تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل شرح دنیا طلبی در کلمات حضرت امام خمینی (۲)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل شرح دنیا طلبی در کلمات حضرت امام خمینی (۲) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل شرح دنیا طلبی در کلمات حضرت امام خمینی (۲) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل شرح دنیا طلبی در کلمات حضرت امام خمینی (۲) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل شرح دنیا طلبی در کلمات حضرت امام خمینی (۲) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل شرح دنیا طلبی در کلمات حضرت امام خمینی (۲) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل شرح دنیا طلبی در کلمات حضرت امام خمینی (۲) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرح دنیا طلبی در کلمات حضرت امام خمینی (۲) :

۴. اثرات محبت به دنیا

چنانکه در مطالب قبل اشاره شد، محبت دنیا متضمن آثار بسیاری است که لایزال متصل به صاحب خود بوده و امری جدانشدنی از اوست حتی در روز قیامت. یَوْمَ یحْمَی عَلَیْهَا فیِ نَارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوَی بِهَا جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هَذَا مَا کَنزْتُمْ لِأَنفُسِکمْ فَذُوقُواْ مَا کُنتُمْ تَکْنزُون (توبه ۳۵) اکنون به برخی از این آثار که در کلمات امام خمینی آمده است اشاره می نماییم.

۴.۱. منشأ گناهان

قَالَ النَّبِیُّ ص حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَهٍ وَ مِفْتَاحُ کُلِّ سَیِّئَهٍ وَ سَبَبُ إِحْبَاطِ کُلِّ حَسَنَه (إرشاد القلوب إلی الصواب،ج ۱،ص ۲۱) پیامبر اسلام فرمود: دوستی دنیا منشأ هر اشتباه و کلید هر گناه و سبب نابودی هر نیکویی است. یعنی آنکه به سبب دوستی دنیا هر اشتباهی را مرتکب می شود تا به آنچه میل اوست برسد و در نتیجه اشتباهات زیاد، مرتکب گناهان زیاد می شود. و برخی از گناهان سبب نابودی بعضی از خیرات می شود ولذا دوستی دنیا هم علت اشتباه و هم منشأ گناهان و هم سبب حبط خیرات است.

در مطالب پیشین گفته شد انسان در عین کمال طلبی، فطرتاً لذت طلب نیز هست و هر کمالی متناسب با لذتی برابر با خود است. هر انسانی چه در سیر صعود و چه در سیر قهقرایی به سمت لذتی می رود که از آن لذت اثری در قلب او باقی می ماند. این لذت اگر در مسیر مثبت و جانب حق باشد، در نهایت مبدل به قدرتی می شود که خود سبب کشف حجاب های ظلمانی و نورانی است؛ الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک؛ این قدرت، کمال انقطاع از غیر حق است که چشم قلوب را منور به نور خداوند می نماید و سبب خرق حجب می شود. اما آن لذت اگر در جانب بُعد از خداوند باشد، نیرویی در انسان پدید می آورد که قادر به دل کندن از دنیا نخواهد بود و لذتی پس از لذتی که در وجه دنیا دوستی است، ظلمتی است پس از ظلمتی و علت گناهی است پس از گناهی و خطایی پس از خطایی و در ابتدا سبب خواری و ذلت و طمع و حرص و در نهایت منجر به کبر و عجب و آزار دیگران و. . است. فی الکافی بإسناده عن طلحه بن زید، عن أبی عبد الله، علیه السّلام، قال: مثل الدّنیا کمثل ماء البحر، کلّما شرب منه العطشان ازداد عطشا حتّی یقتله.(الکافی،ج ۲،ص ۱۳۶) یعنی حضرت صادق، علیه السلام، فرمود: «مثل دنیا، مثل آب دریاست هر چه تشنه از او بیاشامد، تشنگی را زیادتر می کند تا بکشد او را.» امام خمینی می فرمایند: «اینکه در روایات ما هست که حب الدنیا راس کل خطیئه این یک واقعیتی است و اساس حب دنیا هم ریشه حب دنیا هم حب نفس است که آن هم حب دنیاست تمام فسادهایی که در بشریت پیدا شده است از اولی که بشریت تحقق پیدا کرده است تاکنون و تا آخر منشأش همین حب نفس است.از حب نفس است که حب به جاه حب به مقام حب به مال و حب به همه ی انگیزه های شهوانی پیدا می شود و انبیا اساس کارشان این بوده است که این حب نفس را تا آن مقدار که ممکن است سرکوب کنند و نفس ها را مهار کنند.» (صحیفه امام ج۱۶ص۱۶۰)

همچنین در جای دیگر فرمودند: «فی الکافی عن ابی عبد الله علیه السلام، قال: رَأْسُ کُلِّ خَطیئَهٍ حُبُّ الدُّنیا… و بس است برای انسان بیدار همین حدیث شریف؛ و کفایت می کند برای این خطیئه ی بزرگ مهلک همین که سرچشمه تمام خطاها و ریشه و پایه جمیع مفاسد است. با قدری تأمّل معلوم شود که تقریباً تمام مفاسد اخلاقی و اعمالی از ثمرات این شجره ی خبیثه است. هیچ دین و مذهب باطلی تأسیس در عالم نشده و هیچ فسادی در دنیا رخ نداده مگر به واسطه این موبقه ی عظیمه- قتل و غارت و ظلم و تعدّی نتایج این خطیئه است، فجور و فحشاء و دزدی و سایر فجایع زاییده این جرثومه ی فساد است. انسانِ دارای این حبّ از جمیع فضائل معنویّه برکنار است: شجاعت، عفت، سخاوت، عدالت که مبدأ تمام فضائل نفسانیّه است، با حبّ دنیا جمع نمی شود. معارف الهیّه، توحید در اسماء و صفات و افعال و ذات، و حق جویی و حق بینی با حبّ دنیا متضادّند؛ طمأنینه ی نفس و سکونت خاطر و استراحت قلب، که روح سعادت دو دنیا است، با حبّ دنیا مجتمع نشود. غـنای قـلب و بزرگـواری و عـزّت نفـس و حرّیّت و آزاد مردی از لوازم بی اعتنایی به دنیا است؛ چنانچه فقر و ذلّت و طمع و حرص و رقّیّت و چاپلوسی از لوازم حبّ دنیا است. عطوفت، رحمت، مواصلت، مودّت، محبّت، با حبّ دنیا متخالفند. بغض و کینه و جور و قطع رحم و نفاق و دیگر اخلاق فاسده از ولیده های این امّ الأمراض است… و دیلمی در ارشاد القلوب از حضرت امیر المؤمنین علیه السلام روایت کند که رسول اکرم صلّی الله علیه و آله فرمود: «در شب معراج خدای تعالی فرمود: «ای احمد، اگر بنده ای نماز اهل آسمان و زمین را بخواند و روزه ی اهل آسمان و زمین را بگیرد و چون ملائکه طعام نخورد و جامه ی عابدان را بپوشد پس از آن در قلب او ببینم ذرّه ای از حبّ دنیا یا سمعه ی آن یا ریاست آن یا اشتهار آن یا زینت آن، با من مجاورت نمی کند در منزلم و از قلب او محبّت خود را بیرون می کنم و قلب او را تاریک می کنم تا مرا فراموش کند و نمی چشانم به او شیرینی محبّت خود را.» پر واضح است که محبّت دنیا با محبّت خدای تعالی جمع نشود.» (آداب الصلاه، ص ۴۹ تا ۵۱)

۴.۲. فراموشی یاد خدا

خداوند در سوره احزاب آیه ۴ فرمود: ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه؛ و مراد آن است که دو محبت که مقابل هم باشند در یک دل نمی گنجد. اگر محبت دنیا و حب جاه و مقام و مادیات و شهوت در قلبی جا گرفت، پس از آن جایی برای محبت خداوند و عشق به خوبی ها و تقرب به حق تعالی و یاد او باقی نمی ماند و در این صورت دل به غیر صاحب خانه سپرده شده است. به بیانی دیگر دلی که باید خدا در آن تجلی نموده و ظهور یابد، محل ظهور شیطان و هوای نفس می شود. و این خود بزرگترین خسران و تباهی برای انسان است. حضرت رسول اکرم می فرمایند: حب الدنیا و حب الله لایجتمعان فی قلب ابداً (تنبیه الخواطر، ص۳۶۲)

حب دنیا و حب خداوند در یک دل ابداً و هرگز جمع نمی شود. همچنین امام علی فرمود: کما ان الشمس و اللیل لا یجتمعان کذلک حب الله و حب الدنیا لایجتمعان (غرر الحکم و درر الکلم، ص ۱۴۱) همان طورکه خورشید و ماه هرگز با هم جمع نمی شوند دوستی خدا و دنیا یک جا جمع نمی شود.

غفلت از یاد حق به تصریح آیات و روایات عامل سقوط انسان در ورطه هلاکت و نابودی و یکی از غلیظ ترین حجاب هایی است که انسان را از رسیدن به مقصود باز می دارد، زیرا تا غفلت است بیداری نخواهد بود و وقتی بیداری نباشد، هیچ سیر و سلوکی انجام نخواهد گرفت. از اثراتی که بر غفلت و دوری از ذکر و فراموشی یاد خدا مترتب است و خداوند در قرآن آنها را بیان کرده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

فروپاشی انسانیت (حشر۱۹)، دوری از خدا (بقره۱۵۲)، قرار گرفتن در حزب شیطان (مجادله۱۹)، همدم شیطان گشتن (زخرف۳۶)، تنگی معیشت (طه۱۲۴) نابینایی در قیامت (طه۱۲۴)، عذاب روز قیامت (جن۱۷). به همین دلیل یکی از مهم ترین راه های ریشه کنی محبت دنیا، ترغیب نفس است به یاد خدا که در فصل بعد بدان اشاره خواهیم نمود.

۴.۳. تزلزل ایمان هنگام مرگ

خطرناک ترین اثر محبت دنیا، تزلزل ایمان هنگام مرگ است. به دلیل دو حالت عظیمی که در آن ساعت سخت روی می دهد این خوف می رود که انسان دنیا دوست، حتی با بی ایمانی از دنیا برود. اولین حالت آنکه به دلیل محبت زیاد به مال و مقام، نسبت به حق تعالی کینه و عداوت پیدا می کند، زیرا او را عامل جدایی بین خود و محبوبش می بیند. این امر در خصوص هر محبتی که در راستای محبت خداوند نباشد نیز صادق است. چه آنکه از اثر هر محبتی، لذتی حاصل می شود که صورتی را در قلب منقوش می نماید؛ اگر این لذات دنیوی و شهوانی بوده و در راستای رضای خداوند نباشد، وجهه باطن منصرف از حق و پیوسته مأنوس با آن لذات خواهد بود، ولذا در وقت مردن برای او کشف می شود که حق تعالی او را از محبوب خود جدا می کند. اثر این کشف، غضب بر خداوند و کینه نسبت به اوست چنانکه امام خمینی فرمود: «بدان که نفس در هر حظی که از این عالم می برد در قلب اثری از آن واقع می شود که آن تأثر از ملک و طبیعت است و سبب تعلق آن است به دنیا. و التذاذات هر چه بیشتر باشد قلب از آن بیشتر تأثر پیدا می کند و تعلق و حبش بیشتر می گردد، تا آنکه تمام وجهه ی قلب به دنیا و زخارف آن گردد. و این منشأ مفاسد بسیاری است. تمام خطاهای انسان و گرفتاری به معاصی و سیّآت برای همین محبت و علاقه است… و از مفاسد بسیار بزرگ آن، چنانچه حضرت شیخ عارف ما، روحی فداه، می فرمودند، آن است که اگر محبت دنیا صورت قلب انسان گردد و انس به او شدید شود، در وقت مردن که برای او کشف شود که حق تعالی او را از محبوبش جدا می کند و ما بین او و مطلوباتش افتراق می اندازد با سخطناکی و بغض به او از دنیا برود. و این فرمایش کمر شکن باید انسان را خیلی بیدار کند که قلب خود را خیلی نگاه دارد. خدا نکند که انسان به ولینعمت خود و مالک الملوک حقیقی سخطناک باشد که صورت این غضب و دشمنی را جز خدای تعالی کسی نمی داند.

و نیز شیخ بزرگوار ما، دام ظله، از پدر بزرگوار خود نقل کردند که در اواخر عمر وحشتناک بود از برای محبتی که به یکی از پسرهای خود داشت. و پس از اشتغال چندی به ریاضت از آن علاقه راحت شد و خشنود گردید و به دار سرور انتقال پیدا کرد رضوان الله علیه… فرضا که انسان مبتلای به معاصی دیگر نگردد- گرچه بعید بلکه محال عادی است- خود تعلق به دنیا و محبت به آن، اسباب گرفتاری است، بلکه میزان در طول کشیدن عالم قبر و برزخ همین تعلقات است. هر چه آنها کمتر باشد، برزخ و قبر انسان روشن تر و گشاده تر و مکث انسان در آن کمتر است، و لهذا برای اولیاء خدا بیشتر از سه روز- چنانچه در بعضی روایات است- عالم قبر نیست، آن هم برای همان علاقه طبیعی و تعلق جبلی است.» (شرح چهل حدیث، ص۱۲۳ و ۱۲۴)

همچنین در جای دیگر فرمودند: «آن کس که مبتلا به حب نفس است و دنبال آن حب دنیا ـ با ابعاد مختلف آن ـ است که در حال احتضار و کوچ بعضی از امور برانسان ممکن است کشف شود و دریابد که مامور خداوند او را از محبوب و معشوق خود جدا می کند با دشمنی خدا و غضب و نفرت از او ـ جل و علا ـ کوچ کند و این عاقبت و پیامد حب نفس و دنیا است.» (صحیفه امام ج۱۶ص۲۲۶)

ایشان به عنوان مثال نسبت به این قضیه مهم می فرمایند: «یکی از محترمین قزوین ملاهای خیلی عابد قزوین ـ خدا رحمتش کند ـ ایشان ظاهراً گفت که ما رفتیم عیادت یک نفر آدم که نزدیک های فوتش بود این آدم گفت که آن ظلمی را (نعوذ بالله) آن ظلمی را که خداوند به من کرده به هیچ کس نکرده من این بچه هایم را چطور تربیت کردم چطور حالا می خواهد مرا ببرد. مسأله این است آن که کمر انسان را می شکند این است که حب انسان به خودش و حب انسان به ریاستش و حب انسان به همه چیزهایی که موجب حب است انسان را برساند به آن جایی که اگر نبی اکرم هم از او بگیرند دشمن او می شود و آن وقت هم که می فهمد خدا دارد می گیرد دشمن او می شود.»(صحیفه امام، ج۱۴ص۱۵-۱۶)

حالت دیگری که بر انسان دنیا دوست هنگام مرگ پیش می آید آن است که شیطان بر بالین او حاضر شده و او را گمراه می کند تا بدون ذکر شهادتین و با بی دینی از دنیا برود چنانکه روایات و نقل های فراوانی از این دست در کتب مربوط یافت می شود. مسلماً یکی از دلایل خوف از مرگ همین علاقه به دنیاست که انسان مال دوست و دنیا طلب، مرگ را سبب جدایی بین خود و دنیا و متعلقاتش می بیند و همین امر سبب نگرانی و ترس و بیزاری او از مرگ است. و به فرموده امام خمینی: «و از مفاسد حب دنیا و تعلق به آن این است که انسان را از مردن خائف کند. و این خوف، که از محبت دنیا و علاقه قلبی به آن پیدا شود، بسیار مذموم است، و غیر از خوف از مرجع است که از صفات مؤمنین است. و عمده سختی مردن همین فشار رفع تعلقات و خوف از خود مرگ است.» (شرح چهل حدیث، ص۱۲۴)

۴.۴. عدم ادراک معانی عالیه

ادراک معانی عالیه در متن قرآن و روایات یا در بیانات کاملان و عارفان، محتاج به نورانیت ضمیر و آرامش معنوی خیال و شرح صدر دارد که این همه با ریاضت و توجه به حق تعالی و سیر و سلوک حاصل می شود. آیات قرآن علاوه بر ظاهر خود، دارای باطن و باطن باطنی است که کشف هر بطن محتاج به خرق حجاب های ظلمانی و نورانی است. در اولین مرتبه برای فهم ظاهر قرآن، نیاز به خرق حجاب دنیاپرستی است، و اگر انسان نتواند این حجاب را از خود رفع کند حتی در فهم ظاهر قرآن نیز ناتوان و مغلوب است. دلیل این امر آن است که محبت دنیا البته فرصتی برای تامل و توجه به حق برای انسان باقی نمی گذارد ولذا یکی از اثرات آن که فراموشی یاد خداست، سبب عدم فهم و ادراک معانی عالی معنوی و عرفانی می شود و به همین دلیل شخص دنیاطلب که نمی تواند خود را از قید دنیا رها کند و از طرفی دستش برای وصول به چنین حقایقی کوتاه و بریده است، پیوسته این معانی والا را انکار نموده و قائلان به آن را تکفیر و تقبیح می نماید. نگاهی کوتاه به حوادث تاریخی حقیقت این مضمون را روشن می سازد. عرفا در طول سالیان متوالی عموماً از بیان و نقل مطالب و حقایق که ناشی از مشهودات و مکشوفاتشان بوده است، ابا داشته و یا به کنایه و رمز و در لفافه بیان کرده اند، تا مورد طعن و تمسخر و انکار و تکفیر این جماعت دنیاپرست واقع نشوند. و آنانکه بی محابا کلماتی بر زبان رانده یا در کتب خود به نگارش آورده اند، مبتلا به فتنه ای عظیم شده اند که وصفش ممکن نیست.

امام خمینی می فرمایند: «یکی دیگر از حجب غلیظه، که پرده ضـخیم است بین ما و معارف و مواعظ قرآن، حـجاب حبّ دنیا است که به واسطه آن قلب تـمام همّ خود را صرف آن کند و وجهه قلب یکسره دنیـاوی شـود؛ و قلـب به واسطـه این محـبت از ذکر خـدا غافـل شود و از ذکـر و مذکـور اعراض کند. و هر چه علاقمندی به دنیا و اوضاع آن زیادت شود، پرده و حجاب قلب ضخیم تر گردد. و گاه شود که این علاقه به طوری بر قلب غلبه کند و سلطان حبّ جاه و شرف به قلب تسلّط پیدا کند که نور فطرت الله بکلّی خاموش شود و درهای سعادت به روی انسان بسته شود. و شاید قفلهای قلب که در آیه شریفه است که می فرماید: ا فَلا یَتَدَبَّرون الْقُرآنَ امْ عَلَی قُلُوبٍ اقْفالُها، همین قفل و بندهای علایق دنیوی باشد. و کسی که بخواهد از معارف قرآن استفاده کند و از مواعظ الهیّه بهره بردارد، باید قلب را از این ارجاس تطهیر کند و لوث معاصی قلبیّه را، که اشتغال به غیر است، از دل براندازد؛ زیرا که غیر مطهّر محرم این اسرار نیست. قال تعالی: انَّهُ لَقرآنٌ کَریمٌ فی کِتابٍ مَکْنونٍ لا یَمَسُّهُ الَّا الْمُطَهَّروُن. چنانچه از ظاهر این کتاب و مسّ آن در عالم ظاهره غیر مطهّر ظاهری ممنوع است تشریعاً و تکلیفاً، از معارف و مواعظ آن و باطن و سرّ آن ممنوع است کسی که قلبش متلوّث به ارجاس تعلّقات دنیویّه است.» (آداب الصلاه ص۲۰۱-۲۰۲)

۴.۵. عدم حضور قلب

حضور قلب از امور باطنی است که در تمام عبادات به آن نیاز و شرط کمال قبولی اعمال است. حضور قلب در عبادات به دو طریق عمده حاصل می شود: اول فراغت وقت. زمانی حاصل می شود که انسان اوقاتش را تقسیم نموده و برنامه ریزی وقتی داشته باشد. انسان هرگاه امور خود را روی نظم قرار دهد و در بین تقسیم اوقات، وقت خاصی را برای عبادات در نظر بگیرد و به گونه ای عمل کند که مثلا موقع نماز از لحاظ وقت در فراغت باشد، در این صورت تا اندازه ای حضور قلب حاصل می شود.

دوم فراغت قلب. مستلزم آن است که خیال خود را از افکار و امور باطل و بیهوده خالی کند تا قلب و خار او یکسره متوجه به سوی حق باشد و در این راه بر سالک مبتدی لازم است پیش از عبادات، قلب خود را با یاد مرگ و قیامت و ذکر خداوند جلا بخشیده و نورانی و مصفا گرداند. وقتی انسان دائماً در فکر و ذکر دنیا بوده و پیوسته در طلب آن در تقلا و تکاپو باشد، نه وقت کافی برای عبادات دارد و نه قلب فارغ جهت توجه به ذات حق پس از حلاوت حضور قلب نه چیزی می فهمد و نه قدرتی بر درک دارد. یا در فکر گرفتن مال خود از دیگران است یا در خیال جمع آوری ثروت بیشتر. امام خمینی می فرمایند: «انسان شواغل داخلیه و خارجیه که مهمتر از همهْ شواغل قلبیه است، قطع کند؛ و شواغل قلبیه سبب عمده یا منحصرش، حب دنیا و همّ آن است. اگر انسان همّش تحصیل دنیا و مهمش رسیدن به زخارف آن باشد، البته قلب فطرتاً متوجه به آن می شود و شغل شاغلش آن می شود، و اگر از یکی از امور دنیاوی منصرف شود، به دیگری متوجه می شود. و مَثَل قلب، مَثل طایری است که دائماً از شاخه ای به شاخه ای پرواز می کند. مادامی که درختِ آرزوی دنیا و حب آن، در قلب برپاست، طایر قلب بر شاخه های آن متعلق است؛ و اگر به ریاضات و مجاهدات و تفکر در عواقب و معایب آن و تدبر در آیات و اخبار و حالاتِ اولیای خدا قطع این درخت را نمود، قلبْ ساکن و مطمئن می شود و موفق به کمالات نفسانیه- که از آن جمله حصول حضور قلب به همه مراتب آن است- ممکن است بشود؛ و الّا به هر قدر که موفق شد در کم نمودن آن، موفق به نتیجه می شود. و اگر کسی اندکی تأمل کند در عواقب امر اهل دنیا و عشاق آن، و مفاسدی که از آنها بروز کرده، و ننگ هایی که از آنها به یادگار مانده که صفحات تاریخ را سیاه و ننگین نموده، که تمام آن از حب جاه و مال و بالجمله حب دنیا بوده، و تفکر کند در اخبار و آثاری که از اهل بیت عصمت و طهارت در مذمت حب دنیا وارد شده، و مفاسدی که در دین و دنیا بر آن مترتب است، تصدیق می کند که با هر قیمت هست و با هر فشار و ریاضتی میسور و ممکن باشد، قطع این فساد را از صفحه ی قلب بکند و این ظلمت و کدورت را از فضای دل برکنار کند، لازم است بکند؛ و این با قدری اقدام و همت، تا اندازه ای ممکن است. گرچه ترک مطلق از عهده ی هر کس ساخته نیست، ولی کـم کردن آن و شـاخ و برگ آن را زدن، بسیار ممـکن است بلکه می توان گفت سهل است؛ و البته اگر انسان همّ اکبرش دنیا نشد و وجهه ی قلب یکسره رو به زخارف دنیا نگردید، ممکن است حالات خود و تفکرات قلب را تقسیم کند و گاهی هم خالص کند قلب را برای عبادت؛ و شاید اگر در صدد برآمد و مدتی از قلب مواظبت نمود و از خود دلداری کرد، نتایج خوب بگیرد و کم کم به قطع این ریشه فساد نایل شود.» (سرالصلاه، ص ۳۰)

۴.۶. مانع عبادات و اطاعات و انس با حق

از دیگر مفاسد دنیا دوستی آنکه، چون به واسطه طلب دنیا، جنبه طبیعت و جسمانی انسان قوت و قدرت می گیرد، لاجرم جنبه روحانیت و معنویت وی ضعیف می شود و از این رو اتیان عبادات و توجه به عمق و روح آنها که از حالات روحانی انسان سرچشمه می گیرد نیز ضعیف می شود و عزم و اراده انسان در سلوک الی الله به تبع سستی در عبادات از بین رفته و ضعیف می شود و چون مدت زیادی بر همین حال گذشت، امیدی در چنین فردی برای هجرت الی الله باقی نمی ماند چه آنکه سراسر وجود او تماماً از آمال و آرزوهای دنیوی پر شده و دریای خیا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *