تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل عمّه ام آن قدر می گریست – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل عمّه ام آن قدر می گریست شامل 24 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل عمّه ام آن قدر می گریست:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل عمّه ام آن قدر می گریست به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عمّه ام آن قدر می گریست به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عمّه ام آن قدر می گریست با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل عمّه ام آن قدر می گریست با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عمّه ام آن قدر می گریست با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل عمّه ام آن قدر می گریست را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عمّه ام آن قدر می گریست :

پدر جان!

تو دیگر چرا می گریستی؟ برای چه، قطرات اشک محاسن تو را خیس کرده بود؟

نمی دانم چرا فایل پاورپوینت کامل عمّه ام آن قدر می گریست، زنان دور شتری را که سوار بود گرفته بودند و با او می گریستند. خواست شروع به صحبت کند امّا دهانش خشک شده و حنجره اش می سوخت. ناخودآگاه به آن سوی میدان نگاهی انداخت، آن جا که سر عمویم بالای نی بود، عمویی که نام او همراه با طراوت آب بود و یاد آورد صبوری اش در کنار فرات. با دیدن عباس، اشک از چشمان عمّه ام چون سیل جاری گشت. . . عمّه ام امّ کلثوم رو به مردان و زنان دور و برش کرد و گفت:

– ای مردم کوفه!

وای بر شما، تا قیامت حسرت بر شما، چرا حسین را تنها و غریب گذاشته او را کشتید؟ دارایی او را حلال شمرده و تاراج کردید وزنان و خانواده اش را اسیر نمودید؟ چرا او را این قدر آزار و شکنجه دادید؟

مرگ و هلاکت بر شما ای امت حیله گر. می دانید طناب چه بلایی برگردن شما آویخته شد؟ می دانید بار سنگین چه گناهی را بر دوش می کشید؟ می دانید خون چه کسانی را بر زمین ریختید؟

بهترین مردمان بعد از پیامبر را کشتید، رحمت دیگر نگاهی به خانه تاریک دل شما نمی اندازد. . . برادر عزیز و پاره جان مرا کشتید. به انتظار آتشی که شعله های آن بر وجود شما زبانه می کشد باشید که جزای شماست. خون کسانی را بر زمین ریختید که خدا و پیامبر و قرآن حرمت آن را به شما گفته بودند، پس بگذراید به شما وعده جایگاه پر از آتش را بدهم که در آن همیشه می مانید. من این خواهر عزادیده و مصیبت زده، تنها و غریب بر برادرم، این بهترین مرد بعد از رسول خدا، خواهم گریست و اشک همچون دو چشمه از چشمانم جاری می شود، چشمه ای که هرگز خشک نخواهد شد. . . .

مردم که برای شنیدن حرف های عمّه ام کمی ساکت شده بودند باز شروع به گریه و ناله کردند، زنان در گوشه و کنار، بالای پشت بام ها خاک بر سر می ریختند، دست بر سر و صورت می زدند. مردان روی خاک نشسته گریه می کردند و دست بر پیشانی می زدند. بعضی ها را می دیدم دست بر صورت زده ریش خود را می کندند از ترس این که به زودی ریشه کن خواهند شد.

کسی نبود که ساکت باشد، همه گریه می کردند، انگار بر همه مردم شهر مصیبتی بزرگ وارد شده بود، سربازان عبیداللَّه هم گریه می کردند و از طرفی خود را در خطر می دیدند که نکند مردم بر آنها بشورند و آنها را از بین ببرند؛ لذا مرتب به ما می گفتند که حرکت کنید. مردم را به کنار می زدند تا شترها را حرکت دهند که هرچه زودتر به کاخ عبیداللَّه برسیم. مردم بر سر و صورت می زدند و گریه می کردند. سر و صدای عجیبی بلند شده بود.

برادرم علی را دیدم که غل و زنجیر سخت آزارش می داد و درد وبیماری سایه رنج و محنت بر چهره اش انداخته بود. رو به مردم کرد وباعلامت دست نشان داد که ساکت باشند. همه ساکت شدند و دیگر کسی حرفی نمی زد، صدایی به گوش نمی رسید جز هق هق مردان و مویه فروخورده زنان. همه مشتاق بودند تا ببینند علی چه می خواهد بگوید. برادرم شروع به صحبت کرد:

– سپاس و ستایش می کنم خدا را و در سختی و راحتی او را ثنامی گویم، درود بر پیامبر خدا و بر خاندان پاکش باد.

ای مردم!

هرکس مرا می شناسد که هیچ، اما کسانی که مرا نمی شناسند من خودم را به آنها معرفی خواهم کرد؛ من علی پسر حسین بن علی بن ابی طالب هستم،

من فرزند کسی هستم که حرمت او شکسته شد، هرچه داشت ربوده شد و اموالش به دست تاراج سپرده شد و خانواده اش دل به اسارت سپردند.

من فرزند آن تشنه لبی هستم که کنار فرات بی گناه و معصوم به شهادت رسید و با سختی اندک اندک جان داد و همین برای بزرگواری او کافی است.

ای مردم! شما را به خدا قسم می دهم، مگر شما نبودید که برای پدرم نامه نوشته و با خدعه و نیرنگ به او وعده بیعت و یاری دادید، اما وقتی به سوی شما آمد، شمشیر جنگ به رویش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *