تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل فرق تجربه و استقرا – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل فرق تجربه و استقرا شامل 63 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل فرق تجربه و استقرا:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل فرق تجربه و استقرا به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فرق تجربه و استقرا به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فرق تجربه و استقرا با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل فرق تجربه و استقرا با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فرق تجربه و استقرا با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل فرق تجربه و استقرا را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرق تجربه و استقرا :

حق و باطل(۱۰)

قبل از آن که در باره ی سیر از کلی به جزیی یا قیاس منطقی سخن بگوییم، جا دارد که درباره ی تفاوت تجربه و استقرا، بحثی داشته باشیم; چرا که ممکن است کسی توهم کند که اینها با یکدیگر فرقی ندارند. حال آن که علمای منطق میان آنها فرق می گذارند. آنان معتقدند که استقرا اگر غیر تام باشد افاده ی ظن و گمان می کند; ولی تجربه هر چند فراگیر و تام نباشد مفید یقین است.

راز این تفاوت چیست؟

شیخ الرئیس می گوید: «واما التجربه فانها غیر الاستقراء» (۱) تجربه غیر از استقراست.

آنگاه به توضیح و ذکر مثال پرداخته و گفته است: تجربه مانند حکم ماست به این که سقمونیا مسهل صفراست. چرا که هرگاه این تجربه چند بار تکرار شود، احتمال اتفاقی بودن آن، زایل می گردد. به خاطر تکرار و از میان رفتن احتمال اتفاقی بودن است که ذهن حکم می کند که خاصیت سقمونیا ازاله ی صفراست. (۲)

از دو حال بیرون نیست: یا ازاله صفرا عرض لازم و ذاتی سقمونیاست و یا عرض مفارق و غریب آن. در صورت اول، لزومی ندارد که همواره پاسخ تجربه مثبت باشد. بلکه گاهی پاسخ، مثبت و گاهی منفی است. در این صورت، معلوم می شود که سقمونیا سبت به ازاله صفرا، اقتضای ذاتی ندارد. بلکه اقتضای ذاتی از آن چیز دیگری بوده که هرگاه با سقمونیا همراه شده، صفرا را زایل کرده و هرگاه همراه نشده، اثر هم پدید نیامده است. اما در صورت دوم، همواره پاسخ، مثبت است و اگر احیانا پاسخ منفی باشد، قصور از ناحیه ی سقمونیا نیست. بلکه سقمونیا همواره نسبت به ازاله صفرا ذاتا مقتضی است. گیرم تاثیر آن، منوط است به عدم مانع و ما می دانیم که تا مقتضی، موجود و مانع، مفقود نباشد، هیچ پدیده ای تحقق نمی یابد.

بنابر این، در موارد نادری که پدیده تحقق نیافته است، معلوم می شود مانعی بر سر راه بروز و ظهور آن، خودنمایی کرده است.

به بیان دیگر: ممکن است برخی از طبایع افراد، در برابر سقمونیا حساسیتی نداشته باشند. در این صورت، مانع از ناحیه آنهاست. نه این که سقمونیا در ازاله ی صفرا قصور دارد.

از این موارد بسیار داریم: شراب، مستی می آورد; یعنی از راه مشاهدات مکرر، حکم کرده ایم که هر کس شراب بنوشد، مست می شود.حال ممکن است برخی از افراد از نوشیدن شراب مست نشوند. یا به خاطر کم بودن مقدار شراب، مستی آنها به قدری خفیف است که محسوس نیست یا به قدری اعتیاد آنها شدید است که با نوشیدن مقدار معمولی شراب، بدن آنها عکس العملی نشان نمی دهد، بلکه باید به جای جام، شیشه را یا به جای شیشه، خم را سر بکشند.

افرادی که معتاد نیستند، در برابر دود سیگار یا قلیان یا تریاک، حساسیت دارند و بلافاصله دچار سرگیجه و سر درد و احیانا استفراغ می شوند. ولی افراد معتاد که بدنشان از سم مهلک نکوتین یا مرفین اشباع شده، هیچ گونه حساسیتی ندارند. بلکه تا مقداری بیشتر از آن چه در بدن ذخیره شده، استعمال نکنند، از حالت طبیعی خارج نمی شوند وحالت تخدیر به آنها دست نمی دهد.

سموم دیگر نیز همین طور است. در برابر سم مار و عقرب، همه حساسیت ندارند. برخی از افراد به خاطر موانعی که در وجودشان پدید آمده، از این سموم متاثر نمی شوند. اقتضای ذاتی سم مار و عقرب، هلاک و درد است. اگر مانعی در وجود افراد نباشد، اثر آن قطعی و حتمی است.

مگر میکربها و ویروسها چنین نیستند. اقتضای ذاتی آنها پدید آوردن اقسام بیماریها و ضعیف کردن و از پای درآوردن انسان است. ولی افرادی که در برابر میکربها و ویروسها مقاومت دارند، یا اصلا بیمار نمی شوند، یا اگر بیمار شوند، به سرعت یا به کندی اثر میکربها و ویروسها را خنثی می کنند و سلامت خود را باز می یابند.

یکی از راههای مقاوم کردن بدن، واکسینه کردن بدن است. اگر بدن با حمله میکرب یا ویروس ضعیفی رو به رو شود، پادزهر لازم را فراهم می کند و بر میزان مقاومت خود می افزاید.

بنابر این، همین که به حکم مشاهدات مکرر، پی بردیم که اثری برای یک چیز، دایمی یا اکثری است، حکم می کنیم که اثر، ذاتی آن چیز است. و اگر مانعی بر سر راه آن، نباشد، بروز و ظهور آن اثر، قطعی و حتمی است.

شیخ الرئیس پس از بیان اصل مطلب به طرح دو پرسش می پردازد و به آنها پاسخ می دهد. ما نیز برای تنقیح و تکمیل مطلب، پرسشها و پاسخهای وی را در اینجا می آوریم. (۳)

پرسش اول

با توجه به این که سبب مسهل بودن صفرا برای ما معلوم نشده، از کجا یقین کنیم که اگر سقمونیا سالم باشد، باید حتما مسهل صفرا باشد؟

در پاسخ می گوید: هنگامی که به طور مکرر دیده شد که سقمونیا صفرا را زایل می کند، معلوم می شود که زوال صفرا به وسیله آن، امر اتفاقی نبوده; چرا که امر اتفاقی نه همیشگی و نه اکثری است، بلکه طبیعت سقمونیا اقتضای زوال صفرا را دارد. البته تاثیر سقمونیا به طبیعت افراد هم بستگی دارد. ممکن است طبیعت مردم منطقه ما به گونه ای باشد که سقمونیا در زوال صفرای آنها مؤثر باشد. بنابر این، قیاسی بدین صورت، ساخته می شود:

سقمونیا به حکم مشاهدات مکرر صفرا را زایل می کند. هر چه صفرا را زایل می کند، قوه مسهل صفرا دارد. نتیجه این که : سقمونیا قوه مسهل صفرا دارد.

پرسش دوم

چرا تجربه یقین آور است، ولی استقرا مفید یقین نیست؟ چرا استقرا در صورتی که فراگیر باشد مفید یقین است و در صورتی که فراگیر نباشد، مفید گمان است؟ آیا اگر ما در کشور سودان مشاهده کنیم که تمام نوزادها سیاه پوستند، می توانیم حکم کنیم که همه نوزادهای انسانی سیاه پوستند؟

پاسخ این که تجربه تنها به خاطر تکرار و کثرت مشاهده، یقین آور نیست; تا فرقی با استقرا نداشته باشد. بلکه تجربه متکی به قیاس است و استقرا متکی به قیاس نیست. پس تجربه هم جنبه ی حسی دارد و هم جنبه ی عقلی و استدلالی; حال آن که استقرا تنها جنبه ی حسی دارد و از پشتوانه ی عقلی و برهانی محروم است. در عین حال، تجربه بر کرسی تعقل محض هم تکیه نمی کند; بلکه فرق است میان تجربه وتعقل. چنان که فرق است میان تجربه و استقرا. «استقرا»، حسی محض و« تعقل »، عقلی محض و «تجربه »، برزخ میان آنهاست که یک پای آن، در عالم حس و مشاهده و پای دیگر آن، در عالم عقل و استدلال است.

به خاطر همین خصیصه است که استقرا که پشتوانه ی استدلالی ندارد نمی تواند به خودی خود افاده ی یقین کند. ولی تجربه و تعقل، افاده ی یقین می کنند.با این فرق که تعقل، حکم کلی مطلق را و تجربه، حکم کلی مشروط و مقید را افاده می کند. یعنی آن چه به کرات مشاهده شده، محدود و مشروط است به شرایط خاص تجربه و نه همه شرایط و موارد.

در قیاسی که برای تجربه تشکیل دادیم، صغرای قیاس، حسی و کبرای آن، عقلی است. اما در قیاسات تعقلی، صغری و کبری هر دو عقلی است.

ما می دانیم که هیچ پدیده ای اتفاقی نیست. بنابر این، هرگاه امری تحقق یافت، حتما علت می خواهد و هرگاه آن امر تکرار شود، علت هم تکرار می شود، چرا که انفکاک معلول از علت، جایز نیست.

در قضیه ی سیاه پوستی نوزاد انسانی، باید توجه کنیم که با مشاهده ی مکرر سیاه پوستی نوزادهای سودانی نمی توانیم حکم کنیم به این که نوزاد هر انسانی سیاه است. بلکه باید حکم کنیم به این که نوزاد انسان سودانی سیاه است; چرا که فقط انسانهای سودانی را تجربه کرده ایم نه همه ی انسانها را. به همین جهت است که احکام تجربی کلیت مطلق ندارند، بلکه کلیت آنها مقید به قلمرو تجربه است و نه فراتر از آن.

ما اگر در روی کره زمین به کرات مشاهده کنیم که آب در صد درجه حرارت، می جوشد، متوجه می شویم که این جوشیدن آب، امر اتفاقی نیست، بلکه علتی دارد. البته اثبات این که هر پدیده ای علتی دارد، بر عهده ی فلسفه است، نه منطق، منطق باید آن را به عنوان «اصل موضوع » بپذیرد. هرگاه تکرار مشاهدات به حدی باشد که مطمئن شویم که در قلمرو تجربه ی ما آبی پیدا نمی شود که در حرارت صد درجه نجوشد، پی می بریم که طبیعت آب، اقتضا دارد که در چنین درجه حرارتی بجوشد و همچنین طبیعت حرارت صد درجه، اقتضای غلیان آب را دارد. با این وصف، نمی توانیم حکم کنیم که تمام آبهای عالم هستی حتی آبهای بهشت نیز چنین است. بلکه باید حکم کلی خود را محدود و مقید به تجربه کنیم و بگوییم: تا آنجا که تجربه نشان داده است، آبها در حرارت صد درجه می جوشند.

خواجه طوسی می فرماید: «علم به وجود سبب، از آن روی که سبب، سبب مسببی معین باشد و اگر چه ماهیت سبب معلوم نباشد، در استلزام علم به وجود آن مسبب کافی بود. پس به این وجه، حکم به آن که سقمونیا مسهل صفراست،حکمی کلی ضروری است مستفاد از علم به سببی که مقتضی حکم است و لا محاله چنین حکمها یقینی دایمی باشد و در استقرا نه چنین است ». (۴)

البته مقصود خواجه از این دوام و ضرورت، دوام و ضرورت نسبی است، نه مطلق.

شیخ الرئیس در اثر فارسی خود می گوید:

«مجربات آن مقدمات بودند که نه به تنهایی خرد بشاید دانستن و نه به تنهایی حس و لکن به هر دو شاید دانستن ». (۵)

عیب استقرا در این است که تنها به حس بشاید دانستن. چنان که هنر والای تعقل در این است که تنها به عقل بشاید دانستن و آن که به هر دو بشاید دانستن، واسطه میان استقرا و تعقل است که نه به مرتبه ی والای تعقل راه یافته و نه تنها بر آستان نازل حس نشسته است.

اشکال و پاسخی از غزالی

از آنجا که تکیه گاه تجربه، اصل علیت است، انسان باید در درجه نخست، اصل علیت را که عقلی و از اصول معتبر مکتب تعقل است، بپذیرد، تا بتواند از راه تجربه به یقین برسد. بنابر این، کسانی که صرفا طرفدار مکتب حس و تجربه اند، هرگز نمی توانند اصل علیت را قبول کنند و به همین لحاظ است که تجربه هم نمی تواند برای آنها یقین آور باشد.

در میان نحله های اسلامی، اشاعره همچون پیروان مکتب حس اصل علیت را انکار کرده اند. ولی نه به لحاظ این که اینان پیرو مکتب حس باشند. بلکه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *