تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع در اندیشه و سیر? سیاسی شهید مدرس؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع در اندیشه و سیر? سیاسی شهید مدرس با 119 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع در اندیشه و سیر? سیاسی شهید مدرس:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع در اندیشه و سیر? سیاسی شهید مدرس به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع در اندیشه و سیر? سیاسی شهید مدرس با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع در اندیشه و سیر? سیاسی شهید مدرس تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع در اندیشه و سیر? سیاسی شهید مدرس را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع در اندیشه و سیر? سیاسی شهید مدرس :

مقدمه

اهمیت، جایگاه و نقش فرهنگ در سیاست که از آن به فرهنگ سیاسی تعبیر میشود، از مباحث شناخته شده حوزه علوم سیاسی است. فرهنگ سیاسی به دلیل جهت دهی به کنش سیاسی- اجتماعی افراد، اهمیت ویژه ای دارد. فرهنگ سیاسی تشیع نیز بستر شکل گیری رفتار سیاسی شیعیان در طول تاریخ بوده است. شناخت عناصر این مجموعه و چگونگی تجلی آنها در رفتار افراد جامعه، به ویژه نخبگان، به درک چیستی و چگونگی تأثیرگذاری این مؤلفه ها کمک چشمگیری می کند. از جمله نخبگان و شخصیت های مهم در این زمینه، علمای تراز اول مذهبی اند که همواره در طول تاریخ از پایگاه سیاسی و اجتماعی نیز برخوردار بوده اند.

در میان فقهای شیعه، آیت الله مدرس فعالیت گسترده ای در مسائل سیاسی و اجتماعی انجام داده و با استفاده از فضای ایجادشده در دوران مشروطیت و پس از آن و با تأسی به بزرگانی چون علامه نائینی و دیگران، نقش برجسته ای را در عرص سیاسی اجتماعی ایران پس از انقلاب مشروطه ایفا کرده است. زندگانی سیاسی و اجتماعی آیت الله مدرس بسیار مطالعه شده است. با وجود این، بیشتر این پژوهش ها، فقهی، تاریخی و مقایسه ای بوده و کمتر در چارچوب فرهنگ سیاسی تشیع بررسی شده است.

بیشک تقدم وجه فقاهتی شهید مدرس به عنوان فقیه تمام عیار، نوعی ارتباط بین عمل ایشان و آموزه های دینی برقرار میکند و میتوان مؤلفه های فرهنگ سیاسی مذهب تشیع را مبنای کنش سیاسی- اجتماعی آن عالم مجاهد محسوب کرد. بر این اساس، هدف این مقاله، شناخت عناصر و مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع در اندیشه و سیره سیاسی آیت الله مدرس، و پاسخ به این پرسش است که این مؤلفه ها چگونه در تفکر و رفتار سیاسی آن شهید متجلی شده اند؟

به منظور پاسخگویی به پرسش مذکور، با استفاده از روش کیفی مطالعات اسنادی و با بررسی متون و گزارش های تاریخی مربوط به سیره آیت الله مدرس و نیز مراجعه به پژوهش های قبلی درباره ایشان، به بازیابی مؤلفه ها و عناصر مورد نظر این پژوهش پرداخته شده است. منابع مورد استفاده ما در این تحقیق، تاریخ نگاریهای موجود درباره زندگی فقهی، اجتماعی و سیاسی شهید مدرس و همچنین آثار به نگارش درآمده در خصوص شخصیت، اندیشه و رفتار آن شهید، مشتمل بر کتاب ها، مقالات و سایر پژوهش هاست.

الف) مبانی و چارچوب نظری

۱. نظری ساختار – کارگزار

پس از سپری شدن تقابل میان نظریات ساختارگرایانه و عاملیت گرایانه در علوم اجتماعی، امروزه بیشتر اندیشمندان این حوزه بر چارچوبی تلفیقی که تحت عنوان «عاملیت و ساختار» از آن یاد می شود، تأکید میکنند. تقارن این قضیه در قلمرو فرهنگی، این مسئله است که چگونه شرایط فرهنگی بر کنش اجتماعی تأثیر میگذارد و چگونه این کنش متقابل به بسط فرهنگی میانجامد. مارگارت آرچر در نظری «فرهنگ و عاملیت» این مطلب را این گونه بیان میکند که درحالیکه ساختار، قلمرو پدیده ها و علایق مادی است، فرهنگ بیانگر پدیده ها و عقاید غیرمادی است. به باور او هر گونه کنش اجتماعی، صرف نظر از موقعیت تاریخی آن، در بافت انواع بیشماری از نظریه ها، باورها و عقاید به هم مرتبطی اتفاق میافتد که پیش از کنش مذکور شکل گرفته اند و تأثیر محدودکننده ای بر روی آن اعمال میکنند. براساس این نظریه، نظام فرهنگی و عوامل آن منطقا بر کنش اجتماعی مقدم اند و نقش مشروط کننده دارند. به این معنا که کنش اجتماعی و سیاسی براساس منظوم فرهنگی کنشگران معنا مییابد و شکل میگیرد (ریتزر، ۱۳۹۰: ۵۸۷-۵۸۵). این موضوع نشان میدهد که فرهنگ نقش تعیین کننده ای در اندیشه و رفتار اجتماعی و سیاسی افراد یک جامعه دارد و عمل افراد را نمیتوان بدون در نظر گرفتن مؤلفه های فرهنگی تبیین کرد، چراکه منشأ حرکت و کنش آدمی، باورها و طرز تلقی او نسبت به پدیدارهاست.

۲. فرهنگ سیاسی

فرهنگ در واقع همان الگوهای فکر، احساس و عمل یا نظام های معناست که نگاه فرد به جهان یا برداشت او از جهان را شکل می دهد. الگوهای نامبرده، برنامه های ذهن یا نرم افزارهای ذهن هستند که نقش بسیار مهمی در زندگی اجتماعی- سیاسی بازی میکنند (گل محمدی، ۱۳۸۶: ۱۰). در پیدایش و شکل گیری باورهای فرهنگی، عوامل مختلفی مانند شرایط جغرافیایی و اقلیمی، شرایط سیاسی، اقتصادی، تحولات تاریخی و به ویژه اصول دین و مذهب دخیل اند (متوسلی، ۱۳۸۲: ۸۴).

از فرهنگ آنگاه که ناظر به امر سیاسی باشد، به «فرهنگ سیاسی» تعبیر می شود. فرهنگ سیاسی را نظام باورهای تجربه پذیر، نهادها و ارزش هایی که پایه و مبنای کنش سیاسی است تعریف کرده اند (۱۹۶۵: ۸ ,Verba). به بیان دیگر فرهنگ سیاسی الگوی نگرش ها و سمت گیری افراد نسبت به سیاست در میان اعضای یک نظام است که حاصل توزیع خاصی از ایستارها، ارزش ها، احساسات، اطلاعات و مهارت های سیاسی است (۱۹۵۶: ۵۰ ,Almond). به عبارت بهتر، فرهنگ سیاسی، مجموع باورها، گرایش ها، بینش ها، ارزش ها، معیارها و عقایدی است که در طول زمان شکل می گیرد و تحت تأثیر وقایع و تجربیات تاریخی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و در قالبآنها، نهادها، رفتارها، ساختارها و کنش های سیاسی برای نیل به هدف های جامعه شکل میگیرند (کاظمی، ۱۳۸۴: ۱۰۲).

۳. فرهنگ سیاسی تشیع و مؤلفه های آن

تشیع به عنوان یکی از مذاهب اسلامی، از لحاظ ماهیتی و تاریخی، با اشاره به امتداد حاکمیت معصومین بر نظامات اسلامی، ابعاد سیاسی متمایزی نسبت به سایر مذاهب اسلامی دارد. تشیع دارای فرهنگ هویتی و اجتماعی، و به تبع آن، فرهنگ بسیار غنی سیاسی است. میتوان فرهنگ سیاسی شیعه را این چنین تعریف کرد: مجموعه ای پیوسته از نظام اعتقادی، ارزش ها و نمادهای مذهب تشیع که از منابع شیعی به دست میآید و مبنای کنش و واکنش های شیعیان در برابر نظام های سیاسی و حکومت ها بوده است (ابوطالبی، ۱۳۸۹: ۱۱). در حقیقت فرهنگ سیاسی شیعه وامدار مؤلفه ها و عناصر ایمانی است که ریشه در مبانی اعتقادی شیعه و منظوم باورهای فرهنگی آن دارد، به گونه ای که برخی از این مؤلفه ها همانند جهاد، امامت، شهادت و… دارای سرشت و نتیجه ای کاملا سیاسی است. مبادی نظری شیعه که در علم کلام واکاوی میشود، متوجه ارزش ها و هنجارهایی چون امامت، عدل، انتظار، اجتهاد، شهادت و تقیه است (فاضلی نیا، ۱۳۸۴: ۶۱).

۳. ۱. مؤلف پیوند دیانت و سیاست در فرهنگ سیاسی تشیع

اسلام در مقایسه با دیگر ادیان تنها یک دین نیست، بلکه یک نظری سیاسی نظام دولتی است (بشیریه، ۱۳۸۶: ۲۳۳). بنا نهادن حکومت توسط پیامبر (ص)، منوط بودن اجرای بسیاری از احکام به استقرار حکومت دینی و پرسش همیشگی درباره حقانیت حکومت و حاکم، اساس اسلام را با سیاست پیوند زده است (عنایت، ۱۳۶۶: ۱۶و۱۷). در میان مذاهب اسلامی، اندیش سیاسی شیعه، بر پای باور تاریخی غصب خلافت و نظری امامت و متأثر از فضای ارعاب و سرکوب شیعیان به عنوان اقلیتی ایمانی و (مهم تر از آن) سیاسی، هویتی آرمانی، تهاجمی، فعال و به شدت سیاسی به این مذهب بخشیده است (شجاعی زند، ۱۳۷۶: ۱۲۱).

۳. ۲. جهاد در فرهنگ سیاسی تشیع

جهاد آموزه ای ایمانی- سیاسی، یکی از ابزارهای گسترش هویت دینی و از مفاهیم مهم و اثرگذار فرهنگ سیاسی تشیع است که نیروی محرک انقلابیگری را در پیروان بیدار کرده و راه برون رفتی از وضعیت موجود ایجاد می کند. امنیت نظامی در دیدگاه فقه شیعه به صورت جهاد تبلور مییابد که با هدفی مقدس، امنیت را در ملت اسلام عملی می کند (شریعتمدار جزایری، ۱۳۷۹: ۱۰). در حقیقت، جهاد، از عناصر آشکارا سیاسی منظوم فرهنگ دینی است که در تشیع به واسط وجود امام معصوم و لزوم فداکاری در راه او برای استقرار نظام سیاسی مطلوب، تقویت شده و در پیوند با عنصر شهادت و با وجود نمادهای برجسته و عظیمی همچون عاشورا به یکی از ابزارهای راهبردی فرهنگ سیاسی تشیع بدل شده است.

۳. ۳. مؤلف ایثار و شهادت در فرهنگ سیاسی تشیع

بیتردید گفتمان ایثار و شهادت وابستگی عمیقی به منابع فرهنگ مذهبی دارد. در فرهنگ دینی و قرآنی، ویژگیها و شاخص های مختلفی وجود دارد که به عنوان باور افراد، منبع مهمی برای تحریک افراد به سمت ایثار و ازخودگذشتگی و پیکار در راه خدا تلقی میشود (غفاری، ۱۳۸۹: ۱۸۴). اگر بپذیریم که هر مکتب و ایدئولوژی، کانون و مرکز ثقلی دارد، باید گفت که کانون و مرکز ثقل آیین و اندیش شیعی، جهاد، ایثار، شهادت و مبارزه با ظلم و بیعدالتی است. در رأس این مکتب و ایدئولوژی نیز ائم معصومین (ع)، عالمان شیعی و روحانیان و دیگر بزرگان دینی قرار داشته اند. در واقع روحی جهاد و شهادت طلبی در مکتب شیعه، از ارزش های سیاسی و اعتقادی است (خسروانی، ۱۳۹۰: ۱۷).

۳. ۴. مؤلف امر به معروف و نهی از منکر در فرهنگ سیاسی تشیع

مؤلف «امر به معروف و نهی از منکر» سرشتی کاملا سیاسی دارد. چنانکه برخی نظرهای فقهی، پیشگیری، اجرای حدود و جهاد را نیز از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر برشمرده اند (جوان، ۱۳۹۱: ۱۱-۹). به سبب سابق تاریخی، قرار گرفتن شیعیان در حاشی قدرت سیاسی موجب شد تا فریض امر به معروف و نهی از منکر از باب وجه اعتراضی و انقلابی و طرح زمامداری مطلوب و بدیل، تبلور ویژه ای در فرهنگ سیاسی شیعه بیابد. نائینی این فریضه را به اجتماعیات و حکومت گسترش داد و پس از تقسیم بندی مشهور خود که از حکومت های زمان غیبت به تملیکیه و ولایتیه یاد میکند، بیان میکند که به هر اندازه که می توان، باید از ستم و تعدی حکومت کاست و ادای این فریضه را منوط به شرایط خاصی نیست و تمام ملت را به دلیل پرداخت مالیات دارای این حق میداند (طباطبائی فر، ۱۳۹۰: ۱۰).

۳. ۵. مؤلف تقیه در فرهنگ سیاسی تشیع

تقیه از آموزه های حیاتی فقه شیعه است که در تاریخ این مذهب نقش اساسی در صیانت از تشیع و شیعیان ایفا کرده است. بررسی سیره امامان شیعه نشان میدهد که تقیه همواره به عنوان یک راهبرد برای حفظ کیان شیعه در حکومت های جور به کار رفته است. این مفهوم بیشتر در زمانی مطرح و مورد عمل قرار گرفته که شیعه داعی حکومت داشته و با غاصبان حق خویش مبارزه سیاسی میکرده است. ازاین رو میتوان آن را ابزار سیاسیای نامید که مشروعیت آن مورد تأیید امامان مذهب بوده است (جعفری، ۱۳۹۱: ۲۳۱).

با توجه به مطالب گفته شده، در پژوهش حاضر، فرهنگ سیاسی به عنوان ساختارهای ذهنی و نهادی، و نخبگان سیاسی و اجتماعی (علما و فقها و در این نوشتار به طور مشخص، شهید مدرس) به عنوان کارگزاران اثرپذیر و اثرگذار بر این ساختارها در نظر گرفته شده اند. در ادامه براساس این فهم، مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع در سیره و اندیش شهید مدرس بررسی می شود.

ب) تجلی مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع در اندیشه و سیره سیاسی شهید مدرس

براساس مبانی نظری و مدل مفهومی و در پاسخ به پرسش اصلی مقاله باید گفت که رفتار و سلوک شهید مدرس به عنوان یک فقیه و عالم شیعی تحت تأثیر آموزه ها و مؤلفه های فرهنگ سیاسی تشیع بوده است. به بیان بهتر، آیت الله مدرس به عنوان یک کارگزار سیاسی و اجتماعی، در چارچوب ساختارهای محیط سیاسی و اجتماعی و همچنین ساختارهای ذهنی و فرهنگی خویش دست به کنش سیاسی و اجتماعی زده است. در اینجا فرهنگ سیاسی تشیع به عنوان ساختار فکری و فرهنگی محاط بر اندیشه و در نتیجه رفتار شهید مدرس معرفی و سعی شده است چگونگی تجلی برخی از مؤلفه های آن، مانند پیوند سیاست و دیانت، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، ایثار و شهادت طلبی و تقیه به عنوان عناصر برجسته در اندیشه و سیره سیاسی شهید مدرس با ذکر شواهد و مصادیقی مطالعه شود.

۱. تجلی مؤلف «پیوند سیاست و دیانت» در اندیشه و سیره شهید مدرس

شهید مدرس در مقایسه با رجال و شخصیت های معاصر، چهره برجسته و کم نظیری است.

ایشان از یک سو از شاگردان آخوند خراسانی بود که اعتقاد داشت: «تأسیس نظام سیاسی مشروطه در هر کشوری مبتنی بر مذهب رسمی آن کشور است و اینکه در غرب آزادیهای فردی وجود دارد، بیش از آنکه مربوط به مشروطیت باشد، با دیانت آن جماعت مربوط است که قیودات و تکالیف متفاوتی بر دوش مؤمنان میگذارد» (ناظم الاسلام کرمانی، ۱۳۶۲: ۱۹۸) و از سوی دیگر، در سیاست عملی نیز حضور داشت. در حقیقت آیت الله مدرس به عنوان فعال نامدار عرص سیاست ایران، سردمدار شعار معروف «سیاست ما عین دیانت ما، و دیانت ما عین سیاست ماست» به شمار میرود که به عنوان مجتهدی تراز اول، نه تنها به مباحث نظری فقه شیعی در سطح بالایی تسلط داشت، بلکه سعی میکرد با استفاده از فرصت حضور در پنج دوره قانونگذاری، این مباحث نظری را در ابعاد سیاسی اجتماعی هم عملی سازد (فاضلی، ۱۳۷۴: ۲۳).

شهید مدرس تحصیل خود در علوم اسلامی را در نجف نزد مراجعی چون میرزای شیرازی و آخوند خراسانی تا درج اجتهاد ادامه داد (مدرسی، ۱۳۶۶: ۵) و در مدت تحصیل، از سرآمدان حوزه و چهره ای برجسته بوده است، چنانکه میرزای شیرازی درباره ایشان گفته است: «و در منطق، فقه و اصول سرآمد هم یاران، قوه قضاوت او در حد کمال و در نهایت درستکاری و تقواست» (باقی، ۱۳۷۰: ۲۷). این فقه آموزی بدون تردید در نحوه نگرش آن شهید به تمامی موضوعات، از جمله سیاست تأثیر شگرفی گذاشته بود. به نظر برخی، باور به پیوند سیاست و دیانت، ناشی از تأثیر دیدگاه سیاسی – اجتماعی آخوند خراسانی بر شهید مدرس بوده است (ثبوت، ۱۳۹۳: ۸۰).

شهید مدرس هر گونه فداکاری در مبارزه با استبداد و دیگر فسادهای موجود در تشکیلات حکومت را یک وظیف دینی میدانست و معتقد بود که: «پس هیچ فرقی نمیکند، دیانت ما عین سیاست ما هست، سیاست ما عین دیانت ما است. همان قسم که به ما دستورالعمل داده شده است رفتار میکنیم» و یا در جایی دیگر بیان کرده است: «عقیده سیاسی مثل عقیده دینی میماند» (ترکمان، ۱۳۷۰: ۱۹۲). آن شهید مذهب اسلام را یگانه راه اعتلای ملت میدانست و در مورد وابستگی عظمت سیاسی و شرافت به دیانت باور داشت: «عظمت ما در دنیا به قانون اسلام است» (مدرسی، ۱۳۶۶: ۱۶۸).

شهید مدرس به واقع فرزند زمان خویشتن بود. در زمانه ای که پس از رویارویی ایرانیان و علمای شیعه با مدرنیت غربی و با وقوع انقلاب مشروطیت، موضوع ارتباط دین و دولت به یکی از چالش های اساسی تاریخ اندیش سیاسی ایران و تشیع بدل شده بود، آیت الله مدرس این نظرورزی را در عرص عمل به ظهور رساند و با قرار گرفتن در جایگاه نمایندگی، نمون عملی مناسبی در این زمینه به شمار میرفت. ایشان به جد معتقد به نظارت دقیق علمای دین بر عملکرد حکام بود.

شهید مدرس با وجود باور عمیق به دخالت مبانی اصیل اسلامی در بنیان های سیاست ملی، به اعتقاد برخی چندان موافق حضور علما در سمت های اجرایی نبود (ثبوت، ۱۳۸۹: ۷۱۵). شاید این امر ناشی از عقیده آن شهید بود که اگر جامعه ای به رهبران مذهبی-سیاسی خود بیاعتماد شد و آنان را به خود مشغول دید، ارزش های اعتقادی و انسانی میشکند و حرمت روابط جامعه و رهبری را بیاعتبار میسازد (ثبوت، ۱۳۹۳: ۸۰).

روش و وضعیت زندگانی شهید مدرس نیز در عین سادگی بود. ایشان عقیده داشت که سطح زندگی رهبران باید با توده های ملت یکسان باشد (ثبوت، ۱۳۸۹: ۷۱۵). این ساده زیستی شهید مدرس به ویژه در دوره نمایندگی مجلس، حتی بر دشمنان ایشان اثرگذار بود و احترام آنان را برمیانگیخت. سلوک زاهدان آن شهید را میتوان با آموزه های ناب اسلامی مبنی بر لزوم پایین بودن سطح معیشت حاکمان منطبق دانست؛ امری که در سیره و مشی امام علی (ع) و نحوه برخورد و توصیه های ایشان به فرمانداران خود به خوبی به چشم میخورد.

شهید مدرس همچنین در خصوص تبدیل پایگاه های مذهب در خدمت صاحبان قدرت هشدار میداد و بر این نکته تأکید میکرد که ظاهرالصلاح بودن نباید موجب دستیابی به مقامات بالای حکومتی و دولتی شود. در این زمینه و در مخالفت با حامیان جمهوریخواهی رضاشاه که مسحور عوام فریبی مذهبی او شده بودند میگفت: «معیار شما برای رد و قبول افراد نادرست است! اینکه کسی نماز میخواند یا در مراسم احیا و روضه حاضر میشود ملاک شایستگی او برای سپردن مسئولیت نیست. ملاک سپردن فرمانروایی، عقل و درایت است» (ثبوت، ۱۳۸۹: ۷۲۱).

به گواهی تاریخ، شهید مدرس هرگز از سلاح تکفیر، به عنوان ابزار علیه مخالفان خود استفاده نکرد. در این زمینه میتوان برای نمونه به ماجرای سلیمان میرزا اسکندری و همچنین در ماجرای میرزاده عشقی که از مخالفان سرسخت آیت الله مدرس بود، اشاره کرد (مکی، ۱۳۵۸: ۱۶۱). در حقیقت شهید مدرس از ابزارهای سلبی در زمان نمایندگی در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده نمیکرد و برای خود و نمایندگان مجلس، شأن و اعتبار مضاعفی نیز قائل نبود (ترکمان، ۱۳۶۷: ۳۵۹).

در خصوص نظارت بر قوانین صادره در مجلس شورای ملی نیز به اعتقاد شهید مدرس آنچه در قانون مشروطه آمده این بود که قوانین نباید مخالف شرع باشد نه اینکه موافق شرع باشد (مکی، ۱۳۵۸: ۷۳-۷۲). این موضوع نشان میدهد که شهید مدرس به عنوان یک شخصیت سیاسی و اجتماعی و با توجه به مسائل مبتلا به روز، مرزهای فقه سیاسی را پیش برده و افق های نوینی در برابر علمای دینی در خصوص مسائل مربوط به مقتضیات روز و عصر جدید گشوده است. به بیانی شهید مدرس سعی کرده است باظرافت، شریعت را در قالب های نو که مطابق مقتضیات روز و سازگار با شرایط زمان است، ارائه دهد (عمید زنجانی، ۱۳۸۶: ۵۸).

شهید مدرس درس سیاست را در مکاتب نوین غربی نیاموخته بود و آنچه در بیان و کردار سیاسی و مدنی از ایشان صادر می شد، براساس آموزه های دینی و علاقه و مطالع گسترده اش در تاریخ بود. او علت عقب ماندگیهای ایران را دوری متدینین از سیاست و جدایی سیاست از دیانت میدانست و قانون برتر را قانون اسلام معرفی و در این زمینه اظهار میکرد که «ما از مقالات روسو پیروی نمیکنیم، زیرا افکار عالی پیامبر (ص) را درباره اجتماع، بهتر از افکار روسو میدانیم، لذا باید جد و جهد کرد که قوانین ما از حدود اسلامیه تجاوز نکند» (حقانی، ۱۳۸۶: ۴۴). شاید بتوان شهید مدرس را یک سیاستمدار ایرانی- اسلامی در روزگار ورود جریان مدرنیته و از جمله معدود فرزندان خلف انقلاب مشروطیت برشمرد که در پی نجات مشروعیت حکومت مشروطه در برابر موج سکولاریسم بود. ایشان با تلفیق ذهنی و تجسم عینی پیوند سیاست و دیانت، الگویی عملی از سیاست دینی از خود به یادگار گذاشت. به تعبیری «شهید مدرس نه یک ناسیونالیست مدرن بود و نه یک متعصب مذهبی، بلکه یک سیاستمدار دموکرات شیعی بود» (کاتوزیان، ۱۳۷۴: ۱۴۳). امام خمینی (ره) که به عنوان نامدارترین فقیه سیاسی و بنیانگذار مهم ترین دولت شیعه در عصر غیبت، از نزدیک با مقام علمی و سیره سیاسی شهید مدرس آشنایی داشت، در توصیف آن شهید می

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *