تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی شامل 116 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی :

پیش تر به بعضی پی آمدهای ناگوار فتنه اشاره شد که از آن میان، اختلاف و دودستگی مذهبی و سیاسی، عمده ترین پی آمدی است که سایر پی آمدها را به دنبال دارد. اجتماع سقیفه، آغازین تجمعی بود که شکاف در صفوف یکپارچه مسلمانان را سبب شده و با دگرگونی در ارزش ها، جامعه اسلامی را به سیر قهقرایی وادار ساخت. شماری از صحابه، پس از رحلت پیامبر(ص) با گردآمدن در «سقیفه بنی ساعده» و انتخاب جانشین پیامبر به نافرمانی خدا و رسولش برخاستند و معیار گزینش خلیفه را از ملاک های آسمانی به ملاک های زمینی تنزل دادند.

بی شک برای آرام نگه داشتن جامعه اسلامی و مطیع ساختن افراد، ناگزیر از جعل روایت در فضیلت تراشی برای اشخاص، عدالت عموم صحابه، توجیه خطاهای فاحش صحابه با قاعده تصویب(خطا و صواب در اجتهاد صحابه و مأجوربودن در هر دو صورت)، فرمانبرداری از حاکم عادل و فاسق و مهدورالدم بودن معترضان به حاکم فاسق، هدایت یافتگی با تأسی به هر یک از صحابه و ده ها نمونه از این بدعت ها نتیجه محتوم نافرمانی دستور خدا و رسولش در سقیفه بود که تا به امروز جامعه اسلامی از پی آمدهای آنها در امان نیست.

چچنانکه شماری از صحابه و در رأس آنان علی بن ابی طالب(ع) از بیعت با خلیفه منتخب در سقیفه خودداری کردند. خودداری این گروه از صحابه بزرگ پیامبر(ص)، نشان از نامشروع بودن چنین انتخابی دارد. به ویژه خشم و نارضایتی پاره تن رسول خدا(ص) از «ابوبکر»، در حالی که تنها چند روز از رحلت پیامبر سپری نشده بود، تأکید بیشتری بر مشروع نبودن خلافت اوست. بزرگان اهل سنت؛ مانند بخاری و مسلم نقل کرده اند رسول خدا(ص) فرمود: «فَاطِمَه بَضْعَه مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»(بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۲۱۲-۲۱۰و۲۱۹)؛ فاطمه پاره تن من است. هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.در بعضی نقل ها دارد هر آنچه او را بیازارد مرا آزرده است و هر چه او را خشنود سازد، مرا خشنود ساخته است. بخاری در صحیح خود آورده است: «فَوَجَدَتْ فَاطِمَه عَلَی أَبِی بَکْرٍ فِی ذَلِکَ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُکَلِّمْهُ حَتَّی تُوُفِّیَت»(همان، ج۵، ص۸۲)؛ فاطمه در حال خشم، ابوبکر را ترک نموده و بر او همچنان غضبناک ماند و با او حرف نزد تا وفات نمود. آیا این روایات نشان از ناخشنودی رسول خدا و خشم ایشان بر ابوبکر ندارد؟ آیا با این خشم و ناخشنودی، می توان گفت پیامبر به جانشینی چنین فردی رضایت می دهد؟ بی شک در طول تاریخ اسلام، بخشی از جامعه اسلامی به تأسی از امیر مؤمنان(ع)، حضرت زهرا(س)، حدیث غدیر (حنبل، بی تا، ج۱، ص۸۴ و۱۱۸؛ ج۴، ص۲۸۱، ۳۷۰و۳۷۲؛ ج۵، ص۳۶۶-۳۴۷)، حدیث ثقلین (مسلم، بی تا، ج۷، ص۱۲۳؛ حاکم نیشابوری، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۱۴۸؛ حنبل، بی تا، ج۳، ص۱۷-۱۴) و با اعتقاد به آسمانی بودن امر جانشینی رسول خدا، سقیفه را نافرمانی خدا و رسولش دانستند و برابر سفارش پیامبر، قرآن و عترت را معیار رستگاری دانستند. ازاین رو، بنیانگذاران سقیفه، اضطراب، اختلاف و دودستگی و چنددستگی را در جامعه اسلامی بنیان نهادند. فریاد «حسبنا کتاب الله»(بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۱۳۸-۱۳۷ و ج۷، ص۹؛ مسلم، بی تا، ج۵، ص۷۶)، جداسازی جامعه از عترت و محروم کردن مسلمانان از معدن علم و ناگزیر، فضیلت تراشی برای دیگران را سبب شد. روشن است زمانی که رفتار هر صحابی با استناد به حدیث نبوی حجت شرعی شود، هر رفتاری قابل توجیه بوده و معیار واحدی برای سنجش اعمال نخواهد بود؛ زیرا صحابه به لحاظ غیر معصوم بودن و تفاوت های فردی از رفتارهای گوناگون و گاهی متناقض برخوردارند. برخی سلوک زهد و شماری شیوه اشرافی گری را پیش گرفتند. عده ای در عدالت، مَثَل شدند و گروهی به سبب رفتارهای ناعادلانه، شورش عمومی جامعه را سبب شدند.

برخی از عالمان و فقیهان سرشناس و نام آور، ناقل یک روایت هم نشدند. این در حالی است که گروهی از مسلمانان بر پایه حدیث «ثقلین» و آیه «تطهیر» و مانند اینها به عصمت اهل بیت(ع) باور داشته و آنان را هم سنگ قرآن پنداشتند. افزون بر آیات و روایات، سیره اهل بیت پیامبر(ص) در طول تاریخ، دلیل روشنی بر جویندگان حقیقت است. هیچ رفتار متناقض و مخالف با کتاب و سنت نبوی از اهل بیت مشاهده یا گزارش نشده است.

راه کارهای برون رفت از فتنه

تحذیر مسلمانان از قرارگرفتن در تنگناهای فتنه و هشدارهای فراوان به پی آمدهای آن از سوی خدا و رسولش نشان از اهمیت چاره جویی برای برون رفت از فتنه دارد. ازاین رو، با تدبر در آیات و روایات می توان به راهکارهایی در این خصوص دست یافت که در زیر به مهمترین آنها اشاره می شود:

۱.بازگشت به قرآن و عترت

رسول خدا(ص) امت اسلامی را به هنگام رو آوردن فتنه ها به قرآن ارجاع می دهد. هرگاه کارها چون شب ظلمانی و تاریک برایتان مشتبه و تاریک گردید بر شما باد به قرآن؛ زیرا قرآن شفاعت کننده ای است که شفاعتش پذیرفته و گواهی است که تصدیق شده است. هرکس که او را رهبر خویش گزیند او را به بهشت رهنمون سازد و هرکس بدان پشت پا زند او را به جهنم سوق دهد. قرآن روشن ترین راهنما به سوی بهترین راههاست…(کلینی، ۱۳۷۵، ج۲، ص۵۹۸). بنابر این روایت، فتنه ها همچون پاره های شب تاریک، مسلمانان را فرا می گیرد که در چنین حالتی تشخیص حق از باطل بسیار دشوار می نماید. قرآن بهترین چراغی است که در سایه روشن گری هایش ما را به ساحل امن و نجات، رهنمون می سازد. چنانکه اشاره شد، اساساً فتنه واژه ای قرآنی است و بازشناسی آن در سایه سار وحی دست یافتنی است. ریشه فتنه ها را باید در دوری مسلمانان از حقیقت قرآن جستجو کرد. بازگشت به قرآن به مفهوم بازگشت به اسلام حقیقی است که به سبب دوری از آن، فتنه ها مجال بروز می یابند. قرآن منشور هدایت است و عترت رسول خدا تبیین کننده آن. به فرموده قرآن، رسالت رسول خدا(ص) خارج نمودن مؤمنان شایسته کردار از تاریکی ها به سوی نور است: «رَّسُولًا یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِ اللَّهِ مُبَیِّنَاتٍ لِّیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّور»(طلاق(۶۵):۱۱)؛ رسولی به سوی شما فرستاده که آیات روشن خدا را بر شما تلاوت می کند تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، از تاریکی ها به سوی نور خارج سازد. تداوم این رسالت با عترت امکان پذیر بوده و جستن آن در غیر آنان گام نهادن در وادی هلاکت و نابودی است. رسول خدا(ص) می فرماید:«إنّی تارکٌ فیکم أمرین إن أخذتم بهما لن تضلّوا ـ کتاب اللّه عزّ و جلّ و أهل بیتی عترتی أیّها النّاس اسمعوا و قد بلّغت إنّکم ستردون علیّ الحوض فأسألکم عمّا فعلتم فی الثّقلین و الثّقلان کتاب اللّه جلّ ذکره و أهل بیتی فلا تسبقوهم فتهلکوا و لا تعلّموهم فإنّهم أعلم منکم»(کلینی، ۱۳۷۵، ج۱، ص۲۹۴)؛ همانا من در میان شما دو چیز بجا می گذارم، اگر آن دو را بگیرید(تمسک کنید) هرگز گمراه نخواهید شد ـ کتاب خدای عزّوجلّ و عترت من ـ ای مردم! گوش فرا دهید و من رساندم که قطعاً شما در حوض بر من وارد خواهید شد، آنگاه از آنچه درباره ثقلین انجام داده اید، از شما خواهم پرسید و مقصود از ثقلین، کتاب خدا و اهل بیتم می باشد. از آنان پیشی نگیرید که هلاک می شوید و به آنان چیزی یاد ندهید که آنان از شما داناترند. در روایات اهل سنت نیز در کنار سفارش به قرآن، سه بار توصیه به اهل بیت تکرار شده است(مسلم، بی تا، ج۷، ص۱۲۳؛ حنبل، بی تا، ج۴، ص۳۶۷). در نقل دیگری آمده است: عن النبی(ص) قال:«انی اوشک ان ادعی فاجیب إنّی تارکٌ فیکم الثّقلین أحدهما أکبر من الآخر کتاب اللّه حبل اللّه ممدودٌ من السّماء إلی الأرض و عترتی أهل بیتی و انّ اللطیف الخبیر أخبرنی أنهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض فانظرونی بم تخلفونی فیهما»(حنبل، ج۳، ص۱۷)؛ نزدیک است پروردگارم مرا به سوی خویش بخواند و من اجابت کنم. در میان شما دو چیز گرانبها بجا می گذارم که یکی از دیگری بزرگتر است. کتاب خدا که ریسمان خدای سبحان است که از آسمان به سوی زمین کشیده شده است و عترتم که اهل بیتم هستند. همانا پروردگار لطیف آگاه به من خبر داد، قطعاً آن دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض (کوثر) بر من وارد شوند. بنگرید پس از من چگونه با آنان رفتار می کنید. بر پایه این روایت، رسول خدا برای پس از رحلت خویش، به قرآن و عترت که از هم جدایی ناپذیرند، سفارش و نسبت به چگونگی رفتار با آن دو هشدار می دهد. حدیث ثقلین از احادیث متواتر میان شیعه و سنی است که بی نیاز از بررسی سند می باشد(حلی، ۱۳۷۹، ص۲۳۶ پاورقی۲؛ قزوینی، ۱۳۸۷، ج۱، ص۱۶۸). علی بن ابی طالب(ع) رستگاری مسلمانان را در همراهی و پیروی از اهل بیت پیامبر(ص) می داند: به خاندان پیامبرتان بنگرید و بدان سو که می روند بروید و پی آنان را بگیرید که هرگز شما را از راه رستگاری بیرون نخواهند کرد و به هلاکت تان باز نخواهند آورد. اگر ایستادند، بایستید و اگر برخاستند برخیزید. بر آنان پیشی مگیرید که گمراه می شوید و از آنان پس نمانید که هلاک می شوید (نهج البلاغه، خطبه۹۷).

ددر خطبه ۱۲۰، راههای دین را یکی دانسته که در نزد اهل بیت است. هر که آن را پیش گیرد به مقصد رسیده و کسی که در آن نرود گمراه شده و پشیمان می شود. امام باقر(ع) می فرماید: «به شرق یا به غرب عالم بروید، هرگز علم صحیحی را پیدا نخواهید کرد، مگر آن چیزی را که از ناحیه ما اهل بیت خارج شده باشد»(کلینی، ۱۳۷۵، ج۱، ص۳۹۹). برابر این روایات، روح جامعه اسلامی، قرآن و عترت است. جدایی انداختن میان این دو و جستن دانش از غیر این دو، ثمری جز هلاکت نخواهد داشت. جامعه اسلامی برای رهایی از تنگنای فتنه ها چاره ای جز بازگشت به این دو یادگار گران سنگ رسول خدا و دریافت اسلام اصیل از این دو منبع الهی و آسمانی ندارد. قرائت اهل بیت از اسلام، قرائت یکسانی است که بی هیچ اختلافی روایتگر بیان رسول خدا است. این در حالی است که شماری از صحابه با طرح ایده «حسبنا کتاب الله» ضمن مخالفت با رسول خدا(ص) بستر طرح قرائت های گوناگون از دین را پایه گذاری کردند. ازاین رو، با طرح «اجتهاد صحابه» به ایده پردازی پرداختند تا واقعه سقیفه را توجیه نمایند. به روایت قرآن «أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ»(یوسف(۱۲):۳۹). قطعاً قرائت های گوناگون، اختلاف و اضطراب در جامعه را دامن زده و هم بستگی و وحدت کلمه را از میان خواهد برد. روشن است درگیری و کشمکش، نتیجه محتوم چنین فضای آشفته ای خواهد بود؛ چنانکه واقعیت های تاریخی جهان اسلام گواه روشن این ادعاست. از سوی دیگر، ایده های پیش گفته بستر رویش گروه های فتنه گر است که ازمیان برداشتن آنها جز با طرد این ایده ها و بازگشت به قرآن و عترت امکان پذیر نخواهد بود. قرآن شریف، به شدت با سلطه کافران بر مؤمنان برخورد کرده و آن را نفی می کند: «وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء(۴):۱۴۱)؛ و خدا هرگز هیچ راه سلطه ای به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است. شریفه مذکور هرگونه سلطه کافران بر مؤمنان را؛ خواه در دنیا و خواه در آخرت نفی می کند؛ چنانکه فقهاء با استناد به همین آیه گفته اند خدای سبحان حکمی که زمینه تسلط کافر بر مؤمن را فراهم آورد، تشریع نکرده است(مغنیه، ۱۹۸۱م، ج۲، ص۴۶۷-۴۶۶؛ حسینی شاه عبدالعظیمی، ۱۳۶۳، ج۲، ص ۶۱۵؛ کاشانی، ۱۳۳۶، ج۳، ص۱۳۹).حال آن که فتنه ها زمینه سلطه کافران بر جامعه اسلامی را هموار می کند. در آیه ای دیگر می فرماید: «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» (آل عمران(۳):۱۳۹)؛ و [در انجام فرمان های حق و در جهاد با دشمن ] سستی نکنید و [از پیش آمدها و حوادث و سختی هایی که به شما می رسد] اندوهگین مشوید که شما اگر مؤمن باشید، برترید. به فرموده آیه شریفه، ایمان سبب برتری بوده و صدرنشینی از نتایج محتوم آن است. به روایت قرآن، مسلمانان باید نیروی خویش را در برابر دشمنان قدرت ببخشند. «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّه وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ»(انفال(۸):۶۰)؛ و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنانی غیر ایشان را که نمی شناسید، ولی خدا آنان را می شناسد، بترسانید و هر چه در راه خدا هزینه کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده می شود و مورد ستم قرار نخواهید گرفت. خدای سبحان از کشتار مسلمانان به بهانه های واهی که ریشه در دنیادوستی دارد، به شدت نهی می کند:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَتَبَیَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَی إِلَیْکُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاه الدُّنْیَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ کَثِیرَه کَذَلِکَ کُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَیْکُمْ فَتَبَیَّنُواْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیراً»(نساء(۴):۹۴). کشتن فردی که اظهار اسلام می کند یا به سبک مسلمانان سلام می کند جایز نمی باشد. چنین کشتاری بازگشت به دوران جاهلیت است که رسیدن به مال دنیا انگیزه جنگ های جاهلی بود. براساس آیه شریفه، جنگ هایی که امروزه شماری از افراد نادان با نقاب دین در جهان اسلام به راه انداخته اند جنگ جاهلیت است. بررسی سیره و سخن اهل بیت پیامبر(ع) در برخورد با فتنه های اجتماعی، مجال فزون تری می طلبد که در اینجا به اجمال به آن اشاره می شود. بی شک سیره و سخن علی بن ابی طالب(ع) به ویژه در دوران حکومت خویش که با انواع فتنه های اجتماعی روبه رو بود، بسیار راهگشاست؛ چنانکه دوران امامت اهل بیت از دوره های پر آشوب تاریخ اسلام است که شیوه برخورد ائمه اهل بیت(ع) با این آشوب ها و فتنه ها و نوع تعامل شان با دستگاه خلافت، چراغ فروزان پویندگان حقیقت است. از آن میان، می توان به سیره امام صادق(ع) که دوره بسیار ملتهبی را تجربه کرد، اشاره نمود که به رغم مورد توجه بودن از سوی بسیاری از مردم عصرش، بینش سیاسی و دورنگری عمیقی از خود نشان داد و چون می دانست که جریان حوادث در مسیر دیگر و بر خلاف مقاصد واقعی اسلام و [مسلمین] است، خود را از فتنه ها و آشوب های زمانه دور نگاه داشت و مشعل فروزان امامت و علم را از خاموشی در امان داشت (زریاب، ۱۳۷۵، ج۲، ص۳۵۹) و نتیجه اش خاموش ساختن فتنه های بزرگ تری بود که جامعه اسلامی را تهدید می کرد. سایر ائمه اهل بیت نیز به رغم تصدیق نکردن مشروعیت دستگاه خلافت از همراهی با قیام های مسلحانه خودداری می کردند.

۲.اقتدار حاکم اسلامی یا حاکمیت

جامعه انسانی ناگزیر از پذیرش حکومت است؛ خواه حاکم دادگر باشد و خواه حاکم فاجر. رسول خدا(ص) می فرماید: برای مردم چاره ای جز داشتن امارت(حکومت) نیست؛ خواه امارت نیکو(امارت صالحان) و خواه امارت فاجر (فرمانروایی فاسقان) باشد.. .. حکومت و فرمانروایی، بهتر از هرج و مرج است و در پاسخ از چیستی هرج و مرج، فرمودند: کشتار و دروغ است(متقی هندی، ۱۴۱۳ق، ح۱۴۷۵۵). در گفتار علوی نیز آمده است: «مردم را ناگزیر از امیر نیک یا فاجر است و برقراری امنیت راه ها و مبارزه با دشمن را از دلایل ناگزیری از حکومت فاجر دانسته است»(نهج البلاغه، خطبه۴۰). چنانکه در روایتی تصریح می فرماید: «والٍ ظلومٍ[ غشوم] خیر من فتنه تدومُ»(مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۲، ص۳۵۹؛ آمدی، ۱۳۶۶، ص۴۶۴، ح۱۰۶۷۲)؛ فرمانروای ستمگر بهتر از فتنه همیشگی است. بر اساس این روایت، وجود والی؛ هرچند ظالم باشد، از فتنه ها جلوگیری می کند. نباید فراموش کرد که این گفتار شریف، به مفهوم رضایت به پذیرش ولایت ظالم نیست؛ چون امام در مقام بیان طبیعت حکم اسلامی نیست، بلکه در صدد بیان ضرورت حکم در برابر ادعای خوارج است(شمس الدین، ۱۳۶۰، ص۱۲۴). بی شک حاکم اسلامی هرچه اقتدار و شوکت داشته باشد و در میان امت از جایگاه والایی برخوردار باشد؛ به گونه ای که مردم فرمانبردار او باشند، در برقراری امنیت، به ویژه در برخورد با فتنه ها توفیق بیشتری خواهد داشت؛ زیرا فتنه گران، گروهی از جامعه را با خود همراه ساخته و با درهم آمیختن حق با باطل، حقیقت را بر افکار عمومی مشتبه می سازند. در چنین فضای غبارآلودی، وجود حاکمی مقتدر و با درایت، بهتر می تواند کشتی طوفان زده امت را به ساحل نجات رساند. برخورد قاطع امیر مؤمنان در برابر خوارج، گواه روشن این ادعاست. «أیّها الناس! فإنّی فقأت عین الفتنه ولم یکن لیجتری ء علیها احد غیری بعد أن ماج غیهبها واشتدّ کلبها»(نهج البلاغه، خطبه۹۳)؛ ای مردم! این من بودم که چشم فتنه را در آوردم و کسی جز من جرأت چنین کاری را نداشت. آنگاه که امواج تاریک فتنه در همه جا گسترده و به آخرین درجه شدت رسیده بود.

ااز آنجا که فتنه گران در جامعه اسلامی با نقاب دین به فتنه گری و آشوب دامن می زنند، وجود رهبری الهی برای خنثی کردن توطئه آنان بسیار ضروری است. ازاین رو، در دیدگاه شیعه، پس از توحید، اعتقاد به ولایت از ارکان و اصول اعتقادات شمرده می شود. امام معصوم، عمود خیمه دین است. با وجود او، امت به گرد او جمع شده و اتحاد صفوف را سامان می دهند. در پرتو روشن گری هایش مدعیان دروغین، مجال جولان و در صورت ظهور و بروزشان در برابر اقتدار او، تاب مقاومت نخواهند داشت. در روایتی از امام رضا(ع) به این حقیقت اشاره شده است که حضرت از دچارشدن مردم به فتنه ای شدید به سبب غیبت ولی عصر(عج)، خبر می دهد (سیدبن طاووس، ۱۴۱۶ق، ص۳۵۴). آشوب گران از خلأ ظهور ولیّ خدا مجال جلوه گری یافته و با مشتبه ساختن امر بر عوام، ادعای خلافت می کنند. از آنجا که صراط مستقیم حق، یکی بیش نیست، در ولایت ولیّ خدا جز او کسی نمی تواند ادعای ولایت کند. ولی کثرت و تعدد راه باطل، زمینه را برای مدعیان دروغین فراهم ساخته و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *