تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل شرح و تفسیر نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل شرح و تفسیر نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی شامل 98 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل شرح و تفسیر نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل شرح و تفسیر نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شرح و تفسیر نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شرح و تفسیر نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل شرح و تفسیر نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شرح و تفسیر نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شرح و تفسیر نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرح و تفسیر نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی :

در نهج البلاغه، به نامه امیرالمؤمنین به حارث همْدانی رسید.[۱] حارث همْدانی از اصحاب خاص حضرت بود و جزء تابعین بود؛ یعنی محضر پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التحیه و الثّناء) را ادراک نکرده است. از اصحاب خاص امیرالمؤمنین بود، محضر وجود مبارک امام حسن، امام حسین، امام سجاد، امام باقر و تا امام صادق(سلام الله علیهم اجمعین) را ادراک کرده است و عمر بابرکتی هم داشت و حارث بن عبدالله همْدانی هم، اهل یمن هست، قبیله ای از قبایل بنام عرب، همان قبیله همْدانیه هستند.

حارث بن عبدالله همْدانی غیر از هَمَدانی است. هَمَدان از شهرهای قدیمی ایران است. طبق گزارشی که برخی ها و اقلیم شناسان داده اند، گفتند این ساخت نوه حضرت نوح است. آن شخص که نوه حضرت نوح بود، به نام هَمَدان بود و این شهر را به نام خودش نامید یا به نام او شهرت یافت، ولی رجال بزرگ علمی از این شهر برخاستند؛ عده ای از آنها اصحاب ائمه بودند، شاگردان ائمه بودند، جزء روات ائمه بودند. مردان متکلّم بزرگی هم از این منطقه برخاستند؛ قاضی القضات هَمَدانی برای همین اسدآباد همدان است. ایران از کشورهای بزرگ و بزرگوار عالِم پرور است که می توان از این شناسنامه دینی، حداکثر بهره را بُرد.

حارث بن عبدالله همدانی که از اصحاب خاص وجود مبارک امیرالؤمنین(سلام الله علیه) بود، حضرت فرمود در چند موطِن که حسّاس است مرا می بینید: یکی «عِنْدَ الْمَمَاتِ» است؛ یکی «عِنْدَ الصِّرَاطِ» است؛ یکی «عِنْدَ الْمُقَاسَمَه» است.[۲] این جمله حارث! «مَنْ یمُتْ یرَنِی»، این را بعدها گوشه ای از شعر درآوردند که:

یا حَارِ هَمْدَانَ مَنْ یمُتْ یرَنِی مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُنَافِقٍ قُبُلاً[۳]

مرحوم شیخ بهایی(رضوان الله تعالی علیه) می فرماید که او از اجداد ماست و ما از این قبیله ایم.[۴] به هر تقدیر مورد علاقه وجود مبارک حضرت امیر بود، حضرت نامه اختصاصی برای او نوشت. نامه های امیرالمؤمنین دو قسم است: یک مقدار قبل از حکومت آن حضرت است، می نوشتند: «من عبدالله علی» یا «علی بن ابیطالب». آن نامه هایی که بعد از حکومت می نوشتند، مرقوم می فرمودند: «مِنْ عَبْدِاللَّهِ عَلِی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ إِلَی»[۵]کذا. این لقبِ امیرالمؤمنین را در نامه هایی که بعد از استقرار حکومت می نوشتند ذکر می کردند. برای حارث بن عبدالله هم همین نامه را در زمان حکومت نوشتند. تقریباً سی ماده از ماده های حقوقی و اخلاقی است که در این نامه آمده است. اوّل نامه آن است که «وَ تَمَسَّک بِحَبْلِ الْقُرْآنِ»؛[۶]اصرار خود قرآن و اصرار اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) است که قرآن، حبلِ آویخته است؛ یعنی انزال و تنزیلی که خدا درباره قرآن بیان کرده، با انزال و تنزیلِ باران و برف و تگرگ فرق های عمیقی دارد. باران را خدا نازل کرده، برف را و تگرگ را نازل می کند، به نحو انداختنِ روی زمین است و به اصطلاح، تجافی است؛ اما قرآن را در شب قدر نازل کرده است، به معنای آویختن است، نه انداختن. قرآن را به زمین نینداخت، قرآن را مثل حبل و طنابِ مستحکم به زمین آویخت که «أَحَدُ طَرَفَیهِ بِیدِ اللهِ سُبحَانَهُ وَ تَعَالی وَ الطَرَفُ الآخَرُ بَأَیدِیکُم».[۷] این طناب را آویخت، فرمود یک طرف آن به دست خود خداست و طرف دیگر آن به دست شماست. اینکه فرمودند: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ،[۸] برای اینکه اعتصام و چنگ زدن به طناب انداخته شده سودی ندارد. اعتصام و چنگ زدن به حبل آویخته که به جای مستحکمِ بلندی بسته است، سودمند است. دو تا فایده دارد: یکی مانع افتادنِ انسان است؛ دیگری فایده صعود انسان است که «اقْرَأْ وَ ارْقَهْ»؛[۹]بتواند بخواند و بالا برود و به «قربهً إلی الله» بار یابد. فرمود این حبل و این طناب، مستحکم بسته است، یک طرف آن به دست خداست یک طرف آن به دست شما، «تَمَسَّک بِحَبلِ الله». چند ماده از این ماده سی گانه، در جلسه قبل قرائت شد، تا رسیدیم به اینجا که فرمود: «وَ لَا تُضَیعَنَ نِعْمَهً مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عِنْدَک»؛ هیچ نعمتی که خدا به شما داد، آن را ضایع نکنید. مستحضرید که بعضی از نِعَم، ظاهری است، مثل مال و امثال آن. بعضی از نِعَم، باطنی است، مثل استعداد خوب، حافظه خوب، قدرتِ یادگیری خوب. فرمود اگر کسی استعداد خوب و حافظه خوبی دارد، خودش را هدر ندهد. قصّه و داستان و افسانه و این چیزهایی که نه بار علمی دارد و نه ثمره عملی، هرگز یک دانشجو یا یک طلبه نخواند، چون فایده علمی ندارد. وقت خود را صَرف کتاب های علمی، کارهای علمی، ابتکارات علمی کند. هر کسی در حدّ خود؛ حوزوی در حدّ خود، دانشگاهی در حدّ خود. اما این روزنامه را بخوان، این نشریه را بخوان، آن مقاله را بخوان، این پرکردنِ فضای فکری است به امور غیربرهانی. وقتی ذهن به امور غیربرهانی عادت کرده است، آن فضیلتِ خداداد را از دست می دهد.

فرمود نعمتی که خدا به شما داد را بشناس و آن نعمت را در جای خود صَرف بکن. آدم تا فرصت علم دارد، به قصّه و امثال آن و به خواب و قصّه و حرف های این گفت و آن گفت، نمی پردازد. در همان جا فرمود چیزی را که شنیدید، تا تحقیق نکردید باور نکن. مطلبی را که خواستی با قلم و با بنان یا بیان، با زبان یا با قلم بنویسی یا بگویی، تا تحقیق نکردی نگو. این قُولُوا قَوْلاً سَدِیداً همین است؛ یعنی مثل سَد حرف بزن، مثل سَد سخن بگو، مثل سَد چیزی بنویس که این آثار علمی حوزوی و دانشگاهی را وجود مبارک حضرت امیر مشخص کرد.

بعد فرمود: «وَ اعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ الْمُؤْمِنِینَ أَفْضَلُهُمْ تَقْدِمَهً مِنْ نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ وَ مَالِهِ»؛ فرمود مگر نه این است که انسان مرگ را می میراند؟ مگر نه این است که چیزی در عالم نیست که ما را از پا دربیاورد و ما با مردن از پوست به در می آییم نه بپوسیم؟ پس یک موجود ابدی هستیم. اگر موجود ابدی هستیم، باید به فکر ابد باشیم. کالای ابد، علم صائب است و عمل صالح. فرمود این را درباره خودتان، درباره فرزندانتان، درباره اهل بیتتان، درباره بستگانتان؛ این عیب ندارد که انسان، قوم و خویش خود را مقدم بدارد در تربیت. این مسئله مال نیست که عیب داشته باشد. فرمود در فضایل اخلاق، خودت و بچه ها را مقدم بدار. در نماز شب ها، خودت و بچه ها را مقدم بدار. این برداشت از آیه مبارکه است که فرمود: قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلیکمْ ناراً،[۱۰] حالا اگر جایی آتش گرفته، اوّل انسان خودش و زن و بچه اش را نجات می دهد. آتش جهنم که نقد است، گفت: «خود هنر دان دیدن آتش عیان».[۱۱]

آن بیان نورانی حضرت امیر در خطبه هَمّام، فرمود بهشتی و جهنمی هست، مردان الهی سعی آنها بر این نیست که بفهمند بهشتی و جهنمی هست، چون این یقینی است و مکرّر در مکرّر، خدا در قرآن فرمود. هنر در این است که این جهنمی که موجود است و الآن زبانه دارد، آدم آن را ببیند. این بهشتی که الآن معطّر است، آدم آن را ببیند. فرمود: «فَهُمْ وَ الْجَنَّهُ کمَنْ قَدْ رَآهَا. .. هُمْ وَ النَّارُ کمَنْ قَدْ رَآهَا»،[۱۲] فرمود این هنر است و این گونه هم شاگرد تربیت کرد حضرت. فرمود در فضایل، در علم بخواهی یاد بدهی، خودت و زن و بچه ات مقدم اند. در فضایل اخلاقی بخواهی دین را یاری کنی، جبهه را یاری کنی، خودت و زن و بچه ات مقدم اند. آن مسائل مالی و اینهاست که گفتند دیگران را مقدم بدارید یا دیگران را مثل زن و بچه تان بدانید.

فرمود: «وَ اعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ الْمُؤْمِنِینَ أَفْضَلُهُمْ تَقْدِمَهً مِنْ نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ وَ مَالِهِ فَإِنَّک مَا تُقَدِّمْ مِنْ خَیرٍ یبْقَ لَک ذُخْرُهُ»؛ آن کارهای خیری که حالا یا علمی یا عملی انجام می‎دهی، این می ماند. انسان که یک میلیارد یا دو میلیارد یا صد میلیارد سال زندگی نمی کند، موجودی است ابدی. این خالِدینَ فیها أَبَداً[۱۳] یعنی چه؟ اگر انسان، با مُردن می پوسید، همین راهی که غربی ها طی کردند، این راه را مجبور هستند که در همین راه باشند؛ اما با مُردن از پوست به در می آیند، با مُردن از قفس آزاد می شود، می شود ابدی. اگر ابدی است، باید کار ابدی انجام بدهد.

فرمود حارث! تو نمی پوسی، تو از پوست به در می آیی. پس کار ابدی بکن، فکر ابدی بکن، حرف ابدی بزن و قرآن هم فرمود اگر چیزی برای خدا نباشد، ابدی نیست، می پوسد، کلُ مَنْ عَلَیهَْا فَانٍ وَ یبْقَی وَجْهُ رَبِّک،[۱۴] در پایان سوره «قصص» هم فرمود: کلُّ شَیءٍ هالِک إِلاَّ وَجْهَهُ.[۱۵]مستحضرید که «هالک» مشتق است، «فانی» مشتق است، استعمال مشتق در آینده، مجاز است «عند الکلّ»؛ نه یعنی اشیای دیگر بعداً فانی می شوند، اگر درست بررسی کنید، هم اکنون از بین رفته است. این آینه چیزی دیگر را نشان می دهد، شما خیال نکنید چیزی در آینه دنیاست.

فرمود آنچه خودت انجام می دهی، بچه های تو و اولاد تو درباره فضایل انجام می دهند، این برای تو ذخیره می شود و اگر چیزی باقی گذاشتید، مالی باقی گذاشتی و خودت آن را در راه خیر صرف نکردی، دیگران آمدند صرف کردند، خیرش نصیب آنها می شود و تو طَرفی نمی بندی. «وَ مَا تُؤَخِّرْهُ یکنْ لِغَیرِک خَیرُهُ»، این یک.

«وَ احْذَرْ صَحَابَهَ مَنْ یفِیلُ رَأْیهُ»؛ «فائل» با همزه، «فیلوله»؛ یعنی ضعف و وَهن و سُستی. فرمود چه حوزوی باشی و چه دانشگاهی باشی، یک رفیق و دوست خردمندی را انتخاب بکن. با کسی که خوش استعداد نیست، خوش فهم نیست، خوش درک نیست، خوش حفظ نیست و یک آدم ضعیف الرأی است، داعی نداری رفاقت کنی. رابطه دوستانه در حد عموم بد نیست که هر مسلمانی با مسلمان دیگر این چنین باشد؛ اما وقتی رفیق می گیرد، باید خوش استعداد باشد. کسی که فائل الرأی است ـ این «فائل» با همزه؛ «فیلوله» یعنی وهم، ضعف و سستی ـ فرمود با او رفاقت نکن، چه داعی داری که با او رفاقت کنی؟ تو باید از گفتار و رفتار خود بهره ببری.

«وَ احْذَرْ صَحَابَهَ مَنْ یفِیلُ رَأْیهُ وَ ینْکرُ عَمَلُهُ»؛ کسی که نه علم صائب دارد، نه استعداد خوبی دارد و نه عمل خوبی دارد، داعی ندارید که شما با اینها رفاقت کنید. «فَإِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بِصَاحِبِهِ»؛ رفیق را با رفیقش می شناسند، دوست را با دوستش می شناسند.

«وَ اسْکنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ»؛ تا می توانید در جاهای بزرگ زندگی کن، برای اینکه شما می خواهید کارهای بزرگ انجام بدهید. معنای آن این نیست که روستاها را ویران کنید، روستاها جای کشاورزی و محلّ کار است، نه محلّ زیست. محلّ زیست شما جایی است که دانشمندان، علما و بزرگان هستند که روابط علمی دارید. آن‎جا جای کِشت و کار است، آن‎جا را آباد کنید برای تأمین ارزاق و اقتصاد شما؛ اما در جاهای بزرگ زندگی کنید، نه جایی که فقط مساحت جغرافیایی آن بزرگ باشد، یا کمّیت شهری آن بزرگ باشد.

«فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ»؛ در آن نامه ای که وجود مبارک حضرت امیر برای مالک اشتر و درباره مصر نوشته اند، فرمودند مالک! دین چند تا ستون دارد: یک ستونش نماز است که همه ما شنیدیم: «الصَّلَاهُ عَمُودُ الدِّینِ».[۱۶]این «الصَّلَاهُ عَمُودُ الدِّینِ»، کلمه «إنّ» و اینها در آن نیست؛ اما آنچه در نامه حضرت است در نهج البلاغه راجع به مالک اشتر درباره مصر، فرمود: «إِنَّ» مواظب باش که مصر را چگونه اداره می کنی! «إِنَّ» با «إِنَّ» شروع می شود، «إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ»؛[۱۷]مبارزه و مانند آن، «الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّه»؛ فرمود ستون دین، «إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ »، «جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ» است. با «إِنَّ» شروع می شود؛ یعنی تا مردم در صحنه اند، دین زنده است. اگر ـ خدای ناکرده ـ مردم در صحنه نباشند، رهبر علی بن ابیطالب هم باشد، شکست قطعی است؛ چه اینکه بود، در صدر اسلام همین طور هم بود. فرمود مردم را محترم بشمارید، خواسته مردم را گرامی بدارید، با مردم باشید، ظاهر و باطنتان مردمی باشد «إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ »، اگر می خواهی بمانی و چون آن مأموران و کارگزارانِ حضرت، این کار را نکردند و موفق نشدند مردم را در صحنه نگه بدارند، به هر حال وجود مبارک حضرت امیر، حکومتش شکست خورد.

اینجا هم فرمود: «اسْکنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ»؛ مردم در آن‎جا حضور دارند، مردم در آن‎جا فداکاری می کنند. «وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَهِ وَ الْجَفَاءِ»؛ مبادا غافل باشی! همیشه کارهایت را بررسی بکن. یک چند لحظه ای در شب و روز تنها باش که من چه کردم؟

تو نیک و بدِ خود هم از خود بپرس چرا بایدت دیگری محتسِب[۱۸]

این «حَاسِبُوا أَنْفُسَکمْ»[۱۹] برای همین است. ما هر لحظه داریم عمر را که سرمایه است می دهیم. یکی از بیانات نورانی حضرت این است که «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَی أَجَلِهِ»;[۲۰]یعنی هر یک نفس، یک گام به قبر نزدیک می شویم. فرمود نَفَسی که انسان می کشد، گام به گام به قبر نزدیک می شود. پس ما داریم هر لحظه به قبر نزدیک می شویم. این یک ساعت را که دادیم، باید چیزی بگیریم.

فرمود از غفلت بپرهیز: «وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَهِ وَ الْجَفَاءِ وَ قِلَّهَ الْأَعْوَانِ عَلَی طَاعَهِ اللَّهِ»؛ مبادا از این غافل باشی، خیلی ها را سعی بکن کمکِ خودت بگیری در اطاعت پروردگار. «وَ اقْصُرْ رَأْیک عَلَی مَا یعْنِیک»؛ «یعْنِیک»؛ یعنی «یهِمُّک»؛ چیزی که به درد شما می خورد، وقت خود را، عمر خود را درباره آن صرف بکن. چیزی که «لَا یضُرُّ مَنْ «تَرَکَه أَو» جَهِلَهُ وَ لَا ینْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ »؛[۲۱]یک وقت کسی نشسته و دارد جدول حلّ می کند، این کار علمی نیست، این مشکلی را حلّ نمی کند، این هوش را تقویت می کند در چیزی که «لَا یضُرُّ وَ لَا ینْفَعُه ». فرمود چیزی که به درد تو نمی خورد، مهم نیست و غیر علمی است، وقت صَرف نکن.

«وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَهِ. .. وَ اقْصُرْ رَأْیک عَلَی مَا یعْنِیک وَ إِیاک وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ فَإِنَّهَا مَحَاضِرُ الشَّیطَانِ»؛ آن‎جاهایی که مکان عمومی است؛ نظیر بازارها، بازار جای تجارت است که یک کسی می خرد و یک کسی می فروشد، او حق رفت و آمد دارد؛ اما کسی برود آن‎جا بنشیند و بگردد و تماشا کند، این جز اتلاف وقت چیزی دیگر نیست.

خدا مرحوم ابن ادریس را غریق رحمت کند. ابن ادریس از شاگردان بنام شیخ طوسی است. کتابی دارد به نام سرائر که غالب شما مستحضرید. ابن ادریس در مقدمه سرائر می گوید دأب علما این بود که به فرزندانشان، به طلاب و به دانشجویان می گفتند: «یا بنی لا تقوموا فی الأسواق إلا علی زرّاد أو أو ورّاق»؛[۲۲] این بیان ابن ادریس است در مقدمه سرائر که علما به جوان ها، حوزوی و دانشگاهی، هر کسی بود، می گفتند شما یک وقت در حجره یا در اتاق مطالعه خسته اید می روید بیرون، وقتی رفتید بیرون می خواهید جایی بنشینید، در کنار مغازه ای که کالاهای جزئی می فروشند، آنها سود و زیانی برای شما ندارد، شما یا در نزد بازار ورّاق ها بروید، یا بازار زرّادها. آن روز کتابخانه ها و کتاب فروشی ها و کتاب نویسی ها، بازاری داشتند به نام بازار ورّاق ها. آن‎جا صحافی می کردند، نسخه می نوشتند، نسخه می فروختند. ایشان هم در هزار سال قبل بودند، جا برای چ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *