تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل طلوع خورشید از مغرب؛ نماد است یا واقعیت؟؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل طلوع خورشید از مغرب؛ نماد است یا واقعیت؟، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل طلوع خورشید از مغرب؛ نماد است یا واقعیت؟ با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل طلوع خورشید از مغرب؛ نماد است یا واقعیت؟ آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل طلوع خورشید از مغرب؛ نماد است یا واقعیت؟ به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل طلوع خورشید از مغرب؛ نماد است یا واقعیت؟ ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل طلوع خورشید از مغرب؛ نماد است یا واقعیت؟، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل طلوع خورشید از مغرب؛ نماد است یا واقعیت؟ را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طلوع خورشید از مغرب؛ نماد است یا واقعیت؟ :

در پی پاسخ گویی به این پرسش است که آیا طلوع خورشید از مغرب به عنوان یکی از علائم ظهور یا نشانه های قیامت، جریانی واقعی است یا نمادین؟ آیا چنین حادثه ای رخ خواهد داد یا دارای معنایی ورای این ظاهر است و به امری دیگر همچون ظهور امام مهدی یا نظایر آن اشاره دارد؟ آن گاه پس از ارائه مستندات دو طرف، به این نتیجه خواهد رسید که این واقعه، امری واقعی است؛ اگر چه نمادین بودن آن نیز خالی از عنایت و اهتمام نیست.

مقدمه

طلوع خورشید از مغرب به عنوان یکی از علائم ظهور و یا از اشراط الساعه و نشانه های قیامت، در منابع شیعه و اهل سنت بیان شده است در منابع اهل سنت به عنوان اشراط الساعه با ویژگی های خاصی در کیفیت طلوع و وضعیت مردم بعد از طلوع بیان شده مطرح گردیده است و روایات بیانگر عدم قبولی ایمان و توبه پس از طلوع، به وفور در منابع ایشان یافت می شود؛ در منابع شیعه نیز همین مفاهیم انعکاس دارد با این تفاوت که واقعه طلوع را با ظهور امام مهدی مرتبط کرده اند (مفید، ۱۴۱۴: ج۲، ۳۶۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۵۲، ۲۱۹؛ طبرسی، ۱۴۰۶: ۷۰؛ جزایری، ۱۴۱۷: ج۲، ۷۹).

درباره طلوع خورشید از مغرب دو نظریه عمده مطرح است؛ اول آن که این امر یک حادثه واقعی است و خورشیدی که همیشه از جانب مشرق طلوع می کند و در جهت مغرب غروب می نماید بر خلاف انتظار، از همان جایی که غروب کرده سر بر خواهد آورد و دیگر آن که این که این جریان در واقع امر رخ نخواهد داد نمی دهد و طلوع خورشید از مغرب یک تعبیر نمادین از ظهور موعود است.

قبول فرض نخست، سؤالاتی را با خود به همراه خواهد داشت؛ آیا این اتفاق قبل از ظهور امام مهدی واقع خواهد شد و به عنوان علامت برای آن خواهد بود و یا نزدیک قیامت رخ خواهد داد و بعد از آن بساط زندگی جمع خواهد شد و یا این که دو بار رخ خواهد داد یکی هنگام ظهور موعود و دیگر بار هم قبل از قیامت؟ سه دیدگاه در این زمینه مطرح است.

پژوهش حاضر در پی تبیین دو دیدگاه عمده واقعی بودن و یا نمادین بودن ظلوع خورشید از مغرب است، و اما بحث علامت ظهور بودن طلوع خورشید از مغرب، تحقیق جداگانه ای را می طلبد که در این مجال نمی گنجد و مورد نظر این نوشتار نیست.

نماد و سمبل

نماد واژه ای فارسی است که از ریشه نما و نمایش و نمایاندن گرفته شده (عمید، ۱۳۸۲: ج۲، ۱۹۱۹) و به معنای نشانه برای چیزی است (انوری، ۱۳۸۱: ج۸، ۷۹۶۲) و در عربی معادل رمز و علامت (همو) و در فرانسه و انگلیسی، هم معنی با سمبل (آریان پور، ۱۴۶۴:۱۳۸۵) است.

معیار نمادین بودن مفاهیم

عدم امکان تحقق علائم ظهور و یا حوادث عادی آخر الزمان به طور عادی را می توان یکی از مهم ترین ملاک ها برای نمادین بودن شان دانست و طلوع خورشید از مغرب نیز چون به طور عادی امکان پذیر نیست و یا از نظر برخی افراد موجب بر هم زدن نظام هستی است، از این رو فرضیه نمادین بودن آن مطرح می شود.

هدف از تعابیر نمادین

الف) سخن گفتن به اندازه فهم مخاطب

گاهی ضرورت اقتضاء می نماید که معصوم در سخن گفتن با مخاطب، میزان درک و فهم او را لحاظ نماید و بهترین شیوه را برای انتقال مفهوم به او بر گزیند. در انتقال حقایق آینده بشری که معصوم بر آن واقف و آگاه است و مخاطب، ناآگاه، این امر اجتناب ناپذیر است. در روایات مربوط به حوادث آینده گاهی به خاطر این که معصوم هماهنگ با درک مخاطب سخن می گوید چاره ای ندارد جز این که از تعابیر نمادین استفاده کند، به عنوان مثال اگر مراد از دجال، در حوادث آینده آخر الزمان، ماهواره یا ابر قدرت های امروزی باشد و معصوم با علم خود این را بداند و بخواهد همین معنا را در ذهن مخاطب زمان خود مجسم کند راهی ندارد جز این که از تعابیر نمادین بهره جوید.

ب) گریز از خطر با تقیه و پنهان کاری

در پاره ای موارد به خاطر وجود شرایط خاص حاکم بر یک زمان همچون موقعیت تقیه و یا مسائل دیگر، معصوم یک مفهوم را با تعابیر رمزی بیان می کند تا فقط مخاطب خاص آن را درک کند مانند روایت صعصعه که از بیان رمزی امیر المؤمنین در مورد طلوع خورشید از مغرب، ظهور امام مهدی را درک می کند و در پاسخ سؤال کننده آن را شرح می دهد (صدوق، ۱۴۰۵: ۵۲۵ – ۵۲۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۵۲، ۱۹۴).

ج) استفاده از ظرفیت هنر در بیان مفاهیم

هنر برای تبیین مفاهیم دینی دارای ظرفیتی باور نکردنی است. گاهی به کار بردن یک کلید واژ هنری، بار زیادی از معانی را در بر می گیرد به عنوان مثال تعبیر کشتی و یا کشتی نجات در مورد اهل بیت (طوسی، ۱۴۱۱: ۴۵) در بر دارنده معنای دادرسی، نجات و امنیت؛ و یا عبارت غار محکم در مورد ایشان (همو: ۳۹۳) بیان کننده مفاهیم پناه گاه، امنیت و آسایش؛ و یا استفاده از واژه خورشید در مورد پیامبر (کلینی،۱۳۶۷: ج۸، ۵۰) و امام (کلینی، ۱۳۶۷: ج۱، ۲۰۰؛ صدوق، ۱۴۰۵: ۶۷۷؛ همو، ۱۳۷۹: ۹۸)، بیان گر هدایت گری، نفع عمومی و تعبیر طلوع خورشید در مورد ظهور امام مهدی (نعمانی، ۱۴۲۲:۱۵۲ – ۱۵۳؛ طبری شیعی، ۱۴۱۳: ۴۶۸؛ حلی، ۱۳۷۰: ۱۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۵، ۶۵)، دربر گیرنده معانی متعددی همچون غلبه نور بر ظلمت، عالم گیر بودن ظهور و بهره مندی عمومی از آن و. .. است.

طلوع خورشید از مغرب یک واقعیت خارجی و عینی

طلوع خورشید از مغرب که در زمره حوادث آخر الزمان شمرده شده یک تغییر در مطلع خورشید است و به صورتی واقعی انجام خواهد گرفت و برای مردم ملموس بوده و باعث تعجب ایشان خواهد شد این نظریه نیازمند اثبات است، این مهم با رد ادله نمادین بودن و بیان استدلال واقعی بودن انجام خواهد گرفت.

دلایل نمادین بودن طلوع

با در نظر گرفتن معنای ظاهری روایات در منابع شیعه و اهل سنت، طلوع خورشید از مغرب یک حادثه واقعی است که رخ خواهد داد، اما این فرضیه که طلوع خورشید از مغرب حقیقتی ورای معنای ظاهری آن داشته باشد و منظور از آن، ظهور امام مهدی باشد، نیز قابل طرح است و دارای مؤیداتی است.

الف) فهم مخاطبان حدیث

در کتاب کمال الدین شیخ صدوق، خطبه ای از امیر المؤمنین علی نقل می کند که حضرت، داستان دجال و کشته شدنش به دست امام مهدی را مطرح می کنند و می فرماید بعد از آن حوادث بزرگی است. ما پرسیدیم آن ها چیست؟ حضرت فرمود: « خروج دابه الارض و این بعد از طلوع خورشید از مغرب است.» راوی می گوید از صعصعه بن صوحان پرسیدم:

منظور امیر المؤمنین از این کلمات چه بود؟ صعصعه جواب داد: مراد حضرت از کسی که عیسی بن مریم پشت سرش نماز می خواند دوازدهمین نفر از عترت و نهمین فرزند امام حسین است و همو خورشید طلوع کننده از مغربش است (صدوق، ۱۴۰۵: ۵۲۵ – ۵۲۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۵۲، ۱۹۴).

قرائن، در فهم متون از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند و برخی از قرائن در متون نوشتاری ثبت نشده و یا قابل ثبت نبوده اند. به عنوان مثال در متن نوشتاری حالت سؤالی گوینده از حالت اخباری او قابل تفکیک نیست؛ مکث در کلمات و یا تأکید بر کلمات قابل تشخیص نیست؛ به ویژه در متون قدیمی که از علایم ویرایشی و حتی نقطه و حرکت نیز استفاده نمی شد. ولی حاضران در گفت وگو این قرائن را لمس کرده اند و از این روست که در اصول فهم حدیث، برای فهم مشافهین للخطاب حسابی ویژه باز می کنند و آن را راهگشا برای فهم متون دینی می دانند. داستان صعصعه بن صوحان نیز از این قبیل است، وقتی وی از کلام امام علی در مورد طلوع خورشید از مغرب، امام مهدی را می فهمد فهم وی اگر چه برای ما حجت نیست، اما به عنوان قرینه قابل استفاده است.

پاسخ: به هر حال این کلام از معصوم صادر نشده است و توان مقابله با روایات صریح در مورد واقعی بودن طلوع را ندارد.

ب) فهم علماء و حدیث شناسان

مرحوم فیض کاشانی در کتاب الوافی که در شرح احادیث نوشته است پس از نقل روایتی از کشف الغمه در مورد این که طلوع خورشید از مغربش از حتمیات است، بیان می کند که طلوع خورشید، کنایه از ظهور امام مهدی است و می گوید این معنا از برخی احادیث به دست می آید (فیض کاشانی، ۱۴۰۶: ج ۲، ۴۴۶).

این کلام قابل مناقشه است؛ زیرا در همین حدیث با دو فاصله خروج قائم را نیز محتوم شمرده است و این کنار هم قرار گرفتن، مانع از قبول کلام مرحوم فیض خواهد شد. و نیز در جای دیگر طلوع را کنایه از حوادث کیهانی در آستانه قیامت می داند. (فیض کاشانی، ۱۴۰۶: ج ۱۵، ۶۱).

علامه طباطبایی نیز پس از نقل احادیث طلوع خورشید از مغرب و پذیرش واقعی بودن این حادثه به احتمال نمادین بودن این جریان و رمزی بودن آن هم اشاره می کند (طباطبایی، ۱۴۱۷: ج ۷، ۳۹۱، بحث روایی).

ج) محال بودن طلوع خورشید از مغرب و به هم خوردن نظم عالم

طلوع خورشید از مغرب اگر به صورت واقعی باشد، بر هم زدن نظام هستی را در پی خواهد داشت و مردم از زندگی طبیعی محروم خواهند شد؛ در حالی که مطابق برخی روایات، زندگی بعد از طلوع ادامه دارد. بنابراین طلوع خورشید از مغرب تعبیری نمادین است و واقعیت خارجی پیدا نخواهد کرد.

امیر المؤمنین می فرماید:

آگاه باشید مردم بعد از طلوع خورشید از مغرب مانند امروز هستند _ زندگی ادامه دارد _ و به دنبال ازدواج و تناسل هستند، مرد به مرد می رسد سؤال می کند چه زمانی متولد شده ای جواب می دهد از طلوع خورشید از مغرب. (مروزی، ۱۴۱۴: ۴۰۲ – ۴۰۳؛ مقدسی شافعی، ۱۳۹۹: ۳۲۶، ب‍ ۱۲، ف‍ ۷؛ حاکم نیشابوری، بی تا: ج۴، ۵۲۱ – ۵۲۲)

ابوهریره از پیامبر نقل می کند که قیامت برپا نخواهد شد تا این که دو پیرمرد کهن سال به هم برسند، یکی از آن ها از تاریخ تولد دیگری بپرسد، او در جواب بگوید: زمانی که خورشید از مغرب طلوع کرد (ابو شجاع، ۱۴۰۶: ج۵، ۸۳؛ سیوطی، ۱۴۰۴: ج ۳، ۵۹).

پاسخ: این استدلال بر پایه عدم امکان طلوع خورشید از مغرب بنا شده است و اثبات امکان یا عدم امکان طلوع خورشید از مغرب نیازمند به پژوهشی جداگانه است اما بطور اجمال با توجه به جریان رد الشمس و برگشت خورشید از مغرب برای حضرت یوشع بن نون (مفید، ۱۴۱۴: ج ۲، ۳۸۵؛ فتال نیشابوری، ۱۳۷۵: ج ۲، ۲۶۴؛ اربلی، بی تا: ج ۳، ۲۶۵؛ بحرانی، ۱۴۱۶: ج ۵، ۲۱۵؛ خصیبی، ۱۴۱۹: ۷۰ و ۱۲۴ و ۱۲۳؛ صدوق، ۱۴۱۳: ج ۱، ۲۰۳)، حضرت سلیمان (صدوق، ۱۴۱۳: ج ۱، ۲۰۲؛ طبرسی، ۱۴۱۵: ج ۸، ۷۴۱؛ عروسی حویزی، ۱۴۱۵: ج ۴، ۴۵۵)، پیامبر گرامی اسلام (مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۱۷، ۳۵۹، عن زِیَادَهِ الْمَغَازِی) و امیر المؤمنین (عیاشی، ۱۳۸۰: ج۲، ۷۰ – ۷۱؛ کلینی، ۱۳۶۷: ج۴، ۵۶۱ – ۵۶۲؛ صدوق، ۱۳۸۵: ج۲، ۳۵۲؛ راوندی، ۱۴۰۹: ج۱، ۵۲ – ۵۳؛ طوسی، ۱۴۱۴: ۶۷۱ – ۶۷۲) که به نوعی همان طلوع خورشید از مغرب است، این استدلال خدشه دار خواهد شد.

د) به کار بردن تعبیر خورشید و خورشید طلوع کننده در مورد معصومان

یکی از قرائن فهم معنای نمادین از طلوع خورشید از مغرب، استعمال این واژه در مورد پیامبر و ائمه و ترکیب طلوع خورشید در مورد ائمه و به ویژه در مورد امام مهدی است.

در آیات «والشمس و ضحیها» شمس در یک روایت، به وجود مقدس پیامبر اسلام (کلینی، ۱۳۶۷: ج۸، ۵۰) و در نقل دیگر به امیر المؤمنین علی (استرآبادی، ۱۴۰۹: ۷۷۷؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸: ج ۱۴، ۳۰۰؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۲۴، ۷۲) تفسیر شده است. همچنین در روایات زیادی درباره ائمه، تعبیر خورشید طلوع کننده به چشم می خورد (کلینی، ۱۳۶۷: ج۱، ۲۰۰؛ صدوق، ۱۴۰۵: ۶۷۷؛ همو، ۱۳۷۹: ۹۸).

اگر چه امام مهدی داخل در این تعبیر عمومی است اما غیبت و ظهور ایشان به پنهان و آشکار شدن خورشید، تشبیه شده است.

تشبیه ظهور امام مهدی به طلوع خورشید

روایات زیادی از کلمه خورشید و یا خورشید طلوع کننده برای توصیف ظهور امام مهدی استفاده کرده اند. این گروه از روایات برای فهم معنای نمادین از طلوع خورشید از مغرب قرینه خوبی است.

کاهلی از امام صادق نقل می کند که حضرت فرمود: به هم صله بدهید و نیکی کرده و همدیگر را مورد رحمت قرار دهید به خدا قسم زمانی خواهد آمد که شخص برای درهم و دینارش محل مصرفی پیدا نمی کند. [روای می گوید:] پرسیدم: چه زمانی این گونه خواهد شد؟ حضرت فرمود: آن وقت که امامتان را نیابید و در غیبت امام به سر برید تا همانند خورشید بر شما طلوع کند در مأیوس ترین زمان ها. (نعمانی، ۱۴۲۲: ۱۵۲ – ۱۵۳)

سلیمان بن خالد از امام صادق و ایشان از حضرت رسول نقل می کنند: چگونه است حال شما آن زمانی که از مهدی مأیوس شوید، سپس صاحب شما بر شما طلوع کند مانند شاخ خورشید، اهل آسمان و زمین به واسطه ایشان خوشحال شوند. گفته شد: ای رسول خدا! چه زمانی این گونه خواهد شد؟ فرمود: زمانی که مهدی از آن ها غایب شود و از او مأیوس شوند. (طبری شیعی، : )

بریده اسلمی می گوید؛ پیامبر به من فرمود: چگونه است حال تو آن زمانی که امت من از مهدی مأیوس شوند سپس مانند شاخ خورشید بر آن ها ظاهر شود و اهل آسمان و زمین بشارتش را بدهند؟ (حلی، ۱۳۷۰: ۱۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۵۳، ۶۵)

تشبیه غیبت امام مهدی به خورشید پشت ابر

جابر بن عبد الله انصاری درباره تفسیر اولی الامر در آیه یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ از پیامبر سؤال می کند. پیامبر می فرماید: «ایشان خلفای من هستند.» پس از نام بردن ایشان و اشاره به غیبت امام مهدی، جابر می پرسد: آیا در غیبت ایشان شیعیان از او منتفع می شوند؟ حضرت می فرماید: بله، قسم به کسی که مرا به نبوت فرستاده آن ها از او بهره مند می شوند و در غیبت او به نور ولایت او روشنی می یابند، همان گونه که مردم از نور خورشید بهره مند می شوند در وقتی که با ابرها پوشیده است. (صدوق، ۱۴۰۵: ۲۵۳؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۳۶، ۲۴۹)

سلیمان اعمش می گوید: از امام صادق پرسیدم: مردم در غیبت حجت چگونه از او بهره مند می شوند؟ حضرت فرمود: همان گونه که از خورشید بهره می برند زمانی که ابرها آن را پوشیده باشند. (صدوق، ۱۴۱۷: ۲۵۳؛ صدوق، ۱۴۰۵: ۲۰۷؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۲۳، ۵ و ج ۵۲، ۹۲)

اسحاق بن یعقوب می گوید: از ناحیه مقدسه با واسطه محمد بن عثمان توقیعی رسیده است که امام زمان بعد از توضیح درباره غیبت و علت آن فرموده است: و اما چگونگی سود بردن مردم به من در زمان غیبت مانند بهره مندی ایشان از خورشید است وقتی که از دیدگان به خاطر ابرها در غیبت باشد. (طبرسی، ۱۳۸۶: ج۲، ۲۸۴؛ راوندی، ۱۴۰۹: ج۳، ۱۱۱۵؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۵۲، ۹۲)

امیر المؤمنین می فرماید: پیامبر در وصیتی به من فرمود: ای علی!. .. سزاوار است خداوند اهل ضلال را به بهشت داخل کند و مراد من از اهل ضلال، مؤمنین در زمان فتنه است که به امامت امام غایب معتقدند. .. و ایشان در مورد شناخت مکان و شخص امامشان در ضلال هستند. » دلیل این گفته (که سزاوار است آن ها را داخل در بهشت کند) این است که خداوند وقتی جرم خورشید که راهنمای شناخت اوقات نمازهاست را از مردم می پوشاند، آن ها می توانند نمازها را تا هنگام اطمینان به دخول وقت تأخیر بیندازند، همین طور منتظران ظهور امام که باورمند به امامت او هستند در انجام تمامی واجبات الهی در سعه هستند و این اعمال از ایشان با تمامی شرایطش قبول می شود و غیبت امام به او آسیب نمی رساند. (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۲، ۱۴۳، ج۹۰، ۱۵-۱۶)

پاسخ: استفاده کردن از واژه خورشید در مورد ائمه به عنوان یک قرینه خوب است اما یارای مقابله با احادیث صریح در طرف مقابل را ندارد.

ه ) شباهت وضعیت جامعه بعد از طلوع و جامعه موعود

در برخی روایات علاوه بر بیان تداوم زندگی پس از طلوع خورشید از مغرب، چگونگی آن حیات را ترسیم کرده اند و این دورنما با روایاتی که بیان گر زندگی عصر ظهور هستند هم خوانی بسیار دارد. این مطلب می تواند قرینه باشد بر این که منظور از طلوع خورشید از مغرب، همان ظهور موعود است.

عبدالله بن مسعود از پیامبر چنین نقل می کند: خروج دابه الارض بعد از طلوع خورشید خواهد بود. وقتی دابه خروج می کند، ابلیس را در حال سجده خواهد کشت و مؤمنان پس از آن چهل سال از زندگی در زمین بهره مند خواهند شد و هر چیزی که آرزو کنند به ایشان داده خواهد شد و به آن خواهند رسید و ظلم و ستمی نخواهد بود و همه با میل و یا اکراه تسلیم امر خداوند خواهند شد، مؤمنان با رغبت و کفار بالاجبار به امر خداوند تن در می دهند، درندگان و پرندگان نیز به اکراه تسلیم می شوند و درندگان به حیوانات و پرندگان آسیب نمی رسانند و مؤمن صاحب فرزند شده و این فرزند نمی میرد تا چهل ساله شود. (مروزی، ۱۴۱۴: ۴۰۲؛ ابن طاووس، ۱۴۱۶: ۲۱۲ – ۲۱۳)

باز در روایتی دیگر عبد الله بن مسعود از پیامبر نقل می کند: یاران عیسی بن مریم که به همراه وی به جنگ دجال می روند، پس از خروج دابه الارض، چهل سال در نعمت و امنیت از زندگی در زمین بهره مند خواهند شد. (مروزی، ۱۴۱۴: ۴۰۲)

در این روایات، جامعه بعد از طلوع خورشید از مغرب را دارای عدالت، رفاه عمومی، امنیت فراگیر، برکت در نسل و ایمان همه اقشار ترسیم می نماید و این تصویر با آن چه در روایات عصر ظهور دیده می شود، هماهنگی قابل توجهی دارد و این نکته می تواند قرینه ای بر یکی بودن طلوع خورشید از مغرب و ظهور امام مهدی باشد.

پاسخ: این دلیل فقط این نظریه را به عنوان یک احتمال تقویت می کند، اما قابل استدلال و علم آور نیست.

و) تفسیر آیه الی یوم الوقت المعلوم و پایان فرصت شیطان به دو تفسیر

در تفسیر آیه إِلَی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم (حجر: ۳۸؛ ص: ۸۱) چند گروه روایت وجود دارد؛ یک دسته از آن ها هنگامه مرگ شیطان و پایان مهلت او را طلوع خورشید از مغرب دانسته (همو: ۳۹۷؛ سیوطی، ۱۴۰۴: ج ۳، ۶۲) و دسته دیگر می گوید: مراد از وقت معلوم ظهور امام مهدی است (عیاشی، ۱۳۸۰: ج۲، ۲۴۲؛ صدوق، ۱۴۰۵: ۳۷۱ – ۳۷۲؛ خزاز قمی، ۱۴۰۱: ۲۷۴؛ طبری شیعی، ۱۴۱۳: ۴۵۳) و فارغ از بحث سندی در روایات، نظریه نمادین بودن طلوع وجه جمع و توافق خوبی برای حل تعارض بین این دو گروه از روایات نیز خواهد بود به این صورت که بگوییم طلوع خورشید از مغرب تعبیری نمادین است و به ظهور امام مهدی اشاره دارد.

پاسخ: اگر سند این دو گروه روایات بررسی شود و هردو از سند قابل قبولی برخوردار باشند و نیز احتمالات دیگر در تفسیر آیه مانند این که مراد از وقت معلوم، قیامت و یا وقت دیگری غیر از ظهور امام مهدی و طلوع خورشید از مغرب، مورد تأیید روایات نباشد، این استدلال بهترین دلیل برای نظریه نمادین بودن طلوع خورشید از مغرب خواهد بود؛ زیرا وقت معلوم در آیه منحصر به ظهورامام مهدی و طلوع خورشید از مغرب خواهد شد و جمع بین دو گروه روایت به ظاهر متعارض اقتضای برداشت نمادین را خواهد داشت.

ز) تفسیر آیه یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ به دو تفسیر

در تفسیر آیه یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ روایات متعدد و مختلف است؛ یک دسته از آن ها طلوع خورشید از مغرب را منظور آیه دانسته (قمی، ۱۳۸۷: ج ۱، ۲۲۱ و ج ۲، ۳۲۰؛ عیاشی، ۱۳۸۰: ج ۱، ۳۸۴ – ۳۸۵؛ کلینی، ۱۳۶۷: ج ۵، ۱۰؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۶، ۳۱۲-۳۱۳، ج ۴۶، ۳۲-۳۳، ج ۷۵، ۱۶۶، ج ۹۰، ۹۸، ج ۹۷، ۱۶؛ ترمذی، ۱۴۰۳: ج۴، ۳۲۹؛ سیوطی، ۱۴۰۴: ج ۳، ۵۷). گروه دیگر می گوید: مراد ظهور امام مهدی است (ابن بابویه، ۱۴۰۴: ۱۰۱ – ۱۰۲ و ۱۲۸؛ صدوق، ۱۴۰۵: ۱۸، ۳۰، ۳۳۶، ۳۵۷؛ سید مرتضی، ۱۴۱۴: ۱۵۵؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۶۴، ۳۳). فارغ از بحث سندی در روایات، نظریه نمادین بودن طلوع، وجه جمع و توافق خوبی برای حل تعارض دو گروه از روایات خواهد بود به این صورت که بگوییم طلوع خورشید از مغرب تعبیری نمادین است و اشاره به ظهور امام مهدی دارد.

پاسخ: این استدلال با وجود کلمه «بعض» در آیه که دارای قابلیت حمل بر بیشتر از یک مصداق است، مخدوش بوده و قابل استناد نیست.

ح) پایان یافتن فرصت توبه و فایده نداشتن ایمان پس از طلوع خورشید از مغرب و ظهور امام مهدی

در بسیاری از روایات طلوع خورشید از مغرب به این نکته اشاره شده است که پس از این طلوع درب توبه بسته خواهد شد و ایمان افراد سودی به حالشان نخواهد داشت (ابن حنبل، بی تا: ج۴، ۲۳۹ – ۲۴۰؛ نسائی، ۱۴۱۱: ج۶، ۳۴۴؛ ابن ماجه القزوینی، بی تا: ج۲، ۱۳۵۳؛ بیهقی، بی تا: ج۱، ۲۸۱ – ۲۸۲؛ ترمذی، ۱۴۰۳: ج۵، ۲۰۵ – ۲۰۶؛ هیثمی، ۱۴۰۸: ج۱۰، ۱۹۸؛ صنعانی، بی تا: ج۱، ۲۰۴ _ ۲۰۶؛ طبرانی، ۱۴۰۶: ج۸، ۵۶ _ ۵۷، ج۱۰، ۲۰۶؛ مروزی، ۱۴۱۴: ۳۹۸) و در یک روایت فرصت توبه را به ظهور امام مهدی محدود می کند (صدوق، ۱۴۰۵: ۱۸) و این می تواند مؤید نظریه نمادین بودن باشد با این توضیح که مراد از طلوع و پایان فرصت توبه همان ظهور است.

پاسخ: این استدلال خوبی است، اما در روایت دیگری فرصت توبه محدود به مرگ حجت الهی و خالی شدن زمین از حجت شده است (برقی، ۱۳۷۰: ج۱، ۲۳۶) و این با طلوع واقعی خورشید در آستانه قیامت سازگاری دارد.

پاسخ به چند پرسش

در بسیاری از روایات مربوط به طلوع خورشید از مغرب به ویژه در روایات تفسیری این موضوع، به پذیرفته نشدن توبه و فایده نداشتن ایمان پس از طلوع تصریح شده است. بر فرض نمادین بودن طلوع خورشید از مغرب و حمل بر ظهور امام مهدی، عدم قبولی توبه و بی فایده بودن ایمان پسا طلوعی چه توجیهی دارد؟

پاسخ: آیه فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْکافِرُونَ (غافر: ۸۵) بیان می کند که عدم نفع ایمان در هنگامه دیدن عذاب الهی یک سنت خداوندی است و شکی نیست که ظهور امام مهدی از پس پرده غیبت، سرآغاز بأس الهی و عذاب برای کافران خواهد بود و مطابق سنت خداوند ایمان تا قبل از آمدن عذاب سودمند است و پس از مشاهده عذاب نفعی نخواهد داشت و در عصر ظهور وضوح حق به درجه عالی می رسد و غیب مشهود خواهد شد و در آن هنگام توبه کافران و معاندان قبول نخواهد شد.

امام صادق در تفسیر آیه یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ می فرماید:آیات

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *