تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی علیه السلام، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی علیه السلام شامل 57 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی علیه السلام:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی علیه السلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی علیه السلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی علیه السلام را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی علیه السلام :

اشاره

در سالی که از سوی رهبر فرزانه انقلاب به نام «عزّت و افتخار حسینی علیه السلام » نامیده شده، بجاست فرهیختگان و اندیشمندان و صاحبان قلم بیش تر در مبانی «عزّت» و معنا و مفهوم «افتخار» عاشورایی بیندیشند و اصول و فلسفه این آرمان دینی را تبیین و تفسیر کنند. بدین روی، در این مقاله، گزیده ای از بیانات و سخنان عمیق و دقیق پیشوای آزادگان، حضرت حسین بن علی علیه السلام در محور «عزّت و شرف الهی» ارائه شده است. امید آن که مورد استفاده محققان ارجمند قرار گیرد. معرفت

پیک شام

پس از مرگ معاویه در نیمه رجب سال ۶۰ هجری، یزید با زمینه سازی های پدرش به خلافت رسید. او بلافاصله، نامه هایی به استان داران و فرمان داران نوشت تا برای او بیعت بگیرند. در این میان، نامه ای نیز به ولید بن عتبه، استان دار مدینه نوشت و از او خواست تا از امام حسین علیه السلام ، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر بیعت بگیرد.

پس از ابلاغ پیغام ولید به امام، آن حضرت همراه سی تن از افراد خاندان و نزدیکانش به دارالاماره ولید رفت. اما در آن شب بیعت نکرد و پس از گفت وگوی کوتاهی فرمود: طبعا شما به بیعت مخفی اکتفا نمی کنید، گفتند: بلی. فرمود: پس بگذارید تا فردا که همه جمع شوند. در این حال، مروان بن حکم به ولید اشاره کرد که اگر نتوانی در این دل شب از حسین علیه السلام بیعت بگیری، دیگر نخواهی توانست او را وادار به بیعت کنی. پس چه بهتر که او را مجبور کنی تا بیعت کند و یا طبق دستور یزید، گردنش را بزن.

امام علیه السلام با مشاهده این عمل مروان، وی را مورد سرزنش قرار داد و آن گاه خطاب به ولید فرمود:

«ای امیر! ماییم خاندان نبوّت و معدن رسالت. خاندان ما محل رفت و آمد فرشتگان و محل نزول رحمت الهی است. خداوند اسلام را از خاندان ما شروع کرده است و تا آخر، با خاندان ما پیش خواهد برد. اما یزید مردی شراب خوار و قاتل افراد بی گناه است که حرمت دستورات الهی را نگاه نداشته، به صورت علنی مرتکب فسق و فجور می گردد، و شخصیتی چون من با شخصی مثل او بیعت نمی کند.»(۱)

امام علیه السلام در این جملات کوتاه، بیان می کند که افتخار خانوادگی و شخصیت دینی اش اجازه نمی دهد که با فردی فاسق و شرابخوار بیعت کند و با وجود تمام فشارها، تا آخرین لحظه زندگی اش، بر این اصل پایدار ماند.

برخورد با مروان بن حکم

بنا به نقل صاحب لهوف، صبح همان شب ورود پیک یزید، امام حسین علیه السلام ، مروان بن حکم را بیرون منزل دید. مروان عرضه داشت: ای اباعبدالله! من خیرخواه تو هستم و پیشنهاد می کنم که با یزید بیعت کنید که این کار به نفع دین و دنیای شماست!

امام در پاسخ وی فرمود: «انّا للّه و انّا الیه راجعون… باید فاتحه اسلام را خواند اگر امّت اسلامی به فرمان روایی مثل یزید گرفتار شود.»(۲)

معمولاً آیه «استرجاع» را در جایی قرائت می کنند که مصیبت بزرگی رخ داده باشد. در این جا حضرت اباعبدالله علیه السلام گرفتار شدن امّت اسلامی به فرمان روایی همچون یزید را مصیبتی بزرگ می داند که برای آن آیه «استرجاع» را قرائت کرد.

پاسخ به عمر أَطرَف

عمر أطرف یکی از فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام و از خیرخواهان حسین بن علی علیه السلام بود. او پس از اطلاع از ماجرای بیعت، خدمت برادرش رسید و عرض کرد: «برادر! برادرم حسن مجتبی از پدرم، امیرمؤمنان، نقل می کرد که بنی امیه تو را به قتل خواهند رسانید و گمان می کنم که مخالفت تو با یزید بن معاویه به کشته شدن تو منجر خواهد شد. حال به نظر من، اگر با یزید بیعت کنی، این خطر برطرف خواهد شد و شما از کشته شدن مصون خواهید ماند!»

امام در پاسخ فرمودند:

«آیا گمان می کنی مطالبی را می دانی که من نمی دانم؟! به خدا قسم، هیچ گاه زیر بار ذلّت نخواهم رفت و در روز قیامت، مادرم فاطمه زهرا علیهاالسلام در پیشگاه پیامبراکرم صلی الله علیه و آله از امّت اسلام شکایت خواهد کرد که چگونه ذریه رسول اکرم را مورد اذیت و آزار قرار دادند و به یقین، کسی که ذریّه فاطمه زهرا علیهاالسلام را اذیت کند، هیچ گاه وارد بهشت نخواهد شد.»(۳)

بدین سان، امام از همان ابتدا، به همه اعلام می دارند که شهادت را بر ذلّت ترجیح می دهند.

گفت وگو با محمد حنفیّه

محمد حنفیه یکی دیگر از فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام بود که از عاقبت کار می ترسید. بنا به نقل طبری و مورّخان دیگر، وی خدمت حسین بن علی علیه السلام رسید و عرض کرد: «… می ترسم در میان مردم اختلاف به وجود بیاید: گروهی از تو پشتیبانی کرده و گروه دیگری علیه تو قیام کنند و کار به قتل و خون ریزی بکشد و در این میان، تو هدف تیر بلا گردی و آن وقت است که خون بهترین افراد این امّت ضایع و خانواده ات به ذلّت کشانده شوند.»

امام علیه السلام پرسید: مثلاً، به عقیده تو به کدام ناحیه بروم؟ جواب داد: به عقیده من، وارد مکّه شو و اگر مطمئن نبود، سر به بیابان ها بگذار و از شهری وارد شهری دیگر شو تا وضع مردم و آینده آن ها روشن شود.

امام علیه السلام از خیرخواهی او تشکر کرد و در پایان فرمود:

«برادرم، بدان که اگر در دنیا هیچ پشت و پناهی نداشته و تنها و بی پناه باشم، هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد.»(۴)

شوق شهادت

در اوایل ماه ذی الحجه سال شصت هجری، امام مطلّع گردید که عمروبن سعد بن عاص به دستور یزید وارد مکه شده است. وی در ظاهر، به عنوان «امیرالحاج» و در واقع، برای ترور امام علیه السلام مأمور شده بود. او مأموریت داشت که امام علیه السلام را در هر نقطه ای از مکّه، که امکان داشته باشد، به قتل برساند. از این رو، امام برای حفظ حرمت خانه خدا، حج خویش را به عمره مفرده تبدیل نمود و در روز سه شنبه هشتم ذی الحجه از مکّه به سوی عراق حرکت کرد.

امام پیش از حرکت، در میان افراد بنی هاشم و گروهی از شیعیان خویش، که در مکّه به او پیوسته بودند، بپا خاست و ضمن خطبه ای فرمود:

«حمد و سپاس مخصوص خداست، و آنچه را او بخواهد، همان خواهد شد و هیچ حول و قوّه ای نیست، مگر به اراده الهی و درود و صلوات خداوند بر فرستاده اش، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله مرگ برای فرزندان آدم همانند گردن بند بر گردن دخترکان است و گریزی از آن نیست و چه قدر من مشتاق دیدار نیاکانم هستم؛ همانند اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف…»(۵)

دراین خطبه،حضرت سیدالشهدا علیه السلام اشتیاق وصف ناشدنی خویش را به شهادت در راه خدا بیان می نماید و به این علاقه خویش افتخار کرده، به یارانش توصیه می کند که آگاهانه مسیر شهادت را انتخاب کنند و آن را با آغوش باز بپذیرند تا مجبور نباشند در سایه ذلّت و بندگی طاغوت ها زندگی کنند.

بهترین مرگ

حضرت سیدالشهدا علیه السلام در مسیر حرکت به سوی کربلا، با افراد و گروه های گوناگون روبه رو شد و از آن ها درباره اوضاع و احوال کوفه سؤال کرد. وی پس از ترک منزلگاه «ثعلبیه» به منزلگاه «شقوق» رسید. در آن جا، با مردی که از کوفه می آمد، مواجه شد. از او درباره چگونگی اوضاع کوفه سؤال کرد.

آن مرد گفت: ای پسر رسول خدا! در حالی از کوفه خارج شدم که آنان در مخالفت با شما متحد شده و در جنگ با شما هم پیمان گشته بودند.

امام فرمود:

همه کارها در دست خداست. او هرچه صلاح بداند انجام می دهد و پروردگار متعال هر روز اراده خاصی دارد.

سپس اشعاری را خواند که یکی از ابیات آن این است:

وَ إنْ تکُن الأبدان للموتِ أُنشِأَت

فقتْلُ امری ءٍ بالسّیف فی اللّه أفضل.(۶)

اگر این بدن ها برای مرگ آفریده شده اند، پس چه بهتر که مرد در راه خدا به شهادت برسد.

در این شرایط ناگوار، که امام مطّلع شد کوفیان پیمان خویش را شکسته اند و علیه وی متحد شده اند، بدون آن که کم ترین ضعف و سستی از خود نشان دهد، بر تصمیم مقدّس خویش پافشاری کرد و با سرودن اشعاری اعلام داشت، حاضر است جان خود و فرزندانش را فدای دین خدا کند و در زیر تیغ شمشیرها برود.

مرگ با عزّت

درمنزلگاه«شراف»، پس ازگفت وگوهایی بین امام و حرّبن یزید ریاحی، کار آنان به جدال کشید؛ زیرا امام می خواست به حرکت خود به سوی کوفه ادامه دهد، ولی حرّ می خواست طبق مأموریتش از حرکت آن حضرت جلوگیری کند. در این حال، حرّ گفت: «به تو هشدار می دهم که اگر دست به شمشیر ببری، صددرصد کشته خواهی شد…»

امام با مشاهده تهدید حرّ فرمود:

«آیا مرا از مرگ می ترسانی؟! مگر بیش از کشتن من کاری از شما ساخته است؟!

سپس طی اشعاری فرمودند: من به استقبال مرگ خواهم رفت. مرگ برای جوانمرد عار نیست، آن گاه که نیت حق داشته باشد و در راه اسلام تلاش کند. … من اگر زنده بمانم، پشیمانی نخواهم داشت و اگر کشته شوم، هیچ ناراحتی نخواهم داشت و برای بدبختی تو همین بس که با ذلّت و ننگ زندگی را سپری کنی.(۷)

سعادت واقعی

امام در دوم محرّم سال ۶۱ هجری وارد منطقه ک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *