توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فرهنگ، توسعه و دین (الزام ها و ضرورت ها)؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ، توسعه و دین (الزام ها و ضرورت ها) با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ، توسعه و دین (الزام ها و ضرورت ها):
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ، توسعه و دین (الزام ها و ضرورت ها) به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ، توسعه و دین (الزام ها و ضرورت ها) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ، توسعه و دین (الزام ها و ضرورت ها) تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرهنگ، توسعه و دین (الزام ها و ضرورت ها) :
چکیده
پیشرفت اقتصادی و رسیدن به قلّه های ترقّی و توسعه در ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، از جمله دغدغه های ملّت ها و جوامع مختلف به ویژه طیّ چند قرن اخیر و بالاخص در طول قرن بیستم میلادی بوده است.
این مسأله برای اندیشه وران و کسانی که دل در گرو پیشرفت کشورها و رفاه ملّتشان دارند، دارای اهمّیت خاصّی است. توسعه روزافزون کشورهای صنعتی و عقب ماندگی کشورها در سراسر جهان اعمّ از آسیا و افریقا و امریکای لاتین باعث شد تا دلسوزان و طرّاحان نظریات توسعه به ارائه آرایی در خصوص علل عقب ماندگی و راه های رسیدن به رشد را بیان دارند.
به طور کلّی، نظریات ارائه شده را می توان به دو دسته کلّی تقسیم کرد: دسته اوّل به طور عمده فقدان سرمایه فیزیکی را عامل عقب ماندگی دانسته، رشد اقتصادی را به صورت پیش نیاز توسعه و به اصطلاح با نگاه به بیرون، و استراتژی توسعه برون زا را به صورت راه حلّ فرار از وضع موجود تجویز می کند.*
دسته دوم از نظریات بر سرمایه های انسانی مبتنی است و بانگاه به درون و امکانات داخلی، هرگونه توسعه ای را منوط به تحوّلات روحی و فرهنگی می داند. این دیدگاه که طیّ دو دهه آخر قرن بیستم شکل گرفته، با تأکید بر «انسان محور» بودن توسعه، می کوشد
* عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین علیه السلام .
** به طور نمونه، نظریات رشد روستو که در زمره این دسته بندی قرار می گیرد.
(صفحه ۱۱۲)
با مطرح ساختن ویژگی های انسان و نقش آن در توسعه، نقش محوری به خصلیت ها و نگرش های انسانی بدهد و معتقد است که شرط لازم برای دستیابی به توسعه، انسان متحوّل شده به لحاظ فکری و فرهنگی است (عظیمی، ۱۳۷۱: ص ۱۷۷).
مقاله حاضر نیز با تأثیرپذیری از نوع اخیر نظریات توسعه به تحقیق دو فرضیه به شرح ذیل می پردازد:
۱. از آن جاکه انسان، منشأ هر گونه تغییری است، بدون تغییر در باورها و بینش ها، امیال و آرزوها و تصوّرات انسانی، امکان توسعه اقتصادی فراهم نمی شود.
۲. با توجّه به این که هدف گذاری در نظام های اقتصادی موجود، صرفا در جهت دستیابی به اهداف مادّی و لذایذ دنیایی است، هر گونه الگوی توسعه ای در ایران با توجّه به بافت مذهبی آن، باید با توجّه به الزام های دینی طرّاحی و تدوین شود.
مقدمه
مهم ترین دستاورد انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی قدس سره در ایران، کسب استقلال سیاسی و رهایی از سلطه بیگانگان بوده است؛ امّا استقلال سیاسی به تنهایی برای رسیدن به اهداف متعالی نظام اسلامی کافی نیست و باید با اتّخاذ روش هایی کوشید تا استقلال اقتصادی نیز حاصل شود. استمرار و پایداری استقلال سیاسی به دستیابی نظام به استقلال اقتصادی منوط است و بدون این دیگری نمی تواند دوام آوَرَد و در درازمدّت، هویت خود را از دست خواهد داد.
کسب استقلال اقتصادی، همچون سیاسی نیازمند مقدّماتی است. انقلاب ها و نهضت های بزرگ از جمله انقلاب اسلامی ایران نمونه بسیار بارزی از آن است. کسب استقلال سیاسی در ایران، حاصل دو دهه تلاش بزرگمردی بود که با درک صحیح از پیش نیازهای این هدف متعالی و با قبول واقعیات و الزام های مورد نظر و با ایجاد تحوّلات بنیانی در نوع نگرش و تفکّرات دینی و سیاسی جامعه، به نتایج تلاش های خود دست یافت.
چنان که کسب استقلال سیاسی به انسان هایی متحوّل شده نیاز دارد، کسب استقلال اقتصادی نیز نیازمند افرادی است که با درک صحیح از واقعیات موجود در جهان کنونی، خود را آماده بر عهده گرفتن نقشی کنند که در نهایت به رشد توسعه اقتصادی و رفاه مادّی و معنوی (آسایش فکری و جسمی) بیانجامد و این مهم در سایه تأکید بر فرهنگ متعالی و سازگار با توسعه است.
(صفحه ۱۱۳)
تعاریف توسعه و فرهنگ
توسعه در لغت به معنای گسترش دادن است و از نظر اندیشه وران علوم اقتصادی و اجتماعی از جمله مایکل تودارو، جریانی چند بُعدی و به معنای ارتقای مستمّر کلّ جامعه و نظم اجتماعی به سوی زندگی بهتر یا انسانی تر است (تودارو، ۱۳۶۹: ج ۱، ص ۲۳).
از دیدگاه گونار میردال، توسعه عبارت است از «حرکت یک سیستم یکدست اجتماعی به سمت جلو. به عبارت دیگر، نه تنها روش تولید، توزیع محصولات و حجم تولید، مدّنظر است، بلکه تغییرات در سطح زندگی، نهادهای جامعه، نظرها و سیاست ها نیز مورد توجّه می باشد» (جیروند، ۱۳۶۸: ص ۸۳).
از دیدگاه حسین عظیمی، توسعه، «فرایندی است که تولید از وضعیت سنّتی به روش نوین با ابزارهای پیشرفته جدید، متحوّل گردیده و انسان ها تخصّص و مهارت لازم و فرهنگ مناسب با توسعه را کسب کرده باشند و روند انباشت و به کارگیری سرمایه در جامعه، همراه با مدیریتی کارا و با ثبات تحقق یافته باشد» (عظیمی، ۱۳۷۱: ص ۱۷۶).
مک لوپ نیز در تعریف توسعه می گوید:
توسعه، عبارت است از کاربرد منابع تولیدی به گونه ای که سبب رشد بالقوّه مداوم درآمد سرانه در جامعه شود. (باهر، ۱۳۵۸: ص ۱۳).
به اعتقاد سازمان ملل نیز توسعه عبارت است از فرایندی که کوشش های مردم و دولت را برای بهبود اوضاع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر منطقه متّحد، و مردم این مناطق را در زندگی ملّت ترکیب می کند و آن ها را به طور کامل برای مشارکت در پیشرفت ملّی توانا می سازد. (ر.ک: موسایی، ۱۳۸۰)
از واژه توسعه تعاریف دیگری نیز از طریق محقّقان این رشته ارائه شده است که با توجّه به تفاوت دیدگاه های ارائه کنندگان آن و تفاوت در نوع نگرش از وضعیت خاصّ هر جامعه و ارزش های حاکم بر آن، ناشی می شود.
این تحقیق نیز به دنبال کشف این مطلب نیست و با گزینش نظریات چند تن از کارشناسان این رشته، در تبیین موضوع مورد تحقیق می کوشد. در این نوشتار، توسعه در ابعاد گوناگون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مطرح شده لکن با توجّه به موضوع تحقیق توسعه اقتصادی و فرهنگی بیشتر مورد توجّه است.
توسعه اقتصادی به صورت شاخه ای از علم اقتصاد، از اواسط قرن بیستم، یعنی پس از آن که
(صفحه ۱۱۴)
موضوع پیشرفت در کشورهای در حال توسعه با شدّت بیش تری مورد توجّه قرار گرفت، میان پژوهشگران علوم اجتماعی و اقتصادی مطرح شد؛ امّا به رغم این که بیش از سه دهه از عمر آن نمی گذرد، به واسطه علاقه و اشتیاق اکثر فرهیختگان در جهت دستیابی به توسعه و ترقّی کشورشان، بیش از سایر رشته های مرتبط با علم اقتصاد، به چالش کشیده شده و آثار متعدّدی نیز درباره آن نوشته شده است. توسعه اقتصادی در ابتدا به معنای توانایی اقتصاد ملّی برای ایجاد و تداوم رشد سالیانه تولید ناخالص ملّی با نرخ های پنج تا هفت درصد و بیش تر تعریف می شد (تودارو، همان: ص ۱۳۲ و ۱۳۳).
تا اوایل دهه ۶۰ میلادی، توسعه، فرایندی اقتصادی و تکنولوژیک به شمار می آمد که در افزایش سرانه محصول ناخالص ملّی و به صورت ایجاد فرصت های شغلی و دیگر امکانات اقتصادی ضرور برای توزیع گسترده تر منافع اقتصادی و اجتماعی حاصله، تبلور می یافت؛ امّا در اواخر دهه، به تدریج آشکار شد که هر چند رشد، شرط ضرور توسعه است، نباید آن را توسعه تلقّی کرد؛ زیرا به صورت شاخص توسعه نمی تواند تولید برای معاش که غیرقابل فروش در بازار است، و جنبه های غیراقتصادی شکوفایی فردی و اجتماعی، رفاه و ملاحظات مربوط به توزیع درآمد را در بر گیرد. افزایش محصول ناخالص ملّی، اگرچه می تواند بر نارسایی های درونی پیشرفت اقتصادی سرپوش بگذارد، نابرابری را نیز تشدید می کند؛ زیرا چنین پیشرفتی فقط گروه کوچکی را در برمی گیرد؛ بنابراین، تحلیل گران اقتصادی به این نتیجه رسیدند که توسعه را نباید به رشد اقتصادی که خود بر اساس الگوی «انباشتگی سرمایهî سرمایه گذاری îرشد» تفسیر شود، محدود ساخت.
آگاهی از این واقعیت همراه با مسأله حفظ تنوّع فرهنگی در برابر آثار همگون ساز مدرنیزاسیون و توسعه مبتنی بر ملاحظات صرفا اقتصادی، توجّه به جنبه های فرهنگی در توسعه را مطرح ساخت و طیّ دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی، مفاهیمی جدید از فرهنگ* و توسعه مطرح شد که فرایندی چند بعدی داشت (دپویی، ۱۳۷۴: ص ۹ و ۱۰).
برای پی بردن به مفهوم جدید توسعه اقتصادی، به تعریف یکی از اجزای تشکیل دهنده آن یعنی فرهنگ می پردازیم.
واژه فرهنگ طیف گسترده معنایی دارد؛ به طوری که به معنای مسکن گزیدن، کشت کردن، حراست کردن، و پرستش کردن آمده است (پهلوان، فرهنگ شناسی، به نقل از دانش انتظامی، ۱۳۸۰).
* منظور از فرهنگ به معنای عام آن اعمّ از انسان و همین طور ارزش های انسانی است.
(صفحه ۱۱۵)
در زبان فارسی، فرهنگ که ریشه پهلوی دارد و معرّب آن را فرهنج گفته اند، به معنای علم، دانش، ادب، معرفت، تعلیم و تربیت و آثار علمی و ادبی قوم یا ملّت و نیز به معنای کتابی که شامل لغت های یک زبان و شرح آن ها باشد، آورده شده است. معنای اصلی به زبان پهلوی همان تعلیم و تربیت است (آشوری، تعریف ها و مفهوم فرهنگ، به نقل از عزّتی، ۱۳۷۶).
به طور کلّی فرهنگ را می توان الگوهای مشترک فکری و رفتاری تلقّی کرد که شامل عناصر اساسی ذیل است:
۱. باورها که به نگرش انسان به جهان و هستی شکل می دهد و مشروعیت بخش ارزش ها است؛
۲. ارزش ها که محیط را برای انسان معنا می بخشد و به کُنش او جهت می دهد، و اهداف و وسایل نیل به اهداف را برای وی ترسیم می کند و مشروعیت بخش هنجارها واقع می شود؛
۳. هنجارها که بیش تر برآمده از دل ارزش ها، و قواعدی است که چگونگی عمل و قاعده بازی رادر زندگی اجتماعی برای انسان تعیین می کند و بر حقوق و وظایف مورد انتظار مشتمل است؛
۴. نمادها که امکان ذخیره و تبادل دانش و تجربه را برای انسان فراهم می سازد؛
۵. فن آوری که ابزار، مهارت و دانش استفاده از ابزار را در اختیار انسان قرار می دهد.
حضرت امام خمینی قدس سره در اهمّیت فرهنگ می فرماید:
بی شک، بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد (امام خمینی، ج ۱۵، ص ۱۶۰). فرهنگ، اساس ملّت ها است. اساس ملیّت یک ملّت است. (همان: ج ۶، ص ۴۰).
افراد دیگری نظیر ژوزف اسپنگلر که اهمّیت فراوانی به فرهنگ ملّت و نقش عقاید و ارزش های جامعه به صورت انگیزه های رفتاری انسان و عامل تعیین کننده در توسعه اقتصادی و سیاسی می دهد، و می گوید:
جایی که ارزش های توسعه ای غالب شوند، توسعه به حرکت در می آید و در صورت فقدان این ارزش ها، ممکن نیست شاهد توسعه اقتصادی باشیم (متوسّلی، ۱۳۷۴: ص ۲۴۵).
اقتصاددان دیگر یعنی «هگن» نیز بر اهمّیت فرهنگ و تحوّلات فرهنگی اشاره می کند:
شخصیت فرهنگی، اصلی ترین عامل ایجادکننده توسعه اقتصادی است و هر گونه تحوّلات اقتصادی، معلول تحوّل فرهنگی و منبعث از آن می باشد (ستاری فر، ۱۳۷۴: ص ۱۷۱).
(صفحه ۱۱۶)
ویژگی ها و عوامل مساعد فرهنگی برای توسعه اقتصادی
از آن جاکه فرهنگ، پایه رفتارهای انسانی شمرده و به همین سبب، بخش قابل توجّهی از رفتارهای اقتصادی نیز بر این اساس استوار شده، توسعه اقتصادی که خود مستلزم انجام رفتارهای خاصّی در زمینه های گوناگون زندگی انسانی است، به فرهنگ و ویژگی های فرهنگی ملّت، وابستگی بسیاری دارد. به عبارتی، توسعه اقتصادی نیازمند باورهای فرهنگی مناسب و سازگار با توسعه است (عظیمی، ۱۳۷۱: ص ۱۸۳).
دیدگاه های گوناگونی در خصوص ویژگی های فرهنگی مناسب برای توسعه ارائه شده که در تمام آن ها، وجوه مشترک فراوانی می توان یافت که همه به نقش انسان و محوریت وی در راه رسیدن به توسعه اقتصادی اشاره دارند.
ماکس وبر معتقد است که سه بدعت عمده در اصول فکری مسیحیان پروتستان وجود داشته که به نظر وی، آن ها را پیشگامان نظام کاپیتالیسم کرده است. این سه عبارتند از:
۱. منع هرگونه واسطه میان خالق و مخلوق؛
۲. دخالت عقل در ایمان انسان ها؛
۳. کوشش برای بهبود معاش و یا رسالت کار (موسایی، ۱۳۸۰: ص ۳۸).
از نظر وبر، بدعت سوم، نقش اصلی را در توسعه اقتصادی نظام سرمایه داری ایفا کرده است. به نظر او، اخلاق پروتستان که از مردم دعوت می کند از تنبلی و سستی در کار بپرهیزند و با کوشش، جوامع خود را صنعتی کنند، از مهم ترین عوامل پیشرفت اقتصادی نظام سرمایه داری بوده است. همین بینش است که جمع آوری مال و ثروت را مکروه ندانسته، صرفه جویی و امساک را همواره می ستاید (همان).
از نظر تودارو نیز برخی ارزش های فرهنگی، سبب ساز و عامل توسعه اقتصادی هستند. وی احساس شخصیت کردن، عزّت نفس داشتن و آلت دست دیگران قرار نگرفتن را از ارزش های اساسی توسعه می داند و معتقد است:
تمام جوامع نیز به دنبال نوعی اعتماد به نفس می باشند؛ اگرچه ممکن است به طور صحیح آن را شخصیت، مقام، احترام، افتخار و استقلال بنامند (تودارو، همان: ص ۱۳۶).
از نظر دکتر حسین عظیمی که از نظریه پردازان توسعه در داخل کشور به شمار می رود، باورهای مناسب فرهنگی عمده و اساسی لازم برای فرایند توسعه اقتصادی، به شرح ذیل است (عظیمی، همان: ص ۱۸۳).
ویژگی اوّل: حاکمیت نگرش علمی بر باورهای فرهنگی جامعه، یعنی انسان ها باید به مجموعه فرهنگی خود این تفکّر را اضافه کرده باشند که هر حادثه ای، علّت یا عللی دارد؛ هر علّت و یا هر گروه از علّت ها، قابل کشف است و کشف آن ها باید به روش علمی صورت پذیرد.
(صفحه ۱۱۷)
ویژگی دوم: باور فرهنگی به برابری انسان ها هم جزئی از همین فرهنگ خواهد بود. بر طبق مطالعات علمی، هیچ مبنا و نگرشی برای رده بندی نژادی انسان ها و نابرابر دانستن آن ها وجود ندارد. ویژگی سوم: اعتقاد به لزوم رعایت حقوق دیگران است؛ چرا که اگر به واقع و در عمق باور فرهنگی به برابری انسان ها معتقد شدیم، آن وقت خود به خود بر این باور خواهیم بود که سایر مردم هم دارای همان حقوقی هستند که برای خودمان قائلیم. چهارمین ویژگی: لزوم نظم پذیری جمعی است. انسان در تعامل با سایر افراد جامعه قرار داشته و هر گونه رفتار وی می تواند موجب تأثیر متقابل باشد؛ بنابراین لازم است تا بر مبنای توافق جمعی، به فعّالیت های اجتماعی بپردازد و از قانون جمع پیروی نماید. پنجمین ویژگی: آزادی سیاسی است. بر این اساس، باید پذیرفت که دولت های سلطه خواه، دولت های قبل از انقلاب صنعتی بوده اند. چنین دولت هایی در جوامعی حکومت می کردند که متّکی بر رده بندی انسان ها بوده است؛ ولی زمانی که انسان ها برابر شدند، دولت دیگر نمی تواند دولت تحکّم و زور و ظلم باشد. به عبارت دیگر، اعتقاد به برابری انسان ها و خفقان سیاسی، با یک دیگر سازکار و همخوان نبوده و بلکه متضاد یک دیگرند. ششمین ویژگی: لزوم توجّه معقول به دنیا و مسائل مادّی مربوط به آن و دوری از ریاضت و زهد نامعقول [است]. مردم در کنار اعتقاد به مسائل کیفی، باید به دنبال دنیا هم باشند. هیچ کس نباید فقر و محرومیت و به اصطلاح «چشم پوشیدن» از دنیا را عزیز و گرامی بشمارد. به طور کلّی و در مجموع می توان مجموعه عوامل و ویژگی های مطرح شده توسّط عُلمای علوم اجتماعی و اقتصادی را به شرح زیر مطرح نمود (همان: ص ۴۱):
۱. نگرش علمی؛
۲. توجّه به دنیا؛
۳. اسطوره زدایی از عالم؛
۴. اعتقاد به آزادی سیاسی؛
۵. لزوم نظم پذیری جمعی؛
۶. تدبیر عقلایی امور معیشت؛
۷. اعتقاد به برابری انسان ها؛
۸. حرمت نهادن به علم و عالمان طبیعت؛
۹. طمع و تکاثر ورزیدن در بهره جویی از طبیعت؛
۱۰. مشارکت بخشیدن عموم مردم در عموم امور؛
۱۱. گریختن ازعالم درون، و روی آوردن به عالم بیرون؛
(صفحه ۱۱۸)
۱۲. تقدّس زدایی از فکر و محرم دانستن همه کس در کشف رازهای هستی؛
۱۳. احساس توانایی مسئولین و مردم در نیل به اهداف توسعه؛
۱۴. وحدت فرهنگی؛
۱۵. قانون گرایی؛
۱۶. توجّه به فرهنگ کار؛
۱۷. تجربه گرایی؛
۱۸. شک گرایی؛
۱۹. فردگرایی؛
۲۰. تحوّل گرایی؛
۲۱. علم گرایی؛
۲۲. تولیدگرایی؛
۲۳. عقل گرایی؛
۲۴. باور به پویایی؛
۲۵. مشارکت زنان؛
۲۶. تقویت روحیه مال اندوزی؛
۲۷. مصرف گرایی؛
علاوه بر موارد فوق می توان عوامل دیگری نظیر اجماع نظر نخبگان، هویت مستحکم، آرامش سیاسی، نظام آموزشی پویا و تفکّر استقرایی را نام برد که به عنوان مخرج مشترک توسعه یافتگی، قابل طرح می باشند (سریع القلم، ۱۳۷۱: ص ۵۰).
تمام شاخص های نامبرده حول محور انسان و عملکرد او متمرکز می شوند، جدا از این که کدام یک از آن ها از منظر توسعه دینی، غیرقابل پذیرشند. نکته مهم در این حقیقت نهفته است که بدون تغییر در باورها و بینش ها، آرزوها و تصوّرات انسانی، رسیدن به نتایج مطلوب (خواه مادّی و خواه معنوی) سرابی بیش نیست. تجربه تاریخی کشورهای صنعتی شده امروز نیز همین ادّعا را تأیید می کند.
ابتدا اندیشمندانی مانند گالیله، کپرنیک و نیوتن، انقلابی در بینش انسان نسبت به محیط اطرافش پدید آوردند و در دوران رنسانس، احترام و پشتیبانی از دانشمندان به صورت یک ارزش عام و پذیرفته شده درآمد. مفید واقع شدن علوم در بهبود زندگی، پیشرفت فن آوری های تولید و وضع رفاهی مردم، اشتیاق و تقاضای روزافزون برای توسعه علوم را سبب شد. سازمان های تحقیقاتی و دانشگاهی نهادینه شدند و ابتکار عمل دولت ها در ایجاد ارتباط، استمرار و پیوستگی بین تحقیقات و فنون تولید، مهم ترین دستاورد جهان توسعه یافته کنونی به حساب می آید (متوسّلی، ۱۳۷۳: ص ۱۵).
(صفحه ۱۱۹)
تأثیر آموزه های دینی بر توسعه اقتصادی
برخلاف تصوّرات القاءشده طیّ دهه های اخیر مبنی بر آثار نامطلوب دین بر روند رشد و توسعه و حتّی ایجاد مانع در این مسیر، باید گفت که «توسعه یافتگی، اصول ثابتی هستند که نخبگان و یا عموم مردم علاقه مند به توسعه نمی توانند با این ها سلیقه ای برخورد کنند. شما اگر می خواهید پیشرفت کنید، این پیشرفت نظم درونی می خواهد؛ به همین دلیل است که توسعه یافتگی به معنای تمدّن سازی ضرورتا یک جامعه را به طرف سکولاریسم نمی برد و صنعتی شدن، ضرورتا یک جامعه را بی دین نمی کند» (سریع القلم، همان: ص ۵۱). آن چه تجربه تاریخی کشورهای توسعه یافته امروزی نشان می دهد، تأثیر عوامل و آثار دینی در این زمینه است. ابتدا تحوّلی بنیانی در چگونگی نگرش انسان ها به جهان اطراف وی پدید آمد؛ سپس با استفاده از ابزار مؤثر و قدرتمند مذهب به تربیت انسان های دانشمند و آگاه به جایگاه تاریخی خود، اقدام شد.
این موضوع از دیدگاه افرادی نظیر دکتر حسین عظیمی با عنوان «دوران زایش تاریخی» (کتاب توسعه، ۱۳۷۱: ص ۵۷) مطرح می شود که سرانجام به تولّدی دوباره می انجامد یا از دیدگاه افرادی نظیر ماکس وبر، دریافت های دینی عملاً از عناصر تعیین کننده رفتارهای اقتصادی اند و در نتیجه، یکی از علل دگرگونی های اقتصادی جوامع به شمار می روند (ریموند، به نقل از متوسّلی، ۱۳۷۴: ص ۵۴).
رشد سرمایه داری و تغییرات ملازم با آن، ناشی از فردگرایی و خودخواهی اقتصادی افراد نیست؛ بلکه باید آن را نتیجه جهت گیری روان شناختی جدیدی دانست که الاهیات کالوین آن را به وجود آورده است. در الاهیات کالوین، آن چه که انسان انجام می دهد، خدمتگزاری یا نگهبانی از اموال خدا بر روی زمین است و اراده الاهی بر آن است که مردم باید در نهایت جدّیت و نظم و ترتیب، خدمتگزاری خود را به انجام برسانند. هیچ فردی نباید در اموال خدا اسراف کند و [یا [آن را تلف نماید. ولخرجی و فخرفروشی با استفاده از نعمت های خداوند، گناه محسوب شده و صرفه جویی، پشتکار، راستگویی و موفقیت در انجام وظایف شغلی، از نشانه های تقرّب به خداوند است (وبر، ۱۳۷۱: ص ۲).
به نظر وبر، این آموزه های دینی، میان مؤمنان شوری برانگیخت که سرانجام توانست به رشد سرمایه داری کمک شایانی کند.
عناصر دینی نظیر قداست کار، امساک، پشتکار، هوشیاری و دوراندیشی همراه با خصلت هایی نظیر ثروت جویی، نفی جادو و ترغیب به عقاید خردگرایانه و نفی لذّت های دنیایی و هوسبازی اسراف آمیز، فضایی را پدید آورد که در آن، روند رشد اقتصادی به شدّت احساس شد.
در ژاپن نیز این اتفّاق به شکلی دیگر رخ داد. ابتدا و طیّ دو قرن (هفده و هیجده میلادی) که به
(صفحه ۱۲۰)
«دوره توکوگاوا» معروف است، درهای این کشور بر روی دنیای خارج بسته، (این سرزمین در محاصره دریا قرار داشته، فاقد مرزهای زمینی است) و هر گونه ارتباطی با خارج ممنوع شد.
آیین مذاهب بومی نظیر شینتو و مذاهب وارداتی نظیر بودا و کنفوسیوس به نحو ماهرانه ای در هم تلفیق و آن گاه آداب و رسومی جدید طبق نیازهای جامعه شکل گرفت. بدین ترتیب، آیین شینتو، امپراتور را در جایگاه خدا مورد توجّه قرار داد. آیین بودیسم بر سلسله مراتب سیاسی تأکید کرد و از طرف دیگر، آیین کنفوسیوسی تأثیر بسیاری بر عقل گرایی سیاسی بر جای گذاشت (متوسّلی، ۱۳۷۴: ص ۸۳).
در طول این دوره (توکوگاوا) شخصیت فردی از طریق ایجاد سنّت های خانوادگی شکل گرفت و فرزندان در داخل خانواده به حفظ ارزش ها متعهّد شدند.
بافت اقتصادی جامعه، متأثّر از تعلّقات شخصیتی افراد به خانواده، به صورت جدیدی تحوّل یافت. سخت کوشی و وجدان کاری همراه با قناعت و بردباری به صورت ویژگی جدید در عمق فرهنگ مردم نفوذ کرد؛ به طوری که بعد یکی از اصول مسلّم و شاخص ژاپنی ها جهت قطع وابستگی و مقاومت در برابر فرهنگ وارداتی غرب شد.
سیاست انزواطلبی دوره توکوگاوا در مقایسه با کشورهای غربی که دایره شوم و بسته خرافات سنّتی را شکسته و گام های نخستین در راه پیشرفت سریع داخلی و خارجی را برداشته بودند، شکست و عقب ماندگی به شمار می آمد؛ ولی در مقایسه با کشورهای در حال توسعه که قربانی تجاوزگری ها و استعمار مستقیم و غیرمستقیم غرب شدند، کامیابی به شمار می رفت و در حقیقت، ملّت ژاپن در پرتو این سیاست، فرصتی یافت تا اتحّاد و انسجام یابد و ارزش های اخلاقی، سنّتی و فرهنگی خویش را ابقا کند (همان: ص ۱۱).
حاصل تمام این تحوّلات دینی و فرهنگی، فراهم شدن زمینه و بستر مناسب برای شکوفایی اقتصادی در عصر مسیحی (۱۸۶۸ ۱۹۱۲) بود.
اسلام نیز در جایگاه دین جامع که تمام دستورهای آن برای تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان ها آمده، با مباحث توسعه ای قابل تطبیق است. قرآن به موضوع سرمنشأ تحوّلات همه جانبه از جمله تحوّل اقتصادی اشاره می کند که «ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر ندادیم، مگر این که خودشان حالات روحی خود را دگرگون سازند».
در تفسیر این آیه شریفه، مرحوم علاّمه طباطبایی می فرماید:
از این رو نعمت ها و موهبت عالی که خداوند به انسان می دهد، مربوط به حالات نفسانی خود انسان می باشد که اگر آن حالات، موافق با فطرتش جریان یافت، آن نعمت ها هم جریان خواهد یافت (طباطبایی، به نقل از نظرپور، ۱۳۷۸: ص ۷۶)؛
(صفحه ۱۲۱)
بنابراین، جامعه ای دگرگون خواهد شد و به توسعه دست خواهد یافت که با معیارهای ارزشی آن سازگار باشد و همان ارزش ها، منشأ تحوّلات روحی جامعه خواهد شد تا جامعه به مسیر مطلوب رهنمون شود.
در این بخش به برخی از آن چه پیش تر عوامل مساعد توسعه نامبرده شد، اشاره می شود:
۱. جایگاه علم و الزام به یادگیری علوم گوناگون: صریح ترین و مهم ترین آیه ای که در این خصوص نازل شده، به سوره مجادله، آیه یازدهم مربوط می شود:
خداوند، مقام اهل ایمان و دانشمندان را رفعت می بخشد.
جمله معر
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.