توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی :
اشاره
متن حاضر، بخشی از کتاب Finding Philosophy in Social Science (1996 Yale University) نوشته پروفسور ماریو بانگ است.این کتاب یکی از منابع خوب در زمینه فلسفه علوم اجتماعی است که اخیرا نگارش یافته است.این کتاب قرار است توسط همین مترجم ترجمه و در نهایت به صورت یک کتاب به بازار عرضه می گردد.از جمله بخش های این کتاب، بحث فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی است که از نظر خوانندگان گرامی می گذرد.
مساله ماهیت جامعه، در بنیان علم اجتماعی و سیاست اجتماعی قرار دارد.به نظر من، تنها سه دیدگاه منسجم کلی درباره این موضوع وجود دارد: فردگرایی، کل گرایی، و نظام گرایی.می توان این ها را به ترتیب در عبارات زیر خلاصه کرد: «همه چیز فرد است » ، این شعار نازی ها که «تو چیزی نیستی، مردم تو همه چیز است » (Du bist nichts, dein Volk ist alles) و «ما جامعه را شکل می دهیم و جامعه ما را».خنده دار است که فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی، هر دو، مسائل اجتماعی را نادیده می گیرند، و به طور یکسان، از اعتراض اجتماعی جلوگیری به عمل می آورند: «خود را ملامت کن، نه نظام را.» بنابراین، هیچ کدام آتیه خوبی برای مهندسی اجتماعی ندارد.
بنا بر فردگرایی – که ذره گرایی (atomism) ،اراده گرایی (voluntarism) ،و قصدگرایی (intentionalism) نیز نامیده می شود – جامعه صرفا توده ای از افراد است. از این رو، همه مطالعات اجتماعی نهایتا مطالعه افرادند.برعکس، کل گرایان (یا جمع گرایان و یا ساخت گرایان) معتقدند که جامعه کلی است که از اعضای خود فراتر می رود و تنها در همان سطح خود قابل فهم است.سرانجام، نظام گرایی مدعی است که جامعه نظامی از افرادی است که با هم رابطه و کنش متقابل دارند، و همچنین دارای یا فرا – فردی (individual – supra) می باشد، به گونه ای که باید در دو سطح خرد و کلان مورد مطالعه قرار گیرد.فردگرایان، از پایین به بالا، و کل گرایان از بالا به پایین حرکت می کنند، و نظام گرایان از افرادی آغاز می کنند که در جامعه ای که پیش از آنان وجود داشته قرار گرفته اند، و سپس بررسی می کنند که کنش های آنان چگونه بر جامعه تاثیر می گذارند و آن را تغییر می دهند.
مثال هایی برای دیدگاه های کلی مورد بحث وجود دارند.به طور کلی، پروتستانتیزم، لیبرالیزم، و راست جدید (New Right) فردگرایند، در حالی که کاتولیسیسم رومی، اسلام، عقل گرایی، فاشیزم و کمونیزم جمع گرایند.هابز، لاک، اسمیت، هیوم، بنتام، توکویل، میل، دیلتای، اقتصادگرایان نوکلاسیک، زیمل و وبر فردگرا بودند، در حالی که، افلاطون، ابن خلدون، رمانتیک گرایان (به ویژه هگل) ، کنت، مارکس، دورکهایم، پارسونز و اعضای مکتب فرانکفورت و تعبیرگرایان اجتماعی کل گرا بودند.البته، هیچ کدام از این متفکران به طور کامل، فردگرا یا کل گرا نبودند.به ویژه، توکویل، میل و وبر قبول داشتند که هر فردی در معرض فشارهای نهادی شدید قرار دارد.در حالی که، مارکس، دورکهایم و پارسونز می دانستند که این فشارها در نهایت عمل افرادند.هر کسی که کنش فرد را در زمینه اجتماعی قرار می دهد، یا تغییر اجتماعی را بر حسب کنش های فردی تبیین می کند، به عنوان یک نظام گرا عمل می کند، هر چند ادعای فردگرا بودن یا کل گرا بودن داشته باشد.به ویژه، ارسطو آنجایی که بر اجتماعی بودن، که از توافق و رابطه متقابل افراد به وجود می آید، تاکید می کرد، یک نظام گرا بود.همین طور، سوسیالیست های دموکرات و لیبرال هایی که از دولت رفاه طرفداری می کنند، به عنوان نظام گرا عمل می کنند، حتی زمانی که اعتقادات خاص خود را شرح دهند.
این تناقض آمیز است که هر یک از این سه رویکرد می تواند از وحدت علم اجتماعی تبلیغ کند: فردگرایی، به این دلیل که در همه حوزه های تحقیق اجتماعی واحد تحلیل اش فرد است، معمولا کارگزار «عقلانی » یا بیشینه ساز; کل گرایی، به این دلیل که جامعه را به صورت یک کل می بیند که اجزایش را تنها به صورت نظری می توان تجزیه کرد; و نظام گرایی، به این جهت که جامعه را نظامی می داند که از خرده نظام هایی تشکیل شده که رابطه مستحکمی با هم دارند، و این خرده نظام ها نیز نهایتا از افراد تشکیل شده اند.بنابراین، انزواگرایی که در اکثر علوم اجتماعی، به ویژه در روند کلی اقتصاد وجود دارد، از این رویکردهای کلی ناشی نشده است بلکه شاید از رویداد تاریخی، باریک بینی، نزدیک بینی، و آرزوی حفظ قلمرو ناشی شده باشد.البته، این داستان دیگری است.
هر دیدگاه مفهومی در مورد یک موضوع طبیعی، دارای دو جزء است: جزء هستی شناختی و جزء روش شناختی.اولی، به ماهیت موضوع مربوط می شود و دومی راه را برای مطالعه آن هموار می سازد.اما اگر موضوع اجتماعی باشد، مانند یک مدرسه و یا یک شرکت تجاری، خصلت سومی باید اضافه شود: یعنی، ارزش ها و اخلاقیات.زیرا این ها چیزهایی هستند که رفتار انسان را هدایت و یا منحرف می کنند.یعنی، در امور روش شناختی مربوط به -X ایزم روش شناختی، -X ایزم ارزش شناختی – اخلاقی . علم اجتماعی، -X – ضrëC ایزم هستی شناختی،<
مکاتبی که در این جا مورد ارزیابی قرار می گیرند، عبارتند از: فردگ رایی و کل گرایی.عنصر هستی شناختی تقدم دارد.این اولویت را می توان به صورت زیر توضیح داد: اولا، وجود بر دانستن مقدم است; یعنی شناخت ت نها یکی از کارکردهای انسان (مانند سایر مهره داران) است.ثانیا، هر ک سی که یک موضوع واقعی را مورد بررسی قرار می دهد، لااقل به صورت غیرقطعی، فرض می گیرد که این موضوع وجود دارد و یا می تواند وجود داشته باشد.ع لاوه بر این، پژوهشگر باید کار خود را لااقل با یک ایده درباره ماهیت م وضوع مورد نظر شروع کند، زیرا که او باید بداند که چه چیزی را مورد بررسی قرار می دهد و چرا.ثالثا، محقق یا پژوهشگر روش تحقیق خود را بر طبق آنچ ه که درباره ماهیت موضوع خود می داند (کم یا زیاد) و یا گمان می کند، ان تخاب می کند.بنابراین، هستی شناسی بر معرفت شناسی و، به ویژه، بر روش شناسی مقدم است (و یا باید مقدم باشد).
شمول مورد سوم، یعنی -X ایزم ارزش شناختی – اخلاقی (و نیز رفتاری) ، ممک ن است مورد رد و انکار قرار گیرد.به ویژه، در میان کسانی که به تبعیت از وبر معتقدند که همه قضاوت های ارزشی ذهنی اند، همه هنجارهای اخلاقی چ یزی جز قراردادهای اجتماعی نیستند، و عالم اجتماعی باید در هر حال ا ز آن ها اجتناب ورزد.این دیدگاه خود من نیست، ولی حتی اگر چنین بود ، ارزش ها و اخلاقیاتی را که (اکثر) اعضای یک نظام اجتماعی آن ها ر ا پذیرفته اند شامل نمی شود; چرا که آن ها در شکل دادن رفتار اجتماعی همه اعضای نظام سهیم اند.
در این جا فایل پاورپوینت کامل فردگرایی و کل گرایی را مورد بحث قرار می دهیم; جنبه های ه ستی شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی – اخلاقی آن ها را مورد ارزیا بی قرار خواهیم داد و شایستگی ها و نقصان های هر یک را آشکار خواهیم ساخت. (۱)
فردگرایی
فردگرایان بر افراد تاکید کرده و وجود گروه ها و نظام های اجتماعی را انکار می کنند، و معتقدند که می توان این ها را به طور کامل، به افراد و کنش های آنان تحویل برد.مارگارت تاچر، در نطق معروف خود این دیدگاه را خلاصه کرده است: «جامعه چیزی نیست; تنها افراد وجود دارند.» این دیدگاه به هابز برمی گردد، و همه سودگرایان نیز به آن معتقد بودند.بنتام (۲۱ ،[۱۷۸۹] ۱۹۸۲) (نیز معتقد است: «اجتماع یک امر خیالی است، که از افرادی تشکیل می شود که ظاهرا سازنده اعضای آن تلقی می شوند.پس علاقه اجتماع چیست؟ – مجموع علایق، اعضای متعددی است که اجتماع را تشکیل می دهند.» بعدها میل(۵۷۳ ،[۱۸۷۵] ۱۹۶۲) با اطمینان اظهار داشت که «قوانین پدیده های اجتماعی چیزی جز قوانین کنش ها و احساسات انسان هایی که در وضعیت اجتماعی با هم متحد شده اند، نیست و نمی تواند باشد….انسان ها در جامعه هیچ گونه ویژگی ای ندارند جز همان هایی که از انسان طبیعی و یا فردی ناشی شده اند، و یا می توانند به آن ها تجزیه شوند.در پدیده های اجتماعی، ترکیب علت ها قانون کلی است.» خلاصه، نه واقعیت اجتماعی وجود دارد و نه انتظارات اجتماعی که اعراض نوپدید از ویژگی آن ها می باشند.
فردگرایی در علم اجتماعی و فلسفه علم اجتماعی هنوز در حال رشد و تقویت است. اقتصاد خرد نوکلاسیک و نظریه های انتخاب عقلانی متعدد در جامعه شناسی و سیاست شناسی اقتصاد خرد نوکلاسیک و نظریه های انتخاب عقلانی متعدد در جامعه شناسی و سیاست شناسی (politology) را در نظر بگیرید که از اقتصاد تقلید می کند و از این رو، آنچه را که «امپریالیزم اقتصادی » نامیده می شود متجلی می سازد.(مراجعه شود به: Becker,1979; Swedberg 1990 هومنز (۱۹۷۴) یک نمونه برجسته فردگرای رادیکال معاصر است.وی وجود واقعیت فرافردی (یعنی اجتماعی) را انکار می کند و تاکید می کند که همه انسان ها «به صورت عقلانی » عمل می کنند; یعنی وی در عین حال، رفتارگرا نیز می باشد و معتقد است که دو فردی که در شرایط یکسانی قرار می گیرند، مانند هم عمل می کنند، به گونه ای که سعی می کنند سودمندی های مورد انتظار خود را به حداکثر برسانند.این دیدگاه بر آن است که همه رفتارهای بشری را به کمک قانون واحد تبیین نماید، و بدین ترتیب، همه علوم اجتماعی را تحت نام «علم رفتاری » وحدت بخشد.البته، این تنها یک رؤیاست.در واقع، روان شناسان سال هاست که به این نکته پی برده اند که اعضای مختلف یک نوع حیوان، به دلیل داشتن سوابق و تجارب گوناگون و همچنین حالات درونی مختلف، غالبا به محرک های بیرونی مشابهی به نحو متفاوتی پاسخ می دهند. (در روان شناسی گاهی به آن قانون صفرم، یا قانون هاروارد، گفته می شود.) حتی خرگوش ها جعبه سیاه (ابزار درون داد – برون داد) نیستند.
فردگرایی در فلسفه اجتماعی، سیاسی و اخلاقی حتی قوی تر است.به عنوان مثال، پوپر (۱۹۷۴، ۱۹۵۷) ادعا کرد که کل های اجتماعی وجود ندارد، و از این رو، علوم اجتماعی می تواند تنها افراد را مورد مطالعه قرار دهد; مثلا، سربازان را به جای ارتش مطالعه کند.وینچ (۱۹۸۵) ، به تبع ویتگنشتاین، اظهار داشت که علوم اجتماعی تنها رفتار ارادی معطوف به قاعده را مطالعه می کند، نه گروه های اجتماعی را.اگر پوپر و وینچ ثبات [رای ]داشتند، ممکن بود امکان علم اجتماعی را نیز انکار کنند.در واقع، وینچ علم اجتماعی را انکار نمی کند بلکه تاکید می کند که مطالعات اجتماعی به معرفت شناسی تعلق دارد، دیدگاهی که جلنر (۱۹۷۳ ,۵۳) [Gellner] آن را به دلیل بیگانه بودنش با عمل پژوهش اجتماعی، «اشتباه عمیق و مهم » نامیده است.
محبوبیت کنونی فردگرایی را می توان با گزاره های زیر توضیح داد: الف) روشن و ساده است.ب) عقل گراست.ج) از قلمرو وسیع و قدرت وحدت بخشی زیادی برخوردار است.در واقع، این دیدگاه مدعی است که همه علوم انسانی را، از روان شناسی گرفته تا تاریخ، شامل می شود.د) ایدئولوژی های کاپیتالیستی حرفه ای و غیرفاشیستی، اعم از لیبرال و محافظه کار، را ترکیب می کند.ه.) فایده گرایی را، اعم از خودخواهانه و نوع دوستانه، ارتقا می بخشد.همان گونه که به اختصار بحث خواهیم کرد، متاسفانه فردگرایی علی رغم این فضایل واقعی و ذهنی، نقص های مهمی نیز دارد، به ویژه این که با واقعیت اجتماعی سازگاری ندارد.زیرا وجود کل های اجتماعی و ویژگی های خاص آن، نظیر کارکردها و امتیازات یا رفاه خاص، و یا افول مدارس، تجارت خانه ها و دولت، را انکار می کند.
همان گونه که بیان شد، ما بعد هستی شناختی فردگرایی را از ابعاد روش شناختی و اخلاقی آن تفکیک کردیم.اینک اولین مورد از این امور سه گانه را آغاز می کنیم. فردگرایی هستی شناختی را می توان در اصول زیر خلاصه کرد:
ف ه ۱.جامعه عبارت است از مجموعه ای از افراد.کل های فرافردی خیالی اند.به ویژه، نهادها چیزی جز قراردادهایی نیستند که بر رفتار فردی حکومت می کنند.
ف ه ۲.از آنجایی که کل های اجتماعی انتزاعی هستند، نمی توانند به عنوان واحد عمل کنند و یا اعراض نوپدید و یا کلی داشته باشند: هر عرض اجتماعی نتیجه و یا مجموعی از اعراض اعضای فردی جامعه می باشد.
ف ه ۳.کل های اجتماعی، که تخیلی می باشند، نمی توانند کنش متقابل داشته و بر اعضای خود تاثیر گذاشته و تحول یابند.هم کنشی دو جامعه عبارت است از مجموع هم کنشی هایی که میان اعضای فردی آن ها وجود دارند.فشار گروه برآیند فشارهایی است که توسط هر یک از اعضای گروه بر سایر اعضا وارد می آید.تغییر اجتماعی مجموع تغییراتی است که در اعضای تشکیل دهنده جامعه پدید آمده اند.
اصول فردگرایی روش شناختی (یا معرفت شناختی) عبارتند از:
ف م ۱.موضوع مناسب مطالعه اجتماعی، فرد است.
ف م ۲.تبیین یک واقعیت اجتماعی به تبیین کنش های افرادی منجر می شود که با آن درگیرند.
ف م ۳.فرضیه ها و نظریه های علم اجتماعی را تنها با مشاهده رفتار افراد می توان آزمایش کرد.
سرانجام، فردگرایی اخلاقی (یا رفتاری) در اصول زیر خلاصه می شود:
ف ا ۱.افراد، یا لااقل برخی از آنان، از بیش ترین ارزش برخوردارند.
ف ا ۲.خیر اعلی (summum bonum) عبارت است از نفع شخصی علاوه بر آزادی برای تعقیب آن.
ف ا ۳.تنها کارکرد مشروع نهادها این است که آزادی و علایق فرد را حفظ نموده و ارتقا می بخشد.
در این جا، اصول فوق را مورد بررسی قرار می دهیم.فردگرایی هستی شناختی غیرقابل دفاع است; زیرا، در شکل رادیکال و باثباتش، روابط اجتماعی را یا انکار می کند و یا به جهان ایده ها تبعید می کند.مثلا پوپر (۱۴، ۱۹۷۴) می نویسد: «روابط اجتماعی، از جهات مختلف، به چیزی تعلق دارد که من اخیرا آن را “جهان سوم” یا “جهان ۳” نامیده ام; یعنی جهان نظریه ها، کتاب ها، ایده ها، و مسائل.» این تفکر نتیجه این تز است که جامعه چیزی جز اعضای آن نیست; چون رابطه بین افراد X و Y نه در X است و نه در .Y اما این رابطه بدین شکل ایجاد می شود که پیوند اجتماعی چسبی را می سازد که گروه های اجتماعی را در کنار هم نگه می دارد و به آن ها اعراض (نوپدید) خاص خود را می دهد.علاوه بر این، مجموع روابط اجتماعی در یک جامعه ساخت اجتماعی آن را تشکیل می دهند.بنابراین، فردگرایی قاطعانه از پژوهش درباره مساله محوری جامعه شناسی، یعنی کشف و تحلیل ساخت اجتماعی، جلوگیری به عمل می آورد. مهم تر این که، هرگونه حرکت معطوف به تغییر ساخت اجتماعی را تضعیف می کند; یعنی، فردگرایی هستی شناختی از محافظه کاری حمایت می کند.
فردگرایی نه تنها از تبیین وجود کل های اجتماعی عاجز است، بلکه حتی کنش های ساده و شخصی فردی، نظیر نوشتن و پست کردن یک نامه، را نیز نمی تواند توضیح دهد.در واقع، زمانی که ما نامه می نویسیم از محصولات اجتماعی، نظیر قلم، صفحه کاغذ و پاکت، و نیز محصولات عمومی ای چون معرفت و زبان عمومی، استفاده می کنیم.در پست کردن نامه، از محصولات اجتماعی بیش تری استفاده می کنیم: پیاده رو، خیابان، مهر و پست.از این رو، کنش های فردی نمی تواند یک آغاز مناسب برای مطالعات اجتماعی، به ویژه نهادها، باشد.ما از فرد در جامعه و یا نظام اجتماعی ای که توسط اعضای فردی حفظ (یا تعیین) می شود، شروع می کنیم.
(برای ارائه یک مثال دقیق به رابطه تعلق در گزاره «شخص b به گروه اجتماعی Gز تعلق دارد» ، و یا به طور خلاصه، Eb Gز ،توجه نمایید.مفهوم تعلق، E ،به صورت یک گروه از جفت های منظم قابل تعریف نیست.در واقع، E یک مفهوم اساسی (غیر قابل تعریف) در نظریه مجموعه هاست.علاوه بر آن، پیش از شروع Eb Gز ،ما باید ایده گروه اجتماعی Gز را شکل داده باشیم.این امر مستلزم تقسیم اعضای S جامعه معین به گروه های ا جتماعی، که یکی از آن ها Gز است، می باشد.تقسیم S باید توسط یک رابطه هم ارز، نظیر رابطه داشتن شغل، درآمد، و یا نگرش سیاسی نسبتا مساوی انجام شود.یعنی، گزاره مورد بحث، Eb Gز ،مفروض می گیرد که می توان جامعه مورد نظر را، که صرفا یک مجموعه ساخت نیافته افراد نیست، به عنوان یک خانواده از گروه های اجتماعی مورد تحلیل قرار داد.از لحاظ ریاضی، Gز عبارت است از عضوی از خارج قسمت S به وسیله رابطه هم ارز ، یا ES/ Gز همه گزاره های پیچیده تر در علم اجتماعی که حاوی رابطه اجتماعی است، به همین صورت است.)
به طور خلاصه، هر گزاره ای که در علم اجتماعی ساخته می شود، مفروض می گیرد که یک جامعه، و نه یک نظام اجتماعی، عبارت است از مجموعه ای ساخت یافته از افراد، نه صرف تجمع آنان (فردگرایی) و یا یک کل، که فرد در درون آن گم می شود (کل گرایی).ساخت اجتماعی S از مجموعه خاصی از R روابط (اجتماعی) در مجموعه S افراد، که جامعه را می سازند، تشکیل می شود.مجموعه S مطمئنا از جهت مجموعه بودن یک انتزاع است، و R نیز چنین است، چون که هیچ رابطه ای در آن ها، جدای از اطراف رابطه، وجود ندارد.(مجموعه ها و روابط مصرف یا تولید نمی کنند، همکاری یا ستیز نمی کنند: آن ها چیزی جز مفهوم نیستند.) اگر یک مجموعه ساخت یافته، نظام نیست پس چیست؟
ممکن است فردگرایان این نکته را بپذیرند، ولی اگر سماجت کنند، سرانجام خواهند پذیرفت که ساخت یک نظام باید حاوی خصایل افرادی باشد که عضو نظام هستند و یا به آن ها قابل تحویل باشد.خلاصه این که، یک فردگرا، مانند هومنز (۱۹۷۴، ۱۹۵۸) ، استدلال خواهد کرد که هر محمولی در علم اجتماعی قابل تحویل به دسته ای از صفات مربوط به افراد می باشد.با وجود این، این مدعا، همان گونه که مثال زیر نشان می دهد، از لحاظ منطقی قابل قبول نیست.صفت «دارای حقوق ماهیانه بودن » عبارت است از رابطه «حقوق ماهانه داشتن ».(به طور کلی، R را رابطه دو جانبه و P را برای Rxy:y ).به طور خلاصه، این درست نیست که فکر کنیم مطالعه افرادی که اعضای یک نظام اجتماعی اند، برای کشف صفات کلی آن نظام کفایت می کند.تنها مطالعه افرادی که به لحاظ اجتماعی با هم ارتباط دارند، زوج ها، تجارت خانه، و امثال این ها می تواند به نتیجه مطلوب برسد.به عبارت دیگر، اگر ما بخواهیم درباره جامعه چیزی بدانیم، نه تنها باید اجزای آن را مورد مطالعه قرار دهیم، بلکه لازم است جامعه را به عنوان یک کل و همچنین خرده نظام های آن را نیز مورد مطالعه قرار دهیم.خلاصه این که، باید یک رویکرد نظام مند اتخاذ کنیم.
فردگرایی هستی شناختی جامعه را شبیه گاز دارای فشار ضعیف می داند; کارگزاران فردی شبیه مولکول اند و کارکردهای سودمند آن ها نظیر قوانین حرکت می باشند.همان گونه که در نظریه جنبشی بنیادی گازها بیان شده، مفروض این است که افراد مستقل از یکدیگر عمل می کنند، و تنها توسط ظرف (یا مشابه اجتماعی آن، چارچوب نهادی یا بازار) تحت فشار قرار می گیرند.در ضمن، نه ظرف گاز و نه مشابه اجتماعی آن، هیچ کدام، به افراد تحلیل برده نمی شود: با هر دو، به عنوان یک کل برخورد می شود، استراتژی ای که با فردگرایی روش شناختی مخالف است.
اما نظام های اجتماعی، از خانواده و تجارت خانه ها گرفته تا شرکت های فراملی و دولت، بیش تر به مجموعه های ماده غلیظ شبیه اند تا گازها.و نظریه های مربوط به ماده غلیظ شباهت اندکی با نظریه گازها دارند.در این نظریه ها، کنش متقابل جوهری است: این کنش متقابل است که یک جسم را مایع و یا جامد می سازد، دقیقا مانن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.