تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عرف، معروف، مساوات «قسمت سوم»؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل عرف، معروف، مساوات «قسمت سوم» با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل عرف، معروف، مساوات «قسمت سوم»:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل عرف، معروف، مساوات «قسمت سوم» به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل عرف، معروف، مساوات «قسمت سوم» با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل عرف، معروف، مساوات «قسمت سوم» تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل عرف، معروف، مساوات «قسمت سوم» را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عرف، معروف، مساوات «قسمت سوم» :

اشاره:

در شماره پیشین به معانی هر یک از معروفات در قرآن پرداخته و بیان گردید توصیه به معروف به شخصی تعلق می گیرد که دارای اختیاراتی است و امکان سوء استفاده برای او وجود دارد. بنابراین قرآن او را به انجام مناسب ترین عمل راهنمایی می کند. بیشترین معروفات قرآن نسبت به اشخاصی است که تمکّن مالی داشته و یا دارای قدرت و اختیاراتی هستند و روح کلی حاکم بر این معروفات اغماض و گذشت متمکنین مالی برای ایجاد شفقت و مهربانی و ارتباط سالم خانوادگی می باشد.

در این شماره بر آنیم که ابتدا به بحث عمل به معروف فرزندان نسبت به پدر و مادر، عمل به معروف زن بعد از فوت شوهر و طلاق که یکی از بیشترین موارد اشاره به معروف در قرآن است، بپردازیم.

معروف در مصاحبت با والدین

«و ان جاهداک عَلی اَنْ تُشِرکَ بی ما لیسَ لک بِه علم فَلا تُطعهُما و صاحبهُما فِی الدنیا معروفاً و اتّبع سبیلَ مَن اَناب الی ثم الیَّ مرجعکم فانبئکم بما کنتم تعملون»

شأن نزول آیه

آیه شریفه در شأن سعد وقاص نازل شده است. او وقتی اسلام آورد، پدر و مادرش او را به کفر و ارتداد ترغیب نمودند و اصرار بر این مطلب را از حد گذرانیدند تا جائیکه مادرش سه روز نان نخورد و بالاخره دهانش را باز کردند و آب به حلق او ریختند، ولی در عین حال سعد (نظر ایشان مبنی بر مشرک شدن خویش را نمی پذیرفت) می گفت: اگر برای او هفتاد روح باشد و هفتاد بار بمیرد، از اسلام برنمی گردم.

عمومیت حکم احترام به پدر و مادر

وجود پیوندهای عاطفی عمیق میان والدین و فرزندان، بیانگر رابطه گسست ناپذیر بین ایشان می باشد. و این یک سنت الهی است که در آفرینش به ودیعت گذارده شده. بنابراین احسان به والدین به عنوان یک حکم عمومی مورد پذیرش همه افراد در هرگروه و با هر درجه از اعتقاد می باشد و احترام و قدر شناسی فرزندان از پدر و مادر در همه شرایط و در هر اوضاع و احوالی لازم و استثنا ناپذیر است. به همین جهت در شریعت اسلام، احترام به پدر و مادر چه مسلمان و کافر، امری ضروری به شمار می آید. حدیثی از امام باقر (ع) است که می فرمایند: «سه چیز است که پروردگار عزوجل اجازه مخالفت با آن را نداده است یکی از آن موارد خوشرفتاری با پدر و مادر است، چه نیکو کار باشند و چه بدکردار».

بنابراین خداوند امر به صله رحم و برخورد مناسب با پدر و مادر می نماید، اگر چه فرزند را به شرک وادارند و این نشان از عظمت حق پدر و مادر بر فرزند دارد.

«زکریا بن ابراهیم می گوید: من نصرانی بودم و مسلمان شدم و حج گزاردم. سپس خدمت امام صادق (ع) رسیدم و عرض کردم: پدر و مادر و خانواده من نصرانی هستند و مادرم نابیناست. من همراه آنها باشم و در ظرف آنها غذا بخورم؟ حضرت فرمود: آنها گوشت خوک می خورند؟ عرض کردم نه، فرمود: باکی ندارد، مواظب مادرت باش و با او خوشرفتاری کن و چون بمیرد او را به دیگری وامگذار، خودت به کارش اقدام کن. زکریا می گوید نسبت به مادرم مهربانی کردم و خودم به او غذا می دادم و جامه و سرش را از آلودگی پاک می کردم و خدمتگزارش بودم تا جائیکه مادرم به من گفت: تو زمانی که دین مرا داشتی با من چنین رفتار نمی کردی، از زمانی که از دین ما رفته و به دین حنیفه گرائیده ای، این چه رفتار است که از تو می بینم؟ گفتم: مردی از فرزندان پیغمبر به ما چنین دستور داده است. مادرم گفت: پسرم این مرد پیغمبر است، زیرا دستوری که به تو داده از سفارشات پیغمبران است. گفتم: بعد از پیغمبر ما پیغمبری نباشد و او پسر پیغمبر است. مادرم گفت: دین تو بهترین دین است. آن را به من عرضه کن. من به او عرضه داشتم و او مسلمان شد و من هم برنامه اسلام را به او آموختم. او نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را گزارد و در شب بیماری به او رخ داد. به من گفت: پسر جان! آنچه به من آموختی دوباره بیاموز، من آنها را تکرار کردم، مادرم اقرار کرد و از دنیا رفت، چون صبح شد مسلمانها غسلش دادند و خودم بر او نماز خواندم و در گورش گذاشتم.

بنابراین اطاعت پدر و مادردر هر صورت اولویت دارد. ولی اگر آنها اصرار کردند چیزی را که نمی دانی شریک خدا سازی، اطاعت از آنها مکن.

قرآن کریم بعد از سفارش به عدم شرک به خدا، توصیه به احسان به والدین نموده است. یعنی رتبه و اهمیت حفظ حرمت پدر و مادر در میان کلیه احکام الهی، به حدی است که تنها عدم شرک بر آن مقدم شده است و هیچیک از احکام دیگر الهی که برای تنظیم زندگی اجتماعی قرار داده شده، مانع از احترام به ا یشان نمی باشد. بنابراین حفظ حرمت ایشان به عنوان یک قانون حاکم بر تمام قوانین دیگر سایه افکنده و عمومیت آن هم تمامی اقشار جوامع با هر نوع گرایشی را شامل می شود. فرزند در هر شأن و موقعیت اجتماعی باید مطیع امر پدر و مادر باشد و هیچ مسئله ای مانع از پیروی از اوامر پدر و مادر نمی تواند باشد، مشرک است.

علت مخالفت با پدر و مادر مشرک

در آیه شریفه قرآن می فرماید: اگر پدر و مادری بکوشند که فرزند چیزی را که نمی داند شریک پروردگار متعال سازد، از آنان نباید اطاعت کرد. یعنی با وجود عمومیت احترام به پدر و مادر در کلیه مراحل زندگی، لکن اطاعت از آنها در زمانی که فرزند را به شرک دعوت می کنند، پذیرفته نمی باشد. از امام باقر (ع) پرسیدند: کمترین چیزی که بنده به آن مشرک می شود چیست؟ ایشان فرمودند: هرکه به هسته ای بگوید سنگریزه و به سنگریزه بگوید هسته و به آن متدین گردد.

یعنی با قلب خود به آن اعتقاد پیدا کند و آن را دین خود قرار دهد و در حقیقت پیروی از هوای نفس بکند و نیز در حدیثی دیگر از امام صادق (ع) از کمترین چیزی که انسان بدان مشرک می شود سؤال شد. ایشان فرمودند: هر که رأیی را بدعت گذارد چه بواسطه آن محبوب گردد و چه بدان واسطه مبغوض شود. یعنی رأی او استناد شرعی نداشته باشد.

بنابراین انکار حقایق موجود در پشت پرده الهی که توسط پیامبران الهی آشکار شده، شرک است. زیرا دستوراتی که از جانب پروردگار متعال بر بندگان نازل شده دارای یک حقیقت ذاتی است و هیچکس نمی تواند به دلخواه خویش و مطابق با هوای نفس آن را بردارد. لذا وقتی پدر و مادر مخالفت با دستوراتی می نمایند که در دین مقدس اسلام به آن اهتمام شده، پیروی از آنان مقابله با یک حرکت منطقی تکوینی است.

مشرک به عنوان شخصی که قانونگذار این طبیعت را منکر است، نمی تواند در مقابل احکام الهی که در راستای نظام آفرینش تبیین شده، اطاعت و پیروی داشته باشد. در حقیقت مخالفت او با دستورات خداوند، مخالفت با عالمی است که عین علم است و در واقع مخالفت با علم است و نیز مخالفت با احکام پروردگار، مخالفت با عاقلی است که عین عقل می باشد و در واقع مخالفت با عقل است و در حقیقت اطاعت فرزند از پدر و مادر مشرک و عدم پیروی از دستورات دین، جایگزین کردن دانشی ناقص به جای علم و نوری غیر خالص به جای روشنگری عقل است و به همین جهت اطاعت از آنان غیر عالمانه است، زیرا حرکتی بر خلاف فطرت و طبیعت انسانی می باشد. در مناقب آمده روزی حسین بن علی (ع) به عبدالرحمان بن عمروعاص گذشت، عبدالرحمان گفت: هر که می خواهد به محبوبترین اهل زمین نزد اهل آسمان نظر کند، به این شخص که می گذرد نظر کند. پس ابوسعید خدری او را نزد امام آورد، امام حسین (ع) به او فرمود: آیا میدانستی که من محبوبترین اهل زمین، نزد اهل آسمان هستم و با این حال در صفین شمشیر بر روی من و پدرم کشیدی؟ به خدا سوگند پدر من بهتر از من بود. عبدالرحمان عذر خواهی کرد و گفت: چه کنم رسول خدا (ص) به من سفارش فرمود که پدرت را اطاعت کن. حضرت فرمود: مگر کلام خدای را نشنیدی که فرمود، اطاعت پدر و مادر یا هر کس دیگر باید معروف باشد و اطاعتی که نافرمانی خداست، معروف و پسندیده نیست و نیز مگر نشنیده ای که هیچ مخلوقی در نافرمانی خدا نباید اطاعت شود.

اطاعت عبدالرحمان از عمرو عاص در نافرمانی خدا و بر علیه امام مسلمین حرام و غیر شایسته است و همواره این نوع از اطاعتها به عنوان مخالفت با علم قلمداد می شود. در جائیکه عبدالرحمان می دانسته که محبوترین افراد اهل زمین در نزد خدا حضرت علی (ع) است. در عین حال دست به شمشیر برده و با حجت خدا در روی زمین به نبرد برخاسته است و این جز انکار واقعیت نیست که همه آن از شرک به خدا ناشی می شود و از سست شدن اعتقادات دینی بر می خیزد. لذا اطاعت از پدر و مادر در اینگونه موارد شایسته نیست. اما در غیر دستورات دینی، درباره کارهائیکه فرزند با مصلحت اندیشی خویش تصمیم بر انجام یا ترک آن می گیرد، قبول مصلحت پدر و مادر در همه احوال ضروری است و فرزند نمی تواند امر آنان را اعتنا نکرده و رد کند، زیرا احترام به آنان، به عنوان یک قانون حاکم، تمام توجیحاتی که فرزند برای پیروی نکردن از آنان می نماید رد نموده و مصاحبت و همراهی با ایشان را در کلیه امور حتی اگر خوشایند فرزند هم نباشد، لازمه یک زندگی سعادتمند می داند «و صاحبهما فی الدنیا معروفا».

کیفیت اطاعت از والدین

روش قرآن کریم در بیان کیفیت متابعت از والدین، تشریح دو نقطه قوت و ضعف پدر و مادر در طول زندگی است که در ضمن آن به توصیف چگونگی شکرگذاری فرزند نسبت به آنها می پردازد.

نقطه اوج ایثارگری والدین نسبت به فرزند

در دو آیه شریفه قرآن ابتدا به توصیه احسان به پدر و مادر هر دو می کند. ولی به هنگام بیان زحمات ایشان تکیه بر تلاشهای خالصانه مادر می نماید تا فرزند را متوجه ایثارگریها و حق عظیم او سازد.

الف) «و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهناً علی و هن و فصاله فی عامین ان اشکرلی و لوالدیک الی المصیر»

ب)« و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلثون شهراً حتی اذا بلغ اشدّه … » دوران حمل مادر سخت ترین زمانی است که بر او می گذرد زیرا در طول ۳۳ ماه دوران حمل و شیرخوارگی بزرگترین فداکاری را از نظر روحی و عاطفی و هم از نظر جسمی و هم از جهت خدمات در مورد فرزندش انجام می دهد تا او رشد کند و بالغ شود بنابراین قرآن ابتدا سفارش فراوان به احترام و قدردانی از زحمات مادر و سپس پدر دارد. زیرا پدر و مادر واسطه فیض و عهده دار انتقال نعمتهای خدا به بندگان می باشند. این دوران، زمان ناتوانی فرزند و توانایی والدین است و از آنجا که پدر و مادر بدون هیچ توصیه ای تمامی همت خویش را در تربیت طفل مصروف می دارند. قرآن کریم فقط جهت یادآوری زحمات ایشان، به بیان مشکل ترین لحظات آن پرداخته است.

دوران ضعف و ناتوانی والدین

الف) «وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا، اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لاتنهرهما و قل لهما قولاً کریما»

ب)« واخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا»

دوران کهنسالی که پدر و مادر بیشتر احتیاج به کمک دارند و توانایی انجام کار خویش را ندارند، قرآن سفارش اکید به فرزندان دارد که با آنها با نرمی و ملاطفت و مهربانی عمل نموده و از هرگونه سخن زشت نسبت به آنها پرهیز نمایند.

این آیات نه تنها حکم را منحصر به دوران پیری نمی کند بلکه وجوب احترام به ایشان و احترام تام در معاشرت را در همه احوال توصیه می نماید. در آیه شریفه «وصینا الانسان بوالدیه حسنا» کلمه حسن به نهایت درجه احسان اشاره دارد، یعنی تمامی انسانها باید نسبت به پدر و مادر، فعلی که خوبی محض و یا حسن محض است انجام دهند نه اینکه صرفاً کاری انجام دهند که بگویند به پدر و مادر نیکی کرده، بلکه در مقابل ایشان اطاعت محضی داشته باشد که به منزله مجسمه نیکی برای آنان باشد. به همین جهت عبارت شریفه «واتبع سبیل من اناب الی» بیان می کند که اگر پدر و مادر در راه خدا بودند، اطاعت از ایشان بدون هیچ قیدی لازم می شود.

وقتی از امام صادق(ع) در مورد احسان به پدر و مادر سؤال شد، ایشان فرمودند: احسان آن است که با آنها به نیکویی معاشرت کنی و قبل از تقاضای ایشان موارد احتیاج آنان را تأمین کنی تا به زحمت نیافتند اگر چه بی نیاز باشند.

این نوع رفتار حکایت از لزوم اهتمام مداوم و پیوسته فرزند نسبت به رفع احتیاجات پدر و مادر دارد تا توان تحمل زحمات را از ناحیه آنان داشته باشد. اینکه فرزند نیاز خود را در عرض نیازهای والدین نبیند، بلکه رفع احتیاجات آنان را مقدم بدارد، نیازمند بینشی است تا بتواند فرمان ایشان را با رغبت کامل بپذیرد. در آیه اخیر «و اخفض جناح الذل من الرحمه» به تبیین این نگرش پرداخته است.

کلمه «اخفض جناح» مبالغه در تواضع و خضوع زبانی و عملی فرزند به پدر و مادر را می رساند و مقید کردن کلمه «جناح» به «ذل» کیفیت این نوع از احسان را بیان می دارد که فرزند در معاشرت و سخن گفتن با والدین طوری روبرو شود که تواضع و خضوع او را پدر و مادر احساس کنند و بفهمند که فرزند خود را در برابر ایشان خوار می دارد و نسبت به ایشان مهر و رحمت دارد.

بدین ترتیب است که امر و فرمان پدر و مادر مقدم برخواسته فرزندی می شود که خود را مأمور به امر ایشان می داند.

در فرازی دیگر از آیه برای شکر این نعمت الهی، نوعی ادب دینی را به فرزند معرفی و بیان می دارد. همانطور که در دوران طفولیت، پدر و مادر از روی مهر و محبت با گستردن بال و پر خویش، با تمام وجود و رغبتی وصف ناشدنی، ضعفهای فرزند را تحمل و با علاقه خاصی آن را مرتفع نمودند، فرزند هم با همان ترحم و دلسوزی که والدین برای مراقبت از او داشتند برایشان دعا کند.

حق والدین، حق خدا

شکر نعمت پدر و مادر با قدرشناسی از زحمات آنان نشان از شکر نسبت به پروردگار دارد. «ان اشکرلی ولوالدیک و الی المصیر» زیرا که پدر و مادر علت مُعِدّه برای پدید آمدن فرزند می باشند و واسطه در فیض یعنی موجب انتقال نعمتهای خداوند به بندگان می باشند. خداوند متعال که علت العلل بوجود آوردن انسانها است در سلسله روابط بوجود آمدن نوع بشر، پدر و مادر را واسطه در ایجاد فرزند می داند. در حقیقت پدر و مادر با در اختیار گذاشتن وجود خویش برای بوجود آمدن فرزند و مراقبت او در طول دوران ناتوانی فرزند بدون هیچ چشمداشت به جبران این کوشش و برای به ثمر رسیدن این نهال در نهان و آشکار می کوشند و نگرش آنان به این زحمات، نگاه مبادله گرایانه و سودجویانه نیست، بلکه تلاش آنان که از روی مهر و محبت است تنها برای به ظهور رساندن گوشه ای از نظم موجود در نظام خلقت است که خداوند مقرر نموده و پدر و مادر فقط به عنوان علت معده و واسطه در پدید آوردن فرزند در این مسیر قرار داده شده اند و عمل آنها در سلسله اعمالی قرار گرفته که عامل اصلی آن پروردگار متعال است، زیرا مسیر حرکت آنها، به تکوین انسانی منتهی می گردد.

و بنابراین وقتی حریم پدر و مادر توسط فرزند حفظ شود، حریم خداوند حفظ گردیده و رضایت پروردگار متعال فراهم شده است، به همین جهت احسان به پدر و مادر، دائمی است و قیدی ندارد، زیرا این نوع از نیکی، نظر به وجه الله است که علت واقعی می باشد و تکیه بر آن در طول زندگی بشر ضرورت داشته و زمان و مکان نمی شناسد. در حدیثی از امام صادق (ع) نیکی به پدر و مادر از نیکویی شناخت بنده نسبت به پروردگارش شمرده شده است. چون هیچ عبادتی سریعتر از حفظ حرمت پدر و مادر، رضایت خداوند را جلب نمی کند و حق والدین از حق خداست، زمانیکه در راه دین و سنت پروردگار باشد، پدر و مادر فرزند را به معصیت خداوند وادار نکنند و او را از یقینی که نسبت به خدا دارد به شک نیاندازند و از پرهیزگاری به دنیا طلبی نکشاند.

بنابراین معروف در آیه بیانگر موارد ذیل است.

۱- فرزند موظف است که نسبت به پدر و مادر خود چه مسلمان و چه مشرک باشد در امور مربوط به زندگی اجتماعی مصاحبت به نیکی و معروف مصاحبت داشته باشد که بطوری مورد پسند عموم مردم باشد، اما در مورد پدر و مادر مشرک خویش نمی تواند از اوامری که ایشان بر خلاف دستورات دینی می دهند متابعت نماید، زیرا این عمل مخالفت کردن با واقعیات است.

۲- اطاعت محض از پدر و مادر مؤمن فرض و لازم است.

۳- در فرمانهایی که از پدر و مادر به فرزند می رسد و مورد پسند او نیست، از تمایلات خویش چشم پوشی و طبق تقاضای آنان عمل نماید.

معروف در ازدواج زن بعد از فوت شوهر

هر ازدواجی بصورت طبیعی دارای آثاری است که بعضی از آن آثار همزمان با فوت هر یک از زن و شوهر و بعضی به صورت تدریجی در اثنای فقدان یکی از زوجین از میان خواهد رفت و برخی دیگر از آثار مانند وجود فرزندان به صورت مستمر باقی خواهد ماند.

همانطوریکه قبلاً بیان شد یکی از وظایف مشخص مرد، پرداخت نفقه به زن و یکی از وظایف خاص زن، حفظ منافع خانوادگی در ابعاد مادی، معنوی و اخلاقی است. وقتی مرد خانواده فوت می کند و زن او هنوز در قید حیات است، عملاً وظیفه اصلی مرد در پرداخت نفقه به پایان رسیده و وظیفه خاص زن یعنی حفظ حریم خانواده، باقی مانده است و او باید به تدریج تعلقات جسمی و روحی خود را نسبت به این ازدواج بزداید.

زن برای به اتمام رساندن تعهدی که در آغاز ازدواج نموده ضرورت دارد بعد از فوت شوهر نسبت به تبعات این ازدواج بی تفاوت نبوده و ابعاد مادی و معنوی آن را مد نظر قرار دهد که از جمله آن وظایف، می توان مراقبت او از اختلاط نسب شوهر با فرد دیگر ذکر نمود.

رعایت حریم زندگی زناشویی حتی بعد از مرگ همسر، موضوعی فطری است و در قبایل مختلف همیشه آداب و رسوم گوناگونی به این منظور وجود داشته و گاهی آن چنان افراط میکردند که عملاً زن را در بن بست اسارت قرار می دادند. آیه مربوطه، به تمامی این خرافات، خط بطلان کشیده است، ولی اصل حریم زوجیت را با نگاهداری عده به طور شایسته امضاء می نماید.در مورد عده تصریح شده که اگر هیچگونه احتمالی در مورد بارداری زن در میان نباشد، زنانی که همسرشان فوت شده عده نگاه دارند، و اینکه آغاز عده، تنها مرگ شوهر نیست، بلکه موقعی است که خبر مرگ شوهر به زن برسد. بیانگر این است که باید احترام و حریم زوجیت حفظ شود و تا مدتی بعد از زوجیت محفوظ بماندو شاید هم تألمات روحی زن به او اجازه نمی دهد که بسرعت تعلق خاطر خود را به زندگی قبلی خویش منقطع نماید، بنابراین طبق دستور شرع مقدس اسلام «والذین یتوفون منکم و یذرون ازواجاً یتربصن بانفسهن اربعه اشهر و عشراً فاذا بلغن اجلهن فلاجناح علیکم فیما فعلن فی انفسهن بالمعروف و الله بما تعملون خبیر» زن باید بعد از فوت شوهر که هنوز در کابین همسر قبلی قرار دارد چهار ماه و ده روز عده نگاهدارد و به آراستن و تزیین خود نپردازد و نیز کسی را به عنوان همسری برای خود انتخاب نکند که هنوز تعلقات او از نظر روحی و جسمی نسبت به شوهر از بین نرفته است. در این آیه، زن با نگاه داشتن عده به معروف عمل نموده است. او به عنوان تنها ستون نگاهدارنده خانواده برای حفظ حریم ایجاد شده، از بعضی خواسته های نفسانی (مثل قرار ازدواج با همسر دیگر) که منافات با حرمت خانواده قبلی اش دارد، چشم پوشی نموده و طبق ضابطه شرعی به مدت چهار ماه و ده روز، باید جسم و روح خود را به تدریج از پیوند گذشته بگسلد و روح متألم خویش را تسکین بخشد و سپس با ایجاد شرایط جدید، اقدام به ازدواج مجدد نماید. این عمل، معروفی است که زن می تواند انجام دهدو خویشاوندان زن و مرد نمی توانند از این عمل زن که مطابق با شرع است جلوگیری کنند.

بنابراین، معروف در آیه مذکور ارشاد به این است که زن بعد از فوت شوهر، وظیفه اصلی خویش را که به تعبیر قرآن کریمحفظ حرمت خانواده است تا مدتی بعد از وفات ادامه دهد و در این مدت اعمالی که منافات با حریم ازدواج اول ندارد، انجام دهد و در طول مدت عده از علایق خود در ازدواج با شخص دیگر چشم پوشی نماید. زیرا، در حقیقت هنوز حق شوهر از بین نرفته است و زن برای حسن استفاده از حق خود، لازم است که این مدت، خود را متعلق به شوهر سابق بداند و بعد از آن مدت، اختیار دارد که یا با حفظ حدود شرعی ازدواج نماید و یا بدون ازدواج مجدد، همراه با فرزندان خود که ثمره آن پیوند است، خانواده را حفظ نموده و زندگی خویش را استمرار بخشد.

معروفات در طلاق

کلمه معروف در آیات طلاق ۱۲ مورد تکرار شده که خود دلیل بر عنایت پروردگار بر رعایت سنن فطری و موازین عقلی در این امر است و بالاخره تکرار مکرر این کلمه در بحث طلاق، گویای این مطلب است که شوهر باید مصلحت خانواده را در نظر بگیرد و از حقوق خود سوء استفاده نکند.

مجموعه آیات مربوط به طلاق به دلیل ارزش والای مسائل حقوقی زنان مطلقه، مردان را با عبارت «حقاً علی المحسنین» و « ان تعفوا اقرب للتقوی» امر به رعایت معروف نموده است.

همچنین به حقوق مالی زن اعم از نفقه و مهریه و … بعد از طلاق و بعد از عده، خواستگاری از زن بعد از طلاق و نیز حقوق کودک بعد از جدایی پدر و مادر، به لفظ معروف اشاراتی نموده است که به بحث پیرامون آن خواهیم پرداخت.

طلاق زید و زینب

تنها موردی که در آیات قرآنی به طلاق اشاره کرده، طلاق زید بن حارثه نسبت به زینب دختر جحش است. زید بن حارثه کسی بود که قبلاً برده رسولخدا (ص) بوده و سپس آن حضرت آزادش کردند و او را به فرزندی خود پذیرفتند و بعدها دختر عمه خود زینب را همسر او نمودند و این انعامی بود که رسولخدا(ص) به زید عطا کرد. اما او پس از مدتی برای مشورت نزد پیامبر(ص) آمده و گفت اگر صلاح بدانید من او را طلاق دهم. رسولخدا(ص) او را از این کار نهی کردند و دلیل بر این مطلب جمله «امسک علیک» است، بدین مضمون که همسرت را طلاق مده زیرا زید اصرار داشته او را طلاق بدهد و بالاخره جمله «تقول» در آیه که فعل مضارع است، نشان می دهد که رسولخدا(ص) کراراً و مستمراً او را نصیحت می کرده و از جدایی و طلاق باز می داشته است. ولی سرانجام زید همسرش را طلاق می دهد و پیامبر اکرم (ص) به دستور پروردگار متعال با زینب ازدواج میکند.

این نمونه نشان می دهد علیرغم اینکه در شرع مقدس اسلام طلاق امری مذموم شمرده شده است، اما گاه به دلیل عدم توافق روحی و اخلاقی طرفین که زندگی مشترک را بر آنان سخت و ناهموار می نماید، طلاق ضروری می باشد. «و ان عزموا الطلاق فان الله سمیع علیم»

حکم طلاق در شریعت گاه با تقاضای مرد و گاه با در خواست زن به وقوع می پیوندد. شوهر ب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *