۹) لیکن در عمل حدیث زیادی از وی برجای نمانده است، اما از زراره علی رغم حساسیتهایی که دستگاه خلافت و مخالفان علیه وی نشان می دادند، احادیث فراوانی برجای مانده، که مجموع آنها در «مسندالزراره » مشتمل بر حدود دو هزار حدیث است. (۳۰) و البته این مقدار حدیث، در برگیرنده تمامی احادیث زراره نیست، چه بسا روایات مطرح شده در مسند زراره بخشی از احادیث زراره باشد که از دست حوادث روزگار به سلامت رسته و امروزه در دسترس ما قرار گرفته است.

به هر حال، بسیاری از مباحث فقه شیعه شکوفایی خود را مرهون زحمات طاقت فرسای زراره و امثال او است و در هیچ بابی از ابواب فقهی نمی توان نقش احادیث زراره را ندیده گرفت، چنان که در آینده به تنوع حدیثی زراره در ابواب مختلف خواهیم پرداخت و میزان احادیث وی را در هر بخش معلوم خواهیم کرد.

زراره و دیگرانی چون او بودند که با پرسشهای مختلف و ضبط دقیق گفتار ائمه علیهم السلام بزرگترین و بالاترین افتخارات را به مکتب امامیه ارمغان دادند، تا امروز فقیهان بتوانند در میدانهای مختلف فقه با دست باز به اجتهاد بپردازند.

از آنجا که فرصت زمانی پیامبرصلی الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام برای بیان مطالب و رساندن آن به همه نسلها محدود بوده است، وجود کسانی چون زراره در ثبت و ضبط و انتقال معارف آنان به نسلهای دیگر، اهمیتی انکارناپذیر داشته است. این فراگیری و گسترش تشیع و باروری فقه شیعه نتیجه احادیثی است که از ائمه علیهم السلام نقل شده و مردانی چون زراره به حفظ و نشر آن پرداختند.

اثبات این نکته چندان دشوار و پیچیده نیست، زیرا آن گونه که مشخص است در عصر امامت و قبل از غیبت دسترسی به ائمه علیهم السلام ممکن بود، هر چند برای همگان این ارتباط به دلیل بعد مسافت یا ممانعتهای سیاسی حکام میسر نبود.

از سوی دیگر می بینیم که استنباط احکام از قرآن و تطبیق کلیات بر امور جزئی نو پیدا کاری چندان سهل نیست و نیازمند نوعی تخصص و ن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *