تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مباحث معاد در اندیشه کلامی شیخ مفید و علامه حلی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مباحث معاد در اندیشه کلامی شیخ مفید و علامه حلی با 86 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مباحث معاد در اندیشه کلامی شیخ مفید و علامه حلی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مباحث معاد در اندیشه کلامی شیخ مفید و علامه حلی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مباحث معاد در اندیشه کلامی شیخ مفید و علامه حلی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مباحث معاد در اندیشه کلامی شیخ مفید و علامه حلی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل مباحث معاد در اندیشه کلامی شیخ مفید و علامه حلی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مباحث معاد در اندیشه کلامی شیخ مفید و علامه حلی :

مقدمه

با اینکه مسائل مربوط به معاد، حجم گسترده ای از آیات قرآن را دربرمی گیرد و به گونه های مختلف از آن یاد شده است و در روایات اهل بیت(ع) هم احادیث چشمگیری دراین باره وجود دارد، در پژوهش های دینی کمتر به این بحث به شکل مستقل و تخصصی توجه شده است. بیشتر این پژوهش ها در حوزه های خداشناسی و امامت انجام می شود. هرچند این پژوهش ها خوب و به جاست، نباید از پژوهش در موضوع معاد به صورت مستقل و جزئی تر غفلت ورزید؛ چراکه افزون بر آثار کلامی و اعتقادی ای که این پژوهش ها در پی دارد، پیامدهای تربیتی و اخلاقی مهمی نیز در این موضوع وجود دارد.

ازسوی دیگر، در میان متکلمان شیعی برخی از آنان نقطه عطف به شمار می آیند و می توان گفت کلام شیعه وام دار آنهاست. بی گمان شیخ مفید در سده چهارم و اوایل سده پنجم و علامه حلی در اواخر سده هفتم و اوایل سده هشتم، جزء همین متکلمان هستند. هرچند که هر دو در شمار متکلمان عقل گرا قرار می گیرند، از دو رویکرد مختلف در مباحث کلامی بهره می برند. علامه حلی برخلاف شیخ مفید، از متکلمان فلسفی به شمار می رود که فلسفه در کلام وی، جایگاه مهمی دارد. در این نوشتار می کوشیم تا جایگاه و ساختار بحث معاد در آثار کلامی این دو متفکر بزرگ تحلیل و بررسی شود.

جایگاه بحث معاد در ساختار مباحث کلامی شیخ مفید و علامه حلی

معاد تا روزگار شیخ مفید در آثار کلامی، جایگاه مشخص و معینی نیافته است. البته این سخن تنها به معاد بازنمی گردد؛ چراکه تا این زمان، کلیت علم کلام ساختار منظم و مشخصی نیافته است. بنابراین، تا این هنگام، تنها تک نگاری هایی درباره معاد یا پاره ای از مسائل مرتبط با آن دیده می شود. شیخ صدوق به صورت پراکنده به پاره ای از مسائل معاد اشاره کرده است که در واقع، برخی از این مباحث نیز پاسخ به پاره ای از پرسش ها بوده است.

در کتاب النکت الاعتقادیه، نظم و انسجام کلامی دیده می شود؛ بخش پایانی کتاب، موضوع معاد است و پیش از آن، از نبوت و امامت بحث شده است؛ ولی انتساب این کتاب به شیخ مفید با تردید بسیار روبروست (مکدرموت، ۱۳۷۲، ص۶۲؛ جبرئیلی، ۱۳۸۹، ص۱۸۱). تنها اثر کلامی منسجم و نظام مند شیخ مفید، کتاب النکت فی مقدمات الاصول است. این کتاب در هفت باب تنظیم شده و دارای ساختار و نظام مشخص و منسجم کلامی است. در ابواب نخستین، مباحث معرفت شناسی و هستی شناسی مطرح شده و باب چهارم آن توحید است و سپس به ترتیب، ابواب نبوت، امامت و وعد و وعید آمده است.

شاید این کتاب دست کم تا زمان خودش در آثار کلامی شیعه، از چند بُعد بی مانند باشد؛ تقدم مباحث معرفت شناسی و امور عامه بر مباحث الاهیات به معنای خاص، نظم و ساختار مشخص مباحث، قرار گرفتن بحث امامت پس از نبوت و جای دادن مباحث وعد و وعید پس از بحث امامت، از نوآوری های شیخ مفید در این کتاب است که بیشتر متکلمان متأخر نیز آن را پذیرفته اند. حتی محقق طوسی و علامه حلی نیز در این ترتیب دنباله رو شیخ مفید هستند. هرچند تا زمان این دو متکلم بر غنای مباحث و همچنین به کار گرفته شدن مباحث مقدماتی در مباحث الهیات بالمعنی الخاص افزوده شده است، ترتیب و نظام، همان ترتیب شیخ مفید است. البته کتاب اوائل المقالات نیز با اینکه به صورت گفتارهایی تنظیم شده است، ارتباط و نظمی خاص در میان مباحث آن برقرار است.

ساختار کلامی آثار شیخ مفید از سوی بیشتر متکلمان شیعه پذیرفته شد. تنها برخی متکلمان به طور کامل آن ساختار را رعایت نکردند؛ برای نمونه، ابن میثم بحرانی (م ۶۷۹ ق) در کتاب قواعد المرام فی علم الکلام، بخش معاد را میان مباحث نبوت و امامت جای داده است (بحرانی، ۱۴۰۶، ص۱۳۸). همچنین حمصی رازی (م اوایل قرن هفتم) در کتاب المنقذ من التقلید چنین رفتار کرده است (حمصی، ۱۴۱۲، ج۲، ص۱۸۰). محقق حلی (م ۶۷۶ ق) در المسلک فی اصول الدین، مباحث معاد را در بخش دوم، یعنی بخش افعال خداوند و یکی از فروع این بخش جای داده و با عنوان وعد و وعید از آن بحث کرده است (حلی، بی تا، ص۱۱۵). ساختار تجرید الاعتقاد محقق طوسی (م ۶۷۲ ق) نیز نزدیک به کتاب النکت فی مقدمات الاصول است. وی مقصد ششم، یعنی آخرین مقصد تجرید را به معاد اختصاص داده است (طوسی، ۱۴۰۷، ص۲۹۷). دو مقصد نخست این کتاب، به امور عامه ارتباط دارد. خواجه در قواعد العقائد نیز معاد را آخرین فصل کتاب و پس از بحث نبوت و امامت قرار داده است (طوسی، ۱۴۱۳، ص۹۵).

علامه حلی نیز در آثار کلامی خویش، روش استاد خود محقق طوسی را دنبال کرده است. منهج نهم کتاب مناهج الیقین علامه، معاد نام دارد که بعد از نبوت و امامت آمده است (حلی، ۱۴۱۵، ص۴۸۵). آخرین مرصد کتاب تسلیک النفس نیز معاد است و پس از نبوت و امامت آمده است (حلی، ۱۴۲۶، ص۲۰۹). در نهج الحق و کشف الصدق نیز همین ترتیب حاکم است (حلی، ۱۹۸۲، ص۳۷۶).

کوتاه سخن اینکه، ساختاری که شیخ مفید در علم کلام و در کتاب النکت فی مقدمات الاصول پی افکند، بیشتر متکلمان شیعه آن را پذیرفتند و متکلمان بعدی نیز آن را رعایت کردند. متکلمانی همچون محقق طوسی و علامه حلی نیز در ساختار مباحث کلامی و جایگاه بحث معاد، از شیخ مفید پیروی می کنند.

ساختار بحث معاد در کلام شیخ مفید و علامه حلی

توجه به مباحث معاد از زمان شیخ مفید تا روزگار علامه حلی نشان می دهد که در این دوره، بر حجم مباحثی که در بخش مربوط به معاد طرح می شود، افزوده شده است. مطالب شیخ مفید در النکت فی مقدمات الاصول در بحث معاد – که با عنوان وعد و وعید از آن بحث کرده- تنها دربردارنده چند مسئله است. وی در این بخش، تنها از استحقاق ثواب و عقاب، جواز عفو مرتکب کبیره و احکام اصحاب الکبائر سخن گفته است. هرچند در اوائل المقالات به طور پراکنده از مباحث بیشتری که به معاد ارتباط دارند سخن گفته و باور خود را بیان کرده است. این موضوعات عبارت اند از: شفاعت، توبه، خلود کفار در جهنم، رؤیت معصومان(ع) توسط محتضر، احوال مکلفان پس از وفات، نزول فرشتگان در قبر، نعمت و عذاب قبر، حساب و صراط و میزان، تحابط، موافات، مرتکب کبیره، اختیار و تکلیف اهل آخرت، نعمت های بهشتی، ثواب و عقاب دنیوی، آفرینش بهشت و جهنم، سخن گفتن و شهادت اعضا در قیامت. البته در آثار شیخ مفید مباحث انسان شناسی هم دیده می شود.

پس از شیخ مفید باب مربوط به معاد که با عنوان «الوعید السمعی» در الذخیره سید مرتضی آمده است، گسترده تر از کتاب النکت شیخ مفید است. سید، افزون بر مطالب کتاب شیخ، مسائلی چون عذاب قبر، احوال قیامت مانند میزان، صراط، شهادت اعضا و جوارح در قیامت و بحث اسما و احکام را هم آورده است (سید مرتضی، ۱۴۱۱، ص۵۰۴).

گستره شدن مباحث معادشناسی پس از سید مرتضی نیز ادامه دارد. شیخ طوسی در الاقتصاد، بحث امربه معروف و نهی از منکر و نیز موضوع شفاعت را نیز به بحث معاد افزوده است. تفاوت مهم دیگر معادشناسی در الاقتصاد، تقدم معادشناسی بر نبوت و امامت است (طوسی، ۱۴۰۶، ص۱۷۹).

این روند رو به رشد مسائل معادشناسی در تقریب المعارف دیده نمی شود. در این کتاب بابی با نام «المعاد» وجود دارد، ولی تنها درباره «تکلیف شرعی» و پاره ای از مباحث مانند آجال و آلام در باب افعال الهی در آن بحث شده است (حلبی، ۱۴۰۴، ۴۵۹).

در کتاب الیاقوت فی علم الکلام ابن نوبخت (سده چهارم)، مسائل معاد در زیر عنوان الوعد و الوعید و پیش از مباحث نبوت آمده است. تنوع چندانی در مسائل معاد دیده نمی شود. کمابیش همان مسائل پیشین با رویکرد بیشتر عقلی در مسائلی همچون استحقاق ثواب و عقاب، بطلان احباط، توبه، شفاعت، عدم خلود مؤمن در جهنم، صراط، میزان و عدم جواز کفر مؤمن، طرح شده است (ابن نوبخت، ۱۴۱۳، ص۶۳).

در کتاب المنقذ من التقلید نوشته حمصی رازی (م اوایل سده هفتم)، مباحث معاد بیشتر شده است و تنوع زیادی در مسائل معاد دیده می شود؛ ولی هنوز مسائل انسان شناسی و فلسفی در بخش معاد طرح نمی شود. مسائل معاد در سه بخش این کتاب سامان یافته است. برخی مسائل در بخش افعال الهی، برخی در بخش وعد و وعید و برخی نیز در کتاب المعاد آمده است. ولی مباحث معادشناسی آن پیش از امامت آمده و کتاب الامامه، آخرین بخش این کتاب است (حمصی، ۱۴۱۲، ج۲، ص۱۸۰) که این شیوه چینش با رویکرد شیعی به امامت چندان سازگار نیست.

در مباحث معاد تجرید الاعتقاد محقق طوسی تغییر اساسی دیده می شود. این تغییر هم در مقدمه قرار گرفتن مسائل فلسفی است و هم در طرح مسائل جدید. در بخش معاد این کتاب که آخرین بخش آن را تشکیل داده است، مسائلی مانند امکان خلق عالمی دیگر، صحت عدم عالم، وقوع عدم عالم و کیفیت آن برای نخستین بار طرح شده است (طوسی، ۱۴۰۷، ص۲۹۷). محقق طوسی در قواعد العقائد برخلاف تجرید در باب معاد، از حقیقت انسان هم بحث کرده است (همو، ۱۴۱۳، ص۹۵). شاید برای نخستین بار در کتاب کلامی باشد که بحث حقیقت انسان در معاد طرح شده است.

در کتاب قواعد المرام ابن میثم بحرانی (م ۶۷۹ ق) نیز بحث انسان شناسی به صورت مقدمه معاد بیان شده است. این بحث نخستین مبحث معاد در این کتاب است. ابن میثم بحث معاد را در دو بخش مقدمه و ارکان تنظیم کرده است. مقدمه بحث وی را حقیقت انسان و «آنچه با “أنا” به آن اشاره می شود» (بحرانی، ۱۴۰۶، ص۱۳۸) تشکیل می دهد. مباحث معادشناسی در این کتاب بسیار گسترده تر از کتاب های پیشین است و افزون بر مباحث کتاب های گذشته، مسائل بسیاری طرح شده است که پیش تر سابقه نداشته است. نکته جالب اینکه بسیاری از این مباحث نوین، مباحث عقلی و فلسفی است؛ مسائلی همچون جواز عقلی معاد جسمانی، معاد روحانی، استحاله اعاده معدوم، جواز خرق و التیام، حدوث نفوس بشریه و فساد تناسخ. نکته دیگر اینکه معادشناسی ابن میثم، پس از نبوت و پیش از امامت جای گرفته است.

روش ابن میثم و محقق طوسی در مباحث کلامی، به ویژه معادشناسی را، علامه حلی ادامه داده است؛ یعنی هم مقدمه قرارگرفتن مباحث فلسفی برای مسائل کلامی، از جمله معاد و هم طرح مسائل نوینی را که محقق طوسی آغاز کرده بود، در آثار کلامی علامه نیز دیده می شود. نگاهی گذرا به تسلیک النفس علامه، حاکی از این معناست. چهار مرصد از نُه مرصد این اثر دربردارنده مباحث امور عامه و مباحث فلسفی است و از مرصد پنجم الهیات به معنای أخص آغاز می شود و آخرین مرصد آن معاد است. مطالبی هم که در معاد دارد همان مطالب محقق طوسی و ابن میثم است (حلی، ۱۴۲۶، ص۲۰۹). بنابراین معادشناسی علامه، تغییر چشمگیری با معادشناسی خواجه و ابن میثم ندارد. تنها از انسان شناسی به صورت مشخص در بخش معاد این کتاب بحث نشده است. معادشناسی کتاب مناهج الیقین نیز مانند معادشناسی تسلیک النفس است (حلی، ۱۴۱۵، ص۴۸۵).

علامه حلی در نهج الحق، از مبحث معاد بسیار فشرده سخن گفته است. این بخش تنها دربرگیرنده دو بحث معاد جسمانی و استحقاق ثواب و عقاب است (حلی، ۱۹۸۲، ص۳۷۶). شاید علت این امر، بنای کوتاه گویی و پرهیز از پُرگویی بوده که در مقدمه کتاب یادآور شده است (همان، ص۳۷).

تغییر رویکرد مباحث معاد از نقلی به عقلی؛ و از جزئی به کلی

مباحث برگرفته از روش نقلی در کلام شیخ مفید و متکلمان پیشین بیشتر مطرح گردیده است ولی در کلام محقق طوسی و علامه حلی این مباحث به صورت گذرا و اشاره وار بیان شده و مباحث عقلی با تفصیل بیشتری طرح شده اند. در پی این تغییر رویکرد، از طرح مباحث جزئی معاد که عقل توان ورود به آنها را نداشت، رفته رفته کاسته و بر مباحث کلی افزوده شد. شاید یکی از علل این تغییر، ورود فلسفه به کلام و تأثیرگذاری فلسفه باشد. هرچند جا داشت در کنار این گسترش مباحث عقلی، بر غنای مباحث نقلی و ارائه تحلیل ها و جمع بندی های نوین از دلایل نقلی درباره جزئیات افزوده می شد.

طبیعی است که این تغییر رویکرد، زمینه ساز دگرگونی و تغییر از جزئی به کلی خواهد شد. عقل توان ورود به مباحث جزئی را ندارد و تنها در گستره مباحث کلی می تواند حکم دهد. ازاین روست که علامه در مباحث جزئی معاد همچون صراط، میزان، أعراف و احوال بهشت و جهنم، به این نکته بسنده می کند که چون مخبر صادق به این موارد خبر داده است، بی گمان از حقیقت برخوردارند و یا واقع خواهند شد (همو، ۱۴۲۶، ص۲۱۷).

گواه دیگر این ادعا، بحث حقیقت انسان است. یکی از مبانی و منابع در تبیین معاد، انسان شناسی است. ارتباط این دو با یکدیگر انکارناپذیر است؛ زیرا معاد در معنای خاص، چیزی جز بازگشت انسان نیست. متکلمان نسبت به این مسئله نظر داشته و بحث نفس انسان و حقیقت او را در پرتو مباحث معاد (همو، ۱۴۱۳، ص۵۴۹) و یا مباحث عامه بیان کرده اند (همو، بی تا، ص۷۵؛ سیوری حلی، ۱۴۰۵، ص۳۸۸). از دیدگاه شیخ مفید و علامه حلی، روح مجرد است، ولی شیخ مفید برای اثبات این نظریه بیشتر به دلایل نقلی، أعم از آیات و روایات تکیه کرده است؛ برخلاف علامه حلی که از دلایل عقلی فلسفی بهره جسته است.

شیخ مفید در پاسخ به پرسش از ماهیت انسان، چنین می گوید:

انسان آن گونه که بنونوبخت ذکر کرده و همین طور آن گونه که هشام بن حکم بیان کرده است و اخبار و روایات امامان(ع) نیز دلالت بر آن دارد، می باشد. انسان قائم به نفس است، نه حجم دارد و نه بُعد، ترکیب در آن راه ندارد و نه حرکت و سکون و نه اجتماع و افتراق دارد؛ آن چیزی است که حکمای اول آن را جوهر بسیط نامیده اند و همین طور هر زنده فعال محدث یک جوهر بسیط است (مفید، ۱۴۱۳ الف، ص۵۷).

به نگاه شیخ مفید، روایات نیز بر این معن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *