تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل علم و عالم در کلام آیت الله بهجت(ره)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل علم و عالم در کلام آیت الله بهجت(ره) شامل 71 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل علم و عالم در کلام آیت الله بهجت(ره) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل علم و عالم در کلام آیت الله بهجت(ره) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل علم و عالم در کلام آیت الله بهجت(ره) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل علم و عالم در کلام آیت الله بهجت(ره) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل علم و عالم در کلام آیت الله بهجت(ره) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علم و عالم در کلام آیت الله بهجت(ره) :

ادَقّ از شیخ انصاری رحمه اللّه!
مرحوم آقا سیّد علی شوشتری که شیخ انصاری رحمه اللّه به درس اخلاق او می رفته، و او هم شاید در درس فقه شیخ رحمه اللّه شرکت می نموده، هیچ ظاهر نبوده که فاضل است و مقاماتش در علم بالا است.
نقل شده که آقایی می گفت: شیخ رحمه اللّه وصیّت کرده بود که بعد از فوت من به درس سیّد علی بروید. می گفت: ما نمی دانستیم که مقامات علمی ایشان در چه حدّی است، ولی چون شیخ رحمه اللّه فرموده بود، بعد از شش ماه یا دو سال به خدمت ایشان رفتیم و دیدیم خیلی پیر است، گفتیم: آقا، درسی می فرمایید؟ گفت: خیلی خوب، چه می خواهید؟ گفتیم: برائت.
سپس گفتیم: ما می رویم تا شما مطالعه کنید. ولی ایشان گفتند: مطالعه لازم نیست و از همان جا شروع کرد و ما از فضلش تعجّب کردیم و دیدیم که از شیخ اَدَقّ است! چه اشخاص زحمت کشیده ای! گویی یک پول برای غیر خدا ارزش قایل نبودند. چه مقاماتی در علمیات و در عملیات داشتند! تا توان و قوّه داشتند برای خدا عمل می کردند. چه ریاضت ها که کشیدند. تنها از شیخ انصاری رحمه اللّه با آن همه اشتغال و کارها، این همه آثار و فواید و برکات علمی باقی مانده است!

تبلیغ دینی
شنیدم زمانی که مرحوم آقا شیخ غلامرضا یزدی در یزد اقامت داشت خیلی خوش زندگی می کرد، ولی هرگاه به روستاهای اطراف می رفت با خود نان و ماست و… بر می داشت و به هر ده که می رسید، قرائت نماز و مسایل مورد نیاز را به مردم یاد می داد و آن گاه به آبادی دیگری می رفت و همه حال خوراکش از خودش بود و از غذای مردم پرهیز می کرد.
آنان که مثل انبیا (علیهم السلام) ماءمور تبلیغ هستند و بدون چشم داشت و منت، کار آن ها را انجام دهند، خدا می داند چه مقامی دارند!
البته در صورتی که عالم بما یفعل و یترک و عمال بما یأمر و ینهی باشند.
اگر کسی تشخیص بدهد که به این کار اقدام کند و عالم و عامل باشد و با نشر علم شکرانه اش را ادا کند، باید از شادی کلاهش را به عرش بیندازد.

مقام اجتهاد روزی است
در بعضی از روایات آمده است که خداوند تبارک و تعالی رزق و روزی طالبین علوم الهیّه را ضمانت کرده است .
ضمنت لاهل العلم أرزاقهم، می دانیم که باید وجوهی از زکات یا بیت المال به طالبین علوم دینیه پرداخت شود. بطوریکه اگر این وجوه را به آنها ندهیم نمی توانند طلب علم کنند، و در این صورت همه چیز بر باد است . طلب علم، طلب معرفت یک قانون الهی و فطری است . نمی شود مردم جاهل و نادان بمانند. خدا می داند که جاهل بودن به حکم شرع چه عواقب وحشتناکی را در پی دارد.
بسیاری از ظالمین به علت جهلشان مرتکب خیلی از ظلمها می شوند، که اگر عالم بودند آن همه ستمکاری را که برای آنها سودی ندارد انجام نمی دادند.
البته ظلم و ستم چه منفعتی برای کسی داشته باشد و چه منفعتی نداشته باشد حرام است و نباید آنرا انجام داد.
بنابراین مسئله تعلیم و تعلّم، از واجبات و از مهمّات شرع است و لایقاس به شیّ، مخصوصا تعلیم و تعلّم علوم دینیه .
تعلّم علوم دینیه واجب است چه متعلم به درجه اجتهاد برسد یا نرسد و اگر نتواند به آن درجه برسد، همین مقداری را که خوانده و مادون اجتهاد است، همین ها را به دیگران تعلیم کند.
یکی از آقایان می گفت: زمانیکه برای تعلیم علوم دینیه وارد حوزه نجف شدم، به حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام توسّل کردم که به مقام اجتهاد برسم .
حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام را در خواب دیدم که حضرت فرمودند: اجتهاد مثل روزی است، قسمت هر کسی نیست، قسمت شما هم نشده است .
پیش خود گفتم خواب که حجّیت ندارد، لذا فردا همان توسّلی را که داشتم ادامه می دهم .
فردا شب هم حضرت را در خواب دیدم که فرمودند: مگر به تو نگفتم که اجتهاد روزی است، هر روزی قسمت هر کسی، نیست .
باز هم گفتم خواب که حجّت نیست، لذا باز هم توسّلم را ادامه شب سوم باز امیرالمؤ منین علیه السلام را در خواب دیدم، حضرت فرمودند: مگر نگفتم اجتهاد روزی است و قسمت شما نشده و روزی تو نیست . برای چه این اجتهاد را می خواهی؟
عرض کردم: برای اینکه به مقامات عالیه ای که از اجتهاد بدست می آید برسم .
حضرت فرمود: تا آنجا که می توانی درسی را که خواندی و یاد گرفتی تا به همان جا را تعلیم دیگران بده، به آن مقام می رسی .
او می گفت: من هم تا رسائل و کفایه، خواندم . دیدم نمی توانم بیشتر از آنرا استفاده کنم . لذا به تدریس آن چیزی که خوانده بودم مشغول شدم .
خدا می داند که در نجف تقریبا کسی نبود که در درس او حاضر نشده و از او استفاده نبرده باشد. دروس مقدمات، ادبیات، منطق، ریاضیات، همه را تدریس می کرد و تقریبا مثل اینکه حافظ همه آنها هم بود.
بالاخره طلب علم یا راجح است و یا واجب، و یک وقت واجب کفائی است و یک وقت هم ممکن است واجب عینی باشد.
یکی از آقایان که آقا نجفی اصفهانی (ره) را درک کرده بود از ایشان نقل می کرد که او هم از مرحوم شیخ انصاری نقل می کرده که: شخصی از مرحوم شیخ انصاری سؤ ال کرده بود که در یک بلد چند نفر مجتهد لازم است بطوری که عینیّت وجوب تحصیل اجتهاد از دیگران ساقط شود. یعنی در واقع مقدار من به الکفایه را سؤال کرده بوده .
لابد بلد متعارف آن موقع را هم در نظر گرفته بوده است .
مرحوم شیخ در جواب فرموده بود: برای هر شهری بیست مجتهد لازم است .
می توان گفت که درجات و مراتب و چگونگی فقه هم رزق و روزی است .
مثلا یکی رزقش در مرتّب گویی است و یکی دیگر در تصرّفات . مثلا صاحب مدارک و صاحب معالم در بین فقهاء در منظّم گوئی و مرتّب گوئی بهره وافر دارند.
و از طرف دیگر، کسی در میان متقدمین و متاءخرین و معاصرین مثل صاحب جواهر (ره) نامرتب گو و مضطرب گو نیست .
اما در تصرفات ما شاء اللّه خداوند به او عنایت فرموده است . و در این خصوص خیلی قوی است .
اما اینکه واقعا کسی در این خصوص به پایه او می رسد یا نمی رسد چه عرض کنیم؟
مقصود اینکه اینها از قسمت ها و روزی های الهی است که خداوند به فقهاء عنایت کرده است .

لزوم نگهداری، استنساخ و عکسبرداری از کتاب های خطّی و منحصر به فرد شیعه
ما باید سعی کنیم که کتب خود را جمع آوری و حفظ کنیم و نگذاریم از بین برود.
حدّاقّل از کتب خطّی و منحصر به فرد، مخصوصا کتاب هایی را که می دانیم در معرض سیل یا خطر دیگری است، استنساخ و عکسبرداری کنیم. یازده کتاب از یکی از آقایان معاصرِ شیخ (شیخ مرتضی انصاری) رحمه اللّه از بین رفته است، و هم چنین از بزرگان دیگر.
چرا باید ما به مهمّات خود اهمّیّت ندهیم؟! کتاب های خطّی منحصر به فرد ما را حشرات، باران و رطوبت از بین برده و می برد. و یا آن ها را در جاهایی گذاشته ایم که حتّی خارجی ها هم از آن ها بی خبرند، و گرنه به اَعْلَی القِیَم(بالاترین قیمت ها.) خریده و می بردند، چنان که بسیاری از خزاین علمی و کتب خطی ارزشمند ما را بردند.

شایسته است حفظ و تدریس نهج البلاغه و. . .
نهج البلاغه برای شیعه بلکه برای هر کس که غیر معاند باشد، کتاب با عظمت و بزرگی است، و ما باید در اثر کثرت مراجعه و مباحثه، آن را حفظ باشیم. و برای فهم آن احتیاج به عربیّت و بلاغت داریم.
اگر بفهمیم قرآن چیست، نهج البلاغه و صحیفه سجّادیه را می فهمیم، و گرنه کسانی که می گویند قرآن را می فهمیم و نهج البلاغه را نمی فهمیم، دروغ می گویند؛ زیرا مطالب دقیق در قرآن بسیار است که «لا یَعْلَمُها إِلاّ الاْ ءَوْحَدِیُّ مِنَ النّاسِ.»؛ (جز افراد نادر آن را نمی دانند. ) از حیث سند نیز کسانی از عامه هستند که اسناد و مدارک نهج البلاغه را داشته اند.

ابن ابی الحدید شخصی را ذکر می کند که قبل از ولادت مرحوم سیّد رضی خطبه شقشقیه را در کتاب خود آورده است. ابن ابی الحدید می گوید: به خدا سوگند، این خطبه را من در کتاب هایی یافته ام که دویست سال پیش از ولادت رضیّ نوشته شده اند.
بنابر این کتاب نهج البلاغه با این علوّ مرتبه اش « یَلیقُ حِفْظُهُ وَ تَدْریسُهُ وَ بَیانُ خُطَبِهِ عَلَی الْمَنابِرِ. شایسته است حفظ و تدریس آن و این که خطبه های آن بر بالای منبرها بیان شود.»

تفاوت و مشابهت ما با علمای سَلَف
به معلومات و واضحات خود، عمل نمی کنیم، مَعَ ذلک مقامات و علمیات و معارف بالاتر را طالبیم.
به یاد دارم در کربلا آقا شیخ نابینایی در بالا سر سیّدالشهدا علیه السّلام و در حالی که مرا نمی دید، به پسرش که کوچک بود و هنوز بالغ نشده بود، می گفت:
پسرم! نماز بخوان.
وقتی پسر به نماز ایستاد، در وقت نیّت، وقتی که می خواست به او یاد دهد که چگونه نیّت کند، می گفت: پسرم! در نماز دلت را به خدا ببند!
یک کلمه است، گوش کردن و نکردن، گفتن و نگفتن ولی فرقش از زمین تا آسمان است.
اگر میل داری به جایی برسی که سیّد رضی، سیّد مرتضی، و شیخ مفید رحمهم اللّه رسیدند، کاری بکن که آن ها می کردند، تا به مقامات آن ها برسی. آری، با حرف تنها نمی توان به جایی که آن ها رسیده اند، رسید.
علمیات آنان شرق و غرب را فرا گرفته، و عملیات آن ها هم قابل انکار نیست، و کرامات عجیب و غریب هم از آن ها نقل شده که قابل انکار نیست.
بنابراین، فرق ما و آن ها این است که آنها اهل علم و عمل و صاحب مقامات و کرامات بوده اند و ما نیستیم.
به نظر بنده تفاوت میان ما و آن ها فقط در این است که آن ها به آن چه می دانستند، عمل می کردند؛ ولی ما حتّی آن چه را که می بینیم، عمل نمی کنیم! و حتی أَلاْءَهَمّ فَالاْءَهَمَّ و أَلاْءَوْجَب فَالاْءَوْجَب را رعایت نمی کنیم! آن ها در مقام عمل حتی در عمل به مستحبّات، منتظر حالی بودند که آن را خوب انجام دهند! تنها مشابهت ما با آن ها این است که آن ها در ایمان و یقین قوی بودند و صلابت داشتند، و ایمان و یقین ما ضعیف است!

در تحصیل علم خودکشی و از خودگذشتگی می کردند!
انسان وقتی زحمات فقها را می بیند، می فهمد که این روایت درست است که: مِدادُ الْعُلَمآءِ أَفْضَلُ مِنْ دِمآءِ الشُّهَداءِ. مداد علما از خون شهیدان برتر است.
انصاف این است که کتاب جواهر مرتّب نیست. اگر فروع آن از اصول و کلیّات مطالب آن جدا می شد، خیلی خوب بود؛ ولی هرچه می گوید به جا و خوب می گوید، و همین طور نمی پراند؛ البته دیگران هم نمی پرانند. چه توفیقاتی داشتند! شنیدیم که شیخ انصاری علیه الرّحمه فرموده است: صاحب جواهر از من اَفقَه است!
انصافا هم دقّتش خوب است و هم عرفیّاتش. حتّی مطالب اصولی که نوعا متعرض می شود، خوب است، و شیخ رحمه اللّه هم با او موافق است.
بعضی از آقایان می فرمودند: اصولش از بعضی از متأخّرین هم بهتر است. ابتدا مُستَبْعَد به نظر می رسد این روایت که وارد شده که می فرماید:
إِذا کانَ یَوْمُ الْقِیامَهِ وُزِنَ [یُوزَنُ] مِدادُ الْعُلَماءِ مَعَ دِماءِ الشُّهَداءِ، فَیُرَحَّجُ مِدادُ الْعُلَماءِ عَلی دِماءِ الشُّهَداءِ. هنگامی که روز قیامت فرا می رسد، مداد دانشمندان با خون شهیدان سنجیده می شود و مداد دانشمندان سنگینتر از خون شهیدان می گردد.(۲) هم چنین در روایت منقول از امام صادق علیه السّلام آمده است: إِذا کانَ یَوْمُ الْق

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *