تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مأخذ شناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مأخذ شناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مأخذ شناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مأخذ شناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مأخذ شناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مأخذ شناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل مأخذ شناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مأخذ شناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام :

درآمد

دیر زمانی است که از نزول آیات قرآن کریم می گذرد؛ کتاب مقدسی که رهنمودهایش تا ابد بشر را به خیر و راستی رهنمون خواهد بود. نزول بسیاری از آیات این کتاب الهی مسبوق به سبب و حادثه خاصی بوده است که دانستن آن، افزون براین کهما را در فهم معنای صحیح آیه یاری می رساند، بعضا از فضایل یا مساوی عده ای پرده برمی دارد. از مهم ترین این موارد، آیاتی چند از سوره مبارکه دهر است که به گواهی خاصه و عامه در شأن حضرت امیر علیه السّلام، حضرت فاطمه زهرا علیهما السّلام و حسنین علیهم السّلام نازل گردیده و گوشه ای از فضایل و مناقب آن بزرگواران را برای ما به تصویر می کشد.

در این میان، برخی چون ابن جوزی، ابن تیمیه، احمد امین مصری و… با طرح شبهاتی -که برخی رنگ افترا به خویش گرفته است-اصل نزول این سوره را در شان اهل بیت علیهم السلام زیر سؤال می برند. شبهات مزبور را می توان در دو محور خلاصه کرد:

الف)ضعف سندی،

ب)ضعف محتوایی هم چون:

وجود برخی اشعار رکیک و دور از فصاحت در این روایات[۱]،

تناقض مکی بودن سوره دهر با مدنی بودن سبب نزول.[۲]

از آن جا که بزرگانی چون شیخ طبرسی در مجمع البیان، سید بن طاووس در سعد السعود و آیت اللّه میلانی در تشیید المراجعات، نیز محققانی چون دکتر صمد عبد اللهی عابد درشماره ۹۴ فصلنامه علوم حدیث، محور دوم را موضوع بحث قرار داده اند، ما همت خویش را مصروف محور نخست نموده و درپی آنیم تا با مأخذشناسی و ارزیابی سندی این دسته از روایات، شبهات وارده در این محور را بررسی نماییم.

شبهات درباره سند روایات دال بر نزول سوره هل اتی در شان اهل بیت علیهم السّلام

ابن جوزی[۳]، ابن کثیر[۴]، این تیمیه[۵] و…، برخی روایات ضعیف السند یا ضعیف الدلاله در بیان سبب نزول سوره هل أتی را محور قرار داده و با خدشه وارد ساختن براین روایات، اصل نزول این سوره را در شأن اهل بیت علیهم السّلام اسطوره ای ساخته و پرداخته شیعیان دانسته و همه روایات مطرح در این عرصه را موضوع و مجعول خوانده اند. ابن تیمیه دراین باره می نویسد: «ان هذا الحدیث من الکذب الموضوع باتفاق أهل المعرفه بالحدیث الذی هم أئمه هذا الشأن و حکامه و قول هؤلاء هو المنقول فی هذا الباب و لهذا لم یرو هذا الحدیث فی شی ء من الکتب التی یرجع إلیها… و غیرهم من العلماء الأکابر الذین لهم فی الإسلام لسان صدق و تفاسیرهم متضمنه للمنقولات التی یعتمد علیها فی التفسیر»و ابن جوزی می گوید: «هذا حدیث لا یشک فی وضعه».

در مقام بررسی این شبهات، بحث را در چهار محور دنبال می نماییم:

۱- مأخذشناسی

اگر با نگاهی منصفانه و به دور از تعصب به منابع متقدم عامه و خاصه بنگریم، درمی یابیم که روایت بیانگر سبب نزول سور دهر، یکسره از صدر تا ذیل[۶]، مجعول و ساخته دست شیعیان نیست. زیرا منابع عامه، همواره پا به پای منابع خاصه به نقل این روایات همت گماشته اند:

برخی از مؤلفان مسلمان و منابع اسلامی بیانگر نزول سور دهر در شأن اهل بیت علیهم السّلام:

الف. منابع اهل سنت

مقاتل بن سلیمان(م ۱۵۰ ق)، تفسیر، تحقیق: أحمد فرید، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۴ ق، ج ۳، ۴۲۸.

عمرو بن بحر الجاحظ(م. ۲۵۵ ق)، العثمانیه، تحقیق: و شرح عبد السلام محمد هارون، بیروت: دار الکتاب العربی، بی تا، ص ۳۱۹.

محمد بن سلیمان کوفی(م حدود ۳۰۰ ق)، مناقب الامام امیر المؤمنین علیه السّلام، تحقیق: محمد باقر بهبودی، قم: مجمع احیاء التراث الثقافیه، ۱۴۱۲ ق، ص ۵۶-۵۷، ۱۶۲-۱۶۵، ۱۷۱-۱۸۶.

ابن عبد ربه مالکی اندلسی(م ۳۲۸ ق)، العقد الفرید، دار الکتاب العربی، بیروت: ج ۵، ص ۹۳.

قاضی نعمان مغربی(م ۳۶۳ ق)، شرح الاخبار، تحقیق: سید محمد حسینی جلالی، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ ق، ج ۲، ص ۳۵۳.

سمرقندی(م ۳۷۵ ق)، بحر العلوم، تحقیق: محمود مطرجی، بیروت: دار الفکر، بی تا، ج ۳، ص ۵۲۷.

ابن مردویه(م ۴۱۰ ق)، مناقب علی بن ابیطالب علیه السّلام، تحقیق: عبد الرزاق محمد حسین حرز الدین، قم: دار الحدیث، ۱۴۲۴ ق، ص ۳۴۱.

ثعلبی(م ۴۲۷ ق)، الکشف و البیان، تحقیق: ابن محمد بن عاشور، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۲ ق، ج ۱۰، ص ۹۹-۱۰۲.

واحدی(م ۴۶۸ ق)، اسباب نزول، تحقیق: کمال بسیونی زغلول، الاولی، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۱ ق، ص ۴۷۰.

حاکم حسکانی(م ۴۷۰ ق)، شواهد التنزیل. تحقیق: شیخ محمد باقر محمودی، تهران: مؤسسه الطبع و النشر التابعه لوزاره الثقافه و الإرشاد الإسلامی، ۱۴۱۱ ق، ج ۷۱ ص ۱۸-۲۱ و ج ۲، ص ۴۰۳-۴۰۹.

محسن بن کرامه(م. ۴۹۴ ق)، تنبیه الغافلین، تحقیق: السید تحسین آل شبیب الموسوی، مرکز الغدیر، ۱۴۲۰ ق، ص ۱۷۹.

بغوی(م ۵۱۶ ق)، معالم التنزیل، به تحقیق: خالد بن عبد الرحمان العک، بیروت: دار المعرفه، بی تا، ج ۵، ص ۱۹۱.

میبدی(م ۵۲۰ ق)، کشف الاسرار، تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۳ ش، ج ۱۰، ص ۳۲۰.

زمخشری (م ۵۳۸ ق)، الکشاف عن حقائق غوامض التاویل، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ ق، ج ۴، ص ۶۷۰.

خوارزمی(م ۵۶۸ ق)، المناقب، تحقیق: شیخ مالک محمودی، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ ق، ص ۲۶۹.

فخر رازی(م ۶۰۶ ق)، مفاتیح الغیب، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ ق، ج ۳۰، ص ۲۴۳-۲۴۶.

ابن عربی(م ۶۲۸ ق)، تفسیر، تحقیق: عبد الوارث محمد علی، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۲ ق، ج ۲، ص ۳۷۰.

محمد بن طلحه شافعی(م ۶۵۲ ق)، مطالب السؤول، تحقیق: ماجد بن احمد العطیه، بی جا، بی نا، بی تا، ص ۴۰.

سبط ابن جوزی(م ۶۵۴ ق)، تذکره الخواص، تهران: مکتبه نینوی الحدیثه، ص ۳۱۵.

بیضاوی(م ۶۸۵ ق)، أنوار التنزیل و اسرار التاویل، بیروت: دار الفکر، بی تا، ج ۵، ص ۲۷۱.

نظام نیشابوری(م. بعد از ۷۲۸ ق)، غرائب القرآن، تحقیق: شیخ زکریا عمیرات، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۶ ق، ج ۶، ص ۴۱۳.

حموینی خراسانی (م. ۷۳۰ ق)، فرائد السمطین، تحقیق: شیخ زکریا عمیرات، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۶ ق، ج ۶، ص ۴۱۳.

حموینی خراسانی(م. ۷۳۰ ق)، فرائد السمطین، تحقیق: شیخ محمد باقر المحمودی، بیروت: مؤسسه المحمودی للطباعه و النشر، ۱۴۰۰ ق، ج ۲، ص ۱۳۵.

غرناطی کلبی (م ۷۴۱ ق)، التسهیل لعلوم التنزیل، الطبعه الرابعه، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۳ ق، ج ۴، ص ۱۶۷.

العینی(م. ۸۵۵ ق)، عمده القاری، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ج ۱۹، ص ۲۷۰.

ابن دمشقی(م ۸۷۱ ق)، جواهر المطالب، تحقیق: شیخ محمد باقر محمودی، قم: مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه، ۱۴۱۵ ق، ج ۱، ص ۲۲۱.

سیوطی(م ۹۱۱ ق)، الدر المنثور، بیروت: دار المعرفه للطباعه و النشر، ج ۶، ص ۲۹۹.

کشفی ترمذی(م ۱۰۶۱ ق)، کوکب دری فی فضائل علی علیه السّلام، تحقیق: کوروش مرتضوی، چاپ اول، تهران: روزنه، ۱۳۸۰ ش، ص ۶۵.

شوکانی(م ۱۱۷۳ ق)، فتح القدیر، دار ابن کثیر، دمشق: دار الکلم الطیب، ۱۴۱۴ ق، ج ۵، ص ۳۴۸.

آلوسی(م ۱۲۷۰ ق)، روح المعانی، بی جا، بی نا، بی تا، ج ۲۹، ص ۱۵۷.

قندوزی(م ۱۲۹۴ ق)، ینابیع الموده، تحقیق: سید جمال علی الحسینی، دار الاسوه، ۱۴۱۶ ق، ج ۱، ص ۲۷۹ و ج ۲، ص ۲۷۷.

ب. منابع شیعه

حبری کوفی(م ۲۸۶ ق)، تفسیر: تحقیق: محمدرضا حسینی، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السّلام، ۱۴۰۸ ق.

ابن الجحام(م قرن ۴)، تأویل ما نزل من القرآن فی نبی و آله، تحقیق: فارس تبریزیان، مرکز الابحاث العقائدیه، بی جا، بی تا، ص ۴۳۸-۴۴۲.

علی بن ابراهیم قمی(م ۳۲۹ ق)، تفسیر القمی، تصحیح: سید طیب جزائری، الطبعه الثالثه، قم: مؤسسه دار الکتاب، ۱۴۰۴ ق، ج ۲، ص ۳۹۸.

فرات بن ابراهیم(م ۳۵۲ ق)، تفسیر، محمد الکاظم، تهران: مؤسسه الطبع و النشر التابعه لوزاره الثقافه و الإرشاد الإسلامی، ۱۴۹۰ ق، ص ۵۱۹ -۵۲۶.

شیخ صدوق(م. ۳۸۱ ق)، أمالی، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیه، مرکز الطباعه و النشر فی مؤسسه البعثه، ۱۴۱۷ ق، ص ۳۲۹-۳۳۰.

شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، تحقیق: حسین اعلمی، الطبعه الولی، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۴ ق، ج ۱، ص ۲۰۵-۲۰۷.

شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، تصحیح علی اکبر غفاری، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۰۵ ق، ص ۹۵.

خزار قمی(م ۴۰۰ ق)، کفایه الأثر، قم: انتشارات بیدار، ۱۴۰۱ ق: ص ۱۲۰.

شیخ مفید(م ۱۴۱۳ ق)، الارشاد، تحقیق: مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، بیروت: دار المفید للطباعه و النشر و التوزیع، ۱۴۱۳ ق، ج ۲، ص ۲۹-۳۰.

شیخ مفید، الافصاح، بیروت: دار الفید، ۱۴۱۴ ق: ص ۱۶۱-۱۶۲ و ۲۱۱.

شیخ مفید، مسار الشیعه، تحقیق: الشیخ مهدی نجف، بیروت: دار المفید، ۱۴۱۴ ق، ص ۲۴.

ابو الفتح کراجکی(م ۴۴۹ ق)، التعجب، تحقیق: فارس حسون کریم، بی جا، بی نا، بی تا، ص ۱۱۹.

شیخ طوسی(م ۴۶۰ ق)، مصباح المتهجد، بیروت: مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ ق، ص ۷۶۸.

شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی تا، ج ۱۰، ص ۲۱۱.

طبرسی(م اوایل ق ۶)، الاحتجاج، تحقیق: سید محمد باقر خرسان، دار النعمان، بی تا، ج ۱، ص ۷۶.

فتال نیشابوری(م. ۵۰۸ ق)، روضه الواعظین، تحقیق: سید محمد مهدی خرسان، قم: منشورات الرضی، : ص ۲۶۰-۲۶۴.

طبرسی (م ۵۴۸ ق)، مجمع البیان، تهران: انتشارات ناصرخسرو، ۱۳۷۲، ج ۱۰، ص ۶۱۲.

قطب الدین راوندی (م ۵۷۳ ق)، الخرائج و الجرائح، تحقیق: مؤسسه الامام المهدی، قم: مؤسسه الامام المهدی(عج)، ۱۴۰۹ ق، ج ۲، ص ۸۹۰.

ابن شهرآشوب(م. ۵۸۸ ق)، مناقب آل ابی طالب، النجف الاشرف: مطبعه الحیدریه، ۱۹۵۶ م، ج ۳، ص ۱۴۷- ۱۴۹.

ابن ادریس حلی (م. ۵۹۸ ق)، السرائر، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۰ ق، ج ۱، ص ۴۱۸.

ابن بطریق (م ۶۰۰ ق)، العمده، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۰۷ ق، ص ۳۴۵ -۳۴۹.

ابن بطریق، خصائص الوحی المبین، تحقیق: شیخ مالک محمودی، قم: دار القرآن الکریم، ۱۴۱۷ ق، ص ۱۷۵-۱۸۲.

ابن طاووس (م ۶۶۴ ق)، اقبال الاعمال، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۴ ق، ج ۲، ص ۳۷۴-۳۷۷.

ابن طاووس، الطرائف، الطبعه الاولی، قم: مطبعه الخیام، ۱۳۹۹ ق، ص ۱۰۷ -۱۱۰.

ابن طاووس، سعد السعود، قم: منشورات الرضی، ۱۳۶۳، ص ۱۴۱-۱۴۴ و ۲۹۱.

ابن طاووس، کشف الغمه، بیروت: دار الاضواء، ۱۴۰۵ ق، ج ۱، ص ۳۰۷.

تحقیق: سید احمد حسینی، نهج الایمان، مشهد: مجتمع امام هادی علیه السّلام ۱۴۱۸، ص ۱۷۲-۱۷۵.

علامه حلی (م. ۷۲۶ ه)، الرساله السعدیه، تحقیق: عبد الحسین محمد علی، الطبعه الاولی، قم: کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی، ۱۴۱۰ ق، ص ۲۰.

– ——، منتهی المطلب، بی جا، بی نا، بی تا، ج ۲، ص ۶۱۲.

– ——، کشف المراد، تحقیق: آیت اللّه حسن زاده آملی، الطبعه السابعه، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ ق، ص ۵۲۵.

علی بن یونس عاملی(م ۸۷۷ ق)، الصراط المستقیم، تحقیق: محمدباقر بهبودی، تهران: مکتبه المرتضویه، ۱۳۸۴، ج ۱، ص ۱۸۲ -۱۸۴ و ۲۵۸.

محقق اردبیلی(م ۹۹۳ ق)، زبده البیان، تحقیق: محمد باقر بهبودی، مکتبه المرتضویه، ص ۴۲۲ -۴۳۴.

اکنون پرسش مهم این است که آیات می توان همه اخبار بیانگر نزول سور دهر در شأن اهل بیت علیهم السّلام را در هم این منابع، جعل و نویسندگان آنها را جعّال و دروغ پرداز یا گزارشگر دروغ و جعل دانست؟ چنین امری معقول و منطقی نمی نماید و پاسخ به این پرسش، طبعا منفی است.

۲. شهرت روایی و تواتر معنوی

اگر سیر نقل روایات سبب نزول علیهم السّلام سور دهر را در گذر زمان دنبال نماییم، درمی یابیم که اصل نزول سور هل أتی در شأن اهل بیت علیهم السّلام-که قدر مشترک هم اعضای این خانواده حدیثی است-، با توجه به تعدد طرق نقل و کثرت راویان غالبا عامّی مذهب آن در هر طبقه، از حدّ شهرت و استفاضه گذشته و به تواتر معنوی نزدیک گردیده است. از این رو، دیگر جایی برای تردید در صحت اصل این موضوع باقی نمی ماند. نمودار زیر نشان دهند تعداد راویان این مجموعه روایی در هر طبقه است.[۷]

نمودار طبقه بندی برخی راویان روایات نزول سور دهر در شان اهل بیت علیهم السّلام:

طبقه اول و دوم، طبقه صحابه

حضرت امیر (ع)، زید ابن رقم، ابن عباس، عامر بن واثله.

طبقه سوم(حدود سال ۱۱۰-۷۵ ه)

امام سجاد (ع)، مجاهد بن جبر، ضحاک بن مزاحم، قاسم بن عوف شیبانی، طاووس بن کیسان، اصبغ بن نباته، سعید بن جبیر، عبد اللّه بن الحارث المکتب الزبیدی الکوفی، ابو کسر زهیر بن اقمر الزبیدی.

طبقه چهارم(حدود سال ۱۴۵-۱۱۰)

امام باقر(ع)، باذام ابو صالح، ابو روق عطیه بن حارث الهمدانی، عمرو بن مره.

طبقه پنجم(حدود سال ۱۷۵-۱۴۵)

امام صادق(ع)، محمد بن سائب کلبی، أبو خالد عبد الملک بن عبد العزیز بن جریج الرومی، عطاء بن میسره، لیث بن ابی سلیم، نهاس بن فهم، مقاتل بن سلیمان، ابو العمیس عتبه بن عبد اللّه المسعودی، ابو الجارود، ابو الطارق سراج، پدر ابو سعید وراق.

طبقه ششم(حدود سال ۲۰۰-۱۷۵)

محمد بن کثیر کوفی، عبد اللّه بن میمون القداح، وکیع بن جراح، حبان بن علی، یحیی بن ابی روق الهمدانی، محمد بن مروان السدی الصغیر، ابو ساسان هشام بن سری، موسی بن عبد الرحمان تقفی، ابو عبد اللّه سمرقندی، محمد بن عبد اللّه بن عبید اللّه بن ابی رافع، سلمه بن خالد، روح بن عبد اللّه، قاسم بن یحیی الفنوی، اسحاق بن نجیح، ابو سعید وراق.

طبقه هفتم(حدود سال ۲۳۵-۲۰۰)

امام هادی(ع)، قاسم بن بهرام، احمد بن حماد المروزی، عبد الغنی بن سعید، حماد بن عیسی، هذیل بن حبیب، حکم بن مسکین، مامون بن هارون، حفص بن منصور العطار

طبقه هشتم(حدود سال ۲۷۰-۲۳۵)

امام عسگری(ع)، حسن بن مهران، محمد بن بحر، ابراهیم بن هاشم قمی، محبوب بن حمید القصری، شعیب بن واقد، عبد اللّه بن محمد بن عبد الوهاب الخوارزمی، محمد بن ابراهیم بن محمد العلوی، حسن بن حسین العرنی، محمد بن النعمان بن الشبل، موسی بن بهلول، عثمان بن ابی شیبه، محمد بن الحسن بن خطاب، احمد بن التغلبی، ثابت بن یعقوب محمد بن خالد العباسی، احمد بن عبد الحمید، عثمان بن سعید العمری.

طبقه نهم(حدود سال ۳۰۰ -۲۷۰)

محمد بن زکریا البصری، هاشم بن احمد بن معاویه، عبد الرحمان بن فهد بن هلال، محمد بن یونس الکدیمی، حسن بن محمد بن بهرام، محمد بن احمد بن روح الطرطوسی، حسین بن حکم، جعفر بن محمد العلوی، بکر بن سهل.

طبقه دهم (حدود سال ۳۳۰-۳۰۰)

ابو محمد عبد اللّه بن ثابت المقری، محمد بن ابراهیم بن زکریا، ابو النضر العیاشی، محمد بن حفص الخثعمی، ابراهیم بن ابیطالب، احمد بن روح، فاطمه بنت محمد بن شعیب، محمد بن أحمد بن سهیل بن علی، سعد بن عبد اللّه بن ابی خلف، حسن بن عبد الواحد، محمد بن احمد بن علی الهمدانی، حسین بن روح، محمد بن یعقوب کلینی، فرات بن ابراهیم کوفی، علی بن ابراهیم قمی، احمد بن محمد بن حسن بن الشرقی، علی بن الحسین بن بابویه.

طبقه یازدهم(حدود سال ۳۶۵-۳۳۰)

عبد العزیز بن یحیی، محمد بن ابراهیم بن اسحاق، احمد بن عبد اللّه المزنی، علی بن محمد بن عبید اللّه، محمد بن أحمد بن سالم، ابو القاسم ماسرجسی، عمر بن احمد بن روح، عثمان بن احمد السماک الدقاق، محمد بن عباس بن علی بن مروان بن ماهیار، احمد بن محمد بن ابی الثلج، عبد الرحمان بن محمد الحسنی، ابن ولید، احمد بن محمد بن الحسن القطان.

طبقه دوازدهم(حدود سال ۴۰۰-۳۶۵)

جعفر بن قولویه، حسن بن احمد بن الشیبانی العدل، عبد اللّه بن حامد ماهانی، شیخ صدوق، محمد بن موسی بن عبد، سلیمان بن احمد الطبرانی، احمد بن جعفر بن محمد بن سالم الختلی، ابو بکر محمد بن عبید اللّه

طبقه سیزدهم(حدود سال ۴۳۵ -۴۰۰)

ابو نعیم اصفهانی، ابن مردویه، ابو القاسم القرشی، حاکم نیشابوری، ابو القاسم عبید اللّه بن محمد السقطی، عقیل بن الحسین النسوی، علی بن الحسین بن القیده، ثعلبی، شیخ مفید.

طبقه چهارم (حدود سال ۴۷۰-۴۳۵)

حاکم حسکانی، حسن بن ع لی جوهری، محمد بن علی بن البیع، احمد بن محمد بن عبد اللّه کاتب، ابو علی حسن بن عبد الرحمان بین البیع.

۳- سندشناسی

همان گونه که پیش از این گذشت، کسانی چون ابن جوزی، ضعف برخی روایات این مجموعه حدیثی را دستاویزی برای ردّ اصل قضیه قرار داده اند؛ درحالی که:

اولا. به فرض نبود روایات با سند صحیح، ضعف روایات ضعف السند این مجموعه منجر به کثرت طرق نقل و شهرت روایی است.

ثانیا. سند همه این روایت، ضعیف نیست و روایات صحیح السند و عالی المضمونی در این مجموعه روایی قرار دارند که به تنهایی مثبت اصل قضیه اند.

آن چه در ذیل می آید، تفصیل و اثبات این دو امر است:

الف. جبران ضعف سندی روایات با کثرت طرق نقل

اسناد روایات دال بر نزول سور هل أتی در شأن اهل بیت علیهم السّلام، غیر از سندی که در فصل بعد خواهد آمد، به طرق متعدد، در نقطه نهایی خویش به امام سجاد و صادقین علیهم السّلام، زید بن ارقم، ابن عباس، طاووس بن کیسان، سعید بن جبیر و اصبغ بن نباته منتهی می شوند، اسناد مزبور عبارت اند از:

اسناد روایات معصومان علیهم السّلام

الف. «أبو أحمد عبد العزیز بن یحیی الجلودی و أبو عبد اللّه محمد بن زکریاء البصری قالا: حدثنا الحسن بن مهران، قال: حدثنا سلمه بن خالد، عن الصادق جعفر بن محمد، عن أبیه علیه السّلام».[۸]

ب. «حدثنا فرات بن إبراهیم الکوفی قال: حدثنا محمد بن إبراهیم بن زکریا الغطفانی قال: حدثنی أبو الحسن هاشم بن أحمد بن معاویه عن محمد بن بحر عن روح بن عبد اللّه عن جعفر بن محمد عن أبیه عن جده».[۹]

ج. «علی بن ابراهیم قمی عن ابیه عن عبد اللّه بن میمون القداح عن ابی عبد اللّه علیه السّلام».[۱۰]

د. «حدثنا أحمد بن الحسن القطان قال: حدثنا عبد الرحمن بن محمد الحسنی قال: حدثنا أبو جعفر محمد بن حفص الخثعمی قال: حدثنا الحسن بن عبد الواحد قال: حدثنی أحمد بن التغلبی قال: حدثنی أحمد بن عبد الحمید قال: حدثنی حفص ابن منصور العطار قال: حدثنا أبو سعید الوراق، عن أبیه، عن جعفر بن محمد، عن أبیه عن جده علیهم السّلام».[۱۱]

از میان این اسناد، سند نخست به دلیل مجهول الحال بودن حسن بن مهران و سلمه بن خالد، و سند دوم به دلیل ناشناخته بودن محمد بن ابراهیم، هاشم بن احمد، محمد بن بحر و روح ب عبد اللّه ضعیف تلقی می شوند. سند سوم نیز، گرچه تا علی بن ابراهیم صحیح است، اما به دلیل مجهول الحال بودن واسطه بین او و نسل های بعد ضعیف به شمار می آید؛ زیرا تفسیر علی بن ابراهیم، نگاشته خود او نیست و توسط کسی گردآوری شده که وضعیت آن بر رجال شناسان مجهول است. سند پایانی نیز، همه روات آن تا امام صادق علیه السلام جز احمد بن تغلبی در منابع رجالی ناشناخته اند.

اسناد روایت ابن عباس
الف. طریق مجاهد

۱- «حدثنا محمد بن إبراهیم بن إسحاق حدثنا أبو أحمد عبد العزیز بن یحیی الجلودی البصری، حدثنا محمد بن زکریا حدثنا شعیب بن واقد»[۱۲] و«قال الشیخ أبو محمد الحسن بن أحمد بن محمد بن علی الشیبانی العدل: أخبرنا أبو حامد بن محمد بن الحسن بن الشرفی، حدثنا أبو محمد عبد اللّه بن محمد بن عبد الوهاب الخوارزمی حدثنا أحمد بن حماد المروزی، حدثنا محبوب بن حمید القصری»[۱۳]: «حدثنا القاسم بن بهرام عن لیث، عن مجاهد، عن ابن عباس».

از رجال این سند، شعیب بن واقد، عبد اللّه بن محمد بن عبد الوهاب و محبوب بن حمید، مجهول الحال و قاسم بن بهرام[۱۴] و لیث بن ابی سلیم[۱۵] ضعیف تلقی می شوند. وثاقت یا ضعف احمد بن حماد نیز مورد اختلاف است.[۱۶]

ب. طریق أبو الصالح

۱- «قال الثعلبی: أخبرنا عبد اللّه بن حامد، أخبرنا أبو محمد أحمد بن عبد اللّه المزنی، حدثنا أبو الحسن محمد بن أحمد بن سهیل بن علی بن مهران الباهلی، حدثنا أبو مسعود عبد الرحمان بن فهد بن هلال، حدثنی القاسم بن یحیی الغنوی، عن محمد بن السائب، عن أبی صالح عن ابن عباس».[۱۷]

۲- «قال الفرات فی تفسیره: حدثنی محمد بن أحمد بن علی الهمدانی حدثنا جعفر بن محمد العلوی حدثنا محمد، عن محمد بن عبد اللّه بن عبید اللّه بن أبی رافع عن الکلبی عن أبی صالح عن ابن عباس».[۱۸]

۳- «أخبرنا أبو محمد الحسن بن علی بن محمد الجوهری حدثنا أبو عبید اللّه محمد بن عمران بن موسی بن عبید المرزبانی قراءه علیه حدثنا أبو الحسن علی بن محمد بن عبید اللّه الحافظ حدثنی الحسین بن الحکم عبید المرزبانی حدثنا حسن بن حسین حدثنا حبان علی، عن الکلبی عن أبی صالح عن ابن عباس».[۱۹]

اسناد مزبور به دلیل اشتمال بر راویان ضعیفی چون محمد بن احمد بن سهیل[۲۰]، محمد بن سائب کلبی[۲۱]، ابو صالح[۲۲]، حسن بن حسین[۲۳] و حبان بن علی[۲۴] و نیز، راویان مجهول الحالی نظیر محمد بن احمد بن علی همدانی و عبد الرحمان بن فهد بن هلال صحیح نیستند.

ج. طریق عطاء بن میسره

۱- «قال ابو النضر (العیاشیی): حدثنا أبو أحمد محمد بن أحمد بن روح الطرطوسی حدثنا محمد بن خالد العباسی حدثنا إسحاق بن نجیح، عن عطاء-بن میسره ابی مسلم مرسلا-: عن ابن عباس».[۲۵]

۲- «قال الحاکم فی شواهد التنزیل: أخبرنی أبو نعیم أحمد بن عبد اللّه الأصبهانی کتابه أخبرنا سلیمان بن أحمد الطبرانی حدثنا بکر بن سهل الدمیاطی أخبرنا عبد الغنی بن سعید، عن موسی بن عبد الرحمان، عن ابن جریج، عن عطاء عن ابن عباس».[۲۶]

در منابع رجالی اسحاق بن نجیح[۲۷]، بکر بن سهل[۲۸] و موسی بن عبد الرحمان[۲۹]، تضعیف شده اند و وثاقت محمد بن احمد بن روح و محمد بن خالد عباسی نیز معلوم نیست. لذا اسناد مزبور، ضعیف تلقی می شوند.

د. طریق ضحاک بن مزاحم

۱- «قال ابن مردویه: حدثنا محمد بن أحمد بن سالم، حدّثنی إبراهیم بن أبی طالب النیشابوری، حدّثنا محمد بن النعمان بن شبل، حدثنا یحیی بن أبی زوق الهمدانی، عن أبیه، عن الضحاک، عن ابن عباس».[۳۰]

سند مزبور، نه تنها به دلیل ضعیف بودن یحیی بن ابی زوق همدانی[۳۱] و نیز مجهول بودن محمد بن نعمان، بلکه به دلیل انقطاع در سند غیر قابل اعتماد است؛ زیرا واسطه میان ابن عباس و ضحاک بر ما آشکار نیست.

ه. طریق ابو کثیر الزبیری

۱- «محمد بن العباس قال: حدثنا محمد بن احمد-ابی الثلج-الکاتب عن الحسن بن -محمد -بهرام، عن عثمان بن أبی شیبه عن وکیع عن المسعودی عن عمرو بن مره عن عبد اللّه بن الحارث المکتب عن أبی کثیر الزبیدی عن عبد اللّه بن العباس».[۳۲]

از رجال این سند، به جز، حسن بن بهرام که مجهور است، سایران در منابع رجالی توثیق شده اند؛ امّا حتی مجهول بودن یک راوی نیز به ضعف سند می انجامد.

اسناد روایات زید بن ارقم

۱- «قال الحاکم فی شواهد التنزیل: أخبرنا أبو القاسم القرشی و الحاکم، قالا: أخبرنا أبو القاسم الماسرجسی حدّثنا أبو العباس محمد بن یونس الکدیمی حدثنا حماد بن عیسی الجهنی حدثنا النهاس بن قهم عن القاسم بن عوف الشیبانی: عن زید بن أرقم».[۳۳]

در سلسله راویان این سند، محمد بن یونس نزد کسانی چون احمد بن حنبل و شافعی، ثقه و حسن الحدیث و در نزد برخی دیگر، به دلیل نثل روایات غریب و منکر، ضعیف شناخته شده است.[۳۴] نیز ضعف قاسم بن عوف در بین رجال شناسان مورد اختلاف[۳۵]، امّا ضعف نهاس بن قهم امری مورد اتفاق و یقینی است.[۳۶]

باتوجه به این که حماد بن عیسی از اصحاب اجماع است، اگر قایل به این دیدگاه شویم که در بررسی روایات، صرف صحت سند تا اصحاب اجماع کافی است و نیازی به بررسی ادامه سند نیست، و نیز، اگر دربار محمد بن یونس، توثیق ابن حنبل و شافعی را بپذیریم، سند مزبور صحیح است. امّا از آن جا که چنین تعریفی از اصحاب اجماع در نزد بزرگان رجالی[۳۷] پذیرفته نیست و صحت سند تا آنها، ما را از بررسی ادامه رجال سند بی نیاز نمی سازد، ضعف نهاس بن قهم به ضعف سند می انجامد.

اسناد روایت طاووس بن کیسان

۱- «قال ابن مغازلی: أخبرنا أبو طاهر محمد بن علی بن محمد البیع، أنبأنا أبو عبد اللّه أحمد بن محمد بن عبد اللّه بن خالد الکاتب، حدثنا أحمد بن جعفر بن محمد بن سالم الختلی، حدثنی عمر بن أحمد، قال: قرأت علی أمی فاطمه بنت محمد بن شعیب بن أبی مدین الزیات، قالت: سمعت أباک أحمد بن روح یقول: حدّثنی موسی بن بهلول، حدثنا محمد بن مروان -بن عبد اللّه بن اسماعیل الکوفی البصری السدی-، عن لیث بن أبی سلیم: عن طاووس».[۳۸]

از رجال این سند، عمر بن احمد[۳۹]، محمد بن مروان[۴۰] و لیث بن ابی سلیم[۴۱]، ضعیف و فاطمه بنت محمد بن شعیب و احمد بن روح، مجهول اند. همچنین، مروی عنه طاووس، نامشخص و سند حدیث، مرسل است. نیز باتوجه به این که طاووس، از بزرگان تابعان است، سندی که به وی ختم شود، مقطوع نام می گیرد.

اسناد روایت اصبغ بن نباته

۱- «قال ابن الجوزی: أخبرنا محمد بن ناصر، أنبأنا أبو عبد اللّه بن أبی نصر الحمیدی أنبأنا أبو علی الحسن بن عبد الرحمان بن البیع، أنبأنا أبو القاسم عبید اللّه بن محمد السقطی، أنبأنا عثمان بن أحمد الدقاق، أنبأنا عبد اللّه بن ثابت، حدّثنا أبی(ثابت بن یعقوب)، عن الهذیل بن حبیب و أبی عبد اللّه السمرقندی عن محمد بن کثیر الکوفی عن الأصبغ بن نباته».[۴۲]

۲- «قال الحاکم فی شواهد التنزیل: أخبرنا عقیل(بن الحسین النسوی) أخبرنا علی بن الحسین(بن قیده) حدثنا(ابو بکر) محمد بن عبید اللّه حدثنا أبو عمرو عثمان بن أحمد بن السماک، حدثنا عبد اللّه بن ثابت المقرئ قال: حدثنی أبی (ثابت یعقوب)، عن الهذیل، عن مقاتل، عن الأصبغ بن نباته».[۴۳]

اسناد مزبور به دلیل مجهول الحال بودن عبد اللّه بن ثابت مقری و پدرش(ثابت بن یعقوب)، ابو عبد اللّه سمرقندی و هذیل بن حبیب، و نیز به دلیل مورد اختلاف بودن وثاقت محمد بن کثیر[۴۴] و ضعیف بودن علی بن حسین[۴۵]، و همچنین به دلیل نامشخص بودن مروی عنه اصبغ بن نباته، ضعیف، مرسل و مقطوع محسوب می گردد.

اسناد روایت سعید بن جبیر

۱- «قال الحاکم فی شواهد التنزیل: أخبرن عقیل (بن الحسین النسوی)أخبرنا علی بن الحسین(بن قیده)حدثنا (ابوبکر)محمد بن عبید اللّه حدثنا أبو عمرو عثمان بن أحمد بن السماک، حدثنا عبد اللّه بن ثابت المقرئ قال: حدثنی أبی(ثابت بن یعقوب)، عن الهذیل، عن مقاتل عن سعید بن جبیر».[۴۶]

در رجال این سند، علی بن حسین، عبد اللّه بن ثابت، پدر وی و هذیل بن حبیب، مجهول الحال و مروی عنه سعید بن جبیر، نامعلوم است. لذا سند مزبور، ضعیف، مرسل و مقطوع است.

اسناد روایت عامر بن واثله

۱- «قال ابن بابویه: حدّثنا أبی، و محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید، قالا حدّثنا سعد بن عبد اللّه-أبی خلف الاشعری قال: حدّثنا محمد بن الحسین بن أبی الخطاب، عن الحکم بن-مسکین الثقفی، عن أبی الجارود و هشام أبی ساسان و أبی طارق السراج، عن عامر بن واثله».[۴۷]

ضعف این سند به ضعیف بودن ابو الجارود[۴۸] و مجهول بودن هشام و ابو الطارق باز می گردد.

باید دانست که گرچه این مجموعه اسناد به لحاظ ارزیابی رجال شناختی، غالبا به دلیل وجود یک یا دو راوی مجهول، بعضا به سبب اشتمال بر برخی راویان نا موثق و یا راویانی که وثاقت یا ضعف آنا مورد اختلاف است و به صورت نادر نیز به دلیل عدم اطمینان از انتساب کتاب به مؤلف و مجهول الحال بودن حلقه وصل آن به نسل های بعد، ضعیف تلقی می شوند، امّا ضعف آنها منجبر به شهرت روایی است.

ابن صلاحدر مقدمه خویش یکی از راه های جبران ضعف سند را، مشروط به این که ضعف ناشی از کذاب بودن راوی نباشد، کثرت طرق نقل می داند.[۴۹] محمد ناصر البانی نیز دراین باره چنین می نویسد:

مشهور در نزد بزرگان این است که یک روایت اگر به طرق متعدد روایی، هرچند ضعیف، نقل شود، قوّت یافته و حجت می گردد.[۵۰]

این قاعده در سیره حدیث پژوهی محدثان خاصّه و عامّه منعکس است؛ چنانکه ابن حجر حتی در روایات شدید الضعف نیز، کثرت طرق نقل را جبران کننده ضعف سند می داند و معتقد است که این گونه روایات، گرچه از طریق صحیح به دست ما نرسیده اند، امّا به هر حال ریشه در واقعیت دارند.[۵۱] همچنین شوکانی، آن گاه که به روایتی در باب آی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *