تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) مصداق شب قدر!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) مصداق شب قدر بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) مصداق شب قدر از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) مصداق شب قدر شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) مصداق شب قدر استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) مصداق شب قدر با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) مصداق شب قدر قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) مصداق شب قدر حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) مصداق شب قدر به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) مصداق شب قدر :

مقدمه:

وصف تو قابل ادارک عقول ما نیست

عالمی مانده به توصیف تو حیران زهرا

جز علی و پدرت قدر تو را کس نشناخت

شب قدری بود قدر تو پنهان زهرا

(یونسیان، بیت ۳-۲، ص ۸۶)

بر طبق روایات سوره قدر سوره نبوت و ولایت است. و بعد از سوره توحید اعظم سوره های قران است. سوره های قرآن کریم را ظاهری است و باطنی یکی از آن معانی باطن سوره قدر و شب قدر که مفسرین و اهل معرفت از دیرباز تاکنون به آن پرداخته اند این است که: «حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها» شب قدر است. در شب قدر تقدیر و سرنوشت عالم و آدم شخص می شود و فاطمه زهرا سلام الله علیها که مصداق شب قدر است ظرف تحقق این تقدیر الهی است. حقیقت وجودی فاطمه سلام الله علیها همچون شب قدر قابل شناخت برای همگان نیست و همچون شب قدر پنهان و مستور است. در این مقاله این مصداق مورد بررسی قرار گرفته است.

ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)

ولادت حضر فاطمه (علیها السلام) در خانواده ای شکل گرفت که پدر ایشان رسول اکرم (ص) اشرف مخلوقات و مادر ایشان خدیجه کبری (س) دختر خویلد زنی با فضیلت و صاحب مقامی ارجمند نزد رسول خدا است. زنی که هنگام تولد فاطمه (س) چهار بانوی آسمانی او را یاری دادند.

تاریخ تولد کوثر خیر و برکت در بین علما مورد اختلاف است. اما طبق نظر اکثر محدثین شیعه و از جمله مرحوم کلینی در اصول کافی «ولادت ایشان در روز جمعه بیستم ماه جمادی الثانی سال پنجم بعثت و سه سال پس از معراج در مکه می باشد. و عمر شریف ایشان هیجده سال و هفتاد و پنج روز بود» (کلینی، بی تا ج ۱: ص۴۵۸)

حقیقت نوری حضرت زهرا (س)

همانطور که می دانیم آفرینش جسمی تمامی انسان ها از جمله انبیاء و محمد (ص) و ائمه اطهار (ع) از خاک آفریده شده است. امیرالمومنین علی (ع) در محراب شهادت فرمودند: «مِنها خَلَقناکُم وَ فیها نُعیدُکم و مِنها نُخرجُکُم تارَهً اُخری» (طه: ۵۵) «ما شما را از آن (زمین) آفریدیم و در آن باز می گردانیم، و بار دیگر شمار را از آن بیرون می آوریم» «اما در مورد خاک منشاء آفرینش بدن ظاهری و عنصری نشده است. و آن هم بدن مطهر فاطمه زهرا (س) است؛ چرا که خلقت و آفرینش ایشان نوری است، نه خاکی.» (ن ک: گنجی، ۱۳۹۳: ص ۱۸)

در این باره شیخ صدوق روایتی نورانی از رسول اکرم (ص) نقل کرده است که حضرت فرموده اند: «خداوند نور وجود فاطمه را قبل از آفرینش عالم ایجاد فرموده بود. هنگامی که آدم آفریده شد نور او بر آدم جلوه نمود و وقتی خداوند آدم را خلق نمود، نور وجود مرا در صلب او قرار داد، خداوند دوست داشت که فاطمه را از صلب من بیافریند، مبداء وجود او را در سیبی در بهشت قرار داد، و جبرئیل گفت یا محمدا آن را تناول نما. من آن سیب را دو تکه نمودم و دیدم که نوری از آن می درخشد. از آن هراسناک شدم، جبرئیل گفت: یا محمدا چرا آن را تناول نمی نمایی؟ آن را بخور و هراسی نداشته باش، زیرا آن نوری است که در آسمان منصوره و در زمین فاطمه خوانده می شود. گفتم: چرا در آسمان به منصوره و در زمین فاطمه نامیده می شده؟ جبرئیل گفت: چون شیعیان او از آتش در نجات، و دشمنان او از محبتش بی نصیب هستند، و این که در آسمان «منصوره» خوانده شده، همان است که خداوند فرمود: یَومَئِذٍ یَفرَحُ المؤمنون* بِنَصرِاللهِ یَنصُرُ من یشاءِ (روم: ۵-۴) و مراد از این، نصرت فاطمه به محبانش است. » (صدوق، ۱۳۹۹: ۳۹۶)

حوریه انسیه

در روایتی پر رمز و راز از رسول اکرم (ص) در مورد حوریه انسی بودن فاطمه (س) چنین آمده است: «خُلِقَ نُورُ فَاطِمَهَ قَبْلَ أَنْ یخْلَقَ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ. فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ یا نَبِی اللَّهِ! فَلَیسَتْ هِی إِنْسِیهً؟ قَالَ فَاطِمَهُ حَوْرَاءُ إِنْسِیهٌ، قَالوا: یا نَبِی اللَّهِ! وَ کیفَ هِی حَوْرَاءُ إِنْسِیهٌ؟ قَالَ: خَلَقَهَا اللَّهُ _عَزَّ وَ جَلَّ_ مِنْ نُورِهِ قَبْلَ أَنْ یخْلُقَ آدَمَ، إِذْ کانَتِ الْأَرْوَاحُ، فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ عُرِضَتْ عَلَی آدَمَ قِیلَ: یا نَبِی اللَّهِ! وَ أَینَ کانَتْ فَاطِمَهُ؟ قَال: کانَتْ فِی حُقَّهٍ تَحْتَ سَاقِ الْعَرْشِ، قَالُوا: یا نَبِی اللَّهِ! فَمَا کانَ طَعَامُهَا؟ قَالَ التَّسْبِیحُ وَ التَّهْلِیلُ وَ التَّحْمِید » (شیخ صدوق، ۱۳۹۹، ص ۳۹۶)

«رسول خدا (ص) فرمودند: نور فاطمه (س) پیش از خلقت زمین و آسمان آفریده شده است. بعضی از حاضران پرسیدند: مگر او انسان نیست؟ حضرت فرمودند: فاطمه (س) حوریه ای انسان گونه است. حاضران سوال کردند: چگونه او حوریه ای انسان گونه است؟ حضرت فرمودند: خداوند _عز و جل_ پیش از آن که آدم را بیافریند، فاطمه را از نور خود آفرید، آن هنگام که تنها ارواح بودند و چون خداوند – عزوجل آدم را آفرید فاطمه را به او عرضه نمودند. سوال کردند: فاطمه در آن هنگام کجا بود؟ فرمودند: در حقه و جایگاهی در زیر ساقه عرش. پرسیدند: ای پیامبر خدا! غذای او چه بود؟ فرمودند: غذای او «تسبیح» و «تقدیس» و «تهلیل» یعنی لا اله الا الله و «حمد و ثنای الهی» بود. »

«فاطمه انسان حوری است. یعنی حضرت فاطمه (س) در مقام خود هم جنبه روحانی بهشتی دارد و هم جنبه جسمانی و زمینی دارد «در ظاهر به صورت انسان است ولی در صفات و اخلاق مانند حوریه است» (گنجی، ۱۳۹۳: ص۱۹)

روایاتی که تصریح بر «لیله القدر» بودن حضرت فاطمه (س) نموده اند

در بسیاری از کتاب های روایی و تفسیری به لیله القدر بودن حضرت فاطمه زهرا (س) اشاره شده است. در بین این روایات شاید روایت جناب (فرات کوفی) که از امام صادق (ع) نقل شده است کامل ترین این روایت می باشد.

۱- تفسیر فرات کوفی (رحمه الله)

جناب فرات کوفی(رحمه الله) در تفسیر شریف «فرات کوفی» پیرامون این معنی روایتی بس نورانی را نقل نموده که از قرار ذیل است.

(حدثنا محمد بن القاسم بن عبید معنعناً: عن ابی عبدالله انه قال: «انا انزلنا فی لیله القدر» (قدر: ۱) اللیله فاطمه و القدر الله فمن عرف فاطمه حق معرفتنها فقد ادرک لیله القدر، و انّما سمیت فاطمه لأن الخلق فطموا عن (کنه)[۱] معرفتها[۲]. و قوله: «و ما ادراک ما لیله القدر* لیله القدر خیر من الف شهر» (قدر: ۴-۳) یعنی خیر من الف مومن و هی ام المومنین «تنزل الملائکه و الروح فیها» (قدر: ۵) و الملائکه المومنون الذین یملکون علم آل محمّد «صلی الله علیه و آله و سلم» و الروح القدوس هی فاطمه «علیها السلام». «باذن ربهم من کل امر* سلام هی حتی مطلع الفجر» (قدر: ۶-۵) یعنی: حتی یخرج القائم علیه السلام. ) (کوفی: بی تا، ج ۲، ص ۵۸۲-۵۸۱) (فرات گوید: محمد بن قسم بن عبید معنعن از ابی عبدالله – یعنی حضرت امام جعفر صادق – ما را حدیث کرده است که آن جناب در تفسیر سوره قدر فرموده است: «اِنّا اَنزَلناهُ فی لَیلَهِ الْقَدْر» (قدر: ۱) «لیله» فاطمه «سلام الله علیها» است و «قدر» «الله» است، و آن جناب یعنی حضرت فاطمه «سلام الله علیها» است – بدین جهت فاطمه نامیده شده است که خلایق از معرفت او بریده شده اند. [۳]

و قول او «وَمَا أَدْرَاک مَا لَیلَهُ الْقَدْر* لَیلَهُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» یعنی چه چیز تو را دانا گردانید که شب قدر چیست؟ شب قدر بهتر از هزار ماه است، یعنی بهتر از هزار مومن است، و آن حضرت – یعنی عصمت الله الکبری فاطمه «سلام الله علیها» – ام المومنین است.

«تَنَزَّلُ الْمَلَائِکهُ وَالرُّوحُ فِیهَا» (قدر: ۴) و ملائکه مومنانی اند که مالک یعنی واجد و دارنده علم آل محمد «صلی الله علیه و آله و سلم» اند. و «روح القدوس» همان فاطمه «سلام الله علیها» است. «بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِی حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ» (قدر: ۵-۴) به اذن و فرمان آفریدگارشان از جهت هر کاری، این شب سلام است، یعنی سلامت و برکت و فضیلت است تا وقت طلوع فجر یعنی تا زمان خروج قائم آل محمد «صلوات الله علیهم»).

۲-کتاب «تاویل الآیات الظاهره»

ابن عباس بن ماهیار (رحمه الله) در کتاب « تاویل الآیات الظاهره فی العتره الطاهره» این روایت را نقل می نماید که: (شرف الدین نجفی عن محمد بن جمهور عن موسی بن بکر عن زراره عن همران، قال: سالت اباعبدالله عما یفرق فی لیله القدر هل هو یقدّر سبحانه و تعالی فیها؟ قال: لا توصف قدره الله (الا انّه قال: «فیها یفرق کل امر حکیم» (دخان: ۳) فکیف یکون حکیما الا ما فرق) و لا یوصف فدره الله سبحانه لانه یحدث ما یشاء. و اما قوله: «خیر من الف شهر» (قدر: ۳) یعنی فاطمه «سلام الله علیها» و قوله تعالی: «تنزل الملائکه و الروح فیها» (قدر: ۴) و الملائکه فی هذا الموضع المومنون الذین یملکون علم آل محمد: ، و الروح، روح القدس و فی فاطمه «علیها السلام». «من کل امر*سلام» (یقول کل امر سلمه مسلمه «حتی مطلع الفجر» (قدر: ۵) یعنی حتی یقوم القائم (ع)). (استرآبادی، ۱۴۰۹: ص ۸۱۸)

ترجمه روایات از قرار ذیل است:

شرف الدین نجفی(رحمه الله) از محمد بن جمهور(رحمه الله)، از موسی بن بکر(رحمه الله) از زراره(رحمه الله)، از حمران(رحمه الله) آورده که گفت: از حضرت ابوعبدالله صادق(ع) پرسیدم از آنچه را که در شب قدر ممتاز و پراکنده می شود آیا همان اموری است که خدای سبحان و تعالی در آن تقدیر می کند؟ امام صادق(ع) فرمودند:

قدرت خداوند توصیف نمی شود (زیرا که او فرموده: «در آن شب هر امری با حکمت ممتاز و جدا می شود» پس چگونه امری با حکمت خواهد بود مگر آنچه را که او ممتاز ساخته) و قدرت خداوند سبحان وصف ناپذیر است زیرا که او آنچه را که بخواهد پدید می آورد، و این که فرموده: «از هزارماه بهتر است» یعنی حضرت فاطمه «علیها السلام» و اینکه خدای تعالی فرموده: «فرشتگان و روح در آن شب فرو می آیند» فرشتگان در اینجا مومنانی هستند که علم آل محمد «صلی الله علیه و آله و سلم» را دارند، و «روح» روح القدس است، و آن فاطمه «علیها السلام» است، از هر امر (و فرمان و سرنوشتی) سلام و رحمت است» می فرماید: هر امری که تسلیم کند «تا طلوع سپیده دم» یعنی تا وقتی که قائم(ع) قیام کند).

علامه سید هاشم بحرانی(رحمه الله) عین همین روایت را در تفسیر «البرهان»[۴] و کتاب «المحجه فی ما نزل فی القائم الحجه»[۵] به عینه نقل نموده است.

روایت اصول کافی

از امام موسی کاظم(ع) نقل می کند: (فقال نصرانی: انی اسئلک-اصحک الله-؟ قال: سَلْ. قال: اخبرنی عن کتاب الله تعالی الذی انزل علی محمد و انطبق به، ثم وصفه بما وصفه به، فقال: «حم*والکتاب المبین* انا انزلناه فی لیله مبارکه انا کنا منذرین* فیها یفرق کل امر حکیم» (دخان: ۴-۱) ما تفسیرها فی الباطن؟

فقال: اما «حم» فهو محمد (ص) و هو فی کتاب هود(ع) الذی انزل علیه و هو منقوص الحرئف.

و اما «الکتاب المبین» (دخان: ۲) فهو امیرالمومنین علی(ع)،

و اما «الیله» (دخان: ۳) ففاطمه «علیها السلام». . . . ) (کلینی، بی تا: ص ۳۹۰)

ترجمه عبارت: (پس نصرانی گفت: «اصلحک الله» پس من اکنون از شما سوال می کنم.

فرمودند: بپرس.

گفت: به من خبر بده از کتاب خدای تعالی که آن را بر محمد «ص» نازل کرده و بدان سخن گفته و آن را آنچه که باید معرفی کرده و فرموده: «حم*سوگند به کتاب روشن* که آن را در شبی مبارک نازل کردیم* که ما بیم دهنده ایم در آن شب هر امر محکمی را فیصل دهند» تفسیر باطنی این آیات چیست؟

فرمود: اما «حم» محمد «ص» است و آن کتابی است که بر هود نازل گشت و از حروفش کاسته شد (یعنی در کتاب هود از محمد «ص» به حم «ص» تعبیر شده و دو حرف میم و دال آن از نظر تخفیف یا جهت دیگری افتاده است).

و اما «کتاب روشن» امیر المومنین علی است.

و اما «فاطمه» «علیها السلام» است. . . )

قول علما در شرح «لیله القدر» بودن حضرت فاطمه «س»

بسیاری از بزرگان در کتابهای تفسیری و عرفانی خود در مورد مقام «لیله القدر»ی حضرت زهرا «سلام الله علیها» مطالبی را نوشته اند.

۱-علامه حسن زاده آملی «مد ظله»

علامه حسن زاده آملی تفصیل مفصلی پیرامون این روایت و مقام «لیله القدر» حضرت زهرا «سلام الله علیها» بیان نموده اند که در این جا فقط عبارات ایشان را از کتاب «شرح فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه» را نقل می نماییم: «حضرت فاطمه «صلوات الله علیها» «لیله القدر» بوده است، و «لیله القدر» دارای مراتبی است، چنانکه همه حقایق وجودی اینگونه اند، که دارای مراتب اند، هر مرتبه دانی رقیقه مرتبه عالی خود است و هر مرتبه عالی حقیقت مرتبه دانی خود است، خدا سبحان فرموده است: «و لقد علمتم انّشأه الاولی فلو لاتذکرون». . . .

بدان که منازل سیر حبی وجودی در قوس نزولی به لیل و لیالی تعبیر می شود و در قوس صعودی به یوم و ایام، لذا عصمه الله الکبری حضرت فاطمه «س» همانگونه که «لیله القدر» است همچنین یوم الله است.

و انسان کامل در عصر محمدی وعاء حقایق قرآن است و اگر خواهی بگو که انسان کامل در عصر محمدی «ص» قرآن ناطق است، پس یازده قرآن ناطق از این «لیله القدر» مبارک حضرت عصمه الله فاطمه زهرا «س» فرود آمده اند و آن جناب «ام الائمه(ع)» است چنان که انسان کامل کتاب الله است و حضرت فاطمه «س» ام الکتاب است، پس در قول خدای تعالی تدبر نما که به پیامبر اکرم فرمود: «انا اعطیناک الکوثر» (حسن زاده آملی، ۱۳۸۵: ص ۲۶۰)

۲-آیت اللّه شیخ محمّد رضا ربانی خراسانی

آیت اللّه شیخ محمّد رضا ربانی خراسانی از علما و حکمای بزرگ تهران در این باره می نویسد: (کم کسی است که بتواند به افق اعلای حضرت فاطمه «سلام اللّه علیها» اکتناهاً معرفت حاصل نماید و کم کسی است که بتواند به مقام نورانیت حضرت فاطمه«س» را بشناسد.

زیرا در مقام معرفت آن حضرت عقول ذی العقول حیاری و افهام ذی الافهام صَرْی است، رفعت شأن و عظمت مرتبه شامخه این بانوی عظمی به قدری بالاست که در حیطه ادراک نیاید. که فاطمه از نظر حقیقت باطن «لیله القدر» است و مگر می توان کسی ادراک «لیله القدر» نماید.

ارباب عرفان و معرفت و کرسی نشینان عرش علم و حکمت را محور این حدیث شریف نسبت به تشابه و مُضاهات «لیله القدر» با وجود حضرت فاطمه«سلام اللّه علیها» توجیهاتی دارد.

از جمله آنکه همانطوری که معرفت اکتناهی به کنه ذات الهی برای احدی میسر نیست، معرفت اکتناهی به کنه ذات فاطمه لاهوتی صفات نیز برای احدی امکان پذیر نیست، و همانطوری که حقیقت «لیله القدر» و منزلت و عظمت قدر آن برای خلق مجهول است، نیز قدر و منزلت حضرت فاطمه زهرا «سلام اللّه علیها» بر خلق مجهول است.

و همانطوری که در شأن «لیله القدر» در قرآن آمده است «فیها یفرَقُ کلَ اَمرٍ حَکیم» (دخان: ۵) نیز وجود حضرت فاطمه «سلام اللّه علیها» از جهت اینکه اسوه و الگوست برای مردم، پس در واقع میزان تفریق حق از باطل است.

و نیز همانطوری که «لیله القدر» ظرف است از برای آیات و سور قرآنی به حکم «انا انزلناه فی لیله القدر» چه قرآن در لیله القدر نازل شده است، همینطور وجود فاطمه «سلام اللّه علیها» وعاء و ظرف است برای آیات نورانیه وجودیه ائمه اطهار و مظاهر تامه اسماء و صفات پروردگار که همه نسل و ذریعه آن بزرگوار یعنی فاطمه زهرا «سلام اللّه علیها» می باشند. زیرا صدف وجود فاطمه زهرا«سلام اللّه علیها» ظرف وجود همه امامان و وعاء گوهرهای ائمه اطهار علیهم السلام است و او «امّ الائمه علیهم السلام» است و هر امام خود کلام اللّه ناطق و هر یک آیه کبرای الهی هستند، که از صقع ربوبی در ظرف «لیله القدر» فاطمی تجلی و ظهور نموده و به عبارت دیگر نازل شده اند.

مضافاً به این که مصحفی نورانی محتوی جمیع حقایق الهی بر حضرت فاطمه«س» نازل گردیده که جمیع علوم و اسرار از ازل تا ابد در آن صحیفه مبارکه منطوی است و آن مصحف همیشه مورد استفاده ائمه (ع) بوده است و الساعه آن مصحف شریفه نزد حضرت ولی عصر مهدی «ارواحنا له الفداء» موجود است.

و از جمله تشابه «لیله القدر» با وجود حضرت فاطمه «سلام اللّه علیها» آن است که چنانکه «لیله القدر»، لیله مخصوصه تجلیات خاصه الهیه باسماء لطیفه و فیوضات و برکات و اشراقات ربانیه است و در لیله القدر است که ادعیه و حاجات بندگان در دربار الهی باجابت می رسد، نیز با توسل بندگان و مخلوقات با ایمان به ذیل عنایات حضرت فاطمه زهرا«سلام اللّه علیها» که «لیله القدر» معنوی و ظرف تجلی رحمت رحیمیه ربّانی است و در واقع باب رحمت واسعه و مظهر اللّه و وجیهه عند اللّه و مصداق «خیرٌ من الف شهر» و مصداق کوثر اعطائی الهی و منبع خیر کثیر نا متناهی الهی به حضرت ختمی مرتبت محمّد «صلی اللّه علیه و آله» است) (آیین ایزدنما، ص ۴۵- ۴۷) (ربانی خراسانی، ۱۳۷۶: ص ۴۷-۴۵)

۳- آیت الله داوود صمدی آملی «مدظله»

آیت اللّه داوود صمدی آملی در این باره می نویسند: (همانطور که خدای سبحان وجود غیر متناهی است، آثار او و کلمات و او کتاب او نیز غیر متناهی است که «قُل کلُّ یعمَلُ عَلی شاکلَتِه»(اسراء: ۸۵)، پس کتاب اللّه را حدّ یقف نیست که در آن حدّ بایستیم و بگوییم به انتها رسیده ایم، بلکه اقر اوراق، بخوان و بالاتر برو.

در حدیث آمده است: «انّ للقرآن ظهراً و بطناً و لبطنه بطناً الی سبعین ابطن» و در روایت دیگری «الی سبعین بطناً». (همانا برای قرآن ظاهر و باطنی است و برای باطن آن باطنی است تا ۷ بطن)

قرآن جوامع کلم است که خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله فرمود: «اُتیت جوامع الکلم». (ما جامع تمام کلمات را به تو عطا نمودیم)

قرآن صورت حقیقت محمّدیه (ص) و جامع همه کتب آسمانی است.

قرآن صورت حکم علم محیط به اشیاء است که برای تأدیب و تقویم گوهر وجودی انسانی آمده است.

قرآن تجلی حق، و صراط مستقیم بر هر خیر است.

قرآن مأدبه ای است که برای اقتضای روح انسانی گسترده شده تا این ودیعه الهی در نظام هستی و لوح محفوظ حق یعنی نفس ناطقه ربانی به واسطه اقتذای از آن با حفظ حدود الهی در مسیر تکاملی انسانی به کمال مطلق اتصال وجودی یابد، و با اشتداد جوهری نفسانی در مدارج قرآنی به معارج انسانی و قلعه شهود تام، نزد رب مطلق وصول یابد.

قرآن تجلی اعظم حق است که سرّ تجلی و تنزل آن را باید در خلقت وجود انسان جستجو نمود، که نه معنای آیات آن را نفاد است و نه مفاهیم هر حرف آن را انتهایی است و نه انسان را در قابلیت آن حدّ یقف، و لذا قرآن معاد است.

قرآن کتاب مکتوب صورت کتبیه انسان کامل است و قرآن کتاب مکنون صورت عینیه او است. و هر کسی به هر اندازه که قرآنی است به همان مقدار انسان است، زیرا که انسانیت را همانند قرآن معارج غیر متناهی است و اگر در کلام قدوسی حضرت امّ الانوار و الفضائل، فاطمه انسیه حوراء آمده است: «در فهم هیچ چیز از قرآن معطلی ندارد، که تمام اسرار کتاب بی پایان حق برایش مکشوف است» پس او را مقام لایقفی انسانی است که از هرگونه قید و بند رهایی یافته است و به عبودیت مطلق رب مطلق درآمده است که فرمود: «و الحمد للّه الذی. . . . لم یجعلنی أعبد شیأً غیره. . . ». (خداوند را حمد می کنم. . . که قرار نداده برای من شی را مگر آن که به آن آگاهم)

اگر قرآن دین صمد محمدی (ص) است و صدیقه کبری سیده نساء اولین و آخرین به همه مدارج آم معارج یافته تا به قلعه رفیع معرفت شهودی آن دست یافته، پس او را در هیچ چیز از امر الهی تحیر نیست که فرمود: «و لا متحیره فی شی ء من أمره، و الحمد للّه الذی هدانی الی دینه». (و متحیر نمانده در هیچ شی از امرش و حمد خدایی را که هدایت کرد مرا به دینش)

پس مقامات انسان همان درجات آیات قرآن در همه عوالم وجودی تا به علم ذاتی حق که اعلی درجه قرآنی است می باشد.

قرآن جفر جامع انسان است و جفر مقام است پس قرآن مقام جمعی انسانی است، لذا در قوس صعود معاد

انسان است که انسان به سوی قرآنی شدن در حرکت اشتدادی جوهری است تا انسانی قرآنی گردد که «لا یمَسَهُ اِلّا المُطَهَرون»، (واقعه: ۷۹) «یریدُ اللّهُ لِیذهِبَ عَنکمُ الرِجسَ اَهلَ الَبیتِ وَ یطَهِرَکُم تَطهیرا»، (احزاب: ۳۳) قرآن در مرتبه هویت ذاتیه الهیه همان علم ذاتی حق است که در مقام انزال، از آن غیب ذاتیه تنزل نمود و در اولین مرتبه ظهور به عالم مشیت قدم نهاده است تا با طی مراتب به صدر مشروع محمّدی صلی الله علیه و آله تنزل یافت که «انا انزلناه فی لیله القدر» (قدر: ۱) چه اینکه فرمود: «انا اعطیناک الکوثر» (کوثر: ۱) و در مورد ارتباط «انا انزلناه فی لیله القدر» (قدر: ۱) که «لیله القدر» فاطمه است و همان بینّه محمدیه است، با «انا اعطیناک الکوثر»، (کوثر: ۱) و «الم نشرح لک صدرک» (انشراح: ۱) درست تدبر کن تا روشن شود که چرا فرمود: «و الحمد للّه الذی. . . . لم یجعلنی أعبد شیأً غیره. . . ».

جناب شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در «فتوحات مکیه» در بیان حضرت شهادت عبارتی است که از جمله آن این است:

«و فی القیامه منابر علی عدد کلمات القرآن، و منابر علی عدد حروفه یرقی فیها العلماء باللّه، العالمون بما اعطاهم اللّه من العلم بذلک فیظهرون علی معارج حروف القرآن و کلماته بسور تلک الحروف و الکلمات و الآیات و السور و الحروف الصغار منه، و به یتمیزون علی اهل الموقف فی هذه لالأمه لأن أناجیلهم فی صدورهم فیا فرحه القرآن بهؤلاء فانهم محل تجلیه و ظهوره. . . . ». ، (ابن عربی، بی تا، ج ۴: ص ۸۶).

اهل قرآن را در قیامت منابری از نور است که درجات منبرها یعنی پله های آنها به عدد آیات قرآن است، و همچنین منابری به عدد کلمات قرآن و منابری به عدد حروف قرآن است و هر کسی به مقدار آنچه از قرآن در سینه اش حفظ کرده است بر این منابر صعود می کند و بدین صعود وجودی از اهل موقف متمیزند زیرا که محل تجلی و ظهور قرآنند.

و همه قاریان کتاب اللّه در صفوف مختلف با سکوت تام

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *