توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ماجرای بیمارستان امام رضای مشهد؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل ماجرای بیمارستان امام رضای مشهد انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 28 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل ماجرای بیمارستان امام رضای مشهد:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل ماجرای بیمارستان امام رضای مشهد آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل ماجرای بیمارستان امام رضای مشهد با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل ماجرای بیمارستان امام رضای مشهد از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل ماجرای بیمارستان امام رضای مشهد، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ماجرای بیمارستان امام رضای مشهد :
روایت یکی از همراهان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
با اعلام همبستگی پزشکان و کارکنان بیمارستان شاه رضا – امام رضا(ع) – با انقلابیون و سرنگون کردن مجسمه ی داخل محوطه ی بیمارستان، عده ای از نیروهای ساواک در چتر حمایت نظامیان، با شکستن نرده های آهنی از درب جنوبی وارد باغ بیمارستان شده و با تیراندازی و حمله به بخش های داخلی و اطفال بیمارستان، موجب آزار و اذیت بیماران شدند.
به دنبال اطلاع یافتن از این حادثه، آقایان سیدعلی خامنه ای، عباس واعظ طبسی و آیت الله حسنعلی مروارید به همراه تعدادی دیگر از علما پیاده به سوی بیمارستان راه می افتند و ضمن حرکت در خیابان ها از مردم می خواهند به آن ها بپیوندند.
جمعیت بسیاری پشت سر علما قرار می گیرند. مردم پس از نزدیک شدن به بیمارستان با وجود این که مأموران راه را سدّ کرده بودند، پیشروی نموده، وارد بیمارستان می شوند و برای همبستگی با پزشکان و کارمندان بیمارستان و به منظور برآورده شدن خواسته های خود، در آن جا تحصن می کنند. آن چه می خوانید، روایتی از این رویداد است که از نگاه یکی از همراهان آیت الله خامنه ای در آن روز بیان شده است:
با یک وانت نیسان به طرف بیمارستان امام رضا(ع) آمده بودند؛ یک عده چماقدار که شهربانی مشهد استخدام شان کرده بود؛ به شان پول داده بود تا حدود ساعت ۸/۳۰ از شهربانی – عدل خمینی امروز – راه بیافتند و به بیمارستان امام رضا(ع) حمله کنند. بیمارستان امام رضا(ع) هم آن وقت ها خیلی فعال بود؛ هم دانشجوهایش، هم دکترهایش. اعلامیه پخش می کردند و… درگیر مسائل مبارزه بودند.
چماقدارها از خیابان «بهار» وارد بیمارستان امام رضا(ع) شدند. ریختند توی بخش کودکان بیمارستان که نزدیک خیابان بهار است و جنایت های عجیبی کردند. سِرم ها را از دست بچه ها کشیدند؛ بچه ای را پرت کردند و کشتند و… این جریان ها مربوط به حدود ساعت ۹ تا ۱۰ بود.
حدود ۱۰/۳۰ – ۱۱ خبر در مشهد پیچید و شایع شد که چنین کاری انجام گرفته است. «آقا» منزل آقای قمی بودند. دقیقاً یادم نیست دیگر کدام آقایان با ایشان بودند. اما آن هایی که من یادم هست، مرحوم آقای مرعشی بود که همه جا بود؛ آقا شیخ ابوالحسن شیرازی و آقای سیدحسین نبوی هم بودند. این گروه از همان کوچه ی آقای قمی راه افتادند و جمعیت همین طور داشت به آن ها اضافه می شد.
بالاخره جمعیت وارد بیمارستان امام رضا(ع) شد. اول یک مقدار تیراندازی شد. چماقدارها آن طرف بودند و شعار «جاوید شاه» می دادند. مبارزان هم این طرف؛ البته شعار «مرگ بر شاه» نمی دادند ولی بقیه ی شعارهای انقلابی را می گفتند. ابتدا درگیری و تیراندازی شد؛ اما بعد کمی فروکش کرد.
آقایان در بیمارستان امام رضا(ع)، اعلام تحصن کردند؛ بخش رادیولوژی بیمارستان شد مرکز تحصن! کم کم بخش های دیگر را هم گرفتیم. یک بخش را هم فرش کردیم. خدا مرحوم حاجی چراغچی، حاج عباس رمضانی و آقای حسن زاده را بیامرزد؛ این ها مسؤول چای، غذا و تشکیلات برای متحصنان شدند.
فکر می کنم همان جا از خبرگزاری کانادا آمدند و با آقا مصاحبه ی کوتاهی کردند. این گفت وگو، نزدیک ظهر بود. شب، علمای مشهد همه آمدند؛ از جمله میرزا جوادآقای تهرانی، حاج آقا حسین شاهرودی و آقای مروارید. همه تک تک به بیمارستان امام رضا(ع) آمدند. بعد یکی از آقایان جلو رفت و متحصنان توی صحن بیمارستان نماز خواندند. در همین حال یک دفعه از دَم در بیمارستان، صدای شعار آمد. یکی از افسران گارد بود – من الآن اسمش را یادم رفته – که به طرف بیمارستان می آمد اما دور بیمارستان، جمعیت فراوانی از مردم بود که این افسر، در تاریکی متوجه آن ها نشده بود. مردم هم یک دفعه سرهنگ را دیدند و با چوب، آن قدر به ماشینش زدند که سقف خوابید و او مُرد؛ همان جا مرد.
یک ساعت، بیشتر از مغرب نگذشته بود اما بیمارستان مملو از جمعیت بود. خیابان هم همه اش پر از نور و روشن بود. یک دفعه به ما اعلام کردند که مردم، «حکیمی شاهرودی» را گرفتند. روحانیِ سید و قدبلندی بود که در مشهد، معمولاً برای هر مسئله ای که مربوط به دربار بود، دَمِ ایشان را می دیدند! در حقیقت کارگزار بود. من و آقا، دو تایی دویدیم. آقا گفتند: «فلانی! بدو که اگر این سید یک طوری اش بشود، بعد دیگر نمی شود جمعش کرد.» دست همدیگر را گرفتیم و ب
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.