تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل فلسفه تطبیقی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تطبیقی شامل 48 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تطبیقی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تطبیقی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فلسفه تطبیقی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فلسفه تطبیقی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تطبیقی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فلسفه تطبیقی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تطبیقی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه تطبیقی :

ریشه های نوافلاطونی تفکّر صوفیگری(۱) (۲)

چکیده

مکتب نوافلاطونی(۳) تأثیر بسزایی در توسعه صوفیگری(۴) داشت. این مکتب آن گونه که افلوطین(۵) مطرح نمود، خدا را مبدأ و غایت هر چیزی تصور کرد. در حالی که صوفیگری به رهیافتی آزادتر و انتقادی تر تمایل دارد. احتمالاً ترجمه های افلوطینی زمینه قطعی فلسفی را برای صوفیگری آماده کرد. یک بررسی اجمالی از صوفیگری و مکتب نوافلاطونی آشکار می سازد که این دو در زمینه هایی همچون نگرش به حقیقت خداوند، روح، بدن و مفاهیمی همچون خیر، شر، زیبایی، مرگ و زندگی و خلقت شباهت های نزدیکی دارند.

تفکر اسلامی از فلسفه یونانی، بخصوص عقاید افلاطون و ارسطو، متأثر بود. صوفیگری بخشی از اسلام است که در تفکّر راه متفاوت تری را داراست.

«صوفی»(۶) عنوانی برای عارفان مسلمان بود که به یک معنا قایل به دستیابی وحدت با خدا بودند و اعمال شاق و ریاضت گونه ای همچون پوشیدن جامه ای ساخته شده از پشم خشن به نام «صوف»(۷) را اختیار کردند.

اصطلاح صوفیگری از صوف به معنای شخصی که «صوف» می پوشد، می آید. اما در طول زمان، صوفی برای اشاره به هر مسلمانی که به وحدت عرفانی معتقد بود به کار رفته است.

تفکر صوفیگری در ریشه ها و مبانی، بیشتر از فیلسوفان نوافلاطونی متأثر است. اما در عین حال، اعمال ریاضت کشانه در تفکر صوفی ارتباط با بودیسم(۸) نیز داشته است؛ چرا که مفهوم تزکیه (پاک کردن روح شخص از هر چیز شر و تلاش برای نیل به نیروانا(۹) و بقا یافتن در نیروانا) نقش مهمی در بودیسم ایفا می کند. همین عقیده به عینه در اعتقاد به وصلت (یا پیوند با خدا) در تفکّر صوفیگری خود را نشان می دهد.

صوفی همچنین از اورفیوس(۱۰) و اعتقاد منسوب به او و نیز فیثاغورس (Pythagoras) و تعلیمات وی تأثیر پذیرفت؛ زیرا فیثاغورس شدیدا علاقه مند به اعتقادات اورفیوس بود. اورفیوس شاعری بود که در آناتولیا(۱۱) در قرن ۶ و ۷ پیش از میلاد زندگی می کرد. وی ادعا می کرد به عنوان موجودی که به طور وسیع جانداران را با موسیقی خود تحت تأثیر قرار می دهد، از ویژگی های مافوق طبیعی برخوردار است.

او معتقد بود روح انسان تنها با تصفیه و تزکیه از همه شهوات و تعلّقات دنیایی و مادی می تواند به بالاترین مرتبه برسد. روح انسان به منظور پاک و خالص کردن خود از گناهان،آلودگی ها، ناتوانی ها و فریبکاری هایش از بدنی به بدن دیگر می رود و تنها بعد از گذر از همه این مراتب می تواند به بالاترین مرتبه و رفیع ترین نقطه نایل آید.

فیثاغورس اعتقادات اورفیوس درباره روح را پذیرفت و آن را با عقاید خود کامل کرد. بعدها، نئوفیثاغورسیان،(۱۲) فیثاغورس را به عنوان پیامبر علم و معرفت الهی محترم شمردند. آن ها هر آنچه از نوشته ها و آثار افلاطون، ارسطو و سقراط که به دستشان رسیده بود به عنوان حقیقت پذیرفتند.

تلاش ها برای تأسیس فلسفه دینی بر پایه تفکر یونانی، به ویژه نظریه های فیثاغورس، به مکتب نوافلاطونی منتهی شد. افلوطین، بانی مکتب نوافلاطونی، نظریه مُثُل افلاطونی را پذیرفت و آن را مجددا از نقطه نظر پروتوگوراسی(۱۳) تفسیر کرد.

بر اساس مکتب نوافلاطونی، خدا به عنوان منشأ، مبدأ و غایت هر چیزی تصور می شود؛ از او هر چیزی پدید می آید، به او هر چیزی برمی گردد. او ابتدا، وسط و انتهاست. بنابراین، ارتباط (پیوند با خدا) هدف و غایت همه تلاش ها و مجاهدت های ماست و دین ضربان و تپش قلب عالم است.

اساس آموزه افلوطین بر این مبنا نهاده شده که به طور حتم موجودی بلند مرتبه و عالی به نام خداوند وجود دارد که بالاترین قدرت، علت نهایی و نیروی جهانی است. خدا بلند مرتبه ترین روح و مبدع و خالق وجود است.

گرچه جهان از خداوند به وجود آمده است، اما او آن را خلق نکرد. جهان، فیضی از خداوند است؛ یک لبریزی غیرقابل اجتناب از قدرت نامتناهی یا فعلیتش. افلوطین برای بیان معنای فیض تعدادی تمثیل به کار می برد: خدا چشمه ای است که از آن چشمه، بدون اینکه چیزی از منبع نامتناهی اش کم گردد، می جوشد و لبریز می شود. خداوند خورشیدی است که از آن روشنایی می تابد، بدون کم شدن تابش آن.

موجود مطلق یا خداوند از جنبه زیبایی، حقیقت، خیر، آگاهی و اراده بالاتر از هر چیزی است که وابسته به اوست. ما از خورشید منبع نور دورتر، و به تاریکی و ظلمت جسم و ماده نزدیک تریم.

زیبایی در ساختار وجود الهی است. انواع دیگر وجود همچون ماده و بدن، در خود زیبایی ندارند، بلکه زیبایی در آن ها انعکاسی از زیبایی خداوند است.

در میان همه موجودات جهان، موجودات انسانی به ماهیت الهی نزدیک ترند؛ زیرا آن ها از روحی برخوردارند که برای بازگشت بی درنگ به تفکر محض تلاش می کنند.

راستی و صداقت، زیبایی و خیر موجودات انسانی وابسته به فعالیت اعمال روح او در بدنش می باشد. موجود انسانی، آن زمانی که در پی ارزش هایی همچون حقیقت، خیر و زیبایی است، به منبع نور نزدیک تر است.

موجودات انسانی بیشتر از موجودات زنده دیگر، مظاهری از خداوند را در خود منعکس می کنند و در نتیجه، بالاترین مرتبه از وجود را دارا هستند.

این تنها جنبه ای نبود که تفکر صوفیگری از مکتب نو افلاطونی متأثر شد، بلکه بر اساس تفکر صوفیگری، موجود مطلق، زیبایی مطلق نیز هست، و چون زیبایی به تجلّی موجود مطلق برمی گردد، جهانِ پدیدار به وجود می آید.

انسان ها در این جهانِ پدیدار تنها موجوداتی هستند که در یکسانی حقیقت با خداوند سهیمند؛ چرا که دارای روح می باشند. پس از اینکه موجود انسانی مرد، روح او به منبع خود برمی گردد؛ یعنی به سوی موجود مطلق رجعت می کند، هرچند بدن او فاسد شده و از بین برود؛ زیرا روح است که موجود انسانی را به عنوان یک شخص می سازد. فرد باید با فضیلت های عالی نظیر فقر و تتگدستی، زهد و سادگی، تواضع و فروتنی، بردباری و صبر، بندگی را در خود تمرین کند و خود را مرید و سرسپرده راه های معنوی همچون عزلت و گوشه گیری، خاموشی و سکوت، تجرد و تنهایی و مراقبه کند و در روح خود بصیرت و آگاهی پایدار از خداوند همراه با ایمان و اشتیاق به وجود آورد. از این طریق است که شخص می تواند رابطه مستقیم با خدا که موجود مطلق و ورای جهان پدیدار است را درک کند. انسان سالک با استقامت و پایداری در ادامه این راه ها و از طریق طی منازل عرفانی معروف و پذیرفته شده همچون تمرکز، درک یگانگی و بدیع بودن هستی هر موجود و مانند آن پیشرفت می کند و با احساس نور و روشنایی ناگهانی و غیرمنتظره، جذبه لذتبخش و نشاط آور وحدت با الوهیت،(۱۴) را درک می کند و از پوچی و نیستی خود و نیستی ورای نیستی (نیستی محض و پی در پی همه همستی نماها) آگاه می شود.

مکتب نوافلاطونی در اصطلاحات نظام اعتقادی نزدیک ترین آموزه به تفکر صوفیگری است. اکنون به مقایسه دقیق تر هر دو آموزه و توصیف شباهت های موجود بین جزء جزء آن ها می پردازیم:

در صوفیگری، جهان دقیقا تجلّی خداوند است و هیچ وجود مستقلی ندارد. این اندیشه که خدا و جهان موجودات جدای از یکدیگرند به معنای انکار واحدیت و اظهار دوئیت خدا و جهان است. اما در واقع، خداوند و جهان یکی هستند؛ زیرا موجودات تجلّی خداوند در جهان می باشند.

اندیشه جدایی جهان و خداوند به عنوان موجودات و هستی های جدا ممکن نیست؛ زیرا خدا موجودی خارج از جهان نیست، بلکه (در تفکّر صوفیگری) خدا موجودی در جهان است.

همان گونه که در بالا دیدیم، این اعتقاد، ابتدا توسط نوافلاطونیان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *