توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود شامل 81 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود :
در ابتدا معرفی اجمالی از زندگی علمی خود داشته و بفرمایید آیا با دروس حوزوی نیز آشنایی دارید؟
بنده در سال ۱۳۴۰ در دزفول متولد شدم پس از اتمام تحصیلات متوسطه، موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس کتابداری شدم، اما راجع به بخش دوم سؤال شما باید عرض کنم که هیچ وقت در حوزه مشغول نبوده ام، اما با برخی حوزوی ها در ارتباط بودم و از آن ها استفاده می کردم، مثل مرحوم استاد علی اکبر غفاری در حدیث، مرحوم سید علی علوم قرآنی، مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی و آقای اشکوری و دیگران در بحث کتابشناسی.
دلیل ارتباط شما با روحانیون سرشناسی چون مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی و استاد علی اکبر غفاری و. ..چه بود؟
علت اینکه من دنبال این بزرگان می گشتم این بود در دانشگاه، قبل از ورود به رشته کتابداری، به دروس فنی اشتغال داشتم و مدتی از زمان تحصیلاتم در قبل از انقلاب بود، آن زمان فضای دانشگاه ها چندصدایی بود، کمونیست ها، لائیک ها، سلطنت طلب ها، افراد لاابالی و افراد متدین و هیئتی کنار هم تحصیل کرده و بحث های فکری و اعتقادی خود را عنوان می کردند، با توجه به این مباحث و آموزه هایی که در خانواده آموخته بودم، سؤالاتی برای من پیش می آمد و به دنبال جواب می گشتم، برای رسیدن به پاسخ مناسب این سؤالات بود که من را به مطالعه کشاند و باعث شد باشخصیت های دینی آشنا شده و به دیدار آن ها بروم، مثلاً در دزفول که محل تولد بنده بود، مرحوم آیت الله سید محمد نبوی بودند که چند سال قبل فوت کردند و من درباره شخصیت ایشان و پدرشان(مرحوم سید اسدالله نبوی که در سال ۶۲ فوت کردند) مقاله ای تحت عنوان یادی از بزرگ مرد خوزستان نوشتم، همچنین در تهران از مرحوم میرزا علی اکبر غفاری مصحح متون معروفی نظیر کافی که از شاگردان علامه شعرانی و مرحوم علامه طباطبایی بودند، استفاده می کردم.
چه شد به رشته کتابداری علاقه مند شدید؟
ماجرای کتابخانه ازآنجا شروع شد برای امثال من که در شهرستان بودم، آن هم در زمان قدیم که وسایل ارتباطی مثل اینترنت نبود، مدت ها طول می کشید تا سخنرانی از شهری دیگر مثل اصفهان به شهر ما بیاید و فقط در اوقات خاصی مثل ماه مبارک رمضان از ایشان استفاده می کردیم، لذا در این فواصل به کتاب هایی که می خواندیم دل خوش بودم، ازاین جهت کتاب برای ما مهم بود، ما کتابخانه بزرگی هم ندیده بودیم، فردی در دزفول هست که الان نزدیک هشتاد سال دارد و هنوز هم در قید حیات است در دبیرستان دبیر فیزیک و همچنین دبیر دینی ما بود، یک دبیر فیزیک باانگیزه دینی به نام آقای حاج موسی نمره ساز که خیلی علاقه مند به تربیت دینی شاگردانش بود و از نظر دینی به گردن امثال من حق تربیت دارد، یکی از شاگردان ایشان که الآن شاید شهرت بیشتری داشته باشد، آقای فروزش می باشند در دوره ای نیز پست وزارت داشتند؛ البته ایشان ازاین گونه افراد صدها شاگرد دارد که چهره رسانه ای ندارند، زمانی که بنده به تهران آمدم و کتابخانه مجلس و دانشگاه تهران را دیدم، شیرینی کتابخانه را در کنار بزرگانی مثل مرحوم غفاری چشیدم البته در آن زمان برنامه های دیگری هم بود مثلاً حضرت آیت الله مکارم شب های جمعه هر هفته در حسینیه بنی فاطمه و صبح جمعه در مسجد امام حسین(علیه السلام) تهران سخنرانی داشتند، لذا برای ما خیلی مهم بود که ایشان را از نزدیک ببینیم و سؤالاتمان را از ایشان بپرسیم.
البته در همان زمان از استاد عبدالحسین حائری[۱] که رئیس اسبق کتابخانه مجلس بودند نیز استفاده زیادی کردم ایشان بیش از هشتاد سال سن دارند و از شاگردان دهه ۳۰ آیت الله بروجردی بودند که به ایشان اجازه اجتهاد داده اند و نوه دختری شیخ عبدالکریم حائری نیز می باشند.
سخن ما راجع به شخصیت علامه امینی است، اولین کتابی که راجع به شخصیت علامه امینی به نگارش درآمد، چه کتابی بود؟
حدود سال ۱۳۵۳ کتابی تحت عنوان یادنامه علامه امینی چاپ شد آقای حکیمی ودکترشهیدی آن را گردآوری کردند، این کتاب شاید اولین یادنامه ای بود که برای یک رجل دینی تهیه می شد، یادنامه برای رجال ادبی و تاریخی زیاد تهیه شده بود، اما کسی که در حال و هوای دینی یادنامه تهیه کند نبود و من بعید می دانم، قبل از این یادنامه، یادنامه دیگری برای رجال دینی به شکل علمی امروزی تهیه شده باشد و این یادنامه چند سال بعد از فوت علامه امینی توسط آقای حکیمی تنظیم شد که ما آن را می خواندیم و لذت می بردیم؛ مخصوصاً در آخرین جمله مقدمه که در شرح حال علامه امینی نوشته شده بود ایشان طبق وصیت شان در کتابخانه اش دفن شد، دو کتابخانه در کنار هم و این جمله دو کتابخانه در کنار هم خلاصه و فشرده شده کل مطلب در نیم خط بود.
لطفاً جریان ملاقات شاعر معروف جناب آقای اخوان ثالث با علامه امینی را بازگو کنید؟
آقای اخوان ثالث اشعاری راجع به علامه امینی سروده است با مطلع:
اگر صیاد را باشد، دل از صیدی و دامی خوش***وگر آهو به دشتی ایمن از خرّم خرامی خوش
و این جزو نوادر اشعار اخوان ثالث است شعری راجع به یک شخصیت دینی آن هم در فضای قبل از انقلاب بگوید ماجرا ازاین قرار بود که علامه امینی در سفری به مشهد مشرف شده بودند و آقای حکیمی به عنوان شخصیت حوزوی که
درعین حال با روشنفکران و نویسندگان رفاقت داشت، به آقای اخوان ثالث پیشنهاد ملاقات با علامه امینی را می دهد و بعد از این دیدار است آقای اخوان ثالث شعر مذکور را می سراید، آقای حکیمی در مجله “آرش” و مجله”الفبا” و مجله “نگین” در سال های دهه چهل که یک فضای کمونیستی داشتند، از علامه امینی یادکرد، امروز مجله “مکتب اسلام” و “پاسدار اسلام” اگر از علامه امینی بنویسند هنری نکرده اند، این جمله آقای حکیمی که دو کتابخانه در کنار هم برای من خیلی جالب بود و دیدن کتابخانه علامه امینی برای من آرزو شد.
آیا موفق به دیدار علامه امینی و کتابخانه ایشان شدید؟
متأسفانه موفق به درک علامه امینی نشدم و ایشان در سال ۱۳۴۹ رحلت کردند. گاهی به جلسات مکتب الغدیر می رفتیم، آنجا آقازاده های علامه امینی، مرحوم حاج شیخ هادی امینی و حاج آقا رضا و این اواخر حاج احمد آقا درس می دهند. علامه امینی برای ترویج غدیر هیئتی هفتگی به نام مکتب الغدیر تشکیل داده بود در تهران هنوز هم دایر است، این هیئت یکی از باقیات الصالحات علامه امینی می باشد بیش از شصت سال است دایر بوده و روزهای جمعه جلسه دارند و به نیت ترویج غدیر فعالیت می کنند؛ برای من آرزویی بود به الغدیر خدمتی کنم و کتابخانه را ببینم، لذا دیگر درس خواندن من از رشته های فنی به سمت رشته کتابداری منتقل شد؛ در سال ۱۳۷۷ در حالت شبه زندانی در زمان صدام به عراق رفتم جایی نمی شد رفت، اما در سال ۱۳۸۴ مجددأ سفری به عراق داشتم سری به کتابخانه علامه امینی زدم و مقبره ایشان را زیارت کردم، با مدیران عرب کتابخانه آقایان حسانی و برادرانش که در زمان صدام حسین مشغول حفظ و نگهداری کتابخانه بودند ملاقات کردم و برگشتم، در سال های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۱ و غیره مجدداً به عراق سفر کردم و بیشتر به کتابخانه مراجعه کردم و با پسر دیگر علامه جناب آقای دکتر محمدامینی ملاقاتی داشتم، در این فاصله بنده شروع به مطالعه الغدیر کردم که با دقت همراه بود و به امید یافتن شیوه های نگارش علامه امینی بودم؛ عالم باید الگوپذیر باشد، به عبارت دیگر در زندگی نامه نویسی باید سیمای علما را طوری ترسیم کنیم تا دسترس پذیر و الگوپذیر باشند، من به دنبال جواب سؤالاتم الغدیر را می خواندم و شهداء الفضیله را تورق می کردم.
از چه سالی با مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی آشنا شدید؟
از حدود سال ۱۳۶۷ به بعد، حدود ۱۰ سال توفیق پیدا کردم محضر مرحوم علامه محقق سید عبدالعزیز طباطبایی را که از شاگردان خاص علامه امینی بود درک کنم کسی بود که ابتکارات ایشان و شاگرد پروری علامه امینی را دنبال می کرد و بسیاری از روش های علمی وی را که بنده در کتاب های علامه امینی جستجو می کردم، در منش مرحوم طباطبایی پیدا کردم، وقتی مرحوم طباطبایی مشغول بیان خاطراتی از بزرگان می شد، با گریه از آن ها یاد می کرد مثل مرحوم شیخ شیرمحمد همدانی، شیخ محمد سماوی، میرزا محمدعلی اردو بادی، سید عبدالرزاق مقرم، آقابزرگ تهرانی یا شیخ عبدالحسین امینی، اینجا مرحوم آقای طباطبایی گریه می کردند، این ها برای ما انگیزه ایجاد می کرد، از مرحوم حاج سید محمدکاظم حکیم زاده که فردی ناشناخته بودند یاد می کرد؛ آقای حکیم زاده از علمای دزفولی الاصلی بود که در نجف رشد کرده و در سال ۱۳۵۱ صدام ایشان را از عراق اخراج می کند.
از کتابخانه و برخوردهای علامه امینی بیشتر بگویید؟
شما کتاب “الامام الصادق والمذاهب الاربعه” اسد حیدر را دیده اید، بسیار کتاب تحقیقی ای هست، بااینکه سال ها از تألیف آن گذشته ولی هنوز کم نظیر است، آقای حکیم زاده می گفتند: اسد حیدر به کتابخانه آقای امینی آمد علامه امینی از او پرسید چه کاری انجام می دهی؟ گفت از من مقاله ای راجع به امام صادق(علیه السلام) خواسته اند، آقای امینی فرمودند: “از این مقاله ها زیاد نوشته شده، یک کار اساسی انجام بده، با یک رویکرد جدید کارکن و جایگاه فرهنگی تاریخی امام صادق(علیه السلام) و تطبیق آن با مذاهب اربعه را بنویس”. در ادامه علامه امینی فرمودند: “من مطالبی دارم اما وقت ندارم بنویسم، لذا توکار را شروع کن و من به تو کمک می کنم”. اسد حیدر سال ها به کتابخانه می آمد و مطالبی را به علامه امینی ارائه می داد و ایشان راهنمایی می کردند و اسد حیدر مشغول کار می شد، علامه امینی می گفتند قرآن ها را هم ردیف بقیه کتاب ها قرار ندهید، در طبقات بالا قرار دهید و اگر دو تا قرآن در یک طبقه بود بقیه طبقه را خالی بگذارید و کتاب های دیگر را هم ردیف قرآن قرار ندهید؛ در دفاتر ثبت مسلسل قرآن را شماره یک بدهید و با سایر کتاب ها همراه نکنید، این ها نمونه هایی از اخلاق علامه امینی است.
ادامه فقه و اصول بر تو حرام است
همین طور مرحوم شیخ محمدصادق نجمی، کتاب سیری در صحیحین ایشان را که می خواندم داستان خودشان با علامه امینی را تعریف می کنند و می گویند: من این کتاب را مدیون علامه امینی هستم و به صورت شفاهی به بنده مطالبی را گفتند که اینجا بازگو می کنم، ایشان در مقدمه کتاب آورده اند علامه امینی در اوایل طلبگی به “شرف خانه” تبریز آمدند که روستای ما بود، من خدمت ایشان رسیدم، یک جزوه کوچک به اندازه یک دفترچه همراه من بود و حدود ۱۵ حدیث از صحیح بخاری و مسلم داخل آن نوشته بودم که اگر بنا شد کسی بگوید صحیح بخاری و مسلم مشکلاتی دارد و احادیث خلاف عقل مثلاً دارد همراهم باشد؛ دفترچه جیبی را که به علامه امینی نشان دادم، ایشان به من فرمود چه کسی به تو گفته که وارد این کار شوی؟ من از این حرف ایشان ترسیدم، ولی دیدم که ایشان می خواهد تشویق کند، سپس گفتم من شنیده بودم که بخاری و مسلم هست، ولی اطلاعاتی نداشتم، لذا از جایی این ها را امانت گرفتم و این چند حدیث را یادداشت کردم و آقای امینی به من گفت این کار را ادامه بده، من به علامه امینی عرض کردم من بلد نیستم، گفتند تو شروع کن به جستجو، نقد و بررسی، من هم سطر به سطر نوشته هایت را می خوانم و به تو کمک خواهم کرد، مطالبت را به نجف بفرست، ایشان می فرمودند اگر قلم من نبود نام مؤلف را علامه امینی می نوشتم، درواقع سیری در صحیحین کار علامه امینی است و کار من نیست، مثل استاد راهنما راه را به من نشان می داد، البته این مطلب را شفاهی فرمودند، علامه امینی به من گفتند تا کجا خوانده ای؟ اگر حکم شرعی به تو کنم قبول می کنی؟، گفتم بله، بعد علامه گفتند: ادامه فقه و اصول بر تو حرام و ادامه این کار بر تو واجب است، فقه و اصول گو زیاد است از مدرس تا مسئله گویش زیاد است، اما کسی که دنبال این کار را بگیرد، کم است.
فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود.
فایل پاورپوینت کامل علامه امینی کوه ابتکار بود، آقای نجمی کتاب شیرینی نوشته که سخنان امام حسین(علیه السلام) از مدینه تا کربلاست و آقای دکتر فخر روحانی آن را به انگلیسی ترجمه کرده، ایشان می فرمودند: این را به اشاره علامه امینی نوشته ام، ایشان می فرمودند: راجع به امام حسین(علیه السلام) مطلب زیاد نوشته شده اما از زبان دیگران است، هنوز از زبان امام حسین(علیه السلام) کسی ننوشته که ایشان بفرمایند چه راهی را دنبال می کنند، این ها لابه لای تاریخ هست همین ها را کنار هم با سیر زمانی مرتب کن تا آخرین محل در گودی قتلگاه چه فرمود؛ این ها شد کتاب، علامه امینی از این ابتکارات زیاد انجام داد.
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.