تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قصیده ابن عرندس حلی، در مصائب امام حسین علیه السلام؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل قصیده ابن عرندس حلی، در مصائب امام حسین علیه السلام انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 67 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل قصیده ابن عرندس حلی، در مصائب امام حسین علیه السلام:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل قصیده ابن عرندس حلی، در مصائب امام حسین علیه السلام آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل قصیده ابن عرندس حلی، در مصائب امام حسین علیه السلام با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل قصیده ابن عرندس حلی، در مصائب امام حسین علیه السلام از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل قصیده ابن عرندس حلی، در مصائب امام حسین علیه السلام، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قصیده ابن عرندس حلی، در مصائب امام حسین علیه السلام :

خطیب بزرگ شیعه مرحوم شیخ عبدالزهرا کعبی می گوید: یک روز بعد از ظهر، وارد صحن مطهر امام حسین علیه السلام شدم؛ شخصی در مقابل یکی از حجره های صحن شریف، کتاب های مذهبی می فروخت و من با وی سابقه آشنایی داشتم، چون مرا دید گفت: کتابی دارم که شاید برای شما نافع باشد و در آن اشعاری وجود دارد که زیبنده شما می باشد و قیمت آن این است که یک بار آن را برایم بخوانی. مرحوم شیخ عبدالزهرا می گوید: آن اشعار- قصیده ابن عرندس حلی – گمشده من بود و مدت ها در جستجوی آن بودم. آن را گرفتم و هنگامی که به خواندن آن مشغول بودم، ناگهان سیدی از اعراب را دیدم که در برابرم ایستاده است و به اشعارم گوش می دهد وگریه می کند. چون به این بیت رسیدم:

ایقتل ظمآنا حسین بکربلا و فی کل عضو من انامله بحر

گریه آن بزرگوار شدید شد و رو به ضریح امام حسین علیه السلام کرد و این بیت را تکرار می نمود و همچون زن جوان مرده می گریست. همین که اشعار را به پایان رساندم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم. برای دیدن ایشان، از صحن خارج شدم تا شاید آن جناب را بیابم ولی ایشان را ندیدم. به هر کجا رو نمودم، اثری نیافتم. گویا از برابر چشمم غایب شده است. به یقین دانستم او حضرت حجت و امام منتظر (عج) بوده است.(ملاقات با امام عصر، ص۳۱۵)

علامه امینی در کتاب الغدیر جلد ۷، صفحه ۱۴ قصیده ابن عرندس را آورده است و فرموده: در میان یاران و اصحاب ما معروف است که در هر مجلسی این قصیده خوانده شود پیشوای ما امام زمان (عج) که چشم به راه اوییم و خداوند به زودی در فرجش تعجیل فرماید در آن مجلس و انجمن تشریف فرما می شوند. و اینک قصیده:

طوایا نظامی فی الزمان لها نشر یعطرها من طیب ذکراکم نشر

در روزگار، رازهای سروده هایم آشکار می شود، گروهی آن را از بوی خوش یاد شما خوشبوی می دارند.

قصائد ما خابت لهن مقاصد بواطنها حمد ظواهرها شکر

چکامه هایی است که خواسته ها از آن برنیاورده نیست، درون آن ستایش گری است و برونش سپاسگزاری.

مطالعها تحکی النجوم طوالعا فاخلاقها زهر و انوارها زهر

سرآغاز آنها اختران رخ نموده را به یاد می آورد، سرشت آنها از مایه شکوفه ها است و پرتو آنها فروغی تابناک.

عرائس تحلی حین تجلی قلوبنا اکالیلها در و تیجانها تبر

دلبرانی اند که چون دل ما بدرخشد پرده از روی برمی گیرند،افسرهایی زرین بر سر دارند که فراز آن ها را مروارید ها آرایش می دهد.

حسان لها حسان بالفضل شاهد علی وجهها تبر یزان بها التبر

خوبرویانی که حسان حسن آنان را گواهی می کند، و بر رخساره هایشان زرهایی است زرهای دیگر را می آراید.

انظمها نظم الئالی و اسهر اللیالی لیحیی لی بها و بکم ذکر

همچون گوهر ها آنها را در رشته می کشم، شب ها را به بیداری سر می کنم تا یاد آنها را برای شما وخویش زنده بدارم.

فیا ساکنی ارض الطفوف علیکم سلام محب ماله عنکم صبر

ای آنان که در کرانه های فرات آرمیده اید دوستداری بر شما درود می فرستد که شکیبائی اش نمانده است.

نشرت الدواوین الثنا بعد طیها و فی کل طرس من مدیحی لکم سطر

پس از آنکه ستایش نامه ها را درهم پیچیدم باز آنها را گشودم که در هر نامه ای از ستایش های من فرازی درباره شما هست.

فطابق شعری فیکم دمع ناظری فمبیض ذا نظم و محمر ذا نثر

هنگام سخن از شما، نظم من با اشک چشمانم از یک سرچشمه آب می خورد زیرا چکیده های سرشکم را در رشته می کشم و سرود می سازم و خونی را که از دیده ام روان است در چهره نثری و سرخ گلگون همه جا می پراکنم.

فلا تتهمونی بالسلو فانما مواعید سلوانی و حقکم الحشر

مپندارید داغ آرامش یافته که به خودتان سوگند سوز جگرم جز در روز رستاخیز کاهش نمی یابد.

فذلی بکم عز و فقری بکم غنی و عسری بکم یسر و کسری بکم جبر

خواری در راه شما برای من ارجمندی است و تنگدستی، توانگری و دشواری، آسانی و شکست، پیوند خوردن است.

ترق بروق السحب لی من دیارکم فینهل من دمعی لبارقها القطر

آذرخش های همراه با ابر که از کوی شما برخاست باران سرشک را از دیدگان من روان گردانید.

فعینای کالخنساء تحری دموعها و قلبی شدید فی محبتکم صخر

دو دیده من- همچون خنساء- اشک هایش سرازیر است و دلم در دوستی شما به استواری صخره(سنگ) می ماند.

وقفت علی الدار التی کنتم بها فمغناکم من بعد معناکم فقر

در کناره های سرائی که شما در آن می زیستید ایستادم که جای تهی مانده شما پس از رفتن خودتان مستمند است.

و قد درست منها الدروس وطالما بها درس العلم الآلهی و الذکر

نشانه خانه هایی مندرس گردید که درس هایی از دانش خداوندی و یاد او در آن ها برگزار می گشت.

و سالت علیها من دموعی سحائب الی ان تروی البان بالدمع و السدر

و ابرهایی از سرشک هایم چندان بر ان بارید تا درخت های بان و کنار را آبیاری کرد.

فراق فراق الروح لی بعد بعدکم و دار برسم الدار فی خاطری الفکر

با دوری از شما جدائی روانم از تن گوارا می نمود و اندیشه در دلم بر روی ویرانه هایی از کوی آشنایی در گردش بود.

و قد اقلعت عنها السحاب و لم یجد و لا درمن بعد الحسین لها در

ابر از فراز آن کناره گرفت و پس از حسین – چنانکه باید- از باریدن و نیکی کردن دریغ داشت.

امام الهدی سبط النبوه والد الائمه رب النهی مولا له الامر

پس از همان پیشوای راستین و دخترزاده پیامبر،پدر رهبران، که بازداشتن مردمان از بدی ها با او بود و خود سرپرستی است که کار فرمانروائی را به گردن دارد.

امام ابوه المرتضی علم الهدی وصی رسول الله و الصنو و الصهر

پیشوای که پدرش مرتضی -درفش راهنمائی است- جانشین و برادر و داماد فرستاده خداست.

امام بکته الانس و الجن و السما و وحش الفلا و الطیر والبر و البحر

رهبری که آدمیان، پریان، درندگان بیابان، پرندگان و خشکی و دریا در ماتم او گریسته اند.

له القبه البیضا لا لطف لم تزل تطوف بها طوعا ملائکه غر

گنبدی سپید در کربلا دارد که فرشتگان هماره به دلخواه خویش گرداگرد آن چرخ می خورند.

و فیه رسول الله قال و قوله صحیح صریح لیس فی ذلکم نکر

پیامبر درباره او فرمود- و چه سخنی بس درست و آشکار که هیچ جائی برای نپذیرفتن نگذاشته-.

حبی بثلاث ما احاط بمثلها و لی فمن زید هناک و من عمرو؟

پس از من سه ویژگی ام تنها به او می رسد- که هیچیک از وابستگانم مانند آن را نیابند و چه جای آنکه از زید و عمرو سخن رود؟

له تربه فیها الشفاء و قبه یجاب بها الداعی اذا مسه الضر

(یک) آرامگاهی دارد که خاکش شفای دردمندان است (دو) بارگاهی که هر کس را آسیب رسد پاسخ نیاز خود را از آن تواند گرفت.

و ذریه ذریه منه تسعه ائمه حق لاثمان و لا عشر

(سه) فرزندانی با چهره های بس درخشان که نه تن از آنان – نه کمتر و بیشتر- پیشوایان راستین هستند.

ایقتل ظمآنا حسین بکربلا و فی کل عضو من انامله بحر

چگونه است که حسین، تشنه در کربلا کشته می شود با آنکه در هر سر انگشت او دریاهایی از سرافرازی توان یافت؟

و والده الساقی علی الحوض فی غد و فاطمه ماء الفرات لها المهر

و با آنکه پدرش علی در فردای رستاخیز مردم را از آبی گوارا سیراب می کند و آب روان، مهریه مادرش فاطمه است.

فوا لهف نفسی للحسین و ما جنی علیه غداه الطف فی حربه الشمر

جانم بر حسین دریغ می خورد که در آن روز،- عاشورا- شمر چه تبهکاری ها درباره او روا داشت.

رماه بجیش کالظلام قسیه الاهله والخرصان انجمه الزهر

سپاهی در برابر وی برانگیخت همچون شبی تاریک که ستاره های درخشان روی نهفته و چهره ماه به تاریکی گرائیده است.

لرایاتهم نصب و اسیافهم جزم و للنفع رفع و الرماح لها جر

درفش ها را افراشته و تیغ ها را تیز و برا گردانیده اند، گرد و خاک برمیخیزد و نیزه ها بلند و کشیده می شود.

تجمع فیها من طغاه امیه عصابه غدر لایقوم لها عذر

گروهی از گردنکشان اموی در آن گرد امده اند که هستی شان سراسر نیرنگ است و هیچ دستاویزی برای درست نمودن کار خویش ندارند.

و ارسلها الطاغی یزید لیملک الد عراق و ما اغنته شام و لا مصر

یزید گردنکش آنان را فرستاده تا همه عراق را نیز به زیر فرمان خود در آورد چرا که فرمانروائی بر شام و مصر،او را بی نیاز نساخته است.

وشد لهم ازرا سلیل زیادها فحل به من شد ازرهم الوزر

فرزند زیاد برای برخاستن به این کار کمر بسته و به این گونه گام خود و همراهانش را در راه گناه استوار کرده است.

و امر فیهم نجل سعد لنحسه فما طال فی الری اللعین له عمر

پسرنحس سعد رابه فرماندهی آنان برگماشته والبته آن نفرین زده،زندگی اش چندان نخواهد پائید که به آرزوی خود-فرمانداری ری- بتواند رسید.

فلما التقی الجمعان فی ارض کربلا تباعد فعل الخیر و اقترب الشر

و چون آن دو گروه در سرزمین کربلا به یکدیگر برخوردند، نیکوکاری دور و بدکرداری نزدیک شد.

فحاطوا به فی عشر شهر محرم و بیض المواضی فی الاکف لها شمر

در دهه نخست از ماه محرم گرد او را گرفتند و شمشیرهای آبداده را در دست خویش به تکان درآوردند.

فقام الفتی لما تشاحرت القنا وصال و قد اودی بمهجته الحر

چون نیزه ها با یکدیگر درگیر آمد، آن جوانمرد برخاست و با آنکه دل او از سوز گرما در تب و تاب بود به تاختن پرداخت.

وجال بطرف فی المجال کانه دجی اللیل فی لالاء غرته الفجر

در پهنه نبردگاه، چنان خویشتن را بنمود که گفتی سپیده بامدادی از دل شب برآمده است.

له اربع للریح فیهن اربع لقد زانه کر و ما شانه الفر

او را سرای هایی است فرود آمدن گاه چیرگی و توانایی راستی را که برازنده او تاختن است نه گریختن.

ففرق جمع القوم حتی کانهم طیور بغاث شبت شملهم الصقر

شیرازه سپاه را چنان از هم گسیخت که گفتی شاهین به میان مرغکان رو کند و آنها را پراکنده می سازد.

فاذکرهم لیل الهریر فاحمع الکلاب علی اللیث الهزیر و قد هروا

به یاد شب زوزه کشان انداختشان تا همه سگان پیرامون شیر ژیان را گرفته به زوزه کردن پرداختند.

هناک فدته الصالحون بانفس یضاعف فی یوم الحساب لها الاجر

در آنجا شایسته مردان در راه او به جانفشانی هایی برخاستند که در روز حساب پاداش هایی هر چه افزون تر خواهند گرفت.

و حادوا عن الکفار طوعا لنصره و جاد له بالنفس من سعده الحر

به دلخواه خویش برای یاری او با بدکیشان پیکار کردند و آن آزادمرد- حر- از خوشیختی که یافت تا پای جان در راه او پیکار کرد.

و مدوا الیه ذبلا سمهریه لطول حیاه السبط فی مدها جزر

نیزه هایی سخت را دراز کردند تا زندگی دخترزاده پیامبر را درازتر سازند و اینجا بود که جزر و مد یکی شد.

فغادره فی مارق الحرب مارق بسهم لنحر السبط من وقعه نحر

در همین پیکار ب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *